userinfo close

  ,

سمینار ها بزرگداشتها و همایش ها


seminarha

تاسیس: 5 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مشق رزم - معاونان
خود پیداست!...
 

عنوان بحث

اسم فامیل , zartosht_ahora
اسم فامیل - 10:28 1385/03/27

29 Khordad

Hoseinie Ershad Salgarde Doktor Ali Shariati
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
پروانه ا , parvaneh_2911
پروانه ا - 07:23 1385/04/2
4


مجموعه آثار 1: با مخاطبهای آشنا
*

مجموعه آثار 2: خودسازی انقلابی
*

مجموعه آثار 3: ابوذر
*

مجموعه آثار 4: بازگشت
*

مجموعه آثار 5: ما و اقبال
*

مجموعه آثار 6: تحلیلی از مناسک حج
*

مجموعه آثار 7: شیعه
*

مجموعه آثار 8: نیایش
*

مجموعه آثار 9: تشیع علوی و تشیع صفوی
*

مجموعه آثار 10: جهت گیری طبقاتی در اسلام
*

مجموعه آثار 11: تاریخ تمدن (جلد 1)
*

مجموعه آثار 12: تاریخ تمدن (جلد 2)
*

مجموعه آثار 13: هبوط در کویر
*

مجموعه آثار 14: تاریخ و شناخت ادیان (جلد 1)
*

مجموعه آثار 15: تاریخ و شناخت ادیان (جلد 2)
*

مجموعه آثار 16: اسلام شناسی 1 (درسهای حسینیه ارشاد)
*

مجموعه آثار 17: اسلام شناسی 2 (درسهای حسینیه ارشاد)
*

مجموعه آثار 18: اسلام شناسی 3 (درسهای حسینیه ارشاد)
*

مجموعه آثار 19: حسین وارث آدم
*

مجموعه آثار 20: چه باید کرد؟
*

مجموعه آثار 21: زن
*

مجموعه آثار 22: مذهب، علیه مذهب
*

مجموعه آثار 23: جهان بینی و ایدئولوژی
*

مجموعه آثار 24: انسان
*

مجموعه آثار 25: انسان بی خود
*

مجموعه آثار 26: علی
*

مجموعه آثار 27: بازشناسی هویت ایرانی ـ اسلامی
*

مجموعه آثار 28: روش شناخت اسلام
*

مجموعه آثار 29: میعاد با ابراهیم
*

مجموعه آثار 30: اسلام شناسی
*

مجموعه آثار 31: ویژگیهای قرون جدید
*

مجموعه آثار 32: هنر
*

مجموعه آثار 33: گفتگوهای تنهائی (بخش اول و دوم)
*

مجموعه آثار 34: نامه ها
*

مجموعه آثار 35: آثار گونه گون (بخش اول)
*

مجموعه آثار 36: آثار گونه گون (بخش دوم)

پروانه ا , parvaneh_2911
پروانه ا - 07:13 1385/04/2
3

«خدایا! كمكم كن كه هیچ حقیقتی رافدای هیچ مصلحتی نكنم.»

و دكترشریعتی با بیان این جمله نشان می‌دهد كه درد و درمان را به خوبی می‌شناسد. او نشان می‌دهد كه بخش عمده‌ای ازمشكلات جامعه ایرانی همین ترجیح دادن حقیقت بر مصلحت است و همین عامل معطل ماندن قانون دركشور ماست، تاجائیكه حتی برخی احكام دین و شریعت از گزند آن درامان نمانده‌اند.

امروزه خیلی‌ها معتقدند كه دیگر عصر تفكرات شریعتی به سرآمده و اندیشه‌های او دیگر نمی‌تواند راه گشا باشد. او را به شدت ایدئولوگ و اندیشه‌هایش را كاملاً آرمانی می‌پندارند، كه هرگز قابلیت اجرا ندارند.

اما چرا هنوز شریعتی و اندیشه‌هایش در نزد عوام و خواص، و دوست و دشمن محترم است؟ به چه دلیل است كه هركس وارد مباحث روشنفكری و جامعه‌شناسی می‌شود، مطالعه آثار دكتر شریعتی را بر خود فرض می‌داند؟
یقیناً به این دلیل است كه شریعتی با زبان عامه مردم صحبت می‌كند و خود را جدای از ملت نمی‌پندارد. او خود را از طبقه خواص و بیگانه با عوام نمی‌داند. شریعتی از شریعت و كاركرد آن در جامعه می‌گوید و راه را با چراغ اسلام نشان می‌دهد و چون دین مطابق با فطرت انسانهاست، شریعتی باقلمش، فطرت خفته جامعه را هدف قرار می‌دهد و آنرا برمی‌انگیزاند، بدون آنكه بتوان به وی برچسب شورشی و یا آنارشیست زد.

