نام کلوب :احمد شاملو
نام انگلیسی : shamlou
تاسیس : 10 دی 1383
9307 عضو ، 73 بحث ، 7 آلبوم ، 3 مقاله ، 1 لینک

احمد شاملو

__
عنوان بحث
شاملو اهل کجا بوده و اصلیتش کجایی بود ؟
17 مهر 86 - 02:22

سلام دوستان

اصلیت استاد  شاملو ؟

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
13
10 اردیبهشت 1387 ساعت 10:36
1304
احمد شاملو (ا. صبح / ا.بامداد) روز 21 آذر در خانه‌ی شماره‌ی 134 .خیابان صفی‌علیشاه تهران متولد شد.
دوره‌ی کودکی را به خاطر شغل پدر که افسر ارتش بود و هرچند وقت را در جایی به ماءموریت می‌رفت، در شهرهایی چون رشت و سمیرم و اصفهان و آباده و شیراز گذراند.
مادرش کوکب عراقی شاملو بود. پدرش حیدر.


16ـ1310
دوره‌ی دبستان در شهرهای خاش و زاهدان و مشهد. اقدام به گردآوری مواد فرهنگ عوام.


20ـ1317
دوره‌ی دبیرستان در بیرجند و مشهد و تهران.
از سال سوم دبیرستانِ ایرانشهرِ تهران به شوق‌ِتحصیلِ دستورِ زبان آلمانی به سال اول دبیرستان صنعتی می‌رود.


3ـ1321
انتقال پدر به گرگان و ترکمن صحرا برای سرو سامان دادن به تشکیلاتِ ازهم‌پاشیده‌ی ژاندارمری.
در گرگان ادامه‌ی تحصیل در کلاس سوم دبیرستان.
شرکت در فعالیت‌های سیاسی در مناطق شمالِ کشور.
در تهران دستگیر و به زندان شوروی‌ها در رشت منتقل می‌شود.


5ـ1324
آزادی از زندان. با خانواده به رضائیه می‌رود. به کلاس چهارم دبیرستان.
با آغاز حکومت پیشه‌وری و دموکرات‌ها، چریک‌ها به منزل‌شان می‌ریزند و او پدرش را نزدیک به دو ساعت مقابل جوخه‌ی آتش نگه‌می‌دارند تا از مقامات بالا کسب تکلیف کنند.
بازگشت به تهران و ترکِ کامل تحصیل مدرسی.


1326
ازدواج.
مجموعه‌ی اشعار آهنگ‌های فراموش‌شده توسط ابراهیم دیلمقانیان.


1327
هفته‌نامه‌ی سخن‌نو (پنج شماره).


1329
داستان زنِ پشتِ درِ مفرغی.
هفته‌نامه‌ی روزنه (هفت شماره).


1330
سردبیر چپ (در مقابل سردبیر راست) مجله‌ی خواندنیها.
شعر بلند ??.
مجموعه‌ی اشعار قطع‌نامه.


1331
مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان (حدود دو سال).
سردبیر هفته‌نامه‌ی آتشبار، به مدیریت انجوی.


1332
چاپ مجموعه‌ی اشعار آهن‌ها و احساس که پلیس در چاپخانه می‌سوزاند. (تنها نسخه‌ی موجودِ آن نزد سیروس طاهباز است).
ترجمه‌ی طلا در لجن اثر ژیگموند موریتس و رمان بزرگ پسران مردی که قلبش از سنگ بود اثر موریو کایی با تعدادی داستان کوتاهِ نوشته‌ی خودش و همه‌ی یادداشت‌های فیش‌های کتاب کوچه در یورش افراد فرمانداری نظامی به خانه‌اش ضبط شده از میان می‌رود و خود او موفق به فرار می‌شود. بعد از چند بار که موفق می‌شود فرار کند در چاپخانه‌ی روزنامه‌ی اطلاعات دستگیر می‌شود.


1333
زندانی سیاسی در زندان موقت شهربانی و زندان قصر، (?? تا ?? ماه).
در زندان دستور زبان فارسی را می‌نویسد و تعدادی شعر.


1334
آزادی از زندان.
چهار دفتر شعر آماده به چاپ را نقی نقاشیان نامی به قصد چاپ با خود می‌برد و دیگر هرگز پیدایش نمی‌شود. از آن جمله شعر بلند مرگِ شاماهی به عنوان نخستین تجربه‌ی شعر روایی به زبان محاوره.
نمایشنامه‌ی «مردگان برای انتقام باز‌می‌گردند» و داستان کوتاه «مرگ زنجره» و «سه مرد از بندر بی‌آفتاب»
رمان‌های: لئون مورنِ کشیش اثر بئاتریس بِک، زنگار اثر هربر لوپوریه، برزخ اثر ژان روورزی.
فرزندان: سیاوش، سیروس، سامان و ساقی.


