__
عنوان بحث
بحث آزاد در مورد موسیقی{هر نوع سازی}
15 اسفند 86 - 12:57

نیویورك تایمز:آمریکا، سرزمین اصلی موسیقی جاز است، و تقریبا تمام موسیقی‌دان‌های بزرگ جاز تاکنون از این کشور بوده‌اند. اما در سال‌های اخیر، ورق برگشته است. در دهه اخیر، بررسی‌های متخصصان تاریخ موسیقی جاز نشان می‌دهد آمریکا دیگر اولین و آخرین سرزمین جاز نیست. کشورهای جهان دیگر در این عرصه مقلدان صرف آمریکا نیستند، بلکه خود به جایگاهی والا دست یافته‌‌اند و صاحب سبک شده‌اند.
یکی از گروه‌هایی که در سال‌های اخیر تعدادی از مهم‌ترین آثار موسیقی جاز را تولید کردند، گروهی است متشکل از چند سیاه‌پوست بریتانیایی که رهبری آن را چهره آشنای موسیقی جاز، گری کرازبی بر عهده دارد. این گروه که نام آن «جزجاماییکا» است، از اواسط دهه نود به این سوتعداد زیادی آلبوم جز منتشر کرده‌ است که چند آلبوم از این بین جزء بهترین آثار این شاخه از موسیقی در سال‌های اخیر است. اعضای این گروه عبارت‌اند از سوتو کینچ نوازنده جوان ساکسیفون، دنیس باپتیست نوازنده ساکسیفون تنور، آبرام ویلسون، نوازنده ترومپت و خواننده گروه که متولد آمریکا است، و خود کرازبی که رهبری گروه را برعهده دارد.
اولین نکته جالب توجه در مورد این گروه، هویت آن‌هاست که ترکیبی است از سیاه‌پوستان آفریقایی و حوه دریای کاراییب ساکن بریتانیا. نکته دیگر این که اعضای این گروه، هر کدام گرایش‌ها و ایده‌هایی متفاوت از یک‌دیگر دارند و همین امر موجب تنوعی خاص در قطعات آن‌ها شده است. به این ترتیب، در موسیقی این گروه می‌توان تلفیق جالبی از بلوز، جز کلاسیک، موسیقی آفریقایی و رگی، موسیقی مردم جاماییکا، را یافت.
از سویی دیگر، این گروه را می‌توان نماینده موسیقی جز سیاهان بریتانیا دانست. این موسیقی، در واقع شکل گسترش‌یافته‌ای از جز کلاسیک آمریکایی است که تاکید بیشتری بر ریتم دارد. کرازبی و دیگر اعضای گروه، به نژاد و طبقه اجتماعی خود نیز بسیار اهمیت می‌دهند و تلاش می‌کنند این مساله به نوعی در موسیقی گروه نمود داشته باشد. جزییات بیشتر را بهتر است از زبان خود آقای کرازبی بشنویم.
گری کرازبی 50 ساله، یک جاماییکایی‌الاصل متولد بریتانیا، خواهرزاده نوازنده سرشناس گیتار، ارنست رانگلین است. در حدود پانزده سال پیش، او یکی از بنیان‌گزاران سازمان کانتری‌پاین بود که در واقع مرکز آموزش موسیقی جاز سیاه‌پوستان به شمار می‌رود. پس از آن، او به همراه چند نوازنده دیگر گروه «جز وریورز» را تاسیس کرد که از گروه‌های مهم جز بریتانیا در دهه هشتاد به شمار می‌رود. خود او در این باره می‌گوید: «در گروه «جز وریور» به خاطر مسائل مالی تمام سعی‌مان را می‌کردیم تا موسیقی‌مان تا حد ممکن مخاطبان بیشتری داشته باشد و تجاری‌تر باشد. اما نقطه عطف گروه ما آن‌جا بود که برای اجرا به «کافه جز» لندن دعوت شدیم. در آن‌جا توقعات از ما بسیار بالاتر بود و بعد از ظهرهای شنبه باید با ایده‌های تازه و موسیقی جدی‌تری که بیشتر شبیه به جز کلاسیک آمریکایی باشد به روی صحنه می‌رفتیم.»
به این ترتیب بود که کرازبی بیش از پیش با جز کلاسیک آمریکایی درگیر شد و نهایت تلاشش را کرد که در این موسیقی تغییراتی ایجاد کند و مقلد صرف نباشد.
اما گری کرازبی در راه گسترش ایده‌هایش با مشکلات زیادی هم مواجه شد. حتی تا همین سال‌های اخیر نیز نوازندگان سیاه‌پوست موسیقی جاز در بریتلانیا با مشکلات زیادی مواجه بودند، و تنها همین اواخر فشار سیاست‌مداران رادیکال انگلیسی باعث شد آزادی‌های بیشتری برای موسیقی‌‌دانان و نوازندگان سیاه‌پوست انگلیسی به وجود آید. تنها در همین سال‌های اخیر این امکان فراهم شده که سیاه‌پوستان در مدرسه موسیقی گیلدهال انگلیس جز تدریس کنند و آموزش ببینند، و مالک کافه جز لندن نیز کمک بزرگی در این راه به نوازندگان سیاه‌پوست کرد و مکانی فراهم کرد تا این موسیقی‌دان‌ها گرد هم بیایند و با فراغ بال به تبادل تجربیات موسیقایی بپردازند.
«ما تنها گروهی هستیم که می‌تواند معنای واقعی موسیقی جاز اروپایی را به جهانیان نشان دهد. ما تنها گروه اروپایی هستیم که با هیچ نوع محدودیت نژادی مواجه نیست و می‌تواند به هر چه می‌خواهد دست پیدا کند.»

