
| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
19
|
207
|
88/2/3 (11:10)
|
|
||
|
|
32
|
480
|
88/1/21 (04:00)
|
|
||
|
|
1
|
41
|
88/1/9 (23:33)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
88/1/9 (18:58)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
87/2/25 (19:32)
|
|
||
|
|
0
|
65
|
86/12/9 (00:46)
|
|
||
|
|
0
|
26
|
86/11/27 (19:45)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
86/11/27 (19:42)
|
|
||
|
|
0
|
30
|
86/9/24 (14:07)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
86/9/9 (17:27)
|
|


عنوان بحثتبلور اختلالات روحی در شعر نو فارسی 2 اردیبهشت 86 - 11:15 | |
منابع. 1. آرین پور، از نیما تا روزگار حاضر، زوار، تهران، 1376. 2. ن میری، مشغول قتل عام روزها هستم- نگاهی توصیفی به شخصیت صادق هدایت، همشهری، 1381. 3. م شاهرخی، غلامحسین ساعدی- آخرین روزها در پاریس، عصر نو، 1383 . 4. مریم رییس دانا http://ayandegi.persianblog.com . 5. http://sharghspaper.com/831012/html/litera.htm 6. www.psychologypsychiatry.com Felix Post 7. www.sciences.org/pages/sn_edpik/b_2.htm Ludwig A 8. www.hamshahri.net/vijenam/tehran/1381/810806/adab.htm 9. parvaztaoj.persianblog.com/1383_4_parvaztaoj_archive.html 10. www.hylit.net/ba/more/1392_0_2_0_M 11. http://www.iranonline.com/literature/index-nima.html 13. http://www.forughfarrokhzad.org/ 14. http://www.sohrabsepehri.com/ 15. http://www.sadeghhedayat.com/ 16. http://mehdi1307akhavan1369.persianblog.com پیام در تاریخ 86/2/2 ویرایش شده است. | |


پاسخ ها7 15 اردیبهشت 1386 ساعت 20:22 | |
من دارم میخونم ملكه خاتون... ولی چرا اینقدر پراكنده... انگار یادداشتهای دور ریز قبل از پاكنویسه... ضمنا منبع رو بگو.. |
6 6 اردیبهشت 1386 ساعت 11:49 | |
ادامه از پست شماره 1 تبلور اختلالات روحی در شعر نو فارسی2
تاریخچه شعر نو. یكی از عناصر عمده ذهن شاعر وجدان است. تعریف و مساحی محل آن در مغز بماناد. وجدان در فرهنگ یك ثابت است. در ایران، از 4 هزار سال پیش، در سروده های زرتشت و منشور ملل کوروش تا نطقهای آتشین مزدك / بابك، از ابیات انسانی سعدی، رباعیات منطقی خیام،غزل منصفانه حافظ، اشعار اجتماعی عشقی/ یزدی تا آثار افسرده هدایت و فروغ حضور وجدان بوضوح تبلور دارد. در قرون وسطا 3 مكتب عراقی، خراسانی، هندی؛ در دوران معاصر 3 سبك کلاسیک، نیمایی، سپید/ پسا- مدرن در شعر فارسی نام برده شده. در بین 2 انقلاب مشروطه و جمهوری، شعر نوین نخست در معنی نو شد (اعتصامی، عشقی، لاهوتی، دهخدا، یزدی، ایرج، بهار، عارف، شهریار) سپس در شکل. ازمیان ِ رفتگان ِ شعر نو، خمسه اول (نیما، شاملو، فروغ، اخوان، سهراب)، خمسه ثانی (رحمانی، مشیری، ح مصدق، گلسرخی، كسرایی)، خمسه ثالث (ابتهاج، سلطانپور، مختاری، سیرجانی، نادرپور)؛ از زندگان خمسه یکم (كدكنی، خویی، براهنی، آزرم، سیمین) را باید نام برد.
