| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
605
|
2552
|
90/11/30 (19:39)
|
|
||
|
|
114
|
820
|
90/11/30 (19:34)
|
|
||
|
|
95
|
483
|
89/9/2 (09:56)
|
|
||
|
|
300
|
1269
|
89/7/5 (12:23)
|
|
||
|
|
111
|
474
|
86/12/15 (23:02)
|
|
||
|
|
61
|
258
|
89/9/13 (09:53)
|
|
||
|
|
167
|
686
|
89/8/11 (09:50)
|
|
||
|
|
215
|
852
|
90/10/4 (09:53)
|
|
||
|
|
11
|
82
|
90/2/3 (12:45)
|
|
||
|
|
51
|
195
|
89/11/1 (09:34)
|
|
||
|
|
67
|
366
|
88/12/14 (02:58)
|
|
||
|
|
135
|
734
|
88/2/2 (16:25)
|
|
||
|
|
14
|
72
|
88/2/2 (16:11)
|
|
||
|
|
399
|
1504
|
87/12/17 (00:09)
|
|
||
|
|
352
|
2171
|
87/6/20 (12:40)
|
|
||
|
|
1
|
11
|
87/4/4 (22:43)
|
|
||
|
|
54
|
193
|
87/3/17 (16:42)
|
|
||
|
|
144
|
634
|
87/3/13 (22:36)
|
|
||
|
|
6
|
25
|
86/12/15 (22:15)
|
|
||
|
|
15
|
51
|
86/12/4 (00:14)
|
|

یک علاقه مند سینما در فیلم «سیرک» اثر چارلی چاپلین در تصویر غیرقابل توضیحی، زنی را کشف کرد که به نظر میرسد مشغول صحبت با تلفن همراه است.
به گزارش خبرگزاری مهر، کارشناسان سینما از دیرباز بر این عقیده بودند که چارلی چاپلین، نابغه بزرگ سینما بوده است.
اکنون به نظر میرسد که چاپلین به ویژه در شکار صحنههای شگفت انگیز واقعا یک نابغه بوده است. شاهد این ادعا، فلیمی است که چاپلین در سال ۱۹۲۸ ساخته است.
جورج کلارک علاقه مند سینما پس از یکسال بررسی به تازگی فیلمی را بر روی «یو تیوب» گذاشته است که نشان میدهد در فیلم «سیرک» زنی مشغول صحبت با تلفن همراه است. در این فیلم زنی دیده میشود که دست خود را نزدیک گوش خود گرفته است و درحالی که تنها مشغول راه رفتن در خیابان است حرف میزند.
کلارک معتقد است که میتواند یک دستگاه سیاه رنگ شبیه به تلفن همراه را در دست این زن ببیند و با قرار دادن این فیلم در اینترنت یک جریان احساسی را در خصوص امکان سفر در زمان ایجاد کرده است. درحالی که کارشناسان و کسانی که به سفر در زمان اعتقادی ندارند به دنبال توضیحاتی برای این تصویر هستند.
بعضی از اطلاعاتی که در فیلم جورج کلارک ارائه میشوند بسیار گیج کنندهاند به طوری که این فرضیه را مطرح میکنند که فیلم دستکاری شده است.
برخی دیگر از مخالفان فرضیه سفر در زمان معتقدند که این زن مشغول خاراندن گوش خود است و یا تلاش میکند که صورت خود را از جلوی دوربین چاپلین و یا حتی نور آفتاب بپوشاند.
یک فیزیکدان نجوم در توضیح این فیلم گفت: «بی شک، تئوری سفر در زمان بسیار مورد توجه قرار دارد اما حتی اگر سفر در فضا و زمان ممکن باشد بسیار غیرمحتمل است. هیچ راهی وجود ندارد که این زن از طریق آن قادر باشد چیزی بزرگتر از یک ذره درون اتمی را با خود حمل کند.»
براساس گزارش تایم، وبلاگ نویسان فناوری در خصوص این ویدئو که تاکنون صدها هزار بازدیدکننده داشته است توضیح دادهاند که این زن احتمالا مشکل شنوایی داشته و این دستگاه احتمالا نوع جدیدی از سمعکی به نام «سمعک آئودی فن کربنی مدل ۳۴ A وسترن الکترونیک» بوده که شرکت زیمنس در سال ۱۹۲۴ اختراع کرده است.
