| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
540
|
2899
|
91/1/4 (00:55)
|
|
||
|
|
807
|
1761
|
91/2/25 (16:44)
|
|
||
|
|
325
|
1058
|
91/1/4 (00:52)
|
|
||
|
|
861
|
3265
|
90/8/25 (17:45)
|
|
||
|
|
149
|
454
|
91/2/25 (16:43)
|
|
||
|
|
518
|
1862
|
91/2/14 (18:32)
|
|
||
|
|
66
|
242
|
91/1/4 (01:11)
|
|
||
|
|
223
|
912
|
91/1/4 (01:06)
|
|
||
|
|
39
|
175
|
90/11/29 (11:49)
|
|
||
|
|
35
|
346
|
90/7/5 (15:50)
|
|
||
|
|
52
|
352
|
90/7/5 (15:48)
|
|
||
|
|
108
|
500
|
90/5/21 (14:09)
|
|
||
|
|
106
|
461
|
90/2/6 (21:27)
|
|
||
|
|
166
|
845
|
89/12/8 (21:04)
|
|
||
|
|
250
|
860
|
89/11/16 (02:00)
|
|
||
|
|
205
|
1115
|
89/11/7 (07:52)
|
|
||
|
|
384
|
1509
|
89/9/10 (16:01)
|
|
||
|
|
2000
|
4462
|
89/7/6 (01:33)
|
|
||
|
|
475
|
1894
|
89/7/2 (16:08)
|
|
||
|
|
2000
|
3767
|
88/10/3 (16:40)
|
|





نرم افزار موبایل مجموعه آثار شهید استاد مرتضی مطهری (ره)
در این برنامه نزدیک به 80 اثر از استاد شهید مطهری ارائه شده است. این برنامه كتابخانه ای كامل از آثار استاد می باشد كه نمونه ای برای آن یافت نمی شود و بی شک می توان گفت بی نظیر است.
فرمت کتاب جاوا بوده و ...
دانلود نرم افزار مجموعه آثار شهید مطهری (ره)
معرفی برخی كتب تألیف شده درباره ی "شهید باقری"
«چشم جبههها»
خاطراتی از سردار سرلشكر پاسدار شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)
مجموعة خاطرات سرداران، ویژه گروه سنی د (دوره راهنمایی)، نوجوانان
نویسند: سمیرا اصلانپور
ویراستار: محمد باقر شمسی پور
ناشر: كنگرة بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران ـ كمیته انتشارات
چاپ اول: بهار 1376
تعداد: 5000 جلد
كتاب چشم جبههها، تدوین خاطراتی در مورد شهید حسن باقری است. این خاطرات از قول افرادی، مانند مادر گرامی شهید باقری، همسر محترم ایشان و برادر بزرگوارشان (سردار محمد باقری)، شهیدانی چون حجت الاسلام والمسلمین شهید فضل الله محلاتی، سردار سرلشكر شهید محمد ابراهیم همت و سردار سرلشكر پاسدار شهید زین الدین، خواهران و برادرانی چون خلیل سبحانی، ماشاء الله اسماعیلی، اسدی، معینیان، غلامپور، سوداگرا، خرمدل، جعفری، كیانی، رشید، بلالی، همدانی، قربانی، رحیمی، پالاش، رضایی مقدم و كمالی نقل شده است.
در این كتاب، تلاش و سعی شده است به ترتیب، خاطراتی از دورههای مختلف حیات ایشان نوشته شود كه عبارتاند از: دوران پیش از انقلاب، روزهای پیروزی انقلاب، دوران پس از انقلاب تا آغاز جنگ، زندگی خانوادگی و شخصیتی ایشان، خاطراتی از دوران جنگ، بازگو كردن نقش یك فرمانده و تأثیر حضور وی در عملیات مختلف، مانند عملیات ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان و عملیات در منطقة چزابه و در پایان نیز خاطراتی از ساعت پیش از به شهادت رسیدن ایشان نقل شده است.