شعر نو با نشر افسانه نیما در 1300 ه.ش. زاده شد. اصالت نیما در جهت تكامل تاریخی فرهنگ ایرانی باب طبع رهروان مطرح شعر فارسی معاصر واقع شد . آثارش منجر به ورود چهره های قوی شعر نو شد كه بقول نیما از''رود'' وجودش آب گرفتند. پس مانایی نیما نه فقط در لذت / آموزش خوانندگانش، بلكه با ایجاد مكتب اصیل و عینی (نه سلیقه فردی و محفل بازی) ادبی شعر نو ادامه یافت. شهرت یک شاعر را می توان برحسب عواملی مساحی كرد با: سیطره هنری پس از مرگ، توجه جهانی به خلاقیت، جهت دهی/ پیشتازی در حوزه هنری، تاثیر بر همكاران/ عامه، اصالت كارهای خلاق، دامنه افتخارات در طول زندگی. برد ادبی/ اجتماعی پدیده عینی است؛ بر پایه ذکر شاعر در تجمعات، بین دانش جویان، سازمانها، سایتها، نشریات و اثرگذاری آنها بر مکتب، سبک، روند شعر، تاریخ، مسئولیت / پایداری او و معراجش به ضمیر ملی میباشد. این برد بر اساس مقوله های مذکور هم بترتیبی است که در بالا در خمسه ها ذکر شد.
شاملو بدعتهای هنری نیما را در آثارش بوجه احسن تكامل بخشید - با نوآوریها و فعال اجتماعی بودن. اخوان بحور نیمایی را با تلفیق اسطوره ''مزدشتی''، زبان حماسی، شوخ طبعی تغزلی، اشراق عمیق حوادث اجتماعی، ارتقای بسیار درخشان داد. كاربرد مصالح محلی (فولك لر) در شعر نیما منبع غرور و راه گشایی برای شاعران شهرهای دیگر ایران شد: س. سپهری- كاشان، ار احمدی – کرمان، کدکنی- مشهد، براهنی- تبریز.
جهت گیری سیاسی نیما در جهت آرمانهای روستا و شهر در شاعران نو به رویكرد جنسیت/ ملی/ خلقی/ طبقاتی انجامید. تاکید نیما بر فرد، منجر به ادامه کارش در جنسیت/ زنانه به نوع دید فروغ/ سیمین کمک کرد.
مهمترین نوآوری نیما ''من'' مركزی آثار اوست. این در كار پیروان او - مردان – ادامه داشت. ولی''یك ماهی سیاه كوچولو'' بفكر رفتن از بركه به دریا بود - با علم تمام به خودش، خواندن آثار خیام، مولوی، شاعران نوسرا، دیالوگ در سفر فرنگ با چپ، هوش فطری. او ''من'' یابی نیما را بر خود منطبق كرد. برای نخستین بار در ادب فارسی محتوا و شكل شعر مونث آغاز و تكوین یافت. این شاعر پركار و كم عمر فروغ فرخزاد بود. او نظرات نیما و رهروانش را همچون شاگردی ژنی سریع گرفته؛ در آثارش باز تولید كرد. بخاطر اصالتش، رهروان زیاد - هم در صفوف زنان وهم مردان - دارد. او اسلوب نیما را با هنر بصری (نقاشی، سینما، تئاتر رئالیسم ایتالیایی) تلفیق كرد. فروغ در آفرینش ادبی یكی از قلل شعر نو شد- با پیروانی در افغانستان، جمهوریهای شمالی و دیگر زبانهای فلات ایران. فروغ یك مجموعه كامل است – مانند نیما، هدایت، شاملو. زندگی، اشعار، آثار اینها مثل مصالح معماری یك كاخ باشكوه میباشد.
برای مثال، حتی تیتر كتابهای فروغ این معماری را در خود دارد - اسیر{داخل} دیوار عصیان{برای} تولدی دیگر{می كند} تا "ایمان بیآور"
د. اكثر شاعران فاقد این معماری كامل ناشی از اشراق استراتژیك ند. در این مقاله، بمداقه برخی آثار خمسه اول (نیما، اخوان، شاملو، فروغ ، سپهری) بعلاوه یک نویسنده (هدایت) بسنده می شود.
در جنبش تجدد، مخالفت با پدرسالاری و زدودن خشونت، زنان در صف جلو یند. آنان با حضور فعال، جامعه را برای همه لطیفتر/ انسانی تر می كنند. جامعه دربرگیرنده محیط زیستی/ كار، كودكان، كارگران، ملیتها، اقلیتها، حیوانات، پیران، حتی مردان، نیز می باشد.
