userinfo close

  ,

شهرام ناظری


shahramnazeri

تاسیس: 6 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مهتاب ا - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
200
2743
90/10/8 (20:38)
949
6277
90/7/22 (20:52)
3
211
89/4/23 (22:29)
34
228
91/2/27 (13:47)
17
135
91/2/26 (15:42)
2
5
91/1/8 (11:04)
2
44
90/10/17 (14:38)
2
27
90/10/5 (09:23)
48
405
90/9/25 (19:44)
29
562
90/9/21 (23:40)
1
51
90/8/25 (20:18)
67
1250
90/8/16 (17:48)
119
1074
90/8/12 (13:33)
38
88
90/8/6 (01:09)
1
25
90/5/9 (11:06)
2
27
89/12/28 (14:24)
2
28
89/11/29 (19:14)
3
28
89/10/19 (16:36)
6
136
89/8/24 (09:03)
0
246
89/6/20 (04:12)

عنوان بحث

علی کوچولو , usa_0098
علی کوچولو - 01:26 1386/09/19

متن آهنگهای استاد ناظری

در این بخش متن ترانه های استاد شهرام ناظری را قرار میدهیم

 

عضو شوید  

 

چهره های مانده گار

 

 

 

من؛تنهایی؛موسیقی؛شعر

 

به امید روزی که هر یک از شما یک چهره ماندگار باشید

 

 

 
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پریسا م , parisamam
پریسا م - 15:34 1389/06/4
47

سلام با تشکر از همه دوست های عزیزم

من متن و معنی آهنگ لرزان لرزان استاد رو میخوام. همون که توش چین چین داره. من این آهنگ رو شنیدم اما حتی اسمش رو هم نمیدونم.بازم ممنون

مجذوب علیشاه , m_moghimi
مجذوب علیشاه - 18:55 1388/11/9
46

سرگذشت شهرام ناظری


شهرام ناظری درسال 1328 در كرمانشاه ودرخانواده ای اهل موسیقی متولد شد . وی از زمان كودكی مانند اكثر خوانندگان كه صدای خوشدرخانواده شان موروثی بوده صدای خوش را از پدر ومادر خود به ارث می بردو پدرش كه صدای لطیف و خوش داشت... 

سرگذشت شهرام ناظری

زندگینامه:


شهرام ناظری درسال 1328 در كرمانشاه ودرخانواده ای اهل موسیقی متولد شد. وی از زمان كودكی مانند اكثر خوانندگان كه صدای خوش
درخانواده شان موروثی بوده صدای خوش را از پدر ومادر خود به ارث میبرد  وپدرش كه صدای لطیف وخوش داشت واز سبك قدما وخوانندگان آن دیار به خصوص شادروان شیخ داوودی خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش
راتحت تعلیم قرار می دهد ناگفته نماند كه قطب این خانواده مرحوم استاد حاجی خان ناظری بوده كه اكثرموسیقی دانان كرمانشاه را با نت وموسیقی اصیل ایران تعلیم داده وخود از درویش خان وكلنل وزیری بوده است.