شریعتی یك روشنفكرحقیقی است اما از الگوی غربی آن پیروی نمی‌كند بلكه یك اسلامگرای محض است، اما او در آثارش با استفاده از رهنمودهای دین همانند غرب پیشرفته بودن را تبلیغ می‌كند و شاید از همین روست كه عده‌ای او را تكنوكرات می‌خوانند و رجوع به آثار شریعتی برای شناخت دین را اشتباه می‌دانند، اما «اسلام شناسی» دكترشریعتی، شاید بی‌نظیرترین مجموعه درسهای اسلام در150 سال اخیر بوده باشد. دكترشریعتی دراسلام شناسی خود با معرفی سایر نظامهای حكومتی و مكاتب فلسفی كه منشا اكثریت مطلق آنها غرب بوده است دو عامل را تبیین می‌كند: اول اینكه غرب از ارائه الگوی صحیح حركت برای انسان در طبیعت و جامعه عاجز است و همواره در آزمون و خطا سرگردان، و دیگراینكه به معرفی ظرفیتهای پنهان اسلام می‌پردازد و با مقایسه آن با سایرمكاتب نشان می‌دهدكه اگراسلام بطور كامل وارد جامعه شود و حكومت را در دست گیرد توانایی ایجاد بستر مناسب برای رشد آدمی را داراست. اما باید دید كه اسلام شریعتی چگونه اسلامی است؟

دكترشریعتی بااسلام خانقاهی و صوفیانه سرناسازگاری دارد و آنرا عامل گمراهی می‌داند. او تارك دنیا بودن و اباحی‌گری در دین را رد می‌كند و می‌گوید: «خدایا! جامعه‌ام را از بیماری عرفان ومعنویت زدگی شفابخش، تا به زندگی و واقعیت بازگردد و مرا از ابتذال زندگی و بیماری واقعیت زدگی نجات بخش تا به آزادی عرفانی و كمال معنوی برسم.»(1) در واقع او اسلام و معنویت دینی را نه در پس خانقاه. كه در میان مردم و جامعه می‌جوید و تجلی دین و اسلام علوی را در دنیا و امور روزمره آن می‌خواهد نه فقط برای آخرت:«خدایا! به مذهبی‌ها بفهمان كه: آدم از خاك است. بگو كه یك پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می‌كند كه یك پدیده غیبی. در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد كه درآخرت، و مذهب، اگر پیش از مرگ بكار نیاید، پس از مرگ به هیچ كار نخواهد آمد!» (2)

از این روست كه نمی‌توان به او لقب ضددین داد، چرا كه او تنها خواهان بر افتادن شیوه كنونی است و معتقد است كه دین نه آن چیزی است كه امروز به مردم عرضه می‌شود و متن دین و شارع مقدس را كاملتر، تواناتر و جذابتر از سیمای كنونی‌اش می‌داند.