زن با غریره زیبایی/ هنری، تلطیف عاطفی مادری، ایثار بی پایان و پشتكار جامعه را به ارزشهای پیش رفته تر انسانی نزدیك میكند. آنها از زیر لایه های چندگانه ستم و نابرابری نه تنها مبارزه خود را پیش میبرند؛ بلكه رفاه ایمنی كودكان، پیران، حیوانات را ارتقا می دهند. بویژه بخش جوان آن با نزدیكی به پسران، اردوی عظیمی را برای تعمیق اصالت فردی / حقوق شهروندی تشكیل می دهند. در جامعه ی شهری جدید بهبود محیط زیستی/ کار، ازدیاد فضای سبز، حل آلاینده ها، بهبود وضع اقلیتها، کودکان، جانواران از الویت برخوردار می شوند.
مثلا نجاست سگ کنار گذاشته شده، آنرا برای پاسداری از انسان بیدفاع/ محبوس (زلزله)، راهنمایی کوران، کمک به نیروهای ضد مواد بمقام اجتماعی نوین ارتقا داده؛ صاحب حقوق اجتماعی شده که ایذای آن با جریمه روبرو می شود. داشتن گربه مونسی برای تنهایی میشود. مقراراتی برای پیش گیری از انقراض برخی جانواران وضع می شود.
اختلالات روحی. در طول حیات، یکی از مصائب بشر بیماری می باشد. این یا بخاطر تهاجم ویروسی، عدم توازن مصونیت، نارسایی ژنتیک و یا بخاطر عدم توازن هورمنی مغزی میباشد. عوارض این بیماریها کاهش توان انسان با نتیجه مرگ زود رس می باشد. از همان اول تاریخ، انسان برای مداوای بیماری مواد و اورادی را واسطه قرار داد. شاعران از احاد جامعه هستند؛ با استعداد و ممارست هنری، پیام خود را در جامعه پخش می كنند. این انسانها هم وارث ساختار ژنتیك، متابولیك، هورمونی خانوادگی، كنش / واكنش محیط فرهنگی (اخلاقیات) سنتی، فعل / انفعلات رویدادهای جوی/ اجتماعی/ جهانی می باشند.
در روانشناسی رابطه بین خلاقیت هنری و اختلالات روحی تبیین شده. خُلق ناپایدار به هزینه حیاتی (مریضی، کوتاهی عمر) می تواند به آفرینش هنری كمك كند؛ ولی هنرمند باتعادل روحی هم می تواند همان اندازه خلاق باشد {7}. البته خلاقان فكری نرمال بیشتر در علوم و معماری ند.
اگر آمار یك بیماری در مردم از طریق علمی، تجربی، یا نمونه برداری در دست باشد- شاعران هم مشمول این آمار میشوند. ولی اختلالات روحی حساسیت هنرمند را بیشتر می كند. لذا منطقی است كه انتظار داشت در شاعر اختلالات روحی بیشتر از توده ها باشد – در آمریکای شمالی این بطور آماری صادق است. این استنتاج را میشود در مطالعه ی آ ثار، مدارک پزشگی، نامه هاو رفتارهای اجتماعی (شغلی، صنفی، سیاسی) آنها و خاطرات كتبی در مورد آنها بدست آورد.
آسیبهای روحی شامل ند بر: افسردگی، 2قطبی (دلمردگی/ سرخوشی = مانیا)، اضطراب، وسواس / عقده رفتاری (میل قوی به یك عمل/ تك فكری در باره یك موضوع)، خودخواهی افراطی، اوهام عجیب، صدا و سودا، علائم روحی (خود بزرگ بینی، حقارت، ترس، ادعای رابطه با متافیزیك)، مشغله ذهنی/ رفتاری (دور یك فكر / تسبیح)، فکر خودكشی. در قرون وسطا مصرف مشروب/ مخدر و کمکهای بالینی (ابن سینا، رازی)، ایجاد آثار هنری راههای عمده تسکینی بودند.
معمولا اختلالات روحی در ادوار نامساوی افسردگی و سرخوشی عارض بیمار می شوند. در فاز اول دلمردگی، کمی توان کار، فکر خودکشی، نهایتا بیقراری و تغییر شغل عوارض آن است. در مرحله دوم، پرکاری، شوخ طبعی، آرزوهای بزرگ، بیقراری و تغییر شغل (بدلایل جدید دیگر!) عارض می شوند. این بیماریها درآغاز سده 21م، با فن آوری رایانه ای تصویری (MRI/PET) و ژنتیک بسیار پژوهیده شده اند. مقولات طبی افسردگی، اضطراب، بیگانگی باختصار بیان می شوند.
