userinfo close

  ,

شایا تجلی


shaya_tajalliclub

تاسیس: 10 آذر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیریت کلوب - معاونان
دوست داران و علاقه مندان به شایا خوش آمدید . برای شناخت بهتر و بیشتر شایا مقالات موجود در این سایت ر ادامه »
دوست داران و علاقه مندان به شایا خوش آمدید . برای شناخت بهتر و بیشتر شایا مقالات موجود در این سایت رو حتماً بخونید .
در ضمن خوشحال خواهیم شد که حضور فعالانه شما دوست عزیز رو در بحث های این کلوب شاهد باشیم .
آدرس سایت و وبلاگ شخصی شایا و راه های ارتباط با شایا تجلی در بحث ها و مقالات کلوب موجود می باشد .


 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
143
854
90/8/26 (11:15)
1048
7809
89/11/21 (22:13)
25
418
88/4/18 (21:16)
18
246
87/12/30 (01:42)
52
570
87/12/29 (17:17)
24
614
87/12/29 (17:16)
346
2467
89/4/22 (10:09)
237
1931
88/8/19 (17:07)
38
390
88/8/2 (01:30)
79
377
88/5/12 (22:16)
245
1929
88/4/16 (20:46)
83
789
87/12/29 (17:16)
69
1055
87/12/29 (17:15)
247
1422
87/12/29 (17:15)
65
997
87/5/27 (22:42)
68
559
87/12/29 (21:27)
184
969
87/12/29 (12:02)
30
344
87/10/20 (18:01)
12
216
87/9/25 (21:07)
112
940
87/7/6 (09:59)

عنوان بحث

الناز ر , elnaz_s
الناز ر - 17:49 1385/12/5

تعریف شما از دوست داشتن؟

با سلام حضور دوستان خوبم  ازتون می خوام تعریفتون از عشق و دوست داشتن رو بنویسید.  مرسی
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
 روزِ تولد توئه، امروز به  دنیاى  مى ‏رسى

 پیشكش  دستاى  گلت، شكوفه ‏هاى  اطلسى

 

 شیرین‏تر  از هر  اتّفاق ، تو بهترینى  واسه من

 مباركِ  چشماى  تو، تازه‏تر  از تازه  شدن

 

 جشنِ  تولدِ   توئه ، میلادِ  هر  چى  خاطره

 روزى  كه  غیر  ممكنه، هیجورى  از یادم  بره

 

 تو هستى  كه  با بودنت ، به  هر  چى  قصه  جون مى ‏دى

 تویى  كه با نازِ نگات، آسمونُ نشون مى‏ دى

 

 تو هستى  كه  جون مى‏گیرم، تُو فصلِ  بارون  و صدا

 بى ‏تو نه من بودم  و نه قشنگ ‏ترین خاطره ‏ها

 

 جشنِ  تولدِ توئه، میلادِ  هر  چى  خاطره

 روزى  كه غیر ممكنه، هیجورى  از یادم  بره

 


 

 تُو دلِ من قد كشیدى، مثه یه  تاك  سر به  زیر

 بازوهاى عاشقِ تو، دورِ ترانه ‏هام  بگیر

 

 باشى  نباشى  پیشِ من، تو بهترین  همنفسى

 هر جاى دنیا كه میرى، به آرزوهات  برسى

 

 جشنِ  تولدِ  توئه ، میلادِ  هر  چى  خاطره

 روزى  كه غیر ممكنه ، هیجورى  از یادم  بره

                                                            تولدت مبارك



و اینک بداهه ای دیگر

 

این کویر دیده ام با رفتنت دریا شود

در دل شوریده ام دریای خون برپا شود

گر که با زآ یی به کنعان ای سفر کرده ، ز ره

هر دو دیده پس بگیرد خشکی و  صحرا شود.

