userinfo close
  ,

سپندار مذگان


sepandar_mazgan

تاسیس: 30 دی 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شروین مجیدی - معاونان
دوستان عزیز لطف کنند و برای ایجاد بحث جدید .آنرا در تاپیک پیشنهادات عنوان کنند تا اعضا بهش رای بدهند.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
604
2543
90/10/4 (09:52)
111
799
89/12/3 (11:10)
95
478
89/9/2 (09:56)
300
1259
89/7/5 (12:23)
111
474
86/12/15 (23:02)
61
258
89/9/13 (09:53)
167
685
89/8/11 (09:50)
215
849
90/10/4 (09:53)
11
76
90/2/3 (12:45)
51
194
89/11/1 (09:34)
67
366
88/12/14 (02:58)
135
729
88/2/2 (16:25)
14
71
88/2/2 (16:11)
399
1504
87/12/17 (00:09)
352
2166
87/6/20 (12:40)
1
10
87/4/4 (22:43)
54
192
87/3/17 (16:42)
144
634
87/3/13 (22:36)
6
24
86/12/15 (22:15)
15
47
86/12/4 (00:14)

عنوان بحث

پان ته آ OOO , panikhanoomi
پان ته آ OOO - 20:33 1386/07/28

جشن های ایرانی...

سلام دوستان...این تاپیک مربوط به هر نوع از جشن های ایرانیست...به خصوص جشن هایی که نامشان بر 12ماه سال امروزه باقیست...مانند تیرگان...مهرگان و ...

تمام مطالب و اطلاعات این جشن ها و تبریک و شادباش این جشن ها رو در این تاپیک برگزار میکنیم... 

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 09:56 1389/09/2
95

جشن آذرگان

جشن آتش

جشن گرامیداشت پاک کننده همه پلیدی ها

با تکیه بر

پندار نیک    کردار نیک    گفتار نیک

بر همه میهن پرستان شاد باش

 گرد آفرید , gordafarid_gh
گرد آفرید - 22:05 1389/01/4
94
پایکوبی و ترانه خوانی، از سنت های جشن یلدا
گفتگوی مریم رئیس دانا با شاهین سپنتا, ٣٠ آذر ١٣٨٨

یلدا به معنای « زاده شدن »، واژه ای وام گرفته از زبان سُریانی‌ست که گفته می‌شود در پی تبادل فرهنگی با این زبان در دوران ساسانی به زبان ما وارد شد. می‌شود بن‌مایه‌های جشن یلدا را در آیین مهر جست‌وجو نمود. آیین مهر پیوندی ناگسستنی با فرهنگ دیرینه‌سال مردم ایران دارد که از سپیده‌دم تاریخ آغاز می‌شود، هزاران سال پر فرازو نشیب را پشت سرگذاشته و به امروز رسیده است.

صحبت حُکّام ظلمتِ شب یلداست                          نور ز خورشید خواه بو که برآید

 شهرزاد نیوز: متن زیر گفت‌وگویی‌ست با دکتر شاهین سپنتا درباره‌ی آیین و جشن شب یلدا، شبی که فردایش آغازگاه بلندتر شدن روز است بر شب. 