1335
سردبیری مجله‌ی بامشاد


1336
مجموعه‌ی اشعار هوای تازه.
افسانه‌های هفت گنبد، حافظ شیراز، ترانه‌ها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، خیام و بابا طاهر).
ازدواج دوم.
سردبیری مجله‌ی آشنا
مرگ پدر

1337 
ترجمه‌ی رمان پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو با عطا بقایی.
سردبیری اطلاعات ماهانه، دوره‌ی یازدهم.


1338 
قصه‌ی خروس‌زری پیرهن‌پری برای کودکان.
تهیه‌ی فیلم مستند سیستان و بلوچستان برای شرکت ایتال کونسولت.
آغاز همکاری با سینماگران. نوشتن فیلم‌نامه و دیالوگ فیلم‌نامه.


1339 
مجموعه اشعار باغ آینه.
سردبیری ماهنامه‌ی اطلاعات (دو شماره).
تاءسیس و سرپرستی اداره‌ی سمعی و بصری وزارت کشاورزی با همکاری هادی شفائیه و سهراب سپهری.
سردبیری مجله‌ی فردوسی


1340
سردبیری کتاب هفته(24 شماره‌ی اول)
جدایی از همسر دوم، با ترک همه چیز و از آن جمله برگه‌های کتاب کوچه.


2-1341 
آشنایی با آیدا (14 فروردین ).
بازگشت به کتاب هفته.
ترجمه‌ی نمایشنامه‌های درخت سیزدهم اثر آندره ژید و سی‌زیف و مرگ اثر روبر مِرل.


1343 
ازدواج با آیدا در فروردین ماه و اقامت در ده شیرگاه (مازندران).
مجموعه‌ی اشعار آیدا در آینه و لحظه‌ها و همیشه.
ماهنامه‌ی اندیشه و هنر ویژه‌ی ا.بامداد به سردبیری و مدیریت دکتر ناصر وثوقی.


1344 
مجموعه‌ی اشعار آیدا: درخت و خنجر و خاطره!
ترجمه‌ی کتاب 81490 اثر آلبر شمبون.
تحقیق و گردآوری و تدوین کتاب کوچه. (برای سومین‌بار از نو آغاز می‌کند!)


1345 
مجموعه‌ی اشعار ققنوس در باران.
هفته‌نامه‌ی ادبی و هنری بارو، که بعد از سه شماره با اولتیماتوم وزیر اطلاعاتِ وقت تعطیل می‌شود.
شب شعر به دعوت انجمن ایران و آمریکا.
تهیه‌ی برنامه‌ی کودکان برای تلویزیون به اسم «قصه‌های مادربزرگ»


1346 
سردبیری قسمت ادبی و فرهنگی هفته‌نامه‌ی خوشه.
ترجمه‌ی کتاب قصه‌های بابام اثر ارسکین کالدوِل.
عضویت کانون نویسنده‌گان ایران.
شب شعر در کرمانشاه به دعوت دانشجویان.
سخنرانی در دانشگاه شیراز.


1347
تحقیق روی غزلیات حافظ و تاریخ دوره‌ی حافظ.
نمایشنامه‌ی عروسی خون اثر فدریکو گارسیا لورکا.
ترجمه‌ی غزل غزل‌های سلیمان.
شب شعر به دعوت انجمن فرهنگی ایران و آلمان، گوته.
«شب‌های شعر خوشه» به مدت یک هفته از سوی مجله‌ی خوشه.-فستیوال بزرگ شاعران-
یادنامه‌ی هفته‌ی شعر و هنر خوشه.


1348
قصه‌ی منظوم چی شد که دوستم داشتن برای کودکان.
تعطیل مجله‌ی خوشه با اخطار رسمی ساواک.
برگزیده‌ی شعرهای احمدشاملو (سازمان نشر کتاب).
مجموعه‌ی اشعار مرثیه‌های خاک.


1349 
مجموعه‌ی اشعار شکفتن در مه.
قصه‌ی ملکه‌ی سایه‌ها برای کودکان.
کارگرانی چند فیلم فولکلوریک برای تله‌ویزیون: «پاوه، شهری از سنگ» و «آناقلیچ داماد می‌شود»
ترجمه‌ی تعدادی قصه برای کودکان «سه بزغاله و نی‌لبک جادو»، «روباه پیر و زاغی بی‌تدبیر» و «اشک تمساح»

1350 
رمان خزه (ترجمه‌ی مجددی از زنگار.)
قصه‌ی هفت کلاغون برای کودکان.
ترجمه‌ی کامل پابرهنه‌ها اثر زاهاریا استانکو. (ترجمه‌ی مجدد)
دعوت به فرهنگستان زبان ایران برای تحقیق و تدوینِ کتاب کوچه، سه سال.
نگارش نمایشنامه‌ی آنتیگون (ناتمام).
مرگ مادر. ?? اسفند


