نام کلوب :كلوب استاد شهریار
نام انگلیسی : shahriyar
تاسیس : 7 مرداد 1384
2221 عضو ، 235 بحث ، 10 آلبوم ، 47 مقاله ، 3 لینک ، 1 نظرسنجی

كلوب استاد شهریار

لیست لینکها تنها برای اعضای این کلوب مقدور می باشد.
__
عنوان بحث
اخبار ملت تورك
24 آبان 86 - 18:18

این تاپیک  برای اخبار وقایع و اتفاقات در مورد ملت تورک یا هر مقوله ای چه در زمینه ادبیات و یا غیر آن استارت می شود.لطفا از ایجاد بحث جدید برای درج این موارد به دلیل منش ادبی کلوب خودداری فرمائید.

یاشاسین آذربایجان

Iran ethnic1.jpg

آناتومروس دختر آلپ ارتونقا که سر از تن کوروش خیانتکار و حیله گر پارسی جدا کرد

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
279
13 مهر 1387 ساعت 19:34

بیانیه ای علیه استبداد فرهنگی و فرهنگ استبداد

به یاد دوستان و عزیزان دستگیر شده­مان كه با جان و دل از زبان و فرهنگ خویش دفاع می كنند.

 

مثل زردی پاییز است استبداد. مثل ریزش برگهای پاییزی است اشك­هایی كه در فراق یاران و دوستان در بند فرو می­ریزد. چرا به یكباره نامحرمان برحریم خصوصی تفكر ما می­تازند و كس را یارای اعتراض نیست؟ مشخصه پاییز زردی طبیعت است و مشخصه استبداد زردی چهره­های مظلوم. مشخصه فكری آنها فرهنگ استبدادی شان است. عدم پای بندی به آزادی و دموكراسی، عدم شفافیت، سركوب و خفقان و دهشت، بیگانه انگاری شهروندان، بیگانه انگاری فرهنگ و زبان اقوام، رفتار زندانبانی با ترك و عرب، تمركز قدرت در دست عده معدود با استفاده از پوشش دین از مشخصات فرهنگ­های استبدادی است.

بهتر آن است كه نخست با گونه­های استبدادی مسلط بر جریان هویت خواهی و حقیقیت طلبی، ما آشنا شویم و سپس به آن بیندیشیم. گونه­هایی كه صدها سال است زبان توركی و فرهنگ توركی ما را در اسارت خویش باقی نگه داشته­اند.

1- استبداد در نژاد و تبار (پارس سالاری)

شالوده فرهنگ پارس تحقیر و كوچك انگاری فرهنگ­های دیگر است. فردوسی نمونه بارز این مثال می باشد. شاهنامه حدیث پارس سالاری و تفكر بسته بندی شده پارسی است. هر نژاد دیگر غیر از پارسها پست و حقیر محسوب می شود. آنها حتی تبادل فرهنگی را نیز بر نمی­تابند. نه شرقی و نه غربی این بار جایش را به نه تورك و نه عرب داده است. سهراب كه در فرهنگ غیر رشد كرده باید بمیرد آن هم به دست رستم دستان پارس­ها. برتر انگاری فرهنگی پدر و پسر نمی شناسد. پسر اگر به شرق و غرب بیندیشد مردنش عین ضرورت است. گیرم كه پدر سراپایش غرب زده­ای بیش نباشد. مرحوم شریعتمداری جانش را بر سر این تفكر از دست داد. برسر تفكری كه برتر انگاری آنها را زیر سئوال می برد. اجتهاد حتی باید با زبان پارسی حكومت كند وگرنه محكوم به زوال است. آنها اخیراً بر تز گفتمان و گفتگو تاكید دارند. این نشان دهنده آن است كه خودشان نیز برخلاء این گفتمان پی برده اند. فرهنگی كه گفتگویش اجبار و زور است راه به جایی نخواهد برد. طبیعی است كه رستم قابلیت تحول در تفكر افراد را نداشته باشد. رستم بدون شمشیر جنازه ای متحرك است. مرگ سهراب در همین عدم قابلیت ریشه دارد. بر این اساس حذف غیر آریایی­ها و خصوصاً نخبگان اقوام، راحت­ترین كار ممكن برای مستبدان است. هزینه این كار كم است در حالی كه احترام به آزادی بیان و پاسخ گویی به ضروریات مدنی سایر زبانها و فرهنگ های تحت سلطه هزینه زیادی می طلبد. نتیجه این تفكر آریایی و این رفتارهای سلطه جویانه پیروی از سبك اقتدارگرایانه است كه مخصوصاً در سازمانهای بزرگ حكومتی دیده می شود. نظام متمركز، قوانین سخت و انعطاف ناپذیر و عدم تحمل استقلال همراه با ارزش های غیر انسانی حاكمان دوره­های مختلف ایران باعث ایجاد یك سیستم سیاه و سنگینی به نام «پارس سالاری» شده است.