جش شب یلدا به طور دقیق به چه ناریخی از فرهنگ ایران بازمیگردد؟

جشنهای ایرانی ریشه در تاریخ و فرهنگی کهنسال دارند و بر بنیان باورهای مردم در گذرهزاره‌ها تکوین یافته و از هر دوران رنگ و بویی گرفتهاند تا این‌که امروز به ما رسیدهاند. به سخن دیگر این جشنهای مردمی به دلخواه و سلیقه یک فرد، گروه یا در دوره‌ای خاص بهشکل کنونی پدید نیامدهاند. براین پایه نمی‌توان تاریخی قطعی به‌عنوان مبداء پیدایش برای این جشن‌ها، ازجمله جشن یلدا، درنظرگرفت؛ و تعیین تاریخ دقیق از وجاهت علمی نمی‌تواند برخوردارباشد؛ اما می‌شود بن‌مایه‌های جشن یلدا را در آیین مهر جست‌وجو نمود. آیین مهر پیوندی ناگسستنی با فرهنگ دیرینه‌سال مردم ایران دارد که از سپیده‌دم تاریخ آغاز می‌شود، هزاران سال پر فرازو نشیب را پشت سرگذاشته و به امروز رسیده است؛ البته درباره پیشینه آیین مهر، ذکر این نکته لازم است که گرچه برخی منابع لوحهای متعلق به 1400 سال پیش ازمیلاد مسیح را ـ كه سال 1907 میلادی دربغازكوى واقع دركاپادوكیا كشف شده و نام مهر(میترا) در آن آمده ـ كهنترین سند میدانند، اما روشن است که صرفاً به استناد این لوح‌ها نمی‌توان پیشینه آیین مهر را از 1400 سال پیش از میلاد به این‌سو تخمین زد؛ چراکه با‌توجه به رشد و بالندگی این آیین که در گستره‌ای پهناور از شرق تا غرب پیروان فراوان یافت، می‌توان پیشینه‌اش‌را چند هزارسال پیش‌تر از آن‌چه در اسناد به‌دست آمده درنظرگرفت و چه بسا در آینده اسنادی کهن‌تر به‌دست آید که این دیدگاه را تائید کند.  

درچه تاریخ و به‌چه دلیل نام شب چله به شب یلدا تغییر نام پیدا کرد؟

یلدا به معنای « زاده شدن »، واژه ای وام گرفته از زبان سُریانی‌ست که گفته می‌شود در پی تبادل فرهنگی با این زبان در دوران ساسانی به زبان ما وارد شد و براین پایه برخی می‌پندارند که شایسته نیست این وام‌واژه را برای یکی از بزرگ‌ترین جشن‌های ایرانی استفاده کنیم. به‌عنوان پاسخ باید تاکید کرد، سابقه طولانی کاربرد این واژه در ترکیب «شب یلدا» با تعبیر«شبی بلند و تاریک» درشاهکارهای فرهنگی و آثار ادبی بزرگانی ‌چون حافظ، سعدی، ناصرخسرو قبادیانی، منوچهری دامغانی، وحشی بافقی، سنایی غزنوی، خاقانی شروانی، انوری ابیوردی، اوحدی مراغه‌ای، خواجوی کرمانی، باباطاهرهمدانی، محتشم کاشانی، فروغی بسطامی،عطار نیشابوری، امیرخسرو دهلوی، فیض کاشانی، سلمان ساوجی و بسیاری دیگر، که هریک درشهری از چهارگوشه ایران پهناور می‌زیسته‌اند، نشان می‌دهد این واژه در نواحی مختلف ایران شناخته می‌شده است و مردم آن مناطق در دوره‌های متفاوت آن را به‌کار می‌برده‌اند. پس، این تداول، شناسنامه‌ای فارسی و ایرانی به این واژه داده است. دلیل دیگر براین دیدگاه، استنباطی‌ست که هر ایرانی‌ از این واژه دارد، به‌عنوان نام اختصاصی یکی از جشن‌های ایرانی. تثبیت این واژه در زبان و ادبیات فارسی چنان است که از «چله» یا «شب چله» تااین‌حد استفاده نشده است. البته باید توجه داشت که به‌کارگیری هریک از این دو واژه درجای خود از اعتباری خاص برخوردار است و منافاتی با دیگری ندارد. شب‌یلدا بیش‌تر ناظر بر بن‌مایه‌های فرهنگ و فلسفه‌ای‌ست که این جشن بر آن پایه شکل گرفته، اما شب‌چله ناظربر نسبت گاه‌شماری این شب است با یک دوره چهل روزه‌ی پس از آن: از اول دی ماه تا دهم بهمن(جشن سده)، باعنوان«چله بزرگ»، و پس از آن،«چله کوچک» است: از دهم بهمن ماه تا بیستم اسفند. در پی این دو دوره چهل روزه که از زایش مهر می‌گذرد، رفته رفته روزها بلندتر و شب‌ها کوتاه‌تر می‌شوند و طبیعت که «چله‌نشینی» کرده از سردی و سیاهی دورمی‌شود به گرمی و روشنایی می‌گراید و به کمال خود نزدیک می‌شود 

تزیین سرو در این شب نماد چیست؟ ایرانیان قدیم چه انگیزه‌ای از این کار داشتند و آیا می‌توان ادعا کرد که تزیین کاج جشن نوئل هم ریشه در این سنت ایرانی دارد؟ 