1351 
ضبط صفحات و نوار کاستِ «صدای شاعر» در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. حافظ، مولوی، نیما، خیام، شاملو.
اجرای برنامه‌های رادیویی برای کودکان و جوانان.
نگارش فیلمنامه‌ی کوتاه حلوا برای زنده‌ها.
ترجمه‌ی تعدادی داستان کوتاه: دماغ، دست به دست، لبخند تلخ، زهرخند، افسانه‌های کوچک چینی.
شب شعر در انجمن فرهنگی گوته. (?? مهرماه)
شب شعر در انجمن ایران و آمریکا. (اول آبان‌ماه)
تدریس مطالعه‌ی آزمایشگاهی زبان فارسی در دانشگاه صنعتی (سه ترم)
همکاری با روزنامه‌های کیهان فرهنگی و آینده‌گان.
سفر به پاریس (فرانسه) برای معالجه‌ی آرتروز شدید گردن. عمل جراحی روی گردن.


1352 
مجموعه‌ی اشعار ابراهیم در آتش.
مجموعه‌ی درها و دیوار بزرگ چین.
شب شعر در مدرسه عالی علوم اقتصادی و اجتماعی بابلسر.
نگارش فیلمنامه‌ی تخت ابونصر برای تله‌ویزیون.
ترجمه‌ی رمان مرگ کسب و کار من است اثر روبر مرل.
ترجمه‌ی نمایشنامه‌ی مفتخورها اثر گرگه‌ی چی‌کی.


1353 
ترجمه‌ی مجموعه‌داستان سربازی از یک دوران سپری شده.
مجموعه‌ی شعرهای عاشقانه‌ی از هوا و آینه‌ها.


1354 
سفر به ایتالیا برای شرکت در کنگره‌ی نظامی گنجوی به دعوت دانشگاه رم.
حافظ شیراز.
دعوت دانشگاه بوعلی برای سرپرستی پژوهشکده‌ی آن دانشگاه. (دوسال)


1355 
تهیه گفتار برای چند فیلم مستند به دعوت وزارت فرهنگ و هنر.
سفر به آمریکا (ایالات متحده) به دعوت مشترک انجمن قلم (Pen Club )و دانشگاه پرینستون برای سخنرانی و شعرخوانی.
آشنایی با شاعران و نویسنده‌گانی از آسیای میانه و شمال آفریقا از جمله یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و وزنیسینسکی.
سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاه‌های MIT بوستون ، UCبرکلی.
پیشنهاد دانشگاه کلمبیای نیویورک برای کمک به تدوین کتاب کوچه را نمی‌پذیرد.
میهمان مدعو فستیوال جهانی شعر در سانفرانسیسکو و آستینِ تگزاس. شب شعر به دعوت دانشجویان ایرانی فیلادلفیا و نیویورک.
بازگشت به ایران بعد از سه ماه.
شب شعر در انستیتو گوته
استعفا از سرپرستی پژوهشکده‌ی دانشگاه بوعلی.
پایان نگارش بیوگرافی‌مانندی به نام میراث که تنها نسخه‌ی دست‌ـ نوشته‌ی آن را علی‌رضا میبدی به امانت بُرد!
ترک ایران به عنوان اعتراض به سیاست‌های رژیم.
سفر به ایالات متحد آمریکا. (اقامت به مدت یک سال).
سخنرانی‌هایی در دانشگاه‌های آمریکا.


1356 
انتشار مجموعه‌ی اشعار دشنه در دیس.
برگزیده‌ی اشعار (انتشارات امیرکبیر).

 ۱۳۵۷
دعوت برای سردبیری هفته‌نامه‌ی ایرانشهر به لندن.
ترک ایالات متحد آمریکا.
سفر به انگلستان.
انتشار 12 شماره هفته‌نامه‌ی ایرانشهر با مشکلات فراوان(شهریور 57).
دی‌ماه 57 استعفا می‌دهد. (به علت اختلاف‌هایی با مدیر هفته‌نامه).
قصه‌ی دخترای ننه دریا و بارون و قصه‌ی دروازه‌ی بخت به صورت کتاب کودکان.
از مهتابی به کوچه (مجموعه‌ی مقالات).
بازگشت به ایران. (اسفندماه).
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، (دفتر اول آ) قطع وزیری.
عضویت در هیاءت دبیران کانون نویسنده‌گان ایران.
نشر مقالاتی در مجلات و روزنامه‌ها.

