userinfo close

  ,

روحانیت


rohaneat

تاسیس: 14 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی روحانی - معاونان
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و ادامه »
کلوب روحانیت محیطی کاملاً دوستانه می باشد، این فضا فرصت و مجالی خواهد بود برای بیان و بررسی عقائد و افكار اعضای كلوب.
از توهین و بی احترامی به اعتقادات دیگران جداً خودداری فرمائید.
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
70
334
90/8/15 (20:28)
8
39
90/8/10 (22:32)
77
257
90/7/10 (11:06)
77
420
90/6/31 (18:28)
122
459
89/12/28 (07:50)
68
319
89/10/11 (23:54)
2
38
89/8/20 (22:26)
89
428
89/8/20 (07:21)
9
52
89/8/19 (08:45)
167
130
89/7/14 (22:06)
60
519
89/7/12 (16:02)
15
68
89/5/1 (12:21)
9
25
88/10/3 (10:22)
52
194
88/9/17 (15:37)
28
144
88/9/9 (12:37)
39
167
88/1/8 (23:56)
60
276
87/12/12 (22:46)
32
98
87/7/10 (10:32)
35
194
87/6/13 (19:12)
50
394
87/6/4 (23:31)

عنوان بحث

امین رضایی , aminrezai
امین رضایی - 20:45 1386/03/25

آیا متوسل شدن به معصومین کار درستی هستش؟!

 

توسل جستن معمولاً از این روست که چون انسان مرتکب گناه شده و در برابر خداوند شرمسار است؛از یکی از مقربان خداوند برای نزدیکی به او استفاده می کند.به عبارتی تصور می کند که خداوند با توجه به گناهانش توجه کمتری!! به او دارد و در این حالت پذیرفتن و توجه بیشتر بنده خدا که وجود خودش رو از خدا گرفته و سرشتش نشأت گرفته از اون بی همتاست، چطور توجیه می شود؟!!

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
 دوستانه  , davood_a_h
دوستانه - 07:50 1389/12/28
122

تـوسـل مـوجود گرانمایه اى را جهت نیل به مقام قرب الهى , بین خود و خدا وسیله قرار دادن  است .  ابن منظور در لسان العرب مى گوید : توسل الیه بكذا , تقرب الیه بحرمه آصره تعطفه علیه .  با فلان موجود به وى متوسل شد ، یعنى : به وسیله احترام و مقام آنچه نظر اورا جلب مى كند  , به وى نزدیك گردید . 

قـرآن مـجـیـد مـى فـرمـاید : یا ایها الذین آمنوا اتقوا اللّه و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فى سبیل  اللّه لعلكم تفلحون .  (سوره مائده آیه35)- اى مـومـنان , پرهیزكار باشید و به سوى خداى بزرگ , وسیله فراهم سازید و در راه او مبارزه  كنید , باشد كه رستگار گردید .  جوهرى در صحاح اللغه وسیله را اینگونه تعریف مى كند : الوسیله ما یتقرب به الى الغیر .  - وسیله عبارت است از آنچه با آن به دیگرى تقرب مى جوییم .  بـنابراین , موجود ارزشمندى كه به او متوسل مى شویم , گاهى اعمال شایسته و پرستش خالصانه  خـداونـد است كه به عنوان وسیله نیرومندى ما را به پروردگار جهان نزدیك مى سازد و گاه یك  انسان برومند كه در نزد خداى بزرگ , از مقام و احترام ویژه اى برخوردار است .  اقـسـام تـوسل توسل را مى توان به سه قسم تقسیم نمود :

1)     توسل به اعمال صالح : چنانكه جلال  الدین سیوطى در ذیل آیه شریفه و ابتغواالیه الوسیله چنین روایت كرده : عن قتاده فى قوله  تعالى *( وابتغوا الیه الوسیله )* قال : تقربوا الى اللّه بطاعته و العمل بما یرضیه .  بوسیله اطاعت الهی و عمل کردن به آنچه موجبات رضایت الهی می باشد به خداوند متعال نزدیک شوید.(تفسیر الدر المنثور - عبد الرحمن جلال الدین سیوطی – ج2 ص280)

2)     تـوسـل بـه دعـاى بندگان شایسته : چنانكه قرآن كریم , از زبان برادران یوسف چنین حكایت  مى كند : قالوا یا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا كنا خاطئین *  قال ساستغفر لكم ربى انه هو الغفور الرحیم .  (سوره یوسف آیات 97و98)- ( فـرزنـدان یعقوب به پدر خویش ) گفتند : اى پدر , از خداى بزرگ , بخشش گناهان ما را  بخواه كه ما در اشتباه به سر مى بردیم .  ( یـعـقـوب ) گـفـت : به زودى ازپروردگار خود , براى شما طلب بخشش مى نمایم كه او بسیار  آمرزنده و مهربان است .  از آیه یاد شده به روشنى معلوم مى گردد كه فرزندان یعقوب به دعا و استغفار پدرخویش متوسل  گـردیـدند و آن را وسیله بخشودگى خود دانستند و حضرت یعقوب پیامبرنیز , نه تنها به توسل  آنان اعتراض نكرد , كه به آنها وعده دعا و استغفار هم داد

3)     تـوسـل به شخصیتهاى آبرومند معنوى كه در نزد خدا از مقام و حرمت خاصى برخوردارند , به  منظور نیل به مقام قرب الهى : این نوع توسل نیز از صدر اسلام مورد پذیرش و رفتار صحابه پیامبر بوده است .  اینك در پرتو احادیث و رفتار صحابه رسول خدا و بزرگان جهان اسلام , دلائل این مساله را از نظر  مـى گـذرانیم :1 - احمد بن حنبل در مسند خود از عثمان بن حنیف , چنین روایت مى كند : ان  رجـلا ضریر البصر اتى النبى صلى اللّه علیه [ و آله ] و سلم فقال ادع اللّه ان یعافینى , قال : ان شئت  دعوت لك و ان شئت اخرت ذاك فهو خیر , فقال : ادعه .  فامره ان یتوضا فیحسن وضوئه فیصلى ركعتین و یدعو بهذا الدعاء .  الـلـهـم انى اسئلك و اتوجه الیك بنبیك محمد نبى الرحمه یا محمد انى توجهت بك الى ربى فى  حاجتى هذه , فتقضى لى اللهم شفعه فى .  (مسند احمد ج 35 ص 109)- مردى نابینا نزد پیامبر گرامى آمد و گفت : از خدا بخواه تا مرا عافیت بخشد .  پیامبر فرمود : اگر مى خواهى دعا نمایم و اگر مایل هستى به تاخیر مى اندازم و این بهتر باشد .  مرد نابینا عرض كرد : دعا بفرما .  پیامبر گرامى او را فرمان داد تاوضو بگیرد و در وضوى خود دقت نماید و دو ركعت نماز بگزارد و  ایـن چنین دعا كند :پروردگارا  من از تو درخواست مى كنم و به وسیله محمد , پیامبر رحمت به  تو روى مى آورم .  اى مـحمد من در مورد نیازم به وسیله تو به پروردگار خویش متوجه مى شوم تا حجتم را برآورده  فرمایى .  خدایا  او را شفیع من گردان .  درستى این روایت , مورد اتفاق محدثان است بطورى كه حاكم نیشابورى در مستدرك ,پس از نقل  حـدیث یاد شده , آن را به عنوان حدیث صحیح توصیف مى كند و ابن ماجه نیزبه نقل از ابواسحاق  مـى گـویـد : ایـن روایتى صحیح است و ترمذى در كتاب ابواب الادعیه صحت این روایت را  تایید مى نماید .  و مـحـمد نسیب الرفاعى نیز دركتاب  التوصل الى حقیقه التوسل مى گوید : لا شك ان هذا  الـحـدیث صحیح و مشهور 000 و قد ثبت فیه بلا شك و لا ریب ارتداد بصرالاعمى بدعاء رسول اللّه  صلى الله علیه [ و آله ] و سلم له .

- تردیدى نیست كه این حدیث , صحیح و مشهور است 000 و در این روایت , ثابت شده است كه  با دعاى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله بینایى آن مرد نابینا , به وى بازگشت .  از ایـن روایت به خوبى روشن مى شود كه توسل به پیامبر گرامى , به منظور برآورده شدن نیاز به  وسیله وى , جایز است , بلكه رسول خدا آن مرد نابینا را فرمان دادتا آنگونه دعا كند .  و با وسیله قرار دادن پیامبر بین خود و خدا , از پروردگارجهان درخواست نماید .  و این معنا همان توسل به اولیاى الهى و عزیزان درگاه خداوند است .  2 - ابوعبداللّه بخارى در صحیح خود مى گوید : ان عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه كان اذا قحطوا  استسقى بالعباس بن عبدالمطلب فقال : اللهم انا كنا نتوسل الیك بنبینا فتسقینا و انا نتوسل الیك  بنعم نبینافاسقنا .  قال فیسقون .  (صحیح بخاری ج 4 ص 99 باب سوال الناس الامام الاستسقاء)- هـرگـاه قـحـطى رخ مـى داد , عـمر بن خطاب به وسیله عباس بن عبدالمطلب - عموى  پـیـامـبـرصلى اللّه علیه و آله طلب باران مى نمود و مى گفت : خدایا  در زمان حیات پیامبربه او  متوسل مى شدیم و باران رحمت خود را بر ما نازل مى فرمودى .  اكنون به عموى پیامبر به سوى تو متوسل مى شویم تا ما را سیراب كنى .  و سیراب مى شدند .  3 - مـسـاله توسل به اولیاى خدا بقدرى معمول و رایج بوده كه مسلمانان صدر اسلام نیز در اشعار  خـود , پـیـامـبر را وسیله بین خود و خدا معرفى مى نمودند :سواد بن قارب براى پیامبر گرامى ,  قصیده اى سرود و در لابلاى ابیات آن چنین گفت :

و اشهد ان لا رب غیره                   و انك مامون على كل  غـالـب

و انـك اذنـى الـمرسلین وسیله        الى اللّه یابن الاكرمین الاطائب

- گواهى مى دهم كه  پـروردگـارى جـز خـدا نـیست و تو بر هر پنهان و پوشیده اى امینى وگواهى مى دهم كه تو - اى  فرزند گرامیان و پاكان - در میان دیگر پیامبران ,نزدیك ترین وسیله به سوى خدا هستى .  در عـیـن حـال كـه پیامبر گرامى این شعر را از سواد بن قارب شنید , ولى هرگز وى رااز چنین  سخنى باز نداشت و او را به شرك و بدعت متهم نساخت .  شـافـعـى نـیز در دو بیتى كه مى آوریم , به این حقیقت اشاره مى كند :

آل النبى ذریعتى هم الیه  وسـلـیتى               اجوبهم اعطى غدا بیدى الیمین صحیفتى

- خاندان پیامبر وسیله من به سوى خدا  هستند و امیدوارم كه به خاطر آنان , نامه عملم به دست راست من داده شود .  گـرچه روایات رسیده پیرامون جواز توسل به اولیاى الهى , فراوان است , لیكن درپرتو روایات یاد  شـده , مساله توسل و مطلوب بودن آن از دیدگاه سنت پیامبر و روش صحابه و دانشمندان بزرگ  اسلامى , روشن مى گردد و نیازى به اطاله سخن نیست .  بـا این بیان , بى پایگى گفتار آنان كه توسل به عزیزان درگاه خدا را شرك و بدعت دانسته اند , به  ثبوت مى رسد .  