آیین مهر، آیینی طبیعت گرا بود و مهربانان که به ستایش پدیده‌های طبیعی می‌پرداختند، از آسمان تا خاک و دریا، هرکجا که با این این پدیده‌ها روبه‌رو بودند، آن‌ها را به‌عنوان نماد و نشانه‌هایی که بار آیینی بر دوش می‌کشند، برمی‌گزیدند و به‌کار می‌بردند. یکی از این نمادها «سرو» بود که در باور پیروان آیین مهر، درختی بود که پیوندی ویژه با خورشید و زایش مهر داشت، چون سرو درختی‌ست همیشه سبز که مقابل سردی و تاریکی پایداری می‌کند و نماد مهر تابان، نشانه نامیرایی، آزادگی و پایداری دربرابر نیروهای مرگ‌آور بود. از این‌روی در شب زایش مهر، «سروِ مهر» را با نمادهای آیینی دیگر می‌آراستند و گرامی می‌داشتند.

میدانیم که بسیاری ازسنتهای مهری با گسترش آیین زرتشتی دگرگون شدند و بهواسطه گسترش آیین مهر بیرون از مرزهای ایران، کم و بیش این آیین درمیان مهریان به حیات خود ادامه داد. اگرچه گفتهمیشود سابقه تزئین درخت کاج کریسمس برمی‌گردد به آلمان ِقرن شانزدهم میلادی، دوره‌ای که مسیحیان درختان تزیینشده را به خانههای خود می‌آوردند، اما به نظرمیرسد این سنت ریشه‌های کهنتری داشته باشد: درخت سرو به صورت تزئین‌شده همراه با آیین مهر از ایران به اروپا رفت. پس از روی کارآمدن مسیحیت ابتدا کمرنگ و با آن مخالفت شد ولی بعد رنگ و بویی مسیحی به آن دادند، رفتهرفته جایگاه خود را بازیافت و بهصورت تزئین درخت کاج درآمد که در اروپا فراوانتر بود. سپس از آلمان به انگلستان و بخشهای دیگر اروپا رفت و طرفدارانی پیدا کرد و بعد هم آمریکا، و آرام آرام درمیان مسیحیان سایر کشورها محبوبیت یافت.  

 چرا در این سال‌ها هیچ اشارهای به این نکته نشده بود و اگر شده چنان کمرنگ که چندان بازتابی نداشته است؟

جایگاه درخت سرو در باور ایرانیان و فرهنگ ایران در گذر زمان نه‌فقط هرگز کمرنک نشد بلکه هرچه زمان به پیش رفت، جایگاهی رفیع‌تر یافت. حضور دائمی سرو در باغ‌های بهشت‌گونه ایرانی از دیرباز تاکنون و احترامی که مردم برای این درخت همیشه سبز قائل بوده‌اند، و هم‌چنین به‌کارگیری آن به‌عنوان یک نماد در آثارهنری دوره‌های مختلف تاریخی به‌خوبی بیان‌گر این موضوع است. ولی شاید ازهنگامی که دین جدید بر ایران مسلط شد، برای حفظ آن دربرابر اندیشه‌های مذهبی تازه- همچون بسیاری دیگر از باورهای ایرانی- آن را در ساختاری به‌ظاهر دیگرگون و با پوششی متفاوت درآوردند، یعنی به‌جای« تزئین درخت سرو» به «تزئین با درخت سرو» روی آورند و این نماد آیینی را در آثار هنری‌شان از فرش گرفته تا ترمه، گلیم، پارچه‌های قلمکار وکاشیکاری بناها، بارها و بارها تکرار کردند و آن را زنده نگاه‌داشتند.

درچند دهه اخیر، با گسترش آشنایی ایرانیان با فرهنگ مردم دیگر کشورها به‌واسطه مهاجرت و همچنین نفوذ رسانه‌های گروهی از سویی، و نیز جنبش بازگشت به خویشتن و هویت فرهنگی از سوی دیگر، زمینه را برای زنده کردن این سنت زیبای ایرانی بیش از پیش فراهم آورده‌است. 

