| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
110
|
708
|
91/3/11 (17:07)
|
|
||
|
|
63
|
264
|
91/3/8 (19:54)
|
|
||
|
|
304
|
7107
|
91/2/24 (08:22)
|
|
||
|
|
52
|
432
|
91/1/5 (15:10)
|
|
||
|
|
3
|
71
|
91/1/3 (18:53)
|
|
||
|
|
15
|
148
|
90/12/2 (16:54)
|
|
||
|
|
1
|
55
|
90/11/15 (07:10)
|
|
||
|
|
13
|
456
|
90/11/14 (01:20)
|
|
||
|
|
1
|
61
|
90/11/12 (23:21)
|
|
||
|
|
28
|
535
|
90/8/26 (20:01)
|
|
||
|
|
8
|
123
|
90/6/11 (09:43)
|
|
||
|
|
79
|
631
|
90/5/14 (01:27)
|
|
||
|
|
13
|
190
|
90/2/12 (11:37)
|
|
||
|
|
15
|
157
|
89/9/24 (23:50)
|
|
||
|
|
24
|
267
|
88/5/20 (17:53)
|
|
||
|
|
0
|
105
|
87/7/10 (00:37)
|
|
||
|
|
2
|
135
|
87/7/1 (00:37)
|
|
||
|
|
0
|
144
|
87/3/29 (00:46)
|
|
||
|
|
3
|
140
|
90/9/12 (21:23)
|
|
||
|
|
4
|
116
|
90/5/11 (21:33)
|
|
نه رجوی نه پهلوی نه احمدی نژاد نه هاشمی فقط موسوی و خاتمی
شعار سال 90:
نه رجوی نه پهلوی نه احمدی نژاد نه هاشمی فقط موسوی و خاتمی
خیلی ساده ست
اوضاع حکومتی ما هیچ وقت کامل و حق گو نبوده
اینه که حقیقت همیشه تلخ بوده و است
سلام
نمی دونم چی باید بگم، اما می دانم شما افرادی هستید که دارید با استفاده از مطالب دکتر شریعتی برای خودتان استفاده می کنید ، بحث آزادی و بحث سبز بودن و ... انجام می دهید.
دکتر در رژیم شاهنشاهی عذاب می کشید و مورد آزار و اذیت می شد بخاطره اینکه آن رژیم پر از فساد و ... بود ،اما در این دوره مورد ترد شدن و پنهان شدن شد زیرا برخی از نوشته های دکتر برای مخاطب های امثال شما که هر برداشتی را می کردند به نفع خود و از آن استفاده می کردند.
در مورد عدل علی گفتید ، کدام یک از شما مانند علی (ع) هستید ؟ کدامیک از شما الگوی خود را علی (ع) قرار می دهید ؟ کدام یک از شما مانند فاطمه (س) هستید ؟ کدامیک از شما الگوی خود را فاطمه (س) می دانید؟
کدامیک از شما می توانید تشنگی امام حسین و یاران و فرزندان حسین را تحمل کنید؟ کدامیک می توانید سیلی خوردن از دست پدر یا بزرگترانتان را قبول کنید؟
کدامیک از شما می توانید اشتباهات خود را بپذیرید ؟ کدامیک می توانید اشتباه نکنید ؟ گناه نکنید؟ لغزش نداشته باشید؟
کدامیک بدونه حامی می توانید به موفقیت برسید؟ کدامیک می توانید بدونه پول پدر و مادرتان درس بخوانید و لباس بخرید و ... ؟
و ....
به همه چیز فکر کنید این جمهوری و این اسلام با یکپارچگی هزاران شهید و بی پدری هزار فرزند و در حسرت کشیدن دست نوازش پدری بر سرشان بدست آمد . شاید خیلی ها از خون شهید استفاده کردن اما مطمئن باشید افراد اندکی هم هستند که هیچ یک از این ها را استفاده نکردن و همه مادیات این دنیا رو می دهند تا برای یک بار هم شده وجود پدرشان یا همسرشان یا فرزندشان را در خانه حس کنند.