ابوالفضل عبادی , abolfazl_maybod
ابوالفضل عبادی - 13:22 1387/06/18
121
سلام به دوستان عزیز  من برای جواب دادن به این سوالات سعی میكنم لینك دانلود آونها رو بزارم هر كسی دوست داشت میتونه مطلبشو پیدا كنه و دانلود كنه تا جوابشو به دست بیاره

.
.
.
.
.

سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی (5) چاپ ایمیل

Imageمجموعه 50 سخنرانی استاد رحیم پور ازغدی (با موضوعات: حکومت و حاکمان، مهدویت و جهانی شدن، زن و جامعه روز و ...) تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

 

p3.gifحکومت و حاکمان جامعه

p3.gifپروژه قیلسوف و عارف بودن بودن قاضی نا تمام است

p3.gifپیامبری و دولت مردی

p3.gifالگوهای رهایی بخش (1)

p3.gifالگوهای رهایی بخش (2)

p3.gifحریم خصوصی و حریم عمومی

p3.gifعقلاینت دینی و انقلاب در مدیریت

p3.gifعدالت کور و تفاوتهای انسانی

p3.gifطبقه فراموش شده

p3.gifاگر پیامبران نبودند

p3.gifحکومت دینی در نهج البلاغه(1)

p3.gifحکومت دینی در نهج البلاغه(2)

p3.gifنه جهل مقدس نه ظلم مقدس

p3.gifمقدمه ای بر حکومت دینی (1)

p3.gifمقدمه ای بر حکومت دینی (2)

 

p3.gifمهدویت و جهانی شدن

p3.gifمهدی (عج) نیمی شرقی نیمی غربی

p3.gifدولت عاشقی و عدل جهانی

p3.gifجهانی شدن پایان تاریخ و عدل جهانی

p3.gifحال نوبت جهانی شدن ماست

p3.gifخود و سپس جهان را تغییر دهیم

 

p3.gifزن و جامعه روز

p3.gifزن

p3.gifجبر گرایی و خشونت علیه زنان

p3.gifچید اصل بنیادین در حقوق زن

 

p3.gifدین در جامعه

p3.gifمرگ اندیشان زندگی ساز

p3.gifمعنویت فانتزی یا تریاک توده ها

p3.gifقرائت های دین و امکان داوری

p3.gifدین منهای شریعت

p3.gifعدالت اینجا و اکنون

p3.gifمفهوم شناسی عدالت

p3.gifدموکراسی دینی یا دین دموکراتیک

p3.gifحق را به قدرت باید داد یا قدرت را به حق

p3.gifانسان شناسی دینی یا سکولار

p3.gifدین انسانی یا انسانی

p3.gifدین و کرامت انسان

 

p3.gifدین و علوم روز جامعه

p3.gifرنسانس اسلامی و تولید علم

p3.gifثبات در الهیات پویایی در علم

p3.gifعلم ایدئولوژی و بی طرفی

p3.gifنظریه پیشرفت و تجدد تاریخ

p3.gifعلوم انسانی شیمی و ریاضیات

p3.gifروشنفکری علوم انسانی و دین

p3.gifانقلاب آموزشی

p3.gifمناظره فرهنگ ها

p3.gifاقتصاد اخلاقی

p3.gifآزادی، منطق و اخلاق

p3.gifعلم گرایی اسلامی، آغاز بیمارستان مدرن

p3.gifاخلاق پزشکی

p3.gifپزشکی مدرن، دستاورد تمدن اسلامی

p3.gifشیمی جدید هدیه مسلمین به بشریت

p3.gifمسلمانان پدران مکانیک و فیزیک جدید

p3.gifآسیب شناسی نظریه پردازی در حوزه و دانشگاه

p3.gifعلم حقیقت یا فایده

 








سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی (4) چاپ ایمیل
 Imageمجموعه 36 سخنرانی ازاستاد رحیم پور ازغدی (با موضوعات: شجاعت دانستن، بنیاد گرایی، شجاعت جوان بودن، تهمت به عشق و ...)  تقدیم به کاربران عزیز

دانلود در ادامه مطلب

 

 موضوعات مختلف

p3.gifپرسش و پاسخ

p3.gifشجاعت دانستن ضرورت اخلاقی

p3.gifتجربه گرایی فایده گرایی عمل گرایی

p3.gifکه خواهیم بود؟ چه خواهیم کرد؟

p3.gifیک آری به خویشتن

p3.gifقدیس شمشیرزن

p3.gifصورت تاریخی سیرت فرا تاریخی

p3.gifچگونه آغاز کنیم؟

p3.gifشجاعت جوان بودن

p3.gifخود را به یاد آوریم

p3.gifمشکل هر کس مشکل همه کس

p3.gifبنیاد گرایی

p3.gifفاناتیک ها چه می گویند

p3.gifتحجر قدیم و ارتدوکس های جدید

p3.gifاسطوره گذرا به ...

p3.gifافسانه های باور شده

p3.gifرسانه بدون اتاق فکر

p3.gifانسان فراتر از دولت خصوصی

p3.gifشالوده شکنان فراتر از دولت خصوصی (1)

p3.gifشالوده شکنان فراتر از دولت خصوصی (2)

p3.gifپرسش و پاسخ

p3.gifمیزگرد تلویزیونی(1)

p3.gifمیزگرد تلویزیونی(2)

p3.gifبه گمانم فردا روز خوبی باشد

p3.gifانسان آزاد

p3.gifانسان رها شده(1)

p3.gifانسان رها شده(2)

p3.gifنو و کهنه

p3.gifشناسنامه بشر جدید

 

هنر و عشق

p3.gifتهمت به عشق

p3.gifعشق مسئله ای برای اندیشیدن

p3.gifنگاهی فلسفی به موسیقی و عشق

p3.gifهنر و تجربه شوریدگی

p3.gifهنر ایدئولوژی و پوچی

p3.gifعقل عاشق عشق عاقل

p3.gifشهر عشق و پارتیزنهایش

 

 

 








سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی 2 چاپ ایمیل

مجموعه 20 سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی با عناوین: پیامبری و خاتمیت، دو شیوه نفی پیامبری، امام علی (ع) و انسان، جهانی شدن، پایان تاریخ و مهدویت و ...

دانلود در ادامه مطلب

p3.gifپیامبری و خاتمیت

p3.gifدو شیوه نفی پیامبری

p3.gifامام علی (ع) و انسان

p3.gifامام حسین (ع) و انسان

p3.gifبررسی چند نظریه در باب عاشورا (1)

p3.gifبررسی چند نظریه در باب عاشورا (2)

p3.gifپرسش و پاسخ

p3.gifجهانی شدن، پایان تاریخ و مهدویت

p3.gifانقلاب،هدف گیری شده است

p3.gifروشنفکری دینی، ضرورت مجدد (1)

p3.gifروشنفکری دینی، ضرورت مجدد (2)

p3.gifروشنفکری دینی، ضرورت مجدد (3)

p3.gifروشنفکری دینی، ضرورت مجدد (4)

p3.gifروحانیت در خط مقدم تاریخ

p3.gifنه نسل سوخته، نه موج مرده

p3.gifمدینه فاضله ی انقلاب

p3.gifدین را چگونه گزارش کنیم

p3.gifجهان تنگ

p3.gifنه سکولاریزم، نه طالبانیزم، به اسلام برگردیم

p3.gifبعثت جهان اسلام

 









سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی (3) چاپ ایمیل

Imageمجموعه 21 سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی با عناوین: مصاف دو ایدئولوژی، جرات نه گفتن به ارباب، جهاد علیه تحقیر،حقوق بشر و ارزش های جهانی، دین عقلانی دین انسانی و ...

دانلود در ادامه مطلب

 

p3.gifرنسانس اسلامی و تولید علم

p3.gifامام خمینی و نهضت بیداری اسلامی (1)

p3.gifامام خمینی و نهضت بیداری اسلامی (2)

p3.gifجهانی که باید ساخت

p3.gifمصاف دو ایدولوژی

p3.gifگفتگوی ادیان و هرمونتیک

p3.gifامام خمینی (ره) و عرفان درصحنه

p3.gifانقلاب آخر الزمان، نجات سراسری

p3.gifگلوبالیزاسیون ومسلمان معاصر

p3.gifتکنلورژی و عقل ابزاری؟ آری و نه

p3.gifجرات نه گفتن به ارباب

p3.gifجهاد علیه تحقیر

p3.gifاقتصاد مدرن، فقیران را فراموش کنید

p3.gifعبورازترجمه وآغاز تفکر

p3.gifدین عقلانی دین انسانی

p3.gifاحیا تفکر و تمدن اسلامی

p3.gifحقوق بشر و ارزش های جهانی

p3.gifرنسانس اسلامی، نه اجتهاد سرگردان

p3.gifما و حقوق بشر

p3.gifبه سوی ظهور (1)

p3.gifبه سوی ظهور (2)

 











p3.gif


سخنرانی از دکتر رحیم پور ازغدی 1





محمد (ص) پیامبری برای همیشه

p3.gifعلی (ع): طرحی برای فردا(1)

p3.gifعلی (ع): طرحی برای فردا(2)

p3.gifعلی (ع): طرحی برای فردا(3)

p3.gifعلی (ع): طرحی برای فردا(4)

p3.gifحسین(ع): عقل سرخ(1)

p3.gifحسین(ع): عقل سرخ(2)

p3.gifحسین(ع): عقل سرخ(3)

p3.gifده انقلاب در یک انقلاب

p3.gifمهدی(عج): نیمی غربی، نیمی شرقی

p3.gifدولت عاشقی و عدل جهانی

p3.gifچگونه باید حکومت کرد؟

p3.gifسیره ی حاکمان،چه باید کرد؟

p3.gifاسلام را تجزیه کردند

آهو کوچولو , alizadah
آهو کوچولو - 11:32 1387/06/12
120
بنده خودم شخصا با توسل به خیلی چیزها دست یافتم ، توسل کردن به ائمه معصومین اعتقاد قلبی منه چون خیلی اتفاق افتاده در هنگام مشکلات و ناراحتیها به امام رضا و یا به حضرت معصومه توسل کردم مشکلاتم رفع شد. شما هم می تونید امتحان کنید .
یوسف گم گشته , darvish_zad
یوسف گم گشته - 02:07 1387/06/10
119
توسل یعنی واسطه قرار دادن معصوم ، کمک جستن از معصوم .
کلام احمد , ahmadkamran
کلام احمد - 21:22 1387/06/8
118

خداوند متعال در قرآن فرموده است: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله »اى كسانى كه ایمان آورده اید پرهیزگارى پیشه كنید و وسیله اى براى تقرب به خدا بجویید.