او در پی رد دین نیست بلكه می‌كوشد تا مفاهیمی را كه واژگونه تعبیر شده‌اند را مجدداً بازشناسی كند و حقیقت آن را در اختیار مردم قرار دهد. او دینداری را مساوی با خزیدن در كنج خلوتگاهها و بریدن از اجتماع نمی‌داند و برای حل امور جاری دنیا و آخرت بسنده كردن به نذر و نیاز و دعا را كافی نمی‌داند، بلكه سعی دارد تا این مطلب را یادآوری كند كه دین چقدر به كار و كوشش و تلاش سفارش كرده است و از دید او دین محدود به مقداری مناسك فردی نمی‌شود و از آئینهای اجتماعی و كاركردهای آن در جامعه نیز یاد می‌كند. او از اینكه همه كارها به امید آمدن موعودی مصلح به زمین گذاشته شود، بیزار است و نسبت به جبر خودساخته جوامع اسلامی معترض. چرا كه او انتظار را برابر توسری‌خور بودن و سكون و رخوت و در یك كلام ظلم‌پذیر بودن نمی‌داند، بلكه از انتظار به عنوان «مذهب اعتراض» (3) یاد می‌كند. از این‌روست كه او در مذهب تفكیك «علوی» و«صفوی»(4) را قائل می‌شود و فاصله «تشیع علوی» و «تشیع صفوی» را پر نشدنی می‌داند و دلیل آن هم اینست كه:«تنها اسلام است كه رویه فعلی آن با رویه قبلی آن در تضاد است و واقعیت موجود با حقیقت مجهول متضاد بوده وتنها تشیع است كه از آنچه كه بوده با آنچه كه هست، فاصله‌اش از فاصله كفر و دین هم بیشتراست.»(5) و با همین دیدگاه است كه او خواستار تغییر و تحول در آئینهای دینی، نه برای تخطئه و رد آن، بلكه به دنبال شناخت حقیقت و ذات دین است تا مردم با شناخت آن آموزه‌ها به كاركرد آن پی برند و آنرا در امور روزمره خویش جاری و ساری سازند.

دكترشریعتی در رویكردهای اجتماعی و بررسی پدیده‌های مرتبط با جامعه نیز همین روال را در پیش می‌گیرد. او همواره با دو طبقه «عوام» و «خواص» سر و كاردارد. عوام را علی رغم، فهم پائین، طبقه‌ای با «همت بالا» و «فداكار» می‌داند كه همـواره آماده جانفشانی در راه آرمانها وعقایدش است و در این راه تعصب به خرج می‌دهد و از این‌رو می‌كوشد تا تعصب عوام را با فهم همراه سازد، و در نقطه مقابل با طبقه روشنفكران روبروست كه با وجود فهم بالا، «نق نقو» و «بی خاصیت» هستند كه كاری جز حرّافی ندارند و در هنگام بروز مشكلات منافع را بر اعتقادات ترجیح می‌دهند و به این سبب تلاش می‌كند تا فهم خواص را با تعصب درآمیزد.

دكترشریعتی در مباحث جامعه شناسی خود، نقش اقتصاد را بسیار حیاتی می‌داند و عامل بریدن انسان از خدا را نه حضور دین بلكه روابط غلط اجتماعی و اقتصادی حاكم بر جوامع می‌داند و به این وسیله اصل شكل‌گیری مدرنیته در اروپا را زیرسوال می‌برد و اینكه دخالت بیش از حد پاپ وكلیسا در امور جاری مردم، عامل حقیقی رنسانس در اروپا بوده است را «بزرگترین دروغ تاریخ » می‌نامد. او دلیل حقیقی بریدن انسان قرون وسطایی در اروپا، از آموزه‌های آسمانی و پناه آوردن او به فكر زمینی خود را، نظام بسته و غلط اقتصادی حاكم برجامعه اروپا، یعنی فئودالیته و وجودجامعه دو طبقه‌ای حاكم و محكوم یا ارباب و رعیت می‌داند و عامل ظهور و رشد طبقه‌ای به نام بورژوا را نتیجه عصیان رعیتی معرفی می‌كندكه سالها توسط ارباب عقب مانده نگهداشته شده و از مواهب اجتماعی محروم بوده است.

بورژوا طبقه متوسطی است كه پایگاه اجتماعی آنها، بازار، محسوب می‌شود و شامل خرده روشنفكرانی كه راه نجات رعیت و كارگر را در واگذاری صنعت و اقتصاد به كارگر می‌داند و راه سعادت او را در اقتصاد محور بودن او جستجو می‌كند، نه در خداباور بودنش، و چون وضعیت اقتصادی این طبقه تغییر كرد، در نتیجه تغییر تفكر و ایدئولوژی و تغییر روابط اجتماعی و طبقاتی را در پی داشت، چراكه:«تا یك زیربنای اجتماعی و اقتصادی از نظر تغییر روابط طبقاتی و اجتماعی درجامعه بوجود نیاید، تغییر تفكر و ایدئولوژی و بینش بوجود نمی‌آید.»(6) و به همین دلیل است كه جامعه وقت اروپا، بورژوا را كه تعلق خاطری به دین ندارد و تنها راه تكثر سرمایه را در نظر گرفتن صرف سود شخصی معرفی می‌كند را سرمشق قرار می‌دهد و جامعه اروپا، لائیك و دین‌ستیز می‌شود، چرا كه بورژوا عامل رشد خود را رهایی از تعلقات دینی معرفی كرده است. دكتر شریعتی در كنار دفاع از دین، اقتصاد را برای پایداری مردم بر ایمان و اعتقاداتشان لازم و ضروری می‌داند. در واقع دكتر شریعتی وجود نظام طبقاتی و عدم رعایت عدالت اجتماعی در روابط بین طبقات را عامل دردسر می‌داند و از این رو نظریه «جامعه بدون طبقه توحیدی»را ارائه می‌كند.