این دستگاه یک میکروفن کربنی داشته که به یک دیافراگم الکترومغناطیسی وصل میشود و نزدیک به گوش میلرزیده است.»
جزئیات این سمعک هنوز در روی وب سایت زیمنس در بخش تاریخچه شرکت در دسترس است.
حتی اگر فرضیه سمعک از سایر فرضیهها معتبرتر باشد هنوز مشخص نیست که چرا این زن مشغول حرف زدن با خود بوده است. آیا واقعا وی یک سفرکننده در زمان است؟


از طول کادر عبور میکند و درحال خارج شدن از صحنه است

همان صحنه با کمی زوم نشان میدهد که شیء در دست زن است

در زوم بیشتر معلوم میشود که زن درحال حرف زدن است

آخرین درجه زوم از تصویر زنی که میتواند یک سفرکننده در زمان باشد!
اکسولوتل عجیب ترین ماهی دنیا که میخندد و دست و پا دارد
اکسولوتل( Axolotl
) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد.
این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه
و وزغ واقعا دوزیست است.
معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند بالغ نمیشود. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب می باشد. هردو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.
اکسولوتل فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند.
آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد. هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما با هم درگیر میشوند.
خوششانس! اگر شما یک اکسولوتل دارید که پایش را از دست داده است نگران نباشید چون دوباره پایش رشد میکند!
اکسولوتل در ترمیم اعضاء بدنش در بین مخلوقات معروف است، آنها میتوانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان را احیا کنند یا در صورت قطع شدن آن اعضاء دوباره آنرا اضافه کنند. دم، پوست و هر عضو عمده بدنشان مثل قلب، جکر و کلیه قابل ترمیم یا اضافه شدن است.
اکسولوتل بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگهای طلایی آلبینو (طلایی شفاف) ، سفید شفاف، سیاه شفاف و خالدار نیز یافت میشود.
اکسولوتل میتواند بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15 سال عمر کند.
| |
|
|
بسیاری از مردم كتاب "شاهزاده كوچولو" اثر اگزوپری" را میشناسند. اما شاید همه ندانند كه او خلبان جنگی بود و با نازیها جنگید وكشته شد.
قبل از شروع جنگ جهانی دوم اگزوپری در اسپانیا با دیكتاتوری فرانكو میجنگید. او تجربههای حیرت آور خود را در مجموعهای به نام لبخند گرد آوری كرده است.
در یكی از خاطراتش مینویسد كه او را اسیر كردند و به زندان انداختند. او كه از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانها حدس زده بود كه روز بعد اعدامش خواهند كرد مینویسد:
"مطمئن بودم كه مرا اعدام خواهند كرد به همین دلیل بشدت نگران بودم. جیبهایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا كنم كه از زیر دست آنها كه حسابی لباسهایم را گشته بودند در رفته باشد یكی پیدا كردم وبا دستهای لرزان آن را به لبهایم گذاشتم ولی كبریت نداشتم.
از میان نرده ها به زندانبانم نگاه كردم. او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یك مجسمه آنجا ایستاده بود.
فریاد زدم "هی رفیق كبریت داری؟" به من نگاه كرد شانه هایش را بالا انداخت وبه طرفم آمد. نزدیكتر كه آمد و كبریتش را روشن كرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد. لبخند زدم ونمیدانم چرا؟ شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این كه خیلی به او نزدیك بودم و نمیتوانستم لبخند نزنم.
در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دلهای ما را پر كرد. میدانستم كه او به هیچ وجه چنین چیزی را نمیخواهد... ولی گرمای لبخند من از میلهها گذشت و به او رسید و روی لبهای او هم لبخند شكفت. سیگارم را روشن كرد ولی نرفت و همانجا ایستاد مستقیم در چشمهایم نگاه كرد و لبخند زد من حالا با علم به اینكه او نه یك نگهبان زندان كه یك انسان است به او لبخند زدم نگاه او حال و هوای دیگری پیدا كرده بود.