پدر شهرام ناظری ضمن آشنایی با گوشه ها و ردیف های آواز ایرانی با سه تار هم آشنایی داشته است و شهرام در چنین محیطی پرورش می یابد . این محیط مناسب هنری موجب می شود تا وی در سن 9
سالگی اولین برنامه هنری خود را در رادیو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درویشی .از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نماید
وی سپس در سن 11 سالگی در رادیو تلویزیون ایران چند برنامه در جهت آواز ایرانی اجرا نمود و برای پر بارتركردن درك موسیقی و ارایه آن ارتباط بیشتری با پسر عمویش علی ناظری و درویش نعمت علی خان
خراباتی كه تاثیر بزرگ و مهمی بر آشنایی او با موسیقی محلی و كردی و درك آن .داشته اند برقرار كرد وی كه چون همیشه در پی بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده در سال 1345 برای بهره گیری از محضر اساتیدی چون شادروان عبداله خان دوامی - نورعلی خان برومند– عبدالعلی
وزیری – محمود كریمی و . . . مقیم تهران می شود و ضمن بهره گیری از این اساتید سه تار را نزد استادان احمد عبادی – محمود تاج بخش – جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا می گیرد . شهرام ناظری به مدت
یكسال در تبریز با نوازندگان و موسیقیدانان آن دیار مانند بیگجه خانی محمود فرنام قیطانچیان كه از شاگرداناقبال آذر بودند درزمینه موسیقی ایرانی كارمیكند. درسال1354 بنابه پیشنهاد نورعلی برومند به استخدام رادیوتلویزیون در می آید واولین برنامة خودراباگروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی با مثنوی مولانا
وترانه ای ازشیخ بهایی اجرا می نماید وپس از آن باگروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده وپرویز مشكاتیان همكاریش را ادامه می دهد.
وی درسال 1355 درنخستین كنكور موسیقی سنتی ایران مقام اول رابه دست می آورد درسال 1356 همراه باگروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری وحسن ناهید برای اجرای كنسرت در جشنوارة طوس انتخاب می شود . درسال 1358 همراه باگروه چاووش كه خود از اعضای اصلی آن بود در سخترین شرایط صدای موسیقی سنتی واصیل ایران رابه گوش
مردم هنردوست كشور رساند ودرهموار كردن راه و اصالت این موسیقی نقش مهمی داشت .

شهرام ناظری از سال 1357 تا 1360 با تلاش پی گیر وبی وقفه نوارهای چاووش (2) (3) (4) (7) (8) راباهمكاری گروه چاووش گروه شیدا وگروه عارف به سرپرستی محمد رضا لطفی حسین علیزاده
وپرویز مشكاتیان

ونوار مثنوی موسی وشبان راباهمكاری جلال ذوالفنون وبهزا د فروهری .

نوارشعر وعرفان رابا همكاری نوازندگان مركز حفظ واشاعه موسیقی سنتی ایران وگروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی

نوار سخن عشق باهمكاری گروه تنبور شمس . مرا عاشق را با همكاری
گروه عارف به سرپرستی پرویز مشكاتیان تهیه كرد.

او از سال 1360 به بعد كم كم فعالیتش را كاهش داد وبه طرق مختلف مشغول تدریس موسیقی وردیفهای آوازی به علاقه مندان گردید .

از سال1364به بعد با همكاری گروههای موسیقی ایرانی كارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی واصیل ایرانی عرضه ساخت كه از درخشانترین این اثرها رامی توان

گل صد برگ با همكاری استاد جلال ذوالفنون

 آتش در نیستان با همكاری استاد جلال ذوالفنون

 نواركنسرت اساتید با همكاری گروه استاد فرامرز پایور

 بی قرار با همكاری گروه جلیل عندلیبی ……… حیرانی و سفر به دیگر سو
شهرام ناظری طی فعالیت هنری خود برای اجرای كنسرتهایی موسیقی اصیل ایرانی وعرفانی سفرهای بیشماری به كشورهای آسیایی اروپایی وآمریكا داشته است ودر فستیوالهای جهانی نیز حضور به هم رسانیده است .
وی درسالهای اخیر باحضوری بیشتردركنسرتهای داخلی كه با همة زحمات ومشقات اجرای آنها به دلیل كمبود امكانات وغیره ... مواجه بوده به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است وحضوراو
درجشنوارة موسیقی فجردرسال 1380 به همراهی پسرش حافظ ناظری را شاید بتوان گفت یكی ازمهمترین وقایع دردوران این جشنواره به حساب آورد چنان كه جایزة اول این فستیوال به عنوان بهترین

خوانندة موسیقی سنتی را نصیب خود ساخت.