خوردن انار و هندوانه، به عبارتی میوه‌های سرخ، در این شب نشان از چه دارد؟

 گستردن سفره‌ای از خوراکی‌های گوناگون در شب یلدا، نشانی از سنت مهری گستردن سفره در « بزم مهر» دارد. این میوه‌های سرخ رنگ و گرد، نمادی از روشنایی و گرمای مهراند که خوردن‌شان در شب چله معنایی رمزگونه و نهفته در خود دارند، به نشانه ستیز با تاریکی و سرما.

 آیا سرود و ترانه‌ای هم در این شب میخواندهاند و آیا در جشن‌های ایرانی ممنوعیت مذهبی برای رقص و شادی و پایکوبی وجود می‌داشته‌است؟

برپایه گزارش‌های مردم شناسی که از نواحی مختلف ایران در دسترس است، ترانه‌خوانی یکی از سنت‌های زیبای جشن یلداست و معمولاً دوبیتی‌های عامیانه با مضامینی عاشقانه و امیدبخش، و هم‌چنین غزل‌های حافظ،که دل در گرو کیش مهر داشت، رنگ و بویی شاد و دلنشین‌تر به شب‌نشینی ایرانیان در شب چله می‌داد.

شادمانی درونی با جلوه‌ای بیرونی به‌صورت رقص، پایکوبی و ترانه‌خوانی در خانواده‌ها، همواره بخشی جدانشدنی از جشن‌های ایرانی بوده و هست. نه‌تنها منع مذهبی‌ای نبوده‌ است بلکه جنبه‌ای آیینی و پیوندی معنوی نیز با این جشن‌ها وجود می‌داشته‌است.

http://www.shahrzadnews.com
رها مهر , nazaninama
رها مهر - 18:17 1388/12/29
93
norooz08.jpg.Ir4.org.jpg
رها مهر , nazaninama
رها مهر - 18:16 1388/12/29
92
22-haftsin.jpg
رها مهر , nazaninama
رها مهر - 18:05 1388/12/29
91

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

سال خرم، فال نیكو، مال وافر، حال خوش،

اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام

851719jig57c91jp.gif********سال نو مبارك******** 851719jig57c91jp.gif
شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 11:04 1388/12/28
90

جهان است شادان به پندار نیک           زپندار نیک است گفتار نیک  

 

چو  پندار و  گفتار  تو   نیک شد             نیاید ز  تو  غیر کردار نیک

 

 

                                          نوروز عیدون  

 

                      با آرزو سر بلندی و شادی برای ایران زمین

 

                    سال جدید بر تمام ایرانیان میهن پرست شاد باد

 

 

کلوب سپندارمذگان

بهار گل بانو خانم  , bahar_1868
89
y5d91a2we3svxnprmne5.jpg
بیتا دخترک آسمانی , bitaasemani
88
شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 02:03 1387/11/29
87

سپندارمذگان

 

روززمین

 

روز بانوان

 

روز عشق در ایران باستان

 

بر همگان شاد باش

 

همدیگر را دوست بداریم

 

و یادمون باشه كه اشو زرتشت چی گفت :

 

دوست داشتن را دوست بدار

 

از تنفر متنفر باش

 

به مهربانی مهر بورز

 

با آشتی ، آشتی كن

 

و از جدائی ،‌جدا باش

 

 

 

شاد باشید

شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 01:42 1387/11/14
86

جشن «سده»

جشن «سده» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمان آئین زرتشت سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند.
 
مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

n00083972-r-b-000.jpg

 

 

http://tinypic.info/files/yb6fjet6b79o7816ecum.jpg

http://tinypic.info/files/tt395csl8u3766h2bl7h.jpg

 

n00083972-r-b-001.jpg

 

n00083972-r-b-002.jpg

 

n00083972-r-b-003.jpg

 

 

 

n00083972-r-b-004.jpg

 

http://tinypic.info/files/ag7of2lskz2qvwlyfx8y.jpg

 

n00083972-r-b-005.jpg

 

 

n00083972-r-b-006.jpg

 

 

n00083972-r-b-007.jpg

 

 

n00083972-r-b-008.jpg

 

شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 00:09 1387/11/10
85

جشن سده شاد باش





جشن سده خجسته باد

مهر روز از بهمن ماه برابر با 10 بهمن در گاهشماری خورشیدی

ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،
ای بزرگ­ترین بخشوده­ی اهورامزدا،
ای فروزنده­ای که در خوری ستایش را،
می­ستاییم تو را، که در خانه­مانمان افروخته­ای...

