| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
70
|
334
|
90/8/15 (20:28)
|
|
||
|
|
8
|
39
|
90/8/10 (22:32)
|
|
||
|
|
77
|
257
|
90/7/10 (11:06)
|
|
||
|
|
77
|
420
|
90/6/31 (18:28)
|
|
||
|
|
122
|
459
|
89/12/28 (07:50)
|
|
||
|
|
68
|
319
|
89/10/11 (23:54)
|
|
||
|
|
2
|
38
|
89/8/20 (22:26)
|
|
||
|
|
89
|
428
|
89/8/20 (07:21)
|
|
||
|
|
9
|
52
|
89/8/19 (08:45)
|
|
||
|
|
167
|
130
|
89/7/14 (22:06)
|
|
||
|
|
60
|
519
|
89/7/12 (16:02)
|
|
||
|
|
15
|
68
|
89/5/1 (12:21)
|
|
||
|
|
9
|
25
|
88/10/3 (10:22)
|
|
||
|
|
52
|
194
|
88/9/17 (15:37)
|
|
||
|
|
28
|
144
|
88/9/9 (12:37)
|
|
||
|
|
39
|
167
|
88/1/8 (23:56)
|
|
||
|
|
60
|
276
|
87/12/12 (22:46)
|
|
||
|
|
32
|
98
|
87/7/10 (10:32)
|
|
||
|
|
35
|
194
|
87/6/13 (19:12)
|
|
||
|
|
50
|
394
|
87/6/4 (23:31)
|
|

زبان بگشا و از حسین بگو، کربلایش، کاروانش، کوله بارش، آرمانش
از عشق بگو،از مستیش، لبانش، فنایش، خدایش
از ما رایت الا جمیلا بگو

حضرت ابا عبد الله علیه السلام در وصیّتنامه به برادرش محمّد حنفیّه چنین فرمود: «وَاِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاَحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى؛[1] من تنها به انگیزه اصلاح در امّت جدّم به پاخاستم.»
از این جمله به خوبى استفاده مىشود كه جامعه آن روز، دچار فساد شده بود و در نتیجه، امام مىخواست آن را اصلاح كند. اكنون باید دید چرا جامعه دچار فساد شده بود؟
اوّلاً: حاكمیّت یزید و بنى امیّه منشأ این فساد بود؛ چنانكه خود حضرت نیز به این امر اشاره دارد؛ آنجا كه فرمود: «فاتحه اسلام را باید خواند هنگامى كه امّت به حاكمى مثل یزید گرفتار شود.»[2]
ثانیاً: بىمسئولیّتى، مصلحتطلبى و منفعتخواهى نخبگان جامعه و عدم پایبندى آنان به ارزشهاى دینى و رسالت انسانى، عامل فساد و بحران فرهنگى و معنوى جامعه آن روز شده است كه خود حضرت امام حسین علیه السلام به این عامل نیز اشاره مىفرماید. در روزهاى پایانى حكومت معاویه، امام در جمع نخبگان اصحاب و تابعین رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبهاى روشنگرانه در منا ایراد مىكند و در آن به شدت از بىتوجهى نخبگان به وظایف دینى و اجتماعى خود انتقاد مىكند. در قسمتى از این خطبه مىخوانیم:
«اگر شما بر آنها بردبار باشید و در راه خدا پایدارى كنید، زمام امور خدا به شما باز مىگردد و از سوى شما اجرا مىشود و در كارهاى حكومت به شما رجوع مىشود؛ ولى شما ستمگران را در مقام خویش جاى دادید و امور حكومت خدا را به آنان واگذاردید و حال آنكه آنها به شبهه كار مىكنند و به سوى شهوتها پیش مىروند.
آنان را این چنین مسلط كردهاید، براى اینكه از مرگ فرار و در دنیا خوشگذرانى كنید؟! (آن هم در) دنیایى كه از شما جدا خواهد شد! ناتوان را در چنگ آنها انداختید تا برخى را برده و مقهور خویش سازند و گروهى را براى لقمه نانى مغلوب كنند، مملكت و نظام را بر طبق اندیشه و رأى خود زیر و رو كنند و رسوایى و هوسرانى را بر خویش هموار سازند... پس همه سرزمینها زیر پاى آنان و دستشان در برابر آنان باز است و مردم هم در اختیار ایشاناند و قدرت دفاع از خود در مقابل پتكى كه بر سر آنها فرو مىكوبند ندارند.»[3] امّا خود حضرت براى تحقّق اصلاح در جامعه قیام مىكند و از كسانى نیست كه سخنى را به دیگران بگوید و خود به آن عمل نكند؛ از اینرو، تا پاى جان بر تحقق اصلاح جامعه پیش رفت.
آن حضرت، با صراحت اعلام كرد كه براى اصلاح امّت قیام كردهام: «اَللَّهُمَّ اِنَّكَ تَعْلَمُ اِنَّهُ لَمْ یَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِى سُلْطَانٍ، وَلاَ الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَلَكِنْ لِنُرَى الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِكَ، وَنُظْهِرَ الْاِصْلاَحَ فِى بِلاَدِكَ وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ، وَیُعْمَلُ بِفَرَائِضِكَ وَسُنَّتِكَ وَاَحْكَامِكَ؛[4]خداوندا! تو مىدانى كه آنچه از ما [از قیام و تلاش] صورت گرفت به سبب رقابت در امر زمامدارى و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود؛ بلكه هدف ما آن است كه نشانههاى دین تو را آشكار سازیم و اصلاح و درستى را در همۀ بلاد تو برملا كنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و به فرایض و سنّتها و احكامت عمل شود.»
[1]. بحار الانوار، ج 44، ص 329 و فتوح، ابن اعثم، ج 5، ص 33.
[2]. بحار الانوار، ج 44، ص 326؛ فتوح، ابن اعثم، ج 5، ص 24 و كشف الغمّة اربلى، تحقیق: رسولی محلاتى، ج 2، ص 191.
[3]. وقعة الطف، لوط بن یحیى (ابو مخنف)، دار الكتاب، ص 17 و ر. ك: درسنامه سیره و تاریخ امامان:، جمعى از مؤلفان، انتشاراتى زراره، اوّل، ص 116.
[4]. بحار الانوار، ج 97، ص 79 و تحف العقول، على بن شعبه، قم، بصیرتى، ص 170.
زهیر بن قین
سردار قسمت راست لشگر امام حسین(علیه السلام)، از اشراف قبیله خود، جنگآور با سابقه اسلام بود. در اوّل طرفدار خون عثمان بود، ولی در
همان سال حركت امام به كربلا او هم از مكه بر میگشت و در مسیر راه متوجه شد كه امام نیز به سوی كوفه میرود. سعی میكرد برخورد نكند. بالاجبار در منزلی در مسیر راه قافلهاش نزدیك قافله امام واقع شد. امام قاصدی نزد زهیر فرستادند كه میخواهم تو را ببینم. زهیر در فكر افتاد، همسرش او را تحریك كرد كه چرا به امام لبیك نمیگوئی؟ زهیر نزد امام(علیه السلام)رفت، متحول شد و برگشت و گفت: خیمه را از جا كنده و بروید در كنار خیمههای امام حسین(علیه السلام)برپا كنید، من حسینی شدم.
زهیر چند سخنرانی كوبنده و كوتاه كرد، یكی در هنگام برخورد با حُر بعد از نماز جماعت.
سخنان زهیر هم دل امام را شاد و هم به اصحاب روحیه میداد. یك سخنرانی عصر تاسوعا، یكی صبح عاشورا به عنوان دفاع از امام برای دشمنان داشت. یك سخنرانی برای امام، شب عاشورا و یكی هنگام برخورد با حُر داشت. امام به او احسنت گفت.سخنرانیهای او در عنصر شجاعت، ج1، ص198 به بعد.
عصر تاسوعا هنگام حمله كه امام حسین(علیه السلام)ابوالفضل را برای تأخیر جنگ تا فردا فرستاد زهیر و حبیب از مهلت استفاده و برای دشمن سخنرانی ها كردند.
شب عاشورا كه امام اجازه رفتن داد (با اینكه هیچ فرمانده لشگر شب حمله مرخصی نمیدهد) و فرمود: همه فردا شهید میشوید. (با اینكه هیچ فرماندهی خبر مرگ را به ارتش خود نمیدهد كه مبادا روحیهشان تضعیف شود).
زهیر بن قین
سردار قسمت راست لشگر امام حسین(علیه السلام)، از اشراف قبیله خود، جنگآور با سابقه اسلام بود. در اوّل طرفدار خون عثمان بود، ولی در
همان سال حركت امام به كربلا او هم از مكه بر میگشت و در مسیر راه متوجه شد كه امام نیز به سوی كوفه میرود. سعی میكرد برخورد نكند. بالاجبار در منزلی در مسیر راه قافلهاش نزدیك قافله امام واقع شد. امام قاصدی نزد زهیر فرستادند كه میخواهم تو را ببینم. زهیر در فكر افتاد، همسرش او را تحریك كرد كه چرا به امام لبیك نمیگوئی؟ زهیر نزد امام(علیه السلام)رفت، متحول شد و برگشت و گفت: خیمه را از جا كنده و بروید در كنار خیمههای امام حسین(علیه السلام)برپا كنید، من حسینی شدم.
زهیر چند سخنرانی كوبنده و كوتاه كرد، یكی در هنگام برخورد با حُر بعد از نماز جماعت.
سخنان زهیر هم دل امام را شاد و هم به اصحاب روحیه میداد. یك سخنرانی عصر تاسوعا، یكی صبح عاشورا به عنوان دفاع از امام برای دشمنان داشت. یك سخنرانی برای امام، شب عاشورا و یكی هنگام برخورد با حُر داشت. امام به او احسنت گفت.سخنرانیهای او در عنصر شجاعت، ج1، ص198 به بعد.
عصر تاسوعا هنگام حمله كه امام حسین(علیه السلام)ابوالفضل را برای تأخیر جنگ تا فردا فرستاد زهیر و حبیب از مهلت استفاده و برای دشمن سخنرانی ها كردند.
شب عاشورا كه امام اجازه رفتن داد (با اینكه هیچ فرمانده لشگر شب حمله مرخصی نمیدهد) و فرمود: همه فردا شهید میشوید. (با اینكه هیچ فرماندهی خبر مرگ را به ارتش خود نمیدهد كه مبادا روحیهشان تضعیف شود).
به دنبال نامههاى متعدد و اصرار كوفیان، حضرت در واقع از دو طریق، براى پذیرش رهبرى و امامت جامعه، اعلام آمادگى كرد: 1. فرستادن حضرت مسلم 2. پاسخ نامه
كوفیانبرخورد بزرگوارانه امام حسین (علیه السلام) با دشمن