طول قدمها:
«به یاد دارم كه در عملیات رمضان، حتی فرماندهان گروهآنها و دستهها را هم برای جلسه آورد، در صحبتهایش با آنها چنان دقیق بود و چنان با جزئیات كار داشت كه حتی قدمهای افراد شناسایی را اندازه میگرفت، كسی را كه قرار بود برای شناسایی فرستاده شود، میخواست و میگفت كه قدم بزند، آن وقت میگفت فاصلهای را كه راه رفته است، اندازه بگیرند تا طول قدمهایش معلوم شود، این قدر در شناسایی دقیق بود كه میدانست با كمی این طرف و آن طرف شدن ممكن است اشتباه بزرگی روی دهد، در حالی كه فرماندهی سطح بالا بود و طبیعتاً، نباید به این جزئیات وارد میشد».
«مسافر (قصة فرماندهان / 10)»
براساس زندگی شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)
نوشته: داود بختیاری دانشور
ناشر: شركت انتشارات سوره مهد و بنیاد شهید انقلاب اسلامی، نشر شاهد
چاپ دوم: 1383
تعداد: 10000 نسخه
مسافر كتابی با نثر بسیار ساده و به صورت داستان است كه در آن، نویسنده، زندگی شهید باقری را از آغاز با زبان خود، با توصیف حالات و رفتار و با نحوه تولد وی آغاز كرده و به صورت داستان، سرگذشت زندگی این شهید بزرگوار را بیان میكند. و در واقع، وقایع مهم زندگی ایشان به قلم نویسنده به صورت داستان و نه به صورت نقل خاطره نوشته و در پایان نیز نحوة شهادت ایشان به همان نحو بازگو شده است.
«… مرد، چمباته زده جلوی در مسجد نشسته است و غرق در فكر، ریشش را میخاراند، با دیدن بچهها كه دورهاش كردهاند، هول كرده از جا كنده میشود. چهرهاش خسته و درمانده است، لبش ریز ریز میلرزد. ـ من … یك امشب را این جا میمانم … صبح، بعد از نماز میروم. غلامحسین یك قدم جلو میرود و به صورت مرد زل میزند. ـ غریبی؟ ـ آره … مسافرم ـ ساك و وسایلم را گم كردهام.
دل آسمان منفجر میشود و رعدی آن را به دو نیم میكند. چند تا از بچهها میدوند داخل مسجد، مرد سر جایش پا به پا میشود. غلامحسین دست روی شانة مرد میگذارد. ـ میرویم خانة ما … گرمتر از این جاست.
مرد لب باز میكند كه چیزی بگوید. غلامحسین مچ دست استخوانی مرد را میگیرد و دنبال خود میكشد، مرد مسافر جلوی در ایستاده است. پدر و مادر غلامحسین از تو اتاق به مرد كه یكی از پیراهنهای غلامحسین را به تن دارد، نگاه میكند. ـ باید بروم … از شام و جای گرم ممنون … ان شاء الله، بتوانم جبران كنم، خداحافظ. مادر، نگاهی به غلامحسین و به مرد میاندازد. مرد تو كوچه به راه میافتد. غلامحسین خود را به مادرش نزدیك میكند، دستش را میگیرد و پیشانیاش را میبوسد. بعد زیر لب میگوید: ـ خدا از ما قبول كند!»
«چشم بیدار حماسه»
خاطراتی از سرلشكر پاسدار، شهید حسن باقری (افشردی)
باز نویس متن: محمد خسروی راد
ناشر: معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همكاری كمیتة انتشارات كنگرة بزرگداشت سرداران شهید استان تهران
چاپ اول: 1376
مجموعة خاطرات سرداران شهید (5) ـ ویژة بزرگسالان
تعداد: 10000 جلد
كتاب چشم بیدار حماسه، به صورت خاطرات اطرافیان سردار سرلشكر شهید حسن باقری، در قالب مصاحبه نوشته و تدوین شده است. در آغاز كتاب، به صورت كلی از زندگی نامة شهید از زمان تولد و شرح مختصری از دورآنهای مختلف زندگی ایشان از كودكی و نوجوانی، دانشگاه، خدمت سربازی، دوره سربازی، روزنامة جمهوری اسلامی و جنگ تحمیلی به صورت خلاصه وار، به رشتة تحریر درآمده و سپس، تا پایان كتاب، مصاحبههای جمع آوری شده از افراد مختلف به صورت خاطره نوشته و عكسهایی از حضور ایشان با نام لحظههای ناب به تصویر كشیده شده است.