پرسید: "بچه داری؟" با دستهای لرزان كیف پولم را بیرون آوردم وعكس اعضای خانوادهام را به او نشان دادم و گفتم: "اره ایناهاش"
او هم عكس بچههایش را به من نشان داد ودرباره نقشهها و آرزوهایی كه برای آنها داشت برایم صحبت كرد. اشك به چشمهایم هجوم آورد. گفتم كه میترسم دیگر هرگز خانوادهام را نبینم. دیگر نبینم كه بچه هایم چطور بزرگ می شوند.
چشمهای او هم پر از اشك شدند. ناگهان بیآنكه كه حرفی بزند قفل در سلول مرا باز كرد و مرا بیرون برد. بعد هم مرا بیرون زندان و جاده پشتی آن كه به شهر منتهی میشد هدایت كرد نزدیك شهر كه رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بیآنكه كلمهای حرف بزند.
یك لبخند زندگی مرا نجات داد!
و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
"و
ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟"
در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.
تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.
عكس هوایی از شئ كشتی شكل
دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.
۱۷سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.
به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد:
«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.
از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.
بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

تصویر ران ویت درپارك ملی كشتی نوح
طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.
وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.
پارك ملی كشتی نوح
تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰
سال
پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه
را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه
های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال
قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود
به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که
اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی
اینجا
صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست.
بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و
نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار
کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته
است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک
واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه
خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس
دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه
تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا
چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار
جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید
انجام می شد.
…خوشبختانه تحقیق
بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات
حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از
ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به
واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی
کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ
و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند
لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند
تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق
نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات
حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ
که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به
هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است…
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی
آزمایشات
دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید
کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم
کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری
شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.

نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد..
تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.و اصنع الفلک باعینن�ت
|
معنی نام کشورهای جهان! آذربایجان: آتورپاتکان(نگهدار آتش( |
بله همگی ما می دانیم که انیشتین این
فرمول (2mc=e) را کشف کرد. اما واقعیت
آن است که چیزهای کمی در مورد زندگی
خصوصی اش می دانیم. خودتان را با مرور
این هشت مورد شگفت زده کنید!
1- او با سر
بزرگ متولد شد
وقتی انیشتین به دنیا آمد خیلی چاق
بود و سرش خیلی بزرگ تا آن جایی که
مادر وی تصور می کرد فرزندش ناقص است
اما بعد از چند ماه سر و بدن او به
اندازه های طبیعی بازگشت.
2- حافظه اش به
خوبی آنچه تصور می شود نبود
مطمئنا انیشتین توانسته کتاب های مملو
از فرمول و قوانین را حفظ کند اما
برای به یاد آوری چیزهای معمولی واقعا
حافظه ی ضعیفی داشته است. او یکی از
بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز
تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش
برای این فراموش کاری مختص دانستن
تاریخ تولد برای بچه های کوچک بود.
3- او از
داستان های علمی، تخیلی متنفر بود
انیشتین از داستان های تخیلی بیزار
بود زیرا احساس می کرد آنها باعث
تغییر درک عامه مردم از علم می شوند و
در عوض به آنها توهم باطلی از چیزهایی
که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند
میدهد. او می گفت: (من هرگز در مورد
آینده فکر نمی کنم زیرا به زودی می
آید.)
4- او در آزمون
ورودی دانشگاه رد شد
در سال 1895 در سن 17 سالگی انیشتین
که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است
که تاکنون متولد شده در آزمون ورودی
دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوئیس رد شد.
در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت
سرگذاشت اما در بخش های باقی مانده
مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی بعد
ها از او در این رابطه سوال شد
گفت
آنها بی نهایت کسل کننده بودند و
او تمایلی برای پاسخ دادن به این
سوالات را در خود احساس نمی کرد.)
5- علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
انیشتین در سنین جوانی یافته بود که
شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می
شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به
پا نکند و این عادت تا زمان مرگش
ادامه داشت.
