| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
539
|
2872
|
90/8/25 (23:43)
|
|
||
|
|
802
|
1748
|
90/11/20 (20:54)
|
|
||
|
|
861
|
3234
|
90/8/25 (17:45)
|
|
||
|
|
325
|
1052
|
90/7/5 (16:33)
|
|
||
|
|
144
|
440
|
90/11/20 (20:54)
|
|
||
|
|
35
|
321
|
90/7/5 (15:50)
|
|
||
|
|
52
|
341
|
90/7/5 (15:48)
|
|
||
|
|
64
|
234
|
90/6/16 (14:33)
|
|
||
|
|
222
|
899
|
90/5/30 (18:50)
|
|
||
|
|
108
|
495
|
90/5/21 (14:09)
|
|
||
|
|
38
|
174
|
90/5/18 (14:02)
|
|
||
|
|
516
|
1853
|
90/5/3 (17:59)
|
|
||
|
|
106
|
443
|
90/2/6 (21:27)
|
|
||
|
|
166
|
842
|
89/12/8 (21:04)
|
|
||
|
|
250
|
858
|
89/11/16 (02:00)
|
|
||
|
|
205
|
1101
|
89/11/7 (07:52)
|
|
||
|
|
384
|
1482
|
89/9/10 (16:01)
|
|
||
|
|
2000
|
4461
|
89/7/6 (01:33)
|
|
||
|
|
475
|
1894
|
89/7/2 (16:08)
|
|
||
|
|
2000
|
3767
|
88/10/3 (16:40)
|
|

صفحه ای برای دلتنگی ها حرفها و بحث های شما





هر چه دل تنگت می خواهد بگو


همیشه دلخوری ات با سکوت همراه است
خدا کند که نبینم هوای تو ابریست
ببخش! طاقت این دل عجیب کوتاه است
همیشه دل نگران تو بوده ام، کم نیست
همیشه دل نگران ِ کسی که در راه است...
نمی رسد کسی اصلا به قله ی عشقت
گناه پای دلم نیست! راه، بیراه است
به کوه ِ رفته به بادم ، نسیم تو فهماند،
که کاه هرچه که باشد همیشه یک کاه است
ببند پای دلم را به عشق خود ، این دل
شبیه حضرت چشم تو نیست!گمراه است
به بغض چشم تو این شعر ، اقتدا کرده ست
که طاعت شب و روزش اقامه ی آه است
قصیده هرچه کند عشق را نمی فهمد
عجیب نیست که چشمان تو غزلخواه است
تو هستی و همه ی درد شعر من این جاست؛
که با وجود تو بغضم شکسته ی چاه است
باقری باقر جنگ بود
تجدید
میثاق با آرمانهای شهید غلامحسین افشردی(حسن باقری) -نابغه دوراندفاع مقدس- پنج
شنبه ساعت14واقع در قطعه24 گلزار شهدا تهران؛ برسر مزارایشان
گفتگو با سردار فتح الله جعفری در خصوص اسناد دفاع مقدس(بنیاد شهید باقری)
ابتدا باید به این نكته اشاره ای داشته باشم كه فرهنگ نگارش رویدادها و وقایع روزانه بین ما بسیار كمرنگ و ناچیز است. این در حالی است كه در جنگ نیز ما این ضعف را داشته و كمتر كسی بود اتفاقات و حوادثی كه در میادین جنگ تحمیلی اتفاق می افتاد را ثبت می كرد. تعداد محدودی دست نوشته از دوران دفاع مقدس در دست داریم كه برای نگارش تاریخ دفاع مقدس كفایت نمی كند.
آقای فتح الله جعفری/ موسسه شهید باقری
اسناد به ویژه اسناد دفاع مقدس چه كاركردی دارند؟
ابتدا باید به این نكته اشاره ای داشته باشم كه فرهنگ نگارش رویدادها و وقایع روزانه بین ما بسیار كمرنگ و ناچیز است. این در حالی است كه در جنگ نیز ما این ضعف را داشته و كمتر كسی بود اتفاقات و حوادثی كه در میادین جنگ تحمیلی اتفاق می افتاد را ثبت می كرد. تعداد محدودی دست نوشته از دوران دفاع مقدس در دست داریم كه برای نگارش تاریخ دفاع مقدس كفایت نمی كند.