بالاتر از سیاهی …
«در رمز عملیات بیت المقدس، در عرض یك هفته، پنج بار، محل استقرار تیپ ولی عصر (عج) را عوض كردند، خسته شده بودیم لب به اعتراض گشودیم و رفتیم سراغ حسن باقری.
گفتیم: امكانات نداریم، دیگر به هیچ وجه از محل فعلی تكان نمیخوریم! هر چه میخواهد بشود، مگر بالاتر از سیاهی هم رنگی است؟!
گفت: بله، هست! بالاتر از سیاهی، سرخی خون شهید است كه روی زمین ریخته میشود!
انگار آب سردی روی بدنم ریخته باشند، بدنم شروع كرد به لرزیدن، سعی كردم چیزی دیگر بگویم، گفتم: امكانات نیست! ما قوة محركه میخواهیم!
او با همان لحن، گفت: قوه محركه شما خون شهید است. بعد هم كمی امیدواری داد و از موفقیت در جنگ حرف زد. از آن لحظه، هر وقت یاد حرفهای حسن باقری میافتم، بدنم سرد میشود. انگار مثل آن لحظه، آب سرد روی تنم ریختهاند!»
«هفت بند التهاب»
منظومهای در رثای سردار سرلشكر شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)
سراینده: عباس مشفق كاشانی
ویراستار: محمد باقر شمسی پور
ناشر: كنگرة بزرگداشت سرداران شهید سپاه و 36 هزار شهید استان تهران ـ كمیته انتشارات
چاپ اول: 1376
چاپ دوم: هفته دفاع مقدس / 1376
تعداد: 3000 جلد
این كتاب، كتاب شعر و مجموعهای منظوم است كه به دو قسمت تقسیم شده است، قسمت اول نظری گذرا و منظوم دارد بر توحید و هبوط آدم و شرح حال پیامبران الهی و پیكار نور و ظلمت تا طلوع انقلاب شكوهمند اسلامی ایران به رهبری بزرگمرد تاریخ امام خمینی (قدس سره) و قسمت دوم به 8 سال دفاع مقدس و زندگانی سردار سرلشكر پاسدار شهید باقری پرداخته است. در كل مجموعه سعی شده سخن را به سادگی به كار گیرد تا برای خواننده، درك مفاهیم هر دو قسمت آسان باشد و از آوردن ابیاتی پیچیده و سرشار از استعاره و واژههای مهجور پرهیز شده است. و در پایان كتاب زندگی نامة سردار به صورت مختصر از تولد تا شهادت نوشته شده است.
با فروغ باقری، جان حسن
لاله پرور گشت بستان حسن
دید در آیینة حق الیقین
فتح را در جبهة فتح المبین
با سلاح عشق دشمن را شكست
راه را بر لشكر بیداد بست
از طریق القدس چون آگاه گشت
با سپاه مردمی همراه گشت
همچو توفانی كه در آوردگاه
افكند كوه سپاهی را چو كاه
بر سر دشمن چو میآمد فرود رعد آسا، پای تا سر، شعله بود.
یادگاران؛ كتاب باقری
نویسنده: فرزانه مردی ـ تهران:روایت فتح
ویراستار مجموعه: كورش علیانی
نوبت چاپ اول: 1381
تیراژ: 5500 نسخه
كتاب یادگاران، مجموعهای از صد خاطره است، كه در آن به ترتیب، مطالبی از دوران كودكی تا نوجوانی، جوانی و دانشجویی، دوران پیش از جنگ، سربازی، جنگ تحمیلی و نقش فرماندهی در جبهه و شهادت شهید باقری تدوین و تلاش شده تا خاطرات بسیار ساده نوشته شود. بنابراین، از ذكر نام افراد و توضیحات اضافه پرهیز و تنها مطالب مهم و ضروری هر خاطره نوشته شده است.