(اوستا - آتش نیایش)

شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چله­ی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار می­شود.
جشن سده در نواحی مختلف با نام­های مختلفی شناخته می­شود : در خراسان «سَرِه»، در نواحی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُردِه»، در دلیجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجیکستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب زمستان می­دانند.
همان­گونه که می­دانیم در ایران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَیِنَه» تقسیم شده بود که هریک را چَهره می­نامیدند. بخش نخست که تابستان است از آغاز فروردین تا آخر مهر، یعنی 210 شبانه روز و بخش دیگر که زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند یعنی پنج ماه به اضافه­ی روزهای کبیسه و به عبارت دیگر در سه سال نخستین 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراین سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته که سده یا سته نامیده می­شود، یعنی 100 روز از زمستان گذشته است.

ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» می­نویسد :

«... ایرانیان پس از آن­که کبس از ماه­های ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره­ی آن به سر آید، زیرا ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می­شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می­گذشت می­شد... و اهل کرج این شب را «شب گَزَنه» می­گویند، یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب می­گزد ...»

و در کتاب «التفهیم» نیز درباره­ی نامگذاری جشن سده آورده است :

«... و اما سبب نامش چنان است که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب ...»

منوچهری دامغانی نیز می­گوید :

و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش        جشن سده، طلایه­ی نوروز و نوبهار

برخی روایات پیدایش سده را به اردشیر پاپکان و برخی دیگر به کیومرث نسبت داده­اند و گفته­اند چون عدد فرزندانش به سد رسید، جشنی بزرگ برپا کرد و آتشی فراوان افروختند و آن را سده نام نهادند. از پیروزی فریدون بر ضحاک نیز خبر آمده است.

خلف تبریزی در «برهان قاطع» آورده است که :

«کیومرث را سد فرزند از اناث و ذکور بود، چون به حد رشد و تمیز رسیدند، در شب این روز جشن ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار برافروختند بدان سبب آن را سده می­گویند.»

در پی این مطلب نیز می­گوید که این جشن را بعضی به آدم نیز نسبت می­دهند، و آشکار است که منظور از آدم همان کیومرث است که در اساطیر ایرانی نخستین بشر محسوب می­شود.
بیرونی نیز در التفهیم و آثارالباقیه به همین موضوع در شمار یکی از انگیزه­های برپایی این جشن اشاره می­کند.

گَردیزی مولف «زین الاخبار» نیز همین نسبت را به گونه­ای دیگری یاد کرده و آن را به «مشیه» و «مشیانه» که در اساطیر ایرانی نخستین زوج محسوب می­شوند، نسبت می­دهد و این روایتی است که به گونه­های مختلف، اما در معنی، ریشه­ی یگانه دارند و اغلب مورخان یاد کرده­اند.
اما دلیلی دیگر نیز برای برپایی جشن سده یاد شده است و آن به پیکار فریدون و ضحاک بر می­گردد و از نگرش معنوی با داستان هوشنگ و مار سیاه آمیزه­های فراوانی دارد.

sadeh_01.jpg

گوشه ای از مراسم جشن سده

از بسیاری اشارات نویسندگان، مورخان و پژوهشگران، آشکار است که جشن­های نوروز، سده و مهرگان، جشن­هایی بوده ­است همگانی که با سرور و شادمانی و به صورت کارناوال برپا می­شده است. مردمان هریک به فراخور توان به تهیه­ی هیزم و خار و خاشاک به ویژه چوب «گزمی» می­پرداختند و پشته­هایی از آن­ها فراهم می­کردند و آتش می­زدند، سپس با صورتک­هایی بر چهره و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز با گریز از همه­ی قیود، به جشن و شادمانی مشغول می­شدند. آتش­ها در بالای پشت بام­ها یا در دشت­ها و بلندی­ها روشن می­شد، مراسم جشن سده علاوه بر آتش افروزی­های گسترده، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانی­های بسیار مفصل همراه بوده است. پس از مراسم آتش افروزی، نیز این میهمانی­ها ادامه داشته و بر سر خوان می­نشتند و نوشخواری در حد افراط از رسوم بوده است. مجالس رقص و موسیقی و آواز تا بامدادان به طول می­انجامید و روز پس از جشن، پادشاه و بزرگان به پذیرایی می­نشستند.

