| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1799
|
6962
|
90/4/26 (21:43)
|
|
||
|
|
612
|
5131
|
90/4/26 (21:45)
|
|
||
|
|
14
|
76
|
91/2/8 (00:53)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/6/25 (15:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/6/9 (15:04)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/6/9 (15:01)
|
|
||
|
|
12
|
73
|
90/4/30 (15:16)
|
|
||
|
|
344
|
1696
|
90/4/30 (15:11)
|
|
||
|
|
256
|
742
|
90/4/30 (15:04)
|
|
||
|
|
892
|
5311
|
90/4/21 (01:11)
|
|
||
|
|
763
|
3122
|
90/4/19 (12:12)
|
|
||
|
|
392
|
1476
|
90/4/19 (12:04)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/4/13 (00:51)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
90/4/10 (23:27)
|
|
||
|
|
2
|
7
|
90/3/27 (02:14)
|
|
||
|
|
697
|
2172
|
89/9/12 (17:51)
|
|
||
|
|
30
|
119
|
89/8/28 (14:19)
|
|
||
|
|
11
|
80
|
89/6/9 (01:01)
|
|
||
|
|
10
|
67
|
89/6/8 (00:23)
|
|
||
|
|
67
|
239
|
89/5/2 (04:41)
|
|
|
ابتدا روی لینك زیر كلیك كنین. |
.
بعد از یك آماده باش 3 – 2 - 1 بایستی جای اعداد رو كه چند لحظه نمایش داده می شه به خاطر بسپارین و روی جای اون ها به ترتیب از كم به زیاد كلیك كنین.
امیدوارم از خودتون نا امید نشین
تصاویر جالب از انگیزه ای بزرگ برای مبارزه با چاقی " از بخش عکس های روز جهان
..::سخنان مشاهیر بزرگ جهان در مورد زن ها::..
با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد) کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر) از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی) ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید (سامبرست) زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد (ویکتور هوگو) بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست (بال زاگ) در میان جانوران 3 جانور هستند که اکثر اوقات خود را صرف آرایش میکنند گربه-مگس و زن (شارل بوآیه) در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو) نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی) هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترغیب کنید (برنارد شاو) راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین) مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو) زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو) گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد (چگورا) در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش (دیکنز) زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو) بهترین سفارش نامه زن، زیبایی اوست که در همانجا قابل قبول است (ارسطو) زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست (گالیله) شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد (لاروشنوکو) زن، شیطانی است کامل تر و شیطان تر (ویکتور هوگو) اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی) اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز) برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (اعرابی) اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی) مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو) و در آخر ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر شرمنده دیگه اینارو اونا گفتن حرف من نیست |
ضرورت دانستن رسوم و نوع نگاه طرف مقابل در جریان ازدواج امری حیاتی و تاثیر گذار است موضوعی که به همراه سادگی در ازدواج فراموش می شود.
ازدواج پیچیدگی های زیادی دارد که باید به آن توجه کرد !
کاریکاتوریست: محسن ملکی







************************************
در ایران موفقیت یک مدیر را نمیسنجند، خود مدیر بودن نشانهای از موفقیت محسوب میشود.
در انگلستان مدیران و روسا بعضی وقتها استعفا میدهند،
در ایران عشق به خدمت مانع از این امر میشود.
در انگلستان افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن
است ارتقا پیدا کنند،
در ایران برخی افراد مادرزادی مدیر و رئیس اند و اولین شغلشان (در بیست و چند سالگی) مدیریت و ریاست است.
در انگلستان برای یک مقام دنبال فرد مناسب میگردند،
در ایران برای یک فرد، دنبال مقام مناسب میگردند، و حتی در صورت لزوم یک مقام تازه ساخته میشود.
در انگلستان کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد ممکن است مدیر
شود.
در ایران کسی که کارمند ساده است، سه سال بعد هنوز کارمند ساده است، ولی در این مدت سه بار رئیساش عوض شده.
در انگلستان کسی که خیلی دانش و تجربه داشته باشد و بخواهند از او
بیشترین استفاده را ببرند، به سمت مشاوری گماشته میشود.
در ایران کسی که نخواهند ازش استفاده کنند، مشاور میشود.
در انگلستان اگر کسی از کار برکنار بشود، عذرخواهی میکند و حتی
ممکن است محاکمه شود.
در ایران بعد از برکناری، طی مراسم باشکوهی از فرد تقدیر شده و وی را به مدیریت جای دیگری میگمارند.
در انگلستان مدیران یک اداره کارشان را به صورت گروهی انجام
میدهند، اما مستقل از هم استخدام شده یا برکنار میشوند.
اما در ایران افراد به صورت گروهی از یک اداره به اداره دیگر جا به جا میشوند، ولی در حین کار هیچ نوع هماهنگی ندارند.
در انگلستان برای استخدام یک رئیس دانشگاه، مثل بقیه مشاغل، در
روزنامهها آگهی چاپ میکنند، از بین درخواستهای رسیده با برخی
مصاحبه میکنند و سرانجام یکی را انتخاب میکنند.
در ایران، برای انتخاب رئیس به
افراد مورد نظر تلفن میکنند!
در انگلستان........
یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید.
او برروی یک صندلی دستهدارنشست و درآرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
در کنار او یک بسته بیسکوئیت بود و مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه میخواند.
وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.»
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمیداشت، آن مرد هم همین کار را میکرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمیخواست واکنش نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بیادب چکار خواهد کرد؟»
مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد.
این دیگه خیلی پرروئی میخواست!
او حسابی عصبانی شده بود.
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلیاش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خیلی شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بیسکوئیتهایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد...
در صورتی که خودش آن موقع که فکر میکرد آن مرد دارد از بیسکوئیتهایش میخورد خیلی عصبانی شده بود. و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرتخواهی نبود.
- چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند...





تصور کن بری در یخچالو باز کنی سر خودتو ببینی چه حسی بهت دست میده !


یکی فقط باید کله این آقا رو بگیره