شهرام ناظری از جشنواره مهر نیز جایزة مخصوص هیئت داوران را دریافت کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

البوم هایی که از استاد شهرام ناظری در بازار یافت میشود

در لیست زیر اسم تمامی البوم ها موجود نمی باشد

۱ـ شورانگیز حسین علیزاده

۲ـ یادگار دوست کامبیز روشن روان

۳ـ ساقی نامه صوفی نامه ۱ کامبیز روشن روان

۴ـ ساقی نامه صوفی نامه ۲ کامبیز روشن روان

۵ـ لیلی و مجنون فرامرز پایور

۶- کنسرت اساتید موسیقی ایران فرامرز پایور

۷- دل شیدا فرامرز پایور

۸ـ گل صدبرگ جلال ذوالفنون

۹- آتش در نیستان جلال ذوالفنون

۱۰ـ مثنوی موسی شبان جلال ذوالفنون

۱۱ـ صدای سخن عشق علی ناظری

۱۲ـ حیرانی کیخسرو پور ناظری

۱۳ـ مهتاب رو کیخسرو پور ناظری

۱۴ـ آواز اساطیر علیرضا فیض بشی پور

۱۵ـ چاووش 2_ 3_4_7_8 گروه چاووش

۱۶ـ بی قرار جلیل عندلیبی

۱۷ـ کیش مهر جلیل عندلیبی

۱۸ـ لاله بهار پرویز مشکاتیان

۱۹ـ کاروان شهید پرویز مشکاتیان

۲۰ـ کنسرت ۷۷ گروه کامکار

۲۱ـ کنسرت کامکار گروه کامکار

۲۲ـ در گلستان هوشنگ کامکار

۲۳ـ بشنو از نی فریدون شهبازیان

۲۴ـ کنسرتی دیگر داریوش طلایی

۲۵ـ سفر به دیگر سو کیهان کلهر و حمید متبسم

۲۶ـ ساز نو اواز نو حمید متبسم

۲۷ـ چشم به راه عطا جنگوک

۲۸ـ غم زیبا مسعود شناسا

۲۹ـ شعر وعرفان

۳۰ـ نجوا

۳۱ـ بهاران آبیدر

۳۲ـ زمستان

۳۳ـ سخن تازه

 

 

 

 

 

متن ترانه

شاهنامه به زبان کردی
-----------------

ده رمانِ زامان، دَرده گه یْ کاریم(درمان دردهای زخم کاریم)

هامْ رازِ نالَه یْ ، شُوان بی داریم(همراز ناله شبهای بیداریم)

راحَتی جَستی مِیْنَتْ بارَگَم(آرامش جان محنت بار من)

مَرحمِ سینه یْ پِر ژِه خارَگم(تسکین دل پر ز خار من)

آیْ را حَتی جَستی مِیْنَتْ بارَگَم(آرامش جان محنت بار من)

مَرحمِ سینه یْ پِر ژِه خارَگم(تسکین دل پر ز خار من)

کُوا لِیْلی، نیا لِیْلی، چیا لِیْلی (کجاست لیلی، لیلی نیست، لیلی رفته)

خیال دُ وِیْ تُاو نیشْتَنِ وَ جَرْگَم (فکر وخیال تو ناگهانی بر دل من نشست)

وَه دوریتْ قَسَمْ ، رازیمُ وَ مَرْگَم(به دوریت قسم به مرد نم راضیم)

هی چه مانمَ رﻳﮊاوْ، روخسارَم زرْدَه ن له داخِ یارانْ پیرانِمُ کَردَنْ(چشمانم مانند ریجاب است"نام رودی در یکی از مناطق کرمانشاه" رخسارم زرد است غم یاران پیرم کرده است)

آیْ شَرطِِمْ شَرطیوَنْ، مَجْنونْ شَرط کَردَ ن (عهد من همان عهدیست که مجنون بسته)

لِیْلِی مِن تونی تا وِ رویِ مَردَنْ(لیلی من تو هستی تا زمان مردن)

کُوا لِیْلی، نیا لِیْلی، چیا لِیْلی (کجاست لیلی، لیلی نیست، لیلی رفته)

ترانه روسم ( روسم)

وَ یاد ا و روﮊَه تا ج وَ زال سَنیْ(به یاد ا ن روزی که تاج را ازدست زال گرفتی)

گِلیمْ پوشْ کِردی، پوسِ بورْ کَنی (لباسی مانند گلیم پوشیدی و پوست ببر را دراوردی )

