| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
539
|
2872
|
90/8/25 (23:43)
|
|
||
|
|
802
|
1748
|
90/11/20 (20:54)
|
|
||
|
|
861
|
3234
|
90/8/25 (17:45)
|
|
||
|
|
325
|
1052
|
90/7/5 (16:33)
|
|
||
|
|
144
|
440
|
90/11/20 (20:54)
|
|
||
|
|
35
|
321
|
90/7/5 (15:50)
|
|
||
|
|
52
|
341
|
90/7/5 (15:48)
|
|
||
|
|
64
|
234
|
90/6/16 (14:33)
|
|
||
|
|
222
|
899
|
90/5/30 (18:50)
|
|
||
|
|
108
|
495
|
90/5/21 (14:09)
|
|
||
|
|
38
|
174
|
90/5/18 (14:02)
|
|
||
|
|
516
|
1853
|
90/5/3 (17:59)
|
|
||
|
|
106
|
443
|
90/2/6 (21:27)
|
|
||
|
|
166
|
842
|
89/12/8 (21:04)
|
|
||
|
|
250
|
858
|
89/11/16 (02:00)
|
|
||
|
|
205
|
1101
|
89/11/7 (07:52)
|
|
||
|
|
384
|
1482
|
89/9/10 (16:01)
|
|
||
|
|
2000
|
4461
|
89/7/6 (01:33)
|
|
||
|
|
475
|
1894
|
89/7/2 (16:08)
|
|
||
|
|
2000
|
3767
|
88/10/3 (16:40)
|
|

قافله رفته و دگر جداییم از شهیدان ..

در این پادگان به دنبال معرفت شهدا هستیم ! دلمون میخواد شهدا رو زمانی دوست داشته باشیم كه خصوصیات و ویژگی های اخلاقی و رفتاریشون رو در زندگی مون پیاده كنیم
ما از سردار شهید حسن باقری شروع كردیم
هر دلی با ماست بسم الله
مقدم همتون گلباران
هدیه ما به دل های شما یه سربند و یه پلاكه

همه افرادی كه خودشونو اینجا معرفی كنند پلاك میگیرند
ورفقایی كه به عنوان عضو فعال شناخته بشند
پلاكی با مشخصات خودشون دریافت میكنند
اول از همه چند تا سوالو جواب بده ...
برای چی در کلوب شهید حسن باقری عضو شدی؟
انتظارت از کلوب شهید باقری چیه؟
با كدوم شهید بیشتر از همه رابطه برقرار كردی؟
به نظرت دوست داشتنه شهدا برای زندگی هامون كافیه؟
ممنونم از جواب های قشنگت 
برات نامه اومده ؟!
.... یخرج الحی من المیت ....

ای خدا !!! دلی كه در سینه دارم دل نیست ! قلوه سنگه .. مرده و بی احساس و با هر لگدی به این طرف و اون طرف میره .. به این مرده هم حیاتی ببخش !!
اینم یه شیرینی ناقابل برا تو دوست گلم
http://rapidshare.com/files/136550097/Live_Persian_Radio_Television_Player-_p30download.com_.zip
با این برنامه میتونین از راه دور زیارت کنین زنده زنده!
یا علی
خبرگزاری فارس: بیش از 60 درصد از تصویربرداری بخش بازسازی مجموعه تلویزیونی مستند «شهید باقری» انجام شد.

در نشست خبری مجموعه مستند ـ داستانی «شهید حسن باقری»، كارگردان و تهیهكننده این پروژه تلویزیونی گفت: تحقیق دربارهی زندگی شهید باقری و پیدا كردن خط داستانی وی برای اینكه بتوان 28 ماه حضور وی را در جنگ روایت كرد، كار بسیار سختی بود و مراحل تحقیق این پروژه بیش از 30 ماه طول كشید.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حبیب والینژاد ـ مدیر گروه حماسه و دفاع شبكه اول سیما ـ در نشست خبری این مجموعه كه با حضور محمد حسین مهدویان ـ كارگردان و تهیه كننده ـ این مستند برگزار شد، با بیان اینكه فكر اولیهی ساخت مستندی درباره شهید حسن باقری پس از صحبت با احمد دهقان كه نویسنده كتابهای دفاع مقدس است، ایجاد شد، گفت: پس از تحقیق و بررسی در خصوص زندگینامهی شهید حسن باقری و نقش وی در ابتدای جنگ تحمیلی، به موسسه تحقیق و تفحص زندگی شهید حسن باقری برخوردیم و پس از اعلام آمادگی سردار فتح الله جعفری نسب ـ مدیر این موسسه ـ از تحقیقات، اسناد و مداركی كه این مركز بیش از 9 سال به جمع آوری آن مشغول بود، بهره گرفتیم.
