| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
22
|
111
|
90/8/19 (14:02)
|
|
||
|
|
29
|
126
|
89/1/31 (06:59)
|
|
||
|
|
26
|
118
|
89/1/31 (06:57)
|
|
||
|
|
95
|
373
|
87/12/15 (10:35)
|
|
||
|
|
23
|
110
|
87/11/25 (07:25)
|
|
||
|
|
30
|
155
|
87/11/24 (16:34)
|
|
||
|
|
20
|
87
|
87/11/24 (16:32)
|
|
||
|
|
24
|
67
|
87/11/24 (16:19)
|
|
||
|
|
8
|
75
|
87/10/19 (14:15)
|
|
||
|
|
37
|
146
|
87/9/14 (09:58)
|
|
||
|
|
14
|
61
|
87/7/30 (06:20)
|
|
||
|
|
7
|
76
|
87/7/28 (13:29)
|
|
||
|
|
2
|
42
|
87/7/15 (02:33)
|
|
||
|
|
20
|
167
|
87/7/5 (11:16)
|
|
||
|
|
6
|
22
|
87/7/5 (05:44)
|
|
||
|
|
2
|
38
|
87/7/3 (15:13)
|
|
||
|
|
5
|
34
|
87/6/31 (09:28)
|
|
||
|
|
3
|
43
|
87/6/25 (19:28)
|
|
||
|
|
3
|
51
|
87/6/18 (19:50)
|
|
||
|
|
4
|
28
|
88/3/16 (15:34)
|
|

لطف کنید در این قسمت پیغام نگذارید و فقط رزومه ی شخصیت های بزرگ را بگذارید


|
رئیس جمهور به روایت تصویر ... |
|
از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. در خانوادهای فقیر، زاده شده بود.
میشد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.
مردی ناشناس که مشخصن به روحانیت زمان خودش، احترام خاصی میگذاشت.
جنگ شد با دوستانش به جنگ رفت. دوستانی که بعدها هر کدامشان زنده ماند، به قدرت رسید.
یک روز ساده که مثل همیشه خواب بود،
کسی صدایاش کرد و او با روی خوش، از خواب بیدار شد.
صبحانهاش را خورد،
ورزش روزانه اش را کرد
و کفش هایاش را پوشید که به مسجد محل برود.
سر نماز بود که کسی او را صدا زد.
گفت : الان میآیم و سریعن از مسجد بیرون آمد و کفشهایش را پوشید.
با لبخند همیشگی پرسید: چه کسی ممکن است با آدمی مثل من کار داشته باشد؟
گفتند: مهم شدهای و باید بروی و خودت را در رادیو تلویزیون به مردم معرفی کنی.
گفت : هنوز زود است. ببین هنوز ساعت هشت صبح هم نیست!
چون کسی او را نمیشناخت، مجبور شد وقتی برسد، خودش را با صدای بلند معرفی کند .
وقتی او را شناختند، او را بردند پیش آقای حیاتی.
و کمی که گذشت، توانست با ضرغامی هم دیدار کندو طبق معمول با شوخی و خنده او را سر ذوق بیاورد.
قرار شده بود که رییس جمهور شود و مشت محکمی به دهان یاوهگویان شرق و غرب و مخصوصن اصلاح طلبان بزند.
او در دو مرحله مشتهایش را گره کرد.
برای اولین بار که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران قرار گرفت، کمی گیج شده بود.
مردم از این ساده گی او لذت میبردند و به چشم آدمی ساده دل نگاه می کردند.
که گاهی ابراز احساسات شدیدی میکند.
و گاهی در هجوم ابراز احساسات مردم، کارش به جاهای باریک میکشد!
از خدا کمک خواست و
شناسنامهاش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا به خودش رای بدهد.
مسیر از اول مشخص بود
فقط کافی بود او دوباره کفشهایاش را به پا کند
و لباس رزم بپوشد
و از قویترین مردان جهان کمک بگیرد
تا به حلقهی قدرت، وارد شود.
تا بتواند به پشتوانهی قدرت نظامی،
و محبوبیتی که در بین نیروی مسلح داشت،
و کمک «هوگو»ی خوبش،
راه امامش را ادامه دهد.
البته در این راه، دعای معلم کلاس اولش هم، بسیار کارساز بود.
