| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
10
|
87/7/4 (02:50)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
87/7/1 (08:09)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
87/5/23 (00:55)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/3/17 (10:54)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
86/11/12 (20:30)
|
|
||
|
|
2
|
33
|
86/11/5 (15:21)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
86/10/24 (11:12)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
86/9/23 (14:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/4/2 (21:56)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
85/12/21 (20:13)
|
|
عنوان بحثجایگاه عزاداری در عرفان مولوی 1 17 خرداد 87 - 10:54 | |
باقرپور کاشانی
بقای اسلام، مرهون جهاد امام حسین علیه السلام و فداکاری او در راه خداست، و اگر جریان عاشورا و فداکاری امام حسین علیه السلام و یـاران و اهـل بیتش، اسلام به دست بنی اُمیه، از بین رفته بود. یکی از روشنفکران در این باره گفته است: « الإسلام محمدیّ الوجود، و حسینیّ البقا » « اسلام به واسطهی محمد صلی الله علیه وآله و سلم به وجود آمد و به واسطهی حسین علیه السلام تداوم یافت. » در عصر حاضر نیز، آنچه بقای اسلام را تضمین میکند، زنده نگاه داشتن قیام آن حضرت است و این میسّر نخواهد شد مگر به وسیلهی پاسداری از شعایر حسینی؛ شعایری که در تمام ایّام سال، به ویژه در ماههای محرّم و صفر و ایّام عاشورا از سوی محبّین و شیعیان آن حضرت در سراسر جهان برپا میشود. زیرا شعائر حسینی روح اسلام را درون انسانها زنده نگاه داشته و نوعی ممارست عملی و همه جانبه از جریان پر رمز و راز کربلاست. اگر این شعایر متروک شود، پیام انقلاب سیدالشهدا علیه السلام بدست فراموشی سپرده خواهد شد، و به دنبال آن از اسلام چیزی نخواهد ماند. خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: ﴿ یـا اَیُّهـا الَّذینَ امَنُوا لا تُحِلُّوا شعائِرَ اللهِ﴾[1] « ای کسانیکه ایمان آوردید، حرمت شعائر الهی را نگاه دارید. » و نیز میفرماید: ﴿ و من یُعَظّمُ شعائِرَ الله،ِ فانّها مِن تَقْوَی القُلُوب﴾[2] «و هر کس شعایر الهی را بزرگ میدارد، آن نشانـهی تقوای دلهاست. » « شعائر » جمع شَعِیرَة به معنی علامت و نشانه است و نشانههای خدا، هر چیزی است که آدمی را به سوی خدا رهنمون گردد. پس نماز، روزه، حج و حتی صفا و مروه[3] ، از شعایر و نشانههای خدا است. امـامـان علیهمالسلام از نشانههـای خدا و بلکه عظیمترین آیات الهیاند؛ چه اینکه از امیرالمومنین علیهالسلام نقل شده که: « ما للهِ آیَةٌ اَکبَر مِنّی » « برای خداوند آیتی بزرگتر از من وجود ندارد » لذا زنده نگاه داشتن یاد و راه و روش این بزرگواران، از بزرگترین و مهمترین اموری است که آدمی را به سوی ذات اقدس اله هدایت میکند. بدیهی است کهذکر مصیبتهای ائمه علیهم السلام و عزاداری برای آنان نیز، از مصادیق شعائر الهی به حساب میآید. در سنت پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم نیز مکرّر آمدهاست که حضرت در فقدان عزیزان خود میگریست. از جمله میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
· گریه بر حضرت عبدالمطلب علیه السلام پس از درگذشت حضرت عبدالمطلب علیه السلام، وجود مقدّس پیامبر اکرم صلّی الله علیه و اله بر جد عزیزش گریست؛ ام ایمن میگوید: « أَنَا رَاَیتُ رَسُولَ اللهِ یَمشی تَحتَ سَریرهِ وَ هُوَ یَبکی »[4] « من پیامبر صلّی الله علیه و اله را دیدم که در پی جنازهی عبدالمطلب علیه السلام راه میرفت، در حالیکه میگریست. »