2- استبداد در دین

به نام دین به كام پارس­ها. چكیده این گونه استبداد همین است. قبایل و شعوبی كه قرآن از آن دم می زند تنها یك قبیله است و آن هم آریایی نژادان پارسی گوی شكر سخن. سریالی كه اخیراً پخش شد نمونه این گفتار است. داستان علی (ع) و رستم را به طور موازی به گونه­ای در هم آمیخته بودند كه از رستم یك چهره دینی ارائه می­شد. ذوالفقار بر دستان رستم دستان نشاندن، تز امروزی آنهاست. وجهه مثبت دینی دادن به قهرمانان بی دین پارسی و برعكس آن زنازاده خواندن بابك و فتوا دادن بر آن و خلاصه وجهه منفی دادن به قهرمانان اقوام تئوری جدیدشان است. مارك لائیكی، كمونیستی و ... زدن بر فعالان آذربایجان از مشخصات این گونه استبدادی است. حتی خدا و پیامبر و امامان را نیز مختص فارسها و دیدگاه حاكم می دانند. دستگیری عزیزان ما در ماه مبارك رمضان بیشتر به دلیل اشاعه و القای این تفكر استبدادی است. «طه جابر العلواتی» می نویسد: «در جوامع اسلامی موجود حتی سازمان و جمعیت های اسلامی نیز از گزند آزادی ستیزی در امان نمانده اند.» چه برسد به اقوام. این گونه استبدادی به تصفیه صاحبان افكار مخالف دست زده و كتابهای آنها را به عناوین مختلف از دسترس مخاطبان خارج می سازد. هجوم آنها به صاحبان اندیشه و دستگیریشان در راستای همین سیاست است. ریاكاری تهوع آور، چاپلوسی و فروتنی احمقانه، تعریف و تمجید و ستایش خارج از اندازه بطوری كه كرامت انسانی را زیر سئوال می­برد و اخیراً ستایش آریایی دین مداران از مشخصات ضهور و بروزگونه متعالی این نوع استبداد است. ما اگر به این نوع ارزش های ضد انسانی و گاهاً ضد دینی تعلق نداریم چه كنیم؟ ما متعلق به زبان، فرهنگ و دین خویشتن هستیم. خدای ما خدای مستبد و آریایی نیست. این عدم كرنش ما در برابر فرهنگ استبدادی ریشه در زبان و فرهنگ توركی ما دارد و خودشان نیز بر این نكته واقفند.

