userinfo close

  ,

سپندار مذگان


sepandar_mazgan

تاسیس: 30 دی 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شروین مجیدی - معاونان
دوستان عزیز لطف کنند و برای ایجاد بحث جدید .آنرا در تاپیک پیشنهادات عنوان کنند تا اعضا بهش رای بدهند.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
605
2552
90/11/30 (19:39)
114
820
90/11/30 (19:34)
95
483
89/9/2 (09:56)
300
1269
89/7/5 (12:23)
111
474
86/12/15 (23:02)
61
258
89/9/13 (09:53)
167
686
89/8/11 (09:50)
215
852
90/10/4 (09:53)
11
82
90/2/3 (12:45)
51
195
89/11/1 (09:34)
67
366
88/12/14 (02:58)
135
734
88/2/2 (16:25)
14
72
88/2/2 (16:11)
399
1504
87/12/17 (00:09)
352
2171
87/6/20 (12:40)
1
11
87/4/4 (22:43)
54
193
87/3/17 (16:42)
144
634
87/3/13 (22:36)
6
25
86/12/15 (22:15)
15
51
86/12/4 (00:14)

عنوان بحث

عادل   , adel_santana
عادل - 22:41 1386/06/15

هر چی در مورد ایران میدونی بگو

سلام بچه ها.....میخوام كه هر چی راجع به ایرانمون....گذستمون...افتخاراتمونو حال حاضرمون میدونین اینجا بگین تا بقیه هم بدونن كه چه كشور پر غروری داریم
                                                                                           با تشكر سانتانا
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 23:12 1386/06/15
1

- تكیه بر سنت‌های كهن



با همه كندوكاوها و كاوش‌هایی كه از حدود قرن نوزدهم تاكنون صورت گرفته است آیا می‌توان تصویر روشنی از تاریخ و فرهنگ پانصد ساله اشكانیان ارائه دهیم؟قدر مسلم آن است كه اطلاعات ما از این دوران در سطح كلی باقی مانده است. برای بحث درباره هنر این دوران لزوم شناسایی اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امری قطعی است.

هر كدام از آثار هنری باقی مانده در اصل به منظور پاسخ گفتن به نیازی معین خلق شده‌اند. تمام سفالینه‌های زیبایی كه از دل تپه‌ها بیرون آورده شده‌اند، زمانی در زندگی روزمره مردمانی مورد استعمال بوده و به منظور تزئین اتاق یا طاقچه‌ها در منازل ساخته نشده بودند.
با این حال صنعتگران تحت تاثیر اعتقادات مذهبی، سنت‌های جامعه و طبیعت پیرامون خویش طرح‌هایی زیبا و دلفریب را روی آنها نقش بسته‌اند كه با مطالعه دقیق آنها می‌توان به تجزیه و تحلیل جوامع تمدن‌های خاموش گشته مبادرت ورزید.

در مطلبی كه از نظرتان می‌گذرد، بخش‌های مختلف هنر دوران اشكانی اعم از معماری، حجاری، مجسمه‌سازی و فلزكاری به طوربسیار اجمالی مورد بررسی قرار گرفته است.
بین فرهنگ و هنر یك جامعه و مشخصات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی حاكم بر آن ارتباطی چشمگیر وجود دارد و با آگاهی بدان امكان تجزیه و تحلیل واقع‌بینانه‌تر فراهم می‌آید، هر چند كه درباره دوره اشكانیان و ساسانیان اطلاعات ما در زمینه مسائل تاریخی و سیاسی آن اندك و ناچیز است و مدارك و كتاب‌هایی كه ما را در این زمینه یاری دهند، مختصر و محدود می‌باشند. اما همان نمونه‌های مختصر كتیبه‌ها و سفال‌های به دست آمده كه مربوط به خود اشكانیان است، ما را با تمدن دیرینه‌ای آشنا می‌سازد.

«گیرشمن»‌باستان‌شناس فرانسوی درباره هنر اشكانیان چنین می‌گوید: بعد از شكست سلوكی‌ها (یونانی‌ها) و روی كار آمدن مجدد پارت‌ها تغییرات فرم‌ها خیلی عمیق بود و به هیچ وجه شیوه یونانی را شامل نمی‌شد و در آن دخالتی نداشت.
حتی در ناحیه خاور نزدیك باستانی نیز به دلیل این تجدید حیات، شیوه هنر یونانی كاهش یافت و با تكیه بر قدرت سنت‌های قدیمی، ایران خود را از قید هنر یونانی رهایی داد و هنر خالص خود را بر منطقه وسیعی از فرات تا چین، سیبری تا هند و از مغولستان تا بسفر گسترش بخشید.

به طور مثال می‌توان به آثاری در حفاری‌های مربوط به ترمذ «محل باستانی كیقبادشاه»، حوزه «سرخان دریا» آثار به دست آمده در ناحیه سفد، خوارزم و تركمنستان جنوبی یا از محل‌هایی كه به دوره كوشان نسبت داده شده آثار «آیرتام» ‌در نزدیكی ترمذ و ساحل راست آمودریا را اشاره كرد.

به طور كلی می‌توان هنر دوران اشكانی را به چند قسم تقسیم كرد. این هنر با تكیه بر سنت‌های دیرینه خود كه از نظر فرم و محتوا با هنر یونانی هیچ سنخیتی نداشت موجودیت خود را در سرزمین فلات استحكام بخشید وآثار ارزنده‌ای از معماری و همچنین در زمینه تزئینات معماری از قبیل نقش برجسته‌ها و مجسمه‌های گلی از خود به یادگار گذاشت كه به گونه‌ای روشن در نوع خود معرف موفق‌ترین نوع هنر بود.

هنر معماری اشكانی با آثار طراحی‌های تمام‌سنگی معرف سنت معماری دوران هخامنشی است، اما با تغییرات در استفاده ازنوع مصالح، دو پدیده ارزنده‌به نام خود ثبت كرد؛ پوشش قوسی و گنبدی كه با تكیه بر این دو پدیده طرح چهار ایرانی، تالارهای ستون‌دار دوران هخامنشی را كه مختص جامعه غیررسمی و درباری بود تحول بخشید و آن را به سوی تكامل رهبری كرد.در زمینه حجاری، هنرمندان با رعایت موازین و اصول عهد هخامنشی و با دگرگونی و تغییرات خاص، تصاویر برجسته و چشمگیری ایجاد كردند. هنر دیوارنگاره (فرسك) یكی دیگر از هنرهای موفق این دوره است.