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
3
15 اسفند 1386 ساعت 13:36

   40150_wallpaper280.jpgسه‌تار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است. سه‌تار را معمولاً با مضراب نمی‌نوازند و با ناخن زخمه می‌زنند.
سه‌تار و انواع سازهای شبیه به‌آن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته است. به نظر می‌رسد که سه‌تار از قرن چهارم رواج داشته است.
این ساز در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد. بنابر گفته ابوالحسن صبا، سیم چهارم را درویشی به نام مشتاق علیشاه به سه‌تار اضافه کرده است. جنس کاسه سه‌تار از چوب درخت توت و دسته آن از چوب گردو است.

از سه‌تار نوازان معروف از درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، عبادی، محمدرضا لطفی، جلال ذوالفنون و حسین علیزاده نام برد.

برخی از جمله عده‌ای از عرفا به آن «اوتار» نیز می‌گویند.
در گدشته برای از بین بردن این ساز زیبا و دل نواز آن را چوب سگ زنی نامیدند. ولی با تلاش بزرگان این ساز این مهم به انجام نرسید.
سه تار از دسته سازهای مضرابی و یکی از سازهای خانواده تنبور و از اصیل ترین از نظر سابقه تاریخی از قدیمی ترین سازهای ایرانی است. ساختار این ساز شباهت زیادی به تنبور و دوتار داشته، از دو قسمت کاسه صدادهی و دسته تشکیل شده است.

این ساز از ابتدا همان طور که از نام آن بر می آید دارای سه سیم بوده است اما با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، صفی الدین ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزایش سیم چهارم به این ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سیم هستند. چهارم سه تار به سیم مشتاق معروف است و به روایتی از ابوالحسن صبا این سیم را اولین بار درویشی به نام مشتاق علیشاه به این ساز اضافه کرده است. کاسه سه تار از نظر ساختاری همانند کاسه تنبور و عود است ولی اندازه آن کوچک‌تر و اغلب طول قسمت کاسه ساز بین ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر می باشد. در در قسمت انتهایی کاسه ساز ابزاری چوبین برای نگهداری سیم های ساز وجود دارد که عموماً سیم گیر خوانده میشود. سیم از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه و از طرف دیگر به گوشی های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته می شوند.