فِدایْ ناوِدْ بامْ صاحِبْ زورُ و رَخْشْ، بورِ بیَنْدیش شیرِ دِلْ نَلَخْشْ روسَم(ای صاحب زور و رخش شیر شجاع و ببر نترس فدای اسمت شود)

فِدایْ ناوِدْ بامْ صاحِبْ زورُ و رَخْشْ، بورِ بیَنْدیش شیرِ دِلْ نَلَخْشْ (ای صاحب زور و رخش شیر شجاع و ببر نترس فدای اسمت شود)

پوسِ بورِ رَزْمْ بپوشَ نَوَرْ(لباس رزمی را که از جنس پوست ببر است بپوش)

ران بِنْیَهْ رِکاوْ رَخْشِ تَکاوَر(پایت را در رکاب رخش تکاور بگذار )

اَشْکَبوسْ راگِیْ مِیدانْ کَرْدَنْ بَر(اشکبوس راه میدان را در پیش گرفت)

وَسوزْ مَپِرْ سُ هَوایْ پیلَهْ تَنْ(با تمام وجود همرزم خود را جستجو می کند)

روسم

اَشْکَبوسْ راگِیْ مِیدانْ کَرْدَنْ بَر(اشکبوس راه میدان را در پیش گرفت)

وَسوزْ مَپِرْ سُ هَوایْ پیلَهْ تَنْ(با تمام وجود همرزم خود را جستجو می کند)

روسم

روسَمْ وِه رِزِهْ نَخاوْ

وِه رِزِهْ نَخاوْ کِیْ وَخْتِ خاوَهْ(رستم بلند شو نخواب الان کی وقت خوابیدن است)

وِه رِزِهْ نَخاوْ کِیْ وَخْتِ خاوَهْ(رستم بلند شو نخواب الان کی وقت خوابیدن است)

وَخْتِ دارُ وداینْ اَفراسیاوَه ن (وقت به دار کشیدن افراسیاب است)

روسم

وَخْتِ دارُ وداینْ اَفراسیاوَه ن (وقت به دار کشیدن افراسیاب است)

سِپاهیْ بورِزجانْ کََردی سَرْ نگونْ (سپاه برازجان را سرنگون کردی )

زنون جادو قَلْتانی وَ خون (زنون جادوگر را در خون غلتاندی)

سیه خورشه زَنگی شای تَرْزین سُوار وِه شُو وسپاسانش کَردی تارُ ومار (شبانه سپاه خورشه زنگی که سوار کار خوبی بود را تار ومار کردی )

روسم

سیه خورشه زَنگی شای تَرْزین سُوار وِه شُو وسپاسانش کَردی تارُ ومار (شبانه سپاه خورشه زنگی که سوار کار خوبی بود را تار ومار کردی )

لَسَرْ تا وَه پا سیا بَرْگِمِهْ (سر تا پا سیاه پوشیدم)

لَسَرْ تا وَه پا سیا بَرْگِمِهْ (سر تا پا سیاه پوشیدم)

بی دوس قِرْچَهْ قِرْچْ ریشِیْ جَرْگُمِهْ(در فراق دوست ریشه دلم در حال سوختن است)

لَهْ تاوِ دوریتْ دِل بی قَرا ره ن(دلم به خاطر دوریت بیقراره)

بینایی دیدِ م جَهْ خَفَهْ تْ تارِه ن(از غم دوریت چشمانم تار شده)

بینایی دیدِ م جَهْ خَفَهْ تْ تارِه ن(از غم دوریت چشمانم تار شده)

روسَم وَه فدای رَخْشِ گُلْگونِتْ(رستم فدای رخش گلگونت شوم)



ایرانی تَه نیا وه توش هَن اومید (ایرانی فقط به تو امید داره)

جای ئومیدشان مه که نا ئومید(امیدشان را نا امید نکن)

.
ترانه چاه بیژن :

آیْ ، اَرﮊَنْگ کیشَکْچی، ویمْ چانِشینِمْ خَلاصیمْ وَدِسْ لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی
رُوسَمْ مَوینِمْ یار اِیْ یار، یار اِیْ یار(ارﮊنگ نگهبان ومن درون چاه اسیرم ونجات خود را در دستان رستم می بینم)