هنر دیوارنگاره در این دوران چه از نظر انتخاب موضوع،‌چه از نظر صحنه‌پردازی و یا تركیب رنگ‌ها و سبك اجرای آن در دو سوی مرزی سلسله اشكانیان (غرب و شرق) دورانی بس شكوفا را می‌گذراند كه نمونه‌های جالب آن را در كوه خواجه سیستان می‌توان به وضوح دید.
در زمینه مجسمه‌سازی نیز این هنر از اعتباری خاص و موفق بهره‌مند بود.
این موفقیت و ویژگی را می‌توان در خلاقیت همراه با نمودار ساختن حالت و روحیه صاحب تصویر و ریزه‌كاری‌هایی در ارائه حالت گیرا و پرجذبه ‌گاه مشاهده كرد. آثار جالبی از این مجسمه‌ها در شوش توسط باستان‌شناسان به دست آمده است.یكی از هنرهای موفق دوران اشكانی آثار فلزی است.
جدا از جنبه صنعتی آن، با ایجاد سایه روشن‌های چشمگیر و تلاش در ارائه یك اثر زنده و گویا به اعتباری استثنایی در امر مجسمه‌سازی مفرغی دست یافته است.از این آثار پرارزش می‌توان به مجسمه مفرغی در موزه ایران باستان و مجسمه نیم‌تنه و زیبای یك شاهزاده اشكانی در موزه برلن اشاره كرد.

یكی دیگر از هنرهای بحث‌برانگیز دوران اشكانی كه از پرتو هنر فلزكاری خارج شده، هنر تزئینی و جواهرسازی است. هنر این دوران اصیل، بدیع، شكیل و زیباست. تعداد و آفرینش آثار محدود و كم است.
مسلماً آثار و نمونه‌های ارزنده به مرور زمان در زیر تلی از خاك تباه شده است، چرا كه این آثار یارای مقاومت در برابر باد و باران و سرمای سوزنده را نداشته‌اند.
به طور كلی می‌توان گفت در دوره اشكانیان آثار زیبا وجالبی در اشكال گوشواره، النگو، سینه‌ریز و گردنبند به دست آمده كه نمودار هنر پیشرفته و تكامل‌یافته آن ایام است. مسلماً با مطالعه این زیورآلات با تتبع و تحقیق بیشتر صفحات تاریك بسیاری را در زمینه جامعه‌شناسی پارت‌ها روشن خواهد ساخت.

هنر دوران اشكانی میان هنر رایج پیش ازخود یعنی عهد هخامنشی و دوران ساسانی ارتباطی محكم برقرار ساخت، به طوری كه در دوران ساسانی این مسیر بدون دگرگونی و تغییرات بنیادی جهت خود را دنبال كرد و نه تنها با تغییر سلسله از اشكانی به ساسانی آن را از میان نبرد، بلكه به تكامل آن شتاب بخشید و آن را تا دورترین نقاط پراكنده ساخت، مسلماً در این امر ارتباط ناگسستنی هنر و فرهنگ دیرپا و اصیل ایرانی بی‌تاثیر نبوده است.

 

پان ته آ OOO , panikhanoomi
پان ته آ OOO - 21:44 1386/06/17
2

برخی از نام های زنان و مردان ایرانی و معانی آن:

آتوسا: از یونانی Atossa) 1- (در اوستایی) زَبَردست؛ 2-(اَعلام) 1) نام چند شاهزاده خانم ایرانی عهد هخامنشی و مشهورترین آنان دختر كوروش بزرگ، زن داریوش اول و مادر خشایارشای اول است [حدود 500 سال پیش از میلاد]؛ 2) (در اوستا) هوتَئُسا (=آتوسا) مادینه، و نیز نامِ شه بانوی دوست داشتنی گشتاسب شاه

آ تبین: (اوستایی، āthvoya) 1- به معنی از خاندانِ «آثویه»؛ 2- (در دساتیر) نفس کامل و نیکوکار و صاحب گفتار و کردار نیک و اسعدالسعدا معنی شده است (؟). 3- (اَعلام) (در شاهنامه) پدر فریدون كه صورت درست آن همین گونه (آتبین) است؛ [ناسخان در رسم الخط آن را به «آبتین» تبدیل کرده‌اند، اما در سنسکریت āptiyā با تقدیم باء فارسی بر تاء آمده «بارتوله 323» و بنابراین آبتین نیز محملی پیدا کند. طبری«افریذون ‌ابن ‌اثفیان» (ج1ص99)، بیرونی«اثفیان» (آثارالباقیه226)، مجمل‌ التواریخ ‌والقصص ص26 «اثفیال= اثفیان»، شاهنامه «آبتین» (نقل از برهان قاطع، به اهتمام دکتر معین، ص13، پاورقی آتبین)].

آترین: 1- (آتر = آتش ین (پسوند نسبت))، منسوب به آتش، آتشین؛ 2- (به مجاز) زیبارو؛ 3- (اَعلام) (در دوره‌ی هخامنشی) آترین بانویی نامدار از بازماندگان کمبوجیه پسر کوروش شاه بود که بر داریوش بزرگ شورش کرد.

آراد: - (اَعلام) (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ی موكل بر دین و تدبیر امور و مصالحی كه به روز آراد متعلق است، روز بیست و پنجم ماه شمسی به نام اوست؛ 2- (در پهلوی) آرای، آراینده

آراسب: همان آراسپ؛ 2- (اَعلام) نام یكی از سرداران كوروش از ماد كه از كودكی دوست وی (كوروش) بود.

آرتاباز: نام سپهدار و فرمانده‌ی گردونه‌های كوروش؛ 2) نام سپهدار دارای سوم كه پس از دارا از جانب اسكندر چَترپَت [ساتراپ یا استاندار] باختر و بلخ گردید؛ 3) نام چندین پادشاه ارمیه، ارمنستان و آسیای صغیر در دوره‌ی هخامنشی و اشكانی.

آرتمن: (= آرتابازان) (اَعلام) نام فرزند داریوش و برادر بزرگ خشایارشاه. [بعضی از ایران شناسان نظیر «پلوتارك» و «ژوستن» نام آرتِمن را «آرْیارَمْنَ» نوشته‌اند].

