| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
12
|
55
|
87/7/19 (17:59)
|
|
||
|
|
23
|
90
|
87/7/21 (08:21)
|
|
||
|
|
30
|
66
|
87/7/19 (23:00)
|
|
||
|
|
13
|
65
|
87/7/21 (01:37)
|
|
||
|
|
13
|
69
|
87/7/21 (01:10)
|
|
||
|
|
99
|
301
|
87/7/20 (20:28)
|
|
||
|
|
17
|
68
|
87/7/18 (22:40)
|
|
||
|
|
4
|
12
|
87/7/15 (14:30)
|
|
||
|
|
12
|
67
|
87/7/15 (13:32)
|
|
||
|
|
38
|
142
|
87/7/15 (10:46)
|
|
عنوان بحثموفقیت روحانیت؟ 13 دی 86 - 13:13 | |
به نظر شما روحانیت در قبل از انقلاب موفق تر بود و بیشتر در دل مردم جا داشت و یا امروزه ؟
| |
74 21 شهریور 1387 ساعت 11:24 | |||
نقل قول از : نوای دل احمد
به نظر من روحانیت بعد از انقلاب محبوبیت آگاهانه تری از طرف مردم دارند درست است در قبل انقلاب مردم به روحانیت فحش نمی دادند ولی اینطور نیست كه به انها هم محبت بیشتری نسبیت به بعد انقلاب داشتنند . من مواردی را سراغ دارم كه قبل از انقلاب اتوبوس های مسافر بری بین شهری در مواقع پنچر شدن لاستیك چرخ ماشین روحانی را باعث پنچری می دانستنند و او را در وسط بیابان پیاده می كردند از این موارد دو تا یشان یكی وجود مبارك شیخ عباس قمی است كه در راه مشهد او را پیاده می كنند و مردم هم اعتراضی نمی كنند و دومی خاطره ای از ایت الله مولانا دارم كه ایشان می گفت برف امده بود بین راه تبریز و قم اتوبوس پنچر شد امدند من و رفیقم كه شیخ بود داخل ماشین بودیم از سیادت من ترسیدند چیزی نگفتنند ولی رفیقم كه سید نبود وسط صحرا پایین انداختند كه باعث پنچری اتوبوس تو هستی و... اما امروزه محبت مردم كه توام با آگاهی است اصلا قابل مقایسه با زمان قبل انقلاب نیست چرا كه قبل انقلاب مردم در همه كارها محتاج حضور روحانی بودند در عقد ودر تقسیم ارث و در دادگاه و در دعدا و اشتی و ... اما امروزه با اینكه این احتیاجات به حداقل خود رسیده باز هم همین مردم به خاطر روی یك ئروحانی - رهبر - تمام مشكلات اقتصادی و ... را تحمل می كنند و حاضر هستنند حتی جان خود را در این راه بدهند كی قبل از انقلاب این گونه بود مگر مدرس ، شیخ فضل الله نوری ، میرزا كوچك خان جنگلی و خیابانی اخوند نبودند چرا وقتی انها را كشتنند مردم كف می زدند اما وقتی امروزه یك عالم می میرد همه ماتم میگیرند |
73 20 شهریور 1387 ساعت 21:08 | |
جناب شهرام پست شماره 71 شما چون با قوانین کلوب مطابقت نداشت با تمام احترامی که به شما داریم حذف گردید. |
72 20 شهریور 1387 ساعت 16:22 | |
نقل قول از : درویش درویش سلام دوست عزیز جناب شهرام ابتدا با اجازه دوستان به چند مطلب اشاره می کنم ؛ اولا ؛ این پست شما هیچ ربطی به موضوع بحث ندارد و در واقع بحث انحرافی محسوب می شود فلذا احتمالا این پست شما حذف گردد. دوما؛ منظورتان از این پست چیست؟ آیا مثلا می خواهید اسلام را زیر سوال ببرید؟!!!!!! با چند عکس که نمی شود اسلام و احکام اسلامی رو زیر سوال برد ، امروزه هر کسی با تعقل به دستورات متعالی دین اسلام پی برده است و با دیدن چند عکس عقیده اش عوض نمی شود. ثالثا ؛ اجرای حد در همه ممالک چه کفر و چه اسلامی وجود دارد ، نکند شما خیال می کنید فقط در اسلام حد وجود دارد ؟ که اگر چنین فکری می کنید باید بگویم کاملا در اشتباهید . رابعا؛ پیشنهاد من این است که این پست رو حذف نمایید ، چون هم با حروف لاتینی نوشتید و هم بحث انحرافی است و هم توهین به مقدسات است کملا موافقم و این بحث رو پاک کنید ولی سعی نکنید که با ارائه این عکس ها به اسلام و انقلاب ضربه بزنید |
71 19 شهریور 1387 ساعت 06:16 | |
سلام دوست عزیز جناب شهرام ابتدا با اجازه دوستان به چند مطلب اشاره می کنم ؛ اولا ؛ این پست شما هیچ ربطی به موضوع بحث ندارد و در واقع بحث انحرافی محسوب می شود فلذا احتمالا این پست شما حذف گردد. دوما؛ منظورتان از این پست چیست؟ آیا مثلا می خواهید اسلام را زیر سوال ببرید؟!!!!!! با چند عکس که نمی شود اسلام و احکام اسلامی رو زیر سوال برد ، امروزه هر کسی با تعقل به دستورات متعالی دین اسلام پی برده است و با دیدن چند عکس عقیده اش عوض نمی شود. ثالثا ؛ اجرای حد در همه ممالک چه کفر و چه اسلامی وجود دارد ، نکند شما خیال می کنید فقط در اسلام حد وجود دارد ؟ که اگر چنین فکری می کنید باید بگویم کاملا در اشتباهید . رابعا؛ پیشنهاد من این است که این پست رو حذف نمایید ، چون هم با حروف لاتینی نوشتید و هم بحث انحرافی است و هم توهین به مقدسات است |
70 18 شهریور 1387 ساعت 23:58 | |
dostan lotfan ba dide baz khaili roko sadeghane dar in bahs sherkat konan |
69 18 شهریور 1387 ساعت 23:49 | |
chera vaghti kasi harfe delesho mizane ya motadesh mikonan ya edamesh mikonan ya ba khoshoonato vah shi gari javab midan vase chi hanooz ghanone vahshiye jahane arab inja hast sangsar moafaghiyate kodome in rohaniyoon mesle payghambara vaghean raftar karde koja shenidi payghabar sang begire bezane sare 1gonah kar ......ma darim to 1 doreye efrati zendegi mikonim cheghadr mishe be mardom zor gof tahmil kard be name dino khodao paygyambar tarze fekre efratirooo tahmil kard hamin shahrestane ghom ro bebinid...dare maroof mishe dige.kholase lannat khodao ghorano payghambare eslam va ahe mardoom bar kasani ke daran roohe mardomo azar midan
|
68 18 شهریور 1387 ساعت 23:21 | |
rohaniyat..feli...diktatooriye bando band baziye tavaroome jameye por az fahsha javonhaye ..bela taklif to kocheha ...mardoom shad nistan..hame khasteo kofte donbale 1loghme nonan to mashin koche khiyaboon..mardon..in rezhimoo fosh midan efrat to masael dini be hadiye ke...ino faghat mishe gof GHARB zadegi ya ARAB zadegi
maroof bod ke din az siyasat joda nis in eshtebahe........in ghashangtarin vazhe bood baraye tasaloot dashtan...e hame chiz shayad bashan ensanhaye momeni ke vaghean daran mokhlesane tallashmikonan vali miyoone jame ziyadi az dozda va bando band baziha.. ya terroor ya gomo goor mishan
iranamo dos daram.....mardoome man daran leh mishan......hich kasam nis chizi bege chon mesle ...mitarsan harf bezanan |
67 13 شهریور 1387 ساعت 19:28 | |||
به نظر من روحانیت بعد از انقلاب محبوبیت آگاهانه تری از طرف مردم دارند درست است در قبل انقلاب مردم به روحانیت فحش نمی دادند ولی اینطور نیست كه به انها هم محبت بیشتری نسبیت به بعد انقلاب داشتنند . من مواردی را سراغ دارم كه قبل از انقلاب اتوبوس های مسافر بری بین شهری در مواقع پنچر شدن لاستیك چرخ ماشین روحانی را باعث پنچری می دانستنند و او را در وسط بیابان پیاده می كردند از این موارد دو تا یشان یكی وجود مبارك شیخ عباس قمی است كه در راه مشهد او را پیاده می كنند و مردم هم اعتراضی نمی كنند و دومی خاطره ای از ایت الله مولانا دارم كه ایشان می گفت برف امده بود بین راه تبریز و قم اتوبوس پنچر شد امدند من و رفیقم كه شیخ بود داخل ماشین بودیم از سیادت من ترسیدند چیزی نگفتنند ولی رفیقم كه سید نبود وسط صحرا پایین انداختند كه باعث پنچری اتوبوس تو هستی و... اما امروزه محبت مردم كه توام با آگاهی است اصلا قابل مقایسه با زمان قبل انقلاب نیست چرا كه قبل انقلاب مردم در همه كارها محتاج حضور روحانی بودند در عقد ودر تقسیم ارث و در دادگاه و در دعدا و اشتی و ... اما امروزه با اینكه این احتیاجات به حداقل خود رسیده باز هم همین مردم به خاطر روی یك ئروحانی - رهبر - تمام مشكلات اقتصادی و ... را تحمل می كنند و حاضر هستنند حتی جان خود را در این راه بدهند كی قبل از انقلاب این گونه بود مگر مدرس ، شیخ فضل الله نوری ، میرزا كوچك خان جنگلی و خیابانی اخوند نبودند چرا وقتی انها را كشتنند مردم كف می زدند اما وقتی امروزه یك عالم می میرد همه ماتم میگیرند |
66 13 شهریور 1387 ساعت 01:38 | |
نقل قول از : ... پارسا دوست گرامی جناب کلام! تا دیگران زبان اعتراض نگشودند این بحث فطرت را مستقلا به صفحه ای دیگر گسیل دهیم
یا علی |
65 13 شهریور 1387 ساعت 00:58 | |
دوست گرامی جناب کلام! تا دیگران زبان اعتراض نگشودند این بحث فطرت را مستقلا به صفحه ای دیگر گسیل دهیم |
64 12 شهریور 1387 ساعت 01:30 | |
دوست عزیز این هم نمونه اندکی از روایات فطرت که به حضورتان تقدیم می شود: توحید بسندش از علاء بن فضیل كه از امام صادق علیه السّلام پرسیدم از تفسیر قول خدا عز و جل (30- الروم) فطرت خدا است كه مردم را بر آن آفریده؟ فرمود: آن یگانهپرستى است. بیان: در نهایه است كه در حدیث است: هر نوزادى بر فطرت زاده شود. و مقصود اینست كه بر طبعى زاده شود كه آماده پذیرفتن دین است و اگر نوزاد را بدان وانهند بر آن پاید و از آن براه دیگر نرود و گذشتش از آن بر اثر آفتى است كه دچار او گردد مانند تقلید دیگران، و نمونه آورده از فرزندان یهود و نصارى در پیروى از پدرشان و توجه بدین آنان از آنچه تراوش فطرت درست است. و بقولى مقصود این است كه هر نوزادى بشناخت خدا و اعتراف بدو زاید و كسى نیابى جز كه اقرار دارد او را صانعى است گرچه نام دیگر بر او نهد یا دیگرى را با او پرستد، و از آن معنا است حدیث حذیفه: بر جز فطرت محمد دین اسلام را خواسته كه بآن حضرت وابسته است. پایان.
قول پیغمبر (ص): هر نوزادى بر فطرت زاید و پدر و مادرش او را یهودى یا ترسا سازند كه منظور از این فطرت همان اسلام است
محاسن بسندش از زراره كه از امام باقر علیه السّلام از قول خدا عز و جل «فطرة اللّه التى فطر الناس علیها» پرسیدم، فرمود: آنها را بخداشناسى آفرید و اگر آن نبود در برابر پرسش از اینكه پروردگار آنها و روزى ده آنها كیست؟ چیزى نمیدانستند. (2) بیان: در مصباح المنیر فطرت را بآفرینش تفسیر كرده و آیه 30 سوره الروم و قول پیغمبر (ص) كه هر نوزادى بر فطرت زاید و گفته: بقولى معنایش فطرت اسلامیه و دین حق است و همانا پدر و مادرش او را یهود و ترسا كنند و او را از دین بگردانند
عبد اللَّه بن سنان گوید: حضرت صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً فرمود: یعنى اسلام در تفسیر آیه مباركه فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى* فرمود: معنى آن این است كه به خداوند ایمان بیاورید و براى او شریكى قائل نگردید.
حمران از حضرت صادق علیه السّلام روایت مىكند كه در تفسیر آیه شریفه صِبْغَةَ اللَّهِ فرمود: صبغه یعنى اسلام علاء بن فضیل از امام صادق علیه السّلام روایت مىكند كه از آن حضرت پرسیدم معنى فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها چیست؟ فرمود: توحید.
عبد الرحمن بن كثیر گوید: امام جعفر صادق علیه السّلام در تفسیر آیه شریفه فِطْرَتَ اللَّهِ فرمود: یعنى خداشناسى و رسالت محمد و على به عنوان امیر المؤمنین. زرارة گوید: از حضرت باقر علیه السّلام از تفسیر آیه شریفه فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها سؤال كردم فرمودند: خداوند آنها را به معرفت و شناخت خود آفرید و اگر این نبود آنها در هنگام سؤال از اینكه رازق و خالق شما كیست جواب بدهند.
زرارة گوید: از حضرت باقر سلام اللَّه علیه پرسیدم معنى آیه شریفه حُنَفاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِكِینَ به چیست فرمود: مقصود در اینجا همان خلقت نخستین است كه آنها را به معرفت و شناخت خود خلق كرد و در آن تغییرى داده نمىشود زیرا آنها با معرفت و خداشناسى آفریده شدهاند. |
63 11 شهریور 1387 ساعت 21:59 | |
سلام خدمت دوست عزیز جناب پارسا قرآن مجید، رشته خدا پرستى را یك امر درونى و نهانى میداند تو گویى آفرینش بشر با حس خداشناسى همانند احساسات و غرایز دیگر انسانى، خمیر شده است و هر انسانى ناخودآگاه تحت تأثیر آن قرار مىگیرد. قرآن در حالى كه براى اثبات وجود خدا یك رشته براهین علمى و فلسفى را یادآور میشود اما معتقد است كه هر فردى فطرتا خدا خواه و خداجوست هرچند این حس، بیشتر خود را در مواقع گرفتارى نشان مىدهد چنانكه میفرماید: «فأقم وجهك للدین حنیفاً فطره الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم و لكن أكثر الناس لا یعلمون»(سوره روم آیه 30) [رو به آیین حنیف و خالص از شرك خدا آر، آیینى كه آفرینش انسان را روى آن قرار داده است خلقت خدا تغییر ناپذیر است، این است آیین استوار هر چند بیشتر مردم نمیدانند]. مقصود از آیین «حنیف» در آیه كه آفرینش انسان بر روى آن بنا شده است همان آیین خداخواهى و خداپرستى است این آیه با صراحت هر چه كاملتر، مادیگرى و انحراف از خداشناسى را مخالف فطرت انسانى میداند و این راز بزرگ را كه دانشمندان، پس از چهارده قرن بر آن دست یافتهاند و امروز آن را حس چهارم روح انسان میدانند یكى از حقایق ارزنده اى است كه قرآن، چهارده قرآن پیش آن را به ما آموخته است.
|
62 11 شهریور 1387 ساعت 17:55 | |
نقل قول از : کلام نو با سلام سوال که ذهن اکثر دوستان را به خو مشغول کرده این است که ؛ چرا طبقه ای به نام روحانیت باید وجود داشته باشد و چرا باید امور اعتقادی ما به دست ایشان باشد ؟ در پاسخ این سوال گفتنی است که یکی از فطریات انسانی نوعی فطرت مذهب و دین است و هر کسی از یک طریقی خواهان رسیدن به خدا می باشد و این امری کاملا بدیهی است که هر کسی در درون خود خدایی را احساس می کند و یک قدرتی مافوق را متصور می کند، لکن در مصداق آن دچار اشتباه می گردد . حال ما باید به بینیم علّت واقعى وجود و دوام طبقه روحانیّت در جوامع چیست علّت حقیقى وجود طبقه روحانیّت، همان علّت ضرورت مذهب براى حیات انسانها است كه عبارتست از پاسخ عقیدتى و عملى به چهار سؤال اصلى بشرى. این چهار سؤال عبارتند از: 1- من كیستم 2- از كجا آمده 3- براى چه آمدهام 4- بكجا مىروم و ما مىدانیم كه هیچ متفكّر و هیچ مكتبى به غیر از مذهب تاكنون نتوانسته است پاسخ این سؤالات را بدون سفسطه بازى و مغلطه كارى به افكار بشرى عرضه نماید. مذهب مسیر حیات انسانها را در فرمول الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا مشخّص مىسازد و این روحانیّت است كه در مرزهاى طبیعت و ماوراى طبیعت رسالت پیامبران را در دو منطقه اعتقادات و عمل و اندیشه تفسیر و توجیه نموده و مردم را آماده پیروى از آنان مىنمایند. بعضى از نویسندگان مىگویند: بشر امروز بدون مذهب زندگى میكند و بدون این كه مبدء و معادى را بپذیرد، با كمال رضایت از زندگى خود حركت مىكند. مىگوئیم: آرى، همین طور است، ولى اكثریّت اسف انگیز بشر از قدیمیترین تواریخ تا دوران حاضر بدون شناخت خویشتن، از زندگى رضایت داشته است، حتما مىدانید كه شماره بسیار- بسیار فراوانى از انسانها از زندگى بردگى رضایت داشتهاند، آیا این گونه رضایتها دلیل آن است كه بشر كه رضایت به زندگى بدون مذهب مىدهد زندگى معقولى را پیش گرفته است بلى، از یك جهت مىتوان گفت: بشر هرگز بدون گرایشهاى مذهبى زندگى نمىكند، نهایت امر اشكال موضوعات مذهبى متفاوت است. بعنوان مثال: بشر مىتواند قهرمانان ملّى خود را مانند خدایان بپرستد. بشر مىتواند نژاد پرستى را تا حدّ خدا پرستى ارتقاء بدهد. و همین بشر مىتواند امتیازاتى را كه مانند مقام و قدرت بدست مىآورد بپرستد. او مىتواند مفاهیمى مانند انسان و انسانیّت را بقدرى تجرید نموده و به درجهاى از مطلق برساند كه بقول بعضى از متفكّران آن مفاهیم را به درجه خدائى برساند و با این تجریدها و مطلق سازىها گرایش مذهبى خود را اشباع نماید.
سوال جناب کلام اثبات فطری بودن حس پرستش چیست؟ |
61 11 شهریور 1387 ساعت 17:51 | |
سلام دوستان خدا یارتان ! حرف بر سر روحانیت نیست بلکه بر سر موفقیت است. هرکس از موفقیت تعریفی می کند و بعد با اگر ببیند این لباس موفقیت بر تن روحانیت آراسته باشد؛ البته می گوید روحانیت موفق است. و اگر موفقیت را لباس ژنده و نخ نما شده ای بر تن روحانیت ببیند ؛ البته روحانی را موفق نخواهد دانست. از آنجا چون حکومت به روحانیت مرصع شده! هرگاه مردم از معیشت و رفاه راضی نباشند آنرا از چشم روحانیت می بینند. و تقصیرات این عقب ما ندگی ها را از اداره روحانیت می دانند. و اما اگر روحانی جامه حکومت به تن نمی کرد، چه؟ آیا باز مردم در اموری که خاص روحانیت است. انها را موفق می دانستند؟ پاسخ: ما روحانیون موفق و نابغه و پرتلاش از گذشته تا کنون کم نداشته ایم .مانند امام خمینی کم نبوده اند . اما زمانه آنها و یاران آنها و شعور عمومی امتشان چون زمانه خمینی نبود.حتی این فرصت برای امامان ما دست نیافت. مثلا به نظر حقیر خواجه نصیر الدین طوسی کار بسیار بزرگتری کرد: مغول های وحشی را مسلمان کرد آن هم یک تنه!!! شما پیروزی انقلاب و پیروزی حزب الله لبنان وسیاست های حکیمانه ایت الله سیستانی و... چه می نامید شکست یا موفقیت!! محبوبیت امام و سید حسن نصرالله را نفرت می پندارید یا محبت؟!! ازسخن دور نشوم روحانیت در کار روحانیت موفقیت های بسیاری کسب کرده اما......... ناموفق بودنشان بیشتر به چشم می خورد. وانصاف بدهید روحانیون موفق محصول حوزه نیستند که دسترنج تلاش و توکل خود و عنایت خدای کریم هستند. نشر اسلام توسط روحانیت را با نشر مسیحیت توسط کشیشان مقایسه کنید که کشیشان در آفریقا کشته(شهید!)دادند و....... |
60 10 شهریور 1387 ساعت 16:10 | |
با سلام سوال که ذهن اکثر دوستان را به خو مشغول کرده این است که ؛ چرا طبقه ای به نام روحانیت باید وجود داشته باشد و چرا باید امور اعتقادی ما به دست ایشان باشد ؟ در پاسخ این سوال گفتنی است که یکی از فطریات انسانی نوعی فطرت مذهب و دین است و هر کسی از یک طریقی خواهان رسیدن به خدا می باشد و این امری کاملا بدیهی است که هر کسی در درون خود خدایی را احساس می کند و یک قدرتی مافوق را متصور می کند، لکن در مصداق آن دچار اشتباه می گردد . حال ما باید به بینیم علّت واقعى وجود و دوام طبقه روحانیّت در جوامع چیست علّت حقیقى وجود طبقه روحانیّت، همان علّت ضرورت مذهب براى حیات انسانها است كه عبارتست از پاسخ عقیدتى و عملى به چهار سؤال اصلى بشرى. این چهار سؤال عبارتند از: 1- من كیستم 2- از كجا آمده 3- براى چه آمدهام 4- بكجا مىروم و ما مىدانیم كه هیچ متفكّر و هیچ مكتبى به غیر از مذهب تاكنون نتوانسته است پاسخ این سؤالات را بدون سفسطه بازى و مغلطه كارى به افكار بشرى عرضه نماید. مذهب مسیر حیات انسانها را در فرمول الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا إِنَّا مشخّص مىسازد و این روحانیّت است كه در مرزهاى طبیعت و ماوراى طبیعت رسالت پیامبران را در دو منطقه اعتقادات و عمل و اندیشه تفسیر و توجیه نموده و مردم را آماده پیروى از آنان مىنمایند. بعضى از نویسندگان مىگویند: بشر امروز بدون مذهب زندگى میكند و بدون این كه مبدء و معادى را بپذیرد، با كمال رضایت از زندگى خود حركت مىكند. مىگوئیم: آرى، همین طور است، ولى اكثریّت اسف انگیز بشر از قدیمیترین تواریخ تا دوران حاضر بدون شناخت خویشتن، از زندگى رضایت داشته است، حتما مىدانید كه شماره بسیار- بسیار فراوانى از انسانها از زندگى بردگى رضایت داشتهاند، آیا این گونه رضایتها دلیل آن است كه بشر كه رضایت به زندگى بدون مذهب مىدهد زندگى معقولى را پیش گرفته است بلى، از یك جهت مىتوان گفت: بشر هرگز بدون گرایشهاى مذهبى زندگى نمىكند، نهایت امر اشكال موضوعات مذهبى متفاوت است. بعنوان مثال: بشر مىتواند قهرمانان ملّى خود را مانند خدایان بپرستد. بشر مىتواند نژاد پرستى را تا حدّ خدا پرستى ارتقاء بدهد. و همین بشر مىتواند امتیازاتى را كه مانند مقام و قدرت بدست مىآورد بپرستد. او مىتواند مفاهیمى مانند انسان و انسانیّت را بقدرى تجرید نموده و به درجهاى از مطلق برساند كه بقول بعضى از متفكّران آن مفاهیم را به درجه خدائى برساند و با این تجریدها و مطلق سازىها گرایش مذهبى خود را اشباع نماید.
|
















dostan lotfan ba dide baz khaili roko sadeghane dar in bahs sherkat konan
chera azadiye bayan nis
man rok sohbat mikonam


