| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
38
|
243
|
91/3/12 (11:28)
|
|
||
|
|
47
|
146
|
91/2/8 (14:23)
|
|
||
|
|
8
|
226
|
90/8/27 (14:37)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
90/7/21 (15:21)
|
|
||
|
|
11
|
25
|
90/7/12 (21:33)
|
|
||
|
|
4
|
66
|
90/7/12 (21:31)
|
|
||
|
|
3
|
21
|
90/7/12 (21:29)
|
|
||
|
|
4
|
34
|
89/2/6 (21:29)
|
|
||
|
|
2
|
35
|
88/1/1 (10:25)
|
|
||
|
|
2
|
16
|
88/1/1 (09:57)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
87/12/22 (20:13)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/7/22 (21:38)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/7/22 (21:35)
|
|
||
|
|
55
|
151
|
87/7/14 (17:40)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/6/25 (04:06)
|
|
||
|
|
12
|
35
|
87/3/24 (13:43)
|
|
||
|
|
5
|
45
|
86/7/23 (18:00)
|
|
||
|
|
2
|
50
|
86/7/23 (17:59)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
86/7/23 (17:56)
|
|
||
|
|
6
|
43
|
85/7/12 (20:06)
|
|
سیستان : s?-st?n [ = سگستان ، په. sag?st?n = سگزتان = سجستان ، معر. از ، سگ = سك = سكه saka ( قوم ) + ستان ، پس.. مكان ]
نام قدیم آن زرنگ (پب. zarana ، zaranka ) بود . پس از مهاجرت سكه ها ( سكا ، اسكوت ، اسكیث ، سیت ) در زمان فرهاد دوم اشكانی ( 136 - 128 ق م. ) و اردوان دوم ( 127 - 124 ق م. ) بطرف جنوب ، گروهی از آنان در زرنگ مستقر شدند . از این زمان زرنگ بنام آنان سكستان خوانده شد .
1 - سیستان سرزمینی پست است كه در دنباله كوههای مركزی و شرقی ایران بین كوههای مكران و نجد هشتادان و كوههای افغانستان قرار گرفته ، و آن از اراضی شن زاری است كه سیلابهای نواحی مجاور در گودالهایش جمع شده و دریاچه ها و باتلاقهای هامون و گودزره را تشكیل داده است . در خاك سیستان رود هیرمند ( هیلمند ) جاری است كه از كوههای افغانستان سرچشمه می گیرد و وارد خاك ایران می شود . وسعت سیستان 4412 كیلومتر مربع است كه از این مقدار حدود 3000 كیلومتر مربع دایر و بقیه باتلاقی است . محصولات سیستان گندم ، جو ، پنبه و تنباكو به مقدار كم كاشته می شود . مركز سیستان شهر زابل است . سیستان یكی از انبارهای گندم ایران بود ولی اخیرا بر اثر سدی كه بر رود هیرمند در خاك افغانستان بسته اند آب آن كم شده و سطح كاشت در سیستان بسیار تقلیل یافته است .
زابل .
رَپیثوین ، سروَر گرمای نیمروز
رپیثوین1 سروَر گرمای نیمروز و سروَر ماه های تابستان و قرینه لازم و سودبخشی برای تیشتر است . خورشید پیش از ورود شر ، هنگامی كه بی حركت در بالای جهان ایستاده بود ، در پایگاه رپیثوین قرار داشت . بنابر این رپیثوین سروَر جهان آرمانی است . به عقیده زرتشتیان اهوره مزدا در زمانی از روز كه متعلق به رپیثوین است ، قربانی كرد و از آن آفرینش به وجود آمد . در پایان جهان نیز ، در زمان متعلق به رپیثوین است كه رستاخیز به انجام می رسد . بنا براین ، او فقط سروَر زمان اولیه نیست ، بلكه سروَر زمان "بازسازی جهان" 2 نیز هست . او در زیر زمین پناه می گیرد و آب های زیر زمینی را گرم نگاه می دارد تا گیاهان و درختان نمیرند . بازگشت سالانة او در بهار بازتابی از پیروزی نهایی خیر است كه وی بر آن سرپرستی خواهد داشت . هنگامی كه سرانجام شر مغلوب شود و فرمانروایی خدا بر زمین آشكار گردد ،
" . . . ( آن زمان ) شبیه سال است كه در بهاران درختان به شكوفه می آیند . . . ، همانند برخاستن مردگان ، برگ های تازه از شاخه های گیاهان و در ختان خشك بیرون می آیند و بهاران موسم شكوفه دادن است . " (زادِسْپَرَم ، فصل 34 بند 27 ، بویس ، رپیثوین و نوروز ،)
جشن رپیثوین بخشی از جشن نوروز است ، هم روز نو در سال واقعی است و هم روز نو در زمان آرمانی آینده . آمدن رپیثوین به زمین ، زمان شادی و امید به رستاخیز است ، نمادی است از پیروزی نهایی و همیشگی آفرینش نیك . آنجا سیستان سرزمین شگفتیهاست1 .