این ضعف به خصوص میان فرماندهان به صورت عمده مشاهده می شود. چرا كه این فرماندهان بودند كه
آیا اگر این دست نوشته ها جمع آوری شود می توان به عنوان اسناد به آن ها نگاه كنیم؟
باید با واقعیات و اسناد تطبیق داده شود.
هم اكنون بحثی وجود دارد كه بخشی از فرماندهان جنگ بخشی از اسناد دفاع مقدس را كه در دسترس داشتند با خود بردند و در آرشیو شخصی خود دارند...
چیزی كه متعلق به خودشان است؟
خیر.آنچه كه عمومی بود ولی بنابر ملاحظاتی این اسناد را با خود به همراه دارند. چطور می توانیم بین این دسته از فرماندهان جنگ این حساسیت را به وجود بیاوریم كه اسناد خود را در اختیار نهادهای متولی جمع آوری اسناد بدهند؟
باید اعتماد كنند. خود ما نیز اسناد داریم.
خب، چگونه باید این حساسیت برانگیخت؟ این ها می گویند خودشان این اسناد را در آرشیو شخصی حفظ خواهند كرد، چگونه آن ها را متوجه نیاز عمومی به این اسناد كنیم؟
البته نمی شود به طور شخصی حفظ كرد. هنگامی كه آرشیوی تهیه شد و اسناد داخل این آرشیو قرار گرفت، جای اسناد امن تر و قابل بهره بردار تر است تا یك شخص. ممكن است سندی در اختیار فردی باشد كه حتی نسل بعد از خود آن هم متوجه اهمیت این سند نشود. مانند یك كاغذ باطله، چه بسا ممكن است سند ارزشمندی باشد. بنابراین باید همه اعتماد و اطمینان كرده و اسناد را به آرشیو های عمومی تحویل دهیم.
هنگامی كه فردی به ما اعلام كرد سندی در اختیار دارد و آن سند را به ما می دهد ما این سند را اسكن كرده و اصل سند را به این فرد باز می گردانیم. ممكن است این سند گزارش های روزانه و دست نویس باشد یا حكمی باشد كه برایش صادر شده است یا ...
از طرف دیگر باید اسناد آماده و در اختیار افراد قرار گرفته شود تا آن ها بتوانند با توجه به اسناد حرف های خود را، آنچه كه به خاطر می آورند را بیان كنند.هم اكنون خود ما این كار را می كنیم. مثلا افراد را با اسناد روبرو كرده و به یاد خاطرات شان می اندازیم بعد روایت شان از دفاع مقدس را ثبت می كنیم.
برخی اسناد روایت دیگری از روایت معمول جنگ حكایت می كنند. مثلا گزارشی از شهیدی دست خانواده آن شهید است یا روایتی دست یكی از فرماندهان جنگ از یكی از عملیات ها است كه كمی با آنچه كه بیان می شود متفاوت است.چطور می تواند اطمینان كند تا اگر این اسناد را در اختیار نهادهای متولی قرار دهد علیه خودش استفاده نخواهد شد؟
یعنی به ضرر طرف باشد؟
به ضرر طرف باشد یا ممكن باشد علیه اش استفاده شود؟
بله. اسنادی هستند كه اگر افشا شود به ضرر مثلا یك شهید است ولی یك واقعیت است. نمی توان صحنه های نبرد جنگ را منكر شد. اما برای تاریخ ارزشمند است. در آینده تاریخ دقیق تر به نگارش در می آید. هنگامی كه هیچ كدام از كسانی كه جنگ را اداره كردند دست اندركاران نگارش تاریخ جنگ نباشد جای تامل دارد. هم اكنون در خصوص جنگ جهانی اول و دوم یا وقایع دوران قاجاریه كاری ندرایم كه این ها از چه میزان اعتبار شخصیتی برخوردار بودند. آنچه كه برای ما مهم جلوه می كند این است كه تاریخ در خصوص این افراد چگونه قضاوت می كند. بنابراین این نوع اسناد برای آینده بسیار حائز اهمیت است. شاید دلیلی نباشد كه اكنون این اسناد مطرح و اعلام شود ولی برای آیندگان باید نگهداری و حفظ شود.