9ـ1358
سردبیر مجله‌ی هفته‌گی کتاب جمعه (بعد از 36 شماره به اجبار تعطیل می‌شود).
نشر مقالاتی در مجلات و روزنامه‌ها.
شب شعر به دعوت انجمن ایران و فرانسه.
مجموعه‌ی اشعار ترانه‌های کوچک غربت.
سخنرانی در باشگاه ارامنه‌ی تهران.
ترجمه‌ی شهریار کوچولو اثر آنتوان دوسنت اگزوپه‌ری در کتاب جمعه.
ترجمه‌ی بگذار سخن بگویم! اثر دومیتیلا دو چونگارا (با همکاری ع. پاشایی).
شب شعر در انستیتو گوته.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر دوم آ).
نوار صوتی کاشفان فروتن شوکران با شعر و صدای شاعر.
نوار صوتی و کتاب ترانه‌ی شرقی و اشعار دیگر، ترجمه‌ی شعرهایی از فدریکو گارسیا لورکا.
عضو هیاءت پنج نفره‌ی دبیران کانون نویسنده‌گان ایران (دوره‌ی دوم).


1360
قصه‌ی خروس زری پیرهن پری و یل و اژدها به صورت کتاب و نوار کاست برای کودکان.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر سوم آ) قطع وزیری، مجموعاً 1064 صفحه.
از حالا به بعد با همکاری آیدا روی کتاب کوچه کارمی‌کند.
عضو هیاءت پنج نفره‌ی دبیران کانون نویسنده‌گان (دوره‌ی سوم).


1361
ترجمه‌ی هایکو، شعر ژاپنی (با ع. پاشایی).
ترجمه‌ی نمایش‌نامه‌ی نصف شب است دیگر، دکتر شوایتزر! اثر ژیلبر سِسبرون.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر اول الف).


1362
کتاب کوچه، انتشارات مازیار (دفتر دوم الف).
کتاب و نوار صوتی سیاه همچون اعماقِ آفریقای خودم. ترجمه و اجرای اشعاری از لنگستون هیوز.
کتاب و نوار صوتی سکوت سرشار از ناگفته‌هاست. ترجمه‌ی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل.
برگزیده‌ی اشعار (نشر تندر)
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، (دفتر سوم الف)
انتشار کتاب‌ها متوقف می‌شود.


5ـ1363
رمان قدرت و افتخار اثر گراهام گرین را با عنوان عیسادیگر، یهودا دیگر! با موخره‌ی مفصلی بازنویسی می‌کند.
استاد محمد مددی سردیس شاملو را با برنز می‌سازد
گفت و شنودی با احمد شاملو به کوشش ناصر حریری.


1366
فیلمنامه‌ی میراث.
آغاز ترجمه‌ی آزادِ دُنِ آرام اثر میخاییل شولوخوف.
انتشار ژاپنی کتاب ابراهیم در آتش به ترجمه‌ی شوکو یاناگا در مجله‌ی (توکیو، موسسه‌ی مطالعه‌ی زبان‌ها و فرهنگ‌های آسیا وILCAA

آفریقا).
کتاب و نوار صوتی چیدن سپیده‌دم ترجمه‌ی آزاد و اجرای اشعاری از مارگوت بیکل.


1367
سفر به آلمان: میهمانِ مدعوِ دومین کنگره‌ی بین‌المللی ادبیات: اینترلیت ? تحت عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور.
عزیز نسین، دِرِک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندا بِلی و... دیگر مهمانان کنگره.
من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن! عنوان سخنرانی شاملو در این کنگره.
ُ شب شعر در کُل‌لوکیومِ ادبیِ برلین.
سفر به اتریش به دعوت دانشگاه اقتصاد وین و یورو آفریک اینستیتو، برای شب شعر و سخنرانی.
بازگشت به آلمان و اجرای شب شعر در شهر دانشگاهی گیسن.
سفر به سوئد به دعوت انجمن قلم (Pen) و دانشگاه یوته‌بوری.
شب شعر در «خانه‌ی مردم» استکهلم.
دیدار و صرف ناهار با هیاءت رییسه‌ی انجمن قلم سوئد.
جلد اول مجموعه‌ی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.
بازگشت به ایران.


1368
جلد دوم مجموعه‌ی اشعار چاپ آلمان. انتشارات بامداد.
اقامت در شهرک دهکده‌ی خانه، کرج.


