| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
38
|
219
|
87/5/30 (21:39)
|
|
||
|
|
1027
|
5253
|
87/5/31 (00:20)
|
|
||
|
|
639
|
4094
|
87/5/30 (22:12)
|
|
||
|
|
52
|
233
|
87/5/30 (18:51)
|
|
||
|
|
549
|
3340
|
87/5/24 (01:33)
|
|
||
|
|
3
|
17
|
87/5/30 (23:08)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
87/5/30 (19:01)
|
|
||
|
|
54
|
251
|
87/5/30 (18:38)
|
|
||
|
|
604
|
2210
|
87/5/30 (15:59)
|
|
||
|
|
329
|
1166
|
87/5/30 (15:56)
|
|
عنوان بحث
پاسخ ها0 1 خرداد 1387 ساعت 20:26 | |
بسته دااااااااااااااااااااااا کامی اسم منو تو صندلی داغ بنویس |
-1 31 اردیبهشت 1387 ساعت 22:09 | |
از همه اونهایی که نظر دادن ممنونم. ولی متاسفانه کسی در مورد سوال من جوابی نداده، اینکه واقعا چرا؟؟ ضمن اینکه از آقای کامبخش گله دارم، اون متنی که در روزنامه اطلاعات چاپ شده واقعا ارزش اومدن در این کلوپ را نداره، شما چرا متن کامل اونو اینجا نوشتید؟ دوم اینکه فردوسی شاعری است که شعرهای زیادی داره، ولی متاسفانه با این وجود در برخی از شعرهاش به زنها و نیز به انسانهای دیگر غیر فارس مثل اعراب و خود ما ترکها توهین های غیر قابل بخششی کرده. البته در مورد فردوسی میتونیم بعدا تو یه مطلب جداگانه بحث کنیم. خواهشی که از همه دارم: بدون تعصب(چون زمان تعصبات کورکورانه خیلی وقته گذشته) و با تفکر و تامل و نیز منابع و مراجع دقیق و البته نظرات پر بار خودتون در مباحث شرکت کنید و سعی کنید فضای بحثها منتج به یه سری معلومات جدید برای همه ما بشه. و اینکه همه ما باید اینو قبول داشته باشیم که ممکنه در پاره ای موارد اشتباهات فاحشی داشته باشیم که تنها تعقل و البته دانش و سواد کافی میتونه ما را نجات بده. ممنون میشم اگه نظراتتونو راجع به بحث بدین و تنها از همدیگه حمایت نکنید. |
-2 30 اردیبهشت 1387 ساعت 23:34 | |
واقعا خوشحالم |
-3 30 اردیبهشت 1387 ساعت 17:04 | |
كامبخش امیر حسین و علی من هم در كنار شما هستم |
-4 29 اردیبهشت 1387 ساعت 17:35 | |
منم همه مطالب و نظراتو خوندم بیشتر حرفای کامبخش هم به نظر من درسته و موافقم باهاش
|
-5 29 اردیبهشت 1387 ساعت 12:32 | |
كامبخش جان سلام تمامی نوشته هاتو خوندم فقط میتونم بگم باریك ا... البته منم قبلش گفته بودم بچه های این كلوب اگاه تر از این حرف ها هستن كه ..................... باهات كلملا موافقم |
-6 27 اردیبهشت 1387 ساعت 22:53 | |
آیدا جان این چیز تازه ای نیست مشابهشو هممون دیدیم ولی یه واقعیت غیر قابل انکار اینه که حتی نویسنده های این جور مطالب خودشون هم میدونن حرفاشون تا چه اندازه مسخره و دور از واقعیته و با این کارا فقط نشون میدن که از چه شعور پایینی برخوردار هستند |
-7 27 اردیبهشت 1387 ساعت 22:13 | |
نقل قول از : yildirim turk نقل قول از : کامبخش احمدی بفرمایید اینم یکیش. به من میگه سن تورک دوییرن.گوی تورکلر جواب ورسین. من مگر بیر کسین جواب ورماقین قاباقینی توتمیشام.بویرون خواهش الیرم تورکلیق فقط استانبولی یازماقا دوییر.
