userinfo close

  ,

نیكوس كازانتزاكیس


shabgar

تاسیس: 16 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مریم بانو - معاونان
پیکر نیکوس کازانتزاکیس پس از تکفیر کورکورانه کلیسا در جزیره کرت به خاک سپرده شد و به نقل از ایشان ادامه »
پیکر نیکوس کازانتزاکیس پس از تکفیر کورکورانه کلیسا در جزیره

کرت به خاک سپرده شد و به نقل از ایشان بر روی سنگ

قبرش نوشته بود :

ایمانی ندارم ، امیدی ندارم ،پس آزادم !!!
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
26
134
90/7/28 (21:46)
0
20
86/4/13 (12:41)
8
87
88/12/20 (01:07)
26
226
85/9/27 (17:18)
2
8
90/6/31 (17:38)
0
1
89/4/11 (22:44)
1
5
88/12/20 (01:10)
0
4
88/3/20 (20:40)
0
7
88/1/11 (23:08)
4
25
87/8/23 (18:41)
10
184
87/8/12 (21:01)
2
21
87/7/6 (22:39)
0
7
87/1/29 (18:58)
0
9
86/9/1 (14:42)
0
14
86/7/28 (15:36)
0
12
86/6/20 (21:22)
0
13
86/6/20 (10:08)
1
43
86/6/16 (02:00)
1
35
86/3/2 (16:26)
0
23
86/2/17 (04:09)

عنوان بحث

محسن مومنی , shahreza
محسن مومنی - 12:18 1384/04/21

آخرین وسوسه مسیح

نظرتون رو بگید
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمّد گ , mgc3361
محمّد گ - 01:07 1388/12/20
8
کتابی که عیسی رو به زمین میاره، ازش موجودی ترسیم می کنه که قابل دست یابیه، نه یه موجود اسطوره ای و دور از دسترس
رها  نقشی از خیال دوست , rahaarya
7

شما میبینید که بعضی ا ز ما به عیسی ..مسیح میگویند..بعضی هم او را کلمه مینامند..عده ای هم به او ناصری میگویند...کسانی هم هستند که او را فرزند انسان خطاب میکنند...

من هم تلاش میکنم از نوری که بر من تابیده ..روی این نامها بیندازم که روشن شوند...

مسیحی که از روزگاران قدیم پیدا شده...شعله ای از نور خداست که در روح انسان حلول کرده است...نسیم زندگی است که به نزد ما می اید و تنی همچون تن ما را برای سکونت برمیگزیند..

این همان اراده خدا و مشیت اوست...

نخستین کلمه ای است که ارزو میکند بر زبان ما جاری شود و در گوش ما زندگی کند...شاید درکش کنیم و به کارش بگیریم...

کلمه خدا سرور ماست که برای خود خانه ای از گوشت و استخوان ساخته است و مانند من و شما به صورت ادم در امده است...

زیرا ما نمیتوانیم سرود باد را بشنویم... مگر اینکه شکلی پیدا کند..و نیز نمیتوانیم ذات خویش را ببینیم ..وقتی که لابلای مه باشد...

چه بسیار بارها که مسیح به این جهان امده و چه سرزمینها و کشورها را گشته است و هر بار مردم فکر کرده اند که غریبی است که اختلال عقلی دارد

این در حالیست که طنین صدایش هیچگاه خاموش نمیشود ... زیرا ذهن انسان چیزی را که برای عقل او بی اهمیت است نیز در حافظه نگه میدارد...

این همان مسیح است که نفسی عمیق و قامتی رسا دارد و با انسان به سوی ابدیت همگام است...

ایا درباره او در راه هند یا سرزمین ایران یا روی شنزارهای مصر حرفی نشنیده اید؟

در اینجا ..در سرزمین شمالی شما ..در روزگار گذشته شاعران درباره پرومته که اتش را از خدایان دزدید سروده ها سر میدادند..این اتش خواسته انسان بود که براورده شد و ارزویی در قفس بود که آزاد گردید ...شاعران همچنین درباره اورفه میسرودند..همان که سازی و صدایی داشت و انسان و حیوان را سرگرم میکرد...