آرش: (اوستایی) 1- درخشنده؛ 2- (اَعلام) 1) نام یكی از تیراندازان زمان منوچهر شاه كه ماجرای پرتاب تیر او از داستانهای حماسی است؛ 2) نام پسر دوم كیقباد و برادر كیكاووس، مشهور به كی‌آرش؛ 3) (در شاهنامه) جد اعلای اشكانیان (= ارشك و اشك).

آرمیتی: (اوستایی) (= آرمئیتی) 1- فروتنی، پاك، محبت و الهه زمین؛ 2- (در اساطیر) (آرمیتی/آرمئیتی/آرمییتی= اسپندارمذ) یکی از نمادهای مادینه ی آریایی و از ایزد بانوان کیش زرتشتی است که در آسمان مینوی نمایشگر مهر و بردباری و فروتنی و در گیتی دختر اَهورامزدا، مادر زمین و فرشته ی نگاهبان آن است.

آریابرزن: اَعلام) نام پسر ارتبان و برادر زاده‌ی داریوش بزرگ

آریاسپ: دارنده‌ی اسب؛ 2- (اَعلام) 1) نام یكی از سرداران كوروش؛ 2) نام یكی از پسران اردشیر [داریوش كه بزرگتر از همه بود، اریاسپ (آریاسپ)، اُخُس و ارسام] كه نام آنها در تاریخ باقی مانده است.

آریاک: اوستایی) (اَعلام) 1) نام یکی از سرداران ایرانی و فرماندار کاپادوکیه [آسیای صغیر]؛ 2) نام نیای منوچهر به نوشته‌ی یوستی [شرق شناس و زبان شناس آلمانی].

آریامن: آرامش دهنده، خوشبختی دهنده؛ 2- (اَعلام) نام فرمانده‌ی ناوگان خشایارشاه كه سرداری رشید و شجاع در جنگ «سالامین» بود.

آرین راد: (= آریوراد)، 1- آریایی شجاع؛ 2- (اَعلام) نام پسر اردشیر دوم هخامنشی

آساد: پسر مهر گشسب، پدر فرخ داد پارسی؛ 2- (در عربی) آساد جمع اَسَد است به معنی شیرها و شیران

آستیاژ: (= آستیاگس، استیاگ و ایشتوویگو) 1- (در فارسی باستان، arštivaiga)، نیزه انداز؛ 2- (اَعلام) نام آخرین پادشاه ماد [584- 550 پیش از میلاد] وی در برابر دولت‌های بابل و لیدی (لودیا) قدرت سلطنت بر مملکت وسیع ماد را از دست داد و دولت ماد به سبب قیام کوروش منقرض گردید

آسنا: اوستایی) سرشت درونی, سرشت مادرزادی

آمستریس: برادر‌ زاده‌ی داریوش سوم، زن خشایارشاه، دختر اردشیر دوم؛ [از اسامی كهن ایرانی].

آمی تیدا: همسر كوروش كبیر و نام دختر ایشتوویگو (آستیاگ) از پادشاهان ماد، كه فرزندان او از شوهر اولش (سپیتامه) به نام‌های «سپیتاك» و «مهاجران» از طرف كوروش به مقام ساتراپی [استاندار] منصوب گشتند

آمیتیس: شاهدخت ایرانی نوه‌ی كیاكسار پادشاه ماد كه پس از آن كه نبرد بین شام و بابل و مصر با مادها به صلح انجامید به خواست پادشاه وقت كه پدرش بود، به همسری بخت النصر پادشاه مصر در آمد.

آ ناهیتا: (اوستایی) 1- بی‌آلایش، پاك، به دور از آلودگی و ناپاكی؛ 2- (در اساطیر) به معنای مادر مقدسِ نیالوده (= باکره)، برجسته ترین نماد مادینه‌ی آریایی، نمایه‌ی زن (= مادر کامل) است

آ ندیا: نام همسر بابلی اردشیر درازدست شهریار هخامنشی است. از او خبر زیادی در دست نیست جز آن كه از همسران محبوب پادشاه بزرگ ایرانی بوده است

 

 

 

شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 01:39 1386/06/18
3
من خیلی سعی كردم بخونم ولی خیلی ریزه بابا جان یه فكری به حال من بكنین من پیر شدم چشمام كم سو شده   
رها مهر , nazaninama
رها مهر - 22:23 1386/06/21
4

نامه عمر به یزد گزد سوم سا سانی و پاسخ یزد گرد به آن

 

یك سند تاریخی-

ایران ما - آنچه برای آگاهی هم وطننان ارجمند ایرانی در ذیل می آید متن ترجمه نامه عمر خلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید .

 

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 22:24 1386/06/21
5

به نام حضرت دوست

 

جشن مهرگان


در تقویم زرتشتی یا اوستایی، ماه سی روز تمام داشت و سی روز ماه هر یک نامی داشت و سال دوازده ماه داشت  و هر روز از ماه های مختلف نیز نام هایی داشت که بعضی از این نام ها ، به نام ماه های دوازده گانه نامیده می شد . هر گاه نام روز و نام ماه موافق قرار می‌گرفت ، آن روز را جشن می‌گرفتند، نام شانزدهم از هر ماه بنام روز مهر نامیده می شد .
به همین دلیل ، روز شانزدهم از مهرماه ، جشن مهر برپا می‌شد و مهرگان بود
.


جایگاه جشن مهرگان


مهرگان یا عید مهر که در 16 مهرماه واقع می‌شد ، عید بسیار بزرگی در میان ایرانیان به شمار می‌رفت. مهرگان نیز همانند نوروز با مراسم خاص و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شد .

جشن مهرگان به یادگار حوادث که در آغاز آفرینش جهان رخ داده برقرار شده است . این عید به یاد وقایعی که در تاریخ داستانی مذکور است وضع شده بود
.
بر طبق این داستان های اسطوره ای ، در این روز پادشاهان ایران تاجی بر سر می‌نهادند که صورت آفتاب در میان چرخی گردان بر آن منقوش بود
.
هنگام طلوع آفتاب یکی از سپاهیان در حیاط قصر سلطنتی ایستاده فریاد می‌زد «ای فرشتگان به عالم فرود آیید و بدکاران را بزنید و از دنیا برانید
»

برنامه های جشن مهرگان در ایران قدیم


اهداء هدایای فراوان به پیشگاه پادشاهان
بخشیدن لباس های تابستانی یا زمستانی موجود در صندوق خانه شاه به عموم مردم
رسیدن پیک خجسته به دربار شاهی
مراسم آفرین خوانی
برگزاری تعدادی رسوم تمثیلی از عمده‌ترین مراسمات این عید بود .