شماها درد را نچشیدید ، بی عدالتی، فساد، تبعیض ، نزولخواری، فقر و ... همه جا هست اما چرا همیشه جامعه ما مسائل خود را آنقدر بزرگ می کنند که بیگانگان بیایند و در کشور امور کشور ما دخالت کنند.
دوستان خوبم برای به دست آوردن عدل علی (ع) باید کنار رهبر خود باشید امام خمینی (ره) یاران باوفایی داشت که با شنیدن صدای او گریه می کردن، رهبر ما ، ولایت فقیه ما این همه سال با تمامی مشکلات توانست مقاومت کند و از بی حرمتی ها جلوگیری کند، من به شما گفتم همه جا چیزهایی که می گویید هست پس اینگونه خود را مسخره کشورهای بیگانه نکنید.
هر چقدر شما منع شدید بیشتر طرف آن چیز رفتید و حریص تر شدید و مسئله را بزرگتر کردید مانند بچه های لجباز ، مسائل خود را در کشور خود حل کنید نه با این روش که پیش گرفتید به قول خودتان از علی (ع) الگو بگیرید نه از موسوی یا کربی یا خاتمی
در دوران اول انقلاب آقای کروبی و موسوی رو شما که پائین هستید نمی شناسید اما مقداری از حقایق کارهای آنها البته به صورت بسته در مناظره ها بیان شد اما بیشتر آن برای شما و افکار شما خوب نیست.
خوب فکر کنید و برای هر قدمتان خوب فکر کنید
در پناه خدای منان باشید.
سلام بر همه اعضای این كلوب خسته نباشید
ما عضو این كلوب شده ایم كه با منطق و راستگویی حرفامو بزنیم چه اصلاح طلبان چه ما اصولگراها و از مدیر و معاونین كلوب هم خواهش می كنم از هیچ جناحی همایت نكند
تنها چیزی با عث شد دکتر این همه مظلوم قرار بگیره فقط یک چیز بود
و آن هم این بود :
تفکر تفکر تفکر
وقتی شما فکر می کنید ، سوال می کنید و قتی سوال می کنید ، دیگران را مجبور به جواب گویی می کنید ، مجبور میکنید که شفاف باشند ، مجبور می کنید درست رفتارکنند
و این مخالف حکومت های امروز است چون اگر ما فکر کنیم و سوال کنیم تمام حکومت های امروز یک شبه فرو میریزند فقط با یک "" چرا ""
کجاست حکومت علی که اسلام را برای اسلام می خواست
آه خدای من در ویرانه امروز که هر کس سر پادشاهی دارد ، دین را می خواهد برای سکوت مردم
از دین فقط خرافاتش را می خواهد از دین تفکرش را نمی خواهد ، از دین آزادگی را نمی خواهد
مثلاً حاکامان ولاد اسلامی در تمام دنیا از حسین تفکر چرا دین را نمی خواهند از حسین آزادگی را نمی خواهند از حسین 40 شبانه روز گریه بدون تفکر را می خواهند گریه بدون این که تفکر این که چرا حسین با این که هزاران هزار نفر رو در روی او بودن و فقط 72 نفر کنار حسین بودن چرا باز حسین استقامت کرد و . . .
باز هم کاملا با شما موافقم 
واین رو اضافه می کنم که همه ی حکومتها با آزادی مخالف هستن(البته هر کدام به شیوه خود!)
آزادی خواهان و متدینان منطق گرا همیشه مورد ظلم واقع شدن
چون همیشه یا پای حکومتی خودکامه در میونه و یا خرافات گراها ی همه کاره در هر مذهبی...
در همه ی اعصار و همه ی ادیان وقتی دین در دست قدرتمندان قرار گرفته به بهترین شکل ازش سوء استفاده شده!
از یهودیت گرفته تا مسیحیت و حال اسلام...
وای به حال آنکه آزادی خواه است و متدین منطق گرا!