توجه به مسئله سند در فرهنگ ما مقداری پایین است. این امر حتی در خصوص دفاع مقدس نیز نمایان است. مثلا در جلسات ستاد عملیات جنگ می شنیدیم كه قرار است كسانی برای ثبت وقایع بیایند. ولی اینكه عمل شود چند ماه طول می كشید. در عین اینكه كسانی برای ثبت وقایع می آمدند كه تجربه این كار نداشته و مورخ نبودند تا بتوانند نگاه تخصصی به وقایع داشته باشند. معمولا یكی از مشكلاتی كه ما با آن مواجه هستیم دسته بندی نوارهای به جا مانده از این ها و یا دست نوشته ها و یادداشت ها است. چون به علت بی تجربگی نتوانست آن طور كه باید وقایع را ثبت كند. ثبت وقایع به دست افراد بی تجربه خود مصیبتی است. در این بخش معضلات بسیار وجود دارد كه نمی دانم باید به كدام یك اشاره كنم. ولی اسناد گویای واقعیتی در زمان مشخصی هستند كه می تواند به حافظه افراد كمك كند یا برای محققین و مورخین ما ماندگار شوند.
مثلا ما اسنادی در اختیار داریم كه فاقد تاریخ اند. یا مصاحبه هایی داریم كه مشخص نیست كه از آن كدام فرمانده و دست اندركار جنگ است.
از جنگ چندین سال می گذرد. به علت ضعف فرهنگ ثبت وقایع نتوانستیم آن طور كه شایسته بود این وقایع را ثبت كنیم. به نظر شما هم اكنون باید چكار كرد؟ با اسنادی كه الان وجود دارند ولی به علت پراكندگی در دسترس مورخان و محققان ما نیستند؟
سازمان های مختلف هر كدام برای خود آرشیوی دارند كه به آن بایگانی اطلاق می كنند. این اسناد باقی می مانند. البته در دستور العمل هایی كه در مجموعه های نظامی می خواندیم و آیین نامه هایی كه آمریكایی ها ارایه كرده بودند این بود كه اسناد باید هر بیست سال یك بار معدوم شوند. خود این دستور العمل ضربه بزرگی برای ما بود. بسیاری از این اسناد امحا شدند و شاید الان هم می شود.
یك دفعه چشم خود را باز كردیم و دیدیم كه این دستور العمل برای آمریكایی هاست نه آنچه كه برای دفاع مقدس ما تدوین شده باشد. وقتی اسناد معدوم شوند رد پای دفاع مقدس ما و دست اندركاران جنگ پاك می شود. امروز بسیاری از پرونده های اعزام افراد مختلف به جنگ در دست نیست.
به نظر شما باید برای اینكه به اسناد توجه شده و نوعی حساسیت عمومی نسبت به اسناد به خصوص اسناد دفاع مقدس به وجود بیاید چكار كنیم؟
باید از دبستان شروع كرد. باید از دبستان ثبت وقایع را آموزش دهیم. روی تاریخ تاكید كنیم. در مدراس تقویم رسمی كشور آموزش داده نمی شود. در مدارس نوشتن آموزش داده نمی شود. اینكه هر فردی وقایع مهم را ثبت كند. این نوشتن ها باعث قدرت گرفتن قلم ها می شود. دانش آموزان ما تنها به مطالعات درسی اكتفا می كنند كه جزو نواقص فرهنگ كشور و آموزش و پرورش است كه بر مطالعات غیردرسی تاكید نمی شود. ما افرادی هستیم كه همواره نسبت به گذشته افسوس می خوریم. چون نمی دانیم كه در گذشته چه اتفاقی افتاده است. در جنگ نیز چنین اتفاقی افتاد. یعنی كسانی كه جنگ را دیدند و از نزدیك وقایع را مشاهده كردند آن را ثبت نكردند.
