userinfo close

  ,

روحانیت


rohaneat

تاسیس: 14 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی روحانی - معاونان
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و ادامه »
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و افكار اعضای كلوب.
از توهین و بی احترامی به اعتقادات دیگران جداً خودداری فرمائید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
70
334
90/8/15 (20:28)
8
39
90/8/10 (22:32)
77
257
90/7/10 (11:06)
77
420
90/6/31 (18:28)
122
459
89/12/28 (07:50)
68
319
89/10/11 (23:54)
2
38
89/8/20 (22:26)
89
428
89/8/20 (07:21)
9
52
89/8/19 (08:45)
167
130
89/7/14 (22:06)
60
519
89/7/12 (16:02)
15
68
89/5/1 (12:21)
9
25
88/10/3 (10:22)
52
194
88/9/17 (15:37)
28
144
88/9/9 (12:37)
39
167
88/1/8 (23:56)
60
276
87/12/12 (22:46)
32
98
87/7/10 (10:32)
35
194
87/6/13 (19:12)
50
394
87/6/4 (23:31)

عنوان بحث

محمد جویا , simia
محمد جویا - 21:04 1388/09/28

زبان بگشا، زبان بگشا ... چه دیدند که جز زیبایی ندیدند

http://www.persianweblog.ir/sympathy/images/ashoora-2.gif

زبان بگشا و از حسین بگو، کربلایش، کاروانش، کوله بارش، آرمانش


ولی
متفاوتتر

از عشق بگو،از مستیش، لبانش، فنایش، خدایش


از ما رایت الا جمیلا بگو


http://i.friendfeed.com/6f2bcd8803420a46827a82de88a23c5bec6d1988

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد جویا , simia
محمد جویا - 10:22 1388/10/3
9

حسین براستی نقاش بود ؟

http://2.bp.blogspot.com/_91Hcsjij2jg/SQ6TS0uSDjI/AAAAAAAABJk/ZuZmHb5kPtk/s400/heic0306a.jpg

حسین قلم به انگشت گرفت و با رنگ سرخ، نقش بر تاریخ زد. حسین روی کاغذ نقش نکشید، بلکه از پس قرنها، نقشی بر تار و پود انسانیت زد.

حسین اهل بیتش را قلم کرد و یارانش را رنگ و نقش. حسین در صحنه نقاشی خود، زمان را درنوردید و از مکان بگذشت، تاریخ را به سجده وادار کرد، زمان را در عاشورا و مکان را در کربلا خلاصه کرد. حسین جاودانه نقش زد. حسین از رنگ سرخ، رنگین کمان آفرید. حسین مستانه نقش میزد.

حسین شعار نیست، حقیقت است. جان جهان است.
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 07:24 1388/10/3
8

حضرت ابا عبد الله علیه السلام در وصیّت‏نامه به برادرش محمّد حنفیّه چنین فرمود: «وَاِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاَحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى؛[1] من تنها به انگیزه اصلاح در امّت جدّم به پاخاستم.»

 از این جمله به خوبى استفاده مى‏شود كه جامعه آن روز، دچار فساد شده بود و در نتیجه، امام مى‏خواست آن را اصلاح كند. اكنون باید دید چرا جامعه دچار فساد شده بود؟

 اوّلاً: حاكمیّت یزید و بنى امیّه منشأ این فساد بود؛ چنان‏كه خود حضرت نیز به این امر اشاره دارد؛ آنجا كه فرمود: «فاتحه اسلام را باید خواند هنگامى كه امّت به حاكمى مثل یزید گرفتار شود.»[2]

 ثانیاً: بى‏مسئولیّتى، مصلحت‏طلبى و منفعت‏خواهى نخبگان جامعه و عدم پایبندى آنان به ارزشهاى دینى و رسالت انسانى، عامل فساد و بحران فرهنگى و معنوى جامعه آن روز شده است كه خود حضرت امام حسین‏ علیه السلام به این عامل نیز اشاره مى‏فرماید. در روزهاى پایانى حكومت معاویه، امام در جمع نخبگان اصحاب و تابعین رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه‏اى روشنگرانه در منا ایراد مى‏كند و در آن به شدت از بى‏توجهى نخبگان به وظایف دینى و اجتماعى خود انتقاد مى‏كند. در قسمتى از این خطبه مى‏خوانیم:

 «اگر شما بر آنها بردبار باشید و در راه خدا پایدارى كنید، زمام امور خدا به شما باز مى‏گردد و از سوى شما اجرا مى‏شود و در كارهاى حكومت به شما رجوع مى‏شود؛ ولى شما ستمگران را در مقام خویش جاى دادید و امور حكومت خدا را به آنان واگذاردید و حال آنكه آنها به شبهه كار مى‏كنند و به سوى شهوتها پیش مى‏روند.

آنان را این چنین مسلط كرده‏اید، براى اینكه از مرگ فرار و در دنیا خوشگذرانى كنید؟! (آن هم در) دنیایى كه از شما جدا خواهد شد! ناتوان را در چنگ آنها انداختید تا برخى را برده و مقهور خویش سازند و گروهى را براى لقمه نانى مغلوب كنند، مملكت و نظام را بر طبق اندیشه و رأى خود زیر و رو كنند و رسوایى و هوسرانى را بر خویش هموار سازند... پس همه سرزمینها زیر پاى آنان و دستشان در برابر آنان باز است و مردم هم در اختیار ایشان‏اند و قدرت دفاع از خود در مقابل پتكى كه بر سر آنها فرو مى‏كوبند ندارند.»[3] امّا خود حضرت براى تحقّق اصلاح در جامعه قیام مى‏كند و از كسانى نیست كه سخنى را به دیگران بگوید و خود به آن عمل نكند؛ از اینرو، تا پاى جان بر تحقق اصلاح جامعه پیش رفت.

 آن حضرت، با صراحت اعلام كرد كه براى اصلاح امّت قیام كرده‏ام: «اَللَّهُمَّ اِنَّكَ تَعْلَمُ اِنَّهُ لَمْ یَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِى سُلْطَانٍ، وَلاَ الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ، وَلَكِنْ لِنُرَى الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِكَ، وَنُظْهِرَ الْاِصْلاَحَ فِى بِلاَدِكَ وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ، وَیُعْمَلُ بِفَرَائِضِكَ وَسُنَّتِكَ وَاَحْكَامِكَ؛[4]خداوندا! تو مى‏دانى كه آنچه از ما [از قیام و تلاش] صورت گرفت به سبب رقابت در امر زمامدارى و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود؛ بلكه هدف ما آن است كه نشانه‏هاى دین تو را آشكار سازیم و اصلاح و درستى را در همۀ بلاد تو برملا ‏كنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و به فرایض و سنّتها و احكامت عمل شود.»

 

 


[1]. بحار الانوار، ج 44، ص 329 و فتوح، ابن اعثم، ج 5، ص 33.

[2]. بحار الانوار، ج 44، ص 326؛ فتوح، ابن اعثم، ج 5، ص 24 و كشف الغمّة اربلى، تحقیق: رسولی محلاتى، ج 2، ص 191.

[3]. وقعة الطف، لوط بن یحیى (ابو مخنف)، دار الكتاب، ص 17 و ر. ك: درس‏نامه سیره و تاریخ امامان‏:، جمعى از مؤلفان، انتشاراتى زراره، اوّل، ص 116.

[4]. بحار الانوار، ج 97، ص 79 و تحف العقول، على بن شعبه، قم، بصیرتى، ص 170.

محمد جویا , simia
محمد جویا - 16:38 1388/10/1
7

»الهی رضی بقضائک«

»
خدایا راضیــــــــم«


http://imagecache2.allposters.com/images/pic/CAN/8777~Spring-Chorus-Posters.jpg


داخل قتلگاه میگفت


7.gif
محمد جویا , simia
محمد جویا - 16:32 1388/10/1
6
نقل قول از : علی ...

زهیر بن قین

سردار قسمت راست لشگر امام حسین(علیه السلام)، از اشراف قبیله خود، جنگ‏آور با سابقه اسلام بود. در اوّل طرفدار خون عثمان بود، ولی در

همان سال حركت امام به كربلا او هم از مكه بر می‏گشت و در مسیر راه متوجه شد كه امام نیز به سوی كوفه می‏رود. سعی می‏كرد برخورد نكند. بالاجبار در منزلی در مسیر راه قافله‏اش نزدیك قافله امام واقع شد. امام قاصدی نزد زهیر فرستادند كه می‏خواهم تو را ببینم. زهیر در فكر افتاد، همسرش او را تحریك كرد كه چرا به امام لبیك نمی‏گوئی؟ زهیر نزد امام(علیه السلام)رفت، متحول شد و برگشت و گفت: خیمه را از جا كنده و بروید در كنار خیمه‏های امام حسین(علیه السلام)برپا كنید، من حسینی شدم.

زهیر چند سخنرانی كوبنده و كوتاه كرد، یكی در هنگام برخورد با حُر بعد از نماز جماعت.

سخنان زهیر هم دل امام را شاد و هم به اصحاب روحیه می‏داد. یك سخنرانی عصر تاسوعا، یكی صبح عاشورا به عنوان دفاع از امام برای دشمنان داشت. یك سخنرانی برای امام، شب عاشورا و یكی هنگام برخورد با حُر داشت. امام به او احسنت گفت.سخنرانیهای او در عنصر شجاعت، ج1، ص198 به بعد.

عصر تاسوعا هنگام حمله كه امام حسین(علیه السلام)ابوالفضل را برای تأخیر جنگ تا فردا فرستاد زهیر و حبیب از مهلت استفاده و برای دشمن سخنرانی ها كردند.

شب عاشورا كه امام اجازه رفتن داد (با اینكه هیچ فرمانده لشگر شب حمله مرخصی نمی‏دهد) و فرمود: همه فردا شهید می‏شوید. (با اینكه هیچ فرماندهی خبر مرگ را به ارتش خود نمی‏دهد كه مبادا روحیه‏شان تضعیف شود).

زهیر گفت: حاضرم هزار بار كشته شوم تا تو سالم بمانی.

ممنون.

ممکنه چند نمونه از این سحنرانی ها رو اینجا بیارین؟
محمد جویا , simia
محمد جویا - 16:30 1388/10/1
5
نقل قول از : سالمینا ***






با اجازه شما من شبیه این بحثو تو نسل جوان گذاشتم.


کار خوبی کردید
علی روحانی , rohane
علی روحانی - 11:39 1388/10/1
4

زهیر بن قین

سردار قسمت راست لشگر امام حسین(علیه السلام)، از اشراف قبیله خود، جنگ‏آور با سابقه اسلام بود. در اوّل طرفدار خون عثمان بود، ولی در

همان سال حركت امام به كربلا او هم از مكه بر می‏گشت و در مسیر راه متوجه شد كه امام نیز به سوی كوفه می‏رود. سعی می‏كرد برخورد نكند. بالاجبار در منزلی در مسیر راه قافله‏اش نزدیك قافله امام واقع شد. امام قاصدی نزد زهیر فرستادند كه می‏خواهم تو را ببینم. زهیر در فكر افتاد، همسرش او را تحریك كرد كه چرا به امام لبیك نمی‏گوئی؟ زهیر نزد امام(علیه السلام)رفت، متحول شد و برگشت و گفت: خیمه را از جا كنده و بروید در كنار خیمه‏های امام حسین(علیه السلام)برپا كنید، من حسینی شدم.

زهیر چند سخنرانی كوبنده و كوتاه كرد، یكی در هنگام برخورد با حُر بعد از نماز جماعت.

سخنان زهیر هم دل امام را شاد و هم به اصحاب روحیه می‏داد. یك سخنرانی عصر تاسوعا، یكی صبح عاشورا به عنوان دفاع از امام برای دشمنان داشت. یك سخنرانی برای امام، شب عاشورا و یكی هنگام برخورد با حُر داشت. امام به او احسنت گفت.سخنرانیهای او در عنصر شجاعت، ج1، ص198 به بعد.

عصر تاسوعا هنگام حمله كه امام حسین(علیه السلام)ابوالفضل را برای تأخیر جنگ تا فردا فرستاد زهیر و حبیب از مهلت استفاده و برای دشمن سخنرانی ها كردند.

شب عاشورا كه امام اجازه رفتن داد (با اینكه هیچ فرمانده لشگر شب حمله مرخصی نمی‏دهد) و فرمود: همه فردا شهید می‏شوید. (با اینكه هیچ فرماندهی خبر مرگ را به ارتش خود نمی‏دهد كه مبادا روحیه‏شان تضعیف شود).

زهیر گفت: حاضرم هزار بار كشته شوم تا تو سالم بمانی.

علی روحانی , rohane
علی روحانی - 07:58 1388/10/1
3
محمد جویا , simia
محمد جویا - 16:59 1388/09/29
2
یه متنی دیدم:

برخورد بزرگوارانه امام حسین (علیه السلام) با دشمن


سعـــه صدر: یعنی روح بزرگ، چه روحی؟ به حر فرمود (یتوب الله علیك و یغفر الله علیك) حر كه آمد توبه كند ، گفت توبه ات قبول است. من به تو دعا می كنم.

 امام حسین قبل از حر رسید به كربلا، یعنی نزدیك كربلا فرمود همه مشك ها و ظرفها را آب كنید، همه را آب كردند.

بعد حر با هزار نفر رسید فرمود: حر با هزار نفر آمده است كه ما را بكشد، فعلاً تشنه شان است، آب به آنها بدهید ،به لشگر حر آب دادند. یكی از اینها گفت آقا اینها آمده اند ما را بكشند فرمود: تشنه شان است به آنها آب بدهید.

بعد یکی از افراد یك مشكی گرفته بود توی دهان یكی از افراد لشگر یزید، این آب را نمی توانست درست بخورد .آب اینطرف و آنطرف دهانش می ریخت. امام فرمود چرا به او بد آب می دهی، بگذار آب به دلش بچسپد.

مشك را به من بده
، امام حسین مشك را گرفت به این آقایی كه آمده بود او را بكشد، گفت این رقمی آب بده .

حر می گوید كه آتش گرفتم، دیدم امام حسین از قبل آب ذخیره كرده ،حالا هم كه این آقا ، بد آب دهان لشگر من می گذارد  خود امام مشك را می گیرد، در مشك را تنگ می كند كه این آقایی كه آب می خورد به دلش بچسپد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.