| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
39
|
573
|
87/4/9 (11:33)
|
|
||
|
|
6
|
68
|
87/3/12 (08:55)
|
|
||
|
|
4
|
30
|
87/4/13 (01:03)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
87/3/30 (10:35)
|
|
||
|
|
6
|
15
|
87/3/24 (00:19)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/4/6 (11:48)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/3/30 (09:14)
|
|
||
|
|
11
|
40
|
87/3/28 (10:40)
|
|
||
|
|
2
|
10
|
87/3/24 (19:35)
|
|
||
|
|
1
|
9
|
87/3/24 (18:48)
|
|
عنوان بحثایرادات آیات عظام صافی و نوری همدانی و زنجانی بر مولوی 15 آذر 86 - 20:42 | ||||||||
مصاحبه با آیت الله سید عزّالدین زنجانی در مورد مولوی تاریخ : 22/8/1386 با توجه به این موضوع كه امسال به عنوان سال جلال الدین بلخی معروف به مولوی نام گذاری شده و تبلیغات بسیاری از افكار و عقائد این شخصیت می شود خواستیم نظر جنابعالی را در مورد افكار و عقائد مولوی بدانیم و نظر شما را به صورت مكتوب در دسترس علاقه مندان قرار دهیم؟ در اینكه ایشان ] مولوی [ اعتقاد به اهل بیت علیهم السّلام ندارند و مطالبی بسیار بسیار بد و زننده دارند، حرفی نیست. مشرب ایشان سنی است و عایشه را كه در مقابل حجت عصر امیرالمؤمنین (ع) لشگركشی كرد و جنگ جمل را به راه انداخت و دشمن مولای متقیان بود را خاتون پاك معرفی میكند. بدبختی مولوی این است كه ابوطالب (ع) را مشرك میداند. بدبخت بیچاره میگوید كه ابوطالب (ع) در جهنم كفش آهنی از آتش دارد. در حالیکه حضرت ابوطالب (ع) معصومند؛ كما اینكه در زیارت ششم امیرالمؤمنین (ع) میخوانیم : « اَشهَدُ اَنَّكَ طُهرٌ طاهرٌ مُطَهَّرٌ مِن طُهرٍ طاهِرٍ مُطَهَّرٍ» . بلكه این عبارت به نظر من بالاتر از عصمت را میرساند. حضرت ابوطالب (ع) چه خدماتی كه به رسول الله (ص) نكردند تا مادامی كه زنده بودند كسی جرأت جسارت به رسول الله (ص) را نداشت. اما در اینكه مولوی معلومات زیاد داشته حرفی نیست و منافات ندارد كه مولوی علیرغم عقائد نادرستش، حرفهای خوبی هم داشته باشد، حرفهایی كه عالم پسند باشد. اگر ما حرفهای خوب او را انكار كنیم به او صدمه نمیخورد، به ما صدمه میخورد چون این حرفها در تمام دنیا روشن است و جای انكار ندارد و اشكالی در گفتن حرفهای خوبش نیست، چنانچه در روایات هم آمده است. ] سپس معظمله به حالت شوخی فرمودند: [ مولوی حرفهای خوبی دارد، كما اینكه چرچیل هم حرفهای بسیار خوبی داشت و لابد بوش هم حرفهای خوبی دارد. | ||||||||
پاسخ ها8 24 بهمن 1386 ساعت 01:37 | |
an kone khar kaz hasedi isa bovad tashvishe oo sad kire khar dar kone oo sad tize sag dar rishe oo molana divane shams |
7 3 دی 1386 ساعت 02:17 | |
آقا وحید می شه لینک خبر رو هم بدین؟؟ از کدوم خبرگزاری هستش؟ |
6 22 آذر 1386 ساعت 18:58 | |
این آیات عظام الهی بیشتر از آنکه ما بیاندشیم مولانا را میشناسند. واین شناخت ایشان را بر آن می دار د که تا با نگاه خفاش گونه ی خود نورانیت کلام و روان مولانا را انکار نمایند: شب پره گر وصل آفتاب نجوید رونق بازار افتاب نکاهد. افتاب آمد دلیل افتاب گر دلیلت باید از وی رو متاب همیشه همین گونه بوده. ریش و قیچی دست کسانی بوده که از صنعت پیراستن و آراستن بی بهره بوده اند. اما : دلایل قوی باید و معنوی نه رگ های گردن نمودن قوی اما ما هیچ گاه از یاد نمی بریم که : زمان بزرگ ترین منتقد است. حضرت مولانا خوانی گسترده به درازای ابد و همه ی فرزندان آدم را به این بزم خدایی و اهوارایی فرا خوانده است : هست طومار دل من به درازای ابد بر نوشته ز سرش تا سوی پایان :"تو مرو" اما تنها کسانی در این میهمانی پذیرفته می شوند که مستعد نظر هستن تا بتوانند: بر جای نان شادی خورد آن کس که شد مهمان تو. سرور شیرازی می گوید: چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی که جام جم نکند سود وقت بی بصری. و این استعداد میراثی ست خدا دادی: می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار این موهبت رسید ز میراث فطرتم. اما چرا بزرگان زمانه با ابر مرد ایران زمین گفت و گویی دیگرگونه در پیش گرفته اند؟ حضرت مولانا خود بی پروایانه پاسح داده اند: آن طرف که عشق می افزود درد بوحنیفه و شافعی درسی نکرد. بلی. به گفته ی عین القضات بزرگ:" کاشکی همه ی جهانیان عاشق بودندی تا همه زنده و با درد بودندی". مشکل عشق و عاشقی ست. که تحصیل آن به فرموده ی سرور شیرازی : تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل. اینان عاشق نیستن چون مرد خدا نیستند: نشان مرد خدا عاشقی ست با خود دار که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم. شاد باشین.
