| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
187
|
1173
|
87/5/24 (11:05)
|
|
||
|
|
3
|
12
|
87/5/29 (01:58)
|
|
||
|
|
19
|
106
|
87/5/29 (00:52)
|
|
||
|
|
15
|
61
|
87/5/29 (00:33)
|
|
||
|
|
141
|
604
|
87/5/25 (01:27)
|
|
||
|
|
14
|
40
|
87/5/19 (20:55)
|
|
||
|
|
20
|
162
|
87/5/14 (14:34)
|
|
||
|
|
24
|
178
|
87/5/13 (18:23)
|
|
||
|
|
94
|
551
|
87/4/30 (17:04)
|
|
||
|
|
40
|
266
|
87/4/19 (14:36)
|
|
عنوان بحثبهترین سکانس های رابرت دنیرو 12 مرداد 86 - 02:34 | |
| |
20 14 مرداد 1387 ساعت 14:34 | |
وقتی انتهای فیلم heat روی زمین افتاده و دستش رو به طرف آل پاچینو دراز میکنه. و در راننده تاکسی وقتی پلیس ها وارد اتاق میشن و دنیرو دستش رو روی شقیقه اش میذاره و ادای شلیک کردن رو در میاره و بعد چشماشو میبنده. ضمنا توی همه ی فیلمهاش لبخندهای دنیرو فوق العاده اند! مثلا به یاد بیارین راننده تاکسی رو، وقتی انتهای فیلم بتسی سوار تاکسی میشه و میگه سلام تراولیس و دنیرو لبخند میزنه و میگه سلام... وای محشره !! |
19 18 خرداد 1387 ساعت 12:19 | |
(good fellas) sahneei ke behesh migan joe pesci morde mizne telefono daghon mikone ragning ball hameye sahnehaye in film aliyan vali man sekansi ke rey sugar mosht zan siyah ba zadan zarabat farvan nemitone ono az pay darare va mogheyi ke bazi tamom mishe ba vojod shekast va ba sorati khon alod deniro mire jolosh behesh mige to hich vaght nemitoni mano zamin bezani. king of comedy sahniyi ke avale film ba jerry lewis to mashin neshaste va mikhad ono motaghaed kone comediane khobiye heat sahneye marof cafe shop ke ba al pacino dare sohbat mikone meet the fockers sekanse otobos ke dar hal raftan be khoneye pedar mader ben stiller hastan. once upon a time in america sahneye akhar fim ke to otagh ba james wood sonbat mikone we are no angel sekans akhare film taxi driver sahneyi ke ba jodi foster to restoran neshaste sohbat mikone casino sahneyi ke do nafar az moteghalebino peyda mikone va to otagh bahashon sohbat mikone untochable sahneye akjhar film dar dadgah |
18 24 اردیبهشت 1387 ساعت 23:38 | |
توی فیلم heat یه سكانس تقریبا پایانی داره كه رابرط میره اون خائن كثیف رو میكشه تو اتاقش تو هتل كه داد میزنه (نگام كن) و اسلحه رو بطرفش نشونه گرفته واقعا زیباست اون سكانس |
17 24 اردیبهشت 1387 ساعت 20:52 | |
همه سکانس های راننده تاکسی به ویژه این دو تا سکانس: سکانسی که با پاش تلویزیون رو جلو عقب می کنه و آخر هلش می ده سکانسی که رابرت تیر می خوره و میره رو مبل می شینه انگشتشو عین تفنگ می ذاره رو سرش و صدای شلیک در میاره ! |
16 17 اردیبهشت 1387 ساعت 14:33 | |
نقل قول از : مونا ب منم با سکانس تلویزیون راننده تاکسی موافقم بعدشم از این سکانس فیلم Heat خیلی خوشم میاد که البته آل عزیزم در خلق این سکانس معرکه سهم بزرگی داره
منم دقیقا همین صحنه رو انتخاب میکنم ولی من بازی رابرت رو در این صحنه بهتر از آل میدونم . اگر به نگاههای فکورانه رابرت دقت کنید میفهمید که چی میگم . ![]() |
15 8 اردیبهشت 1387 ساعت 09:11 | |
تو گاو خشمگین اونجایی که برادرش تو خونه نشستن و به برادرش میگه منو محکم بزن برادرش میزنه اون هی تکرار می کنه harder hit harder بعد به خاطر اینکه محکمتر بزنه یه سیلی بهش میزنه ! دوباره میزنه!و... فوق العاده بود
|