خداوند متعال در این آیه شریفه دستور مى دهد كه براى تقرب به خدا به دنبال وسیله اى باشید و آنان را واسطه قرار دهید. اما این كه وسیله چیست؟ در پاسخ باید گفت كه وسیله در آیه فوق معناى وسیعى دارد و شامل هر كار و هر چیزى كه باعث شود انسان را به خدا نزدیك كند مى شود كه مهمترین آنها ایمان به خدا، پیامبر (ص)، جهاد، عبادات و است.

پیامبر (ص) فرمود: «و نحن الوسیله الى الله والوصله الى رضوان الله و ما وسیله اى به سوى خدا و اتصال به رضوان خداییم»
محمد م , seyed1355
محمد م - 14:30 1387/05/21
117
نقل قول از : محمد رضا زینی

با سلام:

آقا امین از نوع استدلال منطقی شما سپاسگذارم.

اما این مطلب باعث شد جناب آقای مهدی تفصیلی را قائل شوند كه بسیار جالب بود.

توسل برای چه؟  1- برای آمرزش گناه    2- برای تقرب به خدا

الف) آمرزش گناه خود بر دو دسته است. 1- آمرزش گناه كبیره  2- آمرزش گناه صغیره

در پاسخ هر دو گزینه قران انسان را به توبه و پذیرش آن دعوت می كند . و می فرماید گناهان كوچك شما را می بخشم. پس این دو شامل توسل نمی شود. گرچه به زعم آقای مهدی (32)  حكومت خدا نیز مثل حكومت مردم بر مردم است كه پارتی كارسازی می نماید. و این دون شان پروردگار است. و هرگز خوا نفرموده توبه كنید به وسیله توسل به دیگران.

ب) برای تقرب به خدا اصولا بحث محبت اهل بیت مطرح می شود و درخواست از آنها كه ما را جزو محبین خود قرار دهند. و این معنی تولی در فروع دین است كه توسل در آن بسیار زیبا و درست است. اما ......

حقیقت تولی در چیست؟ انچه كه در آنالیز دوستی بدست می آید.1- دوستی فامیلی بین ما و اهل بیت نیست . هرچند سید باشیم چون از نسل 5 به قبل نه نامی از آنها  و نه چهره آنها در ذهن و ذكر ما نیست تا محبتی باشد و برای غیر سید به طریق اولی. 2- و دوستی از جهت آشنایی و نزدیكی نیز بین ما و اهل بیت نیست چون با ما همزمان و هم محله و همشهری نیستند. 3- تنها حالت قابل تصور دوستی از نوع هم صفت بودن و هم فعل بودن است. كسی كه سخی است با هر كه در عالم سخی است احساس دوستی دارد. كما اینكه رسول الله (ص) نسبت به فرزندان و حتی طایفه حاتم طایی چنین نمودند. حتی اگر هم مذهب نیز نباشند. كسی چون گاندی خود را دوستدار امام حسین (ع) میداند چرا چون روح آزادگی را از او آموخته است. هم صفت بودن و هم عمل بودن نسبتی را بین افراد ایجاد می كند كه فرا تر از مكتب و مذهب و نژار و سرزمین باشد.

حال سوال اینجاست كه كسی كه اعمالش درست مخالف عمل اهل بیت و دستورات مذهب است چگونه می خواهد به وسیله توسل خود را محب جلوه دهد . او دروغگویی است كه جهت فریب اطرافیان دست به توسل زده است. وچون با شیاطین خلوت كند گوید من با شمایم در دزدی و چپاول و گناه كوتاهی نخواهم كرد. ولی در میان گله باید لباس میش پوشید. چاره ای جز این نیست.

جنا ب سعید اگر توسل را به سود جویی معنی كنیم هرگز مد نظر اهل بیت و دین نیست. اینكه من و امثال من توسل را رد می كنیم برای این است كه امروز با سود جویی و عوام فلریبی از توسل برای خود كیسه ها دوخته اند. امثال من بر منبر داد می زنند كه اگر بگریی یا بگریانی یا خود را به شكل گریه كنندگان در آوری بر تو واجب می شود بهشت هر چند گناه تو به قدر ریگ بیابان باشد و به اندازه قطرات آب دریاها و این دروغ محض است. این انحرافی است كه به وسیله اكثر مداحان و واعظان طرح می شود. و نمی دانند كه مردم را به سركشی در احكام دین دعوت می كنند. حكم خدا را در مقابل اهل بیت معطل می دانند و این انحراف باید جلو گیری شود. موفق و موید باشید.

تا بعد بدرود و سپاس   

برادر زینی بزرگوار پست شماره 97 شما درست یكسال پیش نوشته شده ولی من پاسخ اون را انطور كه تصور میكنم درسته می نویسم  :
اگر كسانی را در جامعه می بینی كه هزار جور جنایت انجام می دهند و بعد هم به حساب اینكه خدا ما را می بخشد و به امام حسین و امام حسن و پیامبر و.... متوسل می شوند تا انها نزد خدا شفیعشون بشوند این افراد اب در هاون می كوبند به اصطلاح خودشون هم گناه می كنند و هم  فكر میكنند  استغفرالله سر خدا را كلاه گذاشته اند در حالیكه خداوند این افراد را مشمول شفاعت نكرده است
خداوند در قران تاكید میكند شفاعت مختص خودش هست و در ایات مختلفی هم میگوید كسانی كه  شفیع هستند فقط به اذن او می توانند شفاعت كنند یعنی انبیائ و امامان و اولیا در واقع مجرای فیض الهی هستند و اصل شفاعت نزد خداست . كسانی كه هزار جنایت می كنند تصورشون هم اینه كه اصل شفاعت متعلق به امام و پیامبر هست كه این شرك هست  خداوند در قران می فرماید:
فى جَنّاتٍ یَتَسائَلوُنَ * عَنِ الْمُجْرِمینَ* ما سَلَكَكُمْ فى سَقَرَ * قالوُا لَمْ نَكُ مِنَ الْمَصَلّینَ* وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكینَ * وَ كُنا نَخوُضُ مَعَ الْخائِضینَ* وَ كُنا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدّینِ* حَتّى اَتانَا الْیَقینَ* فَما تَنْفَعُهُمْ شَفا عَةُ الشّافِعینَ.(
بهشتیان از مجرمین سؤال مى كنند: چه كردید كه اینك گرفتار عذاب دوزخ شدید دوزخیان پاسخ مى دهند: ما از نماز گزاران نبودیم، و با پرداخت زكات دستگیرى از مسكینان نمى كردیم. و همواره عمر خویش را با اهل باطل به بطالت مى گذرانیم، و روز جزا و قیامت را دروغ مى پنداشتیم، تا اینكه ناگاه مرگ گریبان ما را گرفت و برایمان یقین حاصل شد. (اما اینان باید بدانند كه) با این وضع، شفاعت شافعان در روز رستاخیز هرگز شامل حال آنها نمى شود.
دقت كنید در پایان میگوید كسانی كه این كارها را نكرده اند شفاعت شافعان در روز رستاخیز هرگز شامل حال انها نمی شود  .
بنده هم مثل شما با این تفكر و این برداشت اشتباه از شفاعت و توسل مخالف هستم   ولی این مطلب لطمه ای به اصل موضوع وارد نمی كند .
شبهه ای كه معمولاوارد می شود اینكه شفاعت را به نوعی پارتی بازی تشبیه می كنند توجه كنید پارتی بازی به این معنی است كه  چیزی به ناحق به كسی تعلق بدهند یا از او بگیرند  یعنی از بین فرض 20 نفری كه همه امتیازات مشابهی دارند یك نفر را  كه امتیاز خوبی نسبت به بقیه ندارد با پارتی انتخاب كنند و دیگران محروم بمانند  اما در موضوع شفاعت
اول اینكه فرد باید شرایط شفاعت را با اعمال خاصی برای خود فراهم كند كه آیه فوق نمود ان است و پارتی بازی فامیلی و مانند ان موثر نیست چنانچه قران در خصوص فرزند ناصالح نوح می گوید : یا نوُحُ اِنَّهُ لَیْسَ مِنْ اَهْلِكَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالحٍ.
اى نوح او (فرزندت) از خاندان تو نیست، چرا كه او داراى اعمالى ناشایسته است
همینطور در ایه دهم سوره تحریم در مورد همسران حضرت نوح و لوط میخوانیم كه این نسبت خویشاوندی انها را از اتش جهنم دور نمی كند و اینها از اهل دوزخند .
در تاریخ نقل شده است كه پس از فتح مكه، پیامبر اسلام (ص) خاندان بنى هاشم را مخاطب قرار داده فرمودند:
به خدا سوگند كه از میان شما تنها پرهیز كاران، دوستان منند و بس. سرنوشت هر یك از ما تنها در گرو عمل ماست
ر هنگام وفات نیز بار دیگر تأكید كرده مى فرماید: كسى هرگز ادعا نكند و آرزو نداشته باشد كه غیر از عمل صالح چیزى به حالش نفع مى بخشد. قسم به آنكه مرا به پیامبرى بر گزید، نجات نمى بخشد مگر عمل توأم با رحمت الهى. من نیز اگر عصیان كرده بودم، سقوط مى كردم! آیات و روایات مذكور همگى حاكى از این است كه در درگاه الهى نسبتها و روابء هرگز كار سازى ندارد و آنچه ملاك اصلى سعادت و قرب است عمل شایسته مى باشد
اگر به روایات مراجعه كنید شرایط شفاعت را باز هم می توانید بیشتر درك كنید :
1-امام صادق علیه السلام می فرماید :آن كس كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما نخواهد رسید
2-امام رضا می فرماید هر كس شفاعت پیامبر اسلام (ص) را تكذیب نماید به آن نائل نخواهد ش
3-امام صادق باز می فرماید :سوگند به خدا هر كه مرتكب این عمل زشت (زنا) گردد هرگز به شفاعت ما نائل نخواهد شد تا اینكه درد و رنج عذاب را بچشد و هولناكى آتش دوزخ را درك كند
4-امام صادق می فرماید :اگر ملائكه مقرب الهى و انبیا و رسولان آسمانى در حق ناصبى شفاعت كنند باز هم قابل شفاعت نخواهد بود
اما یك شبهه معروف دیگر این است : آیا پذیرش شفاعت موجبات تجّرى مردم در ارتكاب گناه و جسارت ورزیدن در انجام معاصى را فراهم نمى سازد، چرا كه وقتى مردم، امیدوار به شفاعت شافعانِ روز قیامت شدند خیالشان از جهت عذاب آسوده گشته از انجام گناهان چندان باكى نخواهند داشت
در مورد این شبهه دو پاسخ هست
1- اگر چنین شبهه ای را بپذیریم  همین مطلب در مورد  مسائلی چون امید به رحمت الهی-قبول توبه-تكفیر گناهان و بسیاری از اعمالی كه ثواب زیادی دارند  به صورت بسیار شدید تری وارد می شود
قُلْ یا عِبادِىَ الَّذینَ أَسْرَفوُا عَلى اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطوُا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ، اِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنوُبَ جَمیعاً، اِنَّهُ هُوَ الْغَفوُرُ الرَّحیمُ.
(اى پیامبر از جانب من) به آن بندگانم كه در ارتكاب گناه و معصیت نسبت به نفس خویش ظلم و اسراف كرده اند، بگو: هرگز از رحمت بى منتهاى الهى نا امید نباشید. البته خداوند همه گناهان را مى آمرزد. براستى او آمرزنده و مهربان است.
در آیه فوق صراحتا  به بندگان فرموده از رحمت من ناامی نباشند این امر ایا نمی تواند باعث گستاخی در گناه بیشتر شود ؟
در آیه دیگر خداوند می فرماید :اِنْ تَجْتَنِبوُا كَبائِرَ ما تَنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ.
اگر از گناهان بزرگى كه از آنها نهى شده اید اجتناب كنید از گناهان دیگرتان گذشت خواهیم كرد.
وعده عفوى كه در این آیه نیز بدان اشاره شده مى توان مورد سوء استفاده واقع شده، انسان را بر ارتكاب جمیع گناهان صغیره جسور نماید.
آیا ایه فوق نمی تواند انسان را بر انجام گناهان صغیره جسور كند ؟
جواب این است این آیات را باید در كنار سایر ایات معنی كرد كاری كه وهابیون  در مورد مسائلی چون توسل و شفاعت بكار نمی برند باید دانست و عده عفو و گذشت و آمرزش گناهان وقتى انسان را بر انجام گناه جسور و بى باك مى سازد كه به صورت مطلق و قطعى و بدون هیچ قید و شرطى داده شود. اما اگر مشروط به شرایط و مقید به قیودى گردد كه ممكن است همه كس آنها را نداشته باشد، و از طرفى تحصیل آن شرایط نیز چندان آسان و ممكن نباشد، در این صورت چنین وعده اى هرگز سبب جرأت بر گناه نخواهد شد. به عنوان مثال درست است كه در بعضى آیات، وعده مغفرت و آمرزش به توبه كنندگان داده شده است (61)، اما در اكثر قریب به اتفاق همین آیات، شرایطى براى پذیرش توبه ذكر گردیده است كه هیچ گنهكارى نمى تواند با قاطعیت ادعا كند كه آن شرایط را داراست و یا تا پایان عمر آنها را تحصیل خواهد كرد و با شرایط كامل، قبل از مرگ توبه خواهد نمود
به عنوان مثال ادا كردن تمام حقوقی كه به گردن داریم-اینكه معلوم نیست مرگ ما كی باشد و ایا فرصت توبه پیدا كنیم -اینكه فرد توبه كار باید ندامت قلبی داشته باشد .
با توجه به مطالب فوق، شفاعت سبب جرأت بر گناه نخواهد شد، بلكه چه بسا امید بهره مندى از شفاعت اخروى و توجه به شرایط آن، خود سبب دورى از گناهان بسیار گردد