مریم  , migone
مریم - 12:22 1387/11/24
80

آن‌چه در زیر می‌خوانید، از زبان «هلن کلر‌» بانوی نابینا و ناشنوای مشهور جهان می‌باشد:

صبح روزی را به‌خاطر می‌آورم که برای اولین‌بار از معلمم معنی کلمه‌ی «دوست‌داشتن» را پرسیدم. البته تا آن زمان، کتاب‌های زیادی مطالعه نکرده بودم. آن‌روز تعدادی گل بنفشه را که در باغ پیدا کرده بودم، پیش معلمم خانم «سالیوان» بردم.

او مرا در آغوش کشید و با انگشت خود کف دستم نوشت: من «هلن» را دوست دارم.

من از او پرسیدم: «دوست‌داشتن چیست؟» او با انگشت به قلبم که در حال تپیدن بود، اشاره کرد و گفت: «این‌جاست.» حرف‌های او مرا خیلی گیج کرده بود زیرا تا آن زمان، معنی چیزهایی را می‌فهمیدم که بتوانم آن‌ها را لمس کنم. من گل‌های بنفشه را که در دست او بود، بوییدم و به‌آرامی از او پرسیدم: «آیا دوست‌داشتن،‌ رایحه‌ی‌‌ دل‌انگیز گل‌هاست؟» معلمم گفت: «نه»

دوباره به فکر فرورفتم. خورشید در حال تابیدن بود. ‌با دست به سمت خورشید اشاره کردم و پرسیدم: «آیا این دوست‌داشتن نیست؟» به‌نظرم ممکن نبود چیزی زیباتر از خورشیدی که با گرمای خود باعث رشد و تعالی تمامی موجودات می‌شود، در دنیا وجود داشته باشد اما خانم «سالیوان» سرش را تکان داد و من به‌طور کامل گیج و مبهوت و ناامید بودم. برای من خیلی عجیب بود که معلمم نمی‌توانست دوست‌داشتن را به من نشان دهد.

یک یا دو روز بعد، مشغول بازی با چند مهره بودم و سعی‌می‌کردم ابتدا دو مهره‌ی بزرگ سپس سه مهره‌ی کوچک را به‌صورت قرینه و متوالی به نخ بکشم. ابتدا اشتباهات زیادی می‌کردم اما خانم «سالیوان» با صبر و حوصله به من کمک می‌کرد‌ تا مهره‌هایی را که به اشتباه وارد کرده بودم، بیرون‌آورم. در انتها متوجه یک اشتباه بزرگ در توالی مهره‌ها شدم و برای یک لحظه فکرم را به درس متمرکز کردم و این‌که چگونه باید مهره‌ها را به‌طور صحیح مرتب کنم.

خانم «سالیوان» انگشتش را روی پیشانی‌ام گذاشت و نوشت «فکر‌کن». در یک آن فهمیدم آن کلمه، نام یک روندی است که در ذهن من می‌گذرد. این اولین تجربه‌ی من در یادگیری یک فکر انتزاعی بود. با این طرز فکر، ‌مدت زیادی سعی‌می‌کردم معنی دوست‌داشتن را بفهمم. آفتاب، هر روز زیر ابر بود و تابش مختصری وجود داشت.

ناگهان خورشید از پشت ابر بیرون آمد و به‌طور‌کامل درخشید. دوباره از معلمم سؤال کردم: «آیا این دوست‌داشتن نیست؟» او جواب داد: «عشق، مانند ابر در آسمان است قبل از این‌که خورشید بیرون بیاید.»

بعد به زبانی ساده‌تر که من در آن زمان ‌احتمالاً ‌آن‌را نفهیدم، توضیح داد: «تو می‌دونی که نمی‌تونی ابرها رو لمس کنی اما بارون رو احساس می‌کنی و می‌دونی که گل‌ها و زمین تشنه، چه‌قدر خوشحال می‌شن اگه پس از یک روز آفتابی، بارون بیاد.

دوست‌داشتن هم مانند ابر است. تو نمی‌تونی اونو لمس کنی اما می‌تونی وجودشو توی هر چیزی احساس کنی. بدون دوست‌داشتن، تو خوشحال نخواهی بود و دوست نداری ‌بازی کنی.»