سیستان در جنوب شرقی ایران قعلی قرار دارد وبین اراضی خراسان وبلوچستان واقع است. مركز آن شهرستان زابل است واین ایالت در حدود بیش از 185 هزار نفر جمعیت و700 دهكده دارد. قدیمترین نام ای سرزمین زرنگ (معرب آن – زرنج) بوده است كه تا حمله سكاها بهمین نام خوانده میشده است،سپس بواسطه آمدن سكاها به این سرزمین نام این منطقه سگستان (عربی) سجستان،زابلستان (بخاطر نام شهر زابل) ملك نیمروز وبالخره امروز سیستان نامیده میشود2 . سیستان در زمان هخامنشیان یكی از مهمترین ساتراپیها محسوب میشده است كه در نبشتههای بجامانده از آن عصر از این محل بارها ذكر شده است بنا بگفته مورخین یونانی داریوش كبیر در هنگام جنگ به ساكنین آنجا به ویژه به تیره آریاسپی3 لقب اورگاتا4 داده است. سیستان در افسانههای ایران اهمیتی بسزا داشته است واحتمالاً یكی از مراكز دین زرتشت بوده وبر طبق روایات زردشتی سه پسر زردشت از كنار هامون سیستان ظهور خواهند كرد5 سیستان زادگاه رستم است وبنا به روایات شاهنامه فرمانروای سیستان بمعنی وسیع آن یعنی زابل یا زابلستان،بست،غزنهوكابلستان بوده است6 واصولاً سیستان موطن ومقر پهلوانان باستانی ایرانی معرفی شده است7 .
تمام خاك سیستان در گذشته بوسیله آب رودخانه هیرمند كه در آن جاری بوده مشروب میگردیده است (شكل 1) واین اراضی در میان رودخانه هیرمند8 ودریاچه هامون وگودزره9 بصورت دلتائی بوده است10 وبه علت حاصلخیزی این ناحیه در قدیم آنرا (مصر ایران) مینامیده اند وجغرافیدانهای عرب در قرون وسطی تمام قسمت شرقی ایران را خراسان یعنی كشور خورشید نامیده اند11 . تمام اراضی سیستان سابق فعلاً جزء كشور ما نیست زیرا پس از تشكیل كشور افغانستان فقط قسمت كوچكی از سیستان سابق بنام شهرستان زابل در ایران باقی ماند وقسمت بیشتر آن ضمیمه خاك افغانستان گردید12 . با كشف آثار فراوان مربوط به دوران پیش از تاریخ در سیستان13این موضوع به اثبات رسیده است كه این محل پیش از آمدن هند واروپائیها ویا گروه آریائی محل سكونت اقوام مختلفی بوده است15 از جمله آثار پیش از تاریخ این ناحیه سفالهای سیاه وقرمز رنگ مكشوف از قبرستان ابراهیم خان است كه در 110 كیلومتری مغرب شهر زابل در جنوب جاده زاهدان به زابل واقع است،همچنین آثار مهمی از شهر سوخته در 67 كیلومتری غرب زابل در شمال جاده زاهدان زابل كشف شده است كه تقریباً مربوط به اواخر هزاره پنجم واوایل هزاره چهارم پیش از میلاد است15 در این محل آثار یك آتش سوزی عظیمی را میتوان مشاهده نمود. سیستان در دوران هخامنشیان،اشكانیان وساسانیان نیز بسیار آباد بوده ویكی از مهمترین مراكز عمده آن عصر محسوب میشده است.
در دوران اسلامی زمانی آباد وزمانی ویران شده است در زمان حمله مغول وتاتاربه ایران ساكنان این ناحیه به علت ایستادگی،مقاومت و مبارزه مردانه مورد خشم وغضب مهاجمین قرار گرفته وپس از شكست اهالی سیستان تمام شهرها ودهات آنها ویران گردید.