|
5 20 آذر 1386 ساعت 12:10 | |
من فکر می کنم مولانا یک شاعر منطقه ای، شاید هم جهانییه. به همین خاطر ما نمی تونیم فقط مال خودمون کنیم. در ضمن من می خوام بدونم اگه دوستان ترک ما از مولانا گرامی داشت نمی کردن و اون همه هزینه واسه شناسوندنه شخصیت مولانا به جهانیان نمی کردن ما می خواستیم چی کار کنیم که حالا بعد زحمات و توجهاتی که اونا(دوستان ترک) کشیدن، ما جارو جنجال می کنیم که چرا فلان کردن چرا بهمان کردن؟! اصلا می خوام بدونم ما چه جور آدمهایی بودیم که خود مولانا گذاشته رفته ترکیه ( شهر قونیه ) و خواسته تا ابد تو خاک اونجا آروم بگیره. حتما مولانا دلایلی واسه رفتن داشته. می دونین ما می خوایم زرنگ بازی در بیاریم نمونه اش هم همین رعایت نکردنه قانون کپی رایت !! |
4 17 آذر 1386 ساعت 14:05 | |
سلام اقا وحید كاملا با گفته های شما موافقم ولی متاسفانه این بزرگداشت ها و كنگره ها هیچ وقت به خاطر حضرت مولانا وشمس نبوده اینا همشون بغض معاویه است نه حب علی (.می خواستن بگن اهای خانمی كه شعرای فارسی رو به تركی ترجمه كردی و تقدیم می كنی به همسربوش این اشعار مال ما هستن) خلاصه كم پیدا میشه ادمای شیفته ی مولانا و شمس اینا همشون ته دلشون با كارایی كه می كنن مخالفن ولی دیگه نمی تونن از راهی كه رفتن برگردن.چون یونسكو این حرفا حالیش نیست .این به اصطلاح اقایون هم كه شدن كاسه ی داغ تر از اش بالاخره دهنشون رو میبندن. |
3 16 آذر 1386 ساعت 12:02 | |
هرچه میخواهد بگوید هرکه میخواهد هر چه میخواهد بگوید تلخ یا شیرین من تو را میگویم ای باغ بهار آور ... آقایان هر چه دلشان میخواهد بگویند از قدیم همین جوری بوده راه و رسم این کار همینه.ولی وقتی مقام معظم رهبری خودشون در باره ای کنگره نظر مثبت دارند و می فرمایند نباید اجازه بدهیم مولانا را دیگران برای خود به ثبت برسانند مارا چه به این که افاضات به خرج دهیم. حرف ایشان حجت برتمام ملت و حتی خود آقایان من نمیگویم بزرگداشت بزرگان دینی و علمی ایران بد است که بسیار نیز با این کار موافقم اما اگر تحقیق کنید میبینید همان کسانی که ایشان از بزرگداشت آنان سخن به میان میاورند خودشان راه و رسم عرفان را در مولانا و شمس جستجو میکنند. آقایان کمی انصاف داشته باشند من با حرفهای دوستمان آقا وحید هم عقیده ام |
2 16 آذر 1386 ساعت 10:30 | |
مولانا آفتابی است تابان و فروغی است درخشان که هر کس جز خفــاش صفتان بی بصیرت که دشمن آفتابند به عظمت و نور افشانی او معترف می باشند و می خواهند از اشعه کمال او بهره مند گردند و از خرمن فیض او توشه ای بردارند مولانا مانند شعله های سوزانی که همه چیز را در خود فانی و نابود و تبدیل به خاکستر می کند با گفتار آتشین خود هر سالک راه را از خود بیخود و فانی نموده٬ محو در حقیقت مطلقه مینماید. مولانا از افتخارات خاک خراسان و زاده شهر بلخ است.جدش( شیخ حسین بن احمد ) و پدرش(بها الدین ولد) در مراتب علم و دانش و فضل و کمال و قدس و کمال کم نظیر بودند و در طریق سلوک نیز قدم میزده و از بزرگان طریقت بوده اند.البته چنین نابغه ای اختصاص به یک جا و یا به یک جامعه بشری ندارد بلکه اختصاص به جهان و عالم انسانیت و معنویت دارد .اما چون مولوی در بلخ که متعلق به خاک خراسان بوده متولد شده مزید اختصاصی به ایران و خراسان دارد و چون مدتی از عمر پر برکت خود را در ترکیه گذرانده و آرامگاه او در شهر قونیه قرار دارد از این رو این شهر نیز میتواند بر خود ببالد که چنین جسد پاکی را در خود جای داده است.۱ از خراسانم کشیــــدی تا بر یـونانیان تا بر آمیزم بدیشان تا کنم خوش مذهبی