چون دكتر همیشه شاگردان و مخاطبانش رو به قیام در مقابل زور و ستم دعوت میكنه خب طبیعیه كسانیكه (ملا و راهب و مترف(حسین وارث آدم )) كه نمیخوان مردم آگاه باشن و حقیقت جو و فقط میخوان كه با پركردن یه مشت كارهای طوطی وار و میمون بار بدون تفكر و تعقل مردم رو سرگرم كنند و هركاریكه میخوان بكنن باهاش مبارزه میكنن
مسلمه كه چنین افرادی در تمام تاریخ و در تمام ادیان وجود داشته اند
تمام دوستان عزیز كه آثار دكتر رو مطالعه میكنند رو به خواندن و تفكر بالا به كتاب حسین وارث ادم دعوت میكنم
همگی موفق باشید
همیشه و برای همه کس نه تنها دکتر شریعتی بلکه همه کسانی که از حق گقتند شرایط اینطور بوده
مغضوب بودن دكتر در رژیم شاه به دلیل پتانسیل زیادی بود كه آراء و فعالیت های ایشان برای مبارزه و مقاومت در نسل جوان به خصوص دانشگاهی ها و فعالین سیاسی جوان كه اكثرا در حد بالایی اهل مطالعه بودند ایجاد می كرد . می شود با قاطعیت گفت كه اصولا این افكار و اندیشه های دكتر بود كه نسل جوان دانشگاهی و تحصیل كرده را با اسلام به عنوان یك دستورالعمل برای نه تنها زندگی فردی بلكه منش اجتماعی و سیاسی آشتی داد و آشنا كرد و الا در دانشگاه ها در آن دوره تفكر غالب تفكر ماركسیستی بود و بچه های مذهبی هم در دانشگاه كم بودند و هم مذهبی بودن جمود و عقب ماندگی فكری محسوب می شد . این همان چیزی بود كه متاسفانه بعدا و از اندكی بعد از پیروزی انقلاب تا اواسط دهه هفتاد در تبلیغات رسانه ای تماما به اسم نیروهای مذهبی و با محوریت روحانیت تمام شد و عملا نقش دكتر در این بین با بی انصافی هر چه تمام تر نادیده گرفته شد .
مغضوب بودن دكتر پس از انقلاب دو وجه داشت . یكی از جانب گفتمان غالب در نظام و دیگری پس از نیمه دوم دهه 70 كه بحث های مربوط به آن از جانب برخی ازتندرو های طیف اصلاح طلب مطرح شد .
بعد اول مربوط به نقد های شدیدی بود كه دكتر شریعتی به بخشی ار روحانیت محافظه كار ، بی سواد ، عافیت اندیش و متحجر و قشری گرا وارد می كرد كه از دین فقط به ظواهر ادعیه و عبادات و احكام مطهرات و .... و امید پاداش های لذت جویانه اخروی پرداخته اند و به تعبیر امام حسین دینشان دین كاسبكاران و تاجران است كه متاسفانه این گفتار ها بر حسب آنچه به نظر می رسد در برخی موارد به عمد و در باقی موارد از روی جهل در فهم آراء دكتر و نیز حتی گاها عدم مراجعه به متن اصلی سخنان ایشان و صرفا به پیروی از یكدیگر به ضدیت با روحانیت و گاها مذهب و حتی تشیع -كه یكی از اهداف جدی دكتر آوردن ارزش های عدالت جویانه و حق طلبانه آن به متن زندگی اجتماعی و سیاسی در جامعه آن روز بود – تعبیر می شد ( و حتی هنوز این تفكر نزد برخی از این افراد دیده می شود ) و لذا تفكر دكتر تفكری مضر تشخیص داده می شد . از طرف دیگر بخشی از روحانیت كه ورود به آراء دینی و تفسیر محتوای قرآن و احادیث را به لحاظ مشروعیت حق انحصاری روحانیت و حوزویان می دانست اصولا با محوریت پیدا كردن اندیشه یك متفكرغیر حوزوی و به خصوص با اندیشه ای بسیار پر طرفدار و طیف مخاطبین وسیع مخالف بود . البته می توان در این میان نگرانی برخی از