3- استبداد در آموزش و پرورش

آموزه­های فكری كتابهای آموزش و پرورش شدیداً شیوه­های شوونیستی فارسها را ترویج می كند. كوچك­ترین سهم و نگرشی در خصوص اقوام در نظر گرفته نشده است. شیوه تدریس و سبك­های مدیریتی سبب ایجاد سكوت و پذیرش سلطه، انقیاد بدون منطق، تقلید كوركورانه، چابلوسی فروتنانه، ریا كاری دینی و مدرك گرایی افراد جامعه گشته است. به قول «مایكل اپل» آموزش و پرورش به وسیله­ای برای حفظ تداوم و مشروعیت بخشیدن به قدرت و سلطه سرمایه­داران و حاكمان تبدیل شده است و آنها از طریق برنامه­های آموزشی و درسی آشكار و پنهان پایه­های قدرت خود را استحكام می بخشند. تقویت آریا محوری، تحقیر اقوام، استحاله زبانهای همزیست و تدریس برتری پارسها در دستور كار آموزش و پرورش است. كار به جایی رسیده كه بچه­ها بر دروس آموزش و پرورش ایراد می گیرند به قول آن بچه كه به بازرس آموزش و پرورش گفت: «درس زاغكی قالب پنیری دید، فقط كلك زدن یاد ما می­دهد!» و بازرس جز حیرت جوابی نداشت. اتفاقاً آموزه­های پارسها همین است. رستم با كلك سهراب و اسفندیار را كشت و خودش با كلك برادرش به چاه مرگ افتاد. ایراد اصلی بر آموزش و پرورش وابسطه بودن آن به سلطه است. و همین وابستگی را نیز یاد بچه­ها می دهد. شاید ذكر این نكته اینجا مهم باشد كه چون بستره فرهنگی، استبدادی است هر حاكمی كه در این بستره قرار گیرد خود به خود مستبد و زورگو بار می آید. حكایت كشورهای جهان سومی از این قرار است.

4- استبداد در مطبوعات و رسانه­های ارتباط جمعی

رسانه­ها و مطبوعات ایران متاثر از شرایط فرهنگی جامعه دچار روحیه استبداد زدگی و سانسور حقیقت شده­اند. یعنی بدون این شرایط مجوزی صادر نخواهد شد. بر این اساس حذف و لغو مجوز نشریاتی كه دم از هویت و زبان توركی می زنند در اولویت كاری آنهاست. و در این راستا نشریاتی كه علیه هویت و زبان ما می تازند روز به روز با مساعدت فراوان حاكمیت و پان پارسها روبرو می­شوند. البته تاثیر گذاری چنین نشریات وابسته در حد صفر است و اصولاً در ایران اعتماد به نشریات وجود ندارد و آن هم به سبب وابستگی و یك جانبه نگری آنهاست. و بعضاً بعضی از این نشریات اسباب مسرت می گردند. بطور مثال وقتی كشور آذربایجان را ایران شمالی می خوانند یادشان می رود كه شماره­اش را بگذارند. چون تئوری خوانش آنها باید دقیق و بر پایه عدالت باشد. یعنی اگر از چپ به راست حساب كنیم باید بنویسند: ارمنستان (ایران شمالی 1)، آذربایجان (ایران شمالی 2)، تاجیكستان (ایران شمالی 3) و... بر این اساس صدا و سیمای تبریز به مضحكه بی بدیل در نوع استبدادی خود شده است. در صورتی كه شبانه روز سایر شبكه­ها به فارسی خبر و برنامه پخش می كنند، رادیو و تلویزیون تبریز كاسه داغتر از آش شده و مشابه آنها را جرا می كند. و بدین طریق روند پاكسازی زبانی در این گونه استبدادی از بچه­ها شروع می شود. یعنی برنامه كودكان را مطلقاً با زبان فارسی اجرا می كنند. دقیقاً در راستای استحاله طرح ریزی شده. ترك ستیزی فارسها توسط سریال­ها و فیلم­های جریان ساز از تلویزیون تبریز بیشتر پخش می شود. بلایی كه بر سر شهریار آوردند هنوز از خاطره­ها محو نشده است. شهریار در آن سریال همچون فارس زبانان دو آتشه معرفی شده است. عدالت محوری سانسور شده است. رجعت شهریار به سهند و شاعران دیگر حذف شده است. انگار نه انگار كه سهندیه مشهور، اثر شهریار است. و یا در حیدر بابا آداب و رسم و رسوم توركها پر است و كودكی خود شهریار در اثر حیدربابا به وضوح ذكر می شود. «... آی اؤزمو او اَزدیرن گونلریم / آغاج مینیب آت گزدیرن گونلریم... » و هیچ یك از این صحنه­های حیدربابا اجرا نشد. به جز یك تصویر خود ساخته كه در آن شهریار به شلوارش می شاشید! صدا و سیما علناً مركزیت پاك سازی زبان و فرهنگ­های غیر پارسی را بر عهده گرفته است. سوای این مباحث یادمان باشد كه دستگیر شدگان اخیر به نوعی در رسانه­های ارتباطی جمعی از جمله از طریق نشریات با مردم خود در ارتباط بوده­اند. این گونه استبدادی صرفاً محویت زبان خود را می پسندد و تاب تحمل ترویج زبان و فرهنگ دیگر را ندارد. و چرا فكر نمی­كنند از نظر ما آنها دیگری­اند؟ و این خود بحث دیگری است.

