| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
7
|
88/3/17 (23:21)
|
|
||
|
|
4
|
9
|
88/3/8 (23:54)
|
|
||
|
|
4
|
7
|
88/3/8 (16:09)
|
|
||
|
|
5
|
6
|
88/2/10 (00:00)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/2/6 (09:21)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
88/2/1 (22:40)
|
|
||
|
|
6
|
7
|
88/1/8 (22:48)
|
|
||
|
|
8
|
9
|
87/12/17 (02:43)
|
|
||
|
|
6
|
7
|
87/12/7 (01:48)
|
|
||
|
|
5
|
14
|
87/11/27 (00:49)
|
|
||
|
|
4
|
6
|
87/8/5 (13:00)
|
|
||
|
|
7
|
1
|
87/6/22 (01:01)
|
|
||
|
|
8
|
9
|
87/6/11 (12:18)
|
|
||
|
|
12
|
13
|
87/5/18 (01:43)
|
|
||
|
|
7
|
8
|
87/4/6 (22:47)
|
|
||
|
|
7
|
8
|
87/3/21 (15:25)
|
|
||
|
|
4
|
5
|
87/2/13 (16:35)
|
|
||
|
|
6
|
8
|
87/1/23 (02:15)
|
|
||
|
|
6
|
8
|
87/1/7 (02:28)
|
|
||
|
|
5
|
8
|
86/12/26 (23:42)
|
|
بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
سالگرد شهادت حضرت صادق علیه السلام را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ شیعیان و دوستان حضرتش تسلیت عرض می کنم، و امیدوارم بزودی شاهد تجدید بنای مرقد مطهرش در حکومت حقۀ حضرت صاحب الأمر باشیم
اللهم صلّ علی جعفر بن محمدٍ الصادق خازن العلم الدّاعی إلیک بالحقّ النور المبین، اللّهم و کما جعلته معدن کلامک و وحیک و خازن علمک و لسان توحیدک و ولیّ أمرک و مستحفظ دینک فصلّ علیه أفضل ما صلّیت علی أحدٍ من أصفیائک و حججک إنّک حمیدٌ مجید
ابوحینفه دشمن سر سخت حضرت صادق علیه السلام
در هر دوره و زمانی عده ای بودند که با دین خدای تعالی از در جنگ و ستیز درآمده، از زمان حضرت آدم علیه السلام که فرزندش قابیل امر خدای تعالی را در مورد وصایت حضرت هابیل نپذیرفت تا آنکه ننگ قتل را بر خود گذاشت و هابیل را مظلومانه به قتل رساند، و بعد از آن در زمان پیامبران گذشته و در زمان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله پیوسته مسئلۀ وصایت و جانشینی پیامبران برای عده ای منافق قابل قبول نبود، و امامان علیهم السلام با مردم زمان خود مشکل ها داشتند از جمله در زمان حضرت صادق علیه السلام کسانی بودند که مخالفت خود را با امام زمان خود بگونه های مختلف نشان می دادند و ابوحنیفه لعنت الله علیه یکی از آنان بود که داستان های زیادی با حضرت دارد و او از اصحاب قیاس بود یعنی از کسانی که در امور دینی قیاس می کرد، و مکرر حضرت صادق علیه السلام به او فرموده بودند:" لا تقس، فان اول من قاس ابلیس حین قال:" خلقتنی من نار و خلقته من طین " فقاس ما بین النار و الطین، و لو قاس نوریة آدم بنوریة النار عرف فضل ما بین النورین، و صفاء أحدهما علی الآخر " قیاس در دین مکن، زیرا اولین کسی که قیاس کرد ابلیس بود آن هنگامی که [خدای تعالی ملائکه را امر فرمود تا بر آدم سجده کنند و ابلیس که در زمرۀ ملائکه قرار گرفته بود] عرض کرد: مرا از آتش آفریدی و آدم را از گل [و از دستور الهی و سجده بر آدم سر پیچی نمود] و بین آتش و گل قیاس کرد، و اگر نورانیت آدم را با نورانیت آتش قیاس می کرد فرق بین دو نور و صفا و خلوص یکی بر دیگری برای او روشن می شد!!
روزی ابو حنیفه خدمت حضرت صادق علیه السلام رسید و به حضرت عرض کرد: " إنّی رأیت إبنک موسی یصلی و الناس یمرّون بین یدیه..... " همانا فرزندت موسی [حضرت کاظم علیه السلام] را دیدم نماز می گذارد و مردم از مقابل او در حرکت هستند و او مردم را از این کار نهی نمی کند، و نماز گذاردن در این حال اشکال دارد!! حضرت صادق علیه السلام [به او جوابی نداده] فرمودند: فرزندم را بگوئید بیاید، هنگامی که حضرت کاظم به خدمت پدر آمدند حضرت صادق علیه السلام فرمودند: فرزندم! همانا ابوحنیفه می گوید: شما نماز می گذاردی و مردم از مقابل تو عبور می کردند؟ حضرت کاظم به پدر عرض کردند: بله ای پدر، اما آن کسی که من برای او نماز می خواندم به من نزدیک تر بود تا مردم!! خدای تعالی در قرآن می فرماید:" و نحن أقرب إلیه من حبل الورید " و ما به او [انسان] از رگ قلبش نزدیک تر هستیم. حضرت صادق فرزند خود را در آغوش گرفته فرمودند: پدر و مادرم به فدای تو ای کسی که اسرار را خدای تعالی در تو نهفته و سپرده است..