سابقه جشن مهرگان  در گذشته ایران


قدمت جشن مهرگان به شاهان باستانی و بزرگی چون فریدون منسوب شده است .
در دوره هخامنشیان اعتبار این جشن بیشتر بود و مورد توجه‌ بیشتری نیز بود . به علاوه اهمیت مقام مهر در دورة هخامنشیان بسیار مورد توجه بوده است
.
جشن مهرگان بعد از اسلام
:
ساسانیان و ورود اسلام به ایران ، همچنان توسط پادشاهان و حاکمان اسلامی برگزار شد
.

از آنجائیکه این جشن بزرگ و با شکوه که قرنها و سده‌های فراوان در این مرز و بوم بر پا و برقرار بوده و از اهمیتی شایان برخوردار بود
 
امروز نیز مراسم و آداب و سنن ویژه‌ای در میان پاره ای ایرانیان برگزار می‌شود.

خانم رئیس , najiepenhonet
خانم رئیس - 13:06 1386/06/22
6

ممنون از همگی به خاطر مطالب  اموزندتون

===

شروین جان مطالب رو copy کن توی word  و بعد به فونت دلخواهت دربیار

من این کار رو می کنم . در ضمن همه ی مطالب رو هم ارشیو می کنم . از این کلوب من چیزای خوبی یاد گرفتم

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 14:29 1386/06/24
7

آفتابت
که فروغ رخ زرتشت در آن گل کرده ست
آسمانت
که ز خمخانه حافظ قدحی آورده ست
کوهسارت
که بر آن همت فردوسی پر گسترده ست
بوستانت
کز نسیم نفس سعدی جان پروده ست
همزبانان من اند.
مردم خوب تو، این دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان
پیش شمشیر بلا
قد برافراختگان، سینه سپر ساختگان
مهربانان من اند.
نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند که گر بگشایند
بندم از بند ببینند که:
آواز از توست !
همه اجزایم با مهر تو آمیخته است
همه ذراتم با جان تو آمیخته باد
خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس
تا تو آزاد بمانی
به زمین ریخته باد

رها مهر , nazaninama
رها مهر - 00:00 1386/06/31
8

شیر زنان ایران زمین در طول تاریخ

قبل از هر چیز سروده بانو پروین اعتصامی را با نام زن ایرانی به پیشگاه همه زنان ایران زمین تقدیم میکنم :

که من پروین فروغ شهر ایرانم

نه پور اندخت ،نه آذردخت ،نه آتوسا ؛نه پانته آ،بلکه آرتمیس سپهسالار ایران

در نبرد پارس و یونانم

مرا گر در مقام همسری بینی نه یک همخواب و همبستر

که یک همراه و یک یار فداکارم

نه یک برده مکن اینگونه پندارم که جوشد خون آزادی به شریانم

بدون زن کجا میداشت تاریخ تو ؟

آرش با کمانش؟

کاوه آهنگر با گرزو سندانش ؟

بدون زن کجا میداشتی آن شاعر توسی؟

نگهبان زبان پارسی؟

استاد فردوسی؟

مرا گر در مقام مادری بینی

مگو با من که هست فرشی از بهشت زیر پایم

نگاهم کن که زیر پای من دنیا به جریان است

زنور عشق من رخشنده کیهان است

که با دستان من گردون به جریان است

که جای پای من بر چهره سرخ و سپیدو سبز ایران است

برو ای مرد دگر مبر آسان به لب نامم

که من آزاده زن فرزند ایرانم

با اندوه بسیار که بزرگترین کتابخانه ملی و تاریخی وعلمی ایران (گندی شاپور- کسروی)توسط (اعراب )به آتش کشیده شد وهزاران کتاب ایرانی به گفته مورخ و جامعه شناس بزرگ عرب (ابن خلدون)نابود شد و به دریا ریخته شدند وبسیاری از بزرگان این سرزمین گمنام ماندندو اثری از آنان یافت نشد ولی با شادی تمام خداوند را سپاسگذاریم که با همه این فرازو نشیب های یورش اسکندر گجستگ و یورش تازی بدوی هنوز نام چنین زنان بزرگی از سرزمین مقدس ایران برای ما به جای مانده است . امید بسیار بر آن دارم که این نوشتار الگوی شیرزنان آریا بوم برای حفظ کیان ایران زمین باشد و همیشه این بانوان بزرگ منش در خاطر داشته باشند و بدانند که تاریخ و نوادگان آینده ما مدیون آنهاست . از آنجائی که در دین نیاکان ایران کمتر تبعیض جنسیتی بین زن و مرد دیده شده است و بارها شاهد آن بودیم که آنان در مهمترین پست های امپراتوری ایران تکیه زده بودند.

یوتاب

سردار زن ایرانی که خواهر آریو برزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است . وی در نبردبا اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است .او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان دادو او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد .از او به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان)در سال های 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است .با این همه هم آریو برزن و هم یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاوید از خود بر جای گذاشتند .

آرتمیز (آرتمیس)

نخستین و تنها زن دریا سالار جهان تا به امروز .

او به سال 480 پیش از میلاد به مقام دریا سالاری ارتش شاهنشاهی خشایارشا رسیدو در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریائی هدایت کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبائی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند .

آتوسا

ملکه بیش از 28 کشور آسیائی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ .

هردوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگر کشیهای داریوش بزرگ یاور فکری و روحی او دانسته است . چندین نبرد و لشگرکشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .

آرتا دخت

وزیر خزانه داری و امو ر مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی .

به گفته کتاب اشکانیان اثر دیا کانوف روسی خاورشناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشیدو در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .

آذرمیدخت

شاهنشاه زن ایرانی در سال 631میلادی.

او دختر خسرو پرویز بود که پس از "گشتاسب بنده "بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذر میدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود. واژه این نام به چم (معنی)پیرنشدنی وهمیشه جوان است .

آذر آناهید

ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم بنیانگذار سلسله ساسانی .نام این ملکه بزرگ واقدامات دولتی او در قلمرو ایران درکتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده است و اورا ستایش کرده است .

کتاب ساسانیان برگ 252

پرین

بانوی دانشمند ایرانی .

او دختر کیقباد بودکه در سال 924 یزدگردی هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای آیندگان از گوشه وکنار ممالک آریایی گرد آوری نموده و یکبار کامل آن را نوشت ونامش در تاریخ ایران برای همیشه ثبت گردیده است .از او چند کتاب دیگر گزارش شده است که در اتش سوزی های سپاه اسلام از بین رفته است .