«ساعت دو، سه نصف شب بود. كالك را گذاشت و گفت: تا صبح آمادهاش كنید. كمی مكث كرد و پرسید: چیزی برای خوردن دارید؟ گوشة سنگر كمی نان خشك بود. همآنها را آب زد و خورد … سوار بلیزر بودیم، میرفتیم خط. عراقیها همه جا را میكوبیدند. صدا اذان را كه شنید گفت: نگه دار نماز بخوانیم. گفتیم: توپ و خمپاره میاد، خطر داره، گفت: كسی كه جبهه میاد، نماز اول وقت را نباید ترك كند … تا ركعت دوم با جماعت بود. نماز تمام شد، اما حسن هنوز وسط قنوت نماز بود.»
«سقای بسیج»
یادنامة پاسدار شهید، سردار سرلشكر حسن باقری (غلامحسین افشردی)
جمع آوری مطالب: معاونت اطلاعات و عملیات ستاد كل نیروهای مسلح
دفتر مطالعات و تحقیقات جنگ
بازنویسی مطلب: حسن بن عامری
ناشر: بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس، مدیریت ادبیات و انتشارات
تیراژ: 2000 جلد،
چاپ اول 11/11/1374، به مناسبت سالگرد شهادت شهید حسن باقری.
در صفحة آغازین كتاب به مدیریت ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار، مطلبی با نام حرف دل نوشته شده است. بعد از آن، رئیس ستاد كل نیروهای مسلح سر لشكر بسیجی، دكتر سید حسن فیروز آبادی مطلبی را در مورد شهدا و شهید باقری بیان كرده، كه از بیانات مقام معظم رهبری و امام راحل (قدس) استفاده كردهاند.
در ادامه، نویسنده خاطرات شهید را به صورت موضوعی و از زبان همرزمان، سرداران و همسر ایشان گردآوری كرده و به رشته تحریر درآورده است. در بیشتر خاطرات، نخست، توضیحی در مورد ویژگی اخلاقی شهید داده و سپس، خاطره، را از زبان همرزمانش، مانند سردار رشید، محمد باقری، محمد درودیان، عزیز جعفری و … بیان كرده است.
«و خدایی كه همین نزدیكی است:»
آن بزرگوار به امدادهای غیبی، اراده و قدرت الهی اعتقاد و توكل كامل داشت و در هر مناسبتی، با نشان دادن اعتقادات و التزامش، دیگران را هم به توجه به آنها توصیه میكرد. همین اعتقاد و توكل را میتوان پایة محكمی برای شجاعتها و جسارتهای آن شهید عزیز دانست، زیرا، او خوب میدانست كه آنچه بر ذهن خالی از حب دنیا خطور كند، الهامی از عالم ملكوت است. سرتیپ پاسدار شهید میگوید: «در عملیات ثامن الائمه، طرحی برای آتش زدن نفت روی رودخانة كارون آماده شده بود تا در وقت ضروری اقدام شود. حادثهای باعث شد كه قبل از زمان مقرر نفت شعله ور شود و دود ناشی از آتش، بخش وسیعی از قرار گاه و محورهای عملیاتی را بپوشاند، تا جایی كه قرار گاه ارتش غیر قابل استفاده شده بود و برادران ارتشی مجبور شدند آن جا را ترك كنند و بروند به سنگر كوچك حسن كه كمی جلوتر بود.
عملیات در خطر بود و شهید باقری رفت و با اطمینان و آرامش خاطر عملیات را ادامه داد، در همان وقت، در حالی كه دود تا چند متری سنگر حسن آمده بود، باد شدیدی آمد و تمام دود را به آسمان برد و هوا كاملاً صاف و پاك شد. حسن به یكی از برادرانش گفت: بیا بیرون و ببین و عبرت بگیر، تا بعد كسی نگوید خدا كمك نكرد، این معجزه است.»
در پایان كتاب، بخشی از وصیت نامة شهید با نام وصیت من آمده و چند صفحهای هم به عكسهایی اختصاص داده شده است كه یادآور دورههای مختلف زندگی شهید از بچگی تا جوانی و دانشگاه و سربازی و دوران حضورشان در جبهه است.
منبع : سایت ساجد