آنگاه حضرت به ابوحنیفه رو کرده فرمودند: ای اباحنیفه! آیا قتل نزد شما سنگین تر است یا زنا؟ ابوحنیفه گفت: گناه قتل سنگین تر است. حضرت فرمودند: پس چرا خدای تعالی شاهدان قتل را دو نفر کافی دانسته اما برای زنا چهار شاهد لازم است؟! چگونه می توانی این مطلب را با قیاس خود حل و فصل کنی؟
ای ابا حنیفه! ترک نماز سنگین تر است یا ترک روزه؟ ابوحنیفه عرض کرد: ترک نماز، حضرت فرمودند: پس چگونه است که زن [در ایامی که باید بعضی از عبادت و واجبات خود را ترک کند] روزه های خود را باید قضا کند ولی نماز های خود را نباید قضا نماید؟! چگونه می توانی بین این دو با عقل و فکر خود قیاس کنی؟
وای بر توای اباحنیفه! آیا زنان در کسب مال و روزی خود ضعیف تر هستند و یا مردان؟ ابو حنیفه عرض کرد: زنان ضعیف تر و ناتوان تر هستند، حضرت فرمودند: پس چرا خدای تعالی برای زنان در ارث یک سهم قرار داده و برای مردان دو سهم؟! چگونه بین این دو قیاس می شود؟.....[علت و دلیل تمام این احکام در جای دیگر و مجالس دیگر از حضرت صادق و دیگر ائمه علیهم السلام بیان شده است].
وای بر تو ای اباحنیفه! آیا می گوئی آنچه پروردگار نازل کرده من نیز نازل می کنم؟! ابوحنیفه عرض کرد: به خدا پناه می برم از آنکه این کلام را بگویم، حضرت فرمودند بله تو و اصحاب و پبروان تو معتقد به همین امر هستید اما بدون اینکه بدانید چه می گوئید..
آنگاه ابوحنیفه به حضرت عرض کرد: حدیثی برای ما بگوئید تا مردم را به آن آگاه کنیم!!! حضرت فرمودند: پدرم محمد بن علی از پدرشان علی بن الحسین از پدرشان حسین بن علی از پدرشان علی بن ابی طالب علیهم السلام از حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند: همانا پروردگار طینت ما را از اعلی علیین برداشته و طینت شیعیان ما را از ما قرار داده، و اگر اهل آسمان و زمین سعی و کوشش کنند تا بر تعداد شیعیان ما بیافزایند و یا از آنان کم کنند هرگز نمی توانند!! ابوحنیفه و اصحاب او [که آمده بودند تا با حضرت مجادله کنند و حضرت را مغلوب نمایند و همین امر باعث دوری آنان از مکتب اهل بیت شده بود و برای همین راهی برای قرار گرفتن در زمرۀ شیعیان نداشتند] وقتی این کلام را از حضرت شنیدند گریۀ زیادی کرده و از نزد حضرت بیرون شدند.
چه کسی شایستگی امامت دارد؟
غیر از اینکه امام و جانشین پیامبر منتخب پرودرگار است و رسول خدا آنان را با نام و ذکر صفات برای مردم تعیین کرده اند، امامت امام از راه هائی شناخته می شود که یکی از آن راه ها علم او به تمام مسائل است، چرا که علم اواز علم رسول خدا و علم رسول خدا از علم خدای تعالی نشأت گرفته، بنا بر این تمام گفته های آن بزرگواران فرمودۀ خدای تعالی می باشد و خواستۀ آنان جز خواستۀ پروردگار نیست.