14 3 اسفند 1386 ساعت 15:06 | |
tu king of cmedy vagti bakhodesh tanha ejra mikone
|
13 23 بهمن 1386 ساعت 18:43 | |
سکانسی از راننده تاکسی (اسلحه به دست جلوی اینه میگه) you talkin to me you talkin to me? و بعد به سمت اینه اسلحه میکشد |
12 3 بهمن 1386 ساعت 19:53 | |
در تاکسی درایور اون صحنه ای که وارد محل تبلیغات انتخاباتی میشه و با بتسی روبرو میشه همچنین اون صحنه ای که با مامور مخفی در سخنرانی انتخاباتی پالنتاین روبرو میشه بعد از این فیلم بود که من فهمیدم رابرت دنیرو یعنی چی! |
11 11 دی 1386 ساعت 01:33 | |
سکانسی که تو فیلم بیدارگری تصمیم میگیره از آسایشگاه خارج بشه تا به اجتماع ملحق شه . اما جلوی این کارشو میگیرن. |
10 22 آذر 1386 ساعت 22:30 | |
یکی از سکانس های نفس گیر، شکارچی گوزن. رولت روسی و بازی با سربازای نگهبان بازداشتگاه. که رولور رو روی شقیقهاش می ذاره و حین اون خنده عصبی که یک طرف صورتش مثل همیشه جمع میشه .یه گریه هیستریک هم داره....دیونه کننده است....فقط ببینید.بقول سجاد نمیشه تفسیر کرد. |
9 14 مهر 1386 ساعت 01:28 | |
روزی روزگاری آمریکا...مسلماً همه به خوبی صحنه شیره کش خانه چینی ها تو نیویورک یادشون هست.در حالیکه این صحنه در آخر فیلم ارجاع داده می شه اما می شه گفت وسط داستان هستش.قشنگیش هم به همینه که در آخر فیلم تموم میشه و یه حس عجیبی در انسان بوجود میاره.انگار رابرت عزیز تا آخر عمرش با اون لبخند به خواب بی خوابی فرو میره و همه مارو با خودش می بره.البته بد نیست بگیم قدرت نویسنده فیلمنامه و هم کارگردان در این صحنه به یاری رابرت اومده وگرنه بدون سرجو لئونه این فیلم، فیلم نمی شد.من دلم میخواد تو این صحنه از فیلم، دنیا بایسته و جای رابرت رو بگیرم و دراز بکشم. بازم میگم حس عجیبی که اصلاً قابل توضیح دادن به دیگری نیست.خواهشمندم این صحنه رو کمتر تفسیر کنید تا ابهتش از بین نره. |
8 14 مهر 1386 ساعت 00:44 | |
ضمن عرض دمت گرم به آقا فرجام! تو همون فیلم صحنه ای که دختره رو می ذاره و می ره واقعا شاهکاره. اگه حتا فقط به حالت چهره دقت کنید می فهمین چی می گم. تمام سکانسهایی که توشون می خنده! مخصوصاً توی فرار نیمه شب. و سکانسی که توی Untouchables توی دادگاه بعد از محکوم شدنش می خواد به کوین کاستنر حمله کنه.
|
7 8 شهریور 1386 ساعت 01:02 | |
دو تا پلانی كه میثم گفته ( جلوی تلوزیون توی راننده تاكسی _ و تو ی روزی روزگاری در آمریكا همون نگاه آخر كه واقعا همه افكارت رو بهم میریزه هر چی دور و ورت رو نگاه میكنی میبینی اینجا پایان فیلم و توی فیلم عمر یه آدم با خیانت یه عده تباه شده ) و سكانس درگیری بابی با دوتا اوباش توی تنگه وحشت كه بعد از اینكه هردوتا رو میزنه اول رو به آسمون جمله های نیچه رو بیان میكنه وبعد خطاب به گریگوری پك از هر گونه اقدام دیگه مایوسش می كنه . یكی دیگه هم آخر فیلم موقع غرق شدن كه بازم رو به آسمون ....میگه و در آخرین لحظه با اون چشمهاش كه در حال فرو رفتن زیر آب هست میگه كه مطمئن نباش كه دارم غرق میشم یه جوری انگار یه نقشه دیگه داره . خودم اون لحظه رو كه توی فیلم روزی روزگاری در آمریكا یه جایی كه سیگار رو زیر پا خاموش میكنه با دست كراوات رو كمی جابجا میكنه دست دختره رو میگیره سوار ماشین میكنه رو خیلی دوس دارم. آدم رو با این بحث وسوسه میكنید همه فیلمهاش رو بشینه تعریف بكنه در حالی كه میدونی بقیه دوستان همین فیلمها رو ممكنه چند بار بیشتر دیده باشن.
|
6 23 مرداد 1386 ساعت 02:01 | |
اره مونا این 7 دقیقه دیوانه كننده است
|
- 1
- 2



























