userinfo close

  ,

شرح مثنوی معنوی


sharhe_masnavi

تاسیس: 1 اردیبهشت 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمد ملکی - معاونان
گر شدی عطشان بحر معنوی...فرجه ای کن در جزیره مثنوی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
2
87
91/2/27 (22:09)
8
162
90/9/12 (21:04)
0
29
90/4/26 (14:39)
3
121
90/1/31 (04:11)
. .
12
254
89/8/24 (21:41)
6
151
89/5/8 (11:34)
1
265
89/4/31 (20:56)
1
120
89/3/18 (08:23)
65
378
88/11/25 (09:43)
12
303
88/6/3 (11:55)
0
63
88/5/1 (01:21)
5
102
88/1/18 (08:46)
0
38
88/1/15 (13:17)
3
117
87/11/22 (22:17)
3
53
87/9/7 (15:47)
0
51
87/5/9 (10:18)
0
53
86/11/27 (01:34)
0
25
86/9/15 (19:24)
1
58
86/8/10 (05:42)
0
18
86/8/5 (14:14)

عنوان بحث

اقتصاد         , astronautgirl
اقتصاد - 10:42 1386/08/1

زن در مثنوی

سلام دوستان عزیز

میشه ابیاتی رو بیان کنید که حاکی از  نقش زن در مثنوی باشه! 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد ملکی , sepas22
محمد ملکی - 17:43 1386/08/1
1

یا هو...

سلام دوست عزیز...امیدوارم خوب باشید...در مورد سوالتون باید بگم که:

هرچند که مولانا به جنسیت افراد توجه زیادی نداشته و بل تنها چیزی که ارزش و جایگاه خاصی در نزد مولانا داشته و در آثارش تداعی شده اون روح و ذات بشریست که من فکر نمی کنم در جنسیت قابل تفکیک باشد...جان، جوهر است و تن، عارض است...به خاطر همین هست که مولانا اگه اشتباه نکنم در دفتر ششم جسم و تن را عرضی معرفی می کنه و برای آن چیزی غیر از تعلقات انسانی قائل است و به معنای امروزی یعنی اینکه شما حتی برای جسم و تن خویش هم مالکیتی ندارید پس برای چیزی که مالک آن نیستید بهای آنچنانی قائل نشوید...

در زمین مردمان خانه مکن / کار خود کن کار بیگانه مکن

"کیست بیگانه تن خاکی تو / از برای اوست غمناکی تو"

تا تو تن را چرب و شیرین می دهی/گوهر خود را نیابی فربهی

یا

ای برادر تو همه اندیشه ای/مابقی خود استخوان و ریشه ای...

با این حال داستان های زیادی در مثنوی هست که حاکی از نقش و حضور زنان هست...مثل قصه‌ی اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی در دفتر اول مثنوی...یا تمثیل های دیگر که نشانگر نقش زن در مثنویست....

 البته دیدگاه مولانا نسبت به زن متعالی تر و زیبا تر از شاعران دیگر است و  به قول آقای بشر دوست ما حتی می‌توانیم همه حقوقی که امروزه فمینیست‌ها مطرح می‌كنند از مثنوی بیرون بکشیم...!

مولانا در مثنوی زن را به نفس و مرد را به عقل تشبیه می کند....بهتر است از زبان خود او بشنویم:

ماجرای مرد و زن را مخلصی                       باز می‌جوید درون مخلصی

ماجرای مرد و زن افتاد نقل                         آن مثال نفس خود می‌دان و عقل

"این زن و مردی که نفسست و خرد               نیک بایستست بهر نیک و بد

وین دو بایسته درین خاکی‌سرا                    روز و شب در جنگ و اندر ماجرا"

زن همی‌خواهد حویج خانگاه                      یعنی آب رو و نان و خوان و جاه

نفس همچون زن پی چاره‌گری                    گاه خاکی گاه جوید سروری

عقل خود زین فکرها آگاه نیست                  در دماغش جز غم الله نیست

گرچه سر قصه این دانه‌ست و دام                صورت قصه شنو اکنون تمام...

 

امیدوارم  تونسته باشم جوابی درخور مولانا بدم...! هرچند که خودم اینطور فکر نمی کنم...!

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن/مصلحی تو ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی/گرچه جوی خون بود نیلش کنی....

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.