| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
87
|
91/2/27 (22:09)
|
|
||
|
|
8
|
162
|
90/9/12 (21:04)
|
|
||
|
|
0
|
29
|
90/4/26 (14:39)
|
|
||
|
|
3
|
121
|
90/1/31 (04:11)
|
|
||
|
|
12
|
254
|
89/8/24 (21:41)
|
|
||
|
|
6
|
151
|
89/5/8 (11:34)
|
|
||
|
|
1
|
265
|
89/4/31 (20:56)
|
|
||
|
|
1
|
120
|
89/3/18 (08:23)
|
|
||
|
|
65
|
378
|
88/11/25 (09:43)
|
|
||
|
|
12
|
303
|
88/6/3 (11:55)
|
|
||
|
|
0
|
63
|
88/5/1 (01:21)
|
|
||
|
|
5
|
102
|
88/1/18 (08:46)
|
|
||
|
|
0
|
38
|
88/1/15 (13:17)
|
|
||
|
|
3
|
117
|
87/11/22 (22:17)
|
|
||
|
|
3
|
53
|
87/9/7 (15:47)
|
|
||
|
|
0
|
51
|
87/5/9 (10:18)
|
|
||
|
|
0
|
53
|
86/11/27 (01:34)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
86/9/15 (19:24)
|
|
||
|
|
1
|
58
|
86/8/10 (05:42)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
86/8/5 (14:14)
|
|

گزارش جلسهی 73 شرح داستانهای مثنوی معنوی و دیوان شمس مولانا:
جلسهی این هفته سه قسمت بود که لینک متن کامل و تصاویر و صداها را از اینجا می توانید دریافت کنید:
http://www.panevis.com/molana/masnawi73.htm
در بخش شرح مثنوی این هفته، حکایتی از مثنوی معنوی دربارهی واقه ی کربلا و ایام عاشورا خوانده شد و پیرامون این موضوع بحث گردید. حکایت از این قرار است:
در دروازهی شهری بنام انطاکیه، هر سال اهالی شهر جمع میشدند و برای امام حسین(ع) و شهیدان کربلا عزاداری و گریه و ناله و فریاد و فغان میکنند. سالی از سالها در روز عاشورا یک شاعر غریب که از آنجا میگذشت و این ناله و فریاد را شنید، متعجب شد و پرسید این عزاداری برای کیست و جریان چیست؟ به او گفتند: مگر نمیدانی که امروز عاشوراست و روز عزاداری فرزند پیامبر(ص) است!؟ شاعر گفت: آن ماجرا که برای چند صد سال پیش است، چه دیر خبرها به اینجا میرسد!!
و ادامه داد: شماها باید بر حال خودتان گریه کنید که نمیدانید درون آن سلطان دین(امام حسین(ع)) چه میگذشته است. این شهادت برای ایشان، رهایی از زندان دنیا و وصل به معشوقش بوده است. این روز برای ایشان روز جشن و سرور است و پادشاهی. شما برای حال و روز خودتان گریه کنید، چرا که از درون روح و روان انسانها(از جمله خودتان) ناآگاهید:
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زآنکه بد مرگیست این خواب گران
توضیحات:
تقسیمبندی دینداران از دیدگاه عبدالکریم سروش(برگرفته از دیدگاهی سنتی):
دینداران سه دستهاند: 1. مصلحتاندیش 2. معرفتاندیش 3. تجربتاندیش
1. دینداران مصلحتاندیش: ویژگیهای این نوع دینداران اینست که دین را برای مصالح دنیوی یا اخروی خود میخواهند. دین را نهادی اجتماعی میدانند برای برپایی یک جامعه و گرداندن جامعه، اقتصاد آن، تجارت، رفع احتیاجات دنیوی و سعادت اخروی. خلاصه آنکه دین را ابزاری برای رفع نیازهایشان میدانند. دینداری ایشان بیش از هرچیز بر پایهی تقلید است(نه تحقیق). اسطورهسازی و تجلیل شخصیتهای دینی برای آنها بسیار مقبول و شیرین است و شدیداً به آن دامن میزنند.