حضرت جواد علیه السلام به محمد بن سنان فرمودند:" یا محمد! انّ الله تبارک و تعالی لم یزل متفردّاً بوحدانیته ثمّ خلق محمداً و علیاً و فاطمة، فمکثوا ألف دهر، ثمّ خلق جمیع الأشیاء فأشهدهم خلقها و أجری طاعتهم علیها و فوّض امورها الیهم، فهم یحلّون ما یشاؤون و یحرمون ما یشاؤون، و لن یشاؤوا إلا أن یشاء الله تبارک و تعالی، ثم قال: یا محمد! هذه الدیانة التی من تقدمها مرق و من تخلّف عنها محق و من لزمها لحق، خذ ها إلیک یا محمد " ای محمد [بن سنان]! همانا خدای تبارک و تعالی از ازل یکی بود و شریکی نداشت، پس از آن [اولین چیزی که خلق کرد] محمد و علی و فاطمه علیهم السلام را خلق نمود و هزار روزگار [مدتی طولانی] گذشت، پس از آن همۀ چیز ها و مخلوقات خود را خلق نمود، و آنان را شاهد بر خلق قرار داد و اطاعت آنان را بر مخلوقات خود فرض نمود و امور آنان را به آن بزرگواران (اهل بیت) واگذار فرمود، پس آنان آنچه را که بخواهند حلال می کنند و آنچه را که بخواهند حرام می کنند و هرگز چیزی را جز آنچه خدا بخواهد و اراده کند آنان خلاف آن نمی خواهند [خواستۀ آنان خواستۀ پروردگار است]، سپس حضرت فرمودند: ای محمد! این همان دینی می باشد که هرکس از آن پیشی گیرد هلاک می شود و هر کس از آن دوری گزیند از بین می رود و آن کسی که به آن عمل کند و پیوسته با آن باشد به مقصد می رسد، ای محمد! این حدیث را آویزۀ گوش قرار بده ".
بنابر این کسی که علم به مسائل دینی، اجتماعی، اخلاقی، و .... ندارد نمی تواند بر مردم حکم کند زیرا برای او نیز امام و پیشوائی باید باشد که در مشکلات و معضلات به او مراجعه نماید، همچنین از آنجا که علم او کامل نیست در کارهای خود دچار اشتباه و گناه می شود و بر مردم لازم است که او را از گناه و منکر نهی کنند و از طرف دیگر به امر خدای تعالی باید از ولی امر پیروی کرد " أطیعوا الله..... و اولی الأمر منکم " در این صورت تضاد و دو گانگی بین اطاعت و نهی از منکر بوجود آمده و در دستورات دین اسلام هیچ تضاد و تحیری نیست.
ولی و امام چه کسی است؟
واژۀ ولی در لغت معنا های متفاوتی دارد، از جمله به معنای سرپرست می باشد، این واژه در مکتب اسلام هنگامی که برای امام [که واژۀ امام نیز به معنای سرپرست می باشد] استفاده شود یعنی ولی امر و سرپرست و پیشوا در همۀ شئون اعم از دینی، اجتماعی، فردی، مالی و... زیرا همانگونه که نبی و رسول را خدای تعالی برای امت برگزیده و از میان مردم انتخاب کرده، ولی و امام نیز به امر پروردگار برای مردم انتخاب شده و به مردم دستور فرموده همانگونه که از پرودگار و پیامبر باید پیروی کنند ولی امر وامام را نیز باید پیرو باشند:" أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم ".
و امر امامت تا قیام قیامت ادامه دارد و خدای تعالی برای هر زمانی ولی و امامی قرار داده تا هدایتگر مردم باشند و مردم بی سرپرست و راهنما نمانند " إنما أنت منذر و لکل قوم هاد " همانا ای پیامبر! تو بیم دهنده هستی و برای هر گروه و امتی هدایت کننده ای می باشد.
شخصی بنام عبد الرحیم قصیر خدمت حضرت باقر علیه السلام رسید، حضرت برای امتحان عقیدۀ او به او فرمودند: خدای تعالی در قرآن فرموده:" إنما أنت منذر و لکل قوم هاد " و حضرت رسول صلی الله علیه وآله فرمودند:" أنا المنذر و علی الهادی " من بیم دهنده هستم و علی پس از من هدایت کنندۀ مردم است " فمن الهادی الیوم؟ " ای عبد الرحیم! هدایت کنندۀ مردم در این زمان چه کسی می باشد؟ عبد الرحیم مدتی سکوت کرده و سپس لب به سخن گشود و به حضرت عرض کرد:" جعلت فداک هی فیکم توارثونها رجلٌ فرجل حتی انتهت الیک، فانت الهادی، قال علیه السلام: صدقت یا عبد الرحیم، ان القرآن حی لا یموت، و الآیة حیة لا تموت فلو کانت الآیة إذا نزلت فی أقوام فماتوا مات القرآن، و لکن هی جاریة فی الباقین کما جرت فی الماضین " جانم به فدای شما، همانا امر امامت و هدایت در بین شما می چرخد و امروز به شما رسیده و شما امام و هدایتگر مردم هستید، حضرت فرمودند: راست گفتی ای عبد الرحیم، به یقین قرآن زنده است و نمی میرد، و آیات آن زنده هستند زیرا اگر آیه ای در مورد قوم و گروهی نازل شده بود، پس از مردن آن قوم قرآن نیز میمرد، اما آنچنان که برای گذشتگان حکم کرد برای آیندگان نیز حکم می کند.
حضرت رسول صلی الله علیه و آله جانشین و اوصیاء خود را که به فرمان الهی امام و سرپرست بر مردم تعیین شده بودند را مکرر برای مردم بیان فرمودند و مخالفین یعنی بکری ها (پیروان ابوبکر و عمر که نام خود را به غلط سنی گذارده اند) نیز این احادیث را در کتاب های خود آورده اند.