userinfo close

  ,

روحانیت


rohaneat

تاسیس: 14 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی روحانی - معاونان
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و ادامه »
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و افكار اعضای كلوب.
از توهین و بی احترامی به اعتقادات دیگران جداً خودداری فرمائید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
70
334
90/8/15 (20:28)
8
39
90/8/10 (22:32)
77
257
90/7/10 (11:06)
77
420
90/6/31 (18:28)
122
459
89/12/28 (07:50)
68
319
89/10/11 (23:54)
2
38
89/8/20 (22:26)
89
428
89/8/20 (07:21)
9
52
89/8/19 (08:45)
167
130
89/7/14 (22:06)
60
519
89/7/12 (16:02)
15
68
89/5/1 (12:21)
9
25
88/10/3 (10:22)
52
194
88/9/17 (15:37)
28
144
88/9/9 (12:37)
39
167
88/1/8 (23:56)
60
276
87/12/12 (22:46)
32
98
87/7/10 (10:32)
35
194
87/6/13 (19:12)
50
394
87/6/4 (23:31)

عنوان بحث

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 09:55 1388/11/5

بنویسید و بخوانید خاطراتی از مبلغین راستین اسلام

تبلیغ دین امری هست كه قرآن هم بر آن اشاره دارد .

 

 

 

 

 

 

امّا آنچه می خواهیم در این بحث به آن بپردازیم نكته و خاطراتی هست كه ما از مبلغین راستین اسلام می توانیم داشته باشیم كه برای خیلی ها می تواند مفید واقع بشود .

چنانچه اگر شبهه ای هم در باب تیلیغ دوستان داشته باشندمی توانند جواب خود را از لابه لای حرف های دوستان بیابند .

پس بكوشیم هر آنچه داریم و شنیده ایم و دیدهایم مطرح كنیم تا بیشتر مورد استفاده واقع شود .  

 

 

 

@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 12:21 1389/05/1
15

جمعی از علمای مسلمان، نه شیعه. علمای مسلمان از اهل سنت، سال قبل در ایران مهمان بودند. ملاقاتی با مسئولین رده بالا داشتند. چون بعضی از آنها امام جمعه‌ی مركز استانشان بودند، یا امام جمعه‌ی كشورشان بودند، یا وزیر اوقافشان بودند، آنها هم شخصیت‌های علمی و فرهنگی بودند، در دنیای تفسیر و تبلیغ بنا شد من ( حاج آقا قرائتی ) هم با اینها یك چند ساعتی باشم. از تهران به قم آمدیم و جلسه‌ی چهار ساعتی داشتیم، گفتگوهای خوبی داشتیم. دقیقه‌های آخر من یك سؤال كردم كه شما نظرتان راجع به حضرت مهدی چیست؟ دیدم شیعه و سنّی یكسان فكر می‌كنند. یعنی آنها هم این حدیث را خواندند. یعنی اینطور گفتند. گفتند: حضرت مهدی(ع) آخرالزمان ظهور پیدا می‌كند، دنیا را پر از عدل می‌كند و جلوی ظلم را می‌گیرد.

 

 


گفتم: خوب اگر اینطور است پس جمع شوید روی انتخابات و حضرت مهدی را انتخاب كنید. گفتند: حضرت مهدی را كه ما نمی‌توانیم. رییس جمهور كه نیست. ما كه نمی‌توانیم انتخاب كنیم. باید خدا انتخاب كند. گفتم: ببین اگر امام را باید خدا انتخاب كند، همینطور كه شما می‌گویید: امام آخر را باید خدا انتخاب كند، امام اول را هم باید خدا انتخاب كند. اگر امام را باید شما رأی بدهید انتخاب كنید، همینطور كه اول را می‌گویید ما رأی دادیم، پس آخر را هم رأی بدهید. بالاخره یك بام و دو هوا نمی‌شود. امامت اگر با اراده‌‌ی مردم و انتخابات است، جمع شوید حضرت مهدی را تعیین كنید، زودتر دنیا را اصلاح كنید. اگر با انتخابات است جمع شوید انتخاب كنید. اگر هم با انتخابات نیست، نه اول با انتخابات است، نه آخر. شما نمی‌توانید بگویید: اولش را انتخاب كردیم، گفتیم: چه كسی باشد. بعد آخرش را خدا.

 


اینها همینطور به هم نگاه كردند. این به او نگاه كرد. او به او نگاه كرد. به هر حال حرف ما این است. ما می‌گوییم: انتخاب امام باید با خدا باشد. همینكه شما می‌گویید: آخرش را خدا، اولش هم می‌گوییم: علی بن ابی طالب را خدا تعیین كرد. اولی را باید خدا تعیین كند، آخری را هم باید خدا تعیین كند....

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 06:45 1389/04/6
14

دیوانه‏اى وقت نماز وارد مسجد شد و با صداى بلند به مردم گفت: همه شما دیوانه هستید. همه خندیدند. گفت: همه شما چه و چه هستید. باز همه خندیدند. آنگاه آمد صف جلو و رو كرد به پیشنماز و گفت: آقا به تو بودم. بعد از صف اوّل شروع كرد و یكى یكى گفت: به تو بودم، به تو بودم، این دفعه مردم عصبانى شده دیوانه را بغل كردند و از مسجد بیرون انداختند.
 از این دیوانه یاد گرفتم كه گاهى باید گفت: به تو بودم و سخنرانى عمومى تاثیر ندارد، سخنرانى خصوصى بیشتر اثر مى‏گذارد.

 

 

 

امین  , amin_mn
امین - 22:58 1389/03/21
13
با سلام

به دنبال نقد محکمی بر نوشته های عبدالکریم سروش و اکبر گنجی هستم...

کسی میتونه لینکی چیزی در اختیار بزاره؟؟

ممنون
ابومحمد سید حسن , aboomohammad
ابومحمد سید حسن - 19:15 1389/03/20
12
« به خدا قسم اگر مرا بكشید و خونم را بر زمین بریزید در هر قطره خون من نام مقدس امام خمینی را خواهید دید.»
این سخن، از حلقوم روحانی مبارزی در بیدادگاههای طاغوت به گوش رسید كه عمری را در راه اعتلای كلام حق و برپایی حكومت اسلامی در مبارزه گذرانده بود.
با شروع نهضت امام خمینی(ره) آیت الله سعیدی به همراه بسیاری از مبارزان راه حق پروانه وار گرد وجود امام خمینی(ره) به گردش درآمد.
وقتی شهید سعیدی عزم استوار امام را در برپایی حكومت اسلامی و مبارزه با طاغوت مشاهده كرد، گویی امام و مقتدای خویش را یافت و دلگرم از حضور امام در راه مبارزه، جان خویش را برای برپایی حكومت اسلامی بركف نهاد.
آیت الله سعیدی دراین باره گفته است:
پس از نمازمغرب و عشا به منزل امام رفتم. خواستم با ایشان مذاكره كنم، امام آماده نماز بود. وقتی منظورم را فهمید نماز را كمی به تاخیر انداخت. من عرض كردم:
آقا! طبق برداشتی كه من كرده ام از این به بعد شما یاوران كمتری خواهید داشت!
امام فرمودند: سعیدی!
به خدا قسم اگر تمام جن و انس دست به دست هم بدهند و در مقابل من بایستند، چون من این راه را حق یافته ام از پای نخواهم نشست!
همین روحیه انقلابی امام بود كه عزم آیت الله سعیدی را برای مبارزه بی امان با رژیم طاغوت جزم كرد. او ضمن اینكه با دستگاه فاسد شاه مبارزه می كرد با انتشار اعلامیه ای به زبان عربی خطاب به علمای كشورهای اسلامی، آنها را نیز دعوت به قیام و مخالفت با شاه می نمود!
رژیم پس از مدتی آیت الله سعیدی را دستگیر و در زندان قزل قلعه محبوس كرده و تحت شدیدترین شكنجه ها قرار داد.
آیت الله سعیدی در روز چهارشنبه 20 خرداد 1349 زیر شكنجه های وحشیانه رژیم آمریكایی شاه و در حالی كه مقاومت و شجاعت او حتی دژخیمان شكنجه گر را نیز به حیرت انداخته بود، به شهادت رسید.
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 23:26 1388/12/17
11
در اردبیل جلسه تفسیر براى جوانان برگزار نمودم ، عدّه اى از جوانها آمدند گفتند: حاج آقا! تفسیر براى پیرمردهاست ، براى ما مطالب روز را بگوئید. من فهمیدم كه آنهایى كه قبلاً تفسیر گفته اند، بدون رعایت حال مستمعین بوده والاّ قرآن معجزه و ((بیان للناس )) است و باید جورى باشد كه هر كس به حدّ ظرفیت و كشش خود بتواند استفاده كند، حتّى بچه ها هم مى توانند تفسیر داشته باشند. زیرا پیامبر اكرم صلّلى اللّه علیه و آله با همین داستان هاى قرآن ، سلمان و ابوذر تربیت كرد.
همانجا براى جوان ها تفسیر سوره یوسف را شروع كردم ، به این شكل كه :
یوسفى بود؛ جوانها! شما همه یوسفید.
او را بردند؛ شماها را مى برند.
به اسم بازى بردند؛ شماها را نیز به اسم بازى مى برند.
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 23:36 1388/12/13
10

به نام حضرت دوست

در ادامه پست قبلی

این كه انگشتر به دست كردن نشانه شیعه بودن هست یا نه ،سوالی بود كه یه معلمی از پای منبری ها مطرحش كرده بود ، من رو بر تحقیق حول همین مساله برانگیخت .

اولین كتابی كه به ذهنم رسید شاید جوابش رو در آن پیدا كنم مفاتیح الجنان بود ، روایتی كه به اجمال تو ذهنم بود .

روایت در اطراف زیارت اربعین  (كتاب مفاتیح الجنان )مطرح است ، روایت : پنج علامت نشان شیعه بودن است   1. بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم  2.خواندن زیارت اربعین  3. 51 ركعت نماز خواندن در یك شبانه روز  4. انگشتر به دست راست كردن 5 . پیشانی بر خاك گذاشتن موقع سجده كردن .

 

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 13:57 1388/12/12
9

 به نام حضرت دوست

گفتم به چه شكلی مسأله حرمت انگشتر طلا به دست كردن را برای پای منبری ها توضیح دهم ، وقتی در این باره به فكر نشستم  اولین نكته ای كه به ذهنم رسید این بود كه امروزه برای بیشتر داماد ها انگشتر طلا به عنوان انگشتر نامزدی می خرند ، منی كه می خواهم متذكر حرمت این انگشتر طلا باشم باید یه جایگزینی هم برای این انگشتر طلا معرفی كنم ، وقتی روایات در باب انگشتر عقیق به دست كردن را دیدم ، فوائدی كه برای انگشتر عقیق بدست كردن آمده بود خواندم با خود گفتم این بهترین جایگزین است و لذا روایاتش رو از منابع بیرون آوردم و تصمیم گرفتم  جلسه ششم محرم رو در این باب صحبت كنم .

باز به ذهنم آمد به چه شكلی بیان كنم كه اول مجلس نظرها متوجه مطلب باشد ، با خود گفتم سوالی می پرسم اول جلسه به این عنوان كه همه به دستانشون نگاه كنند ببیند چیزی مشاهده می كنند یا نه ، بعضی ها نگاه كردند و گفتند حاج آقا هیچی نیست همون دستمون است و بس ، بعضی ها خندیدند ،بعضی ها هم گفتند حاج آقا انگشتری به دست داریم .

به این جا كه رسید شروع كردم به مطرح كردن حرمت انگشتر طلا به دست كردن و خواندن روایاتی كه در مستحب بودن انگشتر عقیق وارد شده بود .

خلاصه جلسه تمام شد و بحمد الله مطلب رو  بیان كردیم . 

فردای آن شب یكی از معلمین آمد و گفت : حاج آقا دیروز برادرم از شهرستان اومده بود و تو مجلس هم بود ، برادرم می گفت چند روزی  پیش در خواب دیدم كه آقا ظهور كرده و به مردم می فرمایند كه دستتان را بیارید جلو هر كس انگشتر عقیق داشته باشه اون نشان می ده كه شیعه و دوستدار اهل بیت هست (به این مضمون) مونده بودم كه این چه خوابیه تعبیرش چی هست تا اینكه دیشب  تو مسجد كه در فكر این خواب بودم  ، شما تو منبر گفتید دستتان رو بیارید جلو و نگاه كنید ببینید چی دارید تو دستتان و بحث انگشتر رو مطرح كردید.حاج آقا سوال برادرم اینه آیا انگشتر به دست كردن نشانی هست برای شیعه و دوستدار اهل بیت بودن ؟

 

 

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 14:31 1388/11/14
8
آیت اللّه العظمى بروجردى قدّس سرّه مریض شده بود، شاه براى تظاهر دستور داد پزشكى از خارج آوردند و به اتّفاق هیئتى از پزشكان ایرانى وارد منزل آقا شده به او گفته بودند كه ایشان رهبر شیعیان جهان است ، پزشك غربى گفت : من محلّ سكونت پاپ را دیده ام ، امّا سادگى زندگى رهبر شما مرا متحوّل كرد.
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 14:30 1388/11/14
7
در منزل آیت اللّه العظمى بروجردى جلسه اى بود و علما جمع شده بودند. یكى از علماى تهران هم مهمان جلسه بود، موضوعى علمى مطرح شد، علماى قم و آیت اللّه بروجردى یك نظر داشتند و این عالم تهرانى نظرى خلاف آنها، جلسه تمام شد پس از چند روز مرجع بزرگوار متوجّه شد كه حق با عالم تهرانى است ، لذا در نامه اى به او نوشت : حق با شما بوده است .
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 19:46 1388/11/12
6
از سید در باره ماجرای دست‌بوسی از رهبری پرسیدم، گفت «پس از جنگ 33 روزه كه من را محبوب‌ترین چهره دنیای عرب نامیدند و حزب الله توانست هیمنه رژیم صیهونیستی را بشكند خواستم به همه بگویم ما هرچه داریم از پیروی از رهبری و دست‌بوسی وی است.»
به نقل از نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثار گران
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 11:36 1388/11/10
5
عبدالفتاح عبدالمقصود از دانشمندان بزرگ اهل تسنن در مصر است ، مرحوم شهید مفتح قبل از انقلاب ایشان را به ایران دعوت كرد. یك روز ایشان را به قم آورد تا در جمع فضلا صحبت كند. از جمله مطالب جالبى كه این عالم سنّى در جمع علماى شیعه گفت این بود كه : آیا مى دانید چرا على در كعبه بدنیا آمد؟ به نظر من چون مردم به سوى كعبه نماز مى خوانند خداوند طرحى ریخت تا هر كس كه به كعبه توجه مى كند به علىّ علیه السلام نیز توجّه كند و به این دلیل زایشگاه على كعبه بود.
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 19:58 1388/11/8
4
یكى از روحانیون مى گفت : پشت سر مرحوم حاج شیخ عباس قمى در مسجد گوهرشاد نماز مى خواندم ، نماز اوّل را كه خواند از مسجد بیرون رفت هرچه نشستم نیامد. پس از مدتى از ایشان پرسیدم : آقا! چرا آن روز یك نماز خواندید؟
فرمود: در نماز اوّل چون جمعیّت زیاد بود وقتى به ركوع رفتم یك نفر از عقب جمعیّت گفت : یااللّه ... چنان یااللّه گفت كه من به ذهنم خطور كرد كه راستى چقدر جمعیّت پشت سرم ایستاده ، دیدم غرور مرا گرفت با خود گفتم : آدمى كه غرور دارد بدرد پیشنمازى نمى خورد و پس از پایان نماز مسجد را ترك كردم .
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 00:55 1388/11/7
3
در سفرى كه سال 58 به خوزستان داشتم از دادستان خوزستان پرسیدم : چه خبر؟ ایشان فرمودند: چند ماهى از حركت انقلابى ملّت مسلمان ایران نگذشته بود كه مستشاران آمریكایى احساس خطر كرده یكى پس از دیگرى ایران را ترك مى كردند، یكى از مهره هاى آمریكایى نیز كه كارشناس مسائل ایران در مسجد سلیمان بود، تصمیم به بازگشت گرفت . از تهران سفارش شده بود كه از او احترام شود و با بدرقه رسمى او را تا پاى پلكان هواپیما همراهى كنید. ضمناً یك تخته قالى قیمتى توسط استاندار خوزستان به عنوان هدیه شخص اعلیحضرت به او داده شود.
مستشار آمریكایى هم به هنگام خداحافظى جعبه اى كادوپیچى شده را به استاندار داد تا به شخص شاه بدهد.
بعد از پرواز هواپیما خبر دادند كه كادویى توسط مستشار آمریكایى داده شده است گفتند: باز كنید و ببینید چیست ؟ وقتى كادو را باز كردند دیدند مقدارى دستمال كاغذى است كه مستشار آمریكایى در مستراح از آن استفاده كرده است .
ملاحظه كنید ذلّت یك ملّت را و تماشا كنید عزّت همین ملّت بیدار را. چند ماه پس از پیروزى انقلاب نخست وزیر وقت شهید رجایى به سازمان ملل رفت ، رئیس جمهور امریكا از او وقت ملاقات خواست ، ایشان فرمود:
از طرف ملّتم اجازه ندارم با كسى كه این همه به ما ظلم كرده ملاقات كنم .
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 07:58 1388/11/6
2
جوانى به من گفت : آقاى قرائتى ! شما خیلى به گردن من حق دارى ! من فكر كردم دلیلش این است كه او از برنامه هاى من حدیث یاد گرفته بعد گفت : شما حقّى دارى كه هیچ كس ندارد. گفتم : موضوع چیست ؟
گفت : نامزدى داشتم پدرزنم به خاطر تعصّب بى جا اجازه نمى داد ما همدیگر را ببینیم و مى گفت : در زمان عقد نباید داماد به خانه ما بیاید. ما مى خواستیم همدیگر را ببینیم ، امّا پدر نمى گذاشت . نقشه اى كشیدیم ، عروس خانم به پدرش مى گفت : به كلاس آقاى قرائتى مى روم ، من هم به همین بهانه از خانه بیرون مى آمدم .
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 10:08 1388/11/5
1
پیرزنى در قم با نخ ‌ریسى خود، خمس وسهم امامش را نزد آیت اللّه حجّت مى آورد، وقتى مى خواست از اتاق بیرون رود عقب عقب مى رفت و خیره خیره به آقا نگاه مى كرد، آقا دلیلش را پرسید؟
پیرزن گفت : مى خواهم خوب قیافه شما را در خاطرم نگهدارم و روز قیامت شما را تحویل خدا بدهم و بگویم : خدایا! من جان كندم و خمس و سهم امامم را به این آقا دادم تا از دینم حفاظت كند، اگر كم گذاشته او را مؤ اخذه كن .
مرحوم آیت اللّه حجّت خمس را زمین گذاشت و زار زار گریه كرد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.