ادامه دارد... |
5 5 اردیبهشت 1386 ساعت 14:56 | |
سلام. بقیه ش كو... من منتظرم همچنان... |
4 3 اردیبهشت 1386 ساعت 11:24 | |
ممنون.... |
3 3 اردیبهشت 1386 ساعت 03:40 | |
هو درود بر همه گان با تشکر از عنایت شما دوست بزرگوار متن را به رنگ دیگری تبدیل نمودم....ببخشید اگر رنگ قبل باعث آزار چشم میشد امیدوارم ادامه مطالب را هم بخوانید که بسیار زیباست در ادامه تبلور احساسات یک یک شعرای نو ..نیما...سهراب...فروع...شاملو و اخوان ثالث بررسی میشود با تشکر بالنده و پاینده باشید بدرود |
2 2 اردیبهشت 1386 ساعت 19:23 | |
سلام... بحث خوبی رو شروع كردی... قبوله كه موضوع خیلی شفافه ولی بخدا چشمام كور شد تا بتونم بخونم با این رنگ انتخاب كردنت... اگه میشه لباسشو عوض كن بهتر دیده میشه... |
1 2 اردیبهشت 1386 ساعت 11:17 | ||
تبلور اختلالات روحی در شعر نو فارسی بیژن باران خلاصه.
این مقاله گام نخستین جستاری در دو جهت در ادبیات معاصر ایران است .نخست، مناسبات اختلالات روحی با خلاقیت ادبی را بررسی میکند. دوم، تبلورات این مناسبات را در پیش کسوتان شعر نو، تحت ژانر ادبی مرثیه خوانی، مورد کنکاش قرار میدهد. یکی از مضار روال تکوین مدنیت جدید، اختلالات روحی و خلجانهای ذهنی در شهروندان مساعد است .در میان انسانهای حساس باید باین پرسش پاسخ داده شود :آیا خلاقیت ادبی منجر به اختلالات روحی می شود یا برعکس؟ رابطه خلاقیت ادبی با هزینه روحی در غرب، هم بطور آماری و هم نظری، نشان داده شده است. در ایران، مرثیه خوانی در بستر تاریخی- فرهنگی با جنبه غالب روال غم، گناه، قیام در مراسم اجتماعی بسیار چشم گیر است. سنت رثاء، با تنوع فراوان شکل، شامل مویه بر امور شخصی، گروهی، ملی می شود .این لایه بر شعر نو چون اعتیاد همه گیر از شاعران به خوانندگان پذیرا رخنه میکند؛ میتواند یکی از دلایل انزوای ادبی ایران در ادبیات جهان هم باشد. شادی در جهان امروزی از الویت ویژه ای برخوردار است. نسل پس از جنگ دهه 60 خود را با شجاعت از تخدیر سنت گریه و تعرض انفعالی میخواهد برهاند. با انطباق این دو، مناسبات و تبلورات، بر برخی آثار شاعران نو، متون آنها با برد ادبی- اجتماعی شان مورد نقدی نوین قرارمیگیرند. تا خواننده ابزار جدیدی در لذت، آموزش، نقد این آثار در دست داشته باشد؛ بتواند اشعار معاصر فارسی را با این ابزار محک بزند .ادبیات بخش مهمی از فرهنگ جوامع متلاطم خاور میانه قرن 20م است .این تلاطم رسیدن به ارزشهای اجتماعی غربی ست که با خود دشواریهایی هویتی را بهمراه دارد .مدرنیسم غرب دو جزء مشخص داشته که هر کدام طرفداران خود را دارد: مدرنیزاسیون ساختارهای کلان ملی مورد علاقه دولت و شرکتهای خارجی؛ مدرنیته نهادهای شهری مورد حمایت مردم و نهادهای مدنی جهانی. تلاشی حیات قومی، با فروپاشی شبکه گسترده ش، تشکیل خانواده خود- اتکا با تطویل امانی دوره پرورشی در شهرهای پرجمعیت پرحادثه، منجر به ظهور بیگانگی و خلجان ذهنی، شواهد جنایی در همسایگی/ رسانه ها، رفتارهای نوین اجتماعی می شود .ادبیات یكی از ارکان طلیعه دار مدرنیته (تجدد فرهنگ عرفی) است که محتوایش تبیین گذار به زندگی شهری و ارتباط جهانی می باشد. شاید تبیین این استحاله شباهت به شرح اسطوره گیلگمش به سرزمین اموات و روایت سفر پیدایش (جنسیس) تورات داشته باشد -ولی در ابعاد بسیار وسیعتر و سریعتر .