محمد م , seyed1355
محمد م - 13:22 1387/05/21
116
نقل قول از : محمد رضا زینی

 

با سلام:

نقد شفاعت

          شفاعت در اندیشه شیعی:: پیشوایان دین به واسطه تقرب به درگاه خداوند می توانند واسطه شده و عنایت خداوند را به یكی از بندگان جلب نماید. به طوری كه اگر شفاعت او نبود، بنده عاصی و نیازمند، مشمول رحمت حق نمی شد. چه از مقوله بخشیدن عمر و سلامتی باشد و چه از مقوله بخشیدن گناه، هر دو شفاعت است.

          شفاعت:     از نوع دعا نیست. چه دعا از دعوت است در حق یكدیگر یا در حق خود.

          شفاعت:     از نوع رفتن راه اولیا و انبیا نیست. كه این نیز از مقوله عمل است.

          اما اثرات شفا در جامعه عبارت است از:

بلا اثر كردن احكام اسلام ،  فكری است كه نه با عقل موافق است و نه با اصول شریعت اسلام ، یك نحو شرك خفی است كه به شرك جلی منجر می شود ، این عقیده اگر در میان هر قومی  وارد شود شایسته است انگشت نمای عقلا گردند.

امیدوارم در چند پست این مطالب را تبیین نمایم. از صبوری و دقت نظر شما تشكر می نمایم.

          تحلیل موضوع:

 علت غایی بعثت انبیا چیست؟ هدایت خلق به سوی سعادت دنیوی واخروی

وسیله راهنمایی خلق به این سعادت چیست؟ شریعت كه یك سلسله اوامر و نواهی است.

اگر در شریعت تخلف شود چه اتفاق می افتد؟ نقص غرض پیش می آید.

حال نگاه كنید به شفاعت؟

 خدا می فرماید گناه نكنید، معصیت و ظلم روا ندارید. اما اگر اشكی بریزید وائمه شفاعتتان كنند، هر مقدار گناه كرده باشید شما را می بخشند، ولو به قدر ریگهای بیابانها باشد.

خدا می فرماید دروغ نگویید، تهمت نزنید ، خبر چینی نكنید، از غیبت بپرهیزید، حسادت و بخل نورزید، ظلم نكنید، معین ظلم نباشید، به فریاد مظلومان و بدبختان برسید. ولی شفاعت می گوید: اگر هم برخلاف اینها عمل كردید قابل جبران است. به شرط آنكه محبت اهل بیت را در دل داشته باشید. باید به زیارت آنها بروید یا قصیده ای در مدح یكی از آنها بگویید یا مجلسی برای آنها برگزار كنید.

تا آنجا برویم كه علی را تنها شافع روز جزا بدانیم و همه چیز خود را ( كتاب و دین  و مرام و مذهب و آیین و همه و همه را ) حسین بدانیم. شاعری دروصف امیرالمومنین می گوید: خلق گویند خدایی و من اندر غضب آیم  //  پرده یك سو نه و بر خود مپسند ننگ خدایی یا دیگری می گویند : در دلم نیست به اندازه بال مگسی  //   ترس از شحنه و شیخ و عسسی  ، // ، فاش می گویم باك ندارم زكسی  //   در روز جزا جز علی فریاد رسی  .. ( غلط وزنی از من است.)

سوالات و اشكالات خود را در این پست بنویسید تا در ادامه به آنها پرداخته شود. از توجه شما سپاسگذارم. امیدوارم به مفاهمه بپردازیم نه به برچسب زدن.

تا بعد بدرود.

 محمد رضا زینی  

نقد شفاعت برادر زینی
اگر بنده و شما و امثال ما در دین و مذذهب خود تحقیق نكردیم و در مورد آیات خداوند حكیم تفكر ننموده ایم و فهم اشتباهی از مذهب پیدا كرده و بر اساس آن عمل كردیم به نظر شما این نقص و ایراد متوجه دین است یا متوجه بنده و شما ؟
در تمام مواردی كه شما فرمودید حتی اگر حق كامل هم به شما بدهیم ناشی از خطا در برداشت از مفاهیم بلند دینی است
برادر زینی عزیز
در پست قبلی همانطور كه شما دو ایه سوره زمر را در مورد شفاعت اوردید بنده نیز ایاتی از قران را برای شما ضمیمه كردم اگر خداوند در یك ایه میگوید شفاعه در ید اختیار من است در ایات متعدد دیگری این شفاعت كه یكسر در سیطره خداوند است را خداوند به اذن خود به دیگرانی كه از اعمال انها رضایت دارد و مقرب درگاهش هستند واگذارد . شما یكسر  در این پست  وجود شفاعت را ناخواسته منكر شده اید در حالیكه یكی از مسلمات دینی شفاعت  و یر قابل انكار هم هست .
حالا اینكه بندگان خدا درست متوجه موضوع نشده برداشت منفعت طلبانه داشته اند تا شانه از زیر بار مسئولیت خالی كنند امر دیگری است و علل خاص خود را دارد . بله خداوند شفاعت را برای بندگان گنه كار خود قرار داده و با اصل پرستش او هم هیچ تضادی ندارد وقتی خودش می فرماید به اذن خودم عده ای از بندگان مخلصم می توانند در حق سایرین شفیع باشند  به همین معنی است . اگر بخواهیم ایات خداوند را گزینشی تفسیر كنیم یا احادیث نابی كه از پیامبر و اهل بیت مانده را نادیده بگیریم قطعا دچار انحراف خواهیم شد . و تا بدانجا پیش می رویم كه عملكرد نادرست یك بنده عاصی را عین معنای شفاعت می یابیم و لذا در منطق خود می گوییم اگر شفاعت این است پس كلا باید نفی شود و ان را ناخواسته و ندانسته نفی هم می كنیم چنانكه شما این كار را كرده اید .
به این ایه قران دقت كنید :
ولا یملكُ الَّذین یدعُونَ مِن دونهِ الشَّفاعةَ إلّا مَن شَهِدَ بِالحَقِّ وَ هم یعلمونَ. (آنها كه غیر از خدا می‌خوانید قادر بر شفاعت نیستند مگر كسانی كه شهادت به حق داده‌اند و به خوبی آگاهند)

محمد م , seyed1355
محمد م - 13:05 1387/05/21
115
نقل قول از : محمد رضا زینی

با سلام:

عزیزان توجه شما را به آیه 43 و 44 سوره زمر جلب می نمایم:

" ام اتخذوا من دون الله شفعاء قل اولو كانو لا یملكون شیئا و لا یعقلون (43) قل لله الشفعه جمیعا له ملك السموات و الارض ثم الیه ترجعون (44) "

نگویید كه منظور پرستش غیر خدا است كه در پاسخ باید گفت. تمام كسانی كه اشیاء یا حیوانات را می پرستند . آنها نیز می گویند ما اینها را وسیله تقرب به خدا می دانیم. و میدانیم كه اینها خدا نیستند. دلیل پرستش آنها نیز مثل دلیل كسانی است كه شفاعت را مطرح می نمایند.

مسئله شفاعت شرك خفی است كه به شرك جلی منتج می گردد. "‌ افلا تعقلون "

تا بعد بدرود.

