userinfo close

  ,

عملیات علیه سلمان رشدی


salman_roshdi

تاسیس: 30 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شیدا زاگرس - معاونان
نظر به غنای علمی و محتوای اسلامی مطالب این کلوب و امر شارع مقدس به احیای دین ، هر گونه کپی برداری حت ادامه »
نظر به غنای علمی و محتوای اسلامی مطالب این کلوب و امر شارع مقدس به احیای دین ، هر گونه کپی برداری حتی بدون ذکر منبع ،
نه تنها جایز بلکه پسندیده و مورد تایید اعضای این کلوب خواهد بود .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
1
82
91/1/23 (17:21)
3
89
89/10/27 (04:37)
1
65
89/6/13 (02:09)
2
69
89/3/21 (12:43)
1
10
89/3/16 (10:01)
0
43
89/2/30 (17:07)
0
9
89/2/30 (17:03)
4
33
89/1/28 (19:18)
1
94
89/1/23 (11:19)
1
21
89/1/17 (13:09)
2
14
88/12/28 (16:03)
1
18
88/12/27 (09:35)
0
38
88/12/27 (09:17)
14
134
88/11/26 (11:08)
13
52
88/11/26 (10:46)
1
10
88/11/26 (10:34)
1
28
88/11/24 (00:23)
0
14
88/10/3 (13:11)
0
31
88/9/16 (09:49)
2
68
88/9/16 (09:39)

عنوان بحث

سام ثروتخواه , farzad_sam
سام ثروتخواه - 09:59 1389/03/16

مشروح خطبه های مقام معظم رهبری درنماز جمعه‌ تهران در حرم امام خمینى (ره)

 

A0860409.jpg
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

خطبه‌ى اول‌
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمد للَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوكّل علیه و نستغفره و نتوب الیه‌ و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته‌ بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین‌ سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌ و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و دعات الى اللَّه‌
اوصیكم عباد اللَّه و نفسى بتقوى اللَّه‌
همه‌ى برادران و خواهران عزیز نمازگزار را توصیه میكنم به رعایت تقوا؛ كه خداى متعال میفرماید: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا. یصلح لكم اعمالكم و یغفر لكم ذنوبكم و من یطع اللَّه و رسوله فقد فاز فوزا عظیما».(1) تقواى الهى را در رفتار، در گفتار، حتّى در پندار خود باید رعایت كنیم؛ یعنى مراقب باشیم در رفتار خود، در كردار خود، در گفتار خود، ذره‌اى از رضاى الهى و حق، تعدى و تجاوز نكنیم. امیدوارم خداوند متعال به این بنده‌ى حقیر توفیق بدهد كه امروز بتوانیم با تمسك به این اصل اساسى قرآنى - یعنى سخن گفتن بر اساس تقوا - عرایض خود را عرض كنیم.

* تغییر جهتگیرى‌ها در یك انقلاب تدریجى ونامحسوس است
این روزها ایام عید ولادت صدیقه‌ى كبرى‌ و فاطمه‌ى زهرا، بانوى دو عالم، سیده‌ى نساء عالمین (سلام اللَّه علیها) است. از روح ملكوتى این بنده‌ى خالص الهى مدد بگیریم و ان‌شاءاللَّه این نماز جمعه را كه به مناسبت بیست و یكمین سالگرد رحلت امام راحل (رضوان اللَّه تعالى علیه) است، با احترام و تكریم به مقام این آیت عظماى پروردگار برگزار كنیم و یاد و نام مبارك و ماندگار امام بزرگوارمان را همچنان كه در این بیست و یك سال، ملت ما به بهترین وجهى در دل و جان خود، در زبان خود، در فضاى زندگى خود حفظ كرده‌اند، باز هم حفظ كنیم و به پیش ببریم.
امروز درباره‌ى امام بزرگوار در خطبه‌ى اول عرایضى را عرض میكنم؛ نگاه به امام از منظر یك شاخص. این نگاه از این جهت اهمیت پیدا میكند كه چالش اصلى همه‌ى تحولات بزرگ اجتماعى - از جمله انقلابها - صیانت از جهتگیرى‌هاى اصلى این انقلاب یا این تحول است. این مهمترین چالش هر تحول عظیم اجتماعى است كه هدفهائى دارد و به سمت آن هدفها حركت و دعوت میكند. این جهتگیرى باید حفظ شود. اگر جهتگیرى به سمت هدفها در یك انقلاب، در یك حركت اجتماعى صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبدیل خواهد شد؛ در جهت عكس اهداف خود عمل خواهد كرد. لذا شما در قرآن ملاحظه میكنید كه در سوره‌ى مباركه‌ى هود، خداى متعال به پیغمبرش میفرماید: «فاستقم كما امرت و من تاب معك و لاتطغوا انّه بما تعملون بصیر».(2) پیغمبر را امر میفرماید به استقامت. استقامت، یعنى پایدارى؛ راه را مستقیم ادامه دادن؛ در جهت درست حركت كردن. نقطه‌ى مقابل این حركت مستقیم در این آیه‌ى شریفه، طغیان قرار داده شده است؛ «و لاتطغوا». طغیان، یعنى سركشى؛ منحرف شدن. به پیغمبر میفرماید: هم تو - شخصاً - هم كسانى كه همراه تو و با تو هستند، این راه را درست ادامه بدهید و منحرف نشوید؛ «انّه بما تعملون بصیر». مرحوم علامه‌ى طباطبائى بزرگوار در تفسیر المیزان میفرماید: لحن این آیه، لحن تشدد است؛ هیچ نشانه‌ى رحمت در این آیه نیست. خطاب به خود پیغمبر است؛ «من افراد النّبىّ بالذّكر». در درجه‌ى اول، خود پیغمبر را مخاطب قرار میدهد: «فاستقم». لذا این آیه به نحوى است كه پیغمبر اكرم درباره‌ى سوره‌ى هود فرمودند: «شیّبتنى سورة هود»؛ سوره‌ى هود مرا پیر كرد. این به خاطر همین آیه است. در روایت است كه آن بخشى از سوره‌ى هود كه پیغمبر میفرماید «من را پیر كرد»، همین آیه‌ى مباركه است؛ به خاطر تشدیدى كه در این آیه هست. در حالى كه در یك جاى دیگر قرآن هم دارد: «فلذلك فادع و استقم كما امرت»،(3) اما عنوان «فاستقم كما امرت و من تاب معك و لا تطغوا» - منحرف نشوید، از راه برنگردید - خطاب سختى است كه به خود پیغمبر است. این خطاب، دل پیغمبر را میلرزاند. این به خاطر همین است كه تغییر جهتگیرى‌ها و منحرف شدن از راه اصلى - كه هویت اصلى هر انقلابى به آن جهتگیرى‌هاست و در واقع، سیرت انقلابها همین جهتگیرى‌هاى اصلى است - بكلى راه را عوض میكند و این انقلاب به هدفهاى خود نمیرسد. اهمیت این قضیه از این باب است كه تغییر جهتگیرى‌ها تدریجى است، نامحسوس است؛ اینجور نیست كه از اول كار، این تغییر جهتگیرى با 180 درجه اتفاق بیفتد؛ اول با زاویه‌هاى خیلى كوچكتر، این تغییر شروع میشود؛ هرچه ادامه پیدا میكند، فاصله‌ى راه اصلى - كه صراط مستقیم است - با این انحراف، روزبه‌روز بیشتر میشود. این یك جهت است.

* اگر شاخصها روشن و واضح و در معرض دید مردم بود، انحراف اتفاق نمى‌افتد
جهت دیگر این است كه آن كسانى كه در پى تغییر هویت انقلاب بر مى‌آیند، معمولاً با پرچم رسمى و با تابلو جلو نمى‌آیند؛ آنچنانى حركت نمیكنند كه معلوم بشود اینها دارند با این حركت مخالفت میكنند؛ حتّى گاهى به عنوان طرفدارى از حركت انقلاب، یك اقدامى میكنند، یك اظهارى میكنند، كارى میكنند، زاویه ایجاد میكنند؛ انقلاب از جهتگیرى خود بكلى دور مى‌افتد، بركنار میشود.