1369
سفر به آمریکا: میهمان مدعو سیرا 90 توسط دانشگاه UC برکلی.
سخنرانی‌های نگرانی‌های من و مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ.
دو شب شعر در UC برکلی.
شب شعر دانشگاه UCLA لوس‌آنجلس. در رویس هال.
شب شعر و سخنرانی در دانشگاه‌های شیکاگو، آن اربر میشیگان، کلمبیا، واشنگتن، راتگرز، هاروارد، دالاس و آستین.
عمل جراحی در (یونیورسیتی هاسپیتال) بوستون روی مهره‌های گردن.
سه شب شعر در بوستون و UC برکلی به نفع زلزله زده‌گان ایران.
نگارش روزنامه‌ی سفر میمنت اثر ایالات متفرقه‌ی امریق (اوکلند کالیفرنیا)
عمل جراحی دوم روی مهره‌های گردن (بوستون).
شب شعر در مدرسه‌ی ارامنه‌ی بوستون.
استاد میهمان برای تدریس یک ترم در دانشگاه UC برکلی دانشجویان ایرانی به (زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی).
دیدار با پروفسور زاده (برکلی) کالیفرنیا.
دریافت جایزه‌ی Free Expression سازمان حقوق بشر نیویورک Human Rights Watch .


1370
شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در UC برکلی و UCSC لوس‌آنجلس به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن

فرهنگی کُردها (آمریکا).
مجله‌ی زمانه شماره‌ی اول به شاملو اختصاص دارد. (در سن هوزه، کالیفرنیا).
بازگشت از ایالات متحد آمریکا.
شب شعر به نفع آواره‌گان کُرد عراقی در دانشگاه وین (اتریش) به همراه محمود دولت‌آبادی (قصه‌خوانی) به دعوت انجمن فرهنگی کُردها

(اروپا).
بازگشت به ایران.
ترجمه‌ی شعرهایی از لنگستون هیوز، اوکتاویو پاز (با حسن فیاد).


1371
مجموعه‌ی اشعار مدایح بی‌صله، انتشارات آرش، در سوئد.
انتشار منتخبی از 42 شعر شاملو به زبان ارمنی با نام من دردِ مشترکم در ایروان با ترجمه‌ی نُروان. ناشر: کانون فیلم ارمنستان.
قصه‌های کتاب کوچه، جلد اول در سوئد. انتشارات آرش.
کتاب گفت و شنودی با احمد شاملو، «دیدگاه‌های تازه» توسط ناصر حریری.
تدوین دوباره حرف آی کتاب کوچه براساس متدولوژی جدید.


1372
کتاب گفت‌وگو با احمد شاملو توسط محمد محمدعلی.
مجموعه‌ی جدید همچون کوچه‌یی بی‌انتها ترجمه‌ی شعر جهان (با ??? شعر).
ترجمه‌ی مجدد غزل غزل‌های سلیمان.
ترجمه‌ی مجدد گیل‌گمش.
انتشار گزینه‌ی اشعار (انتشارات مروارید) با انتخاب آیدا.
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، (دفتر چهارم الف)


1373
انتشار منتخبی از ?? شعر شاملو به زبان سوئدی و فارسی با نام عشق عمومی Allom Fattande Karlik در استکهلم سوئد به ترجمه‌ی آذر محلوجیان. Azar Mahloujian ناشرانتشارات آرش.
انتشار منتخبی از ?? شعر شاملو به زبان فرانسه و فارسی با نام سرودهای در عشق و امید Hymnes damour et despoir فرانسه به ترجمه‌ی پرویز خضرایی: Ahmad Shamlou Version Francaise, Parviz Khazrai ناشر .Orphe La Diffrence
سفر به سوئد به دعوت ایرانیان مقیم سوئد برای برگزاری شب شعر.
شب شعر در کنسرتوسه به علت بیماری اجرا نمی‌شود.
یک ماه بعد شب شعر در یوته‌بوری.
دو شب شعر در اوسه جیمنازیومِ استکهلم.
از طرف تله‌ویزیون استکهلم با او مصاحبه انجام می‌شود.
بازگشت به ایران
انتشار شعرهای جدیدی از حافظ، مولوی و نیما یوشیج به صورت نوار کاست با صدای شاعر.


1373
به پایان بردن ترجمه‌ی دن‌آرام. 17/7. شروع به بازخوانی و ویراستاری.
کنگره‌ی بزرگداشت احمد شاملو در دانشگاه تورنتو کانادا، روزهای 31 و 22 اکتبر 1995به سرپرستی انجمن نویسنده‌گان ایرانی کانادا.
انتشار منتخبی از 6 شعر به زبان اسپانیایی با نام (Aurora) بامداد در مادرید، به ترجمه‌ی کلارا خانِس Clara Janes شاعر اسپانیایی.


1375
عمل جراحی روی عروق گردن انجام می‌شود (19 فروردین).
انتشار پریا و دخترای ننه‌دریا با صدای شاعر. به صورت نوار کاست.
عمل جراحی روی عروق پای راست انجام‌می‌شود (اول اسفند).