5- استبداد نظامی و پلیسی

این نوع استبداد توسط فرماندهان نظامی اعمال می­گردد. خود نگارنده بارها شاهد سركوب حركت ملی و به خصوص رفتار زشت و زننده آنها بوده است. سركوب قلم توسط تفنگ و با نام دین مشخصه این نوع استبداد است. ارعاب، نخبه كشی در سكوت، تئوری ریزی و اجرای برنامه­های خاص توسط این گونه افراد انجام می­شود. شاخه اطلاعاتی این نوع استبدادی با اجرای طرحهای دراز مدت و برنامه­های از قبل طراحی شده به نخبه كشی وسیع در سطح جامعه دست می­یازد. مریض ساختن فعالان هویتی، طراحی تصادفات ساختگی و در صورت لزوم آشكارا تاختن بر آنها از مواردی است كه استبداد نظامی و پلیسی باكی از آن ندارد. و ایضاً در خصوص دستگیریهای اخیر این گونه استبدادی چهره زرگو و اقدام خشن پلیسی را به نمایش گذاشت. ایجاد تصویرهای خشن و رعب انگیز و سلب امنیت روحی و روانی فعالان و مخالفان و همچنین در تنگنا قرار داددن خویشان و بستگان آنها بر عهده این شاخه می باشد. طبیعی است كه در فرهنگ استبدادی فارسها این گونه استبدادی قدرت فراوان دارد و عملاً در خصوص مسئله اقوام دستش باز است و این روزها بی هیچ واهمه­یی بر حریم خصوصی و بر ساحت مقدس زبان و فرهنگ ما می­تازد. نحوه تعلیمات آنها نیز جای حرف دارد. بطوری كه بر بسیجیان القا می كنند كه فعالان هویتی یا جاسوس­اند و یا بی دین. و در حیرتم كه ما خود از حقوق آنها دفاع می­كنیم آما آنها ما را سر می برند. انتشار لیست سیاه نیز در این راستاست. فاجعه دیگری نیز در راه است فاجعه­ای كه منجر به مریض ساختن تعدادی از فعالان و به مرگ آنها منتهی خواهد شد و به موقعه­اش نیز از تئوری سازها و طراحان مرگبار آن سخن خواهم گفت. و شاید هم مرگ فعالان پرده از این راز بر دارد و یا بهتر بگویم شهادت فعالان.

یكی از سیاهپوستان در خاطرات خود می گوید: «سه روز غذا نخوردم، پس از سه روز مجبور به خوردن شدم از فرط گرسنگی. بعد حالم به هم خورد و بالا آوردم. انفرادی را بوی گند فرا گرفته بود. مرا به بهداری زندان منتقل كردند و در آنجا با آمپول چیزی بر من تزریق كردند كه بعدها فهمیدم به بیماری ایدز مبتلا گشته­ام.»