برادر زینی عزیز
توجه شما را به آیات ذیل هم جلب میكنم :
1-مَن ذَا الَّذِى یَشْفَعُ عِندَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه ; كیست كه در نزد خداوند براى دیگرى شفاعت كند مگر به اذن او؟
2-مَا مِن شَفِیع إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِه ; شفیعى نیست مگر پس از اذن او
3-یومئذ لا تنفع الشفاعة إلاّ مَنْ اَذِنَ لَهُ الرَّحمن و رضى له قولاً; در آن روز (قیامت) شفاعت هیچ كس سودى نبخشد جز آن كس كه خداى رحمن به او رخصت شفاعت دادهو سخنش مورد پسند او گردیده است
4-لاَّ یَمْلِكُونَ الشَّفَـعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَـنِ عَهْدًا; در قیامت هیچ كس مالك شفاعت نمى باشد مگر كسى كه ]به پرستش حق[ از خداى متعال عهد ]نامه توحید كامل [دریافته است
5-لاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى وَ هُم مِّنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُون; و هرگز آن مقربان درگاه الهى از احدى جز آنكس كه خدا از او راضى است شفاعت نمى كنند و آنها دائماً از خوف قهر خدا هراسانند
6-فِى جَنَّـت یَتَسَآءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِینَ * مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ * وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَآئِضِینَ * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ * حَتَّى أَتَـنَا الْیَقِینُ * فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَـعَةُ الشَّـفِعِین; بهشتیان در بهشت از مجرمین سؤال مى كنند كه چه كردید كه اینك گرفتار عذاب دوزخ شدید؟ دوزخیان پاسخ مى دهند، ما از نمازگزاران نبودیم، و با پرداخت زكات دستگیرى از مسكینان نكردیم، و همواره عمر خویش را با اهل باطل به بطالت گذراندیم، و روز جزا و قیامت را دروغ مى پنداشتیم، تا اینكه ناگاه مرگ گریبان ما را گرفت و برایمان یقین حاصل شد. ]اما اینان باید بدانند كه[، با این وضع، شفاعت شافعان در روز رستاخیز هرگز شامل حال آنها نمى شود
برادر زینی عزیز
در خصوص دو آیه ای كه شما اورده اید برعكس برداشتی كه وهابیها از این دو آیه می كنند خداوند در این آیه طلب شفاعت از غیر خود را منع نكرده بلكه خطاب به مشركین میگوید  انهایی كه شما شفیع قرار داده اید نه اذن شفاعت از جانب خدا دارند نه خود مالك شفاعت هستند و نه قادر بر ان هستند .
بله ولله شفاعه جمیعا  : شفاعت یكسر از ان خداست ولی اگر چشم دل باز كنی خداوند  به كسانی هم اذن شفاعت داده است  و این ایه می گوید كسی بدون اذن خدا نمی تواند شفاعت كند .

محمد م , seyed1355
محمد م - 12:37 1387/05/21
114
نقل قول از : احمد حجازى

دوست عزیزاقای رضای شما متوجه مطلب من نشدید دربست29 من نفرمودم كه شفاعت از قبر انبیا واولیاء بخواهیم ولی شفاعت درقیامت است اینجاحرف (الا)داردیعنی بدون اذن الله سبحانه وتعالىبرای كسى شفاعت نمى شودبه حكم قران رسول صلى الله علیه واله وسلم وفات كرده (انك میت وانهم میتون) از غیب خبر ندارندقل...لو كنت اعلم الغیب لا ستكثرت من الخیر وما مسنی السوء"(بگو ...اگر علم غیب داشتم خیر بسیاری گردآورده وهیچ بدی وگزندی به من نمی رسید).آیه شریفه در حقیقت در پاسخ این مغالطه است كه بایدما ازخدا بخواهیم نه ازانبیا واولیا بطورمثال ما دگویم یارسول الله ما را شفاعت كن این شرك است  درستش اینه كه از خدا بخواهیم و بگویم:، «پروردگاراروز قیامت از شفاعت او مرا محروم مگردان، بار الها روزقیامت شفاعت او را در مورد من بپذیر.برادرم انشا الله من ثابت میكنم كه انبیاء واولیاء غیب نمی دانند(قل لا یعلم من فی السموات والارض الغیب الا الله" (بگو در آسمانها وزمین احدی جز خدا غیب نمی داند.

دقیقا همان نظر محمد بن عبدالوهاب را میگویید جناب احمد . ایشان هم می گوید  المیت لا یملك لنفسه نفعا و لا ضرا ....
این نظر شما مخالف ایات قران و نظرات تمامی علمای اسلام است
قران می فرماید :

(وَلَاتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِى سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَتَام بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ* فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَل-هُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ‏ى وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ* یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَایُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ).

( آل‏عمران: 169 – 171) .

(هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند، مرده مپندار، بلكه زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند * به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى كسانى كه از پى ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‏اند شادى مى‏كنند كه نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مى‏شوند * بر نعمت و فضل خدا و اینكه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‏گرداند، شادى مى‏كنند).
جناب احمد خداوند شهدا را زنده خطاب كرده كسانی كه پیرو راه انبیاء بوده اند چطور ممكن است خود انبیاء كه پیشرو راه خدا بوده و راه را بر دیگران روشن نموده اند مرده باشند ؟ وقتی قران شهدا را زنده می داند در حالت اولی پیامبران حتما زنده و نزد پروردگارشان روزی می خورند .

ابن حجر هیثمی که از شخصیت های بر جسته اهل سنت است ، در کتاب مجمع الزوائد ، از قول عبد الله بن مسعود نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :

حیاتی خیر لكم تُحدِّثون و یُحدَّث لكم، ووفاتی خیر لكم، تُعرض علیّ أعمالكم، فما رأیت من خیر حمدت اللّه علیه، وما رأیت من شرّ استغفرت اللّه لكم»،

هم حیات من برای شما مایه خیر است و هم وفات من . تمام اعمال شما بر من عرضه می شود ، اگر کارهای خوب شما را ببینم خدا را شکر می کنم ، کارهای بد شما را ببینم از خدای عالم برای شما طلب مغفرت می کنم
اقای احمد اگر خواننده را از پستهای طولانی ملالتی حاصل نمی شد مفصل تر پاسخ شما را می دادم
محمد م , seyed1355
محمد م - 12:26 1387/05/21
113
نقل قول از : احمد حجازى

]جناب حرمت الله لازم به ذكراست كه ما شفاعت رسول الله صلی الله علیه اله وسلم را انكار نمی كنیم و خود را نیز از آن بری نمی نماییم بلكه او را شفاعت كننده كسی كه شفاعتش پذیرفته شده می دانیم و به شفاعتش امیدواریم؛ اما باید دانست كه شفاعت همه از آن خداست. آنجا كه می فرماید:((قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعاً)) (بگو كه شفاعت همه از آن خداست) واین شفاعت بدون اجازه خداوند ممكن نمی باشد  :مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ) (كیست كه بتوند نزد وی بدون اذن وی شفاعت نماید؟). و آنگاه جز برای كسی كه خداوند اجازه داده است شفاعت نمی شود. خداوند صاحب عزت می فرماید :وَلا یَشْفَعُونَ إِلا لِمَنِ ارْتَضَى)) (شفاعت نمی كنند جز برای كسانی كه انتخاب و برگزیده شده اند). و خداوند تنها از توحید راضی است:وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ)) (هركس غیر از اسلام دینی را طلب كند هرگز از وی پذیرفته نمی شود). حال كه شفاعت همه از آن خداست و در صورتی كه الله اجازه ندهد محقق نمی گردد و پیامبر اسلام صلی الله علیه اله وسلم و غیر از او از بقیه انبیاء در مورد كسی شفاعت نكرده اند مگر اینكه خداوند بر شفاعتش اجازه داده باشد، بنابراین شفاعت را از خدا بخواهیم و بگوییم: اللهم لا تحرمنی شفاعته، اللهم شفعه فی«پروردگارا از شفاعت او مرا محروم مگردان، بار الها شفاعت او را در مورد من بپذیر». و امثال این دعاها.

دوستان
در پست فوق قسمتی از سخنان اقای احمد را بولد كردم این سخنان دقیقا منطبق بر حرفهای محمد بن عبد الوهاب می باشد .
محمد بن عبدالوهاب  در الهدیه السنیه ، رساله الثانیه ، صفحه 42 می گوید: بار خدایا ! پیامبر ما را در روز قیامت شفیع ما قرار بده " . یا این‌كه می‌گوییم : " بار خدایا ! صالحان و ملائكۀ خود را شفیع ما قرار بده
خوب دقت كنید به گفتار اقای احمد و محمد بن عبدالوهاب ببینید دقیقا مانند هم هست .
وهابیها كسانی را كه در دنیا از پیامبر طلب شفاعت اخرت بكنند را مشرك می دانند  و این برعكس تمام فرق شیعه و سنی هست . وهابیها می گویند شما نباید بگویی ای پیامبر ای علی ای حسن ای حسین تو شفیع من باش نزد خداوند در اخرت و این را كفر و شرك می دانند . اما اگر كسی بگوید خدایا پیامبرت را در اخرت شفیع من كن از نظر حضرات وهابی مثل اقای احمد ایرادی ندارد .
محمد بن عبدالوهاب می گوید : من جعل بینه وبین اللَّه وسائط یدعوهم ویسألهم الشفاعة كفر إجماعا
در پاسخ به اقای احمد و حضرات وهابی باید گفت :

موارد بسیار زیادی در روایات نقل شده است که اصحاب رسول خدا از رسول خدا صلی الله علیه و آله ــ چه در زمان حیاتشان و چه بعد از شهادت ایشان ــ طلب شفاعت نموده اند و حتی در قرآن نیز به بعضی از این موارد (طلب شفاعت در زمان حیات ایشان) اشاره شده است که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم :

خداوند در قرآن می فرماید :‌ ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) . النساء / 64 .

و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پیش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پیامبر ] نیز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذیرِ مهربان مى یافتند .

و یقول فی شأن المنافقین : ( وإذا قیل لهم تعالوا یستغفر لكم رسول الله لووا رؤوسهم ورأیتهم یصدون وهم مستكبرون ) . المنافقون / 5 .

و چون بدیشان گفته شود : «بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد» ، سرهاى خود را بر مى گردانند ، و آنان را مى بینى كه تكبركنان روى برمى تابند .

زمانی که اعراض و رو گردانی از طلب استغفار از پیامبر را (که در حقیقت طلب شفاعت از ایشان است ) خداوند علامت نفاق می داند پس قطعا طلب نمودن این مطلب و ممارست بر آن علامت ایمان خواهد بود .

همانطوری که ملاحظه می فرمائید خداوند در این دو آیه طلب استغفار از پیامبر را ( که در حقیقت همان طلب شفاعت از ایشان است ) نه تنها جایز بلکه نشانه ایمان می داند
اگر اینجا مجال بود شرح مفصلی بر نظرات جناب احمد می نوشتم متاسفانه ایشان پا را از دایره انصاف خارج و تفاسیر شخصی ارائه میدهند . همانطور كه امثال ایشان هیچ توجیهی در  خصوص احادیث صحیح كه شیعه و سنی در كتب خویش نقل كرده اند ندارد
محمد م , seyed1355
محمد م - 11:49 1387/05/21
112
نقل قول از : احمد حجازى

دوستان عزیزبا سلام وعرض ادب من با خانم اسمان كاری ندارم ایشان با قران كریم اشنای ندارند فقط به داستان های ایمان دارند كه خرافات ومخالف كلام الله است ایشان فرمودنداین آیات مربوط به بنی اسرائیل است...آیات مربوط به پیروان عیسی(ع) است....این آیات مربوط به مشركین صدر اسلام است ...مربوط به بتهاست بما مربوط نیست من نمیدونم كدام ایات مربوط ماهست.قران كریم میفرماید(فبای حدیث بعده یومنون  من یضلل الله فلا هادی لهویذرهم فی طغیانهم یعمهون( 185اعراف)پس به كدام حدیث بعد آن ایمان می آورند؟ هركه را خداوند گمراه كند آیا هست هادیدیگری او را ؟رهایشان كن تا در همان زیاده روی هایشان فرو روند.  خداوتد در سوره اسرا آیه 56 قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملكون كشف الضرعنكم ولا تحویلا : «بگو: آن بندگان صالح را كه پنداشتید سوای خدا بخوانید، (آنان) هرگز نتوانند محنت و ضرر را از شما بردارند و بگردانند، و 57(اولئك الذین یدعون یبتغون الى ربهم الوسیلة ایهم اقرب ویرجون رحمته ویخافون عذابهْ) ، آنان هر كدام مقرب ترند خود در پی وسیله (منزلت و تقرب) هستند و به رحمت خدا امیدوار و از عذاب الهی خایفند». آیا این كسانی كه از عذاب خدا خایف بودند، بتهای بی شعور بودند،؟