والی نژاد ادامه داد: پس از تحقیقات اولیه در دی ماه سال 87 طرح اولیه مستند ـ داستانی برای مدیر شبكه مطرح شد و پس از تایید وی كار تحقیق، نوشتن فیلمنامه و جمع آوری جامع و كامل اسناد و مدارك به جا مانده از شهید باقری توسط كارگردان پروژه آغاز شد و تا به امروز نیز ادامه داشته است.
همچنین محمدحسین مهدویان با اشاره به اینكه تا به حال در حوزه ساخت فیلم و مستند درباره شهید حسن باقری كاری انجام نشده است، گفت: پس از ارائهی طرح ساخت مجموعهای دربارهی «شهید حسن باقری» به این نتیجه رسیدم كه تا به حال كاری در این رده از فرماندهی تولید نشده است و ساخت چنین مستندی كار ویژهای است.
وی با بیان اینكه در طول انجام تحقیق برای ساخت این مجموعه مستند ـ داستانی، به یك سری از اطلاعات كلی مانند اینكه شهید باقری نابغه جنگ بوده است و... برمیخوردیم و همین مساله باعث پیچیدهتر شدن مراحل ساخت پروژه شهید باقری میشد، گفت: بنابراین به همراه گروه تولید، تحقیق مفصلی در این زمینه انجام دادیم.
وی ادامه داد: پس از جلسات اولیه در خرداد ماه سال 87 با مدیر شبكه یك، مدیر گروه حماسه و دفاع و همچنین مدیر موسسه تحقیق و تفحص شهید حسن باقری، سر خطهای ساخت مجموعه به دست آمد و از آن زمان به بعد تحقیق ما برای روایتی از زندگی شهید باقری كه منجر به قصهسازی در یك مجموعه 10 قسمتی شود، شروع شد.
مهدویان ادامه داد: در اردیبهشت سال 89 با انجام یك سری مصاحبههای تلویزیونی با فرماندهان جنگ در دوران دفاع مقدس سعی كردیم تا به منابع دست اول نگارش فیلمنامه دست پیدا كنیم.
وی گفت: پس از تحقیقات به عمل آمده سعی كردیم در این مجموعه با بررسی و نشان دادن ویژگیهای شخصیتی و دگرگونی حالات شهید حسن باقری، شرایط گذار از یك دوره از تاریخ كشور كه شهید حسن باقری در آن زندگی میكرده است را نیز روایت كنیم.
وی با اشاره به اینكه با تحقیق در زندگی شهید حسن باقری متوجه شدیم شهید حسن باقری در زمان كودكی و نوجوانی ابعادی كه مشخص كند وی در مقایسه با همسالانش از نبوغ خاصی برخوردار بوده، وجود نداشته است، اظهار كرد: حسن باقری كسی است كه در قبل از انقلاب و در سال 56 برای اولین بار نقدی به قانون مطبوعات مینویسد و عمده فعالیتهایش در این زمان فرهنگی بوده و از نظامیگری رویگردان بوده است. در رشته حقوق وارد دانشگاه میشود و پس از آن به عنوان خبرنگار در روزنامه جمهوری اسلامی مشغول به كار میشود. در این زمان است كه ما با كسی مواجهیم كه اسلحه دست نمیگیرد، حتی در زمانی كه فرمانده میشود پوتین پایش نمیكرد و فانسخه نمیبست؛ اما پیروزی انقلاب باعث شد همه ارزشهایی كه در حسن باقری وجود داشت و تا آن زمان كسی به آن توجه نمیكرد بروز پیدا كند و در جایی كه مورد نیاز بود به كار گرفته شود.
وی ادامه داد: حسن باقری پس از اینكه توسط محسن رضایی به مسؤولیتی در جمعآوری اطلاعات در جنوب، منصوب میشود، به واسطه تواناییش در این زمینه مورد توجه فرماندهان سپاه قرار گرفت و باعث شد تا اطلاعات عملیات سپاه توسط وی تاسیس شود. این زمانی است كه نیروهای ما فاقد بسیاری از تجهیزات لازم جنگی و عملیاتی است ولی شهید حسن باقری كسی است كه اولین نقشهها و كروكیهای نیروهای درگیر جنگ را ارائه میكند.
وی افزود: با جمعآوری این اطلاعات متوجه شدیم كه هنوز بعد از 30 سال در خصوص چنین شخصیتی هیچ كاری انجام نشده است؛ بنابراین تحقیق درباره زندگی شهید باقری و پیدا كردن خط داستانی وی برای اینكه بتوان 28 ماه حضور وی را در جنگ روایت كرد كار بسیار سختی بود و طول بررسی این پروژه بیش از 30 ماه طول كشید.
وی همچنین در خصوص ساخت مجموعه مستند ـ داستانی شهید حسن باقری، گفت: در حال حاضر بیش از 45 روز است كه كار پیش تولید این مجموعه آغاز شده و هم اكنون در روزهای آخر آن هستیم.