دغدغه اصلی ما در حال حاضر تفهیم اصول غیر اخلاقی و غیر انسانی این گونه استبدادی بر دادرسان حقوق انسانی در اقصا نقاط جهان می باشد. اینجا دارند با همه امكانات و با زر و زور و تزویر منادیان آزادی را سر می برند و هیچ كس را یارای اعتراض باقی نمانده است. ما مظلومترین انسانهایی هستیم كه در محاصره گونه­های خشن و زورگوی استبدادی آرام- آرام جان می دهیم.

6- استبداد در حكومت

«تاریخ ایران شاهد صدها حاكم مستبد، خودمدار و زورگو بوده است. در این سطح از استبداد یك یا چند نفر برای جمعیت یك كشور تصمیم می گیرند و در واقع جامعه را به صورت نظامی الیگارشی اداره می نمایند.» فرمان فرهنگ حاكم عین قانون تلقی می شود. طبیعی است كه تمركز قدرت به فساد اجتماعی منجر خواهد شد. بی تفاوتی و مسئولیت ناپذیری سایر گروههای اجتماعی ناشی از همین امر است. اوج استبداد حكومتی وقتی است كه با استبداد دینی و زبان فارسی هماهنگ گشته و علیه دیگر زبانها و فرهنگ­های موجود در ایران زمین طرح هجمه می ریزند. دوره رضاخانی شاهكار همین طراحی است. و البته سیاستهای امروز نیز نسبت به قبل تغییر نیافته است. حتی امروز روند ترك ستیزی و استحاله فرهنگی به مراتب بیشتر از گذشته صورت می­گیرد. شمشیر علی (ع) بر دستان رستم داده شده است. با نام دین و به كام شوونیست­های پارس علیه سابر اقوام جبهه گرفته اند.

حال با توجه به سطوح مختلف استبداد در فرهنگ های استبدادی، ذكر نكاتی چند را واجب می دانم. در این نوع از دوره استبدادی حتی امید برای دست یافتن به دیالوگ و گفتگوی فی ما بین امیدی واهی می­باشد. اطاعت بی چون و چرای سایر زبانها و فرهنگ­های موجود در ایران زمین از فرمان فرهنگ حاكم امری ضروری است. این را گفتمان بی مخاطب فرهنگ استبداد می­گوید. اما به نظر ما اطاعت بی قید و شرط از استبداد و ترس از آن باعث می شود كه نسل های بعدی نیز گرفتار همین معضل باشند. ما اعتقاد داریم كه برای آزادی و حقیقت حتی باید از جان خویش نیز گذشت. و البته مدتهاست كه سر این مسئله جان می بازیم. ما با فرهنگی طرف حساب هستیم كه دموكراسی در آن كوچكترین نقشی ندارد و هر چه هست استبداد است و زورگویی.

در این میان باریكه­ای از نفوذ آموزه­های همان فرهنگ در بین عده­ای از مدعیان آزادی مشكلات ما را دو برابر كرده است. این عده قلیل كه خود دست پرورده دستهای پنهان و به قولی سربازان گمنام آقا می باشند با نفوذ در جریان ملی هویتی ما سعی دارند تا تریبون حركت باشند. آنها در راستای سیاست استحاله، با بزرگ نمایی افراد معلوم­الحال و با مصاحبه­ها و مقالات آنچنانی سعی دارند تا لیدر و رهبر و كوفت و مرض تولید كرده بر پیچیدگی این كلاف پیچ در پیچ بیفزایند. مبارزه آنها با رهبران واقعی حركت و تبلیغات منفی اشان علیه دكتر چهرگانی و سایر بزرگان حكایت از دسیسه ای فراگیر دارد.

بنده ضمن حمایت از این بزرگان و ضمن حمایت از دستگیرشدگان اخیر كه همه اشان تاج سر این مردمند خواستار هوشیاری عزیزان در این برهه خاص هستم. بنده به نوبه خود وظیفه خویش می دانم تا از صرافی­ها، سعید موغانلی­ها، اكبر آزادها، عباس لسانی­ها و سایر دوستان كه ذكر نامشان خارج از حوصله این مقال است ضمن تقدیر و تشكر از مبارزات فرهنگی ایشان مراتب نگرانی خود را نیز از اوضاع و احوال آنها اعلام بنمایم. این مقاله فرصتی است كه آرزوی آزادی داشته باشم. آرزوی آزادی همه دوستان و همه آذربایجانی­ها.