پست 31 آقای احمد در تیرماه 86 نوشته شده و كسی هم به ان پاسخ نداده  است متاسفانه
از مطالعه ای كه در پستهای ایشان داشتم به این نتیجه رسیدم كه مشارالیه یكجا نظراتش را از ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب گرفته و به همان آیاتی استناد می كند كه ایشان استناد می كنند . طبیعتا پیروان وهابیت  نظر سایر مفسران و محققان اسلامی را نپذیرفته و چه بسا حكم به شرك و كفر انها هم می دهند . اگر به تالارهای گفتمان وهابیت در اینترنت مراجعه كنید می بینید انها ایات مشخصی از قران را مورد استفاده قرار داده و همه هم تفسیر مشابهی ارائه می دهند . متاسفانه هیچ گاه نمی گویند ما  سخنمان را از  این تیمیه یا محمد بن عبدالوهاب گرفته ایم ولی در حمله به مخالفان آنها را نا اشنا به قران دانسته و مفسران بزرگ اسلامی را افراد زرنگ و مردان قبیله لقب می دهند تا نظرات  فردی مانند محمد بن عبدالوهاب را به خورد جوانان بدهند .
اما در این پست آقای احمد به دو ایه 56 و 57 سوره اسرا كه در خصوص مشركان هست را ملاك عمل قرار داده اند در پست قبل اگر نیك بنگرید شك و شبهه ایشان را در خصوص شرك در خالقیت و ربوبیت توضیح داده شده است . مشركان عمدتا در خالقیت مشرك نبوده و در ربوبیت شرك می ورزیده اند  البته با اشاره ای كه در ایه 57 با استفاده از لفظ الذین شده به خوبی پیداست این دسته از مشركان موجودات بی جان را در ربوبیت خدا شریك نمی دانسته بلكه موجودات ذی شعور را می پرستیده اند مثلا كسانی كه فرشتگان و حضرت مسیح را به عنوان پسر خدا می دانند خطاب ایه به اینهاست و اگر وهابیون چشم دلشان را باز كنند می بیند الان هم در دنیا كسانی هستند كه جمعیت میلیاردی داشته و خطاب این ایه هستند و انها نباید با سیاسی كاری دنبال این باشند كه خطاب ایه را اكنون شیعیان بدانند . چه اینكه شیعیان هیچ گاه نگفته اند ائمه مستقل در تاثیر هستند و همیشه می گویند ائمه به اذن خدا  دعا و توسل و شفاعتشان موثر است كما اینكه خداوند در قران میگوید تنها شفاعت كسانی مقبول درگاه من است كه  از جانب من اذن داشته باشند .
در ایه 57 می بینیم  كلمه وسیله به كار رفته است
كلا در قران دو بار از لفظ وسیله استفاده شده یكی در ایه 35 سوره مائده كه می فرماید : یا ایها الذین آمنوا اتقوالله و بتغوا الیه الوسیله و یكی هم در این آیه . منتهی اقای احمد الان به نفعشان نیست هر دو این ایات را بیاورند و با سانسور و مهارت فقط این ایه را اورده و مانور می دهند و اگر كسی اهل مطالعه نباشد نادانسته چنان به دام وهابیت می افتد كه خودش هم مطلع نباشد .
 اما این دو ایه ای كه جناب احمد اورده اند مشهور است به مدح متوسلان و اساسا جواز توسل به كسانی به شمار می رود كه مقرب درگاه خداوند هستند .  و این معنی مورد اتفاق مفسران است .
اما در ایه 56 ابتدا طبق نظر شیخ طوسی خطاب به مشركانی هست كه متوسل می شوند به كسانی كه انها را خدا می پندارند  ولی در ایه بعدی سخن از كسانی هست كه وسیله تقرب به درگاه خدا می جویند پس طبیعتا طبق این دو ایه توسل به مومنان و مقربین درگاه خدا بدون اینكه انها را در قدرت و ربوبیت خدا شریك كگردانند ایرادی ندارد . همانطور كه در قران امده فرزندان یعقوب پیامبر به پدر خدا متوسل می شوند تا برای انها نزد خداوند دعا و استغفار كند . این ایه نشان می دهد توسل به ائمه دین برای قرب خداوند و طلب استغفار هیچ ایرادی ندارد . خوب اقای احمد با اوردن دو ایه و تفسیر وهابی از ان و بدون اشاره به منبع و ماخذ تفسیر خود سعی در ان دارد كه بگوید تفسیر این ایه چنین است . اما مفسران بزرگ قران هرگز چنین تفسیر عجیبی از قران ارائه نداده اند .
ما همینطور احادیث زیادی از منابع اهل تسنن در خصوص توسل داریم كه تماما از طرف اقای احمد و همفكران ایشان سانسور می شود یا چنان عجیب تفسیر می شود كه با هیچ منطقی سازگار نیست .

محمد م , seyed1355
محمد م - 17:48 1387/05/20
111
نقل قول از : احمد حجازى

دلیل قبول داشتن مشرکین توحید ربوبیت را

الله تعالی می فرماید:

)وَلَئِن سَأَلْـتَــهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ( (سورة لقمان: 25).

«(ای رسول الله!) اگر از این مشرکین بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است، خواهند گفت: الله. بگو: الحمد لله (که خود تان اعتراف کردید)، ولی اکثر آنها نمی دانند (که فقط خالق است که بایستی عبادت شود)».

وهمچنین الله تعالی می فرماید:

)قُلْ مَن یَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ #فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ((سورة یونس: 31-32).

«ای رسول الله به این مشرکین بگو، کیست که از آسمان و زمین به شما روزی می رساند؟ و یا اینکه چه کسی مالک و آفریننده گوشها و چشمهای شماست؟ و چه کسی بوجود می آورد جاندار را از بی جان (مانند بوجود آمدن انسان از نطفه و پرنده از تخم) و بوجود می آورد بی جان را از جاندار (مانند بوجود آمدن نطفه از انسان و تخم از پرنده)؟ و چه کسی امور هستی را اداره می کند؟ خواهند گفت: الله. پس به آنها بگو: آیا از عقاب او نمی ترسید که اینگونه در عبادت تان با او شریک قرار می دهید؟ اوست رب برحق شما. بغیر از حق چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟ پس چگونه از حق روی می گردانید و بسوی باطل و گمراهی می روید؟ و همچنین الله سبحانه و تعالی می فرماید:

)وَلَئِن سَأَلْتَــهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَـهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ( (سورة الزخرف/ 9).

«ای رسول الله! اگر از این مشرکین بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده است، خواهند گفت: آنها را الله عزیز و علیم خلق کرده است».

پس این آیات این امر را برای ما واضح گردانید که مشرکین معتقد بوجود الله سبحانه و تعالی بودند، و همچنین به اینکه خالق و روزی رساننده آنها اوست ایمان داشتند اما گمراهی آنها در این بود که در عبادات خود با الله Y شریک قرار می دادند و دیگر معبودات را واسطه ای بین خود و او می پنداشتند.

پس روشن می گردد که ایمان داشتن به توحید ربوبیت به تنهائی، انسان را مسلمان نمی سازد، و او را از عذاب آخرت نجات نمی دهد، مگر اینکه همراه با توحید ربوبیت به توحید الوهیت نیز ایمان بیاورد و به آن در زندگی خود عمل کند.

 

جناب احمد امیدوارم این پست شما را در درك معنای توحید الوهیت یاری رساند

اگر به تفاسیر مراجعه كنید متوجه می شوید خطاب این آیات وثنی مسلكان هستند

وثنی مسلكان كسانی هستند كه معتقدند برای هر یك از نواحی عالم ربی جداگانه است كه یا از خیل فرشتگان است و یا از مخلوقات دیگر و خدای عز و جل رب همه ی عالم نیست ، بلكه تنها رب آن ارباب است و بس

وثنی مسلكها خدا را قبول دارند و او را رب الارباب می خوانند . رب در اعتقاد ایشان خدای الهه ها است و تنها الهه ها مجاز هستند خدا را عبادت كنند ولی ما تنها باید الهه های كوچك تر را عبادت كنیم  بهر حال وثنی مسلكها وجود خدا را قطعی فرض كرده ان

مسلك وثنیت معتقد است كه خداى سبحان بزرگتر از آن است كه ادراك انسانها محیط بر او شود، نه عقلش مى تواند او را درك كند و نه وهم و حسش . پس او منزه از آن است كه ما، روى عبادت را متوجه او كنیم ناگزیر واجب مى شود كه از راه تقرب به مقربین او به سوى او تقرب جوییم و مقربین درگاه او همان كسانى اند كه خداى تعالى تدبیر شؤ ون مختلف عالم را به آنان واگذار كرده . ما باید آنان را ارباب خود بگیریم ، نه خداى تعالى را. سپس همانها را معبود خود بدانیم و به سویشان تقرب بجوییم تا آنها به درگاه خدا ما را شفاعت كنند، و ما را به درگاه او نزدیك سازند.

اكنون توجه شما را به این قسمت از سخنان استاد مطهری جلب می كنم :

( به عقیدة ما، عمل آن‏گاه عبادت است كه احترام و تعظیم با قصد و اعتقاد به الوهیت معبود باشد. الوهیت معبود به ‏معنای این است كه شخص معتقد باشد معبود، تسلّط باطنی و تكوینی بر او و جهان دارد و در این تسلّط خود مستقل‏ است. به عقیدة ما، صرف اعتقاد به تسلّط معنوی و ماوراءالطبیعی موجودی شرك نیست؛ زیرا قرآن از قدرت‏های ‏ماوراءالطبیعی در افراد بشر یاد می‏كند؛ مثل آن‏چه دربارة یكی از نزدیكان سلیمان می‏گوید:

و قال الذی عنده علم من‏الكتاب... .

قرآن با این تعبیر می‏گوید: او به سبب علمی از لوح محفوظ، این قدرت ماوراءالطبیعی را یافت.

