__
عنوان بحث
اخبار و تازه‌ها دربارهء صائب و شعر و آثار او
30 آبان 85 - 05:17

   دوستان می‌توانند هر مطلب جدیدی پیدا می‌کنند را در این بحث بگذارند. لطفاً فراموش نفرمایید که آدرس اینترنتی مطلب مورد نظر را نیز حتماً قید نمایید.




پیام در تاریخ 85/8/30 ویرایش شده است.
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
1
30 آبان 1385 ساعت 05:19

بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است / دمی با " صائب تبریزی " از نام آوران ادب ایران
خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و ادب : میرزا محمد علی متخلص به " صائب تبریزی " در تبریز زاده شد ، پدرش میرزا عبدالرحیم ، بازرگانی محتشم و عمویش (شمس الدین ثانی معروف به " شیرین قلم " از هنرمندان مشهور شهر تبریز بود .

به گزارش مهر ، خانواده صائب همراه با صدها خانوار تبریزی به دستور شاه عباس اول به اصفهان کوچید و در یکی از محلات « عباس آباد » - که بعدها به محله « تبارزه » ( تبریزی ها ) معروف شد- اقامت گزید . شاردن، عباس آباد را « زیباترین و بزرگترین بخش اصفهان » می داند و تاکید می کند که « در هیچ بخش شهر اصفهان به اندازه  ساکنین این محل ، مردم متمکن و متشخص وجود ندارد » .

کمپفر Kampfer (سیاح و پزشک آلمانی) اشاره می کند که: عباس آباد ، منطقه مناسبی برای سکونت اروپائیان و خصوصا سفرای خارجی به شمار می رفت . همت این بازرگانان معتبر، حمایت شاه عباس اول و حضور بازرگانان، سیاحان و سفرای اروپائی بود که « در آبادانی و معماری اصفهان و بنای رنگین و طرح و دلنشین این شهر، رنگ ریختند » .

بدین ترتیب ،  صائب از دوران کودکی و نوجوانی در فضایی از رنگ ها ، کاشی کاری ها ، معماری های مجلل و باغ های دلگشا و در محیطی از روابط نوین اجتماعی پرورش یافت و این همه به « فکر رنگین » و غنای ذهنی وی کمک بسیار کرد . مطالعه عمیق شعرهای نظامی گنجوی ، حافظ ، بابا فغانی  و خصوصا طالب  آملی و رکنای کاشانی متخلص به « مسیح » ، بر دانش ادبی و غنای شعری صائب افزود. 

صائب در جوانی به سیر و سفر پرداخت و در شهرها و ولایات مختلف ، ضمن دیدار با شاعران و جستجو دراشعارآنان ، گزیده ای ازشعرهای 800 تن را در مجموعه ای بنام « بیاض » تدوین کرد . او - همچنین - در گزیده ای از اشعار خویش ، روشی به کار برده که نشانه « فکر رنگین » و زیباشناسی شاعرانه اوست . مثلا : اشعاری را که در وصف اندام معشوق اند به عنوان « مرآت الجمال » ، ابیاتی را که مربوط به شانه و سرمه و آینه اند : « آرایش نگار» نامگذاری کرده است . کلیات دیوان صائب بیش از 100 هزار بیت است .


صائب  ابتدا در هرات و سپس مدت درازی درکابل اقامت گزید و مورد عنایت  و استقبال ظفرخان - حکمران سلطان هند در کابل - قرار گرفت  آنچنان که پس از چندی ، ظفرخان - که با تخلص « احسن »  به شاعری  نیز شهرت  داشت - مرید  و مقلد سبک یا « طرز صائب » گردید و چنین سرود :

طرز یاران پیش « احسن » بعد از این مقبول نیست
تـازه گوئی هـای او را فیض طـبع صائب است


ارادت و احترام  ظفرخان نسبت به صائب و دوستی صمیمانه بین آن دو، باعث گردید تا ظفرخان برای معرفی  صائب  به پیشگاه « شاه جهان » (پادشاه گورگانی هند) به سوی دربار هند بشتابد ، اما طغیان « ندرمحمد خان ازبک » (حاکم بلخ  و بدخشان)  و تصمیم وی به تسخیر کابل ، سبب شد تا به فرمان « شاه جهان »، ظفرخان ابتدا به جنگ حاکم ازبک اقدام کند .

بدین ترتیب ، « صائب گلی نچید ز شکر لبان هند » و « در حسرت قلمرو آرام » ، در گیر و دارجنگ های ظفرخان و هوای نامساعد هند ، شش سال را درشهرهای برهان پور، دکن، اگره و کشمیرگذراند و بی آنکه بتواند از بناهای شگفت انگیز و معماری های خیال آفرین هند بهره ای ببرد ، به تدریج از خوشبینی های اولیه سفر به هند ( که در بعضی شعرهای او نیز نمایان است ) مایوس و از ترک وطن پشیمان شد :

غربت مپسندید که افتید به زندان
بیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است


صائب در شعرهای بسیار، ملال و ملامت خود را از سفر به هند ابراز می کند و این کشور را « زمین سیاه » ، « هند جگرخوار» ، « فرا مشکده » و « کلفت سرا » می نامد و تاکید می کند « دل نمی سوزد دراین کشور عزیزان را بهم » :

چشم طمع ندوخته حرصم به مال هنـد
پایم به گل فرو شده از « برشکال» هند

چون موج می پرد دلم از بهر « زنده رود»
آبی نمی خورد دلم از « برشکال» هند

ای خاک سرمه خیز به فریاد من بـرس !
شد سرمه استخوان من ازخاکمال هند

بوی ستـاره سوختگی بر مشـام خورد
روزی کـه دود کرد به مغزم خیال هند

روزی که من برون روم از هند، « برشکال»
با صـدهـزار چشم بگریم بـه حال هند

از شب نشین هند، دل من سیـاه شـد
عمرم چو شمع در قدم اشک و آه شد

پنداشتم ز هند شود بخت تیره، سبز
این خاک هم علاوه بخت سیـاه شد

               ***

صائب ازخاک سیاه هند پوشیدم نظر
سرمه روشندلی را در صفاهان یافتم

در چنان حیرانی و حسرتی ، پدر صائب به جستجوی فرزند به هند رفت  و صائب  پس از کسب اجازه ازمیزبان خویش ، به  ایران بازگشت .

به سر آمد شب غربت ، غم دل کرد سفر
بعد از این فصل شکرخنده صبح وطن است

با توجه به اقامت ناپایدار وپراضطراب صائب در شهرهای هند و فقدان آسودگی و آسایش خیال دربهره برداری ازامکانات هنری آنجا، با توجه به آنچه که درباره « مکتب هرات » در دوران شاهزادگان تیموری و بنیانگذاری « مکتب مینیاتورهندی » توسط شاگردان کمال الدین بهزاد و تاثیر فرهنگ و هنر ایران در هند گفته شده و نیز با توجه به وجود « مکتب اصفهان » در نقاشی ها ، مینیاتورها و معماری های خیال انگیز عصر صفوی شایسته است که سبک شاعران ایرانی این عصر، خصوصا صائب تبریزی را « سبک اصفهانی » و طرز شاعران غیرایرانی و عموما هندی « سبک هندی » نامیده شود .

سبک اصفهانی به سبک شاعرانی گفته می شود که دراصفهان رشد و پرورش یافته بودند و یا تحت تأثیرفضای هنری و فرهنگی این شهر قرار داشتند . این شاعران عموما در ایران بالیده و شهرت یافته بودند و سپس به هند کوچیدند .

به عبارت دیگر این شاعران ایرانی بودند که سبک اصفهانی را به هند بردند و بر شعر و شعور شاعران هند تاثیر گذاشتند ، اینکه برجسته ترین نمایندگان « سبک اصفهانی » ( طالب آملی ، کلیم کاشانی و صائب تبریزی ) به محض ورود به هند ، مورد استقبال و عنایت پادشاهان هند قرار گرفتند و حتی دو تن از آنان به « ملک الشعرائی » دربار برگزیده شدند ، تائید کننده این واقعیت است که این شاعران قبل از سفر به هند از بضاعت شعری فوق العاده ای برخوردار بودند و به قول « صائب » :

از چشم اهل هند سخن آفرین ترم
چون طوطیان حدیث مکرر نمی کنم

سبک هندی  به سبک شاعران هندی یا هندی تبار گفته می شود که زبان مادری شان فارسی نبوده و به همین جهت شعرشان دارای نارسائی ها ، ابهامات و ایهامات شدیدی است که فهم شان را برای عموم ایرانیان دشوار می نماید . 

اکثر این شاعران در دوران زوال و انحطاط زبان فارسی در هند پرورش یافته بودند و بی تردید این انحطاط ، در ذهن و زبانشان تأثیر داشته است . برجسته ترین نمایندگان « سبک هندی » عبارتند از: غنی کشمیری ، عبدالقادر بیدل دهلوی .

قابل ذکر است که اصطلاح « سبک هندی » از ابداعات و اختراعات سالهای اخیر است و هیچ سابقه ای در متون و منابع عصر صفوی تا قاجار ندارد  صائب ضمن ابراز ارادت به « طالب آملی » - به عنوان یکی از نخستین پیشگامان « طرز تازه » - درباره « طرز» خود ، تاکید می کند :

تتبع سخن کـس نکرده ام هـرگز
کسـی نـکرده بمن فـن شعر را تـلقین
به زور فکر بر این طرز دست یافته ام
صـدف ز آبلـه دست یــافت در ثمین
 

این « طرز تازه » و « فکر رنگین » حاصل تن آسائی یا تقلید نیست ، بلکه محصول عرقریزان روح و ثمره تلاش و تفکر شاعراست :

معنی رنگین به آسانی نمی آید بدست
در تلاش مطلعی ، زد غوطه در خون ، آفتاب

با تن آسائی ، سخن صائب ! نمی آید به دست
صید معنی را کمندی جز به پیچ و تاب نیست

به نظر می رسد که « فکر رنگین » یا « طرز تازه » صائب از دوران جوانی و خصوصا قبل از سفر به هند در وی شکوفا بوده به طوری که به تصریح خود صائب :

در بهار سرخ روئی همچو جنت غوطه داد
فکر رنگین تو « صائب » خطه تبریز را


یا :

به جای لعل و گوهر از زمین اصفهان « صائب »
به ملک هند خواهد برد این اشعار رنگین را


هم از این روست که در گیرودار اقامت در « هند جگرخوار »  وقتی طرز تازه خود را ناگوار می یابد ، آرزو می کند تا گوهر شعرهایش را به منبع و معدن اصلی آن ( اصفهان) بازگرداند :

چون به هندوستان گوارا نیست « صائب » طرز تو
به که بفرستی به ایران، نسخة اشعار را


می بری « صائب » زهندوستان به اصفاهان سخن
گوهر خود را زبی قدری به معدن می کنی

دوران شاه عباس اول حامل بسیاری از مشخصه های رنسانس اروپا بود . تبلور ذهنی و زبانی این دوران را در اشعار بسیاری از شاعران این عصر- و خصوصا در شعرها و اندیشه های صائب تبریزی - می توان یافت .

رنسانس در اروپا با شوریدن بر زبان پرتکلف و دشوار قرون وسطی ضمن غلبه بر اریستوکراسی ادبی ، کوشید تا ذهن را در برخورد با جهان و جامعه ، آزاد کند  چرا که تحولات  ذهنی و اندیشگی ابتدا از طریق زبان بازتاب می یابند و در این راستاست که زبان را « آئینه جان » یا « خانه وجود » قلمداد کرده اند .  

منبع:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=383810

__