آقای جعفری! یكی از ویژگی های متمایز جنگ ما از سایر جنگ ها فرهنگ دفاع مقدس و عناصر معنوی است. به عقیده شما برای حفظ این جنبه از جنگ باید با چه دیدی به جمع آوری اسناد پرداخت؟
ما معتقدیم كه اداره جنگ ما بر اساس ایمان بود. ابتدای جنگ این مسئله احساس نشد، چون بنی صدر و حتی برخی فرماندهان جنگ تنها با دید نظامی به جنگ نگاه می كردن و معتقد بودند كه بایستی مهمات و تسلیحات ما سه برابر دشمن باشد تا وارد عملیات شویم.
تفكر نظامی گری و اصول متداول جنگ ها در دوران اولیه دفاع مقدس ما حاكم بود و چون قصد داشتیم با اصول و قواعد متداول جنگ با دشمنی مانند صدام كه تمام كشورها وی را حمایت می كردند، بجنگیم امكان پذیر نبود.
بنابراین معتقد هستیم در جنگ یك تحول انقلابی به وجود آمد. یعنی نیروهای جوانی كه از سپاه، ارتش یا سازمان های دیگر وارد این عرصه شدند متوجه شدند كه نمی توان با این دید جنگ را پیش برد. سردمداران این حركت كسانی بودند كه آمدند و در جنگ یك تحول انقلابی به وجود آوردند، آمدند استراتژی جنگ را از برخورد نظامی كلاسیك به برخورد انقلابی تغییر داده و نظریه جدیدی را مطرح كردند كه بسیار مورد توجه شد. گفته شد كه باید به جای اتكا به تجهزات و مهمات نظامی باید به ایمان، فكر و برنامه ریزی متكی شد. به دنبال این بایستی ادبیات جنگ نیز تطبیق داده می شد كه معنویت را می طلبید. بنابراین از قرآن استفاده و به جای پیروی از آیین نامه های نظامی آمریكایی كه تاكید داشت حتما باید سه نفر به یك نفر باشید تا بتوانید بجنگید از مكتب خودمان استفاده كردیم كه می گفت اگر شما ایمان داشته باشید یك نفر شما برابر ده نفر آن ها است. حتی برخی نظامیان آن روزها به كنایه می گفتند شما قصد دارید جنگ را با شتر سورای چهارده قرن پیش اداره كنید كه نمی شود.
اما چرا شهید باقری می گفت كه بر اساس مكتب اسلام یك نفر شما برابر ده نفر آن ها است؟ چون وقتی دو تانك برابر هم قرار بگیرند، برد این تانك، ضخامت زرهی آن ها، مهارت تیرانداز و توپچی و سرعت عمل در در گلوله گذاری و شلیك می تواند تانك مقابل را از بین ببرد. ولی باید سه تانك مقابل این تانك قرار می گرفت كه ما هرگز چنین مهماتی نداشتیم. بنابراین شهید باقری گفت اگر ما نیروی با ایمان داشته باشیم آرپی چی بر می دارد و به صد متری تانك می رود و آن را منهدم می كند. یعنی ما با یك نفر و با یك آر پی چی سبك می توانیم این كار انجام دهیم ولی باید این آدم را گیر بیاوریم. آن فرد را هم نمی توان یك شبه ساخت مگر اینكه سال ها با یك تفكر انقلابی و بسیجی تربیت شده باشد. هم در دستور العمل و هم در عمل این رویكرد متفاوت در جنگ انجام شد.
چیزی كه در جنگ ما اهمیت و ارزش داشت این بود كه رویكرد نظامی خاص ما تبدیل به یك استراتژی تحول انقلابی و روحیه معنوی متكی به ایمان و فطرت شود. بعد از آن تجهیزات و مهمات نظامی به ابزار تبدیل شد نه به یك اصل. وقتی این تفكر به وجود آمده و ثبت شد یك تحول عظیم به حساب آمد. اصولا ما به جنگ با این دید نگاه می كنیم.