اعتقاد به این‏گونه قدرت‏ها اگر مقرون به این اعتقاد باشد كه به ارادةاللَّه و مشیةاللَّه و اذن‏اللَّه كار می‏كنند، شرك ‏نیست؛ ولی اگر چنین فرض شود كه از خود استقلال دارند، نفس اعتقاد، نوعی شرك و تعظیم و احترام و قربانی برای‏ آن‏ها نیز شرك است. (به عبارت دیگر، اگر آن‏ها را ربّ‏النوع ـ چنان كه مشركان قائل بودند ـ بدانند و خداوند را فقط خالق بدانند و ربوبیت را از آنِ ستاره یا خورشید یا بت كه مظهر و هیكل و طلسم ربّ‏النوع است بدانند، شرك است؛ ولی اگر قائل به رب‏ّالعالمین باشند و همه چیز را مجری قضا و قدر رب‏ّالعالمین بدانند، این اعتقاد شرك نیست؛ امّا این‌كه در عمل حتّی با این‏گونه اعتقاد نباید سجود یا قربانی یا دعا یا تسمیه را برای غیر خدا كرد، تكلیف فرعی است و عقیده‏ای‏ نیست..... برای توحید در عبادت، دو مقدّمه را باید ذكر كنیم‏: یكی این‏كه حضرات وهّابی سخن مهمّی را همواره تكرار می‏كنند كه مشركان عرب كه قرآن آن‏ها را مشرك می‏داند، منكر توحید در خالقیت نبودند، و بت‏ها را خالق ‏نمی‏دانستند؛ همچنان كه نصّ آیات قرآن است‏:

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ ، إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ

در عین حال، به سبب توسّل و قربانی و شفاعت خواستن از بت‏ها، قرآن آن‏ها را مشرك می‏خواند؛ پس معلوم ‏می‏شود به هیچ مخلوقی نباید متوسّل شد و برای هیچ مخلوقی نباید قربانی یا استشفاع كرد.

این بیان این است كه درست است مشركان عرب به خالقیت بت‏ها قائل نبودند؛ ولی به ربوبیت آن‏ها قائل بودند؛ یعنی نمی‏گفتند كه بت قادر است معدومی را پدید آورد؛ ولی آن‏ها را متصرّف در كائنات می‏دانستند.

نكتة دوم این‏كه رمز بت‏پرستی چیست. چطور است كه گروهی از افراد بشر، تراشیده و ساخته خود را می‏پرستند؟حقیقت این است كه بت‏پرستی، ریشة پرستش ارباب انواع را دارد. از قدیم‏الایام این عقیده پیدا شده بوده است كه هر نوعی از انواع از قبیل انسان و گوسفند و غیره تحت تدبیر یك قوّة روحانی و مقتدر و مسلّط بر موجودات سفلی است، و احیاناً انواع حوادث را به یك موجود علوی فلكی یا معقول صِرف مستند می‏كردند؛ مثل این‏كه مثلاً زهره را ربّ‏النوع ‏شادی و خوشی، و ستارة دیگر را ربّ‏النوع جنگ و خونریزی می‏دانستند (ر.ك: كتب تاریخ ادیان). صاحبان این عقاید به عقیدة بعضی، به ‏خدای یگانه اعتقاد نداشته‏اند و بعد این كثرت‏پرستی به توحید تبدیل شده است؛ ولی به عقیدة ما، این‏گونه‏ كثرت‏پرستی بعد از توحید پیدا شده است؛ یعنی در عین اعتقاد به خالق یگانه، تدبیر و تصرّف در عالم سفلی را از موجودات علوی می‏دانستند و خداوند را متصرّف و مربّی و مدبّر عالم نمی‏شمردند؛ از این جهت نظیر معتزله بودند كه خدا را خالق منعزل از تصرّف در كائنات معرّفی می‏كردند..... مشركان عرب، به خالقیت بت‏ها اعتقاد نداشتند؛ ولی به ربوبیت آن‏ها معتقد بودند و بت‏ها یا قوای علوی را در مقایسه با خداوند، نظیر ملوك‏الطوایف در مقایسه با دولت مركزی می‏دانستند كه از خود رضا و غضب علیحده داشتند و می‏توانستند رضایت خود را از شخصی بر حكومت مركزی تحمیل كنند......... اعتقاد به ارباب انواع و انعزال خداوند از ربوبیت، و دیگر به حكم عقیدة جاهلانه این‏كه ‏میان ما و خدا حتماً وسایطی باید در كار باشد و ما مستقیم نمی‏توانیم با خداوند در تماس باشیم، و باید خدایان‏ كوچك و ارباب انواع و مظاهر آن‏ها را بخوانیم و از آن‏ها تقرّب بخواهیم و آن‏ها با خدای بزرگ در تماس باشند، مشركان خدا را نمی‏خواندند و یاد نمی‏كردند، و بت‏ها را یاد می‏كردند یا به عقیدة این‏كه خداوند بزرگ از ربوبیت ‏منعزل است یا به عقیدة این‏كه ما را نرسد او را بخوانیم، و او بزرگ‏تر از این است. اسلام گفت‏:

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ

قرآن وسایط فیض را می‏پذیرد، و دربارة جبرائیل می‏فرماید:

قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ

دربارة ملك‏الموت (از نظر قبض فیض) می‏فرماید:

قُلْ یَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِی وُكِّلَ بِكُمْ

در عین حال از باب این‏كه وسایط فیض صرفاً مجری قضا و قدر الاهی هستند، از خود استقلال ندارند

 

محمد م , seyed1355
محمد م - 17:03 1387/05/20
110
نقل قول از : احمد حجازى

اولم ینظروا فی ملکوت السماوات والارض وما خلق الله من شیء وان عسی ان یکون قد اقترب اجلهم فبای حدیث بعده یومنون ﴿185﴾ من یضلل الله فلا هادی له ویذرهم فی طغیانهم یعمهون ( اعراف) آیا ننگریستند در پادشاهی آسمانها وزمین كه هیچ شیء دیگری نیست كه نیافریده باشد خدا آن را واینكه شاید هنگام مرگشان نزدیك شده باشد.پس به كدام حدیث بعد آن ایمان می آورند؟ هركه را خداوند گمراه كند آیا هست هادی دیگری او را ؟رهایشان كن تا در همان زیاده روی هایشان فرو روند.

آیه شریفه مشركین را به سه دسته تقسیم می نماید:

گروه اول مشركینی هستند كه فقط در خاقت كائنات برای خداوند شریك قرار داده اند.

گروه دوم مشركینی هستند كه فقط به حدیثهای باطل ایمان آورده اند.

گروه سوم مشركینی هستند كه در خلقت كائنات برای خداوند شریك قرار داده وبه حدیثهای باطل هم ایمان دارند.

چنانكه در تقسیم بندی فوق الذكر مشاهده می شود مااز مشركین گروه دوم هستیم !

ایمان به حدیثهای باطل ویا شرك آباء واجدادی چون از طریق پدران به فرزندان سرایت می كند كار شناخت آن برای انسان بسیار دشوار خواهد بود.مخصوصا برای ما كه در مكتب تقلید آموزش دیده ایم.همانطور كه گفته شد حدیثهای باطل در كنار حدیثهای حق از سرچشمه وحی شروع وبه دست پدران ما رسید.پدرانمان از اوان كودكی با اصرار زیاد سعی بر آن داشتند كه حدیثهای باطل را ما باور كنیم.زمانیكه به سن شناخت رسیدیم به سه گروه تقسیم شدیم.

عده قلیلی از فرزندان محیط مذهب شیعه به خواست خداوند توانستندحدیثهای باطل را شناخته ...عمل الصالحات انجام داده...دین آباء واجدادی خود را اصلاح نموده...وتوانستند بایاری خداوند حدیثهای باطل را از پیكره دین جدا نمایند.آنها هیچكس را در خلقت آسمانها وزمین شریك خداوند قرار ندادند. وبه حدیثهای مهدی موعود دیگری هم ایمان نداشتند.

گروهی دیگر از جوانان... فقط فرصت نگاه كردن به حدیثهای باطل برایشان میسر بود.حقیقت دین را نادیده گرفتند...مجموعه احادیث حق وباطل را خرافات دانستند...ترك دین ومذهب نمودند... كافر شدند.

گروه كثیری از شاگردان مكتب تقلید ما بودیم.هیچكس را در خلقت آسمانها وزمین شریك خداوند قرار نداده بودیم.با احتیاط كامل به احادیث نگاه می كردیم...باطل بودن بعضی از احادیث برایمان روشن بود.شهامت بیان آن را نداشتیم. قرآن مجید را دوست داشته به دستورات این كتاب آسمانی كم وبیش عمل می كردیم. به بعضی ازآیات توجه نداشتیم... زیرا رهبران قبیله ...مردان زرنگ..درذیل آیات نوشته بودند ...آیات مربوط به بنی اسرائیل است...آیات مربوط به پیروان عیسی(ع) است....این آیات مربوط به مشركین صدر اسلام است ...مربوط به بتهاست بما مربوط نیست... ماهم كه معنی آیات را نمی دانستیم فقط زیر نویسی های آن را می خواندیم...با خواندن قصه بلعم باعورا راحت به خواب رفته بودیم. وارد جامعه مذهبی خودمان شدیم....میلیونها همشهری را می دیدیم كه بدون توجه به این آیات وصدها آیات دیگر راحت به احادیث حق وباطل ایمان آورده به آن عمل می كنند.وبه بازسازی وتكمیل احادیث باطل مشغولند.فكرواندیشه هزاران نفر را بر فكر خود ترجیح داده....ترس از بی دینی به احادیث باطل هم ایمان آورده ایم.

فبای حدیث بعده یومنونآنگاه به چه حدیثی بعد از این كتاب ایمان خواهند آورد.

من یضلل الله فلا هادی له ویذرهم فی طغیانهم یعمهون

هركه را خداوند در سایه های شرك وگمراهی قرار دهدآیا هست هادی دیگری اورا؟

رهایشان كن تا در همان زیاده روی هایشان فرو روند.

واژه ضلالت (یا سایه ها)در قرآن كریم زیاد آمده است. بی تردید ضلالت برای ما همان سایه هایی است كه حدیثهای باطل برروی سلولهای شناخت ما بوجود آورده وخداوند قهار آنها را گسترش می دهد.در قصه ها شنیدیم رحمانیت خداوند بود كه بر سر مزار كوری را چشم ظاهر بین خود را باز می یافت.معجزه امام نبود.مكر خداوند بود كه در پای همان مزارچشم دل هزاران عاشق كورگشته.... راه را گم كرده...وبجای خواستن از خداوند پیاده ویا سواره راه مزار ها را در پیش می گرفتند.اینچنین انسانی است كه ایمانش به حدیثهای باطل كاملتر می شود!

اینچنین انسانی دوستی با صالحین را مانند دوستی با خداوند می داند!

اینچنین انسانی خودش را نجات یافته وبرحق...ودیگران را گمراه وجهنمی می داند!

اینچنین انسانی هرگز نمی تواند حدیثهای باطل را شناخته واز حدیثهای حق جدا نماید!

این انسان در نزد خداوند....انسان ضلیل است. من یضلل الله فلا هادی له ویذرهم فی طغیانهم یعمهون.