sadeh_02.jpg


دو چیز یافت از این آتش سده دو همال      ستاره یاره­ی زرین و آسمان خلخال
ز  آفتاب  یکی  جام کرد چرخ امشب        به یاد شاه به کف  برنهاد  مالامال

«منشوری سمرقندی»

جشن سده  و سال  نو  ماه محرم         فرخنده  کناد  ایزد   بر خسرو  عالم
جشن سده  در  مجلس  آراسته­ی  تو       با  شادی چون زیر همی سازد با  بم
جشن سده را رسم نگه داشتی ای شاه      آتش به خَشَن بردی از خانه­ی چهارم
چون  آتش  سوزنده  بیفروزد آتش        آن یک  رخ ساقی  و  دگر جام دمادم

«فرخی»

آمد  ای سید  احرار شب  جشن سده           شب جشن سده را حرمت، بسیار بوَد
می خور ای سید احرار شب جشن سده       باده خوردن بلی از عادت احرار بوَد

«منوچهری»

وینک بیامده است به پنجاه روز پیش      جشن سده طلایه­ی نوروز و نو بهار
آری هرآنگهی که سپاهی شود به رزم       ز اول به چند روز بیاید طلایه دار

«منوچهری»

گذاشتیم و گذشتیم و آمدیم و شدیم     تو  شاد زی  و بکن  نوش  باده­ی روشن
سده دلیل بهار است و روزگار نشاط     نشاط کن که جهان پر گل است و پر سوسن
بخواه جام و برافروز آذر بُرزین     که پر شمامه­ی کافور شد کُه و برزن

«عمعق بخارایی»

شب سده است بیار ای چراغ رود نواز        از آتش می، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده     به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند         عنان هجر فرو گیر و اسب وصل بتاز
چون شعر خوانی در وصف این شب سده خوان     چو عشق بازی در مدح شاه دنیا باز

«عثمانی مختاری»

شب­های سیه زلف مغان وش داری     در جام طرب باده­ی دلکش داری
تو خود همه ساله سده­ی خوش داری     تـا زلف چلیپا، رخ آتش داری

«خاقانی شیروانی»

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است     کاندرین مُلک نخواهد که شب تار بود
در چنین جشن ِطرب، آری خورشید دگر     گر بتابد ز دل خاک، سزاوار بود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت     شب جشن سده را حرمت بسیار بُوَد

«محمد دبیر سیاقی»

اَلاَرضُ و النّار مَشرقَه     وَالنّار مَعبودَه مذکانت النّار

«بشاربن برد تخارستانی»


احمد جوکار , a1365
احمد جوکار - 14:35 1387/11/9
84
شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 23:11 1387/11/1
83

جشن بهمنگان فرخنده باد

بهمن روز از بهمن ماه برابر با 2 بهمن در گاهشماری ایرانی

فرخش باد و خداوند فرخنده کناد ‎        عید فرخنده و بهمنجه و بهمن مه را

«فرخی سیستانی»

جشنی در ستایش و گرامیداشت بهمن در اوستایی «وُهومَنَه» و در پهلوی «وَهمَن» به معنی «اندیشه ی نیک» یا «بهترین اندیشه».

بخش نخست این واژه «وُهُو» از «وَنـْگـْهو» اوستایی که صفت است به معنی خوب و نیک، که در فارسی هخامنشی «وَهۇ» و در سانسکریت «وَسۇ» خوانده می‌شود، در پهلوی «وِه» و در فارسی «بـِه» شده است.
بخش دوم «مَنـَه» برابر است با واژه ی سانسکریت «مَنـَس» که در پهلوی «منیشن» ودر فارسی «منش» شده است.
در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته می شده است که نام «دانگو» یا «دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.

جشن بهمن گانابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» درباره ی بهمنجه می نویسد :
«بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه، ایرانیان در این روز بهمن سفید (نام گیاهی است که در کرانه ی خراسان و جاهای دیگر ایران می روید) با شیر خالص پاک می خورند و می گویند حافظه را زیاد می کند و فراموشی را از بین می برد، ولی در خراسان هنگام این جشن مهمانی می کنند و بر دیگی که در آن از هر دانه ی خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزی ها پدیدار است، خوراک می پزند و به مهمانان خود می دهند و برای هریک از داده های خدا سپاس به جای می آورند.»