278
13 مهر 1387 ساعت 19:32
http://www.pezeshk. us/?p=13982

تماشای تلویزیون ایران برای کودکان و نوجوانان بد آموزی دارد

در تمام نقاط دنیا نشان دادن سیگار کشیدن افراد ، بکار بردن کلمات زشت و رکیک ،  نشان دادن چگونگی استعمال مواد مخدر و نشان دادن تصاویر اجساد ، کشتار و مرگ ممنوع است . اما در تلویزیون ایران چنین نیست .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، خط قرمز و سانسور در تلویزیون ایران اشتباه ترسیم شده است . تلویزیون ایران با آنکه بیشترین نظارت را بر پخش تطاویر دارد . متاسفانه خط قرمز و موارد شامل سانسور تنها به سکس و تصاویر زنان برهنه ختم می شود .

در حالی که از سالها قبل پخش تصاویر کشتار ،  آدم سوزی زد و خورد همراه با جراحت در شبکه های تلویزیونی مختلف جهان ممنوع شده است اما متاسفانه اخبار تمامی کانالهای تلویزیونی  کشور ایران ، در ساعات مختلف روز به نشان دادن تصاویر افراد دچار جراحت و پیکیرهای متلاشی شده ناشی از انفجار و اجساد انسانها در کشورهای مختلف از جمله عراق افغانستان و فلسطین می پردازند.

شبکه های  تلویزیونی  ایران با سفارش سریالهای بی محتوا و کلیشه ای به پخش نمایش هایی می پردازند که بیشتر لودگی و مسخره بازی است تا طنز .

طی چند سال گذشته آنچه به عنوان سریالهای ماورایی و دینی ساخته می شوند بیشتر توهم و هذیان است و پخش تصاویر روح ،  شیطان و جن و پری با خلق موقعیت های ترسناک در ساعات روز به آزار کودکان و نوجوانان که بیشترین مخاطب تلویزیون هستند می انجامد .

نشان دادن چگونگی استعمال سیگار در تمام دنیا ممنوع است اما  در سریالها و فیلم های ایران  افراد مختلف به راحتی در مقابل دوربین سیگار می کشیدند ( سریال اخراجی ها  نمونه آن است).

هنرپیشه ها به راحتی در مقابل دوربین کلمات زشت و توهین آمیز به کار می برندند و کشیدن مواد مخدر را نشان می دهند ( نمونه آن سریال بزنگاه ) .

افراد معتاد دارای شخصیت دوست داشتنی ،  مهربان و مورد قبول کودکان و نوجوانان هستند (سریال بزنگاه و سریال مامور بدرقه ).

به راستی هدف از ساخت و پخش فیلم سینمایی خواب زمین در در ساعت  ۱۸ یک روز تعطیل ( جمعه ) از شبکه دو تلویزیون سراسری ایران چیست ؟ فیلمی که تنها با خلق تصاویر و صحنه های مرگ و ترسناک باعث آزار پیر و جوان می شود و در انتها هیچ برداشتی برای ببینده جز اضطراب ، افزایش فشار خون و خستگی روحی  ندارد ؟

سیاست گذاران سیمای جمهوری اسلامی ایران باید حدود و حریم ها را دوباره تعریف کنند . به ملت ایران احترام بگذاریم و حریم شخصی آنان را رعایت کنیم . پخش چنین تصاویری در ساعات روز نمونه ای از خشونت نسبت به افراد  است .