متفكرین روحانی را هم تا حدودی قابل قبول دانست از این حیث كه این افراد نگران بودند كه با ورود افرادی كه به علوم مربوط به تفسیر قرآن و احادیث اشراف لازم را نداشتند به حوزه تفسیر و تاویل باب تفسیر به رای در این حوزه با شود اما از جانب دیگر می توان گفت كه این افراد نیز باید این امكان را در نظر می گرفتند كه می توان با ایجاد یك فضای گفتمانی انتقادی آزاد در عین مطرح شدن آرای این افراد به نقد عالمانه آنها نیز پرداخت و به این وسیله امكان ایجاد انحراف احتمالی از حقیقت را در فضای تفسیر بر طرف كرد . مخصوصا در این مورد خاص كه خود فرد مورد نظر ( دكتر شریعتی ) بارها از علمای متفكر آن زمان خواسته بود و حتی نزد شهید بهشتی گله كرده بود كه شما كه عالم دین هستید باید بیایید هر جایی كه احساس می كنید در اندیشه دینی مطرح شده از جانب من اشكالی هست آن را نقد كنید و به من بگویید ( نقل به مضمون )
وجه دیگر مغضوب بودن دكتر از جانب عده ای از اصلاح طلبان بود كه آراء دكتر را همان ایدئولوژی ای می دانستند كه عملا جمهوری اسلامی آن هم در فرم امروزین آن از آن تغذیه كرد و بر پایه آن شكل گرفت كه به عنوان مثال می توان به آراء دكتر در بحث امام و امت و اشاره كرد . در مجموع برداشت این افراد این بود كه آنچه امروزه تحت عنوان جمهوری اسلامی اما در واقع با محتوایی شبیه به حكومت اسلامی شكل گرفته و در آن دموكراسی و جامعه مدنی بر مبنای نوع قرائتی كه از رابطه مردم با راس حاكمیت و دین می شود مجال بروز مناسب را نمیابد و نیز تند روی هایی كه به عقیده آنها در عرصه سیاسی به انزوا و دشمن تراشی برای كشور می انجامد در اصل نعل به نعل منطبق با اندیشه های دكتر شریعتی است . در این خصوص می توان تا حدودی استنادهای این افراد را به برخی از سخنان دكتر كه چنین نتیجه عملی ای می تواند از بطن آن بیرون آید را پذیرفت اما این عده نیز بعضا به نكات بسیار مهمی توجه نمی كنند كه به مواردی از آن ها اشاره می شود :
1- این اندیشه های دكتر در دوره ای مطرح شد كه یك فضای ملتهب و با افقی روشن برای شكل گیری احتمالی یك جنبش رهایی بخش برای ملت ایران وجود داشت و ایشان مصمم بودند تا حداكثر تلاششان را برای هدایت این فضا به سمت آرمان تحقق آزادی انسانی در كشور انجام دهند و در این بین نیاز به یك هویت یابی از طریق بازگشت به خویشتن ( هر چند به فرمولی كه ایشان برای بازگشت به خویشتن مطرح كرند میتوان نقد های جدی وارد ساخت اما نمی توان نفس نیاز ایرانی آن روز به هویت یابی مجدد را انكار كرد. ) و بیداری سریع در ملت حس می كردند كه می بایست در مردم ایجاد می شد . به علاوه باید این را درنظر گرفت كه نسخه های مبارزاتی تجویزی ایشان برای آن دوره مشخص بود و مسلما انسان به لحاظ اندیشه ای و منطقی منعطفی چون ایشان اگر در دوره های بعدی بودند و تغییر برخی مسائل و شرایط را می دیدند به اقتضای نیاز زمان جامعه در برخی از نظراتشان كه آن ها را مناسب وضع روز جامعه نمی دیدند تجدید نظر می كردند و حتی بخشی از عقایدشان را كه در مبنا دچار اشكال و بعضا متناقض با سایر آرائشان می دیدند اصلاح می كردند .
