userinfo close

  ,

روحانیت


rohaneat

تاسیس: 14 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی روحانی - معاونان
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و ادامه »
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و افكار اعضای كلوب.
از توهین و بی احترامی به اعتقادات دیگران جداً خودداری فرمائید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
70
334
90/8/15 (20:28)
8
39
90/8/10 (22:32)
77
257
90/7/10 (11:06)
77
420
90/6/31 (18:28)
122
459
89/12/28 (07:50)
68
319
89/10/11 (23:54)
2
38
89/8/20 (22:26)
89
428
89/8/20 (07:21)
9
52
89/8/19 (08:45)
167
130
89/7/14 (22:06)
60
519
89/7/12 (16:02)
15
68
89/5/1 (12:21)
9
25
88/10/3 (10:22)
52
194
88/9/17 (15:37)
28
144
88/9/9 (12:37)
39
167
88/1/8 (23:56)
60
276
87/12/12 (22:46)
32
98
87/7/10 (10:32)
35
194
87/6/13 (19:12)
50
394
87/6/4 (23:31)

عنوان بحث

م ن , esmlookpls
م ن - 03:13 1387/06/12

سفر به ماورا ( دنیای متافیزیك )

آیا دنیای قبل و بعد از مرگ رو می‌شناسید؟

از روح خود اطلاعی دارید؟

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
سعید سرداری , saeedsar
سعید سرداری - 09:11 1388/04/31
52

اثبات وجود روح از دیدگاه  استاد شهید مطهری    

مادیین براى اثبات مادى بودن روح و امور روحى و یا فقط بمنظور خلط مبحث و مرعوب كردن طرف موضوعاتى را از علوم مختلف فیزیك فیزیولوژى روان شناسى و غیره پیش مى‏كشند كه ارتباطى به مدعا ندارد و چنین وانمود مى‏كنند كه این مطالب دلیل قاطع بر مادى بودن روح و خواص روحى است لهذا لازم است‏با ذكر چند مقدمه ذهن خوانندگان محترم را به اصل مطلب توجه دهیم .

1- هر كسى بالبداهه و حضورا بوجود یك سلسله امور ذهنى كه آنها را علوم و ادراكات مى‏نامند اذعان دارد وجود این امور بر انسان از وجود عالم خارج روشن‏تر است زیرا اگر فرضا كسى پیدا شود مانند ایده آلیستها در وجود جهان خارج تردید كند و ادراكات خود را یكسره باطل یعنى غیر مطابق با واقع بداند در وجود خود این ادراكات نمى‏تواند تردید كند پس وجود یك سلسله امور ذهنى كه هر انسانى حضورا بانها آگاه است‏بدیهى است و احتیاجى بدلیل علمى یا فلسفى ندارد .

2- كاوشهاى دانشمندان از قدیم و جدید ثابت كرده است كه یك سلسله عوامل مادى خاصى كه در خارج از ظرف ذهن موجود است‏با وضع و كیفیت مخصوص در پیدایش ادراكات حسى دخیل است كیفیت و چگونگى این عوامل همواره در علوم طبیعى مطرح بوده و دانشمندان هر یك به نوبه خود نظریاتى داشته‏اند در فیزیك جدید نیز مباحثى راجع به نور و صوت و غیره و اینكه امواج اتر در چه حال و چگونه به چشم وارد شده و اعصاب چشم را متاثر مى‏سازند و یا امواج صوتى در چه حال و تحت چه شرایطى اعصاب گوش را متاثر مى‏سازند مطرح مى‏شود .

ایضا كاوشهاى دانشمندان ثابت كرده كه سلسله اعصاب انسان و حیوان مانند سایر اعضاء بدن وظیفه خاصى داشته و اعمال ویژه‏اى را انجام مى‏دهند از عوامل خارجى متاثر شده و عكس العملهائى از خود نشان میدهند بیان و توضیح فعالیتهاى عصبى به عهده علم فیزیولوژى وظائف الاعضاء مى‏باشد این دو مطلب انجام یافتن یك سلسله عوامل خارجى در خارج و انجام یافتن فعالیتهاى عصبى مورد تسلیم و قبول قاطبه دانشمندان رئالیست مى‏باشد كه به دنیاى خارجى ایمان دارند چه روحى و چه مادى اختلاف روحیون با مادیون در مطلب دیگریست كه ذیلا گفته خواهد شد .

این نكته نیز ناگفته نماند كه هیچ كس بانجام یافتن فعالیتهاى عصبى در مغز خودش حضورا آگاه نیست‏بلكه اطلاعى كه هر كس در این باب دارد در اثر كشفیات علمى دانشمندان است .

امور روحى و نفسانى

3- امور روحى و نفسانى نیز مانند همه امور جهان تابع اصول و قواعد و قوانین معینى هستند و رابطه علیت و معلولیت‏بین خود آنها یا بین هر یك از آنها و مواد بدنى یا عوامل خارجى برقرار است .

روانشناسى جدید مطابق اسلوب ویژه خود مشاهده و تجربه همین اصول و قوانین را بیان مى‏كند .

دانشمندان و فلاسفه روحى هیچگاه ادعا نكرده‏اند كه روح و امور روحى از قید هر گونه اصل و قانونى آزاد است و تابع هیچ قاعده علمى نیست تنها چیزى كه اثبات كرده‏اند اینست كه روح و امور روحى خاصیتهاى مخصوص ماده را ندارند و قوانین مادى بر آنها حكومت نمى‏كند على هذا نسبتهائى كه بعضى از مادیون دانسته یا ندانسته به دانشمندان روحى مى‏دهند بكلى بى اساس است .

دكتر ارانى در پسیكولوژى صفحه 6 پس از آنكه شرحى در اطراف تغییر سبك تحقیقات علمى در اروپا از قرن هجدهم به بعد مى‏دهد مى‏گوید این اصل كلى از این به بعد در تمام تحقیقات علمى حكمفرما شد كه تحقیق علم عبارت است از جستجوى دقیق و عمیق جستجوى دقیق و عمیق وقتى انجام مى‏گیرد كه انسان علم را با عمل توام نموده تغییراتى را كه بوسیله امتحانات و تجربیات علمى معین مى‏كند بوسیله تفكر بیكدیگر مربوط نماید و روابط علت و معلولى آنها را بفهمد و پس از چند سطر اینطور بگفته خود ادامه مى‏دهد از همان زمان راسیونالیست‏هاى قرن هفدهم هوبس سپینوزا لایب نیتس و غیره عقاید علمى راجع به روح و تغییرات آن بكلى عوض شد و این فلاسفه براى اولین دفعه بیان كردند كه تمام تغییرات روحى در تحت‏یك سلسله قوانین ثابت و معین است و بر خلاف آنچه مذاهب و ادیان قرون وسطى ادعا مى‏كردند روح آزاد نیست و بخودى خود نمى‏تواند اثرى ظاهر سازد و رابطه علت و معلول كه در علوم دیگر مخصوصا علوم طبیعى مشاهده مى‏شود در علم روح نیز كاملا و بطور دقیق حكم فرما است هوبس مطابق با قانون نیوتون در مكانیك قانون جبر را در روح كشف كرد بدین معنى كه هیچ قضیه روحى بدون سبب تولید نشده بى علت نیز از میان نمى‏رود .

این مطلب كه امور روحى تحت‏یك سلسله قوانین ثابت و معین است‏یا اینكه هیچ قضیه روحى بدون سبب تولید نشده و بى علت نیز از میان نمى‏رود و یا موضوع روابط امور روحى با امور بدنى یا با امور خارج از بدن جزء الفباء علم روح بشمار میرود و هزارها سال است كه فلاسفه بر روى این اساس افكار خویش را بنا كرده‏اند و این چیزى نیست كه براى اولین دفعه در قرن هفدهم گفته باشند بلكه بر عكس از قرن هفدهم به بعد عده‏اى از فلاسفه اروپا كه در مسئله جبر و اختیار بمختار بودن روح قائل شده‏اند مختار بودن را مستلزم آزادى از قانون علت و معلول دانسته‏اند ولى دانشمندان مى‏دانند كه این عقاید هیچ گونه ارزش علمى یا فلسفى ندارد .

مذاهب و ادیان نیز منكر این اصل نبوده‏اند منتها چیزى كه روحیون گفته و مى‏گویند اینست كه امور روحى خواص عمومى ماده را ندارند نه آنكه قانون و قاعده ندارند و یا آنكه امور روحى اصلا با ماده ارتباط ندارند و یك دیوارى به بزرگى دیوار چین بین روح و ماده موجود است .

بلكه مطابق آخرین تحقیقى كه از طرف فیلسوف بزرگ اسلامى صدر المتالهین بعمل آمده و مورد قبول فلاسفه بعد از وى واقع شده روح خود عالیترین محصول ماده است‏یعنى مولود یك سلسله ترقى و تكامل ذاتى طبیعت است و طبق نظریه این دانشمند هیچگونه دیوارى بین عالم طبیعت و ما وراء الطبیعه وجود ندارد یعنى ممكنست‏یك موجود مادى در مراحل ترقى و تكامل خود تبدیل به موجود غیر مادى شود .

پس از بیان این مقدمات مى‏گوییم كه مسئله مورد اختلاف بین روحیون و مادیون اینست كه آیا ادراكات روحى و همچنین خود روح مجرد است‏یا مادى و بعبارت روشن‏تر اختلاف در ماهیت و چگونگى واقعیت این امور است و مطابق آنچه در مقاله اول بثبوت رسید تنها با اصول و موازین خاص فلسفى مى‏توان وجود شى‏ء را یا چگونگى وجود ماهیت آنرا اثبات كرد و در هیچیك از چهار قسمتى كه در بالا تشریح شد كه خلاصه‏اش از این قرار است : 1- وجود ادراكات 2- انجام یافتن یك سلسله عوامل خارجى 3- انجام یافتن فعالیتهاى عصبى 4- وجود یك سلسله قوانین روحى اختلافى نیست .

دانشمندان روحى از راه عدم انطباق خواص امور روحى بر خواص عمومى ماده اثبات مى‏كنند كه امور روحى همانها كه حضورا بانها آگاه هستیم مادى نیست پس نمى‏تواند بر فعالیتهاى عصبى منطبق شود پس فعالیتهاى عصبى مقدمه پیدایش یك سلسله امور غیر مادى است نه عین آنها اما دانشمندان مادى بجاى آنكه باصل مطلب توجه كنند و ثابت كنند كه آنچه ما درك مى‏كنیم عین همان فعالیتهاى عصبى است از مطلب خارج شده از كتب فیزیك یا فیزیولوژى یا روانشناسى جدید كه مطابق اسلوب ویژه خود مشاهده و تجربه موضوع ماهیت و چگونگى امور روحى را از بحث‏خارج مى‏كند مطالبى را ذكر مى‏كنند كه ارتباطى به مدعاى فلاسفه ندارد و مثل اینكه پیش خود گمان مى‏كنند كه كسانى كه روح و امور روحى را مجرد مى‏دانند از این مطالب آگاهى نداشته و اگر آگاهى پیدا كنند داعى براى عقیده به تجرد روح نخواهند داشت .