ولی اینرا هم باید ذكر نمود كه وزش بادهای معروف در سیستان برای آن سامان نعمتی بشمار میرود زیرا پشه ومگس ومیكروبهای حصبه وآبله وسایر ناخوشیها را از بین میبرد وبدون وزش این باد زندگی درماههای تابستان امكان پذیر نیست ظاهراً منشاء این بادها پامیر است كه از آنجا بطرف سرحد ایران وافغانستان منتقل میشود16 .
از آثار پیش از اسلام این منطقه میتوان آثار كوه خواجه (غرب زابل) (شكل 2) وتپه كركوی (واقع در بخش میانكنگی مجاور مرز افغانستان) وآتشكدهةای آنجا (كنار قریه كمك واقع در بخش شهركی وناروئی) وقلعه شهرستان (نام امروزی آن تپه شهرستان) وقلعه سام یا قلعه سار (نزدیك ناحیه سه كوهه در بخش شیب آب)،خمك وقلعه تپه (نزدیك قاسم آباد واقع در شرق زابل)17 ودهانه غلامان (واقع در 44 كیلومتری جنوب شهر زابل) را نام برد18 .
رام شارستان19 واگریاسپ20 ودر انجیانا21 پایتختةای سیستان در زمان اسكندر مقدونی بوده كه خرابههای آنها امروز در دلتای تراكو22 بنام رامرود معروف است23.
توضیح اشكال – نقشه ای كه هیئت باستانشناسی ایتالیائی از ناحیه كاوش فراهم نموده است
از آثار دوران اسلامی سیستان میتوان آثار رام رودی نمرودی (در 100 كیلومتری غرب شهر زابل) وبی بی دوست (در فاصله 17 كیلومتری شمال شرق زابل)،زاهدان كهنه (محلی كه تیمور در آنجا یك پای خود را از دست داد)،مناره یا میل قاسم آباد را ذكر نمد وچون امكان بحث وگفتگو درباره تمام آثار فوق الذكر در این مقاله كوتاه میسر نیست فقط درباره یكی از آثار دوران هخامنشی كه بكار نگارنده نیز نزدیك تر است میپردازیم:
دهانه غلامان در 44 كیلومتری شهر زابل و4 كیلومتری قلعه نو واقع است (شكل 3) كه در پائیز سال 1343 خورشیدی هیئت علمی ایتالیا24 با همكاری مأموران اداره كل باستانشناسی تحقیقات وحفاریهای جالبی در آن بعمل آوردند. در قسمت شمال غرب دامنه دهانه غلامان آثار یك معبد(؟) مربوط بدوران هخامنشی كشف وخاكبرداری گردید كه بابعاد 54*54 متر میباشد. در چهار گوشه این معبد چهار برج دیده بانی وجود داشته است برای ورود باین معبد فقط یك در ضلع جنوبی موجوداست این معبد در دونوبت مورد استفاده قرار گرفته وبنای آن دو طبقه است.
عكس هوائی محوطة داخلی آثار كوه خواجه
تمام بناها در دهانه غلامان از گل خام وباصطلاح امروزی چینه است وخاك بقدری نرم وچسبنده است كه وقتی با آب مخلوط شد از آجر هم سخت تر ومحكمتر میگردد25 وبهمین دلیل از زیر شنهای بیابان تقریباً سالم بیرون آورده شده است. در قسمت شمال دهانه غلامان یك بنای بزرگی پیدا شد كه بشكل مستطیل وبابعاد 43*60/53 متر میباشد كه دارای 45 اطاق اصلی ودو اطاق الحاقی است. ئر قسمت شمال ومشرق این بنا 12 اطاق،جنوب 10 اطاق ومغرب 11 اطاق قرار دارد وتمام اطاقها بشكل مستطیل وبابعاد 40/30*20/5 متر میباشند وزوایای اطاقها نیز اكثراً 90 درجه تمام ویا نزدیك به 90 درجه هستند (شكل 4) این بنا فقط یك در دارد كه در قسمت مشرق واقع است پس از گذشتن از تنها در ورودی این بنا وداخل شدن به حیاط میتوان از سه دری كه در قسمت شمال ویا سه در مشرق ویا دو در جنوب ویا دو در مغرب به اطاقهای اطراف داخل شد. در داخل این بنا عظیم ستونهای قطوری بابعاد 110*110 سانتیمتر وجود داشته كه در قسمت شمال وجنوب 9 ومشرق ومغرب 7 ستون دارد كه در بعضی قسمتها ستونها در دو ردیف میباشد .
ساختمان شماره 3 ازطرف جنوب 4- نقشه ساختمان شماره 3 كه در سال 1963 خاكبرداری وحفاری گردید 3- منظره ای از دشتهای مجاور دهانة غلامان مصالح ساختمانی در تمام ابنیه دهانه غلامان اكثراً از خشت خام میباشد كه بابعاد 51*51 سانتیمتر وقطر 11 ویا 10 سانتیمتر است بجز آثار ذكر شده تعداد زیادی آثار سفالی وسنگهای آسیاب دستی واشیاء كوچك چوبی واستخوانهای كُراز و چنداثر مْهر برروی گٍل وآثار ساختمانی وغیره نیز پیدا شده است.. در اطراف حیاط مركزی اطاقهای متعدد ودر چهار طرف آن رواق یا ایوان ستون داری وجود داشته است در داخل حیاط سه سكوی گلی قرار دارد كه ارتفاع آنها كمی بیشتر از یك متر بوده وبوسیله چند پله بآن راه مییافته اند وآثار سوختگی روی این سكوها كاملاً هویدا است. كشف آثار دهانه غلامان از چند نظر دارای حائز اهمیت است اولاً نقطه توجه ودقت باستانشناسان ومحققان اكثراً معطوف به نواحی شمال ومغرب وجنوب ایران وبخصوص اطراف بین النهرین بوده است27 وجهت شناخت تمدنهای باستانی كمتر توجهی به مناطقی مثل سیستان وبلوچستان وكویر داشته اند ثانیاً پیش از تحقیق وحفاری در این محل اكثر دانشمندان وباستانشناسان در كتب خود «بكار بردن سنگهای بزرگ وحجیم بدون ملاط» را از ویژگیهای معماری هخامنشی دانسته اند در حالی كه در این جا مصالح اصلی از گل خام بوده است (مثل شهر بلخ ویا ساختمانهای دوران پادشاهی داریوش اول كه یكی از نمونههای آن بنای معروف خزانه داریوش در تخت جمشید).
محله ای مخصوص برای برافروختن آتش در ساختمان شماره 3
معماری تخت جمشید وپاسارگاد وشوش وغیره نموداری از هنر شاهی آن زمان است ونمیتواند مبین واقعی مردم آن دوران كه سازندگان وبرپاكنندگان تخت جمشید وپاسارگاد وغیره میباشند باید مأوا ومحل سكونت و لوازم آنها را كشف وحفاری وتحقیق نمود28 . امیدوار است حفاریهای اخیر همكاران گرامی ایرانی ما در تخت جمشید بتواند صفحه تازه ای در شناخت فرهنگ وهنر مردم عادی آن زمان بگشاید. موضوع سوم طاقهای بیضی شكل اطاقهای اینجاست كه برخلاف سقف وپوشش سایر بناهای تخت جمشید افقی وصاف نیست. همچنین چگونه هنرمندان سیستان توانسته بودند بدون استفاده از آجر طاق بیضی شكل بزنند؟در این مورد باید توجه داشت كه هنرمندان محلی ایران قرنها پیش از هخامنشیها توانسته بودند كه با آجر یا بدون آجر طاق بیضی شكل بسازند كه قدیمترین نمونه چنین طاقی توسط استاد گرامی دكتر نگهبان در حفاریهای اخیر هفت تپه اهواز كشف شده است كه مربوط به اواسط هزاره دوم پ.م. میباشد كه به احتمال قوی خیلی ازفرضیات دانشمندان درباره مبداء واصل طاقها تغییر خواهد یافت واین افتخار نیز نصیب هنر ایران خواهد گشت. بدین سبب عملاً آثار مكشوفه دردهانه غلامان فرضیه فوق الذكر را در مورد بسیاری از مسائل هنری ومعماری رد نموده ومعلوم گردید كه هنر هخامنشی در قید وبند ضوابط وچهاچوبهای زائد قرار نداشته است هنرمندان محلی در هر محل بنابه مقتضیات،آب وهوا وسایر عوامل قادر بایجاد وخلق آثار جالب ومتنوعی بوده اند كه از نظر اصول وسبك وفرم از یك سرچشمه ومنبع هنری بسیار قوی كه همان مكتب هنر هخامنشی است الهام گرفته اند وعملاً هنر هخامنشی تلفیق هنرهای همزمان وبوجودآوردن محیطی برای شگفتگی ذوق وسلیقه واستعداد هنرمندان بوده است. براساس این دلایل وكشفیات بخوبی میتوان ارزش واقعی سرزمینهای غنی ایران را شناخت زیرا هر گوشه كشور ما موزه كامل ونمونه ای است برای معرفی تمدنهای باستانی. منظور از كلمه غنی اینست كه در دل خاكهای كشور پهناور ما دو سرمایه مهم نهفته است: نفت وآثار باستانی29 . كه از دیدگاه علم ودانش واز نظر كیفیت ارزش آثار باستانی بمراتب بیشتر از نفت است بدین سبب برماست كه سرمایههای جاودانی وباستانی،در واقع افتخارات ونوامیس باستانی خود را بهتر بشناسیم ودر حفظ وحراست آنها بیشتر كوشا باشیم.
“پاورقیها“
1_ از مقاله «جغرافیای طبیعی سیستان» بقلم محمد اعظم سیستانی در مجله آریانا شماره (شماره مسلسل 274)چاپ افغانستان 1346 خورشیدی صفحه 14.
2- درباره زبان ولهجههای محلی سیستان نگاه كنید به مقاله ریچارد فرای «سفربیابانك وسیستان وبلوچستان» در مجله دانش سال دوم. 1330 خورشیدی صفحات 527 – 533 ومقاله «ترانههای زابلی» بقلم آقای منوچهر پرشاد در مجله پیام نو جلد 4 شماره 9 صفحه 92 ومقاله «صد واژه سیستانی» بقلم آقای ایرج افشار در مجله یغما سال هفتم،1333 خورشیدی صفحات 460 – 464.
3- Ariaspi به معنی راننده اسب توانا.
4- Ewergata به معنی یاری كننده.
5- سوشیانت یا سوشیانس عنوان هر یك از سه موعود زردشتی ومخصوصاً عنوان آخرین موعود زردشتی كه در اوستا استوت ارت (astvat ereta) خوانده شده واز او به عنوان سوشیانت پیروزگر یاد شده است. سوشیانت مزدیسنان بمنزله كرشنای برهمنان،بودای پنجم بودائیان،مسیح یهودیان،فارقلیط عیسویان ومهدی مسلمانان است: دایره المعارف فارسی جلد اول. به سرپرستی غلامحسین مصاحب،چاپ تهران 1345 خورشیدی .
6- دایره المعارف فارسی فوق الذكر صفحه 1406.
7- درباره گفتار فردوسی نگاه كنید به شاهنامه فردوسی «داستان منوچهر» ابیات شماره 297،1632،1818 و«داستان نوذر» ابیات شماره 399،1351 و «داستان كیكاوس» 550،1028 و«داستان كیخسرو»356،1107،1130،300 و«داستان كشتاسب» 994،1021،1153،2517،2569،3027،3356،3662،3859،4112،4174،4363 و«داستان بهمن» 33،61.
8-گاهی هیلمند ذكر شده است.
9-گاهی گودزیره ذكر شده است. برای اجرای مراسم باستانی در سیستان نگاه كنید به كتاب جشنهای باستانی ایران از آقای علی خوروش دیلمانی. بخش پنجم «اجرای مراسم نوروز در سیستان ودر كنار دریاچه هامون» چاپ تهران 1342 خورشیدی صفحات 30 – 37.
10- مقاله «كلیات راجع به جغرافیای ایران » بقلم ا. بونیغاسیوا (A. Bonifacio) در كتاب تمدن ایرانی ترجمه دكتر عیسی بهنام چاپ تهران 1337 خورشیدی .
11- نگاه كنید به كتاب تاریخ تمدن ایران. تهران 1338 صفحه 32 از نشریات مؤسسه مطبوعاتی گوتمبرك.
12_ تقسیم سیستان بین افغانستان و ایران در سال 1872 سرفردریك گولدسمید از طرف تعیین دولت بریتانیا به ریاست «كمسیون سیستان» انتخاب گردید. ولی كارهای تعیین خط سرحدی را هیئت دیگری به ریاست سرهنگ سرهنری مك مائن (ماكماهون) در سالهای 5- 1903 انجام داد. بموجب این تقسیم از تمام سیستان 7380 كیلومتر مربع به ایران تعلق گرفت: دایره المعارف فارسی فوق الذكر صفحات 1406- 1407.
13- درباره جغرافیا وجغرافیای تاریخی سیستان نگاه كنید به مقاله «رود هیرمند» بقلم آقای محمد علی مخبر در شماره 5 جلد 2 مجله یادگار صفحات 34 – 40 ومقاله «دیداری از سیستان» بقلم آقای ایرج افشار در شماره 7 مجله یغما 1333 خورشیدی صفحات 460 – 464 و534- 541 ومقاله «داور