6- او فقط یک
بار رانندگی کرد
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و
تدریس در دانشگاه از راننده مورد
اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی
نه تنها ماشین او را هدایت می کرد
بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان
شنوندگان حضور داشت. یک روز انیشتین
در حالی که در راه دانشگاه بود با
صدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی
احساس خستگی می کند؟ راننده اش
پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض
کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند
چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه
استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی
داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی
توانستند او را از راننده اصلی تشخیص
دهند قبول کرد. اما کمی تردید در مورد
اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی
از وی بپرسند او چه میکند در درونش
داشت. به هر حال سخنرانی به نحوی عالی
انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب
درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی
شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت: سوالات
به قدری ساده هستند که حتی راننده من
نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس
انیشتین از میان حضار برخواست و به
راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که
باعث شگفتی حضار شد.
7- الهام گر او
یک قطب نما بود
انیشتین در دوران نوجوانی یک قطب نما
به عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت
کرده بود. وقتی او طرز کار قطب نما را
مشاهده می نمود سعی می کرد طرز کار آن
را درک کند. او بعد از انجام این کار
بسیار شگفت زده شد. بنابراین تصمیم
گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را
درک کند.
8- راز نهفته
در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتین در سال 1995 مغر
او توسط توماس تولتزهاروی برای
تحقیقات برداشته شد. هاروی تکه هایی
از مغز انیشتین را برای دانشمندان
مختلف در سراسر جهان فرستاد از این
مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتین
در مقایسه با میانگین متوسط انسان ها
مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که
مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.
همچنین مغز وی مقدار کمی چین خوردگی
حقیقی موسوم به شیار سیلیسیوس داشته
که این مسئله امکان ارتباط آسانتر
سلولهای عصبی را با یکدیگر فراهم می
سازد. علاوه بر اینها مغز وی دارای
تراکم و چگالی زیادی بوده و همین طور
قطعه اهیانه پایینی توانایی همکاری
بیشتری با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات
را داشته است.
هویج حلقه شده شبیه چشم انسان است..مردمک و عنبیه و خط نوری که به چشم میرسد درست مانند چشم انسان میباشد.تحقیقات نشان میدهد که مصرف هویج باعث افزایش جریان خون در عملکرد چشم میشود.
![]()
وقتی گوجه فرنگی رو از وسط دو نیم میکنید چها تا خونه میبینید که قرمزه و دقیقا مثلقلب هستش که اون هم قرمزه و چها تا بخش مجزا داره.تحقیقات نشون داده که گوجه فرنگی خون رو تصفیه میکنه....
![]()
حبه های انگور روی خوشه شبیه قلب هستش و هر دونه اون شبیه سلولهای خونی.امروزه تحقیقات نشون داده که انگور برای حیات قلب بسیار مفیده.
![]()
گردو شبیه مغز انسان میمونه .نیم کره راست و نیم کره چپ.قسمت بالای مغز و پایین مغز.حتی چین خوردگی های و پیچیدگی های اون هم شبیه نئو کورتکس میباشد.در حال حاضر میدانیم که گردو ۳۶ مرتبه نورونهای پیام رسان به مغز را گسترش میدهد.
![]()
تا حالا به لوبیا قرمز دقت کردین ..درسته ..شبیه کلیه انسان هستش ..تحقیقات نشون داده که لوبیا قرمز در بهبود عملکرد کلیه نقش بسزایی داره.
![]()
ساقه کرفس شبیه به استخوان است و این نوع از سبزیجات در استحکام استخوان بسیار موثر میباشد.استخوانها تشکیل شده از ۲۳٪ سدیم و کرقس هم ۲۳٪ سدیم داره.چنانچه در رژیم غذایی شما سدیم وجود نداره کرفس میتونه این کمبود رو جبران کنه.
![]()
آوکادو و گلابی و بادمجان برای سلامت سرویکس و رحم درخانمها بسیار موثر میباشد.امروزه تحقیقات نشان میدهد که اگر خانمها در هفته یک عدد آوکادو مصرف نمایند هورمونهای آنها متعادل میشود و از بروز سرطان رحم جلوگیری میکند.جالبه که بدونید ۹ ماه از شکوفه کردن آوکادو تا رسیدن میوه آن طول میکشه..
