userinfo close

  ,

روحانیت


rohaneat

تاسیس: 14 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی روحانی - معاونان
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و ادامه »
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و افكار اعضای كلوب.
از توهین و بی احترامی به اعتقادات دیگران جداً خودداری فرمائید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
70
334
90/8/15 (20:28)
8
39
90/8/10 (22:32)
77
257
90/7/10 (11:06)
77
420
90/6/31 (18:28)
122
459
89/12/28 (07:50)
68
319
89/10/11 (23:54)
2
38
89/8/20 (22:26)
89
428
89/8/20 (07:21)
9
52
89/8/19 (08:45)
167
130
89/7/14 (22:06)
60
519
89/7/12 (16:02)
15
68
89/5/1 (12:21)
9
25
88/10/3 (10:22)
52
194
88/9/17 (15:37)
28
144
88/9/9 (12:37)
39
167
88/1/8 (23:56)
60
276
87/12/12 (22:46)
32
98
87/7/10 (10:32)
35
194
87/6/13 (19:12)
50
394
87/6/4 (23:31)

عنوان بحث

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 05:44 1386/02/22

دلایل عقلی اثبات وجود خالق یا ناظم یا واجب الوجود

لطفا از دوستان هر كس دلیلی دال بر وجود خداوند داره مطرح كنه تا در موردش بحث كنیم.
یاحق
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 12:50 1386/04/1
60

به نام خدا

با عرض سلام

دوست عزیز اقای الكس  به نظرم رسید مواردی كه مطرح نمودم در سیر بحث به درد

خواهد خورد

اما اینكه سؤال نموده بودید كه خداوند چگونه از عدم، جهان را خلق نموده در پاسخ به سؤال شما عرض می‌كنیم كه خلقت از عدم به معنای آن نیست كه عدم منشأ خلقت می‌باشد بدان‌گونه كه مثلاً نفت منشأ پیدایش بنزین و مواد نفتی دیگر می‌باشد، بلكه خلفت از عدم بدین معناست كه خلقت اولیه جهان بی‌نیاز از هرگونه ماده اولیه می‌باشد.

توضیح اینكه،‌ تفاوت است بین خلفت و آفرینش از هیچ  چیز و عدم و بین آفرنیش ابتدائی و بدون واسطه و بی‌سابقه، بنابر تعبیر اول عدم، مادة اولیه وجود اشیاء برای خلقت فرض شده در حالی كه عدم هیچ‌گونه وجود و مصداقی ندارد. بتواند به عنوان ماده اولیه خلقت قرار گیرد، لذا این تعبیر نادرستی است كه بگوئیم جهان از هیچ و عدم خلقت شده است ولی بنا به تعبیر دوم خلقت از عدم بدین معناست كه خلقت فقط مستند با اراده الهی می‌باشد و بی‌نیاز از هرگونه مادة‌ اولیه می‌باشد بدین صورت كه، خدای سبحان نخست چیزی را اراده می‌كند و سپس قضایش بدان تعلق می‌گیرد و سپس بدان امر می‌كند و می‌گوید باش و خداوند بغیر از ذات مقدس خود به هیچ سببی دیگر برای خلق و ایجاد نیازمند نمی‌باشد(انما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له كُن فَیَكون)(امر پروردگار چنین است كه وقتی اراده می‌كند چیزی را همین كه بگوید باش، موجود می‌گردد)

خواستن خدای سبحان عین وجود و ایجادش می‌باشد و هیچ حالت منتظره‌ای در وجود او نیست. چنانكه امیرمؤمنان  علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: (الذی ابتدع الخلق علی غیر مثال امتثله و لامقدار احتزی علیه من خالق معهود كان قبله و أرنا من ملكوت قدرته)(خدای سبحان پدیده‌ها را از هیچ آفریده نمونه‌ای در آفرینش نداشت تا از آن استفاده كند و یا نقشه‌ای از آفریدگار دیگری پیش خود، كه در آفریدن موجودات از آن بهره‌ گیرد و نمونه‌های فراوان ملكوت قدرتش را به ما نشان داد.)

یا حق

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 23:02 1386/03/29
59

از جوابتون ممنونم

بنظرم شما از سئوال در مورد خلقت اینطوری برداشت کرده اید که بنده قصد دارم بحث را به سمت شبهه هایی در مورد محال ذاتی یا موارد مشابه ببرم. لذا این جواب رو دادید. اگر اشتباه بود بفرمایید.

سئوال بنده در مورد خلقت بنظر خودم روشن بود.

ایا مخلوق قبلا موجود نبوده (عدم)و با اعمال قدرت خالق موجود میشود یا با استفاده از وجودهای دیگر مثل ترکیب، تجزیه یا تبدیل موجود جدیدی میشود؟

یاحق

سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 01:23 1386/03/28
58

به نام خدا

با عرض سلام

اقای الكس

در پاسخ سؤال شما  لازم است مقدمتا  پیرامون صفت قدرت كه از صفات كمالیه خدای سبحان است توضیحی ‌دهم. قدرت، صفت فاعل و كننده‌ كاری می‌باشد كه بر طبق این صفت اگر بخواهد فعل و كاری را انجام دهد یا ترك نماید بتواند. به تعبیر دقیق علمی، وقتی آن مبدئیت فاعل مختار برای كاری كه ممكن است از او سربزند و هر قدر فاعل از نظر مرتبة وجودی كاملتر باشد قدرت بیشتری خواهد داشت و طبعاً اگر فاعل كمال بی‌نهایت داشته باشد قدرتش نامحدودتر خواهد بود.

بر طبق این بیان اگر اراده و تصمیم فاعل بر انجام كاری تعلق گرفت و آن را انجام داد مسلماً مقدور او نیز می‌باشد و اگر نخواست آن را انجام دهد باز آن تحت قدرت او هست هرچند آن را انجام ندهد. لذا معنای مقدور بودن این نیست كه حتماً آن فعل را انجام دهد. علاوه بر این مقصود از قادر بودن فاعل آن است كه وقوع آن فعل ممكن بوده و محال ذاتی نباشد. لذا مقصود ما از این كه می‌گوئیم خداوند بر هر كاری تواناست این نمی‌باشد كه برچیزهایی كه وقوعشان محال است نیز توانایی دارد، چرا كه این‌گونه افعال اصلاً كار و فعل نمی‌باشند كه قدرت بدانها تعلق گیرد.چرا كه عقلاً به عملی كار و فعل می‌گویند كه عقل انجام آن عمل را ممكن و غیرمحال بداند. لذا محالات ذاتی از دایرة‌ قدرت مطلق خارج است.

یا حق

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 22:39 1386/03/26
57
از جوابتون ممنونم.
بنظرم توافق داریم كه عدمی وجود ندارد و هر چه ما میتوانیم در مورد ان بحث كنیم صرفا وجود ها است و عدم ساخته ذهن بشر است. ذاتا چیزی نیست كه نبوده باشد و ناگهان موجود شود.
بلكه هرچه هست تغییر در حالات وجود است.

یاحق
سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 00:34 1386/03/26
56

به نام خدا

با عرض سلام

اقای الكس  من ابتدا معنی  عدم را خدمتتان عرض می كنم  تا  در ادمه توضیحات دیگرا را عرض كنم

اگر بخواهیم معنای عدم را بفهمیم ابتدا لازم است كه به معنای وجود پی ببریم، چرا كه معنای عدم بدون معنای وجود قابل فهم نیست، به تعبیر دیگر این دو مفهوم همانند مفاهیم متضایف هستند كه بدون یكی دیگری فهمیده نمی‌شود، مثل مفهوم بالاو پایین. حال درباره معنای عدم می‌گوییم كه عدم نقیض و نقطه مقابل وجود است و از آن‌جا كه وجود به معنای هستی و بودن می‌باشد نتیجه می‌گیریم كه عدم به معنی نیستی و نابودی است. و به تعبیر فلاسفه عدم بطلان محض است و اصلاً چیزی نیست. و این كه ما درباره عدم‌های مختلف بحث می‌كنیم درواقع یك نوع مجاز گویی است

یا حق

سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 17:52 1386/03/24
55

به نام خدا

با عرض سلام

اقای الكس  شرمنده كه پاسخ شما با تاخیر داده می شود بنده قصد دارم پاسخ دقیق و ساده ای به سوال شما بدم

خدمت خواهم رسید

یا حق

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 14:45 1386/03/20
54
سلام
استاد محترم هستی بخشیدن به چه مفهوم است؟
یعنی این موجود قبلا وجود نداشته و ناگهان (ازعدم) موجود میشود؟
یا از تركیب وجودهای  دیگر ساخته میشود؟
لطفا مثال دقیقی هم برای پاسختان بفرمایید.

یاحق
سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 15:36 1386/03/19
53

به نام خدا

با عرض سلام

اقای الكس

 خلق به معنى آفریدن است و آفریدن به دو گونه ممكن است:

1)آفریدن به افاضه هستى به شكل مستقل ، این گونه آفرینش ویژه ى خداوند است كه هستى عین ذات او است و افاضه هر موجودى از ناحیه او و تقوم هر موجودى به اوست.

 

2) آفریدن به افاضه ى هستى به شكل غیرمستقل بدین صورت كه موجودى كه خداوند به او هستى بخشیده است و خود ذاتاً مالك هستى نیست به اذن خداوند به دیگرى هستى افاضه كند

 

نكته :

 گاه انسان زمینه ى آفرینش موجودى را فراهم مى آورد مانند این كه شرایطى را كه به طور طبیعى براى تكوین موجود زنده لازم است به شكل مصنوعى آن را پدید آورد در نتیجه موجود زنده آفریده مى شود این را نمى توان خلق نامید بلكه نقش انسان در چنین موردى تنها آماده كردن زمینه براى هستى موجود است.

 در نتیجه  مورد اول ویژه ى خداوند است از این رو خداوند را فاعل مابه الوجود مى گویند چه این كه او مالك هستى است و هستى از ناحیه اوست، و مورد دوّم به اذن خداوند امكان پذیر است و نقش غیر خداوند در این مورد وساطت در فیض است و موجودى را كه  چنین نقشى را ایفا كند فاعل مابه الوجود مى گویند.

یا حق

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 00:35 1386/03/19
52
8->
سعید سرداری , saeedsar
سعید سرداری - 10:29 1386/03/16
51

آفتاب:

ثابت شد که قدیم بودن ماده منافاتی با حادث بودن ان ندارد. و قوانین علمی را هم نقض نمیکند.

ولی مدعای شما ثابت نشد.

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 23:15 1386/03/12
50
ممنون
منتظریم
یاحق
سخن اَشنا , sokhanashna
سخن اَشنا - 18:25 1386/03/12
49

به نام خدا

با عرض سلام

اقای افتاب مهتاب   اگر شما ماده را قدیم می دانید  خدمتتان باید عرض کنم قدیم بودن ماده با قانون ترمودینامیک سازگار نیست

اقای الکس  جهت اینکه بتوان بطور دقیق  و سهل الفهم سوال شما را پاسخ دهم  کمی فرصت جهت ساده سازی مفاهیم نیاز می باشد

یا حق

 

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 00:48 1386/03/10
48
اساتید محترم كسی جوابی بهسئوال بنده نداد.
خلق كردن یعنی چی؟
مخلوق یعنی چی؟
خالق یعنی چی؟

آیا میتونید مثالی از خلق كردن بزنید؟
یاحق
سعید سرداری , saeedsar
سعید سرداری - 21:06 1386/03/9
47

 

آفتاب:

پس ظاهرا حرف مرا پذیرفتید.

حسین شفیعی , mniraniam
حسین شفیعی - 19:07 1386/03/9
46

ذات خدا عین هستی و وجود است و دارای اجزای مختلفی نیست. خداوند دارای ذاتی بسیط است و مركّب از اجزای ذهنی و خارجی نیست، زیرا اگر فرض شود كه ذات مقدس الهی مركّب از اجزائی باشد كه بالفعل وجود دارند یا این كه همه اجزای مفروض، واجب الوجود هستند و یا این كه دست كم بعضی از آن ها ممكن الوجودند، اگر همه آن ها واجب الوجود باشند و هیچ كدام نیاز به دیگری نداشته باشد، بازگشت این فرض، تعدد واجب الوجود است كه با ادله توحید سازگاری ندارد.

 

اگر فرض شود نیازمند به یكدیگرند، با فرض واجب الوجود بودن آن ها سازگار نخواهد بود.

 

اگر فرض شود كه یكی از آن ها بی نیاز از دیگران است، واجب الوجود همان موجود بی نیاز خواهد بود. تركیب مفروض به عنوان تركیبی از اجزای حقیقی، واقعیتی نخواهد داشت، زیرا هر مركّب حقیقی نیازمند به اجزایش می باشد. اگر فرض شود كه بعضی از اجزای آن ممكن الوجود باشد، ناچار جزء ممكن الوجود مفروض، معلولی خواهد بود.

 

اكنون اگر فرض شود كه معلول جزء دیگر باشد، معلوم می شود كه آن دیگری در واقع واجب الوجود و دارای وجود مستقلّی است و تركیب حقیقی بین آن ها نادرست است.

 

اگر فرض شود كه جزء ممكن الوجود، معلول واجب الوجود دیگری است، لازمه اش تعدد واجب الوجود است كه بطلان آن ثابت شده است.

 

پس فرض تركیب ذات واجب الوجود از اجزای بالفعل به هیچ وجه فرض صحیحی نخواهد بود.

 

هم چنین تركیب ذات الهی از چند امر، نشانه نیاز خداوند به آن اجزا بوده و این با فرض بی نیاز مطلق و واجب الوجود بودن خدا سازگار نیست.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.