براى اینكه این جهتگیرى غلط و این انحراف اتفاق نیفتد، احتیاج به شاخصهاى معینى هست. باید سر راه، شاخصهائى وجود داشته باشد. اگر این شاخصها بود، روشن بود، واضح بود، در معرض دید مردم بود، انحراف اتفاق نمى‌افتد؛ اگر كسى هم در جهت انحراف كار كند، از نظر توده‌ى مردم شناخته میشود؛ اما اگر شاخصى وجود نداشت، آن وقت خطر جدى خواهد شد.

* بهترین شاخصها، خود امام و خط امام است
خوب، شاخص در انقلاب ما چیست؟ این خیلى مهم است. سى سال است كه ما در جهت این انقلاب حركت میكنیم. ملت ما بصیرت به خرج دادند، شجاعت به خرج دادند، حقاً و انصافاً لیاقت به خرج دادند. این انقلاب را سى سال است شما دارید جلو میبرید؛ اما خطر وجود دارد. دشمن انقلاب، دشمن امام بیكار نمى‌نشیند؛ سعى میكند این انقلاب را از پا در بیاورد. چه جور؟ با منحرف كردن راه انقلاب. بنابراین لازم است ما شاخص داشته باشیم.
من عرض میكنم بهترین شاخصها، خود امام و خط امام است. امام بهترین شاخص براى ماست. اگر این تشبیه با همه‌ى فاصله‌اى كه وجود دارد، به نظر برسد، عیبى ندارد كه تشبیه كنیم به وجود مقدس پیغمبر كه قرآن میفرماید: «لقد كان لكم فى رسول‌اللَّه اسوة حسنة لمن كان یرجوا اللَّه و الیوم الاخر».(4) خود پیغمبر اسوه است؛ رفتار او، كردار او، اخلاق او. یا در یك آیه‌ى شریفه‌ى دیگر میفرماید: «قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهیم و الّذین معه»؛(5) ابراهیم و یاران ابراهیم اسوه‌اند. در اینجا یاران ابراهیمِ پیغمبر هم ذكر شده‌اند تا كسى نگوید كه پیغمبر معصوم بود یا ابراهیم معصوم بود، ما نمیتوانیم از آنها تبعیت كنیم؛ نه، «قد كانت لكم اسوة حسنة فى ابراهیم و الّذین معه اذ قالوا لقومهم انّا براء منكم و ممّا تعبدون من دون اللَّه كفرنا بكم» تا آخر آیه‌ى شریفه.
در مورد امام بزرگوار كه شاگرد این مكتب و دنباله‌روِ راه این انبیاى عظام است، همین معنا صدق میكند. خود امام برجسته‌ترین شاخصهاست؛ رفتار امام، گفتار امام. خوشبختانه بیانات امام در دسترس است، تدوین شده است. وصیتنامه‌ى امام آشكارا همه‌ى مافى‌الضمیر امام را براى آینده‌ى انقلاب تبیین میكند. نباید اجازه داد این شاخصها غلط تبیین شوند، یا پنهان بمانند، یا فراموش بشوند. اگر این شاخصها را ما بد تبیین كردیم، غلط ارائه دادیم، مثل این است كه یك قطب‌نما را در یك راه از دست بدهیم، یا قطب‌نما از كار بیفتد. فرض كنید در یك مسیر دریائى یا در یك بیابان كه جاده‌اى هم وجود ندارد، قطب‌نماى انسان آسیب ببیند و از كار بیفتد؛ انسان متحیر میماند. اگر نظرات امام، بد بیان شد، بد تبیین شد، مثل این است كه قطب‌نما از كار بیفتد، راه گم میشود؛ هر كسى به سلیقه‌ى خود، به میل خود حرفى میزند. بدخواهان هم در این میان از فرصت استفاده میكنند، راه را جورى تبیین میكنند كه ملت به اشتباه بیفتد.

* راه امام و خط امام، صراط مستقیم انقلاب است
مواضع امام بایستى به طور روشن و واضح - همان طور كه خود او گفت، همان طور كه خود او نوشت - تبیین شود؛ این ملاك راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است. یك نفر صریح میگوید من امام را قبول ندارم - این بحث دیگرى است - خیلى خوب، پیروان امام و طرفداران امام با كسى كه صریح بگوید من امام را قبول ندارم، راه او را غلط میدانم، حسابشان روشن است؛ اما اگر قرار است در خط امام، با اشاره‌ى انگشت امام، این انقلاب پیش برود، باید معلوم باشد، روشن باشد و مواضع امام بزرگوارمان بدرستى تبیین شود.

* نباید براى خوشامد این و آن، برخى از مواضع حقیقى امام را انكار یا مخفى كرد
نباید براى خوشامد این و آن، برخى از مواضع حقیقى امام را یا انكار كرد، یا مخفى نگه داشت. بعضى اینجور فكر میكنند - و این فكر غلطى است - كه براى اینكه امام پیروان بیشترى پیدا كند، كسانى كه مخالف امام هستند، آنها هم به امام علاقه‌مند شوند، بایستى ما بعضى از مواضع صریح امام را یا پنهان كنیم یا نگوئیم یا كمرنگ كنیم؛ نه، امام هویتش، شخصیتش به همین مواضعى است كه خود او با صریح‌ترین بیانها، روشن‌ترین الفاظ و كلمات، آنها را بیان كرد. همین‌ها بود كه دنیا را تكان داد. همین مواضع صریح بود كه توده‌هاى عظیم را مشتاق ملت ایران و بسیارى را پیرو ملت ایران كرد. این نهضت عظیم جهانى كه شما امروز در گوشه و كنار دنیاى اسلام نشانه‌هاى آن را مى‌بینید، از این طریق به راه افتاد.
امام را صریح باید آورد وسط میدان. مواضعش بر علیه استكبار، مواضعش بر علیه ارتجاع، مواضعش بر علیه لیبرال دموكراسى غرب، مواضعش بر علیه منافقان و دورویان را باید صریح گذاشت. كسانى كه تحت تأثیر آن شخصیت عظیم قرار گرفتند، این مواضع را دیدند و تسلیم شدند. نمیشود به خاطر اینكه زید و عمرو از امام خوششان بیاید، ما مواضع امام را پنهان كنیم یا پوشیده كنیم یا آن چیزهائى كه به نظرمان تند مى‌آید، كمرنگ كنیم. عده‌اى در یك دورانى - كه ما آن دوران را به یاد داریم؛ دوران جوانى‌هاى ما - براى اینكه اسلام علاقه‌مندان و طرفدارانى پیدا كند، بعضى از احكام اسلام را كمرنگ میكردند، ندیده میگرفتند؛ حكم قصاص را، حكم جهاد را، حكم حجاب را انكار و پنهان میكردند، میگفتند اینها از اسلام نیست، قصاص از اسلام نیست، جهاد از اسلام نیست، براى اینكه فلان مستشرق یا فلان دشمن مبانى اسلامى از اسلام خوشش بیاید! این غلط است. اسلام را با كلیتش بایستى بیان كرد.

* مام منهاى خط امام، امام بى‌هویت است
امام منهاى خط امام، آن امامى نیست كه ملت ایران به نفس او، به هدایت او جانشان را كف دست گرفتند، فرزندانشان را به كام مرگ فرستادند، از جان و مالشان دریغ نكردند و بزرگترین حركت قرن معاصر را در این نقطه‌ى عالم به وجود آوردند. امام منهاى خط امام، امام بى‌هویت است. سلب هویت از امام، خدمت به امام نیست. مبانى امام، مبانى روشنى بود. این مبانى - اگر كسى نخواهد مجامله كند، تعارف كند - در كلمات امام، در بیانات امام، در نامه‌هاى امام، و بخصوص در وصیتنامه‌ى امام - كه كوتاه شده‌ى همه‌ى آن مواضع است - منعكس است. این مبانى فكرى همان چیزى است كه آن موج عظیم و سهمگین را علیه غارتگرى‌هاى غرب و یكه‌تازى‌هاى آمریكا در دنیا به وجود آورد. شما خیال میكنید اینكه رئیس جمهورهاى گوناگون آمریكا به هر كشورى از این كشورهاى آسیا و خاورمیانه سفر كردند، حتّى در بعضى از كشورهاى اروپائى مردم جمع شدند و علیه آنها شعار دادند، همیشه اینجور بود؟ نه، این حركت امام بود، افشاگرى امام بود، موضعگیرى امام بود كه استكبار را رسوا كرد، صهیونیسم را رسوا كرد، و روح مقاومت را در ملتها و بخصوص در جوامع اسلامى زنده كرد.

* بروید وصیتنامه‌ى امام را بخوانید
این كج‌اندیشى است كه ما مواضع امام را انكار كنیم. این كج‌اندیشى را هم متأسفانه بعضاً كسانى انجام میدهند كه یك وقتى خودشان جزو مروجان افكار امام بودند یا جزو پیروان امام بودند. حالا به هر دلیلى راه‌ها كج میشود، هدفها گم میشود، یك عده‌اى برمیگردند؛ بعد از آنكه سالهاى متمادى براى امام و براى این هدفها حرف زدند و حركت كردند، در مقابل این اهداف و این مبانى مى‌ایستند و آن حرفها را میزنند!
خوب، خط امام اجزائى دارد. مهمترینِ آنچه كه در مورد خط امام و راه امام میشود گفت، چند نكته است كه من عرض میكنم. و بخصوص به جوانها عرض میكنم: بروید وصیتنامه‌ى امام را بخوانید. امامى كه دنیا را تكان داد، امامى است كه در این وصیتنامه منعكس است، در این آثار و گفتار منعكس است.

* اولین و اصلى‌ترین نقطه در مبانى امام و نظرات امام، مسئله‌ى اسلام ناب محمدى است
اولین و اصلى‌ترین نقطه در مبانى امام و نظرات امام، مسئله‌ى اسلام ناب محمدى است؛ یعنى اسلام ظلم‌ستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجدیدگان و مستضعفان. در مقابل این اسلام، امام اصطلاح «اسلام آمریكائى» را در فرهنگ سیاسى ما وارد كرد. اسلام آمریكائى یعنى اسلام تشریفاتى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زیاده‌خواهى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل دست‌اندازى به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگویان، اسلام كمك به اقویا، اسلامى كه با همه‌ى اینها میسازد. این اسلام را امام نامگذارى كرد: اسلام آمریكائى.
فكر اسلام ناب، فكر همیشگى امام بزرگوار ما بود؛ مخصوص دوران جمهورى اسلامى نبود؛ منتها تحقق اسلام ناب، جز با حاكمیت اسلام و تشكیل نظام اسلامى امكانپذیر نبود. اگر نظام سیاسى كشور بر پایه‌ى شریعت اسلامى و تفكر اسلامى نباشد، امكان ندارد كه اسلام بتواند با ستمگران عالم، با زورگویان عالم، با زورگویان یك جامعه، مبارزه‌ى واقعى و حقیقى بكند. لذا امام حراست و صیانت از جمهورى اسلامى را اوجب واجبات میدانست. اوجب واجبات، نه از اوجب واجبات. واجب‌ترین واجبها، صیانت از جمهورى اسلامى است؛ چون صیانت اسلام - به معناى حقیقى كلمه - وابسته‌ى به صیانت از نظام سیاسى اسلامى است. بدون نظام سیاسى، امكان ندارد.
امام جمهورى اسلامى را مظهر حاكمیت اسلام میدانست. براى همین، امام جمهورى اسلامى را دنبال كرد، در راهش آن همه تلاش كرد و با آن شدت و حدت و اقتدار پاى جمهورى اسلامى ایستاد. امام كه دنبال قدرت شخصى نبود؛ امام دنبال این نبود كه خودش بتواند قدرتى پیدا كند. مسئله‌ى امام، مسئله‌ى اسلام بود؛ لذا پاى جمهورى اسلامى ایستاد. این مدل نو را امام به دنیا عرضه كرد؛ یعنى مدل جمهورى اسلامى.
اساسى‌ترین مسئله در جمهورى اسلامى، مبارزه با حاكمیتهاى زورگویانه و اقتدارطلب دنیاست كه در شكلهاى مختلف خودش را نشان میدهد. حكومت دیكتاتورى و اقتدارطلب، فقط حكومت پادشاهان نیست؛ این یكى از انواع حكومت دیكتاتورى است. آن زمان دیكتاتورى‌هاى چپ وجود داشت، كه دیكتاتورى یك‌حزبى در كشورها بود؛ هر كار میخواستند، با آحاد ملت میكردند؛ كسى هم به ملت پاسخگو نبود. در واقع ملت دست یك اقلیت محدودى زندانى بود. این هم یك نوع دیكتاتورى بود. یك نوع دیكتاتورى هم دیكتاتورى سرمایه‌داران است كه در نظامهاى بظاهر مردم‌سالار - نظامهاى لیبرال دموكراسى - تجلى پیدا میكند. این هم نوعى دیكتاتورى است، منتها دیكتاتورى بسیار هوشمندانه و غیر مستقیم؛ در واقع دیكتاتورى سرمایه‌دارها و صاحبان ثروتهاى بزرگ است.
امام جمهورى اسلامى را در مقابل این طاغوتهاى بشرى به وجود آورد؛ اسلام را - كه در دل اسلامیت، تكیه‌ى به مردم و رأى مردم و خواست مردم وجود دارد - معیار اصلى این نظام قرار داد. بنابراین جمهورى اسلامى، هم جمهورى است، یعنى متكى به آراء مردم است؛ هم اسلامى است، یعنى متكى به شریعت الهى است. این یك مدل نو است؛ این یكى از شاخصهاى عمده‌ى در خط امام است. هر كسى درباره‌ى حاكمیت نظام جمهورى اسلامى برخلاف این فكر كند، برخلاف فكر امام است؛ مدعى نشود كه او دنباله‌روِ امام است، در عین حال این فكر را دارد؛ نه، فكر امام این است. این واضح‌ترین خط از خطوط اندیشه‌ى امام است.

* مبنا و معیار درجاذبه‌ و دافعه‌ امام اسلام بود
یك شاخص دیگر در برنامه‌ى امام و خط امام و راه مستقیم امام، مسئله‌ى جاذبه و دافعه‌ى امام بود. انسانهاى بزرگ، جاذبه و دافعه‌شان هم میدان وسیع و گسترده‌اى دارد. همه جاذبه و دافعه دارند. شما با رفتار خودتان، یكى را به خودتان علاقه‌مند و متمایل میكنید، یكى هم از شما میرنجد؛ این جاذبه و دافعه است. اما انسانهاى بزرگ، جاذبه‌شان یك طیف وسیعى را به وجود مى‌آورد؛ دافعه‌ى آنها هم همین طور، یك طیف عظیمى را به وجود مى‌آورد. جاذبه و دافعه‌ى امام تماشائى است.
آنچه كه مبنا و معیار جاذبه‌ى امام و دافعه‌ى امام بود، باز مكتب بود، اسلام بود؛ درست همان طورى كه امام سجاد (سلام اللَّه علیه) در دعاى صحیفه‌ى سجادیه - دعاى ورود در ماه رمضان - به خداوند متعال عرض میكند. مكرر عرض كرده‌ایم كه دعاهاى امام سجاد واقعاً جزو برترین گنجینه‌هاى معارف اسلامى است. در این دعاها معارفى وجود دارد كه انسان اینها را از روایات و آثار روائى نمیتواند به دست بیاورد؛ در دعاها صریح اینها بیان شده است. در دعاى چهل و چهارم صحیفه‌ى سجادیه - كه دعاى ورود در ماه رمضان است و امام سجاد آن را میخواندند - حضرت چیزهائى را از خداى متعال براى ماه رمضان درخواست میكنند؛ از جمله‌ى چیزهائى كه درخواست میكنند، این است: «و ان نسالم من عادانا»؛ پروردگارا! از تو میخواهیم كه با همه‌ى دشمنانِ خودمان صلح كنیم، سلم و مدارا پیشه كنیم. بعد بلافاصله میفرمایند: «حاشى من عودى فیك و لك فأنه العدوّ الّذى لانوالیه و الحرب الّذى لانصافیه»؛ مگر آن دشمنى كه من به خاطر تو با او دشمنى كردم، در راه تو با او دشمنى كردم. این دشمنى است كه ما هرگز با او دم از آشتى نخواهیم زد و دل ما با او صاف نخواهد شد.
امام اینجورى بود؛ دشمنىِ شخصى با كسى نداشت. اگر كدورتهاى شخصى‌اى هم بود، امام زیر پا میگذاشت؛ اما دشمنى به خاطر مكتب، براى امام بسیار جدى بود. همان امامى كه از اول شروع نهضت در سال 1341 روى توده‌ى مردم، انواع و اقسام افكار گوناگون در میان مردم، اینجور آغوش باز كرده بود، مردم را از اهل هر قومى، از اهل هر گروه و مذهبى، با آغوش باز میپذیرفت، همین امام در اول انقلاب یك مجموعه‌هائى را از خود طرد كرد. كمونیستها را صریح طرد كرد. آن روز براى خیلى از ماها كه در اول انقلاب دست‌اندركار مبارزه بودیم، این كار امام عجیب بود. در همان اوائل انقلاب، امام صریح در مقابل كمونیستها موضعگیرى كرد و اینها را از خودش جدا كرد. در مقابل لیبرال‌مسلكها و دلباختگان به نظامهاى غربى و فرهنگ غربى، امام قاطعیت نشان داد؛ اینها را از خود دور كرد، از خود جدا كرد؛ هیچ رودربایستى و ملاحظه‌اى نكرد. مرتجعین را - كسانى كه حاضر نبودند حقائق الهى و روح قرآنى احكام اسلامى را قبول كنند و تحول عظیم را بپذیرند - از خودش طرد كرد. امام بارها مرتجعین را با تعبیرات سخت و تلخ محكوم كرد، از خود دور كرد. در تبرّى از افرادى كه در دائره‌ى فكرى و مبانى اسلامى او قرار نمیگرفتند، امام تأمل نكرد؛ در حالى كه با آنها هم دشمنى شخصى نداشت.
شما ملاحظه كنید به وصیتنامه‌ى امام؛ امام در همین وصیتنامه خطاب میكند به كمونیستهائى كه در داخل جنایت كرده بودند و به خارج كشور گریخته بودند. لحن امام را ملاحظه كنید. به اینها میگوید: شما داخل كشور بیائید و مجازاتى را كه قانون و عدالت براى شما میگذارد، تحمل كنید و مجازات شوید. یعنى بیائید اعدام را یا حبس را یا سایر مجازاتها را تحمل كنید، براى اینكه خودتان را از عذاب الهى و نقمت الهى نجات دهید. با اینها دلسوزانه حرف میزند. میفرماید: اگر شهامت این را هم ندارید كه بیائید مجازات خودتان را قبول كنید، لااقل آنجا كه هستید، راهتان را عوض كنید، توبه كنید؛ با ملت ایران، با نظام اسلامى، با حركت اسلامى مقابله نكنید؛ براى قدرتمندان و زورگویان، پیاده‌نظام نباشید.
امام دعواى شخصى ندارد؛ اما در دائره‌ى مكتب، با قاطعیت كامل، جاذبه و دافعه‌ى خود را اعمال میكند. این یك شاخص عمده از زندگى امام و مكتب امام است. تولّى و تبرّى در عرصه‌ى سیاست هم باید تابع تفكر و فكر و مبانى اسلامى و مذهبى باشد؛ اینجا هم باید انسان ملاك و معیار را این قرار بدهد؛ ببیند خداى متعال از او چه میخواهد.
با این روشى كه امام در پیش گرفته بود و در گفتار و كردار او منعكس بود، نمیشود انسان خود را در خط امام بداند، دنباله‌روِ امام بداند، اما با كسانى كه صریحاً پرچم معارضه‌ى با امام و اسلام را بلند میكنند، خودش را در یك جبهه تعریف كند. نمیشود قبول كرد كه آمریكا و انگلیس و سیا و موساد و سلطنت‌طلب و منافق بر روى یك محورى توافق كنند، حول یك محورى جمع بشوند، بعد آن محور باز ادعا كند كه من خط امامم! این نمیشود، این قابل قبول نیست.

* امام می فرمود اگر دشمنان از ما تعریف كردند، بدانیم كه خیانتكاریم
نمیشود با هر كس و ناكسى ائتلاف كرد. باید ببینیم دشمنان دیروز امام در برابر ما چه موضعى میگیرند. اگر دیدیم مواضع ما جورى است كه آمریكاى مستكبر، صهیونیست غاصب، مزدوران قدرتهاى گوناگون، مخالفین و معاندین امام و اسلام و انقلاب از ما تجلیل میكنند، احترام میكنند، بایستى در مواضعمان شك كنیم؛ باید بدانیم كه راه درست و مستقیم را نمیرویم. این معیار است، این یك ملاك است. امام هم بارها بر همین تكیه میكرد. امام میفرمود - در نوشته‌جات امام وجود دارد، در اسناد قطعى فرمایشات امام این هست - كه اگر از ما تعریف كردند، بدانیم كه خیانتكاریم. این خیلى مهم است.
كسانى بیایند درست در خط مقابل امام حركت كنند، درباره‌ى مسئله‌ى قدس در روز قدس آنجور موضعگیرى كنند، در روز عاشورا آن فضاحت را به بار بیاورند، بعد ما با كسانى كه با اساس مبناى امام و حركت امام صریحاً مخالفند، اظهار همراهى كنیم، خودمان را در كنار اینها قرار بدهیم و تعریف كنیم، یا در مقابل اینها سكوت كنیم؛ در عین حال بگوئیم ما دنباله‌روِ امامیم! این امكان ندارد، این قابل قبول نیست. ملت هم این را خوب فهمیدند. ملت این را مى‌بیند، میداند، میشناسد، میفهمد.

