__
عنوان بحث
هویت در موسیقی ( اریایی ، ایران و موسیقی ایرانی )
15 اسفند 86 - 13:48

قسمت اول :                                                                                

130956.jpg

40150_wallpaper280.jpgدرتمام دنیا با توجه به فرهنگ ها ، ادیان ، زبان و حتی موقعیت زندگی ادم ها و ... موسیقی ای در خور همان مردم ساخته می شود تا بلکه از ان لذت ببرند . در واقع هنرمندان بسیاری از کشورها با رعایت اصول و قواعد جهانی موسیقی ، سعی در حفظ هویتی از موسیقی خود داشته و با استفاده از بعضی سبک ها و ریتم ها و جادادن برخی از سازهای موسیقی ان مملکت در چارچوب متعلق به ان کشور ، موسیقی در خور طبع سامعه ام ملت به وجود بیاورند که نه تنها مورد استقبال مردم همان کشور قرار بگیرد بلکه عقاید و فرهنگ جامعه خود را نیز از این طریق به دنیا معرفی و بشناسانند . مثلا" موسیقی اسپانیایی ، عربی ، افغانی ، هندی و ... که برای تمام دنیا شناخته شده است از این قسم می باشند . در ایران هم موسیقی سنتی ـ و یا به قول خیلی ها ایرانی ـ دارای دستگاه ها و سازهای مخصوص به خود است که نشان دهنده هویت اصلی موسیقی ایرانی است اما باید در ادامه اضافه کرد که حتی با قدمت طولانی این موسیقی ، باز هم متاسفانه برای دنیا درک و فهم و حتی تشخیص دادن این نوع موسیقی کار بسیار مشکلی است .

موسیقی در عصر باستان نه به عنوان هنر جداگانه ، بلکه همراه با سایر رسوم اجتماعی به کار می رفته است که از مهم ترین ان ها می توان به مراسم مذهبی ، جشن ها و عملیات جنگی و اجرای اهنگ های محلی اشاره نمود . نقش های معدودی که از سایر تمدن های باستانی در جنوب غربی ایران به جای مانده است نشانه هایی از سازها و محل اجرای موسیقی در عصر مربوطه را در بر دارند . یکی از قدیمی ترین اثار بازمانده در این مورد که احتمالا" به قرن هشتم قبل از میلاد بر می گردد نقش برجسته ایلامی واقع در << کول فرعون >> است . این نقش که بر اثر گذشت زمان اسیب دیده است ، کاهنان معبدی را نشان می دهد که قربانی خود را هدیه می کنند و سه نوازنده چنگ نواز ( و یا سازی شبیه دف ! ) مشغول نوازندگی هستند.

در دوره ساسانیان رامشگران زیادی به دربار وارد شدند که می توان به افراد برجسته ای چون باربد ، نکیسا ، سرکش ( سرگئی ) ، بامشاد ، رامتین ، سرکب و ازاده ـ چنگ نواز معروف خسرو پرویز ـ اشاره کرد و هر کدام از این موسیقی دانان باعث مباهات ایران و موسیقی ایرانی در زمان خودشان بوده اند و موسیقی ای که ما امروز به نام موسیقی سنتی ان را می شناسیم با ان که بی شک دنباله رو و تقلید کار درستی از موسیقی باستان قدیمی ایران نیست اما مهری است بر اثبات استقلال موسیقی ایران و سازهایی چون سه تار ـ تار و ... جزء سازهایی هستند که در موسیقی سنتی ایران به شدت جای دارند . البته گفتنی است که وقتی اسلام وارد ایران شد به نوعی موسیقی ایرانی هم تحت تاثید موسیقی عربی به خصوص از نظر ساز قرار گرفت و سازهای عربی که معمولا" پوستی اند هم جای بزرگی در موسیقی ایران به خود اختصاص دادند و این در حالی است که می گفتند قبل از ورود اسلام در ایران این موسیقی عربی بوده که از موسیقی ایران تاثیر می گرفته است . یکی از مواردی که ایرانیان از عرب تقلید کردند بعضی اوزان ( ایقاع ) بود که ان هم به صورت کلی نبود . به هر حال این روند ادامه پیدا کرد و موسیقی ایرانی و عربی با تاثیر و یا بی تاثیر گرفتن از هم پا به پا ، با بهره گرفتن از سازها و یا حتی نوع پوشش و اواز خاص خود رشد کردند هر چند که امروز می بینیم گر چه گهگاهی موسیقی ایرانی در جشنواره های مختلف خارجی جوایزی را به دست می اورد اما از نظر مخاطب  عام ، برگ برنده در دست موسیقی عربی با سبک شناخته شده جهانی اش است و این در حالی است که موسیقی ایرانی حتی از قدیم نسبت به موسیقی عربی حداقل از نظر پوشش در سطح بالاتری قرار گرفته بوده است !