2- اندیشه های دكتر بنا به شرایط و جو حاكم بر آن زمان خواه ناخواه متاثر از اندیشه های ماركسیستی بود كه در آن زمان در سراسر دنیا گروه های آزادی خواه و عدالت طلب متاثر از آن بودند و آنچه بعد ها به عنوان پتانسیل و زمینه ساز ایجاد تندروی در اندیشه های دكتر از آن انتقاد می شود عمدتا متاثر از جو ماركسیستی حاكم بر آن دوره است كه به اندیشه های ایشان نیز در مواردی راه یافت . یكی از اصول كه در نقد هر متفكری باید به آن توجه داشته كانتكست و موقعیت مكانی و زمانی تولد و رشد اندیشه های این متفكر است . كمتر متفكری را در طول تاریخ می توان سراغ داشت كه توانسته باشد كاملا فارغ از تاثیر كانتكست اندیشه ورزی كند .
3- بیشتر زندگی دكتر شریعتی در مبارزه سیاسی و فكری و در سال های آخر نیز زندان و هراس از دستگیری مجدد و ناتمام ماندن راه و ... گذشت . دكتر شریعتی در زمان فوت یا شهادت 44 سال سن داشتند . تمام كسانی كه در حوزه های علمی و فكری فعالیت یا تحصیل كرده اند می دانند كه از شروع پاگرفتن اندیشه یك متفكر تا بلوغ و تثبیت این اندیشه چندین دهه ممكن است طول بكشد و متفكران بزرگی بوده اند كه اصولا در هنگام صحبت از اندیشه هایشان از پسوند جوان و پیر ( مثلا ماركس جوان و ماركس پیر ) استفاده می شود . یعنی بخش هایی از اندیشه این افراد در طول زندگی علمیشان از جوانی تا پیری آنقدر دستخوش تحول شده كه می توان گفت ماهیتی متفاوت از گذشته پیدا كرده است .
در مورد دكتر شریعتی نیز باید همین قاعده را در نظر گرفت . می توان گفت اندیشه ایشان به دلیل فرصت زندگی كوتاهشان كه همان هم به دلیل تعهدشان به مبارزه و الزامی كه به لحاظ موقعیتی و زمانی برای آن می دیدند در حداقل وقت ممكن برای یك اندیشه ورزی آكادمیك با تمام الزامات آن سپری شد . لذا اگر بخش هایی ازاندیشه دكتر دارای اشكالات و یا تناقضات منطقی است می توان آن ها را به حساب مجالی كه ایشان برای تامل و اصلاح همه آن ها نیافت گذاشت .
4- عمده كسانی كه بعد ها در دهه 70 به نقد آراء دكتر و متهم كردن وی به پایه ریزی ایدئولوژیك اندیشه ای كه از دل آن مفهوم حكومت و نه جمهوری اسلامی و نیز اندیشه های تندروانه و امثالهم بیرون میاید پرداختند این را در نظر نگرفتند كه آنچه امروزه آن ها در تحلیل هایشان از اندیشه های دكتر به عنوان عوافب بخشی از این اندیشه ها بدان رسیدند تحلیلی بود كه بود از تاویل و اتفاق افتادن این عواقب این افراد متوجه آن شدند و حتی بخشی از خود این افراد نیز در آن سال ها طرفدار جدی همین اندیشه های دكتر بودند . در واقع این تحلیل یك تحلیل معكوس از نتیجه به سمت یافتن عوامل بود و باید انصاف دهند كه همان طور كه عده زیادی از خودشان هم در دوره ای كه این اندیشه ها طرح شد اصلا فكر این را هم نمی كردند كه این اندیشه بعد ها در جریان تلاقی با سایر عوامل پیرامونی و اندیشه ای واقع شده در نهایت می تواند منجر به نتایج بعضا منفی و ناخواسته ای شود ، دكتر شریعتی هم نمی توانسته در حد امروز ایشان به این تبعات آتی اشراف داشته باشد .
....
(خدایا) به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم. «دكتر شریعتی»