| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1995
|
4654
|
91/3/11 (09:41)
|
|
||
|
|
581
|
2602
|
91/3/4 (08:54)
|
|
||
|
|
1737
|
7703
|
91/3/11 (10:19)
|
|
||
|
|
941
|
9588
|
91/3/11 (10:06)
|
|
||
|
|
297
|
1368
|
91/3/11 (10:01)
|
|
||
|
|
775
|
2399
|
91/3/11 (09:58)
|
|
||
|
|
612
|
943
|
91/3/11 (09:35)
|
|
||
|
|
518
|
631
|
91/3/11 (09:31)
|
|
||
|
|
1628
|
7970
|
91/3/9 (19:29)
|
|
||
|
|
295
|
2925
|
91/3/9 (17:48)
|
|
||
|
|
139
|
668
|
91/3/9 (11:15)
|
|
||
|
|
171
|
1732
|
91/3/9 (10:08)
|
|
||
|
|
85
|
1251
|
91/3/9 (10:04)
|
|
||
|
|
1312
|
4944
|
91/3/8 (10:09)
|
|
||
|
|
16
|
172
|
91/3/7 (16:33)
|
|
||
|
|
691
|
3543
|
91/3/7 (00:45)
|
|
||
|
|
841
|
9871
|
91/3/1 (11:11)
|
|
||
|
|
315
|
1662
|
91/2/18 (09:25)
|
|
||
|
|
201
|
704
|
91/2/18 (09:06)
|
|
||
|
|
1765
|
8658
|
91/2/17 (19:45)
|
|
هر کس بد ما به خلق گوید
ما دیده به بد نمی خراشیم
ما نیکی او به خلق گویم
تا هر دو دروغ گفته باشیم
تو را دوست ندارم
تو رادوست ندارم ،نه دوستت ندارم!
اما هنگامی که نیستی
غمگینم!
تو رادوست ندارم!
امانمیدانم چرا....
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند!
وبارهادر تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشترشبیه تو نیستند...
تو رادوست ندارم!
اماهنگامی که نیستی
از هرصدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیراصدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند!
تو رادوست ندارم!
اماچشمان گویایت
بیش ازهر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد...
آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمترباور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست...



تو را دوست ندارم
تو رادوست ندارم ،نه دوستت ندارم!
اما هنگامی که نیستی
غمگینم!
تو رادوست ندارم!
امانمیدانم چرا....
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند!
وبارهادر تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشترشبیه تو نیستند...
تو رادوست ندارم!
اماهنگامی که نیستی
از هرصدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیراصدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند!
تو رادوست ندارم!
اماچشمان گویایت
بیش ازهر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد...
آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمترباور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست...
تو را دوست ندارم
تو رادوست ندارم ،نه دوستت ندارم!
اما هنگامی که نیستی
غمگینم!
تو رادوست ندارم!
امانمیدانم چرا....
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند!
وبارهادر تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشترشبیه تو نیستند...
تو رادوست ندارم!
اماهنگامی که نیستی
از هرصدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیراصدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند!
تو رادوست ندارم!
اماچشمان گویایت
بیش ازهر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد...
آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمترباور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست...
به یاد داشته باش:
من نباید چیزى باشم که تو میخواهى، من را خودم از خودم ساختهام.
منى که من از خود ساختهام، آمال من است.
تویى که تو از من میسازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند، نه آرزوهایشان.
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى.
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه.
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.
میتوانى دوستم داشته باشى، همین گونه که هستم و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم.
چرا که ما هر دو انسانیم.
این جهان مملو از انسانهاست، پس این جهان میتواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.
تو نمیتوانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمیصادر کنی و من هم.
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.
دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند و میستایند.
حسودان از من متنفرند، ولى باز میستایند.
دشمنانم کمر به نابودیم بستهاند و همچنان میستایندم.
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتی رقیبى.
من قابل ستایشم و تو هم.
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد.
به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز میبینى و مراوده میکنى ،
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جایزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار ، اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى ، و یادت باشد که اینها رموز بهتر زیستن هستند.
مهاتما گاندی

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند ، یک زندگی
به پایان می رسد.
وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل می شکند ، یک
زندگی آغاز می شود.
تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود.


niceeeee

پاسبان حرم دل شـده ام شبـــ هـمه شبـــــ
تا درین پـــــرده جـز اندیـشه "او" نگذارمــــ