![]()
انجیر پر از دونه هستش که وقتی که رشد میکنه بصورت دوتایی رو درخت آویزونه(تا حالا دقت نکردم
).انجیر باعث افزایش تعداد و حرکت اسپرم مرد و همچنین جلوگیری از عقیم شدن میشود.
![]()
Sweet potatoes (نمیدونم فارسیش چی میشه )شبیه لوزلمعده هستش که باعث تعادل قند خون در بیماران دیابتی میشود.
زیتون به سلامت و عملکرد تخمدان کمک میکند.
![]()
کریپ فروت و پرتقال و انواع مرکبات شبیه غده های شیری هستند و در سلامت سینه و جنبش غدد لنفاوی در سینه موثر است.
![]()
پیاز شبیه سلولهای بدن میباشد.امروزه تحقیقات نشان داده است که پیاز نقش مهمی در خروج مواد زائد در بدن را داراست.و باعث ریزش اشک و شستشوی لایه مخاطی چشم میگردد.
|
شنیده بودید كه ریاضیات علم شگفتی هاست
فکر می کنم بعد ازمشاهده مطالب زیر، به زیبا و شگفت انگیز بودن ریاضی بیش از پیش ایمان خواهیدآورد …
1 x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321
1 x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10 = 1111111111
9 x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888
***شگفت انگیز بود ، نه ؟***
تقارن را ملاحظه كنید
1 x 1 = 1
11 x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111= 12345678987654321
شاید هر روز نام چند محله تهران را بشنویم بی آنکه بدانیم چرا به این نامها معروف شده اند
فرمانیه
در گذشته املاک زمینهای این منطقه متعلق به کامران میرزا نایبالسلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.
فرحزاد
این منطقه به دلیل آب و هوای فرح انگیزش به همین نام معروف شده است.
شهرک غرب
دلیل اینکه این محله به نام شهرک غرب معروف شد ساخت مجتمع های مسکونی این منطقه با طراحی و معماری مهندسان آمریکایی و به مانند مجتمع های مسکونی آمریکایی بوده و در گذشته نیز محل اسکان بسیاری از خارجیها بوده است.
آجودانیه
آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا میکند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.
اقدسیه
نام قبلی اقدسیه (تا قبل از 1290 قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.
جماران
زمینهای جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوههای این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگهای بزرگ به دست می آمده است، آنجا را جمران، یعنی محل بهدست آمدن جمر نامیدهاند.
پل رومی
پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عدهای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلالالدین رومی گرفتهشده است.
جوادیه (در جنوب تهران)
بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.
داودیه (بین میرداماد و ظفر)
میرزا آقاخان نوری صدر اعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.
درکه
اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته اند.
دزاشیب (در نزدیکی تجریش)
روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام « آشِب » وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو میگفتند.
زرگنده
احتمالا دلیل نامگذاری این محل کشف سکه ها و اشیاء قیمتی در این محل بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.
قلهک
کلمه قلهک از دو کلمه "قله" و "ک" تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاههای لشگرک، ونک و شمیران بوده است، به آن( قله- هک) گفته شده است.
کامرانیه
زمینهای این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجهتعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمینهای حصاربوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمینها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.
محمودیه ( بین پارک وی و تجریش یا ولیعصر تا ولنجک)
در این منطقه باغی بوده است که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسیه میگفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشامالسلطنه، محمودیه نامید.
نیاوران
نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از "نیا" (حد، عظمت و قدرت) ؛"ور" (صاحب) و "ان" علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.
ونک
نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف (ک)که به صورت صفت ظاهر میشود.
یوسف آباد
منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفیالممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.
پل چوبی
قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازهها، دروازه شمیران بود با خندقهایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده میشد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.
شمیران
نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و « ران » به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. به همین ترتیب نیز تهران به معنای جای گرم است.
همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران میگفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.
گیشا
نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه (کینژاد و شاپوری) میباشد.
منیریه (در جنوب ولیعصر)
منیریه در زمان قاجار یکی از محله های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامرانمیرزا، یکی از صاحبمنصبان قاجر، به نام منیر گرفته شدهاست