نامه هایی بدون تاریخ!
درباره رضا قاسمی
نویسنده: زهرا طهماسبی
- رضا قاسمی
متولد ،۱۳۲۸ اصفهان
- لیسانس تئاتر دانشكده هنرهای زیبا
- كارگردان تئاتر
- نمایشنامه نویس و نویسنده
- برنده جایزه بهترین رمان اول سال ۱۳۸۰ (بنیاد گلشیری)
- رمان تحسین شده سال ۱۳۸۰ (جایزه مهرگان ادب)
- برنده بهترین رمان سال ۱۳۸۰ (منتقدین مطبوعات)
آثار او در زمینه نمایشنامه:
كسوف ،۱۳۴۷ صفیه موعود ،۱۳۵۰ نامه هایی بدون تاریخ از من به خانواده ام و بالعكس ،۱۳۵۳ چو ضحاك شد بر جهان شهریار ،۱۳۵۵ اتاق تمشیت ،۱۳۵۱ خوابگردها ،۱۳۶۱ ماهان كوشیار ،۱۳۶۳ معمای ماهیار معمار ،۱۳۶۴ حركت با شماست مركوشیو ،۱۳۶۹ تمثال ۱۳۷۰.
در زمینه رمان:
هنوایی شبانه اركستر چوب ها ۱۳۷۴ - ،۱۳۷۰ چاه بابل، وردی که بره ها خواندند
در زمینه كودك:
نارون كوچك، نارون تنها (داستانی برای كودكان ۱۳۴۹)
در زمینه پژوهشی:
تأملاتی درباب موسیقی ایرانی (پژوهش ۱۳۶۹ - ۱۳۵۹)
حلقه گمشده آمار (مقالاتی درباب رمان ۱۳۸۱ - ۱۳۷۵)
در زمینه موسیقی:
نوار گل صدبرگ ،۱۳۶۱ نوار بداهه نوازی اصفهان - راست پنجگاه (پاریس)
نوار سیاوش خوانی (پاریس) CD ماهور - دشتی (پاریس) و...
هر یك از انسانها می كوشند تا در گوشه ای از این جهان پهناور واژه ای را معنا كنند و در خدمت نوع بشر باشند، البته هر كسی به طریقی.
راز هستی و آفرینش آنقدر عظیم است كه همگی باید در فهم و درك آن با هم شریك شویم، از این میان جهان داستان خود دریچه ای برای آسان فهمی عجایب زندگی است. رمان، نمایشنامه، شعر و هر نوع پژوهشی در جهت دغدغه های انسانی راهی است برای درك عظمت خلقت خداوند و جهان آفرینش هایش.
داستان نویسان می كوشند تا با تصویر كشیدن رنج ها و دغدغه های انسانها در این امر شریك باشند و این سهم، گرچه اندك اما دریچه ای به دنیای واقعی است.
رضا قاسمی یكی از نویسندگانی است كه دغدغه های انسانی اش او را بر آن داشته تا با جامعه ذهنی اش انسان را به سوی آن دركی كه او از هستی دارد، هدایت كند. او از جمله نویسندگان و نمایشنامه نویسانی است كه به روح انسان و هدف والای هستی احترام می گذارد و سعی كرده است تا در این مسیر متعهد و خدمتگزار باشد.
رضا قاسمی در اصفهان به دنیا آمده است، در سال ،۱۳۲۸ دوران كودكی و نوجوانی را در بندر ماهشهر گذراند و در سال ۱۳۴۸ برای ادامه تحصیلاتش به تهران آمد و در دانشكده هنرهای زیبا تئاتر خوانده است. فعالیت های تئاتری رضا قاسمی به طور رسمی از سال ۱۳۴۷ با انتشار نمایشنامه «كسوف» در مجله خوشه آغاز شد. در سال ۱۳۴۸ كارگردانی تئاتر را با اجرای دو نمایشنامه «آمد و رفت» اثر ساموئل بكت و «كسوف» نوشته خودش آغاز كرد، قاسمی تا زمانی كه در ایران بود آثار جذابی در زمینه تئاتر از خود به جا گذاشته و در این راستا جمعاً ۸ نمایشنامه را به صحنه برده است. سال ۱۳۵۱ به كارگاه نمایش رفت و در «گروه تئاتر تجربی» به سرپرستی شهره خردمند و ایرج انور به بازیگری پرداخت.