آری مولانا یک عارف و صوفی بزرگ است .صوفئی که اینک جهان در برابر عظمت والای معنویت او سر تعظیم فرود آورده است. نگاهش به ارزشهای انسانی آنچنان والاست که تمام بشریت را به صورت نوری واحد از جلوه جمال ایزدی میداند و با همه جهانیان ((صلح کل)) میکند: صلح کل کردیم با نوع بشر تو به ما بد میکن و نیکی نگر
حسن خلق٬ ژرف نگری ٬انسان دوستی و منش صوفیانه مولانا باعث شد تا در روز مرگش گبر و ترسا و مسلمان بر سوگش بگریند و آرامگاهش سالهای سال زیارتگه رندان جهان باشد. به راستی چرا مولانا اینک با سحر کلامش جهانی را شیفته خود ساخته است؟چرا امسال سال مولانا است؟چرا برای بزرگداشت این عارف و صوفی نامی در جهان اینقدر شور و هیجان بر پاست؟مگر در کلام مولانا چه چیزی نهفته است که در کلام دیگران نیست؟پاسخ این است :که در اقیانوس کلام مولانا یک گوهر دردانه نهفته است یکحقیقت جاودان ٬یک فرهنگ اصیل ٬یک ندای جهان شمول و به قول حافظ یک ((آن)) درون صدف کلامش جای گرفته: شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد دلنشین شد سخنم تا تو قبولش کردی آری آری سخن عشق نشانی دارد و این ((آن)) ما را دیوانه وار به دنبال خود میکشد و با خود می برد.این ((آن)) همان حقیقت دین محمد(ص) است و نامش گنج ((عرفان و تصوف))است. نمیدانم وقتی آن فقیه(آقای نوری همدانی) گفت: ((افرادی چون شیخ عطار،بایزید بسطامی، معروف کرخی، شقیق بلخی، جنید بغدادی، فضیل ابن ایاز و مولانا جلالالدین محمد بلخی معروف به مولوی جزو هفتاد و دو فرقه صوفیه اند که همه راه باطل رفته اند و دشمنان اهل بیت هستند))هیچگاه به این موضوع اندیشید که یکسال بعداز این سخن چنین با شکوه از کسی که او وی را دشمن اهل بیت خوانده بود تجلیل شود؟این چگونه دشمن اهل بیتی است که تمام اسلام شناسان در برابر عظمت کلامش سر تعظیم فرود میآورند؟؟ و یا فقیه دیگر (آقای صافی گلپایگانی) که گفت: ((همان اندازه كه برگزاری كنگره هایی مثل علامه بلاغی برای اسلام و جامعه اسلامی مفید است برگزاری كنگره هایی مثل مولوی تاسف بار است. به همان میزان که از خدمات ارزشمند دولت، حمایت و تشکر میکنیم، برگزاری کنگره مولوی را نیز محکوم می نمائیم. برای مطرح شدن بعضی سخنان در این کنگره، باید از امام عصر، خجالت کشید((آیا فکر میکرد همین رئیس جمهوری که کلامش را با (( الهم عجل لولیک الفرج)) آغاز میکند در باره مولوی صوفی چنین زبان به مدح و ستایش بگشاید.به راستی چرا احمدی نژاد از امام عصر خجالت نکشید؟؟که از یک صوفی تمجید و ستایش کرد.اما شاید هیچ یک از آقایان و حتی آقای رئیس جمهور متوجه نشدند که کارگردان این قضایا شخصی دیگر است.کسی که خورشید حقیقت را پشت ابر نگاه نمی دارد.کسی که اگر تمام جهانیان جمع شوند تا کسی را که او عزیز داشته خوار کنند نتوانند.آری مولانا یکی از بندگان صالح خداست و حقیقتی را با خود یدک میکشد که بس گران و سنگین است .آری حقیقت عرفان و تصوف چون خورشیدی تابنده می درخشد و این خورشید هرگز غروب نخواهد کرد... منبع : صلح کل
|
1 16 آذر 1386 ساعت 05:37 | |
اول و آخر یار این سه نفر آقایان یا مولوی را نمیشناسند یا با نگاه عاشقانه آشنایی ندارند و یا اصلا فکر و احساسشان اندازه ی این حرف ها نیست... مولوی قبل از عاشقی یک زاهد خدا ترس بود که طمع بهشت و ترس جهنم را داشت مثل همین آقایان...اما شمس به او فهماند که در تاریکی روح و اندیشه به سر میبرد و شما دقیقا تاریکی را در گفتار این سه نفر میبینید ... به امید روزی که اندیشه ی روشن جای تعصب را بگیرد.
|














خب اگه انها نمی کردن که باز داشت این شاعر و عارف بزرگ تو لایه های فراموشییه تاریخ خاک می خورد. همین شمس تبریزی یا کمال الدین بهزاد نقاش . واقعا واسه شناسوندنشون چی کار کردیم؟؟؟