کاسه سه تار را معمولاً از چوب توت ساخته می شود ممکن است بر روی دسته ساز که عمدتاً از چوب گردو تراشیده میشود و در معرض ساییدگی است از قطعات استخوان شتر یا به ندرت از عاج فیل استفاده گردد که با این کار دسته ساز نمایی شبیه به دسته ساز تار پیدا میکند.

سه تار دارای صدایی مخملین و ظریف بوده از آنجاییکه که با نوک ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته می شود، صدای ساز ارتباط مستقیمی با اعصاب و روان نوازنده پیدا می کند و از این رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهایی خوانده اند.
اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس می کنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، اثار زیبایی آفریده اند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است. نوازندگان و آهنگ سازانی مانند حسین علیزاده، مسعود شعاری، جلال ذوالفنون با الهام از متقدمین چون ابوالحسن صبا، نورعلی برومند، سعید هرمزی و دیگران، اثار باارزشی با ساز سه تار خلق کرده اند.

2
15 اسفند 1386 ساعت 13:27
موضوع: موسیقی جاز
 
 
پدیده های دنیای جز - ۲
Duke Ellington
Edward Kennedy "Duke" Ellington
1899 – 1974
دوک الینگتون آهنگسازی برجسته با نبوغی خاص و متفاوت، جزء اولین پیشگامان استفاده از نت در موسیقی Jazz بود. او با وجود آنکه یک پیانیست تمام عیار بود، شهرت خود را با ارکستر Big Band بدست آورد.

الینگتون از جمله معدود آهنگسازان زمان خود بود که بخوبی می دانست بخشهای مختلف یک موسیقی باید چگونه در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما مهمتر از این او قادر بود این بخش ها را بصورت جداگانه برای هر ساز را روی کاغذ بیارود، به همین علت کارهای ارکسترال او متمایز از دیگران و شهرتش بیشتر بود.


تنظیماتی که او برای ارکستر انجام می داد در اکثر موارد غنی تر از آهنگ های اصلی (اغلب مربوط به نیو اورلئان) بود، دلیل آن چیزی جز استفاده درست از تعداد بیشتری ساز نبود، چیزی که دیگران توان انجام آنرا نداشتند.

او معمولا از دو یا سه ترومپت، یک کورنت (Cornet)، سه ترومبون، چهار ساکسیفون، دو یا سه کلارینت، یک یا دو کنترباس، گیتار، درامز، زیلوفون و پیانو استفاده می کرد. از آنجا که او می توانست هر آنچه را که می شنود و یا خود می نوازد، روی کاغذ بیاورد، آهنگ هایش هنوز معروف و ماندگار هستند و امروزه بسیاری از هنرجویان موسیقی Jazz از آنها استفاده می کنند.

از میان معروفترین کارهایش می توان به Ko Ko (بلوز دوازده میزانی)، In a sentimental mood و همچنین Anatomy of a Murder که اولین موسیقی فیلمی بود که توسط یک آهنگساز جاز نوشته شده بود، اشاره کرد.

Charlie Parke
Charles Christopher "Bird" Parker
1920 – 1955
موسیقی جاز همچنان در حال رشد و توسعه بود و هر هنرمند جدید به مثابه یک سبک جدید بود. Bebop و Cool Jazz از نمونه های متمایزی بودند که می توان گفت کمتر از بلوز دارای هیجان و طرفدار بودند، شاید دلیل آن پیچیدگی و تکنیکی بودن بیش از حد ملودی این سبکها بخصوص بی باپ بود. چارلی پارکر (Charlie Parker)، باود پاول (Bud Powell)، دیزی گیلسپی (Dizzie Gillespie) از جمله نوازندگان و بنیانگذاران توانای بی پاپ بودند.

لئونارد برنشتین (Leonard Bernstein) آهنگساز و رهبر بزرگ ارکستر، در ساخت موسیقی فیلم "داستان وست ساید" بیشتر پیرو همین سبک از موسیقی بود.

با وجود آنکه اعجاز موسیقی جاز بیشتر به ساز و نحوه نوازندگی آن وابسته است، اما هرگز نباید تاثیری که خوانندگان این سبک در تاریخ این موسیقی گذاشته اند را نادیده گرفت. اجراهای فراموش نشدنی خوانندگانی مانند ماهالیا جکسون (Mahalia Jackson) و بسی اسمیت (Bessie Smith) بیانگر این واقعیت هستند.

ماهالیا جکسون هر نوع موسیقی را دوست داشت و می توانست آنرا اجرا کند از Gospel (نوعی موسیقی مذهبی) گرفته تا بلوز و جز؛ او عقیده داشت که ریشه موسیقی جز را در آهنگ هایی که او در کودکی همراه مادرش می خوانده است می بیند.

پس از آنکه سبک Jazz بتدریج محبوبیت پیدا کرد از ماهالیا جکسون برای خواندن در یک فستیوال موسیقی Jazz که قرار بود در سراسر آمریکا و اروپا انجام شود، دعوت شد. او این دعوت را پذیرفت؛ صدای او بسیار قوی و پر از احساسات بود. او با اجرای When the Saints Go Marching In ستون های سالن را به لرزه در می آورد و با خواندن Just a Closer Walk with Thee اشک را بر چشمان شنوندگان جاری می کرد.

Mahalia Jackson
Mahalia Jackson , 1911 – 1972
بسی اسمیت از دیگر خوانندگان برجسته Jazz بود که کار خود را پیش از جکسون آغاز کرده بود. او که در یک خانواده فقیر سیاه پوست به دنیا آمده بود از دوران کودکی خواندن را آغاز کرد. استعداد ذاتی شگفت انگیزش باعث شد که دیگر خوانندگان سیاه پوست او را برای ورود به دنیای حرفه ای کمک کنند.

او به ایالات جنوبی آمریکا سفر کرد و با اجراهای زیبایش در سالن های کوچک و بزرگ شهرهایی چون آتلانتا، ساوانا و ممفیس، سبک منحصر به فرد خود را به شنوندگان شناساند. کمپانی کلمبیا رکوردز با شنیدن صدای این بانوی جوان، اولین آلبوم او را در سال 1923 روانه بازار کرد. آوازهای او درباره فقر و ستم ، عشق و از دست دادن بود . در زیبایی و مهارت اجرای آواز او همین بس که بگوییم او را با عنوان ملکه بلوز می شناسند.


ازخوانندگان زن سبک جز باید از بیلی هالیدی (Billie Holiday) ملقب به Lady Day، هم یاد کنیم. او دختر یک نوازنده گیتار بود که با شنیدن اجرایی از لویی آرمسترانگ و بسی اسمیت در دوران کودکی با موسیقی جز آشنا شد و با گوش دادن به موسیقی این سبک را آموخت
1
15 اسفند 1386 ساعت 13:00
آلزایمر به همراه دنگ شو
درباره کنسرت گروه« دنگ شو» .
break.gif
می توان انتقاداتی به نحوه اجراهای گروه دنگ شو داشت اما در این میان قطعاتی هم هستند که نشانه هایی از یک جریان متفاوت در موسیقی ایرانی را نوید می دهد. جریانی که به سبب وجود سازهایی مثل ساکسیفون و درامز سعی می کند تا روش جدیدی برای پیدا کردن مخاطب به دست آورد.
از آنجایی که موسیقی جز همیشه به داد موسیقی تلفیقی ایرانی رسیده نمی توان منکر تاثیر آن بر موسیقی پاپ ایرانی در دهه های ۴۰ تا ۵۰ خورشیدی شد که آهنگسازان در آن دوره تلاش می کردند با تلفیق خلاقانه خود، روحیه جز را در موسیقی ایرانی ایجاد کنند. اما هیچ وقت در خواننده های ایرانی این خلاقیت بروز پیدا نکرده است، چون یا به شدت نگاه شان متمرکز به موسیقی ایرانی است یا بیش از حد برون مرزی فکر می کنند. افرادی مثل محسن نامجو هم مثال نقیض مناسبی برای این موضوع نیستند، چون گاهی قطعات شناخته شده یی از «جان لی هوکر»، «نیروانا» یا «دیوید بووی» و غیره را با تنبک و تار و سه تار دوباره نوازی می کنند.
در مورد گروه «دنگ شو» نیز این نگرش به صورتی خام دنبال می شود. چرا که به قدری اختلاف در سلایق اعضای گروه حس می شود که می توان در قرار دادن قطعه یی از «چارلی پارکر» در میان این همه قطعه ایرانی و قطعه یی از «امیرف» آن را یافت یا حضور ناگهانی نوازنده درامز در سه قطعه آخر بخش دوم برنامه که جانی تازه به دنگ شو داد و این نکته را یادآوری می کرد که ای کاش در کنار تنبک، ساکسیفون، پیانو و درامز، یک نوازنده بیس هم حضور داشت که به عنوان مکمل درامز باعث می شد نوازندگان ساکسیفون و پیانو راحت تر قطعات مربوط به خود را اجرا کنند. خصوصاً در قطعه آخر که اتفاقاً دنگ شو نام داشت و نتیجه تحقیق این گروه بود و به نظر ایده آل ترین اثر گروه؛ اثری که دنگ شو ترجیح می دهد آن را یک الگوی ساختاری برای قطعات آتی خود نام ببرد. اثری که هم موتیف های موسیقی ایرانی را در خود جای داده و هم علاقه نوازنده ساکسیفون به جز را نمایان می سازد و تمرینی برای نزدیک شدن نوازنده پیانو به نگرشی بین موسیقی کلاسیک و جز را نشان می دهد. ولی در قطعات دیگر کاملاً شکاف سلیقه یی بین خواننده اصلی گروه و نوازنده تنبک که به هیچ وجه تمایلی به جز در او دیده نمی شد با دیگر اعضا در نحوه اجرای آثار احساس می شد. اعضای دیگر هم به غیرساکسیفونیست، با اینکه مایل بودند موسیقی جز را در نوع نواختن خود ایجاد کنند، اما به اصطلاح نوازندگان و موسیقیدانان تاچ جز را نداشتند.
نکته حائز اهمیت دیگر نمایش ویدئویی بود که به صورت پروجکشن در پشت اعضای گروه، روی پرده پخش می شد. این مجموعه ویدئو که تکرار نماهای آن چند برابر تعداد پلان هایش بود اتمسفر سالن را برای کسانی که گرایش کمتری به موسیقی سنتی داشتند خواب آور کرده بود. البته شاید برای گروه دنگ شو خواب آلودگی این طیف از مخاطبان چندان اهمیت نداشته باشد اما اگر قرار باشد که دایره مخاطبان این گونه موسیقی محدود بماند، پس چرا انتظار پیشرفت و بقای این نوع از موسیقی را داشته باشیم؟ چه ایرادی دارد اگر مخاطب موسیقی جز که این اجرا را هم نظاره گر است، جدای از قطعه چارلی پاکر و دنگ شو از هماهنگی بین تصاویر و موسیقی در آهنگ های دیگر هم لذت ببرد؟ شاید این هماهنگی در ذهن او خاطره یی خوب از موسیقی ایرانی به جا بگذارد. البته در ابتدای برنامه که هنوز تصاویر مجبور به تکرار نشده بودند این هماهنگی وجود داشت. اما وقتی به پایان بخش اول نزدیک شد، کاملاً از محور هماهنگی خارج و به صورت یک تصویر اجباری تا پایان برنامه دیده می شد و اجباری بودن آن از این جهت بود که هم در ابعاد بزرگی نمایش داده می شد و هم در پشت سر اعضای گروه قرار داشت. شاید بیراه نباشد بگویم که اگر روزی به بیماری آلزایمر مبتلا شوم از معدود ترین چیزهایی که از زندگی به یاد می آورم، آهنگ دنگ شو از گروه دنگ شو است.
__