نام کلوب :ساقی
نام انگلیسی : saghi
تاسیس : 7 مرداد 1384
95 عضو ، 14 بحث ، 49 آلبوم

ساقی

تبلیغات

__
عنوان بحث
الا یا ایها الساقی .....
11 شهریور 85 - 03:55

الا یا ایها الساقی .......

سلام دوستان بابا یه کمی همکاری یه کمی فعالیت بد نیست ها . من که تصمیم گرفتم از این به بعد یه مقداری فعالتر نه نه .... کلا فعال بشم :Pدوست دارم همکاری گرم و صمیمانه شما رو هم ببینم با صحبتهای شیرین و جذاب همگی.

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
4
27 شهریور 1385 ساعت 08:51
با سلام و عرض ادب یه صحبتی با اقایون و خانمهای محترم که عضو این کلوب هستن داشتم اینکه شما چرا عضو شدید؟ ایا با زور سر نیزه کسی مجبورتون کرده بود که عضو این کلوب باشید؟ بابا بد نیست وقتی یه سر میزنین یه کلمه درد دلتون رو هم بنویسید . وگرنه میتونین انصراف بدید از عضویت .کی مانعتون نمیشه مطمئن باشید میتونین امتحان کنین .این گل تقدیم به همه شما که خودتون همتون گل هستین :P
3
26 شهریور 1385 ساعت 21:03
سلام بر مهدی آرام بخش دلها. سلام بر دلبند حضرت زهرا که نشانه رحمت پروردگار است . سلام بر غریب آشنا و آشنای غریب که مسلم وار در خانه ی دل هر شیعه و مسلمان و درب خانه هر انسانی را میگوبد و در خواست استغاثه و نصرت می نماید و باز خسته و نا لان در مظلو میت مادرش اشک می ریزد و ناله سر می ده
2
21 شهریور 1385 ساعت 20:16
در غریب شب این سوخته دشت
 من و غم ، آه ... چه بر من بگذشت
 كاروان گم شد و خاكستر ، ماند
 كركس پیر دل من می خواند
 ای عطش در رگ من جاری باش
 شعله زن دودم كن كاری باش
رگ غم سوخته ، ای ریشه ی من
 بمك از طاول اندیشه ی من
دشت شب تاخته ام خاموشم
موج خود باخته ام ، مدهوشم
 طفل آواره ی شهر خوابم
 تشنه ی خویشتنم ، گردابم
 برگ پاییز به دست بادم
 ریخته ، سوخته
 بی بنیادم
 كاروان سوخته ای چاووشم
 در بدر زمزمه ای خاموشم
 گره كور غمم بازم كن
 قصه پایان ده و آغازم كن
 ای تو گم نامعلوم ای نایاب
 گنگ نامعلومی را دریاب
 دست پیش آر كه رفتم از دست
 دامنم گیر كه هیچم در هست
 من و تو چیست ؟ چه بیشی چه كمی ؟
چو كویری و تمنای نمی
من و تو چیست ؟ من و من باشیم
روح تنگ آمده از تن باشیم
بگریزیم و به هم آویزیم
عطشی در عطش هم ریزیم
نفسی در نفس من بفشان
 بكشانم ، بچشانم ، بنشان
 بكشان بر سر بازار مرا
جان فدای تو بیازار مرا
 سنگ بدنامی بر جامم زن
 كوس بدنامی بر بامم زن
 زندگی چیست ؟ سراب است ، سراب
 نقش پاشیده بر آب است ، بر آب
عشق ، خونابه ی دل نوشیدن
 كفن ماتم خود پوشیدن
آرزو ، گوركن دشت جنون
نانش از عشق و شرابش از خون
جغد پیریست سعادت در قاف
 نغمه اش لاف و همه لاف گزاف
 مرهم سوختن ، از ساختن است
 چه قماری كه همه باختن است
زندگی چیست ؟ مرا یاد بده
آنچه می دانم بر باد بده
 توتیایی تو به چشمانم كش
تشنه ام ، تشنه ی آتش ، آتش
 تیشه بر ریشه جان دوخته ام
 دل بهر شعله ی غم سوخته ام
 باد آواره به گورستانم
 بذر پاشیده به سنگستانم
 برق منشور یخین ، رازم
 پر سیمرغ غمم بگدازم
پیش از آن لحظه كه نابود شوم
 شب شوم ، شعله شوم ، دود شوم
در غریب شب این سوخته دشت
كركسی پر زد و نالید و گذشت 

 
1
16 شهریور 1385 ساعت 00:26
ممنون سائل عزیز  خدا قوت
__