2. دینداران معرفتاندیش: خصوصیات این نوع دینداران: دینداری دستهی اول را ندارند. دین و مفاهیم دینی را بعنوان موضوعاتی برای تأمل و تفکر و چون و چرا کردن مینگرند. مایل به تحقیقاند(نه تقلید). شخصیتهای دینی و رفتار و سخن ایشان را تحلیل عقلانی میکنند. به شناخت و معرفت دین میپردازند.
3. دینداران تجربتاندیش: مشخصههای این دسته از دینداران: با موضوعات دینی از سر تجربهی شخصی رفتار میکنند. رویارویی فردی خودشان با دین و موضوعات دینی برایشان اهمیت دارد. مایل به تذوق و چشیدن و برقراری ارتباط حسی شخصی با مفاهیم دینی هستند. به تحلیل عقلی و شناخت دین و مفاهیم آن(از خصوصیات دستهی دوم) اکتفا نمیکنند.
گوشم شنید قصهی ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
نمونههای دینداران هر دسته:
عوام و اکثر مردم جوامع، از دستهی اول محسوب میشوند. اهل تحقیق و کتاب و دانش و قلم جزو دستهی دوماند. سالکان، عرفا و کسانیکه به خودشناسی تجربی میپردازند از دستهی سوم.
نکته: بعضی انسانها در مرز این تقسیمبندیها قرار دارند(توضیح دقیق آن در فایل صوتی جلسه آمد است.)
هر فرد دینداری در عالم مخصوص بخود زندگی میکند و رویکرد وی به وقایع دینی و تفسیر آنها متأثر و برخاسته از نوع دینداری وی میباشد.
لذا ما شاهد هستیم که در مورد واقعهی کربلا و عاشورا نیز هر دسته از دینداران فوق، برخوردشان مخصوص بخود است. دستهی اول بیشتر نگاهی اسطورهساز و تجلیلکننده و تقدسبخش به اشخاص واقعهی کربلا دارند. دستهی دوم(معرفتاندیشان) به تحلیل رفتار تاریخی، اجتماعی و تصمیمات پرسناژهای واقعهی کربلا میپردازند و دستهی سوم(تجربهگرایان) به آنچه از لحاظ روحی و روانی در درون شخصیتهای حادثهی کربلا میگذشته است توجه نشان میدهند.
مولانا عارف است لذا نگاه وی به واقعهی کربلا قاعدتاً نگاهی عارفانه و تجربتاندیشانه(دستهی سوم) است. پس آنچه برای وی اهمیت دارد و شایستهی تأمل است، درون شخصیتهای این واقعه است. به همین خاطر است که میبینیم در حکایت مورد بررسی این جلسه، شهادت امام حسین(ع) از دیدگاه مولانا نوعی سور و جشن است، چرا که به لحاظ روحی، ایشان(امام حسین(ع)) به وصل معشوق خود(خداوند) رسیده است. و از طرفی دیگر، مولانا کسانی که نمیتوانند درک وصل امام حسین(ع) را بکنند و فقط به ظاهر آنچه اتفاق افتاده توجه دارند، را شایستهی عزاداری بر خودشان میداند.
مولانا در غزل معروفی از غزلیات خود از "بلاجویان دشت کربلا" سخن گفته است. این غزل را با هم بخوانیم و توجه به زاویه دید مولانا در این غزل کنیم که چگونه به آنچه درون این شهیدان میگذشته است، توجه دارد. نگاهی کاملاً تجربتاندیشانه:
کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده کجایید ای نوای بی نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
دو غزل مورد بررسی این جلسه (غزلهای 1827 و 1750) را نمیتوان خلاصه کرد. لذا توصیه مینمایم از روی فایلهای صوتی که در کلوب مثنوی معنوی مولانا موجود است، بشنوید.
آدرس کلوب مثنوی:
http://www.cloob.com/clubname/masnavi
^^^^^^^^^
برای دانلود کردن فایلهای صوتی این جلسه، به صفحه آرشیو مراجعه کنید:
http://www.panevis.com/molana/masnawi_archive.htm
اگر در خبرنامهی جلسات عضو نیستید، عضو شوید تا اطلاعات کامل جلسات بصورت اتوماتیک برایتان ایمیل شود: