| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1
|
64
|
89/8/5 (10:37)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
90/7/20 (21:36)
|
|
||
|
|
40
|
214
|
90/3/8 (23:48)
|
|
||
|
|
311
|
1106
|
89/12/22 (02:01)
|
|
||
|
|
20
|
171
|
89/6/26 (15:23)
|
|
||
|
|
50
|
350
|
89/6/26 (15:19)
|
|
||
|
|
5
|
72
|
89/6/19 (04:03)
|
|
||
|
|
3
|
98
|
89/3/9 (10:31)
|
|
||
|
|
9
|
105
|
89/2/25 (00:32)
|
|
چارلی چاپلین میگوید زندگی شاید آن جشنی نباشد که ارزویش را داشتی پس حالا که به ان دعوت شده ای پس تا میتوانی زیبابرقص.
دوستان عزیز ایا با چارلی موافقید؟
آره ... منم همیشه میگفتم که ای خدا چرا من مثلاً اینجا به دنیا اومدم ... چرا تو که همه اش میگی آدما اختیار دارن نذاشتی من هر جا خواشتم و هر جور خواستم به دنیا بیام ... مگه زوریه ، این از جبر هم جبرتره ...
ولی خب چیزی هست که باید قبول کرد ... منم قبول کردم ... حالا که به این زندگی دعوت شدم تا میتونم خوب میرقصم ... سعی میکنم هر چه میخوام بهش برسم ... هیچ وقتم خدا رو سعی میکنم یادم نره ... چون نعوذ بالله مثل یه شطرنج باز همیشه حواسش به مهر هاش هست ... 