* امام در تصمیم‌گیرى‌هاى و تدابیر خود، محاسبات معنوى را در درجه‌ى اول قرار می داد
یك شاخص دیگر در مشى امام و خط امام كه خیلى مهم است، مسئله‌ى محاسبات معنوى و الهى است. امام در تصمیم‌گیرى‌هاى خود، در تدابیر خود، محاسبات معنوى را در درجه‌ى اول قرار میداد. یعنى چه؟ یعنى انسان براى هر كارى كه میخواهد بكند، در درجه‌ى اول هدفش كسب رضاى الهى باشد؛ كسب پیروزى نباشد، به دست گرفتن قدرت نباشد، كسب وجاهت پیش زید و عمرو نباشد. هدف اول، رضاى الهى باشد. این یك. بعد هم به وعده‌ى الهى اطمینان و اعتماد داشته باشد. وقتى انسان هدفش رضاى خدا بود، به وعده‌ى الهى هم اعتماد و اطمینان داشت، آن وقت دیگر یأس معنا ندارد، ترس معنا ندارد، غفلت معنا ندارد، غرور معنا ندارد.
امام آن وقتى كه تنها بود، مبتلاى به ترس نشد، مبتلاى به یأس نشد؛ آن وقتى هم كه همه‌ى ملت ایران یكصدا نام او را فریاد زدند، بلكه ملتهاى دیگر هم به او عشق ورزیدند و این را ابراز كردند، دچار غرور نشد. آن وقتى كه خرمشهر به وسیله‌ى متجاوزین عراقى از دست رفت، امام مأیوس نشد؛ آن وقتى هم كه خرمشهر را رزمندگان ما با دلاورى و فداكارى خود گرفتند، امام مغرور نشد؛ فرمود «خرمشهر را خدا آزاد كرد»؛ یعنى ما هیچكاره‌ایم. در همه‌ى حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار، امام همین‌جور بود. آن وقتى كه تنها بود، وحشت نكرد؛ آن وقتى كه غلبه و قدرت با او بود، مغرور نشد؛ غفلت هم نكرد. این اعتماد به خداست. وقتى رضاى خدا بود، قضیه این است.
به وعده‌ى الهى باید اعتماد كرد. خداى متعال در سوره‌ى «انّا فتحنا» میفرماید: «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشركین و المشركات الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء»؛(6) خصوصیت منافق و مشرك از جمله این است كه به خدا سوءظن دارند، وعده‌ى الهى را قبول ندارند، باور ندارند. اینكه خدا میگوید: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره»،(7) این را آدم مؤمن با همه‌ى وجود قبول دارد؛ منافق این را قبول ندارد. خداوند میفرماید: «علیهم دائرة السّوء و غضب اللَّه علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و ساءت مصیرا».(8) كسانى كه به خدا سوءظن دارند، وضعیتشان اینجور است.
امام به وعده‌ى الهى اطمینان داشت. ما براى خدا مجاهدت میكنیم، قدم براى خدا برمیداریم، همه‌ى تلاش خودمان را به میدان مى‌آوریم؛ نتیجه را خداى متعال - آنچنان كه وعده فرموده است - تحقق خواهد داد. ما براى تكلیف كار میكنیم؛ اما خداى متعال بر همین عمل براى تكلیف، بهترین نتیجه را به ما خواهد داد. این یكى از خصوصیات مشى امام و خط امام است. راه انقلاب، صراط مستقیم انقلاب این است.

*تقواى عجیب امام در گفتار و عمل
یكى از چیزهائى كه در همین زمینه وجود داشت، رعایت تقواى عجیب امام در همه‌ى امور بود. تقوا در مسائل شخصى یك حرف است؛ تقوا در مسائل اجتماعى و مسائل سیاسى و عمومى خیلى مشكلتر است، خیلى مهمتر است، خیلى اثرگذارتر است. ما نسبت به دوستانمان، نسبت به دشمنانمان چه میگوئیم؟ اینجا تقوا اثر میگذارد. ممكن است ما با یكى مخالف باشیم، دشمن باشیم؛ درباره‌ى او چگونه قضاوت میكنید؟ اگر قضاوت شما درباره‌ى آن كسى كه با او مخالفید و با او دشمنید، غیر از آن چیزى باشد كه در واقع وجود دارد، این تعدى از جاده‌ى تقواست. آیه‌ى شریفه‌اى كه اول عرض كردم، تكرار میكنم: «یا ایّها الّذین امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سدیدا». قول سدید، یعنى استوار و درست؛ اینجورى حرف بزنیم. من میخواهم عرض بكنم به جوانان عزیزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف میزنند، مینویسند، اقدام میكنند؛ كاملاً رعایت كنید. اینجور نباشد كه مخالفت با یك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنیم، تجاوز كنیم، ظلم كنیم؛ نه، ظلم نباید كرد. به هیچ كس نباید ظلم كرد.
من یك خاطره از امام نقل كنم. ما یك شب در خدمت امام بودیم. من از ایشان پرسیدم نظر شما نسبت به فلان كس چیست - نمیخواهم اسم بیاورم؛ یكى از چهره‌هاى معروف دنیاى اسلام در دوران نزدیك به ما، كه همه نام او را شنیدند، همه میشناسند - امام یك تأملى كردند، گفتند: نمیشناسم. بعد هم یك جمله‌ى مذمت‌آمیزى راجع به آن شخص گفتند. این تمام شد. من فرداى آن روز یا پس‌فردا - درست یادم نیست - صبح با امام كارى داشتم، رفتم خدمت ایشان. بمجردى كه وارد اتاق شدم و نشستم، قبل از اینكه من كارى را كه داشتم، مطرح كنم، ایشان گفتند كه راجع به آن كسى كه شما دیشب یا پریشب سؤال كردید، «همین، نمیشناسم». یعنى آن جمله‌ى مذمت‌آمیزى را كه بعد از «نمیشناسم» گفته بودند، پاك كردند. ببینید، این خیلى مهم است. آن جمله‌ى مذمت‌آمیز نه فحش بود، نه دشنام بود، نه تهمت بود؛ خوشبختانه من هم بكلى از یادم رفته كه آن جمله چه بود؛ یعنى یا تصرف معنوى ایشان بود، یا كم‌حافظگى من بود؛ نمیدانم چه بود، اما اینقدر یادم هست كه یك جمله‌ى مذمت‌آمیزى بود. همین را ایشان آن شب گفتند، دو روز بعدش یا یك روز بعدش آن را پاك كردند؛ گفتند: نه، همان نمیشناسم. ببینید، اینها اسوه است؛ «لقد كان لكم فى رسول‌اللَّه اسوة حسنة».
درباره‌ى زیدى كه شما او را قبول ندارید، دو جور میشود حرف زد: یك جور آنچنانى كه درست منطبق با حق است، یك جور هم آنچنانى كه در آن آمیزه‌اى از ظلم وجود دارد. این دومى بد است، باید از آن پرهیز كرد. درست همانى كه حق است، صدق است و شما در دادگاه عدل الهى میتوانید راجع به آن توضیح دهید، بگوئید، نه بیشتر. این یكى از خطوط اصلى حركت امام و خط امام است كه ماها باید به یاد داشته باشیم.

* توجه به مردم و نقش آنها از خطوط اصلى خط امام
یكى دیگر از خطوط اصلى خط امام، نقش مردم است؛ هم در انتخابات كه امام در این كار واقعاً یك حركت عظیمى انجام داد، هم در غیر انتخابات، در مسائل گوناگون اجتماعى. در هیچ انقلابى در دوران انقلابها - كه نیمه‌ى اول قرن بیستم، دوران انقلابهاى گوناگون است؛ در شرق و غرب دنیا انقلابهاى مختلفى با شكلهاى مختلف به وجود آمد - سابقه ندارد كه دو ماه بعد از پیروزى انقلاب، یك رفراندوم عمومى براى انتخاب شیوه‌ى حكومت و نظام حكومتى انجام بگیرد؛ اما به همت امام در ایران این اتفاق افتاد. هنوز یك سال از انقلاب نگذشته بود كه قانون اساسى تدوین و تصویب شد. در آن ماه‌هاى اول كه تدوین قانون اساسى هنوز انجام نشده بود و تأخیر افتاده بود، یادم هست یك روز امام ماها را خواستند، رفتیم قم - آن وقت ایشان هنوز قم بودند - با اوقات تلخى گفتند كه قانون اساسى را زودتر تدوین كنید. آن وقت انتخابات مجلس خبرگان راه افتاد و مردم خبرگان را براى تدوین قانون اساسى انتخاب كردند؛ بعد هم كه قانون اساسى تدوین شد، آن را به رأى عمومى گذاشتند؛ رفراندوم شد، مردم قانون اساسى را انتخاب كردند. بعد هم انتخابات ریاست جمهورى و مجلس برگزار شد. در سخت‌ترین دوران جنگ كه تهران زیر بمباران دشمن بود، انتخابات تعطیل نشد؛ حتّى تا امروز یك روز انتخابات در ایران تأخیر نیفتاده است. كدام دموكراسى را در دنیا شما سراغ دارید؟ انقلابها كه هیچ؛ در هیچ دموكراسى‌اى، با این دقت، سر موقع، آراء مردم به صندوقها ریخته نمیشود. این خط امام است.
در غیر مسائل انتخابات هم بارها مردم مورد توجه امام قرار گرفتند و امام به نقش آنها اشاره‌ى روشن كردند، گاهى تصریح كردند؛ در یك جاهائى گفتند: اگر مسئولین فلان كار را كه باید انجام بدهند، انجام ندهند، مردم خودشان وارد میشوند و انجام میدهند.

* امام این انقلاب را متعلق به همه‌ى ملتهاى مسلمان، بلكه غیر مسلمان وی دانست
یك نقطه‌ى دیگر از نقاط روشن خط امام، جهانى بودن نهضت است. امام نهضت را جهانى میدانست و این انقلاب را متعلق به همه‌ى ملتهاى مسلمان، بلكه غیر مسلمان معرفى میكرد. امام از این ابائى نداشت. این غیر از دخالت در امور كشورهاست، كه ما نمیكنیم؛ این غیر از صادر كردن انقلاب به سبك استعمارگران دیروز است، كه ما این كار را نمیكنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است كه بوى خوش این پدیده‌ى رحمانى باید در دنیا پراكنده شود، ملتها بفهمند كه وظیفه‌شان چیست، ملتهاى مسلمان بدانند كه هویتشان چگونه است و كجاست. یك نمونه‌ى این نگاه جهانى، موضعگیرى امام در باب فلسطین است. امام صریحاً فرمود: اسرائیل یك غده‌ى سرطانى است. خوب، غده‌ى سرطانى را چه كار میكنند؟ غیر از قطع غده، چه علاجى میتوان براى آن كرد؟ امام ملاحظه‌ى كسى را نكرد. منطق امام این بود. این حرف شعارى نیست؛ این منطقى است. فلسطین یك كشور تاریخى است. در طول تاریخ، كشورى وجود داشته است به نام فلسطین. یك عده‌اى با پشتیبانى قدرتهاى ستمگر عالم آمده‌اند با عنیف‌ترین و شدیدترین وجهى این ملت را از این كشور بیرون كرده‌اند؛ كشتند، تبعید كردند، شكنجه كردند، اهانت كردند، این ملت را بیرون كردند - كه امروز چند میلیون آواره‌ى فلسطینى در كشورهاى همجوار فلسطین اشغالى و در كشورهاى دیگر زندگى میكنند؛ اغلب هم توى اردوگاه‌ها - در واقع آمدند كشور را از صحنه‌ى جغرافیا حذف كردند، ملت را بكلى از هستى ساقط كردند، یك واحد جغرافیائى جعلى و جدیدى به جاى آن تحمیل كردند و اسمش را گذاشتند اسرائیل. ببینید منطق چه اقتضاء میكند؟ حرفى كه ما در مورد مسئله‌ى فلسطین داریم، یك حرف شعارى نیست؛ یك حرف صددرصد منطقى است.
یك عده قدرتمند كه در رأس آنها اول انگلیس بود، بعد هم آمریكا ملحق شد، دنباله‌روِ آنها هم كشورهاى غربى، آمده‌اند میگویند كشور فلسطین و ملت فلسطین باید حذف بشوند تا به جاى آن، كشورى به نام اسرائیل و ملت جعلى‌اى به نام ملت اسرائیل به وجود بیاید. این یك حرف؛ یك حرف دیگر هم در مقابلش هست كه حرف امام است؛ میگوید: نه، این واحد جعلى و تحمیلى باید حذف شود؛ به جاى آن، ملت اصلى و كشور اصلى و واحد جغرافیائى اصلى سر كار بیاید. از این دو حرف، كدام منطقى است؟ آن حرفى كه متكى به سرنیزه و سركوب است و میخواهد یك نظام سیاسى را، یك واحد جغرافیائىِ تاریخى را با چند هزار سال سابقه، بكلى از صحنه‌ى جغرافیا حذف كند، این منطقى است یا آن حرفى كه میگوید نه، این واحد اصلى جغرافیائى باید بماند، آن واحد جعلى و تحمیلى باید از بین برود؟ امام این را میگفت. این منطقى‌ترین حرفى است كه در باب اسرائیل غاصب و در باب مسئله‌ى فلسطین میشود گفت. امام این را گفت؛ صریح هم این را بیان كرد. حالا اگر كسى این حرف را به اشاره هم بیان كند، یك عده‌اى كه مدعى خط امامند، میگویند آقا چرا این حرف گفته شد؟! خوب، این حرف امام است؛ این منطق امام است؛ این منطق صحیح است؛ همه‌ى مسلمانان عالم، همه‌ى آزادگان عالم، ملتهاى بى‌طرف باید این حرف را قبول كنند و بپذیرند. این، درست است. این، موضع امام است.

* قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال كنونى اشخاص باشد
یك نكته‌ى آخر هم عرض بكنم. شما برادران و خواهران عزیز در گرماى هوا تحمل كردید؛ خداوند ان‌شاءاللَّه شما را مأجور بدارد. یك نكته‌ى اساسى دیگر در مورد خط امام و راه امام این است كه امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص باید با معیار حال كنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نیست. گذشته مال آن وقتى است كه حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند و بگوید: خوب، قبلاً اینجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته دیگر كارائى ندارد. این همان قضاوتى بود كه امام امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با جناب طلحه و جناب زبیر كرد. شما باید بدانید طلحه و زبیر مردمان كوچكى نبودند. جناب زبیر سوابقى درخشان دارد كه نظیر آن را كمتر كسى از اصحاب امیرالمؤمنین داشت. بعد از به خلافت رسیدن جناب ابى‌بكر، در همان روزهاى اول، پاى منبر ابى‌بكر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت كردند، گفتند: حق با شما نیست؛ حق با على‌بن‌ابى‌طالب است. اسم این اشخاص در تاریخ ثبت است. اینها چیزهائى نیست كه شیعه نقل كرده باشد؛ نه، این در همه‌ى كتب تواریخ ذكر شده است. یكى از آن اشخاصى كه پاى منبر جناب ابى‌بكر بلند شد و از حق امیرالمؤمنین دفاع كرد، زبیر است. این سابقه‌ى زبیر است. مابین آن روز و روزى كه زبیر روى امیرالمؤمنین شمشیر كشید، فاصله بیست و پنج سال است. حالا برادران اهل سنت از طرف طلحه و زبیر اعتذار میكنند، میگویند آنها اجتهادشان به اینجا منتهى شد؛ خیلى خوب، حالا هر چى. ما راجع به اینكه آنها در مقابل خداى متعال چه وضعى دارند، الان در مقام آن نیستیم؛ اما امیرالمؤمنین با اینها چه كرد؟ جنگید. امیرالمؤمنین از مدینه لشكر كشید، رفت طرف كوفه و بصره، براى جنگ با طلحه و زبیر. یعنى آن سوابق محو شد، تمام شد. امام ملاكش این بود، معیارش این بود.
بعضى‌ها با امام از پاریس تو هواپیما بودند و آمدند ایران؛ اما در زمان امام به خاطر خیانت اعدام شدند! بعضى‌ها از دورانى كه امام در نجف بود و بعد كه به پاریس رفت، با ایشان ارتباط داشتند، در اول انقلاب هم مورد توجه امام قرار گرفتند؛ اما بعد رفتار اینها، موضعگیرى‌هاى اینها موجب شد كه امام اینها را طرد كرد، از خودش دور كرد. میزان، وضعى است كه امروز بنده دارم. اگر خداى نكرده نفس اماره و شیطان، راه را در مقابل من منحرف كردند، قضاوت چیز دیگرى خواهد بود. مبناى نظام اسلامى این است و امام اینجورى عمل كرد.
خطوط دیگرى را هم در زمینه‌ى راه امام و خط امام میشود بیان كرد. آنچه كه عرض شد، مهمترین و مؤثرترینها بود. خوب است برادران، جوانان، اهل فكر و تحقیق، طلاب، دانشجویان، روى این مبانى فكر كنند، روى اینها كار كنند. فقط متن باقى نمانَد؛ این متنها درست توضیح داده شود، تبیین شود.
همه، بخصوص جوانهاى عزیز ما این را بدانند؛ آنچه كه بعد از رحلت امام تا امروز اتفاق افتاده است، از دشمنى‌ها، كارشكنى‌ها، هر كارى كه كردند، از هر نوعى كه انجام دادند، نتوانسته است در پایه‌هاى این نظام اندك تزلزل و تكانى ایجاد كند؛ بلكه بعكس، هر ضربه‌اى كه دشمن حواله‌ى جمهورى اسلامى كرده است، در نتیجه به استحكام بیشتر جمهورى اسلامى انجامیده است؛ درست مثل هشت سال جنگ تحمیلى. هشت سال همه‌ى قدرتهاى سیاسى و نظامى و مالى بزرگ دنیا پشت سر رژیم بعثى عراق ایستادند، با ایران اسلامى جنگیدند، همه‌ى توان خودشان را به میدان آوردند تا جمهورى اسلامى را شكست بدهند یا تضعیف كنند؛ نتیجه چه شد؟ وقتى كه این هشت سال تمام شد، دنیا با كمال حیرت، ناظر به پا خاستن جمهورى اسلامى با یك قدرت دفاعى و نظامى بمراتب قوى‌تر و عظیم‌تر از هنگام جنگ شد. قدرت جمهورى اسلامى بعد از جنگ آنچنان در دنیا طلوع كرد كه چشمها را خیره كرد. امروز هم همین جور است. هر اتفاقى كه دشمنان برنامه‌ریزى كنند، افراد ساده‌دل و خام و غافل به هر نحوى با دشمنان همراهى كنند، با ایستادگى ملت ایران، نتیجه‌اش تقویت بیشتر جمهورى اسلامى است.

* آنچه ما را آسیب‌ناپذیر میكند، تقواست
شما دیدید فتنه‌اى به وجود آمد، كارهائى شد، تلاشهائى شد، آمریكا از فتنه‌گران دفاع كرد، انگلیس دفاع كرد، قدرتهاى غربى دفاع كردند، منافقین دفاع كردند، سلطنت‌طلبها دفاع كردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد كه در مقابل همه‌ى این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دى، در روز بیست و دوى بهمن، آنچنان عظمتى از خودشان نشان دادند كه دنیا را خیره كرد. ایران امروز، جوان امروز، تحصیلكرده‌ى امروز، ایرانیان امروز، آنچنان وضعیتى دارند كه هر توطئه‌اى را دشمن علیه نظام جمهورى اسلامى زمینه‌چینى كند، به توفیق الهى توطئه را خنثى میكنند. منتها توجه داشته باشید؛ باید تقوا پیشه كنیم. آنچه ما را قوى میكند، تقواست؛ آنچه ما را آسیب‌ناپذیر میكند، تقواست؛ آنچه ما را به ادامه‌ى این راه تا رسیدن به اهداف عالیه امیدوار میكند، تقواست.
پروردگارا! به محمد و آل محمد توفیق تقوا به همه‌ى ما، به آحاد این ملت مرحمت بفرما. پروردگارا! دلها را به هم نزدیك كن. پروردگارا! محور خط امام و شخصیت امام و هویت واقعى این انقلاب را روزبه‌روز در میان ملت ما برجسته‌تر كن. پروردگارا! قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود كن؛ ارواح طیبه‌ى شهدا را از ما خشنود كن؛ روح مطهر امام بزرگوار را از ما خشنود بفرما.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سام ثروتخواه , farzad_sam
سام ثروتخواه - 10:01 1389/03/16
1
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات‌
و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(9)
خطبه‌ى دوم‌
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
والحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و اله الطّاهرین‌ سیّما علىّ امیرالمؤمنین و الصّدّیقة الطّاهرة
و الحسن و الحسین سیّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسین زین‌العابدین و محمّدبن‌علىّ باقر علم الأوّلین و الأخرین‌
و جعفربن‌محمّد الصّادق و موسى‌بن‌جعفر الكاظم‌ و علىّ‌بن‌موسى الرّضا و محمّدبن‌علىّ الجواد و علىّ‌بن‌محمّد الهادىّ‌ و الحسن‌بن‌علىّ الزّكىّ العسكرىّ و الحجّة القائم المهدىّ صلوات اللَّه علیهم اجمعین‌
و صلّ على ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین‌
اوصیكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه‌
همه‌ى برادران و خواهران را بار دیگر به رعایت تقواى الهى دعوت و توصیه میكنم. امروز جهان اسلام، بلكه سرتاسر جهان، شاهد تحولات بزرگى است كه خبر میدهد از تغییر معادلات جهانى. توجه ملت ایران به این تحولات، از این نقطه‌نظر حائز اهمیت است.

*رژیم غاصب صهیونیستى به سرنگون شدن وساقط شدن در دره‌ نیستى،قدم به قدم نزدیك میشود
یك مسئله، مسئله‌ى فلسطین، مسئله‌ى غزه و - بخصوص در این آخرى - مسئله‌ى حمله‌ى به این كاروانى است كه براى امداد و شكستن حصر غزه حركت میكرد و مورد حمله‌ى صهیونیستهاى غدار و قسى‌القلب قرار گرفت. آنچه كه در قضیه‌ى فلسطین در این سال اخیر یا ماه‌هاى اخیر بالخصوص بیشتر مورد توجه است، یكى مسئله‌ى یهودى‌سازى فلسطین است. سیاست رژیم صهیونیستى این است كه بتدریج آثار اسلامى را بكلى از منطقه‌ى فلسطین و ساحل غربى رود اردن - كه خود آنها تصدیق دارند كه این منطقه، منطقه‌ى اشغالى است؛ و دنیا این را قبول دارد و این همه قطعنامه‌ى سازمان ملل پشت سرش هست - حذف كند و این منطقه را یهودى‌سازى كند. شهرك‌سازى‌هاى غیر قانونى و ظالمانه، ویران كردن خانه‌هاى مردم، دستكارى در شهر الخلیل و در شهر قدس با هدف یهودى‌سازى، براى این است كه ریشه‌ى اسلام را به خیال خودشان از كشور فلسطین قطع كنند. این یك نقطه است، كه بسیار مهم است و دنیاى اسلام باید در مقابل این مسئله با همه‌ى وجود بایستد و مانع این جنایت بزرگ بشود.
یكى هم محاصره‌ى ظالمانه‌ى غزه است كه این محاصره سه سال شد؛ یك حركت بسیار سبعانه، قساوت‌آمیز، وحشیانه، و با شگفتى فراوان مورد تأیید و تصدیق و حمایت آمریكا و انگلیس و قدرتهاى غربى كه داعیه‌ى دفاع از حقوق بشر را هم دائم تكرار میكنند. سه سال است كه یك و نیم میلیون جمعیت را محاصره كرده‌اند؛ نه میگذارند دارو برود، نه میگذارند غذا برود، در آب آشامیدنى‌شان اخلال میكنند، در نیروى برقشان اخلال میكنند، در رسیدن سیمان و مصالح ساختمانى براى اینكه ویرانى‌هاى جنگ را از بین ببرند، اخلال میكنند - این كاروانى كه میرفت، بخش عمده‌اى از محموله‌ى آن سیمان بود، براى اینكه مردم بتوانند خانه‌هاى خراب خودشان را تعمیر كنند - علاوه‌ى بر اینها به طور متناوب گلوله‌باران هم میكنند، آدم‌كشى هم میكنند، كودكان مظلوم و زن و مرد را به قتل هم میرسانند. این، حركت رژیم صهیونیستى است.
سازمانهاى مدعى حقوق بشر ایستاده‌اند تماشا میكنند. قدرتهاى غربى نه فقط تماشا، بلكه حمایت میكنند. متأسفانه بسیارى از كشورهائى كه باید دفاع كنند - یعنى برخى كشورهاى عربى، برخى كشورهاى اسلامى - سكوت محض كرده‌اند؛ اگر نگوئیم حتّى رفتارهاى خائنانه در پشت سر. خیلى وضع عجیبى است.
این حركت اخیرى كه صهیونیستها كردند - یعنى مورد تهاجم قرار دادند این چند كشتى‌اى را كه وسائل میبرد طرف غزه، براى اینكه بشكند این محاصره را در دریاى آزاد، نه در ساحلهاى خودشان و محیط دریائى متعلق به خودشان - از دو بعد باید مورد توجه قرار بگیرد:
یكى خوى توحش صهیونیستهاست كه این را دنیا دیگر فهمید. دنیا باید بفهمد. صهیونیستها ادعا میكنند كه ما براى بازرسى یا براى اینكه بگوئیم به سمت غزه نیائید، وارد كشتى‌هاى اینها شدیم - كه البته مثل سگ دروغ میگویند! براى حمله رفتند، نقشه‌ى حمله كشیدند، اهدافشان هم مشخص است - اینها ولو براى اندرزگوئى هم رفته باشند، باز برخلاف همه‌ى مقررات بین‌المللى رفتار كردند. یك كشتى دارد در دریاى آزاد حركت میكند؛ شما حداكثر كارى كه میتوانستید بكنید، این بود كه نگذارید آنها وارد بنادر شما بشوند. چرا وسط دریا رفتید، به اینها حمله كردید، كشتار كردید، عده‌ى زیادى را كشتید، عده‌ى بیشترى را مجروح كردید، عده‌ى بیشترى را اسیر كردید؟ چرا؟ خوى توحش. این همان چیزى است كه جمهورى اسلامى سى سال است آن را فریاد میزند و غربى‌هاى دورو و دروغگو و ریاكار این را ندیده و نشنیده میگیرند. امروز همه‌ى دنیا به چشم دید كه اینها چقدر خوى توحش دارند.
نكته‌ى دومى كه این موضوع را باید در كانون توجه قرار بدهد، این است كه صهیونیستها در محاسبه‌ى خودشان خطا كردند. آنها اشتباه بزرگى كردند. این اشتباه در سالهاى اخیر دارد مكرراً اتفاق مى‌افتد. حمله‌ى به لبنان كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به غزه كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به این كشتى‌ها كردند، اشتباه كردند. این اشتباه‌ها یكى پس از دیگرى نشان‌دهنده‌ى این است كه رژیم غاصب صهیونیستى به نهایت قطعى خود - یعنى سرنگون شدن و ساقط شدن در دره‌ى نیستى - دارد قدم به قدم نزدیك میشود.

* امروز دیگر آمریكا در موضعى نیست كه بتواند در سیاستهاى بین‌المللى دخالت مؤثر بكند
یك حادثه‌ى مهم دیگر كه خوب است ملت ما به اهمیت آن توجه داشته باشد و این حادثه معنا دارد، اتفاقى است كه در گردهمائى طولانى مربوط به ان.پى.تى در نیویورك افتاد. اصلاً این گردهمائى را تشكیل داده بودند تا قدرتهاى زورگو بتوانند به بركت این گردهمائى، ملتهائى را كه هنوز به انرژى هسته‌اى دسترسى پیدا نكرده‌اند، باز هم محدودتر كنند، موانع سر راه آنها را بیشتر كنند. البته دلشان میخواست و برنامه‌ریزى كرده بودند كه در این اجلاس، بالخصوص نسبت به جمهورى اسلامى كینه‌ورزى خودشان را آشكار كنند. درست عكس آنچه كه میخواستند، اتفاق افتاد. تقریباً یك ماه این گردهمائى طول كشید. به جاى اینكه آنها بتوانند مقاصد خودشان را پیش ببرند و كشورهائى مثل جمهورى اسلامى را محدود كنند، نتیجه‌اى كه از این كنفرانس طولانى به دست آمد، این بود كه قدرتها به وسیله‌ى 189 كشور موظف شدند كه سلاحهاى هسته‌اى خودشان را نابود كنند؛ از ادامه‌ى تولید این سلاحها مانع بشوند؛ حق دستیابى به قدرت هسته‌اى صلح‌آمیز به وسیله‌ى كشورهاى دیگر شناخته شد و رژیم صهیونیستى - كه دایه‌هاى او در این كنفرانس بشدت هم به نفع او فعال بودند - محكوم شد به اینكه بایستى به قرارداد ان.پى.تى بپیوندد؛ درست عكس آنچه آنها میخواستند. این حادثه‌ى كوچكى نیست؛ این نشان‌دهنده‌ى این است كه قدرت زورگو و متكبر و مستكبر آمریكا و دیگر قدرتهاى زورگو و دنباله‌روان اینها در دنیا حرفشان پیشروى ندارد. امروز دیگر آمریكا در موضعى نیست كه بتواند در سیاستهاى بین‌المللى دخالت مؤثر بكند. جمهورى اسلامى با ایستادگى سى ساله‌ى خود توانسته است وضعیتى را در افكار عمومى جهان به وجود بیاورد كه نه فقط ملتها، حتّى دولتها هم - یعنى 189 دولت - در مقابل آمریكا مى‌ایستند و على‌رغم او تصمیم‌گیرى میكنند و رأى میدهند. اینها جزو بشارتهاى الهى است به ملت بزرگ ایران.
مسائل دیگرى هم هست، یادداشت شده بود كه عرض بشود؛ اما وقت گذشته است. امیدواریم كه پروردگار عالم همه‌ى شما برادران و خواهران مؤمن را، و همه‌ى مردم عزیز ایران را مشمول توجهات خود قرار بدهد و روزبه‌روز بر پیروزى‌هاى پى‌درپى این ملت بیفزاید.
پروردگارا! با لطف خود و عنایت خود و توجه خود، دلهاى ملتهاى مسلمان را به یكدیگر نزدیك كن؛ امت اسلامى را متحد و مقتدر بگردان؛ ملت ایران را سربلند بفرما؛ گرفتارى‌ها را از میان این ملت برطرف بفرما. بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
انّا اعطیناك الكوثر. فصلّ لربّك وانحر. انّ شانئك هو الأبتر.(10)
والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
1) احزاب 70 و 71؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! از خدا پروا دارید و سخنى استوار گوئید تا اعمال، شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید. و هر كس خدا و پیامبرش را فرمان بَرد، قطعاً به رستگارى بزرگى نائل آمده است.»
2) هود: 112؛ «پس همان‌گونه كه دستور یافته‌اى، ایستادگى كن. و هر كه با تو توبه كرده [نیز چنین كند]. و طغیان مكنید؛ كه او به آنچه انجام میدهید، بیناست.»
3) شورى: 15؛ «بنابراین به دعوت پرداز و همان‌گونه كه مأمورى، ایستادگى كن ...»
4) احزاب: 21
۵) ممتحنه: 4
6) فتح: 6
7) حج: 40؛«... و قطعاً خدا به كسى كه [دین‌] او را یارى میكند، یارى میدهد ...»
8) فتح:6؛«...بدِزمانه بر آنان باد!وخدابرایشان خشم نموده ولعنتشان كرده وجهنم رابراى آنان آماده گردانیده و[چه‌] بدسرانجامى است.»
9) عصر: 1 - 3؛ «سوگند به عصرِ [ غلبه‌ى حق بر باطل‌]. كه واقعاً انسان دستخوش زیان است. مگر كسانى كه گرویده و كارهاى شایسته كرده و همدیگر را به حق سفارش و به شكیبائى توصیه كرده‌اند.»
10) كوثر: 1 - 3؛ «ما تو را [چشمه‌ى‌] كوثر دادیم. پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن. دشمنت خود بى‌تبار خواهد بود.»

 

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.