وی افزود: پیش بینی میكنیم از روزی كه تصویربرداری این درام مستند شروع شود بیش از 60 روز زمان خواهد برد؛ بنابراین پیشبینی میشود بیش از 50 جلسه تصویربرداری برای این كار نیاز باشد. علاوه بر این ممكن است ساخت كاری در این سطح تجهیزات خاص نظامی هم طلب كند و پیش بینی میشود از نظر پشتیبانی دچار وقفههای احتمالی نیز شود؛ بنابراین این احتمال را میدهیم این پروژه اوایل زمستان آماده شود.
وی ادامه داد: ساخت این مجموعه در 10 قسمت 40 دقیقهای تدارك دیده شده است و حجم زیادی از آن به صورت نمایشی بازسازی خواهد شد. عنصر جذابیت در آن استفاده از فیلمهای آرشیوی نیست و در واقع یك درام مستندی است كه فرقهایی با مستند داستانی دارد كه شاید تا به حال كسی چنین نامی را نشنیده باشد.
وی ادامه داد: از این منظر ساخت چنین پروژهای گام تازهای است و اگر بتوانیم ویژگیهای ژانری را در كار دخیل كنیم حتما در این زمینه فتح بابی نیز صورت خواهد پذیرفت چراكه در دنیا مشخص شده اگر به مقوله مستند توجه ویژهای شود، میتواند بسیار جذاب باشد كه با توجه به چنین انگیزهای ما نیز سعی كردهایم كاری تولید كنیم كه به سریالهای نمایشی پهلو بزند.
وی همچنین گفت: تلاش میشود این مجموعه با جوان امروز ارتباط برقرار كند زیرا خود من جوان هستم و سلیقه جوانان را میشناسم.
وی در همین زمینه افزود: زمانی كه قرار است دفاع مقدس بر روی نسل جوان و نسلی كه من در آن قرار دارم تاثیر بگذارد، باید جنگ و دفاع مقدس نیز توسط خود این نسل روایت شود؛ اما ما به دنبال تحمیل كردن سلایق خود به جوانان بودهایم و چیزی را كه خود دوست داشتهایم به جوانان منتقل كردهایم ولی در این مجموعه به این دلیل كه نگاهم نزدیك به مخاطبان نسل جدید است، قهرمانی روایت خواهد شد كه مخاطب دوست خواهد داشت.
وی همچنین درخصوص عوامل ساخت درام مستند شهید حسن باقری گفت: به این دلیل كه میخواهیم طراوت لازم حفظ شود، نام شخصی كه به جای شهید باقری بازی میكند را ترجیح میدهیم مشخص نكنیم. در خصوص تهیهكننده نیز من نماینده موسسه فردای دیگرم كه تهیهكننده كار است. مدیر طرح امیر بنان، مدیرتصویربرداری هادی بهروزی، دستیار كارگردان و برنامهریز پروژه یوسف روحانی و امیر تركمان صدابردار این كار هستند.
وی گفت: مدیر تولید این پروژه حمید نوروزی، گروه تحقیق محبوبه گل سرخ تبار و نجمه آذر كمان و طراح هنری رضا رزم است.
به گزارش سرویس تلویزیون ایسنا، مجموعه شهید باقری در 10 قسمت 40 دقیقهای، بخشی از تاریخ اوایل جنگ را با محوریت این شهید روایت میكند.

خبرگزاری فارس: شهید «حسن باقری» در گزارش خود از واقعه طبس مینویسد: از هواپیمای سی 130 كه چهار موتوره است، جز تل خاكستر و آلومینیومهای ذوب شده كه در سطح كویر روان شده بود چیزی باقی نمانده بود. پنج جسد سوخته خلبانان آمریكایی را در لابلای لاشه هواپیما مشاهده كردیم؛ هلیكوپتری هم كه به این هواپیما برخورد كرده بود متلاشی شده كه مسلماً خلبانانش به درك واصل شدند.
5 اردیبهشت 1359، حكایت از یك واقعه است؛ واقعهای كه شاید كمتر به آن توجه شده یا با كم لطفی آفرینندگان اثر فرهنگی هنری مواجه بوده است؛ اما در زمان شكست مفتضحانه كارتر و وقوع حادثه طبس، جوانانی از این مملكت از جمله شهید «حسن باقری» در صحنه حاضر شدند تا این واقعه را در تاریخ پیروزیهای حق بر باطل ثبت و ماندگار كنند. حالا حسن باقریها كجا هستند كه شكستهای پیدرپی استكبار در مقابل جهان اسلام را به تحریر و تصویر بكشند؟!!
این گزارش، همان گزارشی است كه شهید «حسن باقری» به عنوان نخستین خبرنگار اعزامی جمهوری اسلامی به طبس، این واقعه را در روز شنبه تاریخ 6 اردیبهشت 1359 مصادف 10 جمادیالثانی 1400 در شماره 261 به نگارش درآورده است.
