| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
110
|
708
|
91/3/11 (17:07)
|
|
||
|
|
63
|
264
|
91/3/8 (19:54)
|
|
||
|
|
304
|
7107
|
91/2/24 (08:22)
|
|
||
|
|
52
|
432
|
91/1/5 (15:10)
|
|
||
|
|
3
|
71
|
91/1/3 (18:53)
|
|
||
|
|
15
|
148
|
90/12/2 (16:54)
|
|
||
|
|
1
|
55
|
90/11/15 (07:10)
|
|
||
|
|
13
|
456
|
90/11/14 (01:20)
|
|
||
|
|
1
|
61
|
90/11/12 (23:21)
|
|
||
|
|
28
|
535
|
90/8/26 (20:01)
|
|
||
|
|
8
|
123
|
90/6/11 (09:43)
|
|
||
|
|
79
|
631
|
90/5/14 (01:27)
|
|
||
|
|
13
|
190
|
90/2/12 (11:37)
|
|
||
|
|
15
|
157
|
89/9/24 (23:50)
|
|
||
|
|
24
|
267
|
88/5/20 (17:53)
|
|
||
|
|
0
|
105
|
87/7/10 (00:37)
|
|
||
|
|
2
|
135
|
87/7/1 (00:37)
|
|
||
|
|
0
|
144
|
87/3/29 (00:46)
|
|
||
|
|
3
|
140
|
90/9/12 (21:23)
|
|
||
|
|
4
|
116
|
90/5/11 (21:33)
|
|










@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
@};-@};-@};-@};-
@};-@};-
@};-




من به اندازهء یک ابر دلم می گرید، وقتی از پنجره بر پوچی افکار جهان می نگرم.
مرا کسی نساخت خدا ساخت نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم کسم خدا بود کس بی کسان او بود که مرا ساخت آنچنان که خودش خواست نه از من پرسید ونه از آن من دیگرم .من یک گل بی صاحب بودم از روح خود در آن دمید وبر روی خاک در زیر آفتاب تنها رهایم کد.
در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت نقشبارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.
خداوندا!
به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز
که عشق از زندگی کردن برتر است و
به هر آنکس که بیشتر دوست میداری،
بچشان که دوست داشتن ازعشق والاتراست.
“دکتر علی شریعتی”
من کیستم ؟؟
لبخنده پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب!
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات، گمنام و بی نشان در آرزوی زدن آفتاب مرگ....
نامم را پدرم انتخاب کرد ،
نام خانوادگیم را یکی از اجدادم ،
دیگر بس است !
راهم را خودم انتخاب خواهم کرد .
مرا کسی نساخت خدا ساخت نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم کسم خدا بود کس بی کسان او بود که مرا ساخت آنچنان که خودش خواست نه از من پرسید ونه از آن من دیگرم .من یک گل بی صاحب بودم از روح خود در آن دمید وبر روی خاک در زیر آفتاب تنها رهایم کد.
مرا کسی نساخت خدا ساخت نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم کسم خدا بود کس بی کسان او بود که مرا ساخت آنچنان که خودش خواست نه از من پرسید ونه از آن من دیگرم .من یک گل بی صاحب بودم از روح خود در آن دمید وبر روی خاک در زیر آفتاب تنها رهایم کد.
چه بسیارند كسانی كه همیشه حرف می زنند بی آنكه چیزی بگویند و چه كم اند كسانی كه حرف نمی زنند اما بسیار می گویند.
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
// مصداق عینی تشیع منحط صفوی//
// آه که چه بازیها کردند با دین, دین مداران.//
زر و زور و تزویر ! هرجا که جز تکرار این سه ، حرف دیگری زده ام پشیمانم! (ما و اقبال )
/// آه... که چقدر این سه کلمه نفرت انگیز است///
تا وقتی که دین از پول تغذیه کند مسلما خادم پول است" خادم مردم نیست و مردم را به صورت رعیت دین نگاه میدارد
(جهت گیری طبقاتی اسلام)
//تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل//