| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
184
|
89/4/16 (01:32)
|
|
||
|
|
11
|
311
|
88/6/14 (12:42)
|
|
||
|
|
2
|
74
|
87/7/17 (07:29)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
86/11/21 (02:08)
|
|
||
|
|
2
|
388
|
86/10/17 (11:40)
|
|
||
|
|
1
|
57
|
86/10/11 (04:04)
|
|
||
|
|
10
|
129
|
86/7/22 (01:06)
|
|
||
|
|
0
|
87
|
86/1/4 (08:19)
|
|
||
|
|
0
|
44
|
86/1/4 (08:17)
|
|
||
|
|
1
|
86
|
85/10/15 (11:19)
|
|
||
|
|
4
|
59
|
85/10/4 (08:44)
|
|
||
|
|
3
|
54
|
85/9/28 (21:55)
|
|
||
|
|
1
|
64
|
85/9/4 (09:32)
|
|
||
|
|
1
|
40
|
85/8/28 (11:46)
|
|
||
|
|
5
|
91
|
85/8/27 (13:28)
|
|
||
|
|
0
|
45
|
85/7/2 (20:41)
|
|
شایدکمتر پزشک و دانشجوی پزشکی باشد که دستکم نام سالوادور دالی را نشنیده باشد و این به علت مبحثی در درس الکتروکاردیوگرافی است که در آن تاثیر داروی دیژیتال روی نوار EKG و شیب ملایم رو به پایین قطعه ST به سبیل دالی تشبیه میشود!
علت جذابیت ماندگار سالوادور دالی چیست؟

دالی پیشگام سبک سورئالیسم بود و برخی از آفرینش های هنری او - از جمله ساعت مذاب، فیل های دوکی پا و مورچگانی که در پهنه بیابان داغ رژه می روند - آثاری با شهرت جهانی هستند.
اما دالی شهرت جهانی خود را مدیون دلایل مختلفی است.
اندریا پادرونی، مدیر گالری "جهان دالی" در مرکز لندن می گوید این شهرت تا حدودی ناشی از فعالیت دالی در زمینه های مختلف و محدود نبودن او به تنها یک نوع هنر و در واقع محدود نبودن او به جهان هنر است.
آقای پادرونی به بی بی سی گفت: "او شدیدا کنجکاو و شدیدا مشتاق کشف همه چیزهایی بود که امکان مرزشکنی در آنها وجود داشت، در همه رشته ها از علوم گرفته تا معماری."
"میراثی که او به جا گذاشته است شامل همه چیز است. می توان بطری هایی که دالی طراحی کرده است، حتی نان دالی، را یافت."
سالوادور دالی نیز همانند هموطن دیگرش، پابلو پیکاسو، از مشهورترین هنرمندان تاریخ است به گونه ای که بسیاری از آثارش در فرهنگ مدرن بازتاب یافته است.
آقای پادرونی می گوید: "نوع تخیل او به آن نوع تخیلی که امروز در فرهنگ جوانان دیده می شود، در بازی های ویدیویی، فیلم های سینمایی، داستان های علمی تخیلی، نزدیک بود."
او همچنین در جنبش هنری پاپ، صاحب نفوذ بود. آقای پادرونی اشاره می کند که اندی وارهول از هواخواهان سفت و سخت دالی، به خصوص شیوه ای بود که او به تبلیغ خود می پرداخت.
وی گفت: "در واقع دالی نخستین کسی بود که به سایرین راه بدل شدن به یک بت در عالم هنر را نشان داد."
دالی در سال 1940 به آمریکا رفت و به قدرت رسانه ها پی برد.
یان گیبسون، نویسنده زندگینامه ای درباره دالی تحت عنوان "زندگی شرم آور سالوادور دالی"، به بی بی سی گفت که در همین دوره پس از مهاجرت به آمریکا بود که آثار او به تدریج شهرت جهانی یافت.

وی گفت: "روزنامه ها عکس های ساعت مذاب او را چاپ کردند و این اثر شهرت عجیبی پیدا کرد."
"تمام هم و غم او در زندگی رسیدن به شهرت بود. او می دانست استعداد آن را دارد، اما او به پرورش آن شخصیت عجیب که به وسیله آن خود را در سراسر جهان عرضه می کرد پرداخت."
واژه های تحریک آمیز
دالی، که روز به روز شخصیتی جنجالی تر می شد، آماده بود هرچه که به تصور او می تواند دیگران را تحریک کند بر زبان آورد.
او یک بار به بی بی سی گفت که "سالوادور دالی، که خودم باشم، آدم خیلی ثروتمندی است، و به پول و طلا عشق عجیبی می ورزد."
آقای پادرونی می گوید: "او تمام مدت با شهرت خود بازی می کرد. او به خوبی از قدرت نهفته در کلمات آگاه بود و این یک عنصر قوی در سنت اسپانیایی است."
وی گفت هویداست که هنر مدرن نه فقط از لحاظ رویکرد، بلکه همچنین از لحاظ اندیشه وام دار دالی است.
با این حال دالی در کشور خودش، اسپانیا، خیلی محبوب نیست چرا که برخی او را خیانتکار می پندارند.
او پس از بازگشت از اسپانیا، از رژیم فاشیستی فرانکو حمایت کرد، این درحالی بود که حکومت فرانکو دوست نزدیک او گارسیا لورکا (شاعر) را تیرباران کرده بود.
دالی همچنین پس از عمری انکار وجود خدا، به مذهب کاتولیک روی آورد و حتی به دیدار پاپ شتافت.
آقای گیبسون می گوید: "اسپانیایی ها احساس کردند که او دیگر آن دالی سابق نیست، به سورئالیسم، به دموکراسی اسپانیا، و به استعداد خود به عنوان یک نقاش خیانت کرده است."
اما او افزود که این کاملا با شخصیت دالی می خواند. "او از آن آدم هایی است که درکشان آسان نیست. او یک آدم معمولی نبود.
تمام کسانی که دالی را به خوبی می شناسند بدون شک از روابط صمیمانه ی دوستی که میان دالی و لورکا بوده نیز مطلع اند. گزیده شعر زیر برگرفته از کتاب "چکامه ای برای سالوادور دالی " نوشته شاعر و نقاش سوررئالیست " لورکا " ، با ترجمه ی سیاوش روشندل میباشد. شعر پیچیدهای که با آوردن تمثیلهای زیبا روح شاعر را در بیان دوستیاش تا بلندایی بیزمان به اوج میرساند.
آرزوت، رزِ سرخی به باغ بلند.
گردونهای از زبان آبدار پولاد ناب.
کوهساران جامهی مه امپرسیونیستها را از تن میافكنند،
خاکستریها از فراز آخرین طارمی ها نظارهگرند.
****
نقاشان مدرن در آتلیه های سپید،
ریشه های چارگوش گلهای سترون را هرس می کنند.
بر آبهای سِن کوهی مرمرین از یخ هست،
كه میماسد بر پنجره ها و عاج می پراکند.
****
به استواری گام می زند مرد بر گذر سنگفرش
بلورها از جادوی پژواک رخ میپوشند
حکومتیان دكان عطر فروشان را تخته کرده اند
ماشین به ضرب دوتایاش در تپش است.
****
چیزی چونان غیابِ جنگل ها و تجیرها و چکادها،
معلق است بر فراز خانه های كهن.
هوا منشورش را بر دریا صیقل میزند
و افق به گونهی آبگذری عظیم بر می افرازد.
****
نه شراب را می شناسند نه سایه روشن ها را، گزمگان
آنان سیرنها را بر دریاهای سرب گردن می زنند.
و شب، مجسمهی سیاهِ حزم
آینهی گرد ماه را با دستانش می پوشاند
****
زندگی "دالی" بر پرده سینما
فکر می کنید کدام یک از این بازیگران بهتر می توانند نقش دالی را بازی کند: آل پاچینو، جانی دپ یا پیتر اوتول یا هیچکدام!
در واقع هر سه این بازیگران به زودی بازی در فیلمهایی را که بر اساس زندگی سالوادور دالی نقاش مشهور سورئالیست ساخته خواهد شد، شروع می کنند.
پیتر رولی، تهیه کننده انگلیسی یکی از این فیلمها که خبر تهیه همزمان سه فیلم در باره دالی را در فستیوال امسال کن اعلام کرد در پاسخ به این سوال که چرا 18 سال بعد از مرگ دالی این فیلمها ساخته میشود، گفت:
« سه تا فیلم کم است. ما تا 9 تا شمردیم. فیلمسازان ایده را میقاپند اما اینکه چه کسی فیلم را زودتر بسازد یک امتیاز است.» پیتر رولی همچنین اعلام کرد که فیلمی که او تهیه میکند برخلاف فیلمهای دیگر مستقیما به زندگی دالی مربوط است و در بارسلون و پراگ فیلمبرداری میشود. به گفته او فیلمهای دیگر بیشتر در باره همسر دالی و تاجران آثار هنری است تا خود دالی.
دیوید پرموت نیز فیلم "خداحافظ دالی" را با شرکت پیتر اوتول تهیه میکند که در اسپانیا و نیویورک تولید خواهد شد. فیلمنامه آن را یانیو رز و آلن ریچ بر اساس خاطرات ریچ که دوست نزدیک دالی بود با هم نوشتهاند. اندرو نیکول نیز فیلم "دالی و من": داستان سوررئال را با شرکت آل پاچینو در نقش دالی میسازد. این فیلم به رابطه دالی با کلکسیونر و تاجر آثار هنری به نام استن لوری سن میپردازد و از 1960 تا 1980 را دربر میگیرد. فیلمنامه آن را نیز جان سالواتی بر اساس اتوبیوگرافی لوری سن نوشته است.
فیلمی که جانی دپ در آن بازی میکند، دالی نام دارد که فیلیپ مورا فیلمنامه آن را نوشته و کارگردانی میکند.
بنیاد سالوادور دالی اعلام کرد که از شنیدن خبر ساخت این فیلمها به طور همزمان شگفت زده شده است. این بنیاد که مسئولیت حفظ آثار دالی را به عهده دارد اعلام کرد اگر این فیلمسازان محترمانه با او برخورد کنند، اجازه استفاده از آثار او را برای فیلمبرداری خواهد داد. یک دهه قبل خانواده پیکاسو از فیلمی که کمپانی مرچنت آیوری در باره او ساخت، ناراحت شدند و اجازه ندادند کارهای او دیگر در سینما مورد استفاده قرار گیرد.
دالی ارتباط نزدیکی با سینما داشت و تاثیر سینما بر آثار او کاملا آشکار است. وی به همراه لوئیس بونوئل فیلم سگ آندلسی را در 1928 ساخت که نخستین فیلم سوررئالیستی تاریخ سینما به حساب میآید. دالی در دهه 1940 به آمریکا رفت و در طراحی و ساخت سکانس کابوس گریگوری پک در فیلم طلسم شده با آلفرد هیچکاک همکاری کرد. دالی همچنین در 1946 تولید فیلم انیمیشن (Destino) را برای کمپانی والت دیسنی شروع کرد که ناتمام ماند اما روی دیسنی برادرزاده والت دیسنی که اکنون این کمپانی را میچرخاند تصمیم گرفت آن را تکمیل کرده و به نمایش بگذارد. این انیمیشن کوتاه و شش دقیقهای، فیلمی بدون دیالوگ و خط قصه روشن است که دالی آن را بر اساس یک ترانه اسپانیایی ساخته است و ماجرای بالرینی سیاه چشم است که دست به سفری در بیابان و فضایی کاملا سوررئالیستی می زند. نسخه کامل این فیلم برای نخستین بار در فستیوال فیلم نیویورک امسال به نمایش درآمد. قسمتهای کوتاهی از این فیلم را میتوان در یوتیوب تماشا کرد.
منبع: پرویز جاهد
www.radiozamaneh.com
نقل قولهایی از "سالوادور دالی "
در شش سالگی، دلم می خواست یك آشپز شوم.
هالسمن :دالی، چرا سبیل می گذاری؟
دالی:برای اینكه بدون دیده شدن، رد شوم!
سوررئالیسم چیست؟
دالی:سوررئالیسم خود من هستم!
نقاشی، صداقت هنر ماست.هیچ تقلبی ممكن نیست. یا خوب است یا بد.
ترسی از نا کامل بودن نداشته باش.چون هرگز به كمال نمی رسی.
هیچگاه پُرتره ای را نقاشی نمیكنم تا شبیه چهره باشد، بر عكس این شخص است كه رشد میكند تا شبیه پرترهاش شود.
من مواد مخدر مصرف نمیكنم:من خود ماده ی مخدر هستم.
هوشمندی که فاقد جاه طلبی باشد، همچون پرنده ای ست بیبال پرواز
کارها، یا آسان است یا غیر ممكن.
دوست داشتن ثروت آن گونه كه من دوست میدارمش، چیزی كمتر از عرفان نیست. پول، شكوهمند است.
نقاشی، باریكهی زمان بینهایتی ست، از شخصیت من.
تفاوت تفكرات تقلبی و اصیل مانند این تفاوت در جواهرات است: همیشه جواهرات بدلی خیلی واقعی تر و ارزشمندتر جلوه میكنند.
رمز تأثیر گذار بودن من برای همیشه، مرموز باقی ماندنم است.
آنان كه نمیخواهند از هیچ چیز تأسی كنند، هیچ نمیآفرینند.
خیره شدن، فكر كردن است
جنگ ها به هیچكس جز آنهایی كه میمیرند، آسیب نمیرسانند.
وقتی پنج ساله بودم حشرهای را دیدم كه مورچهها آنرا خورده بودند. از حشره هیچ نمانده بود جز پوسته که از سوراخهای كالبدش میشد آسمان را دید. از آن پس هر بار كه خواستم به خلوص برسم ازجسم به آسمان نگاه می کردم.
نگاهی به تابلوی " پیکر ابر مکعبی " :
قبلا در یک مبحث جدا درباره ی مکعب چهار بعدی مطالبی را خوانده بودم. در آنجا اینگونه بیان شده بود که یک ابرمکعب چهاربعدی از 8 مکعب سه بعدی درست شده است. دالی تابلویی دارد به نام پیکر ابرمکعبی. این تابلو پیکر مسیح را نشان می دهد که بر یک صلیب متشکل از 8 مکعب تشکیل شده است. در واقع، دالی در این تابلو سعی کرده که یک ابرمکعب را نشان دهد.

در حال حاضر این تابلو در موزه ی مترپولیتن در نیویورک قرار دارد.
"جمع آوری مطالب با کمک روشینا"
سگ آندلسی و خواب های سوررئالیستی دالی و بونوئل
جنبش سوررئالیستی در سینما با فیلم مشهور« سگ آندلسی» (Un Chien Andalou) ساخته مشترک لوئیس بونوئل و سالوادور دالی در 1928 اعلام موجودیت کرد.
این فیلم کوتاه که بونوئل آن را « یک شور شهوانی برای قتل» نامید، با درونمایه اروتیک و خشونت بی پروای جنسی و سادیستی یکی از نمایندگان برجسته سینمای آوانگارد و پیشرو عصر خود و بلکه تمام زمان هاست که برای نخستین بار فرم آزاد روایت را به خدمت می گیرد و آنچنان دقیق، پرقدرت و ماهرانه ساخته شده که هنوز پس از 77سال بیننده سینما را که شگفت انگیز ترین و پیچیده ترین فرم ها و ساختارهای سینمائی و روائی را دیده و تجربه کرده است، به حیرت وا می دارد و تا مدتها از تاثیر آن خلاصی ندارد. فیلمی که زمان و مکان را نادیده می گیرد و از هیچ منطق رئالیستی پیروی نمی کند و تنها بر اساس تداعی بصری بنا شده و از منطق گرافیکی تبعیت می کند.
یادداشت کوتاهی در ضمیمه ادبی و هنری روزنامه ایندپندنت به قلم راجر کلارک با عنوان « Story of the Scene» در باره شروع غافلگیر کننده و تکان دهنده این فیلم نظرم را جلب کرد و برآن شدم که ترجمه آن را در اینجا بیاورم:
صحنه افتتاحیه ای که در آن چشمان یک زن با تیغ شکافته می شود، از مکالمه ای بین لوئیس بونوئل و دوستش سالوادور دالی در باره خواب هایشان ریشه می گیرد. بونوئل به دالی گفت که یک تکه ابر، ماه را از وسط به دو نیم می کند، « درست مثل تیغی که چشم را بشکافد». دالی نیز به او گفت که او نیز خواب شگفت انگیزی دیده که در آن مورچه ها از زخمی بر روی یک کف دست بیرون می جهند و « چطوره که از همین اینجا شروع کنیم و فیلمی بسازیم.».
در واقع دالی با این پیشنهاد، ریسک بزرگی کرد و آنها فیلم را ساختند. این دو تصویر منجر به ساخت فیلم 17 دقیقه مشترکی شد به نام « سگ آندلسی». یکی از نخستین فیلمهای تاریخ سینما که تاثیر جلوه های تصویری اش هنوز تا امروز حس می شود.
در آغاز فیلم تصویری از ماه نشان داده می شود. مردی که سرگرم تماشای ماه بر بالکن خانه است خود بونوئل است که دارد تیغ دلاکی را با تسمه چرمی تیز می کند. بونوئل آماده می شود که تخم چشم زنی را که کنار او بی حرکت ایستاده است و صورت او جایگزین تصویر ماه شده است را بشکافد. او با انگشتانش چشم چپ زن را به زور باز می کند و بر مردمک چشم او تیغ می کشد. اگرچه تمام این فیلم کوتاه پر از تصاویر چشمگیر و خیره کننده است- مثل تصویر پیانوی بزرگی که جسد گندیده الاغی روی آن افتاده است – اما هیچکدام قابل مقایسه با صحنه شروع فیلم نیستند که با موسیقی عصبی تانگو همراه است. این نخستین فیلمی بود که برای بیگانه سازی تماشاگر طراحی شد و از کیفیت های سوررئالیستی و تغزلی آن فیلمسازان سوررئالیست و آوانگارد و سازندگان کلیپ ها و ویدئوهای موسیقی به وفور الهام گرفتند.
شاید تابلوی "تداوم حافظه" The Persistence of Memory وی برای ما از همه تابلوهایش آشناتر باشد.
احتمالا دومین تابلوی مشهور دالی برای ما تابلوی خواب یا sleep است. در این تعبیر رویایی و عجیب از خواب، فقط سر خواب بیننده دیده می شود و در پشت آن پس زمینهای از تصاویر رویامانند وجود دارد، این تصویر بیان میکند که تنها نبود یک تکیهگاه کافیست تا خواب بیننده بیدار شود و این نشان دهنده شکنندگی خواب و رویاها است.
" برگرفته از مجله ویزیت "