سال۱۳۵۳ «گروه بازیگران شهر» به سرپرستی آربی آوانسیان از او دعوت به عمل آورد تا او به عنوان كارگردان میهمان با آنها همكاری كند.
«نامه هایی بدون تاریخ از من به خانواده ام و بالعكس» عنوان نمایشنامه ای از رضا قاسمی است كه او در ۲۲ سالگی آن را نوشت و در نوع خود از كارهای مهم و تأثیرگذار او به حساب می آید و همین امر سبب شد وقتی این كار به اجرا رفت «گروه بازیگران شهر» این كار را بسیار پسندید و مورد قبول آنها واقع شد، این اثر در سال ۱۳۵۳ توسط رضا قاسمی كارگردانی شده است. در سال ۱۳۵۵ «چو ضحاك شد بر جهان شهریار» را براساس شاهنامه فردوسی به صورت متنی رئالیست نوشت كه در مسابقه نمایشنامه نویسی جشن توس وابسته به تلویزیون ملی ایران برنده جایزه اول شد.
دغدغه های نمایش او را رها نمی كرد، به طوری كه نمایشنامه «چاه» از داود دانشور را به صورت تئاتر آزمایشگاهی و تجربی با نوجوانان شاهرود به صحنه آورد كه تجربه او در این اجرا تأثیر عمیقی در روند كاری اش گذاشت. بعد از دوران خدمت در سال ۱۳۵۷ به عنوان مسؤول بخش تئاتر ایرانی فرهنگسرای نیاوران مشغول به كار شد. سال ۱۳۵۸ نمایشنامه «اتاق تمشیت» را نوشت و به سال ۱۳۶۰ در تئاتر شهر به روی صحنه آورد.
در سال ۱۳۶۱ به اداره تئاتر رفت. در سال ۱۳۶۳ «ماهان كوشیار» و سال ۱۳۶۴ «معمای ماهیار معمار» را نوشت و در تئاتر شهر به روی صحنه آورد.
«ماهان كوشیار» برداشتی از یكی از افسانه های هفت گنبد نظامی است. برای آشنایی با مضمون نمایشنامه های قاسمی نوازنده ای به نام ماهان كه دستی هم در تجارت دارد در مجلسی با دوستانش به سبب هجوم افكار و طغیانی ناگاه جمع را ترك می كند تا در تنهایی به فكر بپردازد و پاسخ چراهای زندگی اش را دریابد.
ماهان در راه به مرد و زن چوپانی برمی خورد كه آرام راه خود را طی می كنند. آن دو در مسیر ماهان راه را براو می بندند و وقتی ماهان قضایا را برای آنها تعریف می كند آنها ابوالحق را دیوی فریبكار به نام هائل معرفی می كنند و می گویند گیرنده جان انسانهاست. اما در انتها او را در بیابان تنها رها می كنند. فریب بعدی توسط هانی صورت می گیرد كه زن و مرد چوپان را دیو می خوانند و خود ماهان را سوار بر اژدهایی هفت سر در پستی و بلندی ها رها می سازند.
پس زن زیبا و دلربا به نام چگن ماه كه خود دیوی است در پیكره انسانی او را فریب می دهد و در پایان خضر كه تصویری از خود ماهان است وی را از سرگشتگی ها رها می كند. در نمایشنامه «معمای ماهیار معمار» طرح زیبا و تعلیق فضا باعث می شود مخاطب با نمایشنامه رابطه خوبی برقرار كند. این نمایشنامه پیش از آنكه فضای نمایشی داشته باشد داستانی است كه می توان نمایش از آن تهیه كرد و روایت نمایشی آن از زبان شخصیت های نمایش حكایت می شود.
از دیگر فعالیتهای رضا قاسمی همكاری او با گروههای موسیقی است. رضا قاسمی آموزش سه تار را از سال ۱۳۵۱ آغاز كرد. از استادان او می توان به جلال ذوالفنون و محمدرضا لطفی اشاره كرد. او مدتها تحت تعلیم اساتید بنام قرار گرفت و در همین راستا نزد استاد عبادی هم آموزش دید. قاسمی در كنار دیگر فعالیت هایش كار حرفه ای موسیقی را با آهنگسازی، نوازندگی و همكاری در تنظیم قطعات نوار «گل صدبرگ» آغاز كرد و با آهنگسازی برای نمایش های خود و دیگران ادامه داد. گروه «مشتاق» را به وجود آورد و همراه با خوانندگانی چون محمدرضا شجریان و شهرام ناظری، بیژن كامكار و ... به اجرای كنسرت در كشورهای مختلف اروپا، آمریكا و شوروی سابق پرداخت.