sizki tazmisiz turk olmaxdan utanisiz bes o yaxcidiki turk olmaği danasiz ama biz iftixar elerux ki turkux çun bu farslarki bizileri beyenmiller olari turkler adam eliyib ve olara necur yaşamax oretmişux
ترک و فارس و...بولار ییقیشیر اولیر ایران.و اختلاف قومیتی که سالیپ لار لاپ اله او یکه باش لارین ایشی دی.ایران نیه اسلام نان سورا اویی ییخیلدی؟چون هاممی گورخدی ایرانی نین اتحادیننان.بو جور اولدی که بو قضیه قاباقا گلدی. فارس تورکی سوییر.تورک فارسی سوییر... سیز ده بو وسط ده فوتبال توپی کیمینیز.او ایشی که گورک گورمیز گوریریز.اوندا یکه باش لار کیفلنیر. مطمئن اول بوردا بیر ساه حکومت اولا نه سن یرده قالاران.نه پخ ییماقی فارس لارا گلیپ. بازیچه اولما.سیزی اوینادیللار.فکر الیریز ایش گوروریز. من دییرم فوتبال توپی اولما.تلکه فکر اله. باقیشلا تند دانیشدیم.اما من سوزی دییرم. |
-8 27 اردیبهشت 1387 ساعت 21:46 | |
دوست گرامی yildirim khan تو مطالبتون غیر از تاصب دور از علم چیز دیگری نیست.(لطف کنید خواهشا اگر به فونت فارسی آشنایی دارید که حتما هم دارید چون میتونید مطالب مارو بخونید از فونت فارسی استفاه کنید.تاکید میکنم از روی تاصب نمیگم.ما فونت استانبولی رو نمیتونیم بخونیم.) واقعا شما توانایی تحمل یک نقد رو هم ندارید؟.دوست دارید تمام مطالبی رو که ترک های متاصب در تمام کلوب ها نوشتند اینجا کپی کنم تا ببینید کدام توهین آمیز تره؟ خدا شاهده من با کسی دشمنی ندارم فقط میخوام کمی تو رفتارتون تجدید نظر کنید. اقا جان من یک ترکم و فقط دارم نظرمو میگم.من دوست دارم ترکها تو ایران به عنوان متمدن ترین ایرانی ها شناخته بشوند.نه به عنوان قومی ابله و فحاش که هیچ سوادی غیر از دروغ سازی و فحاشی ندارند.متاسفانه تا الان که تو هیچ کلوبی چیزی از مدنیت ما ترک ها ارائه نکردید.فقط فحش دادید اومدید بیرون. این کارتون واقعا کودکانه است.با این شیوه نه میشه حقی رو گرفت نه به جایی میشه رسید. البته افراد اندکی هستند که واقعا انسانی برخورد میکنند.ولی ... یک نکته را هم اشاره کنم در مورد مطلب ذیل: دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، بی خودی خودتونو ناراحت نکنید دوستان عالم |
-9 27 اردیبهشت 1387 ساعت 21:23 | |
فردوسی عاشق ایران بود و جاذبه اشتراك در فرهنگی گسترده به خلق اثری جاویدان منجر شد. استقلال ایران قائم به عشق فردوسی نسبت به ایران است. فردوسی از مرز احساس ملیت بسیار فراتر رفته و به مرحله عشق به ایران رسیده است.1 در قرن 4 هجری، كشور پهناور ساسانی تجزیه شده بود و در هر گوشه آن اقوام مختلفی از نژادهای ایران و ترك و عرب حكومت میكردند. دین بر ملیت غلبه داشت. از زبان پارسی و رسوم وآداب ایران كمتر اثری دیده میشد. روز به روز دامنه رواج زبان و عادات عربی در ایران وسعت میگرفت و به همان نسبت دایره زبان و آداب ملی ایران تنگتر میشد. در چنین عصری است كه فردوسی در آرزوی استقلال و بزرگی و توانایی دیرینه ایران است و بر حال زار ایران از زبان رستم میگوید: شود بنده بیهنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید به كار به گیتی نماند كسی را وفا روان و زبانها شود پرجفا از ایران و از ترك و از تازیان نژادی پدید آید اندر میان نه دهقان، نه ترك و نه تازی بود سخنها به كردار بازی بود او آرزومند بازگشت آزادی و عظمت فرمانروایی ایران بود و چون نیاكانش آرزو داشت كه شاهی از نژاد پاك ایرانی و از نسل شهریاران ایران بر وطن او حكمران گردد تا دست تسلط عرب صحراگرد و پای تركان وحشی مهاجم از ایران كوتاه و بریده شود. او نمیتوانست بنده بیهنری چون محمود غزنوی را بر تخت شهریاری ایران ببیند. دلبستگی او به شاهنامه و شهریاران ایران و رستم چنان بوده است كه از گفتار زشت محمود در خشم شده و گفتار ناپسندیده محمود را به سختی جواب گفته و از زادگاه او دوری جسته است: چو شد ساخته بر دمش پیش شاه بدان تا مرا زو رسد دستگاه مرا گفت رستم كه بو دست و گیو فریدون و كیخسرو آن شاه ینو چو شاهی مرا در زمانه نوست بسی بندگانم چو كیخسرو است چو اندر تبارش بزرگی نبود نیارست نام بزرگان شنود ندارم ز دینار خسرو سپاس كه او نیست شاه حقیقتشناس2 وطنپرستی فردوسی، احساسی حكیمانه توأم با اعتدال و خردمندی و عاطفه انسانی و به دور از نژادپرستی است. عشق به ایران به مفهوم به معنی عشق به فرهنگ مردم ایران و آرامش و آبادی ایران و برخورداری مردم از عدالت است. نفرتی كه نسبت به مهاجمان دارد به سبب تبار آنها نیست، به سبب این است كه بیگانه به ناحق و به ناخواست مردم به این سرزمین هجوم آورده و به خونریزی و بیدادگری و ویرانسازی فرمان میراند. نفرت از مهاجم به معنی نفرت از ظلم است. نفرت از ضحاك و افراسیاب نفرت از بیدادگریهای آنهاست و ستایش كینخواهی ایرانیان ستایش اجرای عدالت است. به آواز گفتند كای سرفراز غم و شادمانی نماند دراز نگه كن كه ضحاك بیدادگر چه آورد از آن تخت شاهی به سر هم افراسیاب آن بداندیش مرد كز او بد دل شهریاران به درد سكندر كه آمد بر این روزگار بكشت آن كه بُد در جهان شهریار برفتند و زیشان جز از نام زشت نماند و نیابند خرم بهشت با این حال هر جا در میان اقوام بیگانه و نیكی و دانایی و خردمندی میبیند از بیان آن باز نمیایستد. پیران ویسه را با اینكه از تورانیان و سپهسالار دشمن است به خردمندی و دوراندیشی و فرزانگی و مداراجویی و پاكدلی و آزادگی میستاید.3 كشورداری همراه با دادگری شاهنــامه مجموعه تجارب تاریخی ایرانیان در اداره صحیح اجتماع و تأمین آسایش مردم است. خرد و دانش و ژرفبینی حكیم سبب شده كه شاهكار او به صورت آئین كشورداری و درس فرمانروایی خردمندانه درآید و منطبق با اصول صحیح مدیریت باشد در میان شاهان ایرانی، شاهنامه هم شاهان خوب و هم بد دارد. فردوسی شاهان خوب را میستاید و شاهان بد را سرزنش مینماید. شاه خوب گوش به فرمان سروش دارد و فرّ ایزدی با اوست و در دادگری و آبادی كشور و آسایش مردم میكوشد. شاه بد هم با گوش دادن به اهریمن و جادو، فرایزدی را از دست داده و مردم از او برمیگردند. فردوسی خطاب به همه فرمانروایان گوید: فریدون فرخ فرشته نبود به مشك و به عنبر سرشته نبود به داد و دهش یافت این نیكوی تو داد و دهش كن فریدون تویی فردوسی با توجه به این مسایل در ضمن شرح و بیان زندگی، آنچه را كه مایه موفقیت فرمانروایان ایران باستان بوده و در پیشرفت اجتماعشان مؤثر یا بیتأثیر بوده است. نقل نموده است. فردوسی مسایل مربوط به كشورداری را از دید خود به عنوان یك شاعر حماسهسرا بیان كرده نه از دید یك سیاستمدار و ضمناً آنچه بیان شده مربوط به ده قرن قبل است؛ اما چون بیشتر مسایل موردنظر او تامین بهبود وضع اجتماعی مردم و اجرای عدالت و انصاف در بین توده ملت و رفع تبعیض نژادی و طبقاتی است، پس در هر دوره میتواند قابل توجیه باشد. پس اگر فردوسی در زمینه عدالت اجتماعی سخن میدهد، مسألهای است جهانی و انسانی كه در هر دورهای و هر كشوری موجب پیشرفت و فراهمآورنده راحتی و آسایش مردم آن كشور است. دادگری و عدالت بیش از هر