 

باسلام
آقای احمد اشاره كردید به آیه  186-185 سوره اعراف كه ترجمه آن این است :
چرا در ملكوت آسمانها و زمین و هر چه را خدا آفریده نمى نگرند و نمى اندیشند كه شاید اجلشان نزدیك شده باشد راستى پس از قرآن كدام سخن را باور مى كنند - هر كه را كه خدا گمراه كند راهبرى ندارد و در طغیانشان رهاشان مى كند كه كوردل بمانند
در مورد این پست-5-چند سوال برام مطرح شده اگر میشه پاسخ بدید :
 
شما ایه را اینطور تفسیر كرده اید شرك در خلقت شرك با رجوع به گفتارهای باطل و شرك در خلقت و رجوع به گفتارهای باطل
بعد گفتید ما در گروه دوم قرار میگیریم  . فرمودید منظور از احادیث باطل گفتارهای اجداد ماست كه این گفتارها از سرچشمه های الهی می باشد  . فرمودید دسته ای توانستند حدیثهای باطل را بشناسند و راه صحیح را انتخاب كنند بعد هم به عقاید شیعه كانال زدید  و اعتقادات آنها ا حدیث باطل خواندید . ضمنا مفسران كلام خدا و علما را در صحبت خود رهبران قبیله و مردان زرنگ و... یاد كردید . و به ایشان اتهام زدید كه قران را هرطور دوست دارند تفسیر میكنند . و بعد هم  ساز تفكر خودتان را كوك كردید و نواختید .
اما اینكه در قران آیات زیادی در مورد شرك ورزیدن به خداوند و هشدار و انذار الهی وجود دارد شكی نیست .
سوال این است چگونه باید این ایات را تفسیر كرد چگونه باید احادیث باطل را تشخیص داد ؟ اگر قرار است به علمایی كه نمی توانید به منطق انها پاسخ دهید اتهام بزنید  پس راه را نشان دهید من به عنوان یك فرد عادی چگونه حدیث باطل و صحیح را از هم تشخیص دهم ؟ آیا هر كسی كه تخصصی در علم دین ندارد باید دست به تفسیر شخصی از دین بزند و علمای دین را افراد زرنگ خطاب كند ؟ در این صورت ما شاهد انواع و اقسام تفاسیر از دین هستیم محور و ملاك شما برای حق و باطل چیست ؟ برادر عزیز چراشما فقط آیات شرك را در قران می بینید و چرا در مورد كلام الهی گزینشی و گلچین شده رفتار میكنید اگر در قران سخن از شرك هست سخن از توحید و امامت و شفاعت و توسل هم هست چرا  انها  را نادیده می گیرید و  انگ شرك به شیعیان می زنید ؟ آیا فكر نمی كنید بین دو چیزی كه در دنیا از هم جدا نمیشوند تا روز قیامت فرا رسد جدایی انداخته اید ؟ اهل بیت پیامبر و ال یاسین كه در قران از ایشان در ایات متعدد یاد شده كیان هستند و دوستی و مودت انها چیست ؟ چرا وقتی به اینجای مطلب میرسید مثل سایر وهابیون سكوت می كنید ؟ مگر قران فقط ایه فبای حدیث بعده یومنون دارد ؟  آیاتی نظیر موده فی القربی و  آیات طلب استغفار از پیامبر و شفاعت  كسانی كه خداوند به ایشان اذن داده را نادیده می گیرید شما سوره های كوثر و قدر و دهر و مانند ان و آیات زیادی كه در قران در مورد اهل بیت پیامبر هست را و اغلب مفسیرین سنی و شیعه ذكر كرده اند را فراموش كرده اید ؟ برادر عزیز اگر شما فقط هم خواسته باشید به قران اتكا كنید و بس ، قران بسیار ایات دیگر به جز شرك هم دارد چه شده است كه ناگاه بعد از 12 قرن پیروان محمد بن عبدالوهاب ساز توحید كوك كرده اند و مسلمانان 12 قرن قبل را مشرك می دانند ؟   به نظر من باطل ترین حدیث كه طی این دو قرن در عربستان سعودی نظاره گر ان هستیم جدایی افكندن بین قران و اهل بیت توسط وهابیون و تفسیر گزینشی از قران است



محمد م , seyed1355
محمد م - 06:57 1387/05/20
109
نقل قول از : امین رضایی

اگر بخواهیم آنچه را که شما می گویید (طلب حاجت و یا آمرزش خواستن از خداوند از طریق واسطه قرار دادن اولیاء) را نقد کنیم ، داری سه مولفه هستیم.

1-   بنده (کسی که درخواستی دارد)

2-   اولیاء مقرب خداوند(کسانی که واسطه هستند)

3-   پروردگار بلند مرتبه

 

خوب هدف ما رسیدن به گزینه سوم یعنی خداوند است. در این حالت به مانند یک مثلث که باریتعالی در یک رأس آن قرار گرفته است و بنده حاضر و اولیاء در دو رآس دیگر آن ؛ دارای دو گزینه برای رسیدن به خداوند هستیم.

 

الف) بطور مستقیم به سمت معبود رویم

ب) از طریق اولیاء وارد شده و به پروردگار برسیم.

 

خوب در این حالات شما باید یا یک گزینه را برگزینید و یا هر دو گزینه را درست بدانید.

 

در حالت اول یعنی انتخاب یک گزینه (البته تنها فرض بر انتخاب یک گزینه است) شما ناچارید گزینه الف(روش مستقیم) را برگزینید، چرا که به طور مستقیم به معبود می رسید ، مگر آنکه اعتقاد داشته باشید که نمی توان به طور مستقیم به هدف رسید که در آن صورت گزینه دوم را بر می گزینید(دقت کنید داریم فرض اول یعنی دانستن این نکته که باید یک گزینه را انتخاب می کنیم بررسی می کنیم)

 

در حالت دوم شما هر دو گزینه را صحیح می دانید. یعنی هر دو گزینه امکان رسیدن به هدف را برای شما فراهم می کنند. خوب بسیار ساده است که هر انسان عاقلی در همچین حالتی راه مستقیم را ترجیح می دهد مگر آنکه لزومی برای استفاده از راه طولانی تر وجود داشته باشد.

دوستان گرامی این ساده ترین شکلی بود که می توانستم این مسئله ذهنی را تشریح کنم.

منتظر شنیدن این لزوم از طرف دوستان هستم.

دوست عزیز
با سلام اجازه بدید بنده پاسختون رو كه قبلا هم دوستان گفته اند یكبار دیگر بیان كنم
سوره نساء آیه 64 :
ولو انهّم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا لله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً
سوره منافقون آیه 5:
وإذا قیل لهم تعالوا یستغفر لكم رسول الله لووا رؤوسهم ورأیتهم یصدون وهم مستكبرون
همینطور سوره یوسف آیه 97 كه برادران یوسف دست به دامن پدر می شوند كه برایشان طلب مغفرت از خداوند بكند .
و تصور دور یا نزدیك شدن به خداوند با قرار دادن واسطه  امر مادی قابل لمس نیست كه شما مطرح فرمودید . در صورت اثبات مدعای شما مبنی بر  تشكیك عقلی بر عدم استفاده از راه غیر مستقیم فلسفه آیات  مذكور در فوق  چیست ؟  آیا بهتر نبود فرزندان حضرت یعقوب مسیر مستقیم را انتخاب می كردند كه نزدیك بود  یا خداوند  استغفر لهم الرسول را برای چه بیان كرده است؟
دوست عزیز این ایراد كه شما ذكر كردید مطلب غریبی است كه به نظرم حاصل قیاس گیری مسائل مادی توسط شما با مسئله معنوی توسل هست مسلما در این دنیا برای رسیدن به مقصد دو كیلومتر كمتر از 5 كیلومتر و قابل درك است ولی چگونه می خواهیم توسل را با ان قیاس كنیم ؟
محمد م , seyed1355
محمد م - 06:08 1387/05/20
108

آنچه در این بحث در دیدگاه مخالفان توسل مغفول مانده است اهمیت و جایگاه اهل بیت پیامبر و ائمه معصومین  در قران و عدم استفاده از احادیث ایشان در برداشت از معنای توسل می باشد . چگونه است كه در مورد شخصیت فاطمه (س) و جایگاه والای آن حضرت در قرآن بیش از 50 آیه  بطور مستقیم و غیرمستقیم ، نظیر آیات (تطهیر، مودت، مباهله، ابرار، امانت، ذی‌القربی، صلوات، نور، ضرب‌المثل، بیوت، مرج‌البحرین یلتقیان، ایذاء، سوره قدر، سوره كوثر...)  وجود دارد و همینطور اشاراتی كه به اهل بیت پیامبر و مودت فی القربی در قران شده است ولی متاسفانه در درك معنای توسل هیچگونه توجهی به كلام و گفتار ایشان نمی شود و آیات قران به صورت گزینشی تفسیر میشود  جز این است كه از  پیامبر در حدیث معروف ثقلین است :

إنّی تاركٌ فیكم الثّقلین كتاب الله و عترتی لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض ما إن تمسّكتم بهما لن تضّلوا و لن تزّلوا

من در میان شما امت دو چیز نفیس وزین و گران‌بهایی را باقی گذرنده‌ام كه كتاب خدا و عترت من، كه اهل بیت منند، كه این دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند تا وقتی كه بر من نزد حوض كوثر وارد شوند

چگونه می شود در تفسیر آیات قرانی هیچ توجهی به احادیث اهل بیت پیامبر نداشت و صرفا برداشتهایی شخصی  روا داشت مگر غیر از این است كه مبین آیات خداوند اهل بیت می باشند  . واقعا كسانی كه با توسل مخالف هستند این حدیث  و احادیث مشابه و آن همه آیاتی كه در قران در مورد اهل بیت امده را چگونه تفسیر میكنند و اهل بیت را در كجای اعتقادات دینی خود قرار می دهند ؟ طبق حدیث ثقلین چگونه باید رفتار كرد آیا فقط می توان به قرآن چنگ زد و اهل بیت را رها كرد ؟ و اگر می خواهیم به اهل بیت هم متوسل بشویم چگونه باید رفتار كنیم ؟

یكی از آیات معروفی كه در مورد توسل مثال می زنند این آیه است  : یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

در اینكه معنای وسیله چیست  مطابق حدیث ثقلین می توانیم در فهم كلام خدا به ائمه اطهار رجوع كنیم . در تفسیر البرهان از امیر مؤمنان علی(ع)  روایت شده است كه فرمود: «من وسیله او هستم.» و در مرآت الأنوار از كتاب الواحده به نقل از «طارق بن شهاب» بیان شده است: در حدیثی امیرالمؤمنین(ع) فرمود: امامان از آل محمد(ص) وسیله به سوی خداوند و رشته اتصال به عفو او هستند و نیز در كتاب ریاض الجنان از «جابر» نقل شده كه پیغمبر اكرم(ص)، در حدیثی كه فضیلت خود و خاندانش را بیان می‌كرد، فرمود: ما وسیله به سوی خدا هستیم و در بعضی از زیارت‌ها آمده است: و آنان را وسیله به سوی رضوانت قرار دادی. و در «دعای ندبه» می‌خوانیم: و آنان را مایه رسیدن به قرب خویش و وسیلة به سوی رضوانت ساختی. و در دعای حضرت زین‌العابدین(ع) در روز عرفه می‌خوانیم: و آنان را وسیله به سوی خود و راه به سوی بهشت خویش قرار دادی. بنابراین منظور از وسیله، همان امام معصوم(ع) است . حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها ـ در خطبه ی شریفه اش می فرماید: حمد كنید پروردگار را كه عظمت و نورش ایجاب می كند كه اهل آسمان ها و زمین، (برای قرب به او) وسیله بجویند، و ما وسیله ی او در میان خلقش هستیم.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.