مثلا دكتر ارانى در جزوه بشر از نظر مادى مى‏گوید موقع فكر كردن تغییرات مادى در سطح دماغ بیشتر مى‏شود خون متوجه دماغ مى‏گردد مغز بیشتر غذا مى‏گیرد و بیشتر مواد فسفرى پس مى‏دهد بطورى كه در ادرار شخص فكر كننده مقدار این ماده بیشتر مى‏شود موقع خواب كه مغز كار زیاد انجام نمى‏دهد كمتر غذا مى‏گیرد این خود دلیلى بر مادى بودن آثار فكرى است .

سایر استدلالهاى مادیین نیز از همین قبیل است‏یعنى همه خارج از موضوع است‏بلكه بعضى از آنان كار را بالاتر كشانیده و مى‏گویند چونكه در ضمن تشریح بدن روح را نیافته‏اند پس روح وجود ندارد .

فیلیسین شاله در قسمت متافیزیك از یكى از علماء علم وظائف الاعضاء موسوم به بروسه كه عقاید مادى داشته نقل مى‏كند كه گفته است من بوجود روح معتقد نخواهم شد مگر آنكه آنرا در زیر چاقوى تشریح خود كشف كنم .

حقیقت اینست كه از مطالعه كتب مادیین این مطلب بخوبى روشن مى‏شود كه آنان از عقاید فلاسفه الهى و روحى و از تصورى كه این دانشمندان در باب خدا و روح یا سایر مسائل دارند اطلاع درستى ندارند و اطلاعاتشان منحصر است‏به آنچه مردم عوام در باب روح و جن و پرى و غیره دارند و یا آنچه ایده‏آلیستها كه گفته‏هاشان از گفته‏هاى عوام پائین‏تر است گفته‏اند و تجربه بما اثبات كرده‏اند كه هنگام استعمال حواس در نتیجه تاثیرى كه واقعیت ماده در سلسله اعصاب و مغز ما مى‏كند عكس العملى مادى در ما پیدا مى‏شود كه با بكار انداختن حاسه پیدا شده و با از كار بازداشتن حاسه از میان میرود

و مقارن این حال چیزى را بنام ادراك مى‏یابیم .

هیچگاه نمى‏توانیم بپذیریم كه این منظره پهناور جهان با همه خصوصیات شگفت‏آورى كه دارد با همه خطها و سطحها و جسمهاى یك پارچه و صاف متصل واحد كه از وى بما جلوه مى‏كند در یك پارچه ماده ناچیز عصبى یا مغزى كه اجزاى جدا از هم و متراكم كه بالاخره از مجموع بدن ما كوچكتر است گنجیده و جاى گرفته باشد .

و از طرف دیگر اختلافاتى كه هنگام بكار انداختن حواس خطاى حواس در محسوسات مى‏بینیم نخواهد گذاشت كه بگوئیم واقعیت جهان مادى خارج از خودمان را در جاى خودش ادراك نموده و نائل مى‏شویم .

پس این صورت ادراكى نه در ماده ما جایگزین است و نه در ماده خارج از ما . خلاصه بیان چون صورت ادراكى ما خواص عمومى ماده انقسام عدم انطباق بزرگ بكوچك را ندارد مادى نیست .


ادامه دارد....
حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 01:28 1387/08/12
51
نقل قول از : رجا رجائی

نقل قول از : حجت عسکری

نقل قول از : اریو ایرانی

سلام

ببینید ما الان در قرن 21 زندگی می کنیم!!!

ما اکنون هیچ دستگاهی که نشان دهد واقعا روح وجود دارد نداریم و حتی به فکر ساختش هم نیستیم!(به غیر از وسایل و ابزار الات خرافی چهدر غرب و چه درشرق!) ببینید تنها تفاوت ما با بقیه جانوران تکامل بیشتر مغزمان می باشد که انهم طی میلیون ها سال شکل گرفته است!

شما به طور قطع می دانید که مغز چه عضو حساسی است و با وارد امدن کوچکترین لطمه از طرق مختلف تصادف - سکته -ضربه و... فعالیت قسمتهایی از بدن مختل می شود. مثلا در مورد قسمتی از مغز که مربوط به بینایی است با از بین رفتن این قسمت فرد قادر به دیدن حتی با وجود چشم های سالم نیست!  سایر قسمت های مغز هم به همین منوال عمل می کنند!

حال ما چگونه بپذیریم با از بین رفتن کامل مغز و جسم ناگهان داری قدرت هایی می شویم به راحتی می پریم زبان های مختلف را به راحتی می فهمیم ( به تلقین در هنگام دفن توجه کنید!) اخر با کدام عقل باید باور کرد وقتی مغز و چشم نیز ما می بینیم !

من همین جا از عزیزان می خواهم روح را از طرق عقلی ثابت کنند نه از طریق خواب های پریشان زنان فامیل یا زنده شدن سید اقای محل و ... که بیشتر شبیه افسانه است و دروغ بودنشان هم مشخص شده!!!

برای مثال تونل نوری که اکثر زنده شدگان احساس می کردند به داخل ان کشیده می شوند مربوط به مرگ قسمت های مرتبط با بینایی است که محققان المانی ان را اثبات کردندو  در یک مستند تلویزیونی  چندی قبل از کانال 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد !

مشتاقانه منتظر خواندن جواب هایتان هستم.از عزیزان خواهش می کنم فقط وفقط از طرق عقلی نه از طرق دیگر و یا ایات و روایات!