در همین زمینه می توان به CD دشتی - ماهور در پاریس، نوار بداهه نوازی اصفهان - راست پنجگاه، پاریس ،۱۹۸۷ نوار سیاوش خوانی، پاریس ،۱۹۹۰ نوارگل صدبرگ، ،۱۳۶۱ و اجرای دهها كنسرت در كشورهای مختلف اشاره كرد.
و همانطور كه خودش اظهار می دارد، طی سالهایی كه خارج از ایران زندگی می كرده، زندگی را از راه موسیقی گذرانده به موسیقی پرداخته است و بعد از آن فعالیت موسیقی اش را منحصر به یكی، دو روز تدریس در هفته تقلیل داده است.
آشنایی رضا قاسمی با موسیقی، آموزش در ایران نزد اساتید بنام تدریس و اجرای كنسرت در خارج از ایران باعث تألیف یك كار پژوهشی در همین باب شد و كتابی تحت عنوان «موسیقی در تعزیه» از او منتشر شده است.
اما مهمترین وجه زندگی هنری قاسمی نویسندگی است.
او درباره داستان پست مدرن، داستان مدرن و سنتی می گوید:
«حدود چهار قرن است كه رمان نوشته می شود. تمام این راهپیمایی عظیم و پرفراز و نشیب رمان را اگر بخواهیم خلاصه كنیم در مدرن و پست مدرن به راستی چه چیزی را بیان كرده ایم؟ ما اگر همان محدوده اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم را هم بخواهیم در نظر بگیریم به راستی چه وجه مشتركی هست، میان كارهای نویسندگانی مثل جویس، ویرجینیا وولف و پروست با رمان هایی كه در قرن نوزدهم نوشته می شد؟ تازه تفاوت های كار خود اینها با هم مگر كم است؟ مثلاً یكی از مؤلفه هایی كه بعضی از منتقدان برای رمان پست مدرن در نظر می گیرد حضور نویسنده در رمان است. این چه چیزی را تعیین می كند. وقتی ما در «دون كیشوت» كه چهار قرن پیش نوشته شده است حضور نویسنده را می بینیم. اما مهمترین دغدغه پست مدرنیسم یعنی «واقعیت» را كه از قضا دغدغه دائمی رمان نویسان هم بود در نظر بگیریم باز هم به جایی نخواهیم رسید. چرا كه به یك معنا تاریخ رمان چیزی نیست مگر تاریخ دغدغه های رمان نویسان برای جست وجوی تعریف تازه ای از واقعیت.»
دو سال در دانشگاه «ونسن» در مقطع دكترا تحصیل كرد؛ اما دوره را ناتمام رها كرد. در پاریس دو نمایشنامه «حركت با شماست مركوشیو» و «تمثال» را نوشت و در زمینه نمایشنامه نویسی برای همیشه با عالم تئاتر وداع كرد؛ اما «همنوایی شبانه اركستر چوب ها» نخستین رمان او در سال ۱۳۸۰ در ایران منتشر شد كه توانست توجه بسیاری از منتقدان را به خود جلب كند و مورد توجه جایزه «كتاب سال منتقدان و نویسندگان مطبوعات» و «بنیاد گلشیری» قرار گیرد و از سوی جایزه «مهرگان ادب (پكا)» نیز تحسین شد.
رمان «همنوایی شبانه اركستر چوب ها» از آن جهت كه موضوعی خرد و كوچك است و نویسنده اش آن را با هوشیاری تمام به وضعیت كل بشری نسبت داده است خاصیت میكروكوسم (Microcosme) دارد و كمتر نویسنده ای می تواند از این ویژگی بهره بجوید و این رمان از این حیث بسیار قابل توجه است.
رضا قاسمی توانسته دو عامل تخیل و دانش را با هم بیامیزد و حاصل آن رمانی شود كه توجه بسیاری را در داخل و خارج از كشور به خود جلب كند. او نویسنده ای است كه آثارش از همان ابتدا رئالیست بود ولی دغدغه شدیدی برای ایجاد فرم داشته اما این دغدغه هیچ گاه او را پایبند فرم نكرده است تا او تفكر و اصالت را زیر پا ببرد. او نویسنده ای متعهد از آن دست نویسنده هایی است كه اسطوره ها و نمادها ركن اصلی آثارشان محسوب می شوند.
