| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
154
|
1590
|
91/3/5 (22:32)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
91/3/5 (22:27)
|
|
||
|
|
389
|
2595
|
91/3/5 (22:23)
|
|
||
|
|
158
|
2764
|
91/3/2 (19:26)
|
|
||
|
|
50
|
178
|
91/3/2 (19:11)
|
|
||
|
|
159
|
1660
|
90/10/3 (20:13)
|
|
||
|
|
132
|
1076
|
90/9/13 (19:43)
|
|
||
|
|
133
|
1421
|
90/8/24 (22:34)
|
|
||
|
|
51
|
660
|
90/8/5 (23:07)
|
|
||
|
|
94
|
658
|
90/8/5 (23:07)
|
|
||
|
|
3
|
24
|
90/8/5 (23:07)
|
|
||
|
|
0
|
18
|
90/3/30 (18:46)
|
|
||
|
|
5
|
48
|
89/11/15 (19:06)
|
|
||
|
|
149
|
1405
|
89/9/27 (20:10)
|
|
||
|
|
77
|
861
|
89/8/30 (22:18)
|
|
||
|
|
431
|
2282
|
89/8/15 (23:35)
|
|
||
|
|
25
|
36
|
89/8/2 (11:56)
|
|
||
|
|
5
|
122
|
89/7/24 (15:57)
|
|
||
|
|
330
|
2279
|
89/7/24 (15:56)
|
|
||
|
|
71
|
685
|
89/7/24 (15:55)
|
|
یاد باد آن روزگاران یاد باد-روز وصال دوستداران یاد باد
گرچه یاران فارغ اند از یاد من-از من ایشان را هزاران یاد باد
هیچکدوم از قدیمیای سهند نیومدن. جز چندتایی... خیلی دوست داشتم دوباره ببینمشون.
خاطره اینکه پریروز رفتم دانشگاه یه گواهی بگیرم به جز کفتر صحرایی ها که روم به دیفال در حال فضله پراکنی بودند چیزی ندیدم
خدای من
دقیقا یک سال گذشته ... باورش به نظر غیرممکنه
چون تحملش خیلی سخته
که یه رویای دل انگیز به خاطره ای دور و کابوسی وهم انگیز تبدیل بشه
بچه ها سلااااااااااام
سلام بهراااااااااااااااااام جوووووووووووووووووووووون 
وقتی شنیدم میخواهی رئیس جمهور بشی حدود
............نیم ساعت داشتم می خندیدم.
میگم بعد این همه سال هنوز دست بر نداشتی از مسخره بازی؟
راستی این سعید خداداد كدوم گوری؟ خبر داری ازش؟
فعلا
خدمت دوستای گلم سلام عرض می کنم !
به زودی با خاطرات دست اول در خدمتتون خواهم بود !
ولی خوب باید خودتون هم تنور رو گرم نگه دارید.
آقای شیخ زاده هم که چند وقته غیبت دارند !!!
بهرام !!
حالا دیگه مطمئن هستیم كه رد صلاحیت شدی
پس بی خیال شورای نگهبان شو
بیا داداش
بیا خاطره بگو
می خوام دیگه خاطره ننویسم
چه فایده از این خاطره نویسی یک طرفه
تا ده خاطره توپ از طرف دوستان نوشته نشه، من از خاطرات بی مزه خودم دیگه نمی نویسم
همین دیگه
تا چه شود!
سلام خدمت دوست گلم احمد آقا
خدمتت عارضم که خیلی زود کم آوردی داداش گلم
یادته اون اوایل حداقل چهل پنجاه تا خاطره نوشتم تا بالاخره دوستان لطف کردند و به کمکم اومدن
ولی سعی کن ادامه بدی و نا امید نشی
منم همین روزا ( بعد از تایید صلاحیت توسط شورای محترم نگهبان) به جمعتون ملحق میشم
شعار تبلیغاتی من :
ایرانی آباد
کلوبی آزاد









:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D:D
سلام
من مهدی اصغرزاده هستم
بهرام مظفری، سلام.
من هنوز زنده ام.
خوشحالم که میبینم تو هم هنوز در قید حیاتی.
تا اونجایی که من خبر دارم، حمید جعفری، هادی غفاری، هادی انصاری، حسن مهینی (خانومش)، مهدی ملک هم هنوز نفس میکشند.
کلی گشتم تا بلاخره پیداتون کردم.