 

 

آقای آریو تو چرا فکر میکنی که همه در قرن 21 زندگی میکنند؟

باور کن بخش اعظم ما در هزار و چهارصد سال پیش مانده ایم

دوست فرهیخته مان هنوز که هنوز است خواب را دلیلی برای روح میداند غافل از این که سال هاست علم برای ماجرای خواب پاسخ ها داشته

عقل و خردو علم موضوعاتی هستند که هرگز با خرافه و دین و خدا یکجا جمع نمیشوند

بگو در باب روشنکفر دینی   که مریخی است ایشان یا زمینی؟


 


متاسفم واقعا مطمئن شدم كه شما بدون تامل دقیق ومطالعه سخن می گوئید توصیه بنده همان است كه در پست 54 ذكر كردم خواهش می كنم به این توصیه عمل كنید وبعد وارد بحث شوید. با تشكر

اطمینان شما جای تقدیر دارد

سعی کنید در مطمئن شدن بیشتر صبر کنید

رجا رجائی , raja58
رجا رجائی - 15:19 1387/08/10
50
نقل قول از : حجت عسکری

نقل قول از : اریو ایرانی

سلام

ببینید ما الان در قرن 21 زندگی می کنیم!!!

ما اکنون هیچ دستگاهی که نشان دهد واقعا روح وجود دارد نداریم و حتی به فکر ساختش هم نیستیم!(به غیر از وسایل و ابزار الات خرافی چهدر غرب و چه درشرق!) ببینید تنها تفاوت ما با بقیه جانوران تکامل بیشتر مغزمان می باشد که انهم طی میلیون ها سال شکل گرفته است!

شما به طور قطع می دانید که مغز چه عضو حساسی است و با وارد امدن کوچکترین لطمه از طرق مختلف تصادف - سکته -ضربه و... فعالیت قسمتهایی از بدن مختل می شود. مثلا در مورد قسمتی از مغز که مربوط به بینایی است با از بین رفتن این قسمت فرد قادر به دیدن حتی با وجود چشم های سالم نیست!  سایر قسمت های مغز هم به همین منوال عمل می کنند!

حال ما چگونه بپذیریم با از بین رفتن کامل مغز و جسم ناگهان داری قدرت هایی می شویم به راحتی می پریم زبان های مختلف را به راحتی می فهمیم ( به تلقین در هنگام دفن توجه کنید!) اخر با کدام عقل باید باور کرد وقتی مغز و چشم نیز ما می بینیم !

من همین جا از عزیزان می خواهم روح را از طرق عقلی ثابت کنند نه از طریق خواب های پریشان زنان فامیل یا زنده شدن سید اقای محل و ... که بیشتر شبیه افسانه است و دروغ بودنشان هم مشخص شده!!!

برای مثال تونل نوری که اکثر زنده شدگان احساس می کردند به داخل ان کشیده می شوند مربوط به مرگ قسمت های مرتبط با بینایی است که محققان المانی ان را اثبات کردندو  در یک مستند تلویزیونی  چندی قبل از کانال 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد !

مشتاقانه منتظر خواندن جواب هایتان هستم.از عزیزان خواهش می کنم فقط وفقط از طرق عقلی نه از طرق دیگر و یا ایات و روایات!

 

 

آقای آریو تو چرا فکر میکنی که همه در قرن 21 زندگی میکنند؟

باور کن بخش اعظم ما در هزار و چهارصد سال پیش مانده ایم

دوست فرهیخته مان هنوز که هنوز است خواب را دلیلی برای روح میداند غافل از این که سال هاست علم برای ماجرای خواب پاسخ ها داشته

عقل و خردو علم موضوعاتی هستند که هرگز با خرافه و دین و خدا یکجا جمع نمیشوند

بگو در باب روشنکفر دینی   که مریخی است ایشان یا زمینی؟


 


متاسفم واقعا مطمئن شدم كه شما بدون تامل دقیق ومطالعه سخن می گوئید توصیه بنده همان است كه در پست 54 ذكر كردم خواهش می كنم به این توصیه عمل كنید وبعد وارد بحث شوید. با تشكر
رجا رجائی , raja58
رجا رجائی - 15:17 1387/08/10
49
نقل قول از : اریو ایرانی

سلام

ببینید ما الان در قرن 21 زندگی می کنیم!!!

ما اکنون هیچ دستگاهی که نشان دهد واقعا روح وجود دارد نداریم و حتی به فکر ساختش هم نیستیم!(به غیر از وسایل و ابزار الات خرافی چهدر غرب و چه درشرق!) ببینید تنها تفاوت ما با بقیه جانوران تکامل بیشتر مغزمان می باشد که انهم طی میلیون ها سال شکل گرفته است!

شما به طور قطع می دانید که مغز چه عضو حساسی است و با وارد امدن کوچکترین لطمه از طرق مختلف تصادف - سکته -ضربه و... فعالیت قسمتهایی از بدن مختل می شود. مثلا در مورد قسمتی از مغز که مربوط به بینایی است با از بین رفتن این قسمت فرد قادر به دیدن حتی با وجود چشم های سالم نیست!  سایر قسمت های مغز هم به همین منوال عمل می کنند!

حال ما چگونه بپذیریم با از بین رفتن کامل مغز و جسم ناگهان داری قدرت هایی می شویم به راحتی می پریم زبان های مختلف را به راحتی می فهمیم ( به تلقین در هنگام دفن توجه کنید!) اخر با کدام عقل باید باور کرد وقتی مغز و چشم نیز ما می بینیم !

من همین جا از عزیزان می خواهم روح را از طرق عقلی ثابت کنند نه از طریق خواب های پریشان زنان فامیل یا زنده شدن سید اقای محل و ... که بیشتر شبیه افسانه است و دروغ بودنشان هم مشخص شده!!!

برای مثال تونل نوری که اکثر زنده شدگان احساس می کردند به داخل ان کشیده می شوند مربوط به مرگ قسمت های مرتبط با بینایی است که محققان المانی ان را اثبات کردندو  در یک مستند تلویزیونی  چندی قبل از کانال 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد !

مشتاقانه منتظر خواندن جواب هایتان هستم.از عزیزان خواهش می کنم فقط وفقط از طرق عقلی نه از طرق دیگر و یا ایات و روایات!

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اولا دلایل غیریت داشتن روح وتن بسیار ا ست به طوری كه فیلسوف زمانه علامه حسن زاده آملی در كتاب "حجج البالغه علی تجرد نفس" 150 دلیل بر غیریت داشتن نفس وتن ذكر می كنند. كه توصیه بنده این است كه به این كتاب مراجعه كنید ویا به كتاب "گنجینه گوهر روان" كه باز كتابی است از ایشان كه در آن كتاب بیش از 60 دلیل ذكر می نمایند.

ثانیا تمامی فلاسفه اسلامی وحتی پایه گذاران فلسفه مثل سقراط وافلاطون وارسطو نیز دلایلی بر تجرد نفس واینكه حقیقتی غیر از این تن وجود دارد ذكر كرده اند.وقتی سخن از امثال ابن سینا می زنیم حتما می دانید كه آنها حرفی بدون دلیل متقن عقلی نمی زنند ونمی پذیرند.وتمامی این فلاسفه بطور قطع معتقد به به این هستند كه حقیقتی غیر از این تن نیز وجود دارد.

ثالثا وقتی سخن از خواب می گوئیم از رویای صادقه حرف می زنیم ، مگر اینكه ندانید كه رویای صادقه چیست؟

رویای صادقه حقیقتی است كه شما قبل از اینكه وارد صحنه ای یا رویدادی را درك كنید آن صحنه را در عالم رویا می بینید درست همان صحنه ای را كه در خواب دیده اید در عالم واقع با آن روبرو می شوید ، كه این خود دلیلی است كه شما فارغ از این تن توانائی دارید كه در صحنه های واقعی حاضر شوید.

رابعا خواب یكی از دلایل تجرد نفس است ودلایل همانطور كه خدمتتان عرض كردم فراوان است .

خامسا به بنده بگوئید كه آیا مغز به طور مستقل در حال تدبیر بدن است خود مغز چگونه تدبیر می شود ؟ اگر مغز خود به طور استقلال در حال تدبیر است پس چرا با اینكه مغز فردی سالم است باز آن فرد دچار مرگ می شود مگر نه اینكه مغز او را تدبیر كرد وآسیبی هم به مغز نرسیده بود پس چرا باز هم مُرد لااقل باید از یك بخش بدن می مُرد نه از همه بدنش.پس گوئی این مغز نیست كه مدبر بدن انسان است بلكه حقیقتی فراتر از این بدن در حال تدبیر تن است. لذا به محض آنكه آن حقیقت از بدن جدا شد بدن شروع به متلاشی شدن می كند.البته بیشتر نحوه تدبیر نفس یا روح از طریق مغز صورت می گیرد اما این دلیلی نیست كه مغز به استقلال در حال تدبیر بدن است.

سادسا یكی از دلایلی كه می توان بر تجرد نفس آورد این است كه بسیاری از محقیقین بالاتفاق معتقد هستند كه هر چند سال یكبار بدن شما تمام سلول های خود را از دست داده وسلول های جدید جایگزین آن می شود ، حال اگر حقیقت شما به تن یا مغز شما با شد با عوض شدن سلولهای بدن ومغز شما تمام شخصیت شما نیز باید تغیر نماید ولی شما همان شخصیت ثابت را دارا هستید بدون اینكه شخصیت شما دچار وكم وزیادی شده باشد.

حال با توجه به دلایل فراوان بر وجود حقیقت نفسانی ویا روحانی از شما در خواست می كنم بحث مفصل ده نكته از معرفت النفس را كه بر گرفته از مبانی عقلانی ملا صدرا هست را از وبلاگهای بنده در پروفایلم پیگیری نمائید. تا در این مورد بیشتر بحث كنیم لطفا با مطالعه كامل ودقیق آن قسمت وارد بحث شوید وبدون مطالعه در این قسمت نظر ندهید البته 2 نكته از این بحث بر روی این كلوب به طور مفصل موجود است.

با تشكر

 

حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 00:30 1387/08/10
48
نقل قول از : اریو ایرانی

سلام

ببینید ما الان در قرن 21 زندگی می کنیم!!!

ما اکنون هیچ دستگاهی که نشان دهد واقعا روح وجود دارد نداریم و حتی به فکر ساختش هم نیستیم!(به غیر از وسایل و ابزار الات خرافی چهدر غرب و چه درشرق!) ببینید تنها تفاوت ما با بقیه جانوران تکامل بیشتر مغزمان می باشد که انهم طی میلیون ها سال شکل گرفته است!

شما به طور قطع می دانید که مغز چه عضو حساسی است و با وارد امدن کوچکترین لطمه از طرق مختلف تصادف - سکته -ضربه و... فعالیت قسمتهایی از بدن مختل می شود. مثلا در مورد قسمتی از مغز که مربوط به بینایی است با از بین رفتن این قسمت فرد قادر به دیدن حتی با وجود چشم های سالم نیست!  سایر قسمت های مغز هم به همین منوال عمل می کنند!

حال ما چگونه بپذیریم با از بین رفتن کامل مغز و جسم ناگهان داری قدرت هایی می شویم به راحتی می پریم زبان های مختلف را به راحتی می فهمیم ( به تلقین در هنگام دفن توجه کنید!) اخر با کدام عقل باید باور کرد وقتی مغز و چشم نیز ما می بینیم !