بدون شك دكترشریعتی از بزرگترین جامعه‌شناسان و روشنفكران دین‌گرای معاصر جامعه ماست، كه با به چالش كشیدن روابط بین طبقاتی و درون طبقاتی جامعه، به خصوص درعرصه دین، حقیقتهایی ناگفته را در اختیار عموم جامعه گذاشت، بدون اینكه از عدالت خارج شود و از این‌رو باید او را یك آغازگر دانست

(1)و(2) فلسفه نیایش – دكترعلی شریعتی

(3) امت وامامت – دكترعلی شریعتی

(4) تشیع علوی وتشیع صفوی ـ دكترعلی شریعتی

(5) علی بنیانگذاروحدت – دكترعلی شریعتی

(6) ریشه اقتصادی رنسانس – دكترعلی شریعتی


"ایمان صفر پور"
پروانه ا , parvaneh_2911
پروانه ا - 07:05 1385/04/2
2

شریعتی از تولد تا شهادت:

دکتر علی شریعتی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد . پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است .

دوران دبستان را در مزینان گذراند و برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان وارد دبیرستان فردوسی مشهد شد و در سال 1329 وارد دانشسرای مقدماتی مشهد شد. در سال 1331 دانشسرای مقدماتی را به پایان رساند و اقدام به تاسیس انجمن اسلامی دانش آموزان نمود.

در سال 1332 به عضویت نهضت مقاومت ملی در آمد و در سال 1333 موفق به اخذ دیپلم کامل ادبی شد و در همان سال اولین کتاب خود را که ترجمه ای از یک کتاب بود به چاپ رساند.

دکتر علی شریعتی در سال 1334 وارد دانشکده ادبیات مشهد شد و در همان سال اقدام به انتشار یکی از انقلابی ترین کتابهای خود یعنی ابوذر غفاری نمود .

در سال 1336 به همراه عده ای از اعضای نهضت مقاومت ملی در مشهد دستگیر شد و در سال 1337 از دانشکده ادبیات با رتبه اول فارق التحصیل شد و با یکی از همکلاسیان خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج کرد .

دکتر علی شریعتی در سال 1338 با بورسیه دولتی برای ادامه تحصیلات عازم فرانسه شد و در آنجا هم دست از مبارزه بر نداشت و به سازمان آزادیبخش الجزایر پیوست و به همین دلیل مدتی را در زندان فرانسه به سر برد و در همانجا بود که با افکار نوین افرادی چون سارتر و فانون و ... آشنا شد .

در سال 1341 بود که به همکاری با جبهه ملی و نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد پرداخت و به همین دلیل پس از پایان تحصیلات و اخذ مدرک دکتری در رشته تاریخ و مراجعت به ایران در مرز دستگیر شد ولی پس از مدتی آزاد شد و به همکاری با اداره فرهنگ پرداخت و پس از آن به عنوان کارشناس بررسی کتب درسی منسوب شد .

اوج فعالیتهای دکتر در سال 1345 هنگامی که به عنوان استادیار رشته تاریخ دانشکده مشهد برگزیده شد ، شروع شد و در سال 47 بود که به سخنرانیهای آتشین خود در حسینیه ارشاد پرداخت و به همین علت در سال 52 به مدت 18 ماه در زندان انفرادی شهربانی بود. که پس از آن از سخنرانی منع و خانه نشین شد و مجبور به ترک ایران شد که متاسفانه این سفر دیگر بازگشتی نداشت .

دکتر علی شریعتی در سحرگاه 29 خرداد 1356 در ساوت همپتون انگلیس جان به جان آفرین تسلیم می کند
پروانه ا , parvaneh_2911
پروانه ا - 05:54 1385/04/2
1
بگوییم از دکتر علی شریعتی
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.