1376
عمل جراحی روی عروق پا تکرارمی‌شود. (اول فروردین)
تکثیر مجدد حافظ، مولوی، و نیمایوشیج به صورت CD با صدای شاعر.
. انتشار مجموعه‌ی اشعار در آستانه
تکثیر مجدد پریا و دخترای ننه دریا به صورت CD با صدای شاعر.
پای راست شاعر را از زانو قطع کردند. 26 اردی‌بهشت، بیمارستان ایران‌مهر.
دفتر هنر، ویژه‌ی احمد شاملو، سال چهارم، شماره 8، مهرماه. در آمریکا. صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور، در .USA، NJ
کتاب کوچه، انتشارات مازیار، دفتر پنجم الف. قطع وزیری 1652 صفحه.
دفتر هنر، ویژه‌ی تقی مدرسی و احمد شاملو، سال چهارم، شماره 9، اسفند . 1376. در آمریکا . صاحب امتیاز و سردبیر بیژن اسدی پور. در USA، NJ
در جدال با خاموشی، منتخب اشعار، اسفندماه. انتشارات سخن.


1377
ترجمه‌ی جدید گیل‌گمش را به پایان می‌برد.
بُن‌بست‌ها و ببرهای عاشق، منتخب اشعار. انتشارات یوشیج‌ـ ثالث.
کتاب کوچه، حرف ب، مجلد اول، انتشارات مازیار.
منتخبی از ?? شعر شاملو به سوئدی: Baran Forlag Stockjolm, Dikter om Natten (شعرهای شبانه) Orers: Janne Carlsson & Said Moghadam
.کتاب کوچه (حرف ب) مجلد دوم ، انتشارات مازیار. قطع وزیری
کتاب کوچه (حرف ب) مجلد سوم ، انتشارات مازیار. قطع وزیری .
کتاب کوچه (حرف آ) در یک جلد. انتشارات مازیار.


1378
کتاب کوچه (حرف آ) در یک مجلد، انتشارات مازیار . قطع وزیری 1060 صفحه.
کتاب کوچه (حرف الف) جلد اول، انتشارات مازیار . قطع وزیری 912 صفحه.
کتاب کوچه (حرف الف) جلد دوم، (اول فروردین).انتشارات مازیار . قطع وزیری.
کتاب کوچه (حرف پ) جلد اول، (اول فروردین).انتشارات مازیار . قطع وزیری.
کتاب کوچه (حرف پ) جلد دوم، انتشارات مازیار . قطع وزیری 1342 صفحه.
مجموعه‌ی آثار احمد شاملو دفتر یکم : شعر بخش اول انتشارات زمانه
مجموعه‌ی آثار احمد شاملو دفتر یکم : شعر بخش دوم انتشارات زمانه ( از قطعنامه تا در آستانه )
مدایح بی صله (مجموعه‌ی اشعار) انتشارات زمانه ( چاپ اول در ایران)
منتخبی از 32 شعر شاملو به سوئدی borlom karleken در 85 صفحه Baran Forlag Stockholm 1999 i tolking av: Janne Carlsson & Said Moghadam
منتخبی از 27 شعر شاملو به سوئدی
OM jag vore vatten Azar Mahloujian
دریافت جایزه‌ی Stig Dagerman، آذر محلوجیان جایزه را به نمایندگی دریافت می‌کند.


1379
کتاب کوچه (حرف ت) جلد اول، انتشارات مازیار، قطع وزیری، 596 صفحه.
حدیث بی‌قراری‌ی ماهان ( مجموعه شعر) انتشارات مازیار.
پایان ترجمه‌های سه نمایشنامه از فدریکو گارسیا لورکا.
خانه‌ی برناردا آلبا
عروسی‌ی خون ( با بازبینی مجدد)
یرما.
منتخبی از اشعار Nima Yushij , Sohrab Sepehri , Ahmad Shamlu به زبان اسپانیائی
Tres poetas persas contemporaneo
ناشر Icaria Poesia
Traduccion de Clara Janes , Sahan y Ahmad Taheri
.edicion ,abril 2000
ساعت 9 غروب روز یکشنبه 2 مرداد در منزلش در دهکده روح‌اش پرواز کرد و از شکنجه‌ی تن آزاد شد.

12
10 اردیبهشت 1387 ساعت 10:20

سلام.شاملو در 21 آذر 1304 در خانه شماره 134 خیابان صفی علیشاه تهران متولد شد.پدرش حیدر نام داشت و افسر ارتش بود و  بخاطر شغل پدرش شاملو دوره کودکی را در شهر هایی مثل رشت-سمیرم-اصفهان-آباده و شیراز گذراند.به همین دلیل شناسنامه ی او در شهر رشت گرفته شده.و محل تولد در شناسنامه رشت است.