کتاب فرزانگان ایران برگ 11

زر بانو

سردار جنگجوی ایرانی .

دختر رستم و خواهر بانو گشنسب.

او در سوارکاری زبده بوده است ودر نبرد ها، دلاوریها ی بسیار از خود نشان داده است تاریخ نام او را جنگجویی که آزادکننده زال ،آذر برزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.

کتاب زن ایرانی برگ 194

بانو گشنسب

دختر دیگر رستم خواهر زربانوی دلیر

نام بانو گشنسب جنگجو در برزونامه و بهمن نامه بسیار آمده است . یکی از مشهور ترین حکایت های او نبرد سه گاته فرامرز،رستم و بانو گشنسب است .او منظومه ای نیز به نام خود داردکه هم اکنون نسخه ای از ان در کتابخانه ملی پاریس ودر کتابخانه ملی بریتانیا موجود است .

فرخ رو

نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریخ ایران ثبت شده است .وی از طبقه عام کشور ی به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید .

کاساندان

پس از شاهنشاه ایران کوروش بزرگ او نخستین شخصیت قدرتمند کشور ایران بوده است .کاساندان تحت نام ملکه ی 28 کشورآسایی در کنار همسرش کوروش بزرگ پادشاهی میکرده است .

مورخین یونانی و گزنفون از وی با نیکی و بزرگ منشی یاد کرده اند .

گرد آفرید

یکی دیگر از پهلوانان زن سرزمین ایران .

تاریخ از او به عنوان دختر کژدم یادمیکندکه بالباسی مردانه باسهراب زور آزمائی کرد . فردوسی بزرگ از او به نام زنی جنگجو و دلیر از سرزمین پاکان یاد میکند.

ندانست سهراب که او دختر است

سر موی او از در افسر است

شگفت آمدش گفت از ایران سپاه

چنین دختر آورد به آوردگاه

سواران جنگی به روز نبرد

همانا به زیر اندر آرند گرد

زنانشان چنین اند ایران سران

چگونه اند گردان جنگ آوران

آریاتس

یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد.

مورخین یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آوردند .

گردیه

بانوی جنگجوی ایرانی .

او خواهر بهرام چوبینه بود .فردوسی بزرگ از او به عنوان همسر خسرو پرویز یادکرده که در چندین نبرد در کنار شاهنشاه قرارا داشته است و دلاوری های بسیار از خود نشان داده است.

هلاله

پادشاه زن ایرانی که در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست . از او به عنوان هفتمین پادشاه کیانی یادشده است نامش را همای چهر آزادو همای و همون نیز گفته اند . او مادر داراب بود وپس از" وهومن سپند داتان " بر تخت شاهنشاهی ایران نشست وی با زیبائی تمام 30 سال پادشاه ایران بود و هیچ گزارشی مبنی بر بدکردار بودن وی و ثبت قوانین اشتباه و ظالمانه به ثبت نرسیده است.

پور اندخت

شاهنشاه ایران در زمان ساسانی.

وی زنی بود که بر بیش از 10کشورآسیایی پادشاهی میکرد .او پس از اردشیر شیرویه به عنوان 25 پادشاه ساسانی بر اریکه شاهنشاهی ایران نشست و فرمانروائی نمود.

شیرین

شاهزاده ارمنستان که یکی از شهر های ایران بود و شاه ارمنستان زیر نظر شاه ایران قرار داشت . خسروپرویز و شیرین حماسه ای از خود ساختندکه همیشه در تاریخ ماندگار ماند.شیرین از خسرو 4 فرزند به نام های نستور،شهریار،فرودو مردانشه بدنیا آوردکه هر 4 فرزند وی در زندان کشته شدند . پس او سر به بالین جسد بی جان خسرو نهاند و با خوردن زهری عشق اش به خسرو را جاودانه ساخت و هردو جان باختند.

چنین بودند زنان ایران زمین

تقدیم به همه بانوان آزاده ایران

یادمان باشد که از چه نژادی بودیم

بر گرفته از وبلاگ موج دیوانه

 

 

شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 00:27 1386/06/31
9

منم به همه خانوم های اینجا میگم

درود 

 

ولی آقایون خیلی نقششون بیشتر بوده ها

 

 

پان ته آ OOO , panikhanoomi
پان ته آ OOO - 23:13 1386/06/31
10
 

استوانه کورش بزرگ بنیانگذار حقوق بشر جهان

كوروش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانا ، شاه بابل ، شاه سومر و اكد

شاه نواحی جهان

چهار[ ...... ] من هستم [ ...... ] به جای بزرگی ، ناتوانی برای پادشاهی كشورش معین شده بود

نبونید تندیس های كهن خدایان را از میان برد [ ...... ] و شبیه آنان را به جای آنان گذاشت

شبیه تندیسی از ( پرستشگاه ) ازاگیلا ساخت [ ...... ] برای « اور» و دیگر شهرها

آیین پرستشی كه بر آنان ناروا بود [ ...... ] هر روز ستیزه گری می جست. همچنین با خصمانه ترین روش

قربانی روزانه را حذف كرد [ ...... ] او قوانین ناروایی در شهرها وضع كرد و ستایش مردوك ، شاه خدایان را به كلی به فراموشی سپرد

او همواره به شهر وی بدی می كرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانید. با اسارت ، بدون ملایمت همه را به نیستی كشاند

بر اثر دادخواهی آنان « الیل » خدا ( مردوك ) خشمگین گشت و او مرزهایشان. خدایانی كه در میانشان زندگی می كردند ماوایشان را راه كردند

او ( مردوك ) در خشم خویش ، آنها را به بابل آورد ، مردم به مردوك چنین گفتند : بشود كه توجه وی به همه ی مردم كه خانه هایشان ویران شده معطوف گردد

مردم سومر و اكد كه شبیه مردگان شده بودند ، او توجه خود را به آنان معطوف كرد. این موجب همدردی او شد ، او به همه ی سرزمین ها نگریست

آنگاه وی جستجوكنان فرمانروای دادگری یافت ، كسی كه آرزو شده ، كسی كه وی دستش را گرفت. كوروش پادشاه شهر انشان. پس نام او را بر زبان آورد ، نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان ذكر كرد

سرزمین « گوتیان » سراسر اقوام « مانداء» را مردوك در پیش پای او به تعظیم واداشت. مردمان و سپاه سران را كه وی به دست او ( كوروش ) داده بود

با عدل و داد پذیرفت. مردوك ، سرور بزرگ ، پشتیبان مردم خویش ، كارهای پارسایانه و قلب شریف او را با شادی نگریست

به سوی بابل ، شهر خویش ، فرمان پیش روی داد و او را واداشت تا راه بابل در پیش گیرد. همچون یك دوست و یار در كنارش او را همراهی كرد.

سپاه بی كرانش كه شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با سلاح های آماده در كنار هم پیش می رفتند

او ( پروردگار) گذاشت تا بی جنگ و كشمكش وارد شهر بابل شود و شهر بابل را از هر نیازی برهاند. او نبونید شاه را كه وی را ستایش نمی كرد به دست او ( كوروش ) تسلیم كرد

مردم بابل ، همگی سراسر سرزمین سومر و اكد ، فرمانروایان و حاكمان پیش وی سر تعظیم فرود آوردند و شادمان از پادشاهی وی با چهره های درخشان به پایش بوسه زدند

خداوندگاری ( مردوك ) را كه با یاریش مردگان به زندگی بازگشتند ، كه همگی را از نیاز و رنج به دور داشت به خوبی ستایش كردند و یادش را گرامی داشتند

من كوروش هستم ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمین سومر و اكد ، شاه چهار گوشه ی جهان

پسر شاه بزرگ كمبوجیه ، شاه شهر انشان ، نوه ی شاه بزرگ كوروش ، شاه شهر انشان ، نبیره ی شاه بزرگ چیش پیش ، شاه انشان

از دودمانی كه همیشه از شاهی برخوردار بوده است كه فرمانروائیش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند. آنگاه كه من با صلح به بابل درآمدم

با خرسندی و شادمانی به كاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم. آنگاه مردوك سرور بزرگ ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او كوشیدم

سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اكد تهدید كننده ی دیگری پیدا شود

من در بابل و همه ی شهرهایش برای سعادت ساكنان بابل كه خانه هایشان مطابق خواست خدایان نبود كوشیدم [ ...... ] مانند یك یوغ كه بر آنها روا نبود

من ویرانه هایشان را ترمیم كردم و دشواری های آنان را آسان كردم. مردوك خدای بزرگ از كردار پارسایانه ی من خوشنود گشت

بر من ، كوروش شاه كه او را ستایش كردم و بر كمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه ی سپاهیان من

او عنایت و بركتش را ارزانی داشت ، ما با شادمانی ستایش كردیم ، مقام والای ( الهی ) او را . همه ی پادشاهان بر تخت نشسته از سراسر گوشه و كنار جهان ، از دریای زیرین تا دریای زبرین شهرهای مسكون و همه ی پادشاهان « امورو » كه در چادرها زندگی می كنند

باج های گران برای من آوردند و به پاهایم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نینوا ، آشور و نیز شوش

اكد ، اشنونه ، زمیان ، مه تورنو ، در ، تا سرزمین گوتیوم شهرهای آن سوی دجله كه پرستشگاه هایشان از زمان های قدیم ساخته شده بود

خدایانی كه در آنها زندگی می كردند ، من آنها را به جایگاه هایشان بازگردانیدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابدیت ساختم. من همه ی مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانیدم

همچنین خدایان سومر و اكد كه نبونید آنها را به رغم خشم خدای خدایان ( مردوك ) به بابل آورده بود ، فرمان دادم كه برای خشنودی مردوك خدای بزرگ در جایشان در منزلگاهی كه شادی در آن هست بر پای دارند. بشود كه همه ی خدایانی كه من به شهرهایشان بازگردانده ام ، روزانه در پیشگاه « بعل » و « نبو » درازای زندگی مرا خواستار باشند ، بشود كه سخنان بركت آمیز برایم بیایند ، بشود كه آنان به مردوك سرور من بگویند : كوروش شاه ستایشگر توست و كمبوجیه پسرش

بشود كه روزهای [ ...... ] من همه ی آنها را در جای با آرامش سكونت دادم

[ ...... ] برای قربانی ، اردكان و فربه كبوتران

[ ...... ] محل سكونتشان را مستحكم گردانیدم

[ ...... ] و محل كارش را

[ ...... ] بابل

 [ ...... ] [ ...... ] [ ...... ] [ ...... ] [ ...... ] تا ابدیت

متن استوانه کورش در بابل در اطراف بغداد کشف شد

شروین مجیدی , apachi
شروین مجیدی - 21:05 1386/07/6
11

ائریه - ائیرین - آریاورته - آورته - آریا ویج - ایرانویج - ایران ویژ - اریانه - اران - پرس
ایران - Persia - IRAN

به آن گروه از آریایی‌ها که مهاجرت نکردند و در «ناف جهان» که به‌زبان اوستایی «ائیرینه‌وئیجنگه»(airyana-vaējangh) خوانده می‌شد، ساکن بماندند و با نام ایرج مشهوراند و ایرج (eraj) که به‌زبان پهلوی (erech) خوانده می‌شود، مخفف همان واژه­ی اوستایی است که به پهلوی و پارسی دری (ویج) تلفظ می‌شود که همان مرکز جهان معنی می‌دهد.

واژه­ی ایران که در پارسی ‌میانه به شکل «اران»(erān) بوده، و برگرفته از شکل‌های قدیمی «آریانا» یعنی سرزمین آریایی‌هاست.

واژه­ی «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه»(airya)،«اَریه»(āriya)،«آریه»(arya) به کار رفته است. و نیز در زبان سنسکریت «اریه»(ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه»(aryaka) به معنی مَردِ شایسته‌ی بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین»(airyana) و به‌زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به‌زبان آریایی «airya» است.
ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.

در شاهنامه درباره­ی پسر سوم فریدون می‌خوانیم :

مر او را که بُد هوش و فرهنگ و رای      مر او را چه خوانند ؟ ایران خدای

ایران در این‌جا به‌معنی جمع «ایر» یعنی آزادگان و «ایران خدای» به‌ معنی پادشاه آزادگان است.

ایرانیان و آریاییان هند که در روزگاران کهن زبان‌های آنان به یکدیگر بسیار نزدیک بود، خود را به این نام خوانده­‌اند.(سیمای ایران تألیف ایرج افشار، ص 67-68-69)

داریوش بزرگ در نوشته‌های نقش رستم و شوش از خود، چنین یاد می‌کند :

     «منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین‌های همه‌ زبان، شاه این بوم بزرگ پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی، پسر یک پارسی، آریایی، از چهر آریایی (آریایی‌نژاد).»