تواناییهای خودش نیز به کمکش آمدند
تا با نیرویی الهی و غیبی، در هاله ای از نور فرو برود.
|
مردی برای آزادی
طالقانی بر مزار مصدق، 14 اسفند 1357
ابوذر زمان
طالقانی نخستین آخوند زندانی تاریخ معاصر
آیت الله طالقانی نخستین آخوند زندانی تاریخ معاصر ایران است. او قریب به ۱۸ سال از بهترین سالهای عمرش را در زندان و تحت سخت ترین شکنجه های روحی و جسمی گذراند.
مرحوم بهشتی و هاشمی رفسنجانی در کنار طالقانی.
نماز جمعه آیت الله طالقانی
ردیف اول پشت سر آیت الله طالقانی: علی اکبر معین فر: وزیر نفت دولت موقت مهدی بازرگان: اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران هاشم صباغیان: وزیر کشور دولت موقت احمد صدر حاج سید جوادی:وزیر دادگستری دولت موقت ناشناس صادق قطب زاده:رئیس سازمان صدا و سیما بعد از انقلاب ابراهیم یزدی:وزیر خارجه دولت موقت
آیت الله طالقانی در مجلس خبرگان
مزار آیت الله طالقانی

سلام به دوستان گلم.خوبید ان شاا...؟ اینم زندگینامه که گفته بودیم براتون ترتیب دادیم.بخونید و لذت ببرید
. Biography:
بهرام رادان متولد 8اردیبهشت 1358 است که در تهران چشم به جهان گشود. وی از کودکی بسیار زیبا و دوست داشتنی بود و البته یه کمی هم شیطون! وی در مدارس فرهنگیان و هجرت و برهان و... به تحصیل خود ادمه داد. بهرام خیلی درس خواندن را دوست داشت ولی واقعا از درس مثلثات و هندسه رنج می برد و به معنای واقعی متنفر بود ولی عاشق درسهایی چون تاریخ و فلسفه و... بود.وی حدود 8 بار دبیرستان خود را عوض کرد و بالاخره در رشته ی انسانی دیپلم خود را گرفت. او به همه ی رشته های تحصیلی علاقه داشت. بهرام در سال 77 آماده برای کنکور شد و وقتی جوابها اعلام شد دید که در رشته ی مورد علاقه ی خود قبول نشده تصمیم گرفت که به خدمت سربازی درآید. بعد از 5 ماه بهرام نام خود را در لیست قبول شدگان رشته ی مدیریت بازرگانی دید و به همین علت سربازی را نیمه تمام رها کرد. بالاخره وی علی رغم کارهای زیاد خود موفق به اخذ لیسانس مدیریت بازرگانی شد. وی در سال 78 به دلیل علاقه ی خود به فیلم و بازیگری به کلاسهای بازیگری رفت وآموزش بازیگری را در هیوا فیلم زیر نظر ثریا قاسمی و میکائیل شهرستانی و فهیمه راستکار پشت سر گذاشت و سپس وارد عرصه ی بازیگری شد.
Filmography:
فیلمهایی که بهرام در آنها نقش آفرینی کرده به ترتیب زیر می باشند:
1378. شور عشق ( نادر مقدس) 1379. آبی ( حمید لبخنده)
1379. آبی ( حمید لبخنده) 1379. ساقی ( محمدرضا اعلامی )
1380. آواز قو ( سعید اسدی) 1381. رززرد ( داریوش فرهنگ)
1381. عطش (حسین فرح بخش) 1381. گاوخونی (بهروز افخمی)
1381.طلوع تاریک( (ویدئویی 1382.شمعی درباد(پوران درخشنده
1382.روایت 3گانه(رخشان بنی اعتماد) 1382.سربازهای جمعه (کیمیایی)
1382.ازدواج صورتی(منوچهر مصیری) 1383.رستگاری در20/8 (الوند)
1383. ته دنیا (بهروز افخمی)متوقف 1383. حکم ( مسعود کیمیایی)
1384. تقاطع (ابوالحسن داوودی) 1384.خون بازی(بنی اعتماد)
85-1384. علی سنتوری (داریوش مهرجویی) 1385. سایه ( رنجبر)
یک آغاز نو و عالی:
با بازی عالی بهرام در آواز قو و دریافت 3 جایزه ی وی از بازی در این فیلم باعث شد که سرنوشت بازیگری وی رنگ تازه ای به خود بگیرد! چون دیگر همه ی کارگردانان معروف با دیدن بازی بهرام متوجه شده بودند که او استعداد زیادی برای درآوردن کاراکترها دارد. برای همین بود که کارگردانان معروفی از جمله: مسعود کیمیایی, بهروز افخمی, رخشان بنی اعتماد, پوران درخشنده, داریوش مهرجویی تصمیم گرفتند که بهرام را به عنوان بازیگر فیلمهای خود برگزینند.