* شهید «حسن باقری» و «بهرام محمدیفرد» نخستین خبرنگاران حاضر در طبس
منطقه فرود هواپیماها و هلیكوپترها محلی است در فاصله حدود 270 كیلومتری یزد و 160 كیلومتری طبس و حوزه ژاندارمری بیرجند پاسگاه رباطخان در 40 كیلومتری این نقطه واقع است.
دیروز صبح در 2 كیلومتری محل فرود هواپیما و اولین گروه سربازان ژاندارمری برخوردیم كه محافظت منطقه را برعهده داشتند. در كنار تانكری كه توسط مزدوران كثیف آمریكایی به آتش كشیده شده بود به نگهبانی مشغول بودند؛ افسر فرمانده این گروه به ما گفت كه مزدوران آمریكایی سوار بر یك موتور ترل جلوی این تانكر، مواد سوختی را گرفتند و حتی به راننده اجازه برگشت هم ندادند و در عوض تانكر او را به گلوله بستند كه در نتیجه تانكر منفجر و به آتش كشیده شد و راننده هم از ناحیه سر آسیب دیده است كه برای مداوا به یزد اعزام گردیده و باقیمانده سوخت تانكر حاكی از شعله و حرارت بیش از حد و اندازه آن میباشد.
تنها چیز سالمی كه ما از این تانكر دیدیم، نمره جلوی آن بود و دیگر هیچ چیز سالمی دیده نمیشد. حادثه به اندازهای بود كه فنرهای عقب ماشین و حتی شاسی اصلی ماشین را نیز كج كرده و در این بین فرمانده حفاظت منطقه كه یك سرگرد نیروی زمینی لشگر خراسان بود، برای بازدید به این محل آمد و وقتی كه فهمید ما خبرنگار هستیم و از تهران آمدیم، متذكر شد كه این منطقه توسط مزدوران آمریكایی مینگذاری شده و رفتن برای تهیه عكس و گزارش خطرناك است اما وقتی با اصرار ما روبرو شد، قبول كرد كه خود نیز همراه ما بیاید و راهنمایی كند. ما نیز متوجه شدیم كه اولین گروه خبرنگار و عكاس هستیم كه برای تهیه گزارش از این جنایت فضاحتبار كارتر به منطقه آمدهایم.
* افشاگری شهید باقری از اقدامات ضدامنیتی آمریكا در طبس
فاصله محل سوزاندن تانكر تا محل سقوط هواپیما حدود یك و نیم كیلومتر بود؛ از دور فقط 2 هلیكوپتر به چشم میخورد و 2 تا 3 تا پره كه عمودی نیز در زمین فرو رفته بودند. جلوتر كه رفتیم فرمانده حفاظت منطقه توضیح داد كه این نقطه جزو نقشهای بوده است كه در زمان رژیم طاغوت قرار بود، فرودگاه شود و چون این نقشهها توسط همین آمریكاییها طرحریزی شده لذا مختصات این منطقه را داشتهاند و قبلاً هم از این محل برای صدور اورانیومهای استخراج شده از منطقه به آمریكا استفاده میكردند. باید متذكر شد كه منطقه فرود هلیكوپترها، منطقهای از كویر به صورت دشت باز و گسترده به وسعت بیش از 10 كیلومتر مربع با میدان دید وسیع كه گنجایش فرود هواپیما و هلیكوپترهای زیادی را دارا است.
سرگرد فرمانده نظارت منطقه، ادامه داد كه آمریكاییها حساب همه چیز را كرده بودند. اما از آنجا كه پشتیبان ملت، خداوند متعال است، سطح كویر شنی بوده و تمام نقشههای آنها را برهم ریخت.
نیروی دریایی آمریكا در منطقه بود كه هنوز منفجر یا منهدم نشده بود و فقط بعضی از چرخهایش در شن فرو رفته بود. دكه این دو هلیكوپتر یكی در سمت راست جاده و دیگری در سمت چپ قرار داشت. هلیكوپتر دیگری در سمت چپ جاده سوخته و متلاشی شده بود و علاوه بر این هلیكوپترهای سالم یك هلیكوپتر هم با هواپیما سی 130 آمریكایی تصادف كرده بود و هر دو آتش گرفته بودند و خود این حادثه باعث عقیم ماندن تلاشهای كارتر دیوانه شده بود. البته راجع به علت تصادف هواپیمای سی 130 و هلیكوپتر، احوال گوناگونی نقل میشود.
از هواپیمای 330 كه چهار موتوره است، جز تل خاكستر، آلومینیومهای ذوب شده كه در سطح كویر روان شده بود چیزی باقی نمانده بود. پنج جسد سوخته خلبانان آمریكایی را در لابلای لاشه هواپیما مشاهده كردیم كه عبارت بودند از خلبان و خدمه هواپیمای سی 130. هلیكوپتری هم كه به این هواپیما برخورد كرده بود متلاشی شده بود كه مسلماً خلبانانش به درك واصل شدند.