(اومستد، ا.ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، ص 167)

اریه در نام «اریامنه»(ariyāramna) - اریامنه پدر اَرشام پدر ویشتاسب و ویشتاسب پدر داریوش است - و «ایریه» در واژه‌ی اوستایی «اَیرینَه وئجه»(airyna.vaējangh) ایران‌ویج (ایران‌ویج در دید زرتشتیان هنوز هم به معنای بهترین و مقدس‌ترین بخش ایران و جهان است) و «اَیریوخشوثه»(airyo.xshutha) - اَیریوخشوثه کوهی که آرش، تیر انداز نامی ایران در زمان منوچهر پیشدادی از بالای آن تیری به سوی مشرق انداخت - و «ایره‌یاوه»(airyāva)، ایرج (یاری کننده‌ی آریا) به‌کار رفته است.

در مورد کشورهای دیگر و اقوام آریائی که به اروپا مهاجرت کردند و نام ایران را نگاه داشتند، می‌توان «ایرلند» را نام برد (ایرلند = سرزمین ایرها = سرزمین آریاییان) و هم در آن‌جا است که هنوز معابد میترایی یعنی یادگار دوران فریدون از زیر خاک بدر می‌آید. (دکتر فریدون جنیدی کتاب زندگی و مهاجرت آریاییان ص - 175 176)

این واژه را در زبان ایرلندی که هم‌ریشه‌ی زبان ماست به شکل «aire» و «airech» و به همان معنی «آزاده» می‌بینیم.

بخش نخست نام کشور ایرلند که در خود زبان ایرلندی «eire» نامیده می‌شود نیز همین واژه است.
Eire; former name of the Republic of Ireland

اریه و ایریه رفته‌ رفته به شکل «ایر»(ēr) درآمد. ایرانیان در نوشته‌های پهلوی ساسانی، خود را به این نام و میهن خود را «ایران»(ērān) نامیدند. (ایرانیان در نوشته‌های پهلوی اشکانی «اَریان»، در ارمنی «اِران»(eran) یا «ایرانشتر»(ērān shathr) و در فارسی «ایرانشهر» نامیده می‌شدند.)
ایران در زبان پهلوی دو معنی داشت : یکی آریاییان یا ایرانیان و دیگر سرزمین ایران.

شکلی دیگری از ایران «اریان» است که در کتاب تاریخ پیامبران و شاهان از «حمزه اصفهانی»، دانشمند سده‌ی 4 آمده است. او یک‌بار از مملکت «اریان» و هم «فرس» و به بیان دیگر «اریان» نام می­برد و می­گوید که ایشان پارسسیان‌اند.(اصفهانی، حمزه. تاریخ پیامبران و شاهان، ص2)
از این سخن پیداست که او اریان را در معنی جمع و به جای ایرانیان یا آریایی­ها بکار برده است.

شکل «اریان شهر» نیز به جای «ایران‌ شهر» در کتاب التنبیه و الاشراف، تألیف «ابوالحسن علی مسعودی»، مورخ سده‌ی 4 نیز دیده شده است.(مسعودی، ابولحسن علی.التنبیه و الاشراف، صص 38-39)
«شثر» (= شهر در فارسی) که در واژه­ی پهلوی «ایران شثر» آمده است در آن زبان به معنای کنونی «سرزمین» است.
در زبان پهلوی ساسانی به جای شهر (در معنی امروزی) شثرستان (= شهرستان در فارسی) بکاربرده می‌شد و کیشور (= کشور در فارسی) به معنی یک بخش از هفت بخش زمین بود که به تازی «اقلیم» خوانده شده است. در زبان پهلوی از واژه‌ی «ایرانشثر»، کشور ایرانیان، کشور آریاییان خواسته و دریافته می‌شد. (کیا، دکتر صادق. آریا مهر، ص 3-4)

ایران هم‌چنین منسوب به‌محل آن، به‌نژاد «ایر» یا جایگاه آریاییان گفته می‌شده و هم‌اکنون نیز به همان نسبت خوانده می‌شود. بخشی از پیام کی‌خسرو به افراسیاب‌ را ببینید :

به ایران زن‌ و مرد لرزان به ‌خاک         خروشان ز تو پیش یزدان پاک

که در این بیت : ایران به‌معنی کشور آریاییان است، یا :

دریغ‌ است، ایران که ویران شود          کنام پلنگان ‌و شیران شود

ابوسعید ابوالخیر در این چهارپاره (رباعی) ایران را به معنی جمع ایر آورده است :

سبزی بهشت و نوبهار از توبرند               آنی که به خلد یادگار از تو برند
در چین وختن، نقش‌ونگار از تو برند         ایران همه فال روزگار از تو برند

 

 

آریا اسپادانا , hi_espadana
آریا اسپادانا - 23:15 1386/07/6
12

  بدانیم و ببالیم
 

اولین مردمانی كه سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع كرد ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه اسب را به جهان هدیه كردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه حیوانات خانگی را تربیت كردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده كردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه مس را كشف كرد ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه آتش را در جهان كشف كردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه ذوب فلزات را آغاز كردند ایرانیان بودند در شهر سیلك در اطراف كاشان
 

اولین مردمانی كه كشاورزی را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه كشتی یا زورق را ساختند به فرمان یكی از پادشاهان زن ایرانی بوده است
 

اولین ارتش سواره در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز .
 

اولین مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه شیشه را كشف كردند و از آن برای منازل استفاده كردند ایراینان بودند .
 

اولین مردمانی كه زغال سنگ را كشف كردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه مقیاس سنجش اجسام را كشف كرد ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه به كرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند .
 

اولین مردمانی كه قاره آمریكا را كشف كردند ایراینان بودند و كریستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهای ایرانی كه در كتابخانه واتیكان بوده به فكر قاره پیمایی افتاده اند
 

كلمه شاهراه از راهی كه كورش کبیر بین سارد پایتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
 

كورش كبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام كورپولیس كه خجند امروزی نام دارد .
 

كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری كرد .
 

اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط كورش كبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد .
 

دیوار چین با بهره گیری از دیواری كه كورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .
 

اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و كشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را كورش كبیر در ایران پایه گذاری كرد .
 

كمبوجبه فرزند كورش بدلیل كشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر یك نقاشی دیواری وجود دارد كه كمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نكرد و بی احترامی به آنان ننمود .
 

داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داریك ( طلا ) و سیكو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد كه بعدها رایج ترین پولهای جهان شد
 

داریوش كبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت كاملا رایگان بنیان گذاشت كه به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند كه به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی كرد كه بعدها خط پهلوی نام گرفت . ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید . )
 

داریوش در پایئز و زمستان 519 تا 518 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندین تن از معماران مصری بروی كاغد آورد .
 

داریوش بعد از تصرف بابل 25 هزار یهودی برده را كه در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد كرد .
 

داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چین میرفت كه بعدها جاده ابریشم نام گرفت .
 

اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش كبیر به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترین كاخ آسیا شبیه سازی شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپولیس 3 سال طول كشید.
 

داریوش برای ساخت كاخ پرسپولیس كه نمایشگاه هنر آسیا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز یكبار یك سكه طلا ( داریك ) می داده و به هر خانواده از كارگران به غیر از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن كره عسل و پنیر میداده است و هر 10 روز یكبار استراحت داشتند .
 

داریوش در هر سال برای ساخت كاخ به كارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است كه به گفته مورخان گران ترین كاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است كه در همان زمان در مصر كارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نیز همراه بوده است .
 

تقویم كنونی ( ماه 30 روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج كرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و 31 روز تعطیلی رسمی كه یكی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است
 
 

داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع كنند .
 

داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه  وزارت آب  سازمان املاك  سازمان اطلاعات سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد.
 

اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد .
 

داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان كه جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد .
 

فیثاغورث كه بدلایل مذهبی از كشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش كبیر دارای یك زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد .
 

در طول سلطنت داریوش كبیر 242 حكمران بر علیه او شورش كرده بودند و او پادشاهی بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت .
 

داریوش در سال 521 قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات 

پان ته آ OOO , panikhanoomi
پان ته آ OOO - 22:58 1386/07/7
13

وجه تسمیه ایران

نام ایران برای ایرانی ها آشنا و خوشایند است.
اما از لحاظ تاریخی نام
«ایران» برای خارجی ها ناآشناست.

آن ها بیشتر ما را به نام پرشیا به خاطر می
آورند. تنها از سال 1935
میلادی است که بر طبق تقاضای دولت وقت، نام
سرزمینی که ما در آن زندگی می
کنیم به «ایران» تغییر اسم داده است


در واقع واژه «ایران» به جای واژه پرس ( به
لهجه فرانسوی)، پرشیا ( به
لهجه انگلیسی) که همگی از «پرسیس» یونانی
گرفته شده اند، آمده است.ایران
در یک کلام یعنی سرزمین آریایی ها، واژه ایران
به ایران باستان aryanam،
به فارسی باستان ariya ، به اوستایی airya و به
فارسی میانه eran تلفظ می
شود. واژه ERAN ترکیبی از ER و پسوند AN است و به
معنای منسوب به قوم ER
است. بنابراین اران و با تلفظی که ما امروز می
گوییم، ایران، یعنی محلی
منسوب به نژآد «ایر» یا محل آریاییان. از طرفی
به گفته بعضی از محققین
«ایر» در لغت به معنی فروتن و آزاده است و جمع
آن، ایران به معنی فروتنان
و آزادگان است.

در اوستا هم ایران نام سرزمینی است که مردمی
شریف، نجیب، نژاده و اصیل
در آن زندگی می کنند. اوستا در بخش وندیداد از
جایی به نام «ایرانویج»
نام می برد که مرکز اصلی ایرانی ها است.
ایرانویچ تغییر یافته واژه
«اییرینه وئجه» است. در سانسکریت واژه بیجه به
معنی تخم است و از این رو
خاورشناسان «اییرینه وئجه» را به معنی
«سرزمین تخمه و نژاد آریایی» گرفته
اند. در واقع نام سرزمینی است که ایرانیان
نخست به آن جا رفتند و از آن
جا تدریجاً پیش رفتند و سراسر ایران زمین را
گرفتند و بعدها همه ممالکی
که در تصرف آنان بود، ایران نامیده شد.

در اوستا وقتی درباره ایرانویچ سخن می رود،
صحبت از جایی است بسیار سرد
و شاید به خاطر همین سرماست که ایرانی ها کوچ
کرده اند. در وندیداد آمده:
نخستین جا و سرزمین نیکویی که من، اهورامزدا
آفریدم، ایرانویچ بود که از
رود «ونگوهی داییتی» همان «وهرود» است و در
جای دیگر آمده که وهرود، رود
جیحون (اکسوس) است. نام ایرانویچ در اوستا و
کتب پهلوی بارها ذکر شده و
دانشمندان احتمال می دهند که مکان آن اطراف
خوارزم و جیحون باشد. در زمان
ساسانیان سرزمین ایران به نام ایرانشهر
(eran-star) و ایرانی به نام
ایرانشهری (eranstrik) معروف بودند.

اما آن چه که به نام فلات ایران می شناسیم،
منطقه وسیع و بلندتر از مکان
های پست اطراف است که در آسیای جنوب غربی شامل
قفقاز، ترکستان و
افغانستان و ایران کنونی بود و قبل از مهاجرت
آریاییان به این سرزمین،
اقوامی از نژادهای مختلف در آن می زیستند و
منطقه ای که امروز ایران نام
دارد جزو قسمتی از بخش غربی و تا حدی جنوبی آن
و در حدود 63 درصد تمام آن
است.

پان ته آ OOO , panikhanoomi
پان ته آ OOO - 14:43 1386/07/27
14
قسمتی از وصیتنامه کوروش بزرگ16.gif

.....

 پس از مرگ بدنم را مومیای نكنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاك ایران را تشكیل دهد . چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینكه بدنش در خاكی مثل ایران دفن شود.

....

..... بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینكه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.16.gif

 

با تشکر از بهاره ی عزیز...

پان ته آ OOO , panikhanoomi
پان ته آ OOO - 15:11 1386/07/27
15
ارسال پیام
کلوب آی دی : B_V
نام : بهاره د
تولد : 1 آذر 1359
زن ، مجرد
قسمتی ازمنشور کورش بزرگ16.gif

....

دین و آیین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی كه من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.