277
13 مهر 1387 ساعت 19:24
شش‌هزار سال به قدمت تركیه افزوده شد

سرویس: میراث فرهنگی
1387/07/12
10-03-2008
15:58:30
8707-05543: كد خبر

Archive.gif

wh120-78.JPGخبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: میراث فرهنگی

با كشف آثاری در محوطه‌ای تاریخی در استانبول، تاریخ این شهر، تركیه و اروپا باید دوباره نوشته شود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، باستان‌شناسان ترك موفق به كشف آثاری تاریخی در تركیه شدند كه با كشف آن‌ها حدود شش‌هزار سال به قدمت شهر استانبول افزوده می‌شود. تاكنون گمان می‌شد كه شهر استانبول حدود 2700 سال قدمت دارد و در دوره‌ی تمدن بیزانس و یونان باستان پایه‌گذاری شده است.

یكی از باستان‌شناسان ترك كه از حدود چهار سال پیش درحال كاوش در محوطه‌های تاریخی استانبول است، به خبرنگاران گفت كه در روزهای اخیر، چهار اسكلت و اشیایی ساخته‌شده از چوب و سفال با قدمتی حدود 8500 سال در این شهر كشف شده‌اند كه با كشف آن‌ها، حدود شش‌هزار سال به قدمت این شهر افزوده می‌شود.

این باستان‌شناس محل كشف آثار را در عمق شش متری یكی از محوطه‌های تاریخی استانبول اعلام كرد.

تا به‌حال گمان می‌شد شهر استانبول در سال 667 پیش از میلاد مسیح (ع) توسط مردم امپراطوری بیزانس بنا نهاده شده و در قرن‌های بعد توسط مردم تمدن یونان باستان و امپراطوران عثمانی توسعه یافته است.

شهر استانبول پس از فتح توسط سلطان محمد فاتح به پایتخت امپراطوری عثمانی تبدیل شد و حاصل آن احداث مدارس، حمام‌ها و دیگر بناهای تاریخی در این شهر در قرن‌های 15 و 16 میلادی است.

نام قدیمی شهر استانبول كه در متون تاریخی بارها از آن‌ها نام برده شده، قسطنطنیه است

http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1207726&Lang=P
276
13 مهر 1387 ساعت 19:22

    حمایت قاطع دانشجویان و اساتید ترک جهان ، از بیانیه 700 کلمه‌ای

 

115تن از اساتید و دانشجویان ترک ،دانشگاههای ترکیه با حمایت از بیانیه‌ی 700 کلمه‌ای خواستار توقف نقض حقوق آذربایجانیان در ایران شدند .در بین امضاء کنندگان دانشجویان و اساتیدی از کشورهای آذربایجان ،ترکیه ،ایران ،قزاقستان ،قرقیزستان و ترکان آخیسکا به چشم می‌خورد.اسامی حامیان این بیانیه به شرح ذیل است :

 

   

  1-          صابر رحیمی -ایران  

  2.           بولنت آیدین اوغلو -ترکیه 

  3.           وحید ناصری -ایران  

  4.           جمال محمداوغلو -  ترکیه 

  5.           سرانه شوای-آذربایجان  

  6.           فرید مراد اوف-آذربایجان  

  7.           عقیل نصیب اوف-آذربایجان  

  8.           علمین جعفروف-آذربایجان  

  9.           دویغو یازقین-ترکیه  

  10.         الفیا ژاماکینا-قزاقستان  

  11.         ائلنور پاشا-آذربایجان  

  12.         توران محمدوف-آذربایجان  

  13.         شینیر اوسنبایئوا-قزاقستان  

  14.         بولنت بایرام-ترکیه  

  15.         آیهان کؤسه-ترکیه  

  16.         جئیهون عیسایئو-آذربایجان  

  17.         ژانات قاسیمووا-آخیسکا تورکو 

  18.         تیمور آیداروو -قیرقیزیستان  

  19.         روستم میرزیئو-قیرقیزستان  

  20.         نعمت شاکیروف-آخیسکا  

  21.         سامیر ابراهیموف-آذربایجان  

  22.         راتیبه بابیش-ترکیه  

  23.         عزیز بابیش-ترکیه  

  24.         رامین جعفری-آذربایجان 

  25.         ائلنور عالیئو -آذربایجان 

  26.         ائلچین صمدزاده-آذربایجان 

  27.         رامیل سلاموف-آذربایجان 

  28.         ائلوین محمدوف-آذربایجان 

  29.         جلال اؤجال (خانه فرهنگ و حقوق بشر ترکان جهان)