دشمن قدرتمند بود. می توانست به سرعت بازسازی كرده و مقابل ما ظهور كند و قابلیت انعطاف نیز داشت ولی این نوع تفكر و برنامه ریزی را نخوانده بود. بنابراین در سال دوم جنگ متحمل شكست های سنگین شد. یعنی ما با تجهیزات و دستور العمل های آمریكایی، روسی و ... دشمن را نشكستیم بلكه با ایمان، فكر و نیروهای انقلاب این كار را كردیم.
با توجه به این نكته فكر می كنید چقدر ضرورت دارد كه با این دید به اسناد نگاه كرده و نسبت به جمع آوری آن ها اقدام كنیم؟
این جنبه از جنگ اصل است و باید منتقل شود. یعنی مظلومیت ما مقابل یك دشمن قدرتمند و روحیه معنوی كه داشتیم و امامی كه توانست این روحیه را به وجود بیاورد. امام كار بسیار بزرگی انجام داد. وی پایه گذار این تفكر معنوی بود. امام به آن پیروزی خون بر شمشیر نام نهاد. این جا خونی در میان نبود، چون به جای اینكه تانك ما مقابل تانك دشمن قرار گیرد نفر ما مقابلش قرار می گرفت. بسیاری اوقات متهم می شویم كه ما با دیوار گوشتی و امواج انسانی با دشمن مقابله كردیم. در حالی كه ما آن را قبول ندرایم. كشته های دشمن در جنگ چیزی بالغ بر سیصدر هزار نفر، آماری كه خودشان اعلام كردند. در حالی كه ما تنها صد و هفتاد و شش هزار شهید دادیم كه از آن هفتاد و پنج هزار نفر در صحنه نبرد به شهادت رسیدند. بنابراین تفكر انقلابی به خوبی توانست جنگ را اداره كند.
هم اكنون چقدر ضرورت دارد كه نسل بعدی با این تفكر آشنا شوند؟
برای دفاع آینده. این امر نجات دهنده كشور ما است. وگر نه ما نیز همانند كشورهای عربی به تجهیزات غربی ها روی می آوردیم. نه اینكه ما به تجهیزات اعتقادی نداشته باشیم. ولی وقتی می توانیم مقابل دشمن توانایی داشته باشیم كه خود تولید كنیم.
احتمال دارد نظامیان ما از آیین نامه های نظامی غربی دفاع كنند و بگوییند این ها قواعد رزم هستند. بله، ما اصول و قواعد رزم را قبول داریم ولی قواعد و اصولی كه انعطاف داشته باشد. یعنی بتوانیم برای مقابله انعطاف نشان دهیم.
هم اكنون كه تاریخ جنگ در حال نگارش است همواره این دغدغه وجود دارد كه تاریخ جنگ صحیح نگارش شود. اسناد چه نقشی در نگارش صحیح تاریخ جنگ دارد؟
تاریخ شفاهی منهای پشتیبانی سند خیلی معتبر نیست. چون ذهن های ما بعد از گذشت زمان اطلاعات زیادی را حفظ نمی كند. ما تاریخ شفاهی به اضافه اسناد را قوی می دانیم و الا ذهن افراد می توانند گویا كننده اسناد و تاریخ باشند نه اتكای اصلی ما. مگر اینكه روایت چند نفر از یك رویداد و حادثه یكسان باشد. بنابراین اسناد می توانند اعتبار دهنده تاریخ باشند.
گفتاری از سرلشكر غلامعلی رشید
دورانی
كه استدلال میشد آدمهای غیر نظامی نباید درباره جنگ تحقیق كنند گذشته است
دورانی كه استدلال میكردند كه آدمهای غیر نظامی نباید درباره پیرامون جنگ و
مباحث نظامی و ارتش و سپاه تحقیق كنند، دیگر گذشته، زمان این محدودیتهای
غیرواقعی گذشته و امروز فضا به ما اجازه میدهد آن مطالبی را كه فكر
میكردیم ناگفتههای جنگ هستند، وارد بحث شویم و تحقیق كنیم 