***********************
در طول تاریخ، ایران بخاطر فلات بودن کشور و نداشتن سدهای طبیعی (دریا، دیوار چین، کوه) مورد تهاجم مکرر اقوام همسایه قرار گرفته است. در فرهنگ این ویژگی بصورت جنبه غالب شیون در رسوم اجتماعی است. شاید دوگانگی فلسفی باستانی ایران ریشه در دو فصلی بودن سال (زم/تاب)، مصاف دو نیروی بد/ خوب داشته باشد. شاید این دو رویی رفتاری نتیجه دوران آرامش و تحت تهاجم بودن مردم باشد.
شاید در استحاله تاریخی صوفی گری- حرص مال، خصوصیات فرهنگی مردم به دو غایت متضاد برسد: افراط - تفریط، تملق - بی حرمتی، نیاز تقاص در مقابل خشونت، تعرض انفعالی، آرمان خواهی، سوز و ساز، غم – تقدیر گرایی، نفرین/ عاق، مردم آزاری – مهمان دوستی.
هجران خصیصه فرهنگی غالب است که بصورت یک ژانر شعری مرثیه/ رثایی در ایران بسیار قدیمی و مسلط است. این ژانر ادبی زمینه ساز تبلور اختلالات روحی مانند شخصیت منفعل- تعرضی و طریقی برای تسکین آسیب دیدگان را در بر دارد. ویژگی زاری در ادبیات لایه های زیر را بتدریج بر شعر افزوده است: 1- میدان لغوی محاط بر تنهایی، غم، گناه، بیگانگی. 2- ترکیبات منفی زندگی مانند مرگ، خفگی، انزوا. 3- نقد سنت در تقابل با قدرت. این هم از نظر فرهنگی (تغییر رفتاری، نوجویی، فرنگی مآبی، دامن زدن به نهادینگی تجدد) و هم از نظر سیاسی (در تضاد با نظام محافظه کار و مدافع منافع ا قشار صاحب نفوذ)، امید به منجی. 4- قیام بضد سنت رایج و مقاومت در مقابل اجحاف و جور، همصدایی با ستم زدگان و مستضعفان.
در این مقاله نشان داده می شود که شعرنو می تواند حامل تبلور التهابات درونی شاعر، واکنش او به نیاز سنت مرثیه باشد. همچنین پذیرش آن از طرف خواننده می تواند بیانگر روحیات افراد با اختلالات روحی – خفیف یا شدید- باشد. توجه شود که آثار هدایت برای نوجوانان از طرف اولیا منع میشود.
برترین ویژگی مدنیت نو، تسریع اجتماعی آزادی فردی در ذهن سنتی مملوکان است. فردیت با پدیده مدرنیته رابطه تنگاتنگ دارد. بخش مهمی از ادبیات شعر است که راوی این تکوین غولین، یک پا در سنت و یک پا در آینده، میباشد. شاعر با مدرنیته برای نخستین بار در كانون هستی خود، ذهنش، آزاد میشود. دیگر نیازی به عرفان، مداحی، صله خواهی، مجیزگویی ندارد. اگر شاعران در آثار خود عمدا و عمدتا هوادار مدرنیته باشند، آنها پیشروند. لذا شعر پیشرو را باید نخست در آزادی ذهن شاعر نو دید سپس در 2 رکنش، محتوا و شکل. آزادی ذهن والا ترین خصیصه شعر نو است كه شاعر خواستار مدرنیته را در رابطه قطری با قدرت خواستار مدرنیزاسیون قرار می دهد. اکثریت شاعران پیشرو محتوای کار خود را بهمزمانی با این تکوین سترگ کوک می کنند. قلیلی که شکل را اولویت داده با اتکا بر ریخت وپاشهای دولتی مصاحبه، شو، زبان بازی، سفر فرنگ – کوتاه مدت جنجالی و در نهایت حاشیه ای اند. شاید این مداخله به انزوای ادبیات فارسی در جهان نیز کمک می کند (رک، دکتر فروزان سجودی، شرق5). پیام در تاریخ 86/2/2 ویرایش شده است. |













