__
عنوان بحث
عرف یا شرع
25 آذر 86 - 23:52

می دانیم كه در همه جای دنیا یكی از منابع علم حقوق عرف می باشد و هم اكنون نیز در تعالیم حقوق اسلامی حتی در سطح دانشگاه نیز داریم كه یكی از منابع علم حقوق اسلامی عرف جامعه است اما در بسیاری از موارد این دو در تقابل هستند . به نظر شما شرع مقدم است یا عرف؟ در حالیكه بعضا عمل به شرع باعث انزجار جامعه از فرد و یا عمل به عرف باعث احساس گناه در فرد می گردد.

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
10
10 مرداد 1387 ساعت 23:02

باسمه تعالی

با سلام

در خصوص عرف، آنچه که بنده به خاطر دارم این است که از دو جهت می‌شود به آن نظرکرد:

۱- اینکه مدرک اصل حکم باشد.

۲- اینکه تشخیص موضوع یک حکم شرعی موکول به آن باشد.

آنچه که مدرک یک حکم می‌تواند واقع شود در حقیقت عرف نیست و آنچه هم که تحت عنوان بنای عقلا و سیره متشرعه مطرح است به لحاظ کاشفیت از نظر معصوم مد نظر است. سیره متشرعه هم، مقصود آن سیره متصل به زمان حضور معصوم است و نه هر سیره‌ای. در بنای عقلا هم نه هر بنایی، بلکه آن بنایی که از عقلاء بما هم عقلاء صادر شده باشد و معصوم هم متحد المسلک باشد در آن سیره با آنان و یا در مرئی و مسمع او بوده باشد و ردع نفرموده باشد و ..

پس اینگونه نیست که هر چیزی را بشود مدرک حکم گرفت.

اما در آن جایی که ملاک تشخیص موضوع حکمی، عرف باشد قضیه متفاوت است و در اینجا واقعاً باید به آن عرف رجوع شود. با این نگاه جایی برای تعارض نمی‌ماند و می‌بینیم که شریعت حقه، حد و حدود را ترسیم نموده و جایگاه هر چیزی را معلوم نموده است.

و من الله التوفیق

9
10 مرداد 1387 ساعت 18:19

 یك سوال :

فهم و درك ما از دین  مبتنی بر معرفت و ادراك مفهوم الفاظ و كلماتی است كه در منابع دینی به كار رفته است . از طرفی مفهوم كلمات و الفاظ را از عرف و عامهء مردم می گیریم  پس اگر عرف اشتباه كند و یاكاربرد این الفاظ تغییر یابد معنای كل دین عوض می شود. آیا این سخن و برداشت صحیح است ؟

8
10 مرداد 1387 ساعت 18:18

 

 

 نقش عرف در استنباط احكام:   جایگاه عرف در استنباط احكام شرعی در سه جهت است:

 

الف) عرف لفظی در فهم ظهورات نقش اساسی دارد: فهم متون دینی مربوط به فهم ظهورات آن متون است. در واقع فهم مراد شارع، از راه ظهورات كلام او به دست می‏آید. متون فقهی شامل معانی و مفاهیم عرفی بسیاری است كه فهم آنها مبتنی بر تفاهمات عرفی است. ظهوری كه اهل عرف و محاوره از كلام و سخن می‏پذیرند اصالت دارد. آنچه در مقام محاوره مهم است ارتكازات اهل محاوره است.

 

ب ) تنقیح موضوع یا تشخیص مصداق برخی از مفاهیم، بر عهده عرف است. به استثنای عبادات (كه تعیین حد و مرز آن بر عهده شرع و شارع مقدس است) بسیاری از ابواب فقه را موضوعاتی تشكیل می‏دهد كه ماهیت عرفی دارند. مانند بیع، اجاره، نكاح، هبه، صلح و... تشخیص برخی موضوع‏های شرعی بر عهده عرف است. در این موارد اگر عرف تغییر كند حكم نیز به تبع آن تغییر پیدا می‏كند.

 

به بیان دیگر اگر صورت‏ها و شكل‏های عمل بر اثر عرف تغییر پیدا كند حكم هم تغییر پیدا خواهد كرد. برای مثال بازی با شطرنج قبلاً حرام بوده ولی امروز بنا به فتوای امام خمینی بی‏اشكال است چرا كه قبلاً به عنوان آلت قمار مورد استفاده قرار می‏گرفته است اما امروزه كه از آن به عنوان یك ورزش فكری - نه قمار بازی - استفاده می‏شود حلال است. همچنین، غنا و موسیقی از جمله مسایلی است كه در حرمت آن تردید نیست، اما این كه چه چیزی غنا است بر عهده عرف می‏باشد. چنان كه شهید ثانی می‏گوید: {الاولی الرجوع فیه الی العرف، فما یسمّی فیه غناء یحرم لعدم ورود الشرع ما یضبطه فیكون مرجع الی العرف

 

بهتر است كه در تشخیص موضوع غنا به عرف رجوع شود پس هر آنچه كه در عرف غنا نامیده می‏شود حرام است برای این كه در دین چیزی برای تشخیص غنا وارد نشده است (چرا كه فقط حكم آن را بیان كرده كه حرام است . بنابراین تشخیص غنا و موسیقی به عرف واگذار شده است.

 

ج ) كشف حكم شرعی در مواردی كه نصی وارد نشده بر عهده عرف است: به این معنا كه اگر در زمان معصوم(ع) چیزی رواج داشته و تقریر معصوم مؤید آن بوده است مورد پذیرش می‏باشد، مانند عقد فضولی. با توجه به مباحث یاد شده پیرامون عرف، به این نتیجه می‏رسیم كه در واقع «عرف» نشانه پویایی و رمز بالندگی فقه است و موجب می‏شود تا اسلام با مقتضیات معقول زمان سازگار باشد. این كه اسلام به عرفیات و سیره عقلا توجه كرده، زمینه حضور خود را در همه عرصه‏ها و در همه زمان‏ها و مكان‏ها فراهم آورده است.

7
10 مرداد 1387 ساعت 18:16

 سلام

 

این هم اندكی از عرف

   عرف عبارت است از قول، فعل یا ترك فعلی كه در همه زمان‏ها و مكان‏ها یا در زمان و مكانی خاص در میان مردم رواج یافته و به آن عمل می‏شود. علامه طباطبایی در تعریف عرف می‏نویسد :

عرف به معنای آن سنن و سیره‏های جمیل جاری در جامعه است كه عقلای جامعه آنها را می‏شناسند، به خلاف آن اعمال نادر و غیرمرسومی كه عقل اجتماعی انكارش می‏كند (كه این گونه اعمال «عرف» نبوده بلكه منكر است)

اقسام عرف : عرف را بر چند قسم تقسیم كرده‏اند:

الف) عرف عام؛ روشن است كه بیشتر مردم آن را پذیرفته‏اند. به بیان دیگر عرف متداول میان گروهی از مردم كه جهت جامع صنفی و یا گروهی ندارند مانند عرف افراد یك مملكت یا یك مذهب.

ب ) عرف خاص: تلاش است كه افراد یك گروه خاص از یك طبقه و یا صنف و یا یك محل معین به آن اعتقاد دارند مانند عرف قاضیان، تجار و صاحبان صنعت.

ج ) عرف لفظی: عرفی است كه مدلول یك لغت یا عبارت است و گاه غیر از معنای لغوی آن است. به طور مثال كلمه دابّه (در عربی) به معنای جنبده است ولی در میان طوایف خاصی به معنای چهارپایان است.

د ) عرف عملی: روشن است كه اكثر مردم از آن پیروی می‏كنند. به بیان دیگر، قاعده‏ای است كه در مدت طولانی و به طور مستمر در عمل رعایت می‏شود. مثل سكوت یك دختر در عقد نكاح كه دلالت بر قبول عقد نكاح است.

ه ) عرف صحیح: روشی است كه مردم آن را پذیرفته‏اند ولی با نصوص شرعی مغایرتی ندارد.

و ) عرف فاسد: روشی است كه میان مردم رواج دارد اما شارع آن را نمی‏پذیرد مانند معاملات ربوی.

ز ) عرف متشرعه: اموری است كه در میان پیروان یكی از ادیان الهی (مثلاً پیروان اسلام) رایج است و افراد در به كارگیری آن از دین خاص تبعیت می‏كنند مانند الفاظ صلوة، صوم و زكاة.

6
10 مرداد 1387 ساعت 14:18
با سلام
مسلما در جایی که عرف و شرع در تقابل هستند شرع مقدم هست .
هم اکنون در جامعه در خیلی از موارد می بینیم که فرد خود را اینگونه قانع می کند که  : "همه اینکار را می کنند."
آیا صرف اینکه همه کاری را انجام دهند آن کار خوب می شود و باید انجام شود ؟؟
مسلما خیر . و باید دید شرع چه می گوید و طبق آن عمل کرد .
همانطور که گفته شده در آخرالزمان حرام خدا حلال و حلال خدا حرام می شود . این دقیقا به این موضوع اشاره دارد که به این نکته توجه نمی شود. چون اگر به شرع عمل می شد هیچگاه این اتفاق نمی افتاد .

5
27 بهمن 1386 ساعت 06:41
سلام جناب آقای پارسا
مثل اینكه من بد عرض كردم
اگر بین عرف و شرع مخالفت قطعیه باشد شرع مقدم است
در توضیح عرف هم بگویم كه منظور از عرف در خیلی جای فقه هم آمده كه همان عرف متشرعین است و ظاهرا قانون ما هم از شرع گرفته شده
ممكنه خیلی مسایل عرف بشه اما بین مردم عادی و كسانی كه اهل خدا و متشرعین نیستند برای همین هست كه گفتم منظور از عرف عرف كسانی هست كه اهل مدارا و دیانت هستند
ممكنه خیلی چیزها فردا در جامعه عرف بشه كه شرع نمی پسنده
ما در فقه زیاد بحث عرف داریم در شستن و تربیت و موالات وضو عرف هست
در تراشیدن ریش عرف هست و....
اگه این با مردم عادی باشه چی میشه؟
در جامعه ی امروز ما به یه نخ ریش هم ریش میگند ولی آیا این مصداق ریش از نظر فقها و یا شارع مقدس هست؟
و السلام علی من التبع الهدی
4
3 دی 1386 ساعت 22:17

با درود.

عقل از هر دو مقدم تره. چون هم شرع و هم عرف دارای اشتباهاته فراوانیست که همه میدانند .

وای بحال کسیکه بخواهد بر اساس ایندو زندگی کند.

پاینده ایران .  

3
29 آذر 1386 ساعت 19:00

SHORF

2
29 آذر 1386 ساعت 15:12

خدمت برادر بزرگوار آقا ابوذر سلام مخصوص دارم

بحضورتون عرض كنم كه در علم حقوق عرف به عملی گفته می شه كه در جامعه عموم مردم چنان به آن عمل می كنند كه به مثابه یه قانون در می آد . مثلا اینكه در جامعه ما همیشه خانواده داماد به خواستگاری عروس خانم می آن . البته هست خانمی كه از آقایی تقاضای ازدواج كنه اما رسما باید آقا به خواستگاری خانم بیاد . این ربطی به متشرع و غیره نداره عرف در جامعه ملاك عرف به عنوان یك منبع علم حقوقه . بازم تشكر و اگر نظر دیگه ای هم هست خوشحال می شم بدونم

1
28 آذر 1386 ساعت 06:06
با سلام خدمت برادر عزیزم
 
در جایی كه بیان میشود عرف ، منظور عرف متشرعین هست
در این صورت دیگر مشكلی پیش نمیآید
 
اگر مفهوم نیست تا بیشتر....توضیح بدم
یا علی مدد
__