من همین جا از عزیزان می خواهم روح را از طرق عقلی ثابت کنند نه از طریق خواب های پریشان زنان فامیل یا زنده شدن سید اقای محل و ... که بیشتر شبیه افسانه است و دروغ بودنشان هم مشخص شده!!!

برای مثال تونل نوری که اکثر زنده شدگان احساس می کردند به داخل ان کشیده می شوند مربوط به مرگ قسمت های مرتبط با بینایی است که محققان المانی ان را اثبات کردندو  در یک مستند تلویزیونی  چندی قبل از کانال 4 سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد !

مشتاقانه منتظر خواندن جواب هایتان هستم.از عزیزان خواهش می کنم فقط وفقط از طرق عقلی نه از طرق دیگر و یا ایات و روایات!

 

 

آقای آریو تو چرا فکر میکنی که همه در قرن 21 زندگی میکنند؟

باور کن بخش اعظم ما در هزار و چهارصد سال پیش مانده ایم

دوست فرهیخته مان هنوز که هنوز است خواب را دلیلی برای روح میداند غافل از این که سال هاست علم برای ماجرای خواب پاسخ ها داشته

عقل و خردو علم موضوعاتی هستند که هرگز با خرافه و دین و خدا یکجا جمع نمیشوند

بگو در باب روشنکفر دینی   که مریخی است ایشان یا زمینی؟


 

م ن , esmlookpls
م ن - 16:47 1387/07/10
47

جناب رجا ممنون از نكات ظریفی كه آوردید. فن بیان من اصلا خوب نیست اما شما مطلب جدایی روح از بدن در عین ارتباطشون با هم رو به خوبی بیان كردید.

نكته دهم شما در مورد برزج بسیار مثبت بود برای من تا بتوانم بحثم رو ادامه بدهم اما قبل از ادامه دادن بحث از دوستان خواهشمندم به سئوال من در تاپیك شماره 49 پاسخ بدهند.

رجا رجائی , raja58
رجا رجائی - 02:19 1387/07/9
46
نقل قول از : آرزو alizadah

نقل قول از : رجا رجائی

در بحث معاد حتما باید شناخت صحیحی از نفس یا روح انسانی صورت بگیرد.

توصیه بنده این است كه این بحث را اول با نفس از وبلاگ بنده بر روی پروفایلم پیگیری كنید تا آرام آرام وارد بحث معاد بشویم.

یا حق   رجا

من هم با جناب رجا موافق هستم ؛ اما جناب رجا لطف کنید و اون مبحث رو به طور خلاصه در همین جا بیان فرمایید تا دوستان راحت تر بتونن مبحث نفس رو مطالعه کنند.

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

گوهری در میـان این سنگ است           یوسفی در میان این چاه است

 

 

 

پَسِ این كوه قرص خورشید است          زیر این ابر زهره و ماه اسـت

 

 

نكتة اول

 

 حقیقتِ انسان، ماوراء بدن

 

انسان یك «تن» دارد و یك «من». كه حقیقت  او همان «من یا نفس» اوست و همه ادراكات، مخصوص و مربوط به نفس است.

نكتة دوم

 

 حضورنفس در شرایط فوق زمان و مكان

 

در موقع خواب دیدن و رؤیا، بخصوص در رؤیای صادقه، در عین اینكه بدن و جسمِ ما، در رختخواب است، خود ما در صحنه‌هایی حاضر می‌شویم كه بعداً همان صحنه‌ها در عالم ماده حادث می‌گردد. یعنی ما بدون این جسم و بدن در صحنه‌هایی واقعی حاضر می‌شویم.

نكتة سوم

 

  تن، محل ظهور حالات من

 

« تن» در قبضه «من» است و در حقیقتِ انسان دخالت ندارد. به همین جهت هم « تنِ» انسان از حالات و تأثّرات « نفس» متأثّر می‌شود .

نكتة چهارم

 انسان، بدون بدن زنده‌تر است

 

« نفس» چون بدون بدن می‌تواند ادراك داشته باشد و حتی بهتر از بدن حوادث را درك می‌كند و حوادثی را می‌بیند كه هنوز چشم بـدنی آنها را ندیده، پس بدن انسان نقشی در حیات انسان نداشته و نفس، بدون بدن زنده‌تر است و حتی می‌بیند كه می‌میرد.

نكتة پنجم

 

« تـن»، ابــزار كمال «مـن»

 

نفس انسان از طریق به كار بردن «تن» كامل می‌شود و به همین جهت هم  نفس، بدن را تكویناً دوست دارد و آن را از خودش می‌دانـد و با این حال چون به كمالات لازم خود رسید « تن» را رها می‌كند، و علت مرگ طبیعی هم همین است كه «روح» تن را رها می‌كند.

نكتة ششم

 

 حضورِ « كاملِ » نفس

 

نفس انسانی فوق زمان و مكان است و در همین راستااست كه در بدن، مكان برایش مطرح نیست. و در عین اینكه حضورِ«كامل» در بدن دارد، در مكان خاصی از بدن جای ندارد، زیرا مجرد از ماده است.

نكتة هفتم

 

 حضورِ « تمام » نفس

 

نفس انسان به دلیل اینكه مجرد است، در همه جای بدن به طور «كامل» و «تمام» هست، بدون هیچ تقسیمی، یعنی نه اینكه یك طرفِ نفس در چشم باشد و ما ببینیم و یك طرفش در گوش باشد و ما بشنویم. بلكه تماماً در چشم حاضر است و ما می‌گوییم خـودمان مـی بینیم و تمـاماً هـم خـود را بیننده حس می‌كنیم، همچنان‌كه تماماً خود را شنونده حس می‌كنیم. و این خاصیـت هـر موجـود مجردی است كه

« همه جا هست و همه جا هم با تمامِ وجود هست». و هر چه موجود مجردتر باشد حضورش شدیدتر است ، مثل خداوند كه مجرد محض بوده و حضورش هم مطلق است.

نكتة هشتم

 

 چگونگی حضورِ مجردات در عالم

 

ماده مزاحم و مانع حضور مجرد در عالم ماده نیست ، مثل حضور نفس در بدن كه حضـور مـادی اعضاء، مزاحم حضور و حاكمیت آن در بدن نیست، بلكه ماده مزاحم حضور ماده در ماده است. مثل جای گرفتن یك دست در بین سلول‌های دست دیگر، كه محال است.

نكتة نهم

وحدتِ نفس، نمودی از وحدتِ حق

 

نفس چون مجرد است، جامع كمالات است و نه مجموع كمالات. یعنی «دیدن»، « شنیدن»، « دانستن» موجب كثرت ذاتی او نمی‌شود و لذا وحدت ذاتی دارد و به همین جهت هم شناخت نفس، موجب شناخت رب می‌شود . زیرا موجود مجرد در واقع هم سنخ با حق و جلوه نسبتاً كاملی از اوست.

نكتة دهم

 برزخ و چگونگی عذاب قبر

 

همچنان‌كه «نفس» باطنِ « تن» است، «عالَم برزخ»  هم باطنِ  «عالَم ماده» است و در هنگام مرگِ انسان؛ زمین، « قبرِ تن» و برزخ، « قبرِ من یا نفس» خواهد بود.

نكته مهم:این ده نكته نیاز به شرح وتفصیل دارد برای این امر به وبلاگ بنده بر روی پروفایلم مراجعه نموده واگر سوالی بود در خدمتم.

م ن , esmlookpls
م ن - 01:06 1387/07/5
45

جناب الكس شه بهتره برید همون مطالب در فهم خودتون رو بخونید و به این مسایل كاری نداشته باشید

هنگامی كه خداوند به ارواح اجازه داد وارد زمین شوند برای آنها جسم انسانی را بر گزید اما این جسم خاكی بنا به مصلحت خداوند متعال به صورت مستقیم به روح وصل نشد چون هر چه در خاك است فانی است و اگر روح با جسم در ارتباط مستقیم می‌بود فانی می‌شود در نتیجه توسط یك كالبدی شبیه به جسم كه به رنگ سبز می‌باشد در 7 نقطه ( این عدد بسیار مقدس می‌باشد ) به جسم خاكی متصل گردید. اسم این كالبد، كالبد اختری می‌باشد كه در بعضی مواقع به آن هم زاد هم گفته می‌شود.

كالبد اختری مانند كامپایلر كامپیوتر كه بین كاربر و كامپیوتر ارتباط برقرار می‌كند و اعداد 0 و 1 را برای كاربر قابل شناسایی می‌كند بین روح و جسم نیز در ارتباط است.

چون جسم خاكی در زمانی اندك نابود می‌شد و در این زمان ارواح نمی‌توانستند به آموزشهای لازم جهت ارتقاع به مراحل بعدی دست یابند لازم بود كه ارواح برای تكمیل خود باز هم به جسم برگردند اما در بازگشت دوم چگونه‌اند؟ آیا مانند زندگی قبلی خود می‌باشند؟

همیشه در ذهن خود می‌گفتم چرا موقعیت فكری و اجتماعی من اینگونه است و دیگری در فلان كشور اینگونه؟ چرا او شل و كور و كر و لال و ... به دنیا می‌اید و دیگری در نهایت توان جسمی؟ چرا این فقیر است و او قنی؟

عام مردم پاسخشان به این سئوالات این است كه تقدیر خداست و خدا بر حسب آنچه داده جواب خواهد خواست. اینجا سئوال مهمتری پیش می‌اید اگر فرض كنیم بین قعر جهنم و راس بهشت هفت طبقه باشد آیا كسی كه به كل هیچ عضو حركتی در بدن ندارد و زبان او نیز قادر به پاسخ نیست با كسی كه در اوج قدرت جسمی و ذهنی است و به بزرگترین دانشمند جهان تبدیل شده در كجای این طبقات قرار خواهند گرفت؟

پاسخ شما به این سئوال ادامه بحث من خواهد بود.

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 09:30 1387/07/4
44

جناب کلام عزیز

فضای این بحث و این کلوپ روحانیت و اسلام است.

رفرنس هایی که دوستمان آقای احسان آورده اند، مبتنی بر خرافات،توهمات و مدارک غیر مستدل و غیرعلمی است. برای مثال ایشان از مکتب کپنهاگ در مورد نظریه کوانتوم برای اثبات وجود روح دلیل بی ربط می آورند.

یا مثلا شنیده اند موضوعی به اسم ضد ماده وجود دارد و آنرا به روح مرتبط میکنند. در حالی که ماده و ضد ماده نمیتوانند در کنار هم وجود داشته باشند.

بحث بر سر این است که "بحث" یعنی صحبت مستدل. نه آسمان ریسمان به هم بافتن.

در فرصت مقتضی به بحث "معنای روح ..." خواهم پیوست.

کلام احمد , ahmadkamran
کلام احمد - 05:54 1387/07/4
43

سلام

دوست بزرگوار جناب الکس ؛ با کسب اجازه یک ابراد جزئی در فرمایشات جنابعالی مشاهده کردم و لازم دونستم خدمتتان عرض کنم ، پیامبر عظیم الشأن اسلام علم قلیل نداشت بلکه او دارای علم کثیر بود ، در آیه کریمه خدای سبحان خطاب به پیامبر (ص) می فرماید به مردم بگو که روح از امر من است و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.