جایزه های وی:
1. بهترین بازیگر جشن خانه ی سینما برای آواز قو
2. بهترین بازیگر جشن مجله ی دنیای تصویر برای آواز قو
3. بهترین بازیگر جشنواره ی فیلمهای خانوادگی برای آواز قو
4. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره ی فیلم فجر برای شمعی درباد در82
5. کاندیدای بهترین بازیگر هشتمین جشن خانه ی سینما
6. جایزه های زیاد دیگری در جشنواره های دفاع مقدس و کانادا و آنتالیا و اسپانیا و ..... برای فیلم گیلانه. جایزه در جشنواره ی کن برای فیلم گاوخونی در تیر سال 83.
7. و.....
وی برای بازی در آخرین ساخته ی آقای رنجبر به نام سایه که در اوایل شهریورماه کلید می خورد قرارداد بسته است.
زندگی شخصی :
بهرام رادان دارای 1خواهر به نام (الهام) و 1برادر به نام (شهرام) است که هر دو در آمریکا زندگی می کنند و از بهرام بزرگتر هستند. خواهرش 40 سال و برادرش 33 سال سن دارند . خواهرش وقتی ازدواج کرد به آمریکا رفت ولی برادرش در جوانی به آمریکا رفت و هنوز هم مجرد است. بهرام هم در 15 سالگی به مدت یک سال به آمریکا رفت ولی نتوانست آنجا بماند و تصمیم به بازگشت گرفت. چون به ایران علاقه ی بیشتری داشت.
خواهرش دارای 2فرزند پسر به نامهای امین و ایمان است و در لس آنجلس زندگی می کنند.
پدر و مادر بهرام رادان افراد تحصیل کرده و بسیار با شخصیت هستند. نام پدر بهرام رادان, رضا رادان است که وکیل پایه اول دادگستری هستند. اینم یک عکس از بهرام و ایمان:
خانه ی بهرام همانطور که می دانید واقع در زعفرانیه است و به صورت مستقل زندگی می کند. خانه ی وی 2 طبقه و به صورت ویلایی خیلی شیک است.
ماشین وی تا قبل از عید امسال 206 بود! او 206 را فروخت و همانطور که من شنیدم, میگویند که حدود یک ماه پیش Audi گرفتند.
بهرام عاشق سفر است و دوست دارد که همیشه از همه جای دنیا دیدن کند. وی پارسال به مدت حدودا یک ماه از 1مرداد به اسپانیا رفت و در تاریخ دوشنبه 27مرداد ساعت 9شب به ایران آمد و در تاریخ 6شهریور برای جشنواره ی تورنتوبا عوامل فیلم گیلانه به کانادا رفتند و در آنجا مقداری از فیلم خون بازی سکانس بازی بهرام را در آنجا فیلمبرداری کردند و سپس در تاریخ 25شهریور به ایران آمدند ولی چون به جشنواره ی آنتالیا هم دعوت شده بودند, همه ی عوامل دوباره در تاریخ 28 شهریور گرد هم آمدند و راهی ترکیه شدند.
بهرام در تاریخ 23 خرداد سال 85 به مدت یک هفته به دبی رفت. وی در تاریخ 1 تیر 85 قصد سفر به آمریکا را کرد و تصمیم گرفت که تا اواسط شهریور در آمریکا بماند و به استراحت و رسیدگی به نظرات بپردازد.
بهرام تنها کسی در بازیگران ایرانی است که مدیربرنامه دارد. مدیر برنامه ی بهرام , علیرضا باذل است که این دو در دانشگاه باهم آشنا شدند. باذل بسیار در کار مدیریت وارد است و همیشه به بهرام کمک می کند. بهرام اصلا اهل دوست بازی نیست و سعی می کند که همیشه سرش در کار خودش باشد! حتی دوستان سینمایی خیلی خیلی محدودی دارد. خودش می گفت که در روزهای تعطیل اکثر اوقات در خانه می مونم و فیلم می بینم و سعی می کنم اگر هم میرم بیرون جاهای شلوغ نروم!
بهرام علاوه بر کار سینمایی خود, حدود 1سالی است که در کار تبلیغات گوشی LG فعالیت می کند وبرای قرارداد اولیه ی خود مبلغ 300 هزار دلار که برابر با 280 میلیون تومان است گرفته است.
اگر می بینید که دیگر خبری از تبلیغ گوشی LG با عکس بهرام نیست, به دلیل این هست که قرارداد آنها با بهرام تمام شده و منتظرند که بهرام از آمریکا برگرده تا دوباره یک قرارداد مفصل تر از دفعه ی قبل با وی ببندند.