· گریه بر حضرت ابوطالب علیه السلام در گذشت حضرت ابو طالب علیه السلام، عموی با ایمان و حامی عزیز پیامبر صلّی الله علیه و اله، بر آن حضرت بسیار گران آمد، حضرت علی علیه السلام میفرماید: « چون خبر رحلت پدرم ابوطالب علیه السلام را به پیامبر صلّی الله علیه و آله دادم، ایشان گریست و فرمود: « اِذهَبْ فَاغْسِلْهُ وَ کَفَِّنْهُ وَ وارِهِ غَفَراللهُ لَهُ وَ رَحِمَه »[5] « او را غسل دهید و کفن کنید و به خاک بسپارید، خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد. »
· گریه بر حضرت آمنه علیها السلام روزی پیامبر صلّی الله علیه و اله قبر مادر عزیز خود آمنه علیها السلام را در ابوا زیارت کرد. به گفته مورّخان، آن حضرت در کنار قبر مادر گریست و همراه خود را نیز به گریستن انداخت.[6]
· گریه بر حضرت ابراهیم علیه السلام حضرت ابراهیم تنها پسری بود که در مدینه، نصیب رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلم شد، اما در یک سالگی در گذشت و پدر را در غم فقدان خویش به سوگ نشاند. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآاله وسلم در ماتم فرزندش گریست، و در برابر اعتراض بعضی فرمود: « دَمَعُ العَینان و یَحزَن القَلْبُ وَ لا نَقُولُ ما یُسخِطُ الرَبَّ »[7] « اشک چشم جاری میشود و دل غمگین میگردد، ولی سخنی نمیگوییم که خدا را به غضب آورد. »
· گریه بر حضرت فاطمه بنت اسد علیها السلام حضرت فاطمه بنت اسد علیها السلام، همسر حضرت ابوطالب علیه السلام و مادر حضرت علی علیه السلام در نزد پیامبر صلّی الله علیه و آله بسیار محبوب بود. از آنجا که او در پرورش و نگاهداری رسول خدا صلّی الله علیه وآله بسیار اهتمام داشت، حضرت او را همچون مـادر خویش می دانست و لذا از رحلتش بسیار اندوهناک شد و گریست، مورخان میگویند: « صَلّی عَلَیها وَ تَمرَغ فی قَبْرِها وَ بَکی » « ] پیامبر صلّی الله علیه و آله [ بر او نماز خواند و در قبرش خوابید و بر او گریست. »[8]
· گریه بر حضرت حمزه علیه السلام حضرت حمزه علیه السلام فرزند عبدالمطلب علیه السلام، از چهرههای بر جسته و قهرمان اسلام بود که در نبرد احد به شهادت رسید. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در شهادت عموی خویش بسیار غمگین شد و او را سید الشهدا نامید و در فراقش گریست: « ... لَمّا رأی النَبیُّ حَمْزَة قَتیلاً، بَکی فَلمّا رَای ما مُثِّّلَ بِه، شَهِقَ » « پیامبر صلّی الله علیه و اله چون پیکر خونین حمزه علیه السلام را دید گریست و چون از مثله کردن او آگاهی یافت با صدای بلند گریه سر داد. »[9]
· گریه بر حضرت جعفر ابن ابی طالب علیه السلام پیامبر صلّی الله علیه و آلـه دربارهی حضرت جعفر علیه السلام میفرماید: « عَلی مِثْلِکَ جَعفَر فَلتَبْکِ الْبـَواکی.»[10] « بر گریهکنندگان است که در فراق مثل تو ـ ای جعفر ـ بگریند. »
· گریه بر حضرت امام حسین علیه السلام ابن سعد از شعبی روایت کرده و چنین گوید: « علی کرم الله وجهه هنگام رفتن به صفین از کربلا گذشت، آن قدر گریه کرد که زمین از اشکهایش تر شد، پس فرمود: « خدمت رسول خدا صلّی الله علیه و آله رسیدم در حالی که آن حضرت گریان بود، عرض کردم: یا رسول الله پدر و مادرم فدای شما، سبب گریهی شما چیست؟ فرمود: الان جبرئیل نزد من بود و به من خبر داد که فرزندم حسین علیه السلام کنار شط فرات کشته میشود، در زمینی که به آن کربلا میگویند، آنگاه جبرییل مشتی از خاک آن را گرفت و به مشامم رساند، بعد از آن، مالک اشک خود نیستم .» احمد نیز همانند این حدیث را روایت کرده است.[11] هر وقت پیامبر صلّی الله علیه و آله، حسین علیه السلام را میدید یا از تو یاد میکرد، گریه بر ایشان غالب میشد، و به علی علیه السلام میفرمود: او را نگاهدار، پس میبوسید گلوی او را و گریه میکرد، عرض میکردند: چرا گریه میکنی؟ میفرمود: جای شمشیرها را میبوسم[12]، و اگر حسین علیه السلام را خوشحال میدید گریه میکرد.[13] پس به روشنی از سیرهی پیامبراكرم صلّی الله علیه و آله و سلم بر میآید که آن حضرت نه تنها گریه بر مردگان را منع نمیکردند، بلکه در مواقعی همچون گریستن بر مصیبت سیدالشهدا علیه السلام، بر این امر تأکید داشتند و این، چیزی است که تاریخچهی آن به انبیای الهی علیهم السلام بر میگردد؛ زمانی که هنوز واقعهی كربلا اتفاق نیفتاده بود. گریستن بر مصیبت امام حسین علیه السلام، موضوعی است که در زندگی سایر ائمه علیهم السلام نیز فراوان دیده میشود. به عنوان مثال روایت شدهاست كه حضرت امام سجاد علیه السلام در مصیبت پدر بزرگوارش آنقدر میگریست كه از چشمان مباركش خون جاری میگشت. مرحوم علامه مجلسی (ره) در بحار الانوار روایت نموده است كه: « اِنَّ الِْامامَ زَیْنَ الْعـابِدینَ إِذا أَخَـذِ اِنـاءاً لِیَشْْرِبَ یَبكی حَتّی یَمْلَأهُ دَماً. »[14] « هرگاه امام زین العابدین علیه السلام ظرف آبی میگرفت كه بنوشـد، آنقدر میگریست كه آن ظرف را پر از خون میساخت. »[15] امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در زیارت ناحیهی مقدسه[16] خطاب به جد مظلوم خود میفرماید: « فَلَئِنْ اَخََّرَ تْنِی الدُّهُورُ وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ وَ لَمْ اَكُنْ لِمَنْ حارَبَكَ مُحارِباً وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ العَداوَةَ مُناصِباً، فَلأَََََنْدُبَنَََّكَ صَباحاً و مَسآءً، وَ لَأَ بكِْیَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَیْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلی مادَهاكَ وَ تَلَهُّفاً حَتّی اَمُوْتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ وَ غُصَّةِ الْاِ كْتِیابِ » « پس اگر روزگاران مرا به تأخیر انداختند، و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت، و نبودم تا با کسانیكه با تو جنگیدند بجنگم، و با آنانكه به دشمنی تو بر خـاستند، به دشمنی برخیزم، در [عوض] هر صبح و شام برتو ندبـه و زاری میكنم و بر تو به جای اشك، خون گریه مینمایم، از روی حسرت بر تو و از سر سوز و تأسّف بر مصیبتهایی كه بر تو وارد گشت. تا آن زمان كه در اثر سوز جانفرسای مصیبت و غصّه جانكاه و اندوه فراوان، جان سپارم. » [1] - مائده / 2 . [2] - حج / 32 [3] - بقره / 158: إنّ الصَّفا و المَرْوَةَ مِن شعائِرِ الله: ( بدرستی صفا و مروه، از نشانههای الهی است ) [4] - تذکرالخواص ، ص7. [5] - الطبقات الکبری، ابن سعد ج 1 ، ص 123 . [6] - المستدرک، ج 1، ص 357 ؛ تاریخ المدینه، ابن شبّه، ج 1 ، ص 118 . [7] - العقد الفرید، ج 3 ، ص 19. [8] - ذخایر العقبی، ص 56 . [9] - السیره الحلبیة، ج 2، ص 247. [10] - بحارالانوارج 22، ص 276. [11] - ینابیع المود باب 60، احادیث وارده در شهادت امام حسین علیه السلام. [12] - بحارالانوار ج 44، ص 261 . [13] - بحار الانوار ج 44، ص 246 . [14] -فعل مضارع- یملآه دماً – دلالت بر تجدّد و تكرار دارد [15] -شعایر حسینی ص48 [16] علامه مجلسی «ره» آن را به نقل از چندین نفر از بزرگوارترین فقهای شیعه – مانند سیّد شریف مرتضی ( علم الهدی رحمةالله علیه ) و شیخ مفید «ره» در «المزار»و شیخ محمد بن المشهدی در « المزار الكبیر» - در بحارالانوارآورده و در خاتمهی زیارت، بعد از نقل قول مولف « المزار الكبیر» مبنی بر خارج شدن این زیارت از ناحیهی مباركهی امام زمان علیه السلام بسوی یكی از نوّاب خاصّهی آن حضرت، مینویسد: روشن شد كه این زیارت دارای سندِ روایتی، و نقل شده از سوی امام معصوم علیه السلام است و احتمال دارد كه اختصاصی به روز عاشورا نداشته باشد، چنانكه سیّد مرتضی قدس سره آن را برای غیر عاشورا نیز وارد دانسته است. | |
پاسخ ها