مشخص می شود پدیده ای به نام روح کاملا مبهم نیست که بگوییم باید بحث و نظر را در مورد روح جمع کنیم و در شناخت این پدیده هیچ تلاش علمی نکنیم ، بلکه چنان که از آیه کریمه مشخص می شود ، علم قلیل به ما داده شده ( آیاتی نظیر:

ُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‏ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِه‏

نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَلى‏ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ"

 «3» و نیز فرموده:" قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّك‏

وَ كَذلِكَ أَوْحَیْنا إِلَیْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا") برای توضیح بیشتر این آیات به   این بحث    مراجعه نمایید.

و این علم را خود قرآن به ما داده است ، آیاتی که حقیقت روح را تا حدودی برای انسانها بیان می کند و تا حدی حقیقت روح برای انسان آشکار می گردد . و اما مطالبی که جناب احسان می فرمایند بعضی از مطالبشون درست و بعضی هم نادرست هست. انتظار داریم افراد آگاهی مثل شما مطالب درست را از نادرست تفکیک کرده و بر علم و آگاهی ما بیافزاید نه اینکه ریشه بحث را بخشکاند و مدیر و معاونان را نالایق جلوه دهد . به هر حال قسمت پیشنهادات به این امر اختصاص داده شده اگر پیشنهادی داشتید در این قسمت بیان کنید.

 

الکس دانشمند , x7_alex
الکس دانشمند - 02:18 1387/07/4
42

وَیَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلًا ﴿85﴾

و در باره روح از تو مى‏پرسند بگو روح از [سنخ] فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندكى داده نشده است (85)

سوره اسرا آیه 85

خدا به پیامبرش اینو میگه

حالا شما ادعای معرفی عالم ارواح رو داری.

یک بار دیگه میگم این خزعبلات که ملغمه ای از فلسفه های غلط قدیمی شرقی و غربی است سراسر مهمل و مزخرف است. جنابعالی هم با 28 سال سن بهت است وقتتان را به خواندن کتابهایی مفیدتر صرف کنید.

تاسف میخورم از اینکه در این کلوپ مدیر و معاون لایقی وجود ندارد تا از آلوده شدن کلوپ به اراجیف جلوگیری کنند.

آهو کوچولو , alizadah
آهو کوچولو - 21:07 1387/07/3
41
نقل قول از : رجا رجائی

در بحث معاد حتما باید شناخت صحیحی از نفس یا روح انسانی صورت بگیرد.

توصیه بنده این است كه این بحث را اول با نفس از وبلاگ بنده بر روی پروفایلم پیگیری كنید تا آرام آرام وارد بحث معاد بشویم.

یا حق   رجا

 

من هم با جناب رجا موافق هستم ؛ اما جناب رجا لطف کنید و اون مبحث رو به طور خلاصه در همین جا بیان فرمایید تا دوستان راحت تر بتونن مبحث نفس رو مطالعه کنند.
رجا رجائی , raja58
رجا رجائی - 03:08 1387/07/3
40

در بحث معاد حتما باید شناخت صحیحی از نفس یا روح انسانی صورت بگیرد.

توصیه بنده این است كه این بحث را اول با نفس از وبلاگ بنده بر روی پروفایلم پیگیری كنید تا آرام آرام وارد بحث معاد بشویم.

یا حق   رجا

 

م ن , esmlookpls
م ن - 02:09 1387/06/28
39

سلام

بعداز خوندن جواب خودم، خودم مهم گیج شدم و از همه عذر خواهی می‌كنم. راست منزور من اصا این نبود كه این گرد حتما گردو است بلكه منظور من ین ود كسانی كه در ین زمینه تحقیقات كرده‌اند این دلایل رو نیز به عنوان اثبات وجود روح بیان كرده‌اند.

 این بحث در جایی كامله كه:

1- همه به وجود خدای بزرگ را قبول داشته باشند.

2- به بودن روح در بدن با هر طریقی ( اثباتدینی - عقلی - تجربی و... ) اعتقاد داشته باشند.

 

بحث كلی من روشن شدن ماهیت روح و دنیای ارواح است نه چیزه دیگه

تناسخ یك اصل كلی است كه به بازگشت ارواح به زمین و گرفتن جسمی دیگر برای زندگی اعتقاد دارد. البته تقریبا همه كسانی در زمنهدین فعالیت دارند دره ادیان با این نظریه مخالف هستند و مثلا علمای دینی ه آیه از قرآن اشاره می‌كنند كه در آن به وضوح نوشته شده هر جسمی فقط یك بار طعم مرگ را می‌چشد. البته این مطلب هیچ تزادی با تناسخ ندارد چون هر روح و جسم یك من می‌سازد و این من تكرار شدنی نیس مثلا فقط یك احسان صالحی با مشخصات فردی و ذاتی در كل دنیا وجو دارد و این تكرار شدنی نیست.

كارما كه از نام محققی به همین نام گرفته شده به مجمعه دلایلی گفته می‌شود كه باعث میشود مثلا یك شخصی فلج به دنیا بیاید و یا رییس جمهور شود. در ایران زندگی كند یا افغاستان

 

رابطه تناسخ و كارما چیست؟

یوسف گم گشته , darvish_zad
یوسف گم گشته - 06:16 1387/06/27
38
با جناب پارسا موافق هستم ، ولی ای کاش جناب احسان این بحثشون رو ادامه می دادند تا ببینیم آخرش به کجا می انجامد!!
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.