مَگَرْ هَمْ روسَمْ بَرا رومْ لَبَنْ بَرْچیمْ لَتَلَسْ لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی
دیوانِ پور فَنْ یار اِیْ یار، یار اِیْ یار(مگر دوباره رستم مرا از بند بیرون بیاورد واز دست دیوههای حیله گر رها سازد)
...
سِتارِیْ اَبرَنْگْ هاوردم شارِمْ شو (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد )
سِتارِیْ اَبرَنْگْ هاوردم شارِمْ شو (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد )
سِتارِیْ اَبرَنْگْ
مِنیچْ راگُزَرْ بی داوا و جَنْگْ یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ(من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم)
یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ(من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم)
سِتارِیْ اَبرَنْگْ هاوردم شارِمْ شو (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد )
سِتارِیْ اَبرَنْگْ هاوردم شارِمْ شو (ستاره ابرنگ مرا امشب به شهر اورد )
سِتارِیْ اَبرَنْگْ
مِنیچْ راگُزَرْ بی داوا و جَنْگْ یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ(من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم)
یا وا مه و حُوضور وینِیْ لالِ لَنگْ(من هم مانند یک ادم کر ولال بدون بحث خدمت شما رسیدم)
هَرْ وَقْتْ مَشْنَوَمْ مِنْ وَه گوشم دَنگْ تانِهْ مَوینِم مِنْ لَه چایْ اَرﮊَنگ (هر وقت من صدایی را میشنوم این صدای طعنه های چاه ارﮊنگ است)
آیْ ، اَرﮊَنْگ کیشَکْچی، ویمْ چانِشینِمْ خَلاصیمْ وَدِسْ رُوسَمْ مَوینِم لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی ، لِیْلی
...
مَگَرْ هَمْ روسَمْ بَرا رومْ لَبَنْ بَرْچیمْ لَتَلَسْ دیوانِ پور فَنْ

************

یاوران مسم
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم(من مست مخمور باده ازلی هستم)
لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم(لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)

شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم (شعله اتش عشق از پوستم بیرون زد)
شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم (شعله اتش عشق از پوستم بیرون زد)
خالی ﮊَه خاکی مَملو ﮊَه دوسِم(از چیزهای خاکی و دنیوی خالی شدم و حالا وجود دوست تمام وجودم را فرا گرفته است)
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم(من مست مخمور باده ازلی هستم)
لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم(لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)
**************
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم(من مست مخمور باده ازلی هستم)
لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم(لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)
لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم(لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)

فَرماوَه ساقی بلوا مینای مِن(ساقی گفت از مینای من بنوش )
سَرشار که سا غَر بِدهَ پَیا پِی (ساغر جام لبریز را پیاپی بده)
پَیا پِی پِر کِرد پَیا پِی نوشام(پیاپی پر کرد و پیاپی نوشیدم)
تا کِه دیده ی دِل هِجرَ دوس نوشا (تا چشم دل دوری دوست را احساس کرد)

شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم (شعله اتش عشق از پوستم بیرون زد)
شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم (شعله اتش عشق از پوستم بیرون زد)
خالی ﮊَه خاکی مَملو ﮊَه دوسِم(از چیزهای خاکی و دنیوی خالی شدم و حالا وجود دوست تمام وجودم را فرا گرفته است)
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
یاوَران مَسِم(من مستم دوستان)
مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم(من مست مخمور باده ازلی هستم)
لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم(لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)
لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم(لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)

اِی دِل تا کَسی چُو خوم نای وَ جوش (ای دل تا کسی مانند خم نجوشد)
اِی دِل تا کَسی چُو خوم نای وَ جوش (ای دل تا کسی مانند خم نجوشد)
حَلقه ی بَندَگی عِشق نَه کِی وَ گوش (و حلقه بندگی عشق را به گوش نکند)
مَحرَمِ نمو هرگز وَ اَسرار (هرگز محرم اسرار نمیشود)
مَحرَمِ نمو هرگز وَ اَسرار (هرگز محرم اسرار نمیشود)
نَخلِ ئومیدِش دوسی نایِر بار(نخل امیدش میوه دوستی نمی گیرد)
نَخلِ ئومیدِش دوسی نایِر بار(نخل امیدش میوه دوستی نمی گیرد)
نَخلِ ئومیدِش دوسی نایِر بار(نخل امیدش میوه دوستی نمی گیرد)

 

نوشته شده توسط حمید در دوشنبه 11 دی 1385   

 با تشکر از حمید عزیز(مجذوب علیشاه ) 

 

 

 

حامد    , 2831373
حامد - 10:35 1388/10/16
45
شهرام ناظری ؛ از آلبوم " کنسرت اساتید موسیقی ایران " ؛ دل هوس...

از اینجا دریافت کنید


دل هوس سبزه و صحرا ندارد

میل به گلگشت و تماشا ندارد

دل سر همراهی با ما ندارد

خون شود این دل که شکیبا ندارد

جانم ای دل غافل ، وصل تو مشکل

نقش تو باطل ، کور شوی ای دل

دلی دیوانه داری ، ز خود بیگانه داری

ز کس پروا حبیبم ، پروا عزیزم ، پروا نداری

چه فتنه ها که از گردش آسمان ندیدی

به غیر آه سرد همره کاروان ندیدی

از عاشقی به جز دیده ی خون فشان ندیدی

به پای گل به جز زحمت باغبان ندیدی

به کوی یار به جز ناله ی عاشقان ندیدی


اشکان    , ashkan53
اشکان - 08:42 1388/10/16
44
خواننده : شهرام ناظری
» آلبوم : گل همیشه بهار
» آهنگ : باز امد بهار

shahid.jpg

به داغ عاشقان ببار ای آسمان
چو کاروان روان ، سرشک همرهان ، چنین دیده گریان
چه فارغی ای بهار ، که اندرین روزگار ، شوری داری ، مشکین باری
به ماتم گلی ، نشسته بلبلی غمین
به داغ او ، تو اینچنین ، چون سبکباران ، فارغ از یاران
ای بهار از خزان ، فارغ اند عاشقان
گو خرانی میا ، گو بهاری ممان

عاشقان ، عاشقان ، نامتان جاودان ،
بازو بگشایید به داد یاران
عالم خونین شد ز داغ انسان ، ز داغ انسان

حالی ای آدمی ، عاشقی پیشه کن
شور بلبل ببین ، در گل اندیشه کن

خیز و رها کن من و ما ، در صف هنگامه در آ
حیله دشمن بشکن ، نغمه نصرت بسرا
ببین به داغ لاله در دشت و دمن
نگر به رقص سبزه در باغ و چمن
در غم ابنای وطن ، در غم ابنای وطن

الا تا گل از گل بدمد ، غم میهن از دل بدمد
زنده در ادوار و زمن ، یاد شهیدان وطن

ای دیار خرم ما ، در پناه لطف خدا
خیز به عز و عزم و وقار ، ای گل همیشه بهار



تقدیم به روح شهیدان جنبش سبز


رضا زندگانی , reza7x
رضا زندگانی - 23:14 1388/01/19
43
» خواننده : شهرام ناظری
» آلبوم : کنسرتی دیگر
» آهنگ : در بهار امید


در بهار امید ، باید آنچه رویید
از دریچه دل ، دیده چید و بویید
در کنار گلزار ، از شراب گلنار
یک دو جامی و چند ، بوسه از لب یار
گو فلک نباشی ، آسمان بپاشی
تا که نشنوم من ، بانگ دلخراشی
ای دل جنونی ، بی سبب به خونی
بگذرد به یک چرخ ، آتش درونی
دایم از چه نالی ، بند جاه و مالی
جاهد این جهان است ، خوابی و خیالی
ای بشر چه هستی ، غیر خودپرستی
جز به حب دنیا ، دل تو بر چه بستی



هیوا پروانه , abtin1001
هیوا پروانه - 11:27 1388/01/10
42

ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد

تشتش فتاد از بام ما نک سوی مجنونخانه شد

من که ز جان ببریده ام چون گل قبا بدریده ام

زان رو شدم که عقل من با جان من بیگانه شد

ای آتش آتشفشان این خانه را ویرانه کن

این عقل من بستان ز من  بازم ز سر دیوانه کن

خامش کنم فرمان کنم واین شمع را پنهان کنم

شمعی که اندر نور او خورشید و مه پروانه شد

الهام آ , elmajon
الهام آ - 18:30 1387/12/18
41

پریشان دماغیم ساقی کجاست       شراب ز  شب مانده باقی کجاست

دماغم  ز  می  خانه بویی شنید       حذر  کن  که  دیوانه  هویی  شنید

 

الهی به جان خراباتیان                   کز این تهمت هستییم وارهان

به خم خانه وحدتم راه ده                دل زنده و جان اگاه ده

خدارا ز می خانه گر اگهی                به مخور بیجاره بنما رهی

که از کثرت خلق تنگ امدم               به هر سو شدم سر به سنگ امدم

 

بیا ساقیا می به گردش درار                که دل گیرم از گردش روزگار

می ده که جون ریزییش در سبوح         بر ارد سبوح از دل اواز نوح

به می خانه ای و صفا را ببین             مبین خویش را و خدا را ببین

می کو مرا وا رهاند ز من                   از این و از ان و ز ما و ز من

از ان می که چون شیشه بر لب زند        لب شیشه تبخال از تب زند

تو در حلقه می پرستان درا                   که چیزی نبینی به غیر از خدا 

 

بده ساقیا می که تا دم زنیم                  قلم بر سر هر دو عالم زنیم

سبک باش و رطل گرانم بده                   وگر فاش نتوان نهانم بده

که در اتش است این دل روشنم              همانی که ابی بر اتش زنم

ز من بشنو ای پیر اموزگار                      مکن تکیه بر گردش روزگار

که این منزل  درد و جای غم است            در این دامگه شادمانی کم است

کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 06:01 1387/11/28
40

1-     ای سلیمان در میان زاغ و باز              حلم حق شو با همه مرغان بساز

2-     مرغ جبری را زبان جبر گو                مرغ پر اشکسته را از صبر گو

3-     ما نه مرغان هوا نه خانگی                 دانه ی ما دانه ی بی دانگی

4-     ده زکات روی خوب ای خوب رو         شرح جان شرحه شرحه بازگو

5-     کز کرشمه غمزه ی غمازه ای             بر دلم بنهاده داغ تازه ای

6-     شرح گل بگذار از بهر خدا                 شرح بلبل گو که شد از گل جدا

7-     هر کبوتر می پرد زی جانبی               این کبوتر جانب بی جانبی

 

شعر : مولانا (مثنوی)

آلبوم : سخن تازه

این ابیات از دفترهای مختلف مثنوی انتخاب شده که در پایین آورده ام:

 

1          دفتر چهارم  : حکایت آن مرد تشنه که ...

2          دفتر چهارم  : بقیه ی قصه ی اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان آل بلقیس را...

3و7      دفتر پنجم    : در معنی آیت وافی هدایت یا حسره علی العباد

4و5و6  دفتر اول     : تفسیر قول حکیم سنائی

کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 06:00 1387/11/28
39

هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود          وارهد از حد جهان بی حد و اندازه شود

خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد             یا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود

روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت              بی تو اگر سرخ بود بر اثر غازه شود

هر که شدت حلقه در زود برد حقه زر             خاصه که در باز کنی محرم دروازه شود

آب چه دانست که او گوهر گوینده شود             خاک چه دانست که او غمزه غمازه شود

 

شعر : مولانا (دیوان شمس)

آلبوم : سخن تازه

کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 22:22 1387/11/22
38

 1

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده ام                  این بار من یک بارگی از عافیت ببریده ام

دل را ز خود برکنده ام با چیز دیگر زنده ام                 عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده ام

در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا                       زیرا برون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام

 

2

وه چه بی رنگ و بی نشان که منم                   کی ببینم مرا چنان که منم

کی شود این روان من ساکن                         این چنین ساکن روان که منم

گفتی اسرار در میان آور                             کو میان اندر این میان که منم

بحر من غرقه گشت هم در خویش                   بوالعجب بحر بی کران که منم

این جهان و آن جهان مرا مطلب                     کاین دو گم شد در آن جهان که منم

گفتم ای جان تو عین مایی گفت                      عین چه بود در این عیان که منم

گفتم آنی بگفت های خموش                          در زبان نامده ست آن که منم

گفتم اندر زبان چو درنامد                            اینت گویای بی زبان که منم

شمس تبریز را چو دیدم من                          نادره بحر و گنج و کان که منم

 

 

3

تلخی نکند شیرین ذقنم                   خالی نکند از می دهنم

عریان کندم هر صبحدمی               گوید که بیا من جامه کنم

از ساغر او گیج است سرم             وز دیدن او جان است تنم

تنگ است بر او هر هفت فلک        چون می رود او در پیرهنم

 

می شدم در فنا چو مه بی پا            اینت بی پای پادوان که منم

بانگ آمد چه می دوی بنگر            در چنین ظاهر نهان که منم

(این دو بیت که اینجا خوانده شده از غزل 2 است)

 

می گفت که تو در چنگ منی          من ساختمت چونت نزنم

من چنگ توام بر هر رگ من          تو زخمه زنی من تن تننم

حاصل تو ز من دل برنکنی            دل نیست مرا من خود چه کنم

 

4

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن        آینه ی صبوح را ترجمه شبانه کن

ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو            جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن

ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو            شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن

 

آلبوم : سفر به دیگر سو

اشعار : مولانا (دیوان شمس)

حسین  , hossein_horami
حسین - 07:08 1387/11/22
37
كمال عزیز و سایر دوستان . ممنون كه شعر ها رو میذارین .من كه كلی استفاده كردم .
کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 03:37 1387/11/22
36

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو                     که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو

چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب تو      همه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو

نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من                نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو

اگر بی تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم                  وگر بی تو به گلزارم به زندانم به جان تو

ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی              مثال ذره ی گردان پریشانم به جان تو

 

شعر : مولانا (دیوان شمس)

آلبوم : شورانگیز
کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 03:25 1387/11/22
35

بیا ساقی می ما را بگردان             بدان می این قضاها را بگردان

قضا خواهی که از بالا بگردد         شراب پاک بالا را بگردان

زمینی خود که باشد با غبارش        زمین و چرخ و دریا را بگردان

 

بده می گر ننوشم بر سرم ریز        وگر نیکو نگفتم ماجرا کن

مرا چون نی درآوردی به ناله        چو چنگم خوش بساز و بانوا کن

همی زاید ز دف و کف یک آواز     اگر یک نیست از همشان جدا کن

حریف آن لبی ای نی شب و روز     یکی بوسه پی ما اقتضا کن

خموش از ذکر نی می باش یکتا      که نی گوید که یکتا را دو تا کن

 

شعر : مولانا (دیوان شمس)
آلبوم : شورانگیز

 

نکته : ابیات این تصنیف هم از دو غزل متفاوت دیوان شمس انتخاب شده

کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 03:17 1387/11/22
34

بیایید بیایید به گلزار بگردیم                             بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم

 

بیایید که امروز به اقبال و به پیروز                    چو عشاق نوآموز بر آن یار بگردیم

 

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک        بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم

 

در این غم چو زاریم در آن دام شکاریم                دگر کار نداریم در این کار بگردیم

 

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید                  چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

 

خیزید مخسپید که هنگام صبوح است                   ستاره ی روز آمد و آثار بدیدیم

 

شعر : مولانا (دیوان شمس)

آلبوم : شورانگیز

 

نکته : ابیات این غزل استاد از سه غزل متفاوت دیوان شمس انتخاب شده. به قافیه ها توجه کنید.

کمال ک , kurdboy1987
کمال ک - 03:05 1387/11/22
33

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم                       دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

گفت که تو مست نه ای رو که از این دست نه ای         رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم

گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی                   شمع نیم جمع نیم دود پراکنده شدم

 

شعر : مولانا (دیوان شمس)

آلبوم : شورانگیز

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.