وانگهی..ایا از میترای پادشاه و زرتشت پیامبر ایرانیان نشنیده اید که از خواب انسان نخستین بیدار شدند تا در کنار گهواره خوابهای ما بایستند؟

انگاه که در معبد غیب..هر هزار سال یکبار ..دیدار میکنیم..ما نیز پاکیزه خواهیم شد...

زیرا انجاست که برای ما تجسم پیدا میکند و انگاه سکوت ما پر از اواز میشود...

اما باز با اینحال...گوشهای ما همواره اماده گوش دادن نیست و چشمان ما همیشه برنمیگردند که ببینند...

عیسای ناصری مانند ما به دنیا امد و مانند ما پرورش یافت ..او انسان بود..اما مسیح که کلمه بود..از اغاز وجود داشت ..و همان روحی که میخواهد ما زندگی کاملی داشته باشیم...به سوی عیسی امد و با او یگانه شد...

روح دست دانای خداوند بود و عیسی ساز بود...

روح کلمات سرود بود و عیسی اهنگی که انرا نواخت..

عیسی..مرد ناصری...میزبان مسیح و زبان گویای او بود...همان که در زیر افتاب راه میرفت و ما را دوست خود میخواند...

در ان روزها الجلیل و پستی و بلندیهایش..جز صدای او چیز دیگری نمیشنید...

شاید الان دریافته باشید که چرا بعضی از ما او را فرزند انسان مینامیم...

او خود دوست داشت که اینگونه خطابش کنند..زیرا با گرسنگی و تشنگی انسان اشنا بود و شاهد بود که انسان تلاش میکند به ذات سترگ خویش برسد...

فرزند انسان همان مسیح مهربان بود که میخواست برای همه ما باشد ...

عیسای ناصری بود که برادرانش را به سوی مسیح ..و به سوی کلمه ای که از ازل کلمه خدا بود ..هدایت کرد...

جبران خلیل جبران

معین   , colonelmoein
معین - 03:51 1385/11/3
6
جالب بود.خب این كتاب به عیسی به عنوان فرزند انسان نگاه می كنه و این كه در انجیل داستان زندگی مسیح تحریف شده(اون قسمت نوشتن وقایع به دست متی).
هومن رهنما , dr_neo
هومن رهنما - 09:10 1385/02/28
5
ketabe aaliyi bod.baraye avlin bar be masih be soarate ye ensan negha shod ebood.hame to ketab ensan bodan hata maraym ke az bargozide shodane pesaresh va ranjhash ghamgin bood va na mesle kasiyi ke neghab mizaand va khodehson ro razi nehso midand.in ketab shahkare
شبنم مظفری , shay
شبنم مظفری - 00:21 1384/09/26
4
Briefly :
Man besyar khoshalam ke in ketab neveshteh shod
صالح هان؟ , papilon_tiny
صالح هان؟ - 13:06 1384/09/23
3
همچین هم کتاب قشنگی نبود....من چاپ قدیم رو دارم...شاید مال من ترجمه اش جالب نبوده!
اما برای من که مسیح رو خیلی دوست دارم...این کتاب اصلا دل چسب نبود!!!
سامان ر , sahandrz
سامان ر - 02:18 1384/09/14
2
خدا. مامان. نمی دونم چرا كلیسا این كتاب رو ممنوع كرده. آدم متعصب و نفهم همه جا پیدا می شه. من كه عاشق چنین مسیحی هستم تا اون مسیحی كه پسر خداست و ... یعنی عاشق چنین مسیحی شدم.
آیدا در ماه , aidastar
آیدا در ماه - 23:24 1385/05/17
1
این کتاب گرچه از نظر کلیسا مطرود اعلام شد ولی یه نظر من باعث می شد آدم با دیده واقعیت گرا به قضیه مسیح نگاه کنه و علیرغم اثبات اینکه به کل مسیحی وجود نداشته این کتاب هم مثل کتاب راز داوینچی از طریق دیگه ای که همانا زمینی بودن عیسی , وجودش رو اثبات می کنه در اصل کلیسا باید ممنون این کتاب و نویسنده اش باشه.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.