قبل از اینکه بهرام به تبلیغات گوشی LG بپردازد, پیشنهادات زیادی برای تبلیغات داشت ولی هیچ کدام را قبول نکرد! تا اینکه شرکت LG به وی پیشنهاد داد و بهرام هم با تحقیقات 6 ماهه ای که انجام داد, سرانجام این پیشنهاد را پذیرفت. اینم یک عکس از بهرام در کره:
خصوصیات اخلاقی رادان:
بهرام رادان در موقع بیرون آمدن از خانه بسیار آدم جدّی و سنگین است و اصلا به اصطلاح آدمی نیست که بی جهت شوخی کنه و بزنه زیر خنده! همیشه به هنگام بیرون آمدن از منزل چه در زمستان چه در تابستان چه در فصول دیگر با عینک آفتابی بیرون میایند که زیاد توی چشم نباشد که مردم فکر کنند که داره کلاس میگذاره یا میخواد بگه که مثلا من بهرام رادان هستم و همه به همین دلیل بیان طرفش و ازش امضا بگیرند! نه!در ضمن اصلا خودخواه نیست که بخواد بگه که من با افراد دیگر فرق دارم!چون یکبار توی کوچه با ماشینش با ماشین دیگه طوری روبروی هم قرار میگیرن که راه بسته میشه و یکی باید اوّل بره تا راه باز بشه که آن طرف مقابل رادان رو میشناسه و میگه که اوّل شما بفرمایید ولی رادان میگه خیر شما بزرگتر هستید و مقدم هستید و شما بفرمایید.یعنی میخوام بگم که چون بازیگر هست نمیگه که من با بقیه فرق دارم پس باید من اول باشم! در ضمن همه میگن انقدر آدم سنگین و رنگین و آقاست که حتی ما هیچوقت خنده ی وی را نمی بینیم! تازه همیشه خودشون میگن که( من هیچوقت دوست ندارم به کسی امضا بدم.چون مگه من با مردم عادی چه فرقی میکنم که بخوام امضا بدم و کلاس بگذارم!)
وضعیت ظاهری:
1. رنگ مو: قهوه ای روشن 2. رنگ چشمها: آبی
3. رنگ پوست: سفید 4. وضعیت بدنی: خوش اندام
5. وضعیت ظاهری: بسیار زیبا 6. قد: cm182
7. نوع پوشش: ساده و در عین حال بسیار شیک ( به مارک اهمیت فراوان میدهد ), در مواقع شرکت در جشنواره ها و مکانهای رسمی از کت و شلوار استفاده می کند و در مواقع عادی, از لباسهای ساده و معمولی و خیلی شیک.
خوب دوستان عزیزم امیدوارم که از این مطالب بهره ی لازمه را برده باشید. ان شاا... مطالب جدیدتر راجع به بهرام رادان را در اختیارتون قرار خواهیم داد. بعد از مطالعه لطف کنید نظر بدید که دوست عزیزم تهمینه جان و بنده از نظراتتون بهره مند بشیم و استفاده کنیم.
شاد و سعادتمند باشید.

پروفسور کارو لوکس پدر رباتیک ایران
_________________



>>زندگی نامه امام<<
ویزه 14 خرداد
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدایـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنكه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالیكه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان كـودكى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.
هجرت به قـم، تحصیل دروس تكمیلى وتدریس علوم اسلامى
امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام
قیام 15 خرداد
ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریك مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را كه آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد كرد .
در همیـن سخنرانى بـود كه امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى كـنم دسـت بـردار از این كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن میل ندارم كـه یـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند ... اگر دیكـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست كه سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قیـام را صادر كـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ایشان را در حالیكه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیكترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بكارگیرى تجربیات و همكارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریكا براى سركـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .
امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سركوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنكه هیـئـت حاكمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرك امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریكـاست كه از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى كنـد. آمریكاست كه به اسرائیل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه كاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یك فـرونـد هـواپیـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركیه یازده ماه به درازا كشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شكـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن كتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز كند.
تبعیـد امـام خمینـى از تـركیه به عراق
امـام خمینـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )
اوجگیرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قیام مـردم
هجرت امام خمینى از عراق به پاریس
بازگشت امام خمینى به ایران
پس از 14 سال تبعیـد
رحلت امام خمینى
وصال یار، فراق یاران