* آمریكاییها حتی وقت نكردند فشنگها را بردارند
نكته قابل توجه اینكه جعبه سیاه هواپیمای سی 130 كه حافظه مختصات پرواز جهت و مسیر پرواز بوده در محل بین سوختههای لاشه هواپیما موجود بود و از این جعبه میتوان كاملاً مطمئن شد كه این مزدوران از كدام یك از پایگاههای كشورهای مزدور آمریكا در منطقه پرواز كرده است.
مقدار زیادی پوكههای شلیك شده 16 ـ 88 را مشاهده كردیم و فانوسقههای زیادی روی زمین پخش بود كه در هر كدام از اینها فانوسقهها، بمب و دو جافشنگی 16ـ m كه در هر كدام سه خشاب 20 تیری 16ـ m وجود داشته است و آمریكائیها حتی وقت نكرده بودند كه این فشنگها را همراه خود ببرند و در محل رها كرده و فرار كردند.
گفته میشد كه كنار هر وسیله مقداری مواد منفجره گذاشتند و ما دوربین اسلحههای زاویه سنج سنگین را دیدم كه كنار آنها جعبه مواد منفجره آماده انفجار قرار داشت و این بسیار خطرناك بود.

اولین باری که سردار فتحالله جعفری، حسن باقری را دید در حسینیه و هنگام سخنرانی بود. حرفهایی که خیلی از جوانان آماده جنگ را مجذوب کرد. سردار جعفری امروز سخت مشغول تدوین آثار حسن باقری است و خیلی صریح درباره خودش و او حرف میزند.
در مؤسسه انتشارات شهید حسن باقری چه کارهایی صورت میگیرد؟ در این مرکز آثار باقیمانده از ایشان را تدوین و برای انتشار آماده میکنیم. این آثار بهترین سند معرفی چنین شخصیتی است. جامعه نیازمند معرفی یک الگوی جوان، مسلمان و انقلابی است که در دورانی ظهور کرده و عمر کوتاهی هم داشته است. تمام 40-50 نفری که اینجا با ما کار میکنند، بهوسیله همین دستنوشتهها و آثار، مجذوب شخصیت حسن باقری شدهاند، هیچکس حتی من که او را از نزدیک میشناختم، برایشان حرفی نزد. میدانید کسانیکه به خدمت سربازی میروند از دوران آموزشی روزشماری میکنند که زودتر دوران خدمتشان تمام شود، اما در مجموعه ما حتی سربازهایی که اینجا هستند، مثل یک سرباز وظیفه کار نمیکنند، بلکه اینها هم جذب شخصیت شهید باقری میشوند. چطور یک آدم با سن و سال خیلی کم اینقدر رشد میکند و به اوضاع بحرانی مسلط میشود و طوری مردانه رفتار میکند که بهراحتی میتواند رو در روی بنیصدر بایستد؟ این سطح از پختگی در رفتار شخصی و تصمیمگیریهای نظامی چطور شکل میگیرد؟ ما چطور شکل گرفتن این ویژگیها را ندیدیم، ما نتیجه کارهایش را میدیدیم. ما شاهد رفتارش بودیم که برایش فرقی نمیکرد که فردی که پیش او آمده، بنیصدر، فرمانده کل سپاه، شهید رجایی و یا یک بسیجی معمولیست، به همه اینها احترام میگذاشت؛ رفتارش در برابر آنها فرقی نمیکرد. تبعیضی بین کسی قائل نمیشد. بسیجیها همانقدر برایش مهم بودند که فرمانده سپاه. گاهی سراغ کسی میرفت که از همه غریبتر بود. این رفتار جزو شخصیت خانوادگی و منحصربهفرد خودش بود. کسی نمیتواند به اجبار و مصنوعی از این کارها بکند. انجام همین رفتار برای خود ما خیلی سخت بود. به همین دلیل با هر کسی درباره آن دوران صحبت میکنیم، میگوید حسن باقری از همه به من نزدیکتر بود. با همه طوری رفتار میکرد که طرف احساس صمیمیت میکرد. نکته دیگر این است که مطالعات عمیق، دقیق، قوی و غنی در مکتب اسلام داشت. زمانی در جوانی کتاب «محمد، خاتم پیامبران» را خواندم و 15 صفت بارز پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله و سلم را از آن استخراج کردم که بتوانم این خصلتها را در خودم اجرا کنم. خیلی تلاش کردم نشد. چنین کاری واقعا دشوار بود. مدتی در بیت امام خدمت کردم، بعضی از این رفتار پیامبر را در امام خمینی هم دیدم. در کردستان هم یکی دو مدل از این رفتار را در شهید محمد بروجردی دیدم. وقتی به منطقه جنوب آمدم و با حسن باقری آشنا شدم فهمیدم خیلی از این خصلتها را دارد. و این برایم عجیب بود. آدمهایی مثل شما که در جوانی قبل و بعد از انقلاب را تجربه کردهاند، زیاد مطالعه دارند. چرا؟ ضرورت فضای آن زمان ایجاب میکرد که زیاد مطالعه کنیم. چون گروههای چپ تازه وارد شده بودند و حرفهای نوینی میزدند. نهتنها خودش به درجههای بالای اخلاقی رسیده بود، بلکه هرکس با او سر و کار داشت، رشد میکرد. حتی افراد عادی که کنار حسن باقری وظیفهشان را انجام میدادند، رشد کردند. مصطفی مؤمنی، مهدی زینالدین، نامدار محمدی، مسعود پیشوا؛ حتی حاج احمد متوسلیان، توان جنگی و اخلاق و رفتارش بعد از همکاری با حسن باقری تغییر کرد. حسن باقری به کاری که میکرد اطمینان داشت و روشهای تربیتیاش را هم به بقیه منتقل میکرد. انتقال اطمینان اخلاقی کار خیلی مهم و سختی است. معتقدم امثال حسن باقری یکبار زندگی کرده و بعد برای بار دوم زندگی میکردند که اینقدر بر اوضاع و خود مسلط بودند! چنین فضا و روحیاتی برای یک جوان، آنهم در مقطعی که بحرانی است و خیلیها میبریدند و ناامید میشدند، طبیعی نبود. در برههای که عده زیادی دچار یأس شدند، حسن باقری بههیچوجه مأیوس نشد و احساس نکرد بنبستی وجود دارد. ما در او هیچوقت تردید، اما و اگر ندیدیم، حتی در سختترین شرایط. توکل و ایمان زیادی به خداوند داشت که همینها کمکش میکرد که بتواند بنبستهای بزرگ را بشکند و جلو برود. این اتفاق درباره سرداران معروف جنگ، مثل حسن باقری و ابراهیم همت یا خود شما اتفاق افتاد که مدت زیادی در جبهه بودید، چطور در سن جوانی از مرگ نمیترسیدید؟ در مورد خودم بگویم، هیچوقت فکر نمیکردم بمیرم. واقعا؟ بله. همیشه میدانستم که زنده میمانم، با اینکه مدتهای زیادی در جبهه و در سختترین درگیریها حضور داشتم. حتی فکر نمیکردم زخمی شوم. حتما لطف خدا بوده که ما اینطور تصور میکردیم. اما زخمی شدید؟ بله. ولی اینچیزها اهمیتی نداشت. وقتی آدم تکلیف داشته باشد که در جبههای مقابل دشمن مقاومت کند، فکر مرگ از ذهنش بییرون میرود. فکر مرگ خیلی خطرناک است و ریشه انسان را از بین میبرد. این تفکر یعنی روحیه و روحیه یکی از اصول مهم جنگ است. اگر روحیه ضعیف شود، آدم از بین میرود. بنابراین کسی که میخواهد حیات داشته باشد و به زندگی ادامه دهد، نباید از مرگ بترسد. من اگر تصور کنم از ساختمان که بیرون بروم، ترور میشوم، هیچ اینجا نمیآیم! ولی مطمئنم که سالم میروم خانه. فکر میکنم همه بچههای ما که در صحنه جنگ شهید شدند، با اینکه شهادت آرزوی همه آنها بود و برای این اتفاق دعا هم میکردند، ولی در عینحال کسی به مرگ فکر نمیکرد که هر لحظه امکان دارد کشته شود، بلکه فقط در فکر عمل به تکلیف بودند. چطور با شهید حسن باقری آشنا شدید؟ شما اهل اصفهان هستید و او تهرانی بود. قبل از اینکه جنگ شروع شود، کردستان بودیم بعد که به جنوب آمدم، اولینبار شهید باقری را در حسینیه امام خمینی در گلف دیدم. در حسینیه نشسته بودم، دیدم کسی برای بچهها صحبت میکند، صدای گیرایی داشت، اما جوان بود. حرفهای جالبی میزد، تعدادی نیرو از خراسان آمده بود و میخواست آنها را توجیه کند. چیزهایی میگفت، که تا آن روز نشنیده بودم. آن روزها ما خیلی ادعا داشتیم، فکر میکردیم ما که درگیریهای کردستان را دیدهایم، خیلیچیزها بلدیم! توجهم جلب شد. از افراد دور و برم پرسیدم این کیست؟ آنها هم نمیشناختند تا بالأخره یکی گفت او حسن باقری است. فاصله ما با او زیاد بود، حسن باقری فرمانده بود و من مسئول عملیات سپاه استان مرکزی بودم. در مقطع کوتاهی که به اطلاعات عملیات رفتم، خدمت او بودم، و برایش شناسایی میرفتم و گزارش تهیه میکردم. حساسیت ویژهای به این گزارشها داشت و به دقت همهچیز را بررسی میکرد. شخصیت حسن باقری بهقدری پرجاذبه بود که دوست داشتم دایم با او باشم. نه بهدلیل مسأله جنگ، بلکه بهدلیل اخلاق و رفتار ویژه و مسائل تربیتیای که داشت. بیشتر شخصیت اخلاقیاش را دوست داشتم؛ روشن و منش او در برخورد با آدمها. این اخلاق و رفتار ویژه چطور بود؟ عادی نبود؟ نمیشود گفت چطور بود. با همه فرق داشت. این منش و نوع رفتار را در کسی ندیدم و خیلی آموزنده بود. الان هم که اینجا کار میکنم، تحت تأثیر آن اخلاق و رفتار نیست. اینطور نیست که من شیفته حسن باقری شده باشم. اصلا به اینچیزها ربطی ندارد. این کار را برای رضای خدا میکنم نه برای حسن باقری. چه فرقی میکند اینکار را برای حسن باقری انجام دهید یا رضای خدا؟ هر دوی اینها در یک مسیر است، مقابل هم که نیست. در یک مسیر است، ولی اگر برای حسن باقری باشد، دیگر برای خدا نیست. دیگر حساب و کتابش رضایت خدا نیست، رفاقت است. از اول هم با خدا قول و قرار گذاشتم. گفتم: خدایا این کار را برای تو میکنم. خدا هم خیلی کمکمان کرد. با اینکه از جایی حمایت و پشتیبانی نمیشویم، طوری که سرفصل بودجه، اعتبارات، امکانات داشته باشیم، اما تا حالا به مشکل جدی برنخوردهایم. ما کاری را برای رضای خدا انجام میدهیم که حسن باقری هم در آن هست. البته زوایایی از زندگی حسن باقری هنوز برای ما پنهان است. چه چیزهایی؟ نتوانستهایم کشف کنیم. اطلاعاتی درباره آن نداریم، شاید خیلی چیزها با بازخوانی و تحلیل دستنوشتهها، معلوم شود، ولی بسیاری از مسائلی را که درباره جنگ پیشبینی کرده و درست هم از آب درآمده، نمیدانیم. نمیدانیم از کجا اینها را فهمیده، سابقهای نداریم. یکی از نقاط قوت حسن باقری هم همین پیشبینیهای درست است. البته کمی عجیب است. کسی که درس جنگ نخوانده، در دانشگاه افسری تحصیل نکرده، چطور از فنون جنگی سر درمیآورد و اینقدر تخصصی طراحی عملیات میکند. از این راهحلهای جنگی زیاد دارد. با خیلی از افسران عالیرتبه ارتش صحبت کردیم، به تخصص حسن باقری بهعنوان یک فرمانده در جنگ ایمان دارند، او را بهعنوان یک فرمانده عالیرتبه جنگی قبول دارند. جنگ که شروع شد سرهنگ غلامرضا قاسمی، فرمانده لشگر بود. طوری درباره حسن باقری حرف میزند که ما تعجب میکنیم، سرهنگ لطفی یا صیاد شیرازی هم همینطور. این افراد متخصص فن جنگ و نظامی هستند و از این وجه حرفهایشان سند و قابلاتکاست. همه اینها بدون استثنا، حسن باقری را بهعنوان یک فرمانده ارتش عالیرتبه میشناسند. این توانایی فنی را در سن 24 سالگی از کجا آورده؟ بعضی از اینچیزها برای ما هم سئوال است و جزو همان زوایای پنهان است که گفتم. نمیتوانیم درباره آن حرفی بزنیم، چون واقعا نمیدانیم. |
منبع: هفته نامه پنجره شماره 79- بهمن 1389 |
نصرت الله محمودزاده
در
راه پر رمز و راز تحقیق پیرامون شخصیت شهید باقری به عنوان یكی از متفكرین
فرماندهان جنگ تحمیلی به ناگفته هایی خواهیم رسید كه جای اندیشه دارد.
نگاه این مرد بزرگ اما خاموش به ابعاد گوناگون جنگ به احتمال یقین همان
گذرگاه هایی است كه بتوان بسیاری از رخددادهای جنگ را با همه عظمتش نظم
بخشید.
البته برخی از فرماندهان
دوره جنگ كه هنوز در قید حیات هستند، خرده نگیرند و نپندارند كه می خواهیم
شهید باقری را محور همه رمز و رازهای جنگ معرفی نماییم، زیرا نخستین فردی
كه معترض خواهد شد، خود شهید باقری است و به همین دلیل وقتی صحبت از كرامت و
درایت یك شخصیت جنگ می شود، دلیل بر نادیده گرفتن نقش سایر مردان بزرگ
عرصه دفاع مقدس نخواهد بود.