11
23 فروردین 1387 ساعت 02:11

بنده هم شعر"در جدال با خاموشی" را  از خود شاملو برایتان میاورم:

1

من بامدادم سرانجام
خسته 
بی آن که جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم. 
هرچند جنگی از این فرساینده تر نیست،
که پیش از آن که باره برانگیزی 
آگاهی 
که سایه ی عظیم کرکسی گشوده بال
بر سراسر میدان گذشته است:
تقدیر از تو گدازی خون آلوده در خاک کرده است

و تو را 
از شکست و مرگ 
گزیر
نیست.

من بامدادم
شهروندی با اندام و هوشی متوسط.
نسب ام با یک حلقه به آواره گان کابل می پیوندد.
نام کوچک ام عربی ست 
نام قبیله یی ام ترکی 
کنیت ام پارسی. 
نام قبیله یی ام شرمسار تاریخ است
و نام کوچک ام را دوست نمی دارم 
( تنها هنگامی که توام آوازمی دهی 
این نام زیباترین کلام جهان است 
و آن صدا غمناک ترین آواز استمداد). 

در شب سنگین برفی بی امان
بدین رباط فرودآمدم
هم از نخست پیرانه خسته.

در خانه یی دل گیر انتظار مرا می کشیدند
کنار سقاخانه ی آینه
نزدیک خانقاه درویشان 
( بدین سبب است شاید 
که سایه ی ابلیس را 
هم از اول 
همواره در کمین خود یافته ام). 

در پنج ساله گی
هنوز از ضربه ی ناباور میلاد خویش پریشان بودم
و با شقشقه ی لوک مست و حضور ارواحی ی خزنده گان زهرآگین برمی بالیدم
بی ریشه
بر خاکی شور
در برهوتی دورافتاده تر از خاطره ی غبارآلود آخرین رشته ی نخل هابرحاشیه ی آخرین خشک رود.

در پنج ساله گی
بادیه بر کف
در ریگ زار عریان به دنبال نقش سراب می دویدم
پیشاپیش خواهرم که هنوز
با جذبه ی کهربایی ی مرد
بیگانه بود.

نخستین بار که در برابر چشمان ام هابیل مغموم از خویشتن تازیانه خورد شش ساله بودم. 
و تشریفات
سخت درخور بود:
صف سربازان بود با آرایش خاموش پیاده گان سرد شطرنج،
و شکوه پرچم رنگین رقص
و داردار شیپور و رپ رپه ی فرصت سوز طبل
تا هابیل از شنیدن زاری ی خویش زردرویی نبرد.

بامدادم من
خسته از باخویش جنگیدن
خسته ی سقاخانه وخانقاه و سراب
خسته ی کویر و تازیانه و تحمیل
خسته ی خجلت ازخودبردن هابیل.

دیری است تا دم برنیاورده ام اما اکنون
هنگام آن است که از جگر فریادی برآرم
که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می گشاید.

صف پیاده گان سرد آراسته است
و پرچم 
با هیبت رنگین 
برافراشته. 
تشریفات در ذروه ی کمال است و بی نقصی
راست درخور انسانی که برآن اند
تا هم چون فتیله ی پردود شمعی بی بها
به مقراض اش بچینند.

در برابر صف سردم واداشته اند
و دهان بند زردوز آماده است
بر سینی ی حلبی
کنار دسته یی ریحان و پیازی مشت کوب.

آنک نشمه ی نایب که پیش می آید عریان
با خال پرکرشمه ی انگ وطن بر شرم گاه اش

وینک رپ رپه ی طبل:
تشریفات آغازمی شود.
هنگام آن است که تمامت نفرت ام را به نعره یی بی پایان تف کنم.
من بامداد نخستین و آخرین ام
هابیل ام من 
بر سکوی تحقیر 
شرف کیهان ام من 
تازیانه خورده ی خویش 
که آتش سیاه اندوه ام 
دوزخ را 
از بضاعت ناچیزش شرمسار می کند.

۲

در بیمارستانی که بستر من در آن به جزیره یی در بی کرانه گی می ماند
گیج و حیرت زده به هر سویی چشم می گردانم:

این بیمارستان از آن خنازیریان نیست.
سلاطونیان و زنان پرستارش لازم و ملزوم عشرتی بی نشاط اند.
جذامیان آزادانه می خرامند، با پلک های نیم جویده
و دو قلب در کیسه ی فتق
و چرکابه یی از شاش و خاکشی در رگ
با جاروهای پر بر سرنیزه ها
به گردگیری ی ویرانه.

راهروها با احساس سهم گین حضور سایه یی هیولا که فرمان سکوت می دهد
محور خواب گاه هایی ست با حلقه های آهن در دیوارهای سنگ
و تازیانه و شمشیر بر دیوار.

اسهالیان
شرم را در باغچه های پرگل به قناره می کشند
و قلب عافیت در اتاق عمل می تپد
در تشتک خلاب و پنبه
میان خرناسه ی کفتارها زیر میز جراح.