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
1
15 اسفند 1386 ساعت 13:50

 قسمت دوم :

40150_wallpaper280.jpgیکی از بزرگترین مشکلاتی که امروز موسیقی سنتی ، با ان درگیر است ماندن در قالب ها و دستگاه های ثابت است . در واقع به نوعی در جازدن و تکرار در یک قالب که پس از مدتی باعث دلزدگی می شود . در دستگاه های ایرانی دستگاهی به نام شور وجود دارد که حاوی هیجان و نشاط است اما به علت تعصب برخی از استادان روی این موضوع و تعبیر ان به مطرب و بزم از ان کناره گیری کرده و به این دلیل است که ما شاهدیم که روز به روز موسیقی سنتی مان بیشتر به سمت نواهای غم انگیز کشیده شده است . متاسفانه این تعصب بر روی سازها هم وجود دارد . ارائه موسیقی خوب در هر سبکی مستلزم ریشه یابی از یک ساز و یا نوع ان موزیک است اما در ایران بعضی ها این ریشه یابی را تعصب گرایی معنا می کنند و حتی در انتقال این تعصبات به دیگران هم سعی می کنند . که گهگاهی این تعصبات بی مورد و دور از منطق هنری به نظر می رسند در حالی که واقعیت این است که ریشه ای کارکردن یعنی ارزش قائل شدن برای قسمتی از دنیای موسیقی و موزیک که اگر روی قسمت های دیگر موسیقی گردش علمی و عملی داشته باشیم خواهیم دید که هر سبکی برای خود دارای جذابیت ها و کشش های خاصی است که می توان روی ان سبک ها مانور داد و بدین ترتیب موزیک ساخته شده جذاب تر بهگوش می رسد . این یک قانون به اثبات رسیده است که در موسیقی تلفیق سبک ها در جایگاه درست خودشان ، می توانند بهتر به دل بنشینند و خوشبختانه موزیسین های جوان ما به روش استفاده تقریبا" صحیحی از این فرمول رسیده اند و گهگاهی شاهدیم که در موزیک هایی که از سبک های دیگر دنیا استفاده می کنند سازهای سنتی به شیوه زیبایی جایگزین می شود که به خاطر اشنا بودن گوش ما به این سازها ترانه لذن بیشتری برایمان به ارمغان می اورد .

با این که موسیقی ایرانی از حمایت مخصوصی از طرف اغلب روزنامه های کثیرالانتشار و مجلات شناخته شده برخوردار است و صدا و سیما و رادیو هم برای تبلیغ این نوع موسیقی به هر بهانه ای کم نمی گذارد ! اما باز هم شاهدیم که اخیرا"جایگاه این نوع موسیقی دستخوش افت شدیدی شده است که به عنوان یکی دیگر از دلایل مندرس شدن ان باید به جدا شدن اغلب استادان این رشته از مردم عام و دیگر اغشار موسیقی اشاره کنیم چرا که انان در واقع ترجیح می دهند به بهانه ی ارزش نداشتن دیگر موسیقی ها خود را در کنجی به تنهایی تبعید کنند و با القاء افکار و تعصبات خود ، تنها به تربیت شاگردانی که اغلب از فامیلشان می باشند بپردازند در حالی که حضور مستمر و تولد هنرمندانی تازه وارد اما خوشنام و با اتیه در این عرصه و توجه مردم به ان ها و اثار و کلیپ های تلویزیونی شان و یا کلیپ هایی از این دست که توسط برخی از شبکه ها به صورت پراکنده و یا در قالب برنامه هایی خاص تهیه و پخش می شود این حقیقت را به اثبات می رساند که مردم ما تشنه موسیقی سنتی هستند اما نه در قالب همیشگی ! ... پس باید با در نظر گرفتن قالب ها و واژه های زنده ای چون غم ، شادی ، عشق ، جدایی ، عرفان و دین این نوع موسیقی را تولید کرد و در دسترس مردم قرار داد تا همچنان چون گذشته با حفظ سنت اصیل موسیقی ایرانی ، شنونده ها از شنیدن ان لذت ببرند و ان را در سینه خود حفظ کنند چرا که به قول شهراد روحانی ـ کسی که ۳۰ سال دوری از کشورش باز هم در بسیاری از کارهایش از ردیف نوازی های موسیقی ایرانی استفاده می کند ـ << حراست از موسیقی اصیل ایرانی و توانمند کردن ان یک ضرورت است . این موسیقی باید نسل به نسل حفظ شود و جوانان ایرانی به اموختن ان احتمام ورزند اما باید نواوری هایی نیز در ان به وجود اورند . اصولا" رسالت هنرمندان علاوه بر حفظ یک هنر ، به وجود اوردن تغییرات صحیح در ان نیز هست >> .

__