مطلب زیر به قلم نصرت الله محمودزاده و به
مناسبت نهم بهمن ماه سالروز شهادت این اعجوبه سال های حماسه و دفاع تنظیم
شده كه در اختیار مخاطبین عزیز قرار می گیرد:
شهادت از دیدگاه شهید باقری
اینجانب
كه توفیق تحقیق و تدوین شخصیت هایی مثل شهید بروجردی، خرازی، رضوی و علم
الهدی را داشتم، به این باور رسیدم كه هر كدام از این بزرگواران از ویژگی
خاصی برخوردار بودند و به مراتبی از تعالی رسیده اند كه منحصر به خودشان
است؛ بنابراین، وجه اشتراك آنها سیر الی الله بوده و نگاهشان به فلسفه
شهادت ریشه در فلسفه مكتب امام حسین(ع) دارد.
آنچه
در مسیر تحقیقات زندگی این بزرگان جلب توجه می كند، روش های رسیدن به
شهادت است؛ برای نمونه، شهید خرازی در عملیات خیبر می توانست به شهادت
برسد، ولی بنا به دلایلی سه سال این شهادت را به تأخیر انداخت و در آخرین
مرحله عملیات كربلای 5 به این فیض رسید.(1)
در لایه های زندگی شهید باقری تاكنون به سه سند دسترسی پیدا كردم كه مربوط به این موضوع می شود:
1 ـ در آرشیو صوتی، سخنانی از ایشان شنیدم كه مفهوم آن چنین است:
«كسی
می تواند بر این بسیجی ها فرماندهی كند كه راه رسیدن به شهادت را بر خود
هموار كند. اگر تسلیم معنی واقعی شهادت نشوید، در این صورت با انگیزه و منش
بسیجی ها فاصله خواهید گرفت. لذا فرماندهی بر بسیجی راه و رسم خودش را می
طلبد كه یكی از الزامات آن ایمان به فلسفه شهادت است.»
از
این جمله شهید باقری چنین برمی آید كه رابطه بین او و بسیجی یك رابطه
متقابل بوده است. او درس هایی از منش بسیجی ها می گرفت كه تأثیر بسیاری در
تقویت معرفت او داشته است.
2 ـ
در جمع فرماندهان و معاونین گردان های تحت امر قرارگاه نصر ـ كه خود
فرماندهی آن را به عهده داشت ـ سخنانی در وصف بسیجی ایراد كرد كه مضمون آن
چنین است:
«بسیجی برای اجرای
فرامین امام و دفاع از اسلام وارد جبهه می شود. در این راه حاضر به انجام
هر كاری است. هر دستوری را بدون چون و چرا اجرا می كنند. هیچ چیز برایش مهم
نیست، جز انجام وظیفه. شهادت در این راه را افتخار خود می داند و با جان و
دل به استقبال آن می رود. بسیجی با شهادت عجین شده، اگر باور ندارید بروید
نیم ساعت در سنگر این بسیجی ها كنارشان بنشینید و با آنها مأنوس شوید.
آنگاه با دنیای آنها آشنا خواهید شد. اگر برای این بسیجی ها كم بگذاریم، در
آخرت باید پاسخگو باشیم. قبل از عملیات آنها را توجیه كنید، آنها را با
چشم باز وارد عملیات كنید. یادتان باشد كه فرمانده چنین قشری هستید. مبادا
كوتاهی كنید. مواظب باشید كه از آنها عقب نمانید، حتی در شهادت.»
این
نگاه شهید باقری درباره بسیجی نشان می دهد كه شناختی عمیق از آنها داشته
است و برایش مسلم بود كه رمز موفقیت بسیحی در شهادت است، پس رمز موفقیت یك
فرمانده در همراهی با بسیجی درك شهادت است. اگر فرمانده در مسأله شهادت
جلوتر از بسیجی حركت نكند، چگونه می توند ادعا كند كه بر قلب بسیجی ها
فرماندهی می كند؟
3 ـ
اواخر دی ماه 1361 به اتفاق همسر و فرزند چهار ماهه خود به سوسنگرد رفت و
مهمان شهید «علی هاشمی» شد. در حالی كه با همه وجود به فرزند خردسال خود
عشق می ورزید، به یكی از یاران خود كه در اطلاعات و عملیات همراه و همدمش
بود، این جملات را بیان كرد:
«من
به این نتیجه رسیده ام كه شهادت دست خودمان است. انتخاب شهادت را خداوند
به عهده ما گذاشته است. این ما هستیم كه می توانیم شرایط آن را فراهم كنیم.
ما هستیم كه تعیین كننده این مسأله هستیم.»
شهید باقری در حالی این جملات را در سوسنگرد به یار خود بیان می كرد كه چون ابر بهاری می گریست.
ده
روز بعد ـ نهم بهمن ماه 1361 ـ در حین شناسایی یكی از مناطق عملیاتی فكه ـ
نهر عنبر ـ گلوله توپ عراقی در سنگرش منفجر شد و به اتفاق چهار تن از
بهترین یارانش (مجید بقایی، تقی رضوانی، غلام عباس قلاوند و مجتبی مومنیان)
به شهادت رسید.