حقیقتی زیبا بر من آشکار شد. بین من و انسان‌های دیگر، خط‌وط نامرئی به‌نام دوست‌داشتن وجود دارد.


سانیا س , arashkamangir52
سانیا س - 10:24 1387/10/5
79

دوست داشتن بی ریا و صادقانه و بدون دروغ همون چیزی هست که به درد میخوره . وگر نه هر دوست داشتنی ، دوست داشتن نیست .

سانیا س , arashkamangir52
سانیا س - 00:30 1387/09/22
78
نقل قول از : ندا (g)

dost dashtane kasi ke layeghe dost dashtan nist esrafe mohabat ast

=D>=D>=D>
ندا عباسی , ramroy
ندا عباسی - 00:25 1387/09/22
77
dost dashtane kasi ke layeghe dost dashtan nist esrafe mohabat ast
پانیذ هدایت , snows
پانیذ هدایت - 09:26 1387/08/25
76

به نظر من عشق یه نیروی جاذبه هست که آدم در مقابل اون نمیتونه مقاومت کنه

و دوست داشتن یه نوع فداکاری و ایثار

زهره استادحسن زاده , ashkbus
75

دلیل نفسمی

پس با من بمون تا همیشه

مهناز م , avarehjadeh
مهناز م - 00:06 1387/08/2
74

عشق یعنی هم نفس با همدلی

عشق یعنی انتظازر بی دریغ

عشق یعنی اشكهای بی دلیل

لحظه های پر بها و روزهای بی فریب

عشق یعنی دوستی  شاید مثال سادگی

كودكی را دور كردن شعرهای عاشقی

عشق یعین هم زبانی هم دلی

روزهای خوب  بودن لحظه های  عاشقی

عشق رسوایی دل رنگ از رخی ببریدن است

همدم اغیار گشتن هم قدم  بار گشتن

عشق یعنی.........

 

الف. ف , azadeh_baran
الف. ف - 16:49 1387/06/29
73

عاشقی پیداست از زاری دل

نیست بیماری چو بیماری دل

علت عاشق ز علت ها جداست

عشق اصطرلاب اسرار خداست

هرچه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی زبان روشن تر است...

بهار خاموش , loser
بهار خاموش - 16:29 1387/06/29
72

آدم کسی که دوس داره همیشه اذیت میکنه

اما خودش فکر میکنه داره محبت میکنه

بهار خاموش , loser
بهار خاموش - 16:24 1387/06/29
71

گفتی تو هم برام بنویس اما …

خواستم از عشق برات بنویسم، دیدم تو خود عشقی و واسه عشق که نمیشه از عشق نوشت !

خواستم از عاشقی بنویسم، دیدم که تو منو عاشق کردی و خودت عاشق نشدی تا بتونی منو درک کنی

خواستم از دل بنویسم ، دیدم تو دلبری و ترسیدم این دل رو هم مثل دل من عاشق کنی

خواستم از دلتنگی بنویسم ، گفتم تو که عاشق نیستی تا بدونی دلتنگی چیه

 

پس گفتم بزار از دوست داشتن بنویسم، چون با دوست داشتنه که همه حرفای منو می فهمی و درک میکنی  حالا اگه میخوای بدونی عشق، عاشقی، دل، دلتنگی، چیه؟  فقط کافیه انقدر که من تو رو دوست دارم، تو هم منو دوست داشته باشی .

 

 

بزرگترین آرزوی من، کوچکترین آرزوی توست پس

کوچکترین غم تو، بزرگترین غم من است
سحر ک , sahar_good_girl
سحر ک - 14:15 1387/06/15
70
dost dashtan yany inke az jon maye bezary,hichvaght azash narahat nashy va inke bemiry vase inke narahat nashe
الف. ف , azadeh_baran
الف. ف - 02:17 1387/06/14
69

عشق لالایی ِ بارون تو شباس

نم نم ِ بارون ِ پشت شیشه هاس...

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.