  30.         فادیل اونال (مسئول فرهنگی بخش ترکان جهان شهرداری ازمیر)

  31.         ناظم مرادوف-آذربایجان  

  32.         عاکف عبدالله اف -آذربایجان 

  33.         حسن عیسایئو -آذربایجان 

  34.         وهاب ولی محمدوف -آذربایجان 

  35.         بابک عبدالله اف-آذربایجان 

  36.         چنگیز محمدوف -آذربایجان 

  37.         زامیق محمدوف-آذربایجان 

  38.         نادر غافاروف -آذربایجان 

  39.         وصال قمبروف -آذربایجان 

  40.         ائلدار جباروف -آذربایجان 

  41.         آصف قربانوف -آذربایجان 

  42.         ادریس موسایئو -آذربایجان 

  43.         علی محمدوف-آذربایجان 

  44.         جابیر جومالیئو-آذربایجان 

  45.         آصف عظیموف-آذربایجان 

  46.         ظفر حسنوف-آذربایجان 

  47.         ائلچین ولیئو -آذربایجان 

  48.         کامیل ولیئو -آذربایجان 

  49.         شاکر اسدوف -آذربایجان 

  50.         آقشین ایبیشوف -آذربایجان 

  51.         زائور حاجیئو -آذربایجان 

  52.         ابولفضل عیسی-آذربایجان 

  53.         تورال حسنوف -آذربایجان 

  54.         راسیم فاراژوف-آذربایجان 

  55.         ایلهام محمدوف-آذربایجان 

  56.         وصال محمدوف-آذربایجان 

  57.         جئم گون آیدین -ترکیه  

  58.         نظام گون آیدین    -ترکیه  

  59.         اللاه حسین غریبزاده -آذربایجان 

  60.         کؤنول غریبزاده-آذربایجان 

  61.         عدالت عبادوف-آذربایجان 

  62.         ائمیل زینالوف-آذربایجان 

  63.         وصال آسلانلی -آذربایجان 

  64.         هلال کوشجا-ترکیه  

  65.         جلال سئچکین -ترکیه 

  66.         ؤ.ماموت اؤزبک -ترکیه 

  67.         یونس ایغدیر -ترکیه 

  68.         دورسون جولاجی -ترکیه 

  69.         ووسال محمدوف   -آذربایجان  

  70.         حسن ییلدیریم-ترکیه 

  71.         ی.آک کوش -ترکیه  

  72.         آرزو دوغتکین -ترکیه 

  73.         مصطفی دوغتکین -ترکیه 

  74.         تونا دوغتکین -ترکیه 

  75.         فخریه تاتار-ترکیه 

  76.         سلیمه تاتار -ترکیه 

  77.         گولخان تونجای-ترکیه 

  78.         سواوی تونجای-ترکیه 

  79.         محرم چاکار -ترکیه 

  80.         جابر موغاملی-ترکیه 

  81.         بیرسن کسکین -ترکیه 

  82.         فراه عاریف -ترکیه 

  83.         یوردانجی یایجی -ترکیه 

  84.         سئوتفانا آراز -ترکیه 

  85.         افغان نیفتویئو-ترکیه 

  86.         ابراهیم چاکار -ترکیه 

  87.         عباس ییلدیریم-ترکیه 

  88.         نامیق حسینوف-آذربایجان  

  89.         روستم علیئو -اخیسکا  

  90.         جلال قربانوف-آذربایجان  

  91.         آغشین اؤزگور-ترکیه  

  92.         دنیز اؤزگئک-ترکیه