چیز مورد توجه او بوده است. مستبدین و زورمندان روزگار را به داد دعوت كرده و از ستم و جور بری داشته است. به آنها میفهماند كه باید به اصل دادگری توجه كنند و در اعمال و رفتار خود آن را پایه و اساس قرار دهند: تویی آنكه گیتی بجویی همی چنان كن كه بر داد پویی همی تو گر دادگر باشی و پاك دین ز هركس نیابی به جز آفرین اگر داد باید كه ماند به جای بیارای از این پس به دانا نمای تو درویش را رنج منمای هیچ همی داد و بر داد دادن بسیچ كه هر كس كه در شاهی او داد، داد شود در دو گیتی ز گفتار شاد چو یزدان كسی را كند نیكبخت سزاوار شاهی و زیبای تخت خرد دارد و فر و شرم و نژاد بود راد و پیروز از داد شاد مگردان زبان زین سپس جز به داد كه از داد باشی تو پیروز و شاد تو اكنون همی كوش و با داد باش چو داد آوری از غم آزاد باش اگر كشور آباد داری به داد بمانی تو آباد وز داد شاد اگر دادگر باشی و سرفراز نمانی و نامت بماند دراز... |
-10 27 اردیبهشت 1387 ساعت 21:20 | |
بفرمایید اینم یکیش. به من میگه سن تورک دوییرن.گوی تورکلر جواب ورسین. من مگر بیر کسین جواب ورماقین قاباقینی توتمیشام.بویرون خواهش الیرم تورکلیق فقط استانبولی یازماقا دوییر.
|
-11 27 اردیبهشت 1387 ساعت 19:59 | |
میدونید چیه؟دلیل این گونه مطالب اینه که کسانی مدافعان حقوق ما شدند که خودشون واقعا از نظر اخلاقی ... ومتاسفانه تو تمام کلوب های استانها مطلب مینویسند .و من به شخصه وقتی این مطالب رو تو کلوب های دیگر میبینم نمیدونم از خجالت چی کار کنم.و با خودم میگم اگر مدافعان ترکها اینا هستند واقعا خاک بر سر من که ترکم. تو هیچ مطلبی غیر از فحش دادن به اصالت آریایی و افتخار به نژاد مغول و انتشار کذب چیزی ندیدم.نشان به آن نشان که بت بزرگ آنها ناصر پور پیراست.از چنین تفکری هیچ انتظاری نمیشه داشت. و من 2 ساله که دارم این رو میگم که اگر می خواهید مورد احترام قرار بگیرید احترام بگذارید. که به خاطر همین قضیه تا اصالت وجودی من رو بردند زیر سوال.(البته این ها بیش از 2-3 نفر نیستند ولی هر کدام نزدیک 20-30 تا یوزر تقلبی دارند) البته سوء تفاهم نشه خانم آیدا یکی از با شخصیت ترین و قدیمی ترین اعضای این کلوب هستند منظور من آن دسته بود که غیر از فحش و دروغ سلاح دیگری نداشتند. |
-12 27 اردیبهشت 1387 ساعت 10:57 | |
منم کاملا با علی آقا موافقم![]() |
-13 27 اردیبهشت 1387 ساعت 02:03 | |
دوستان عزیز جریان جریان روانشناسی معكوسه بچه های این كلوب خیلی فهمیده تر از این حرفها هستن كه ............ your name is father |
-14 27 اردیبهشت 1387 ساعت 01:18 | |
سلام آیدا خانیم و یولداشلار این چیزا تو مملکت ما که حقوق اقوام برابر هست تعجبی نداره! شما نباید اعصابتونو به این چیزها خراب کنید و با ایجاد این بحث ها موجب رنجش روح دیگر همکلوبیها و دیگر دوستان شوید ! در ضمن کسانی که اینجور بحثها رو مطرح میکنند متحجر و کوتاه فکر هستند! البته به شما توهین نمی کنم.این نظر ما بجه های این کلوب هستش ! حلا اگه خوشتم نمیاد مهم نیست یا بحث ها و جوابهای انتقادیتو حذف میکنیم یا هم بحثهات رو محل نمیزاریم تا از جمع ما دور بشی! اگه میخوای بابا ما باشی باید بحث هات خوب و جذاب و مساله مربوط به ما "جوانان " باشه یعنی کلماتی مثل " نفر بعدی..... یا نفر قبلی...." داشته باشه! |















واقعا خوشحالم که بچه های کلوبمون این قدر درک بالایی دارند و امید وارم برای بعضیا درسی بشه و بدونند جاشون اینجا نیست






منم کاملا با علی آقا موافقم