فعلا
به به آقای اصغر زاده 
از اینکه خودت اعلام کردی که زنده ای ممنونم اگه نمینوشتی من نمیفهمیدم
(شوخی)
از اون جک و جونورهایی هم که بالا اسم بردی خبر ندارم (شوخی
)
بهرحال از اینکه در جمعمونی خوشحالم 
این آقا بهرام بعد از مدتها دو آتیشه ظاهر شد بعد دوباره رفت و نیومد کجایی بهرام(خدا میدونه چن سال بعد جواب بده
)
آقا بهرام همیشه در صحنه حاضره
فقط از اونجا که هرکی از جاش بلند میشه میره برای رئیس جمهور شدن ثبت نام میکنه، ما هم گفتیم بختمونو بیازماییم 
(آقا رضای بخشی دیدی جواب من به چند سالی که شما گفتی نکشید ؟) 
من یه سوال دارم
که مطمئنم هیچ کس جوابش رو نمیدونه ...
اونم اینه : چرا عده ای از بچه های سهندی هم دوره ما ( میگم هم دوره ... چون من نهایت دیگه بازه زمانی 76 تا 83 رو میشناسم ... از جدیدها بی خبرم ...) ، ازدواجشون رو پنهان میکردن ؟ و میکنن ؟
نه تعجب نکنین
این سوال سالهاست در ذهن منه ... عجیبه که سوال مشترک دوستانم هم بود و هست . ولی کسی جوابی نداشت و نداره
.. دیروز با یکیشون یاد گذشته ها کردیم ... بد ندیدم اینجا هم مطرحش کنم این سوال رو
اون وقتا استاد جدیدی بود که خیلی هم خودش رو میگرفت ... یه سال بود دانشگاه بود ... تنها زندگی میکرد ..عجیبه که از بچه های قدیمی سهند بود ... ولی حتی رندترین دخترهای خوابگاه هم بی اطلاع بودن مجرد نیست !!!. دوستم اتفاقی در نظام مهندسی دیده بود که متاهله !!!
وقتی گفتیم ، تازه رو شد که آقا زن داره ولی تو یه شهر دیگه .........
یا یکی از بچه ها راه افتاده بود تا در خونه یکی از دخترا هم رفته بود ... توی جشن ازدواج معلوم شد ای بابا طرف ........
این قضایا زیاده ... یکی از خانوما فریب یکی از ارشد ها رو خورده بود ... به خاطرش حتی واسه فوق تهران رو انتخاب کرد ... ولی بعدا معلوم شد چه خبره ...
یه خانومی راه افتاده بود تو دانشگاه و همه رو دنبال خودش می کشوند !!! دو سه ترم بعد فهمیدن شیرینی خورده فامیل بوده !!!!!
تازه یکی خیلی نوبر بود ... خانومه نامزد رسمی داشت تو شهرش ... اینجا یه برادر دینی هم واسه خودش انتخاب کرده بود که از تنهایی افسرده نشه ........!!!!!!!
الان خیلی از این کسایی که میگم مزدوج شدن ... چه بسا خوشبخت هم هستن !!! ( شکر خدا ... )
ولی این اتفاق رو همچنان شاهدیم ... بچه ها هنوزم پنهان کاری میکنن ... حتی اونایی که همدیگه رو میشناسن ...
اینکه من از سهند میگم ، تهمت زدن نیست
واسه اینه که دانشگاه دیگه نرفتم ... ولی حداقل از بقیه شنیدم که این کارا رو نمیکنن ...
کی میاد کار خیرش رو مخفی کنه ؟
آخه گاهی کار نادرست رو پنهان میکنن ، گاهی هم چون میخوان کار نادرست بکنن ، پنهانکاری میکنن !!!
چند وقت پیش تو یکی از بحثا بچه ها نوشته بودن که ازدواج داخلی در سهند یا نبود و یا به نتیجه نمی رسید ( فکر کنم آقای شیخ زاده گفته بود )
من اون موقع چیزی نگفتم ... و فکر کردم ممکنه اینطور به نظر میاد که چه آدم بیکاری ! این چیزا چه اهمیتی داره ... یکی اون یکی رو فریب داده ... گذشته و تموم شده
ولی این مساله تموم نمیشه ...
تا ابد در خاطرات همه میمونه ... خود من هنوزم یادم نرفته ... نه اون آدما ... نه اتفاقی که افتاده
به نظر شما از یاد خودشون رفته ؟؟؟؟!!!!!!
راستش ما ایرانیها عادت داریم حیا و شرم داشته باشیم ... عادت داریم روی مشکلات پرده بکشیم ... و خودمونو گول بزنیم که خبری نیست اصلا ....
این مورد هم یکی از اوناست ... من هم فقط سوال بی جوابم ( بی جوابمون ) رو نوشتم ... سوالی که حداقل 8 ساله دارم!!!
از شمایی که خوندیش هم ممنونم ...