در «آثارالباقیه» نیز آورده است :
«بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیده اند، بهمن نام فرشته ی موکل بر بهایم است که بشر به آن ها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است و مردم فارس در دیگ هایى از جمیع دانه هاى ماکول با گوشت غذایى مى پزند و آن را با شیر خالص مى خورند و مى گویند که حافظه را این غذا زیاد مى کند و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانه ها و جوى ها و روغن گرفتن و تهیه ی بخور و سوزاندنى ها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام مى داد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست.»

در ترجمه ی «خرده اوستا» نیز بر موکل بودن بهمن بر چهارپایان اشاره ای شده است بدینگونه که : «در جشن بهمنگان، برای اینکه امشاسپند بهمن در جهان مادى نگهبان چارپایان سودمند است، از خوردن گوشت پرهیز مى کنند.»

شاعر نامدار ایرانی سده ی پنجم «على بن توسى»(اسدى توسى) در کتاب لغتنامه ی خود «لغت فرس» زیر کلمه ی بهمنجه مى نویسد :
«بهمنجه رسم عجم است، چون دو روز از ماه بهمن مى گذشت بهمنجه مى کردند و این عیدى بود که در آن روز خوراک مى پختند و بهمن سرخ و زرد بر سر کاسه ها مى افشاندند.»

چنان که از نوشتار ابوریحان و اسدی توسی برمی آید گیاهی هم به نام امشاسپند بهمن خوانده می‌شود که در بهمن ماه یا زمستان باز می شود و در پزشکی این گیاه معروف است و در تحفه ی حکیم مؤمن و بحرالجواهر، بیخی سفید یا سرخ رنگ مانند زردک و خوشبو با اندک صلابت و کجی و خارناک تعریف شده است.

همین گیاه است که در فرانسه «Behen» خوانده می شود و در گذشته ریشه ی آن را به‌ نام بهمن سرخ و بهمن سفید در داروخانه های اروپا به کار می بردند.

گیاه بهمن

انوری گوید :

بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی      سخن  رفتن و نا رفتن ما  در افواه
اندر آمد  ز در  حجره ی من  صبحدمی       روز  بهمنجه  یعنی  دوم  بهمن ماه

عثمان مختاری شاعر سده ی ششم نیز می گوید :

بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری             تا برچینیم گوهر شادی ز گنج می
این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم                تا  بگذرد  ز  صحرا فوج سپاه دی


شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 00:58 1387/09/30
82

 

 

شب یلدا شب  تولد خورشید است 

 

شبی است که ایرانیان به رسم کهن و آیین نیاکانشان طولانی ترین شب را تا زایش خورشید بیدار

می مانند

 

تا زنده نگهدارند امید به صبح صادق را

 

 

مهر رخشار،نکوترین چهر است   

شب یلدا تولد مهر است

 

 

یلداتون خوش و پر مهر باد

 

شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 23:45 1387/09/25
81

جشن دیگان

 

دی  یا  دتوشو به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه های اوستائی اغلب به جای واژه اهورامزدا  به کار رفته است . اگر به نام سی روز ماه توجه کنید ، مشاهده می نمایید روزهای ( هشتم ، پانزدهم  و بیست و سوم  باستانی  ) هر ماه به نام دی نامگذاری شده که برای تمیز آنها از یکدیگر هر یک به نام روز بعدش خوانده شده است و اورمزد که آن هم نام خداوند میباشد .

پس در ماه دی چهار روز به نام خداوند نامیده شده   که :

 

( اورمزد -  در نخستین روز دی ماه باستانی برابر با بیست و پنجم آذرماه خورشیدی )

( دی بآذر – در هشتمین روز از دی ماه باستانی برابر با دوم دی ماه خورشیدی )

( دی بمهر – در پانزدهمین روز از دی ماه باستانی برابر با نهم دی ماه خورشیدی )

( دی بدین – در بیست و سومین روز از دی ماه باستانی برابر با هفدهم دی ماه خورشیدی )

 

در این روزها زرتشتیان به نیایش همگانی و استراحت می پردازند و در ماه دی ، چهار جشن دیگانبرگزار می شود .

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.