userinfo close

  ,

روحانیت


rohaneat

تاسیس: 14 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی روحانی - معاونان
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و ادامه »
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و افكار اعضای كلوب.
از توهین و بی احترامی به اعتقادات دیگران جداً خودداری فرمائید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
70
334
90/8/15 (20:28)
8
39
90/8/10 (22:32)
77
257
90/7/10 (11:06)
77
420
90/6/31 (18:28)
122
459
89/12/28 (07:50)
68
319
89/10/11 (23:54)
2
38
89/8/20 (22:26)
89
428
89/8/20 (07:21)
9
52
89/8/19 (08:45)
167
130
89/7/14 (22:06)
60
519
89/7/12 (16:02)
15
68
89/5/1 (12:21)
9
25
88/10/3 (10:22)
52
194
88/9/17 (15:37)
28
144
88/9/9 (12:37)
39
167
88/1/8 (23:56)
60
276
87/12/12 (22:46)
32
98
87/7/10 (10:32)
35
194
87/6/13 (19:12)
50
394
87/6/4 (23:31)

عنوان بحث

زهرا حسینی , zehra
زهرا حسینی - 08:05 1389/01/7

آیا دنیا واقعا به پیامبر زن نیاز نداشته .........؟

اینكه در این ادیان مطرح جایگاه زن چیه بحث های شده اما می خواهم  این دفعه از یه جهت دیگه به زن نگاه كنیم .

 

آیا زن نمی تونسته پیامبر باشه ؟

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
زهرا حسینی , zehra
زهرا حسینی - 08:45 1389/08/19
9

 

 

سلام جناب پاسخگوی ؟

 

لطف كنید چكیده مطلبتون رو هم بیارید من یكی كه حوصله خواندنش رو ندارم .

 

منتظرم ...

 دوستانه  , davood_a_h
دوستانه - 22:28 1389/08/18
8

مطلبى كه در اسلام به آن توجه خاص شده مسأله تفاوت‏هاى روحى و جسمى زنان و مردان و نیز تفاوت وظایف آنهاست. یك حقیقت غیر قابل انكار این است كه مرد و زن از نظر جسمى و شرایط فیزیولوژیك با یكدیگر متفاوتند و هر یك براى انجام وظایف ویژه‏اى آفریده شده‏اند. اینكه بعضى‏ها اصرار دارند این دو جنس را مساوى در همه چیز قلمداد كنند اصرارى دور از واقعیت است و مطالعات مختلف علمى آن را انكار مى‏كند(مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام، بخش هفتم، صص 190 167) آیا با وجود این تفاوت آشكار مى‏توان گفت زن و مرد باید در تمام شئون همراه یكدیگر گام برداشته و در تمام كارها مثل هم باشند؟ حتى در جوامعى كه شعار آنها مساوات و برابرى بین زن و مرد در تمام جهات است، در عمل غیر آن دیده مى‏شود. مثلًا مدیریت سیاسى و نظامى بیشتر آنها در دست مردان است. واقعیت این است كه جنس زن براى انجام وظایف متفاوتى با مرد آفریده شده و به همین دلیل احساسات متفاوتى دارد. قانون آفرینش، گرمى كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده او گزارده به همین دلیل سهم بیشترى از عواطف و احساسات به او داده است. در حالى كه وظایف خشن و سنگین اجتماعى بر عهده جنس مرد گذارده شده و سهم بیشترى از دوراندیشى به او اختصاص یافته. بنابراین اگر بخواهیم عدالت را اجرا كنیم باید پاره‏اى از وظایف اجتماعى كه نیاز بیشترى به اندیشه و مقاومت و تحمل شدائد دارد بر عهده مردان گزارده شود و وظایفى كه عواطف و احساسات بیشترى را مى‏طلبد بر عهده زنان.( مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، جلد 2، ص 164 ذیل آیه 228 سوره بقره)

قرآن كریم با تصریح به واقعیت حقوقى زنان، عدالت در وضع قوانین را نیز گوشزد نموده است، با اشاره به این حقیقت كه لازمه این عدالت عدم برابرى بین زنان و مردان در برخى حقوق است(تفسیر نمونه، جلد 2، ص 157 و 156 ذیل آیه 228 سوره بقره)

آنجا كه مى‏فرماید: «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَیهِْنَّ بِالمَْعْرُوفِ  وَ لِلرِّجَالِ عَلَیهِْنَّ دَرَجَةٌ  وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَكِیم‏ : و براى زنان همانند وظایفى كه بر دوش آنهاست حقوق شایسته‏اى قرار داده شده و مردان بر آنان برترى دارند و خداوند توانا و حكیم است»(  بقره ، آیه 228)

در تفسیر مجمع البیان آمده است(طبرسى، فضل‏بن حسن، تفسیر مجمع البیان، جلد 3، ص 73 نگاه كنید: تفسیر نمونه، جلد 3، ص 362، ذیل آیه 32، سوره نساء): ام سلمه یكى از همسران پیامبر روزى به پیامبر اكرم (ص) عرض كرد: چرا مردان به جهاد مى‏روند و زنان جهاد نمى‏كنند و چرا براى ما نصف میراث آنها مقرر شده اى كاش ما هم مرد بودیم و همانند آنها به جهاد مى‏رفتیم و موقعیت اجتماعى آنها را داشتیم و همانند این پرسش‏ها را دیگر زنان نیز از پیامبر (ص) مطرح كرده بودند كه این آیه نازل شد: «برترى‏هایى كه خداوند نسبت به بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده آرزو نكنید (این تفاوت‏هاى طبیعى و حقوقى براى حفظ نظام اجتماع شما و طبق اصل عدالت است ولى با این حال مردان و زنان هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعیت خود دارند (و نباید حقوق هیچ یك پایمال گردد) و از فضل (و رحمت و بركت) خدا درخواست كنید و خداوند به هر چیز داناست.»( نساء ، آیه 32)

همان طور كه در شأن نزول آمده است تفاوت سهم ارث مردان و زنان و دیگر تفاوتها براى جمعى به صورت یك سؤال در آمده بود آنها گویا توجه نداشتند كه این تفاوت به خاطر آن است كه هزینه زندگى عموما بر دوش مردان است و دیگر تفاوت‏ها نیز به جهت تفاوت از نظر آفرینش و جنسیت و صفات جسمى و روحى است كه همه آنها بر طبق عدالت و قانون الهى است و اگر غیر آن مصلحت بود براى شما قرار داده مى‏شد بنابراین آرزوى تغییر آنها یك نوع مخالفت با مشیت پروردگار- كه عین حق و عدالت است- مى‏باشد. اما در عین حال این آیه گوش زد مى‏كند كه نباید این تفاوت جنسیت سبب شود كه یكى از این دو جنس حقوق دیگرى را پایمال كند لذا بلافاصله مى‏فرماید «مردان و زنان هر كدام بهره‏اى از كوشش‏ها و تلاش‏ها و موقعیت خود دارند».

نكته مهم دیگرى كه باید به آن توجه داشت: اهمیت و اهتمام اسلام به حفظ حرمت زن و پاسداشت كرامت وى و تأكید بر حفظ عفت و پاكدامنى اوست. و شاید یكى از فلسفه‏هاى قوانینى كه این گونه محدودیتها را براى بانوان قرار داده است در صدد توجه دادن آنان به جایگاه بلند و مرتبه والاى آنان در آئین الهى مى‏باشد و توجه دادن به كرامتى است كه خداوند به آنان بخشیده و فراهم آوردن ضمانت‏ها و تعهدات كافى براى حفظ پاكى و پاكدامنى آنان مى‏باشد.

اما از سوى دیگر، اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح كامل انسانى و اراده و اختیار دانسته و او را در مسیر تكامل كه هدف خلقت است مى‏بیند لذا هر دو را در یك صف قرار داده و با خطاب‏هاى «یا ایها الناس» و «یا ایها الذین آمنوا» مخاطب ساخته برنامه‏هاى تربیتى، اخلاقى و علمى را براى آنها لازم كرده است. و با آیاتى مثل «من عمل صالحا من ذكر أو انثى و هو مؤمن فاولئك یدخلون الجنه»(غافر أیه 40)

وعده برخوردار شدن از سعادت كامل را به هر دو جنس داده و با آیاتى مانند: «من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما كانوا یعملون»(نحل أیه 97) مى‏گوید: هر كدام از زن و مرد مى‏توانند به دنبال انجام برنامه‏هاى اسلام و وظایف الهى به تكامل معنوى و مادى برسند و به حیاتى طیب و پاكیزه كه سراسر سعادت نور است گام نهند.

در مورد امامت:

امامت دو گونه است، یكى امامت ظاهرى، سیاسى، اجتماعى و دیگرى امامت باطنى و معنوى. «واسبغ علیكم نعمه ظاهره و باطنه و نعمت‏هاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرد» روایت وارده از موسى بن جعفر (ع) در تفسیر آیه شریفه، كه نعمت ظاهره را به امام ظاهر و نعمت باطنه را به امام باطن تفسیر نموده است(المیزان ج16 ص252)

آنچه در تاریخ دیده مى‏شود این است كه «زن» امام ظاهرى و سیاسى و اجتماعى نبوده است. اما آیا زنان به خاطر «زن بودن» نمى‏توانند امام ظاهر و سیاسى باشند؟ یا اینكه در شرایط سیاسى و اجتماعى گذشته این امر پذیرش اجتماعى نداشته است؟ به جد مى‏توان احتمال داد كه امامت ظاهرى و سیاسى مناسب حیات روحى و معنوى بانوان نباشد. و اما امامت باطنى و معنوى كه به معناى دستگیرى و هدایت حقیقى از باطن و مقام ولایت است. مطمئنا بانوان بزرگوارى داراى این مقام بوده‏اند مانند: فاطمه زهرا (س) كه داراى مقام ولایت حقیقى و معنوى است.

زن و مرد هر دو انسان‏اند و از نظر انسانیت همانند هم و متساوى و متشابه‏اند اما به دلیل تفاوت‏هاى جسمى و روحى، داراى احكام متفاوتى هستند. اگر ما تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد را در نظر نگیریم و حكمى متشابه براى آنان وضع كنیم، ظلم نموده‏ایم بنابراین اگر مى‏بینید برخى از مسؤولیت‏هاى اجرایى مثل نبوت یا مرجعیت براى زنان نیست نه به خاطر آن است كه نمى‏تواند به درجه عالى قرب همانند مردان برسد بلكه نبوت یا مرجعیت یك مسؤولیت اجرایى اجتماعى و عمومى است كه خداوند به دلیل ظرافت‏هاى جسمى و روحى زن، آن را به دوش مردان نهاده است. به علاوه، همه مردان نیز داراى نبوت نیستند بلكه تعداد اندكى این مسؤولیت را داشته‏اند.

اما در مورد آیه‏اى كه اشاره فرموده‏اید گفتنى است كه از آن جا كه تصور مشركان آن بود كه ملائكه از جنس مؤنث هستند و طبق عرف نادرست خود، پسر را برتر از دختر مى‏پنداشتند، قرآن در مقام باطل نمودن پندار نادرست آنان مى‏گوید: شما كه براى خود فرزند پسر را انتخاب مى‏كنید، پس چگونه وجود فرزند دختر را كه شما حاضر نیستید آن را به خود نسبت دهید به خدا نسبت مى‏دهید. این سخن معنایش آن نیست كه خداوند اصلًا فرزندى داردیا آن فرزند دختر است یا دختر ارزشش كمتر از پسر است بلكه مقصود آن است كه شما چگونه نسبت به ذات اقدس الهى چنین نسبت‏هایى را روا مى‏دارید كه آن نسبت‏ها را حتى براى خود هم روا نمى‏دارید.

گفتنى است كه قرآن كریم در بیان مقام زن پس از معرفى پیامبران به عنوان الگوى بشریت- به ویژه ابراهیم و پیامبر گرامى اسلام- دو الگوى زن را براى همه مردان و زنان جامعه اسلامى معرفى مى‏كند: آسیه (همسر فرعون) و مریم. این امر نشانگر اوج تعالى زن در جامعه بشرى است.


زهرا حسینی , zehra
زهرا حسینی - 07:13 1389/06/24
7
نقل قول از : علی روحانی

 

عظمت زن در فرهنگ وحی 

 

در فرهنگ وحی از زن به عظمت یاد شده است و این اختصاصی به قرآن ندارد و در انجیل، تورات و صحف خلیل‏الله نیز مطرح بوده‏است.

 

تكلم با فرشتگان و دریافت بشارت آنها و شنیدن، از مواردی است كه زن نیز مانند مرد در همه این صحنه‏ها سهیم بوده است و اگر پدر پیامبری با ملائكه سخن گفته، مادر پیامبر نیز با آنها گفت‏وگو كرده است؛ ازاین‏رو قرآن كریم كه از زنان یاد می‏كند، مادر مریم یا خود او را جزو آل عمران شمرده، در زمره اصفیا قرار می‏دهد و به دیگر سخن، میان مردم جهان اینها هم مانند انبیا و اولیای خاص، از اصفیای الهی‏اند.

 

خدا می‏فرماید: ﴿إنّ الله اصطفی ادم ونوحاً وال ابراهیم وال عمران علی‏العالمین ٭ ذرّیة بعضها من بعض والله سمیع علیم﴾(به یقین، خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است؛ فرزندانی كه بعضی از آنان از بعض دیگرند و خداوند شنوای داناست (سوره آل‏عمران، آیات 34ـ33).). منظور از عمران، پدر مریم است؛ نه عمرانی كه پدر موسی است؛ چون نام پدر موسی در قرآن كریم نیامده است؛ آنگاه خداوند می‏فرماید: ﴿إذ قالت امرأت عمران ربّ إنّی نذرت لك ما فی‏بطنی محرّراً﴾(چون زن عمران گفت: پروردگارا! آنچه در شكم خود دارم، نذر تو كردم تا آزاد شده باشد (سوره آل‏عمران، آیه 35).)؛ بنابراین خداوند این دو بانو را صفوه مردم عالَم دانسته است.

 

امیرالمؤمنین نیز صلوات الله علیه پس از شهادت فاطمه زهراسلام‏الله‏علیها خطاب به رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم عرض می‏كند: «قلّ یا رسول الله عن صفیّتك صبری»(نهج‏البلاغه، خطبه 202.)؛ یا رسول‏الله! صبر در فقدان صفیّه تو برای من دشوار است. حضرت از او به صفیه یادمی‏كند و ایشان صفوةالله است؛چنان‏كه مریم و نیزمادرش صفوةالله هستند؛ زیرا مراد از آل در ﴿إنّ الله اصطفی... وال‏عمران... ﴾ همان اهل است و مادر مریم، اهل عمران بود؛ یعنی عمران پدر مریم و سرسلسله این خانواده به‏شمار می‏رود و وابستگان او را آل عمران گویند؛ پس هر دو بانو مصطفا و صفوه حق بوده‏اند.

زن در آئینه جلال و جمال ، ص133-134.


عالیه
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 23:48 1389/03/7
6
 

عظمت زن در فرهنگ وحی 

 

در فرهنگ وحی از زن به عظمت یاد شده است و این اختصاصی به قرآن ندارد و در انجیل، تورات و صحف خلیل‏الله نیز مطرح بوده‏است.

 

تكلم با فرشتگان و دریافت بشارت آنها و شنیدن، از مواردی است كه زن نیز مانند مرد در همه این صحنه‏ها سهیم بوده است و اگر پدر پیامبری با ملائكه سخن گفته، مادر پیامبر نیز با آنها گفت‏وگو كرده است؛ ازاین‏رو قرآن كریم كه از زنان یاد می‏كند، مادر مریم یا خود او را جزو آل عمران شمرده، در زمره اصفیا قرار می‏دهد و به دیگر سخن، میان مردم جهان اینها هم مانند انبیا و اولیای خاص، از اصفیای الهی‏اند.

 

خدا می‏فرماید: ﴿إنّ الله اصطفی ادم ونوحاً وال ابراهیم وال عمران علی‏العالمین ٭ ذرّیة بعضها من بعض والله سمیع علیم﴾(به یقین، خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برتری داده است؛ فرزندانی كه بعضی از آنان از بعض دیگرند و خداوند شنوای داناست (سوره آل‏عمران، آیات 34ـ33).). منظور از عمران، پدر مریم است؛ نه عمرانی كه پدر موسی است؛ چون نام پدر موسی در قرآن كریم نیامده است؛ آنگاه خداوند می‏فرماید: ﴿إذ قالت امرأت عمران ربّ إنّی نذرت لك ما فی‏بطنی محرّراً﴾(چون زن عمران گفت: پروردگارا! آنچه در شكم خود دارم، نذر تو كردم تا آزاد شده باشد (سوره آل‏عمران، آیه 35).)؛ بنابراین خداوند این دو بانو را صفوه مردم عالَم دانسته است.

 

امیرالمؤمنین نیز صلوات الله علیه پس از شهادت فاطمه زهراسلام‏الله‏علیها خطاب به رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم عرض می‏كند: «قلّ یا رسول الله عن صفیّتك صبری»(نهج‏البلاغه، خطبه 202.)؛ یا رسول‏الله! صبر در فقدان صفیّه تو برای من دشوار است. حضرت از او به صفیه یادمی‏كند و ایشان صفوةالله است؛چنان‏كه مریم و نیزمادرش صفوةالله هستند؛ زیرا مراد از آل در ﴿إنّ الله اصطفی... وال‏عمران... ﴾ همان اهل است و مادر مریم، اهل عمران بود؛ یعنی عمران پدر مریم و سرسلسله این خانواده به‏شمار می‏رود و وابستگان او را آل عمران گویند؛ پس هر دو بانو مصطفا و صفوه حق بوده‏اند.

زن در آئینه جلال و جمال ، ص133-134.

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 19:56 1389/01/26
5
نقل قول از : زهرا حسینی

نقل قول از : علی ...

درباره این مسئله که همه 124هزار پیامبر مرد هستند، باید گفت که نبوّت و رسالت به کارهای اجرایی نیاز دارد و خصوصیات بدنی و جسمی مردها به گونه‌ای است که تاب تحمل این وظیفه سنگین را دارند.

از طرفی، پشتوانه نبوت و رسالت مقام ولایت است و کمال انسان، رسیدن به مقام «ولی‌الله» است که این مقام، به مرد یا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسیه، مریم، حضرت زهرا، زینب کبرا و حضرت معصومه (سلام‌الله علیهنّ) بوده‌اند که هر یک با حفظ مرتبه و درجه خاص خود، می‌توانند به مقام ولایت رسیده باشند.

نبوت و رسالت امری اجرایی است و دلیل اینکه زنی به مقام نبوت نرسید، این است که پیامبر باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد یا در جنگ و مسایل دیگر، فرماندهی را به عهده بگیرد که این کار برای زنان دشوار است، پس اگر همه پیامبران مرد بودند، به این معنی نیست که این مقام، کمال معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی به ولایت اختصاص دارد که در ولایت الهی میان زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو می‌توانند «ولی‌الله» باشند.

جوادی آملی، نسیم اندیشه

دولت وزیر زن دارد ، به نظر شما این با روحیات زن سازگاری ندارد ، این یک کار اجرائی محسوب نمی شود ؟

با سلام

در پاسخ به شبهه ممنوعیت تصدی امور اجرایی برای زنان دو راه حل وجود دارد: یك راه برای معتقدان به دین است و راهی برای دیگران. در مرحله اول، باید برای خود ما حلّ شود كه سؤالاتی مانند اینكه چرا زن نمی‏تواند متصدّی بسیاری از امور اجرایی شود، طرح كردنی نیست. توضیح این مطلب مستلزم دو نكته است: 1. بسیاری از كارهای اجرایی شرعاً برای زن جایز و رواست. 2.امور اجرایی مقام نیست؛ زیرا اگر امور اجرایی ارزش بودند و واجب بود كه انسان این كار اجرایی را به عنوان یك كمال و نه برای حفظ نظام بپذیرد، علمای بزرگوار ما از آن چشم نمی‏پوشیدند؛ بلكه برای كسب آن تلاش می‏كردند.
برخی افراد تقسیم كارهای اجرایی را مانع دستیابی زنها به فضائل می‏پندارند، لیكن این توهّم بر اثر عدم توجه به نظام ارزشی اسلام است. نظام ارزشی اسلام با معیارهای مكاتب دیگر متفاوت است. در اسلام آنچه مایه تقرب می‏شود، تعبّد است و هر كس بنده‏تر باشد، مقرب‏تر است. بندگی خدا نیز در عمل مطابق آرا و پیشنهادهای خود نیست؛ بلكه بندگی، رفتار براساس دستور خداست.
معیار تكامل و فضیلت را باید وحی الهی تضمین كند و وحی الهی هم برنامه‏ها را تقسیم و توزیع نموده است. براین اساس، زن هرگز نباید بگوید: چون من از بخش از وظایف مرد محروم هستم، از فضائل آن وظایف نیز محرومم؛ چون هر كار اجرایی پاداشی دارد كه به مقدار اخلاص عامل آن وابسته است و زن نیز مانند مرد از كارهای اجرایی مشخص با ثوابهای معیّن برخوردار است.
نگاهی به سیره علمای دین روشن می‏نماید كه بسیاری از بزرگان فقاهت، به زحمت مرجعیت را قبول می‏نمودند و در عین حال، شبانه‏روز در راه فقاهت تلاش می‏كردند و در مسیر اجتهاد جدّیت داشتند؛ از طرفی می‏كوشیدند تا مجتهد شوند و از سویی تلاش داشتند كه مرجع نشوند و این نشانه آن است كه فضیلت در چیز دیگری است و مقامهای اجرایی صرفاً وظیفه‏ای است كه اگر كسی قیام كرد، باید او را تأیید و كمك نمود.
بنابراین، اگرپذیرفتن مسئولیتهای اجرایی، واجب عبادی یا مستحب تعبدی می‏بود كه باید برای دسترسی به آن تلاش و كوشش كرد، حتماً بزرگانی نظیر شیخ انصاری نیز تلاش می‏كردند كه به این بارگاه بار یابند، لیكن فقیه زاهدتر و وارسته‏تر می‏كوشد مرجعیت و مسائل مالی را نپذیرد یا كمتر قبول كند، مگر بر او واجب عینی شود؛ زیرا این امور وظیفه است و نه مقام؛ برعكس اجتهاد و فقاهت، وارث علوم انبیا شدن و فهم كتاب و سنت مقام است و همو كه با تلاش از مسائل مالی گریزان است، با كوشش به مسائل علمی گرایش دارد. این پرهیز و گریز از مال و كشش به طرف فقاهت، دو كار است؛ نه یك كار؛ زیرا یكی تبرّی و دیگری تولّی است.
ازاین‏رو، طبق سخنان اولیای الهی(علیهم‌السلام) درجات بهشت به عدد آیات قرآن و به اندازه فهم و اعتقاد و ظاهر و باطن قرآن، دسته‏بندی شده است؛ نه بر معیارهای اجرایی تا گفته شود كه به زن سهم كمتری می‏دهند؛ بلكه تقسیم، براساس معنویات و اصول ارزشی است و هر كه اعلم یا افقه یا اتقا است، مقامات را به ترتیب سیر می‏كند.

امیر مؤمنان، علی بن ابی‏طالب‏علیه افضل صلوات المصلین كارهای اجرایی را وظیفه می‏داند و می‏فرماید: این امانتی به دست شماست و هرگز امین، مالك نیست. فرق مقام و پُست، این است كه مقامات معنوی، ملك آدمی است، ولی پُست امانت است و امانت، مایه فخر نیست؛ خلاف ملك كه مایه فخر است.
اگر به شخصی بگویند كه این فرش به امانت پیش شماست، او موظف به نگهداری است و حق بهره‏برداری ندارد و اگر این فرش ارزشی داشته باشد، متعلق به صاحب فرش است؛ نه امین، اما چنانچه به شخص بگویند كه این فرش مِلك شماست، او حق بهره‏برداری دارد و آن فرش برای او زینت است.
در مسائل معنوی، علوم و معارف به انسان متعلق است، یعنی زینت اوست لیكن سِمَت، وظیفه و امانت است؛ نه مقام. بر این اساس، مرجعیت امانت است، ولی فقاهت ملك است؛ چنان‏كه وزارت امانت است و تقوا ملك. در آنچه تعلق به جان دارد و كمال روح است، زن و مرد یك‏سان‏اند، اما در محدوده امانتها و وظیفه‏ها كه جدای از جان است، كارها تقسیم شده است.
باید این مسائل برای معتقدان به مبانی ارزشی اسلام حل شود و نقد آنها از صحنه ذهن و فكرشان پاك گردد تا جای این پرسش نماند كه چرا زن برخلاف مرد نمی‏تواند كار اجرایی قبول كند. ما باید آن زیربنای نظام ارزشی را در انسانیّت خودمان جست‏وجو كنیم؛ نه در ذكورت یا انوثت.

منبع: زن در آینه جلال وجمال، ص294-296

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 19:26 1389/01/18
4

در پاسخ به این سؤال نظر شما را به نکات ذیل معطوف می نماییم:

1-روح آدمی نه مذکر است و نه مؤنث و حقیقت انسان به روح اوست نه جسم و احکام تذکیر و تأنیث مربوط به جسم آدمیان است. پس زن و مرد از جهت انسان بودن کاملاً مساوی هستند و زمینه رشد معنوی برای هر دو موجود است.

2-هر کس که پیامبر است بر او وحی نازل می شود ولی هر کس وحی بر او نازل شود پیامبر نیست به تعبیر دیگر ما دو گونه نبوت داریم نبوت انبائی و نبوت تشریعی نبوت انبائی همان رسیدن وحی به انسانها و ارسال اطلاعات وحیانی برای آنها است در حالی که نبوت تشریعی به صورت رسالت بیان می شود.

3-به تصریح قرآن کریم زنان هم به مرتبه ای رسیده اند که مورد خطاب وحی قرار می گیرند مانند داستان حضرت مریم(س) و مادر حضرت موسی اما رسالت چون یک امر اجرایی است و حشر و همراهی و مواجهه با مردم را همراه دارد و رهبری جنگ و صلح و دریافت مسائل مالی و توزیع اموال و تنظیم کار جامعه را به عهده دارد این نوع نبوت(تشریعی) در اختیار مردان قرار گرفته است اما نبوت انبائی اختصاص به مردان ندارد.

ر.ک زن در آئینه جلال و جمال ـ آیت الله عبدالله جوادی آملی

جواد  , javad_17
جواد - 18:32 1389/01/13
3
فكر نكنم فی ذاته اشكال داشته باشد
تمت در زمان قدیم دختر رو زنده بگور میكردند
و معتقد بودند زن موجودی جاهله
حالا خدا بیاد پیامبرش رو زن قرار بده به نظر شما حتی  یك نفر تبعیت میكنه؟
پیامبران مرد بودند و این همه كرامات و معجزه داشتند ولی با این حال چند روز میرفتند خارج از شهر مردم گوساله پرست میشدند
زهرا حسینی , zehra
زهرا حسینی - 10:13 1389/01/12
2
نقل قول از : علی ...

درباره این مسئله که همه 124هزار پیامبر مرد هستند، باید گفت که نبوّت و رسالت به کارهای اجرایی نیاز دارد و خصوصیات بدنی و جسمی مردها به گونه‌ای است که تاب تحمل این وظیفه سنگین را دارند.

از طرفی، پشتوانه نبوت و رسالت مقام ولایت است و کمال انسان، رسیدن به مقام «ولی‌الله» است که این مقام، به مرد یا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسیه، مریم، حضرت زهرا، زینب کبرا و حضرت معصومه (سلام‌الله علیهنّ) بوده‌اند که هر یک با حفظ مرتبه و درجه خاص خود، می‌توانند به مقام ولایت رسیده باشند.

نبوت و رسالت امری اجرایی است و دلیل اینکه زنی به مقام نبوت نرسید، این است که پیامبر باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد یا در جنگ و مسایل دیگر، فرماندهی را به عهده بگیرد که این کار برای زنان دشوار است، پس اگر همه پیامبران مرد بودند، به این معنی نیست که این مقام، کمال معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی به ولایت اختصاص دارد که در ولایت الهی میان زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو می‌توانند «ولی‌الله» باشند.

جوادی آملی، نسیم اندیشه

دولت وزیر زن دارد ، به نظر شما این با روحیات زن سازگاری ندارد ، این یک کار اجرائی محسوب نمی شود ؟
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 00:59 1389/01/8
1

درباره این مسئله که همه 124هزار پیامبر مرد هستند، باید گفت که نبوّت و رسالت به کارهای اجرایی نیاز دارد و خصوصیات بدنی و جسمی مردها به گونه‌ای است که تاب تحمل این وظیفه سنگین را دارند.

از طرفی، پشتوانه نبوت و رسالت مقام ولایت است و کمال انسان، رسیدن به مقام «ولی‌الله» است که این مقام، به مرد یا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسیه، مریم، حضرت زهرا، زینب کبرا و حضرت معصومه (سلام‌الله علیهنّ) بوده‌اند که هر یک با حفظ مرتبه و درجه خاص خود، می‌توانند به مقام ولایت رسیده باشند.

نبوت و رسالت امری اجرایی است و دلیل اینکه زنی به مقام نبوت نرسید، این است که پیامبر باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد یا در جنگ و مسایل دیگر، فرماندهی را به عهده بگیرد که این کار برای زنان دشوار است، پس اگر همه پیامبران مرد بودند، به این معنی نیست که این مقام، کمال معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی به ولایت اختصاص دارد که در ولایت الهی میان زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو می‌توانند «ولی‌الله» باشند.

جوادی آملی، نسیم اندیشه

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.