او نویسنده ای است كه با آگاهی و پایبندی به اصول از زبان كهن استفاده می كند و با این روش نوعی درهم آمیختگی زمانی یا بی زمانی پدید می آورد.
نمایشنامه «معمای ماهیار معمار» در سال ۱۳۴۶ در تهران نوشته شد و در سال ۱۳۸۲ توسط انتشارات نیلوفر به چاپ رسید. این نمایشنامه كه از ده صحنه تشكیل شده است نخستین بار در تیرماه ۱۳۶۵ با طراحی، آهنگسازی و كارگردانی رضا قاسمی، به مدت ۲۲ شب، در سالن اصلی تئاتر شهر به صحنه آمد.
«حركت با شماست مركوشیو» نیز عنوان مجموعه ای از نمایشنامه های رضا قاسمی است كه نمایشنامه های «فرشته ای با پاهای چوبی، نامه هایی بدون تاریخ از من به خانواده ام و بالعكس و كسوف» را دربرمی گیرد.
مركوشیو در نمایشنامه قاسمی یكی از اشخاص نمایش های پینتر است كه با همان حال و هوا گره خورده است اما آنچه در آثار قاسمی نمود و ارزش خاصی دارد استفاده او از اسطوره است و همانطور كه خودش اظهار می دارد: «در نمایشنامه «صفیه موعود» كه در سال ۱۳۵۰ نوشته ام و روی «منطق الطیر» و «گیلگمش» كار كرده ام، یا «چو ضحاك شد بر جهان شهریار» (سال ۱۳۵۱) روی اسطوره ضحاك كار كردم، (هاروت و ماروت رمان «چاه بابل» برای نخستین بار در این نمایشنامه ظاهر می شوند.»)
شایان ذكر است نمایشنامه «حركت با شماست مركوشیو» در سال ۱۹۹۶ توسط رادیوی فرانس كولتور اجرای نمایش شد.از دیگر آثار رضا قاسمی رمان «چاه بابل» است كه پس از آنكه اجازه چاپ نگرفت به صورت pdf در دوات - وب سایت ادبی و پایگاه اینترنتی رضا قاسمی - منتشر گردید و این اثر هم مانند رمان قبلی از محبوبیت و مقبولیت خاصی برخوردار شد، اما در سوئد چاپ و منتشر گردید.
نویسنده در رمان «چاه بابل» سعی بر آن دارد تا در مسیر روایت داستان از افسانه و اسطوره وام گیرد و با نگاهی خاص به پیرامونش می نگرد؛ نگاهی كه مختص خود اوست و توانسته همین محبوبیت را برای او به ارمغان بیاورد.
از نظر خودش «چاه بابل» جست وجویی است برای تكامل تكنیكی كه در «همنوایی شبانه اركستر چوب ها» پیدا شده بود. روایت رمان در چاه بابل در سه سطح پیش رفته است؛ روزمره، تاریخ، اسطوره.
از دیگر آثار او می توان به «حلقه گمشده آمار» مقالاتی درباب رمان كه بین سال ۲۰۰۱ - ۱۹۹۵ نوشته شده است اشاره كرد.
«دیوانه و برج مونپارناس (۲۰۰۲)» رمان آنلاین است كه در سایت رضا قاسمی می توان آن را خواند.
ژرا مودال یك منتقد فرانسوی در روزنامه لوموند درباره جهان داستانی رضا قاسمی بخصوص رمان (همنوایی ...) چنین می گوید: «جهان رضا قاسمی، نویسنده ایرانی حیرت انگیز است. سیاره كوچك او مملو است ازشاعران، موسیقیدانان، عشاق، دیوانگان و فرشتگانی كه به نظر می رسد ریشه در یك افسانه ایرانی دارند.» نقدهایی كه درباره كارهای رضا قاسمی می بینیم همگی نشان از حضور نویسنده ای دارد كه كارهای شایسته و قابل تأملی از خود به جا گذاشته است و این امیدواری را به وجود می آورد كه در سالهای نه چند دور از او رمان های دیگری نیز بخوانیم.