این جا قلب سالم را زالو تجویزمی کنند
تا سرخوش و شاد هم چون قناری ی مستی
به شیرین ترین ترانه ی جان ات نغمه سردهی تا آستان مرگ
که می دانی
امنیت 
بلال شیردانه یی ست 
که در قفس به نصیب می رسد، 

تا استوار پاسدارخانه برگ امان در کف ات نهد
و قوتی ی مسکن ها را در جیب روپوش ات:
ــ یکی صبح یکی شب، با عشق!

اکنون شب خسته از پناه شمشادها می گذرد
و در آشپزخانه 
هم اکنون 
دستیار جراح
برای صبحانه ی سرپزشک
شاعری گردن کش را عریان می کند
(کسی را اعتراضی هست؟)
و در نعش کشی که به گورستان می رود
مرده گان رسمی هنوز تقلایی دارند
ونبض ها و زبان ها را هنوز
از تب خشم کوبش و آتشی هست.

عریان بر میز عمل چاربندم
اما باید نعره یی برکشم:
شرف کیهان ام آخر

هابیل ام من
و در کدوکاسه ی جمجمه ام
چاشت سرپزشک را نواله یی هست.

به غریوی تلخ
نواله را به کام اش زهر افعی خواهم کرد،
بامدادم آخر
طلیعه ی آفتاب ام.

۱۳۶۳/۴/۲۰ 

10
26 اسفند 1386 ساعت 15:27
9
15 اسفند 1386 ساعت 19:30

احل این خاك غریب خاكی سرد
سرمایی جاوید
جاوید تر از بی وفایی مردم
مردمی كه به ادیب همچو جزامی مینگرند ملتی كه غریبت میدارند تا بمیری
مرگی در تنهایی
تنهایی از نبود یار
یاری كه بداند ارزشت را
لیك مرگ است درین خاك غریب

8
7 آذر 1386 ساعت 23:37
آن‌چه كه باید گفته می‌شد و نیما گفت. شاداب و پر انرژی باشی نیما جان
7
4 آذر 1386 ساعت 15:16

با تشكر از نیمای عزیز هر كس ذره ای شاملو رو بشناسه و تفكرش از جنس اون باشه این جوابو میده

 

6
1 آذر 1386 ساعت 20:04
نقل قول از : نیما بارانی

اولا موطن ادمی را در هیچ نقشه  جای نیست موطن ادمی در دل انسنهایست که دوستشان داری( شعر دقیقا یادم نبود)

ثانیاشاملو و یا هر انسا بزرگی متعلق به ان  قوم  و قبیله است که که او را شعرش را زندگیش را  ودردهایش را بهتر شناخته باشد

من محکم بر این عقیده پایبند هستم که که شاملو اصالتا اهل انسان بوده است

انسانی که گناه را مقدس می داند زمین را دوست دار و بعد از بارش باران فریاد می زند که

باران را رها کن

خاک را بگذار که سبزتر بخواند یک انسان زمینی.


 

 

بسیار زیبا بود دوست عزیز نیما

5
1 آذر 1386 ساعت 20:00

پدر بزرگ پدریش افغان بوده و مادرش (خانم کوکب عراقی) هم عراقی بوده. فکر می کنم یه اصلیتش هم به اوکراین منتسب می شده که دقیقا یادم نیست......

اما این که خودش اهل کجا بوده.......متولد تهران.....ولی کی می تونه بگه که میشه شاملو رو توی یک مرز یا اسم یک شهر یا کشور گنجوند؟!

4
1 آذر 1386 ساعت 12:20

احل این خاك غریب

خاكی سرد

سرمایی جاوید

جاوید تر از بی وفایی مردم

مردمی كه به ادیب همچو جزامی مینگرند

ملتی كه غریبت میدارند تا بمیری

مرگی در تنهایی

تنهایی از نبود یار

یاری كه بداند ارزشت را

لیك مرگ است درین خاك غریب...

3
29 آبان 1386 ساعت 16:17

اولا موطن ادمی را در هیچ نقشه  جای نیست موطن ادمی در دل انسنهایست که دوستشان داری( شعر دقیقا یادم نبود)

ثانیاشاملو و یا هر انسا بزرگی متعلق به ان  قوم  و قبیله است که که او را شعرش را زندگیش را  ودردهایش را بهتر شناخته باشد

من محکم بر این عقیده پایبند هستم که که شاملو اصالتا اهل انسان بوده است

انسانی که گناه را مقدس می داند زمین را دوست دار و بعد از بارش باران فریاد می زند که

باران را رها کن

خاک را بگذار که سبزتر بخواند یک انسان زمینی.

2
21 مهر 1386 ساعت 18:17

http://www.cloob.com/clubname/rivoniz

دوستان عزیز  این کلوب متعلق به دوستداران ادبیات می باشد

__