| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
7
|
88/3/17 (23:21)
|
|
||
|
|
4
|
9
|
88/3/8 (23:54)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
88/3/8 (16:09)
|
|
||
|
|
5
|
6
|
88/2/10 (00:00)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/2/6 (09:21)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/2/1 (22:40)
|
|
||
|
|
6
|
7
|
88/1/8 (22:48)
|
|
||
|
|
8
|
9
|
87/12/17 (02:43)
|
|
||
|
|
6
|
7
|
87/12/7 (01:48)
|
|
||
|
|
5
|
14
|
87/11/27 (00:49)
|
|
||
|
|
4
|
6
|
87/8/5 (13:00)
|
|
||
|
|
7
|
1
|
87/6/22 (01:01)
|
|
||
|
|
8
|
9
|
87/6/11 (12:18)
|
|
||
|
|
12
|
13
|
87/5/18 (01:43)
|
|
||
|
|
7
|
8
|
87/4/6 (22:47)
|
|
||
|
|
7
|
8
|
87/3/21 (15:25)
|
|
||
|
|
4
|
5
|
87/2/13 (16:35)
|
|
||
|
|
6
|
8
|
87/1/23 (02:15)
|
|
||
|
|
6
|
8
|
87/1/7 (02:28)
|
|
||
|
|
5
|
8
|
86/12/26 (23:42)
|
|
بســــــــــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
روز چهارم ربیع الثانی سالگرد میلاد مسعود و سراسر برکت ابی محمد حضرت عسکری علیه السلام را به فرزند گرامش منتقم آل محمد علیهم السلام و تمام محبین حضرتش تبریک و تهنیت عرض کرده، آرزوی نجات همۀ مؤمنین را با ظهور فرزندش از ظلم و جور اغیار دارم. به امید بازسازی هر چه سریعتر حرم مطهرشان..
اللهم عرفنی نفسک فانّک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک، اللهم عرفنی رسولک فانّک ان لم تعرفنی رسولک لم أعرف حجّتک، اللهم عرفنی حجتک فانّک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی
سومین نشانه
به سوی جعفر آمدم، مردم را دیدم که از او در بارۀ آن آقا زاده سؤال می کنند و او به آن ها گفت: به خدا سوگند او را هرگز ندیده ام و او را نمیشناسم!!! در این هنگام عده ای از شهر قم وارد شدند و از حضرت عسکری جویا شدند، به آنان خبر فوت حضرت داده شد، از جانشین حضرت پرسیدند که او را تسلیت دهند [و قصد آنان این بود که امام خود را بشناسند] مردم آنان را به جعفر راهنمائی کردند، نزد او رفتند و او را تسلیت به وفات حضرت و تبریک به امامتش دادند!! به او گفتند نامه هائی و اموالی [وجوهات: خمس، زکات، رد مظالم و...] با ما می باشد آیا می گوئی که نامه ها از کیست و اموال چقدر می باشد؟؟ جعفر با حالت عصبانیت از جا برخواست و گفت: از ما علم غیب می خواهند!!
در این هنگام خادم از داخل منزل بر ما وارد شد و به مسافران قمی گفت: با شما نامه های فلان و فلان و فلان می باشد و همچنین همیانی با شماست که هزار و ده دینار درآن می باشد، آنان نیز نامه ها و اموال را به او دادند و به او گفتند: او که تو را از پی آنها فرستاده امام می باشد [زیرا عالم به غیب است].....
جانشین حضرت عسکری
مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب مدینة المعاجز از قول ابو الادیان نقل می کند: من خادم حضرت عسکری علیه السلام بودم و نامه های امام را به شهر ها می رساندم، در آن بیماری که حضرت بعد از آن به شهادت رسید بر او وارد شدم، حضرت فرمود: این نامه ها را به مدائن برسان، مدت سفر تو پانزده روز بطول می انجامد، روزی که به سامرا برمیگردی خبر وفات مرا خواهی شنید و من را بر روی مغتسل خواهی دید!!!
ابو الادیان می گوید به حضرت عرض کردم: اگر چنین شود امامت بعد از شما به چه کسی خواهد رسید؟ حضرت فرمودند: آن کسی که جواب نامه های من را از تو درخواست نماید قائم بر امر امامت بعد از من خواهد بود، به حضرت عرض کردم: بیش از این بفرما، حضرت فرمود: آنکه بر من نماز بخواند امام پس از من خواهد بود، به حضرت عرض کردم بیش از این بفرما، حضرت فرمود: آنکه به محتوای همیان (کیسه) خبر دهد همو قائم بعد از من خواهد بود، هیبت امام مرا مانع شد تا منظور حضرت را از همیان و محتویات آن بپرسم.
به مدائن رفتم و همانطور که امام فرموده بود روز پانزدهم به سامرا برگشتم و خبر شهادت حضرت عسکری را شنیدم به منزل حضرت آمدم و حضرت را بر روی مغتسل دیدم، اما جعفر فرزند حضرت هادی (جعفر كذّاب) را کنار درب منزل دیدم و مردم او را تسلیت به شهادت حضرت داده و تبریک و تهنیت به امامت خودش!!!
با خود گفتم اگر این امام باشد امامت از بین رفته است!! زیرا کاملاً او را می شناختم، او کسی بود که دف و طمبور می زد، و آب جو می خورد!!! نزدیک رفتم او را تسلیت برای شهادت امام داده و تهنیت برای امامت خودش اما هیچ سؤالی از چیز هائی که امام فرموده بود و با من بود نکرد، پس از مدتی شخصی خارج شده و گفت: آقای من برادرت کفن شد برای نماز حاضر شوید.
جعفر برای نماز کنار جسد حضرت آمد و شیعیان نیز دور او را گرفته و برای نماز حاضر شدند، هنگامی که در صحن منزل همه آماده برای نماز بودند، و جعفر ارادۀ اقامۀ نماز کرد پسر بچه ای گندمگون، با مو های پیچیده و مجعد از سرای منزل خارج شده به سوی جعفر آمد و عبای او را گرفته و او را از جایگاه نماز کنار زده فرمود: " یا عم! تأخّر فأنا أحقّ بالصلاة علی أبی " ای عمو! کنار برو که من اولی هستم که بر پدرم نماز بخوانم!! جعفر صورتش تیره و تار شد و بدون اینکه بتواند کلامی بگوید کنار رفت!!
آن آقا زاده جلو آمد و بر حضرت عسکری نماز خواند و آنگاه او را در کنار پدرش [حضرت هادی علیهما السلام] دفن نمود، سپس به من رو کرده فرمود: " یا بصری! هات جوابات الکتب التی معک " جواب نامه هائی که با تو می باشد را بده، من نیز آن ها را به او دادم، و با خود گفتم این دو علامت شد که از وصی حضرت عسکری دیدم [یکی نماز و دیگر طلب کردن نامه ها] و اکنون همیان (کیسه) باقی مانده است.
صفات امام
امام را نشانه هائی است که با آن شناخته می شود. علم، حلم، عصمت، اعجاز، شجاعت، سخاوت، عدالت و..... همۀ این صفات را ائمۀ اطهار علیهم السلام مالک هستند و در تمام صفات تالی تلو جد بزرگوارشان حضرت رسول صلی الله علیه و آله می باشند.
نه تنها پیامبر امام های دوازده گانه را معرفی کردند که این عمل را ائمه علیهم السلام نیز انجام می دادند، و جانشین خود را به اصحاب و مردم زمان خود معرفی می کردند، و حتی در زمانی که مردم به خاطر ترس و وحشتی که از حکام جور بر جامعه سایه انداخته بود نمی توانستند از وجود امام آنطور که باید بهره مند شوند، اما با این حال ائمه علیهم السلام به خواص شیعیان خود جانشین و امام بعد از خود را به راه های مختلفی معرفی مینمودند.
سلونی قبل أن تفقدونی
امام و رهبر مردم باید اعلم و داناترین آنان باشد، باید کسی باشد که به تمام امور علم او احاطه داشته باشد، کسی نباشد که در مقابل پرسش مردم در گِل فرو رود و اگر سؤال در نظرش بغرنج آید با تازیانه آنان را از خود دور کند!! بلکه باید کسی باشد که با سعۀ صدر به تمام سؤال ها جواب گوید، کسی باشد که هنگامی که با مردم روبرو می شود آشکارا بگوید: " سلونی قبل أن تفقدونی " قبل از اینکه مرا در میان خود نیابید (و از میان شما رحلت کنم) از من سؤال کنید!!
او هموست که به مردم فرمود: " سلونی عن طرق السماء فو الله انّی لأعلم لها منکم من طرق الأرض " از راه های آسمانى و علوم آن از من بپرسید، زیرا من به آن ها بیش از شما آن مقدار که به راه های زمین علم دارید آگاه هستم!! او هموست که دستش را به سینه اش زده فرمود: " انّ ها هنا لعلماً جما " همانا در این مکان علم زیادی نهفته است [طالبان آن بیایند و استفاده کنند]. او کسی جز علی بن ابی طالب نبود.
فرزندان یازده گانۀ حضرت نیز مانند پدر منبع علوم الهی هستند، همان کسانی که پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را بارها و بارها با نام و لقب و کنیه به مردم معرفی نموده اند. و فرمودند: " لا یزال الدّین قائماً حتی تقوم الساعة أو یکون علیکم اثنا عشر خلیفة کلهم من قریش " پیوسته دین اسلام برپا خواهد بود تا قیامت بپاشود، و دوازده خلیفه و جانشین من برای شما خواهند آمد که تمامی آنان از قریش می باشند.
رسالت و امامت
اعلان امامت همزمان با ابلاغ و بیان رسالت بود، آنگاه که خدای تعالی پیامبرش را فرمود: " و أنذر عشیرتک الأقربین " ای رسول! خویشان نزدیک خود را بیم ده، رسول خدا صلی الله علیه و آله حدود چهل نفر از خویشان خود را در منزل ابوطالب علیه السلام خواندند و پس از پذیرائی از آنان با غذا و نوشیدنی به آنان فرمودند: به خدا سوگند من در عرب جوانی سراغ ندارم چیزی بهتر از آن چیزی که من آورده ام [دین اسلام که مایۀ سعادت بشر است] برای شما آورده باشد.
پروردگار مرا فرموده که شما را به آن [دین] دعوت کنم، و هریک از شما که مرا بر آن کمک و یاری کند برادر، وصی و خلیفۀ من در میان شما خواهد بود، همه ساکت ماندند و تنها علی بن ابی طالب برخواست و گفت: ای رسول خدا! من کمک و یاور شما می باشم، و پس از آنکه این امر سه مرتبه تکرار شد رسول خدا فرمودند: این است برادر، وصی و خلیفۀ من در میان شما و آب دهان خود را در دهان علی بن ابی طالب قرار داد.
ابو لهب با تمسخر گفت: خوب پاداشی به پسر عموی خود دادی، او دعوت تو را اجابت کرد و تو دهانش را پر از آب دهان کردی!! حضرت فرمودند: بلکه تمام وجود او را مملو از علم، حلم، فهم و معرفت نمودم.
آنگاه آنان برخاسته و با استهزا در حالی که مجلس را ترک می کردند به حضرت ابوطالب گفتند: مأمور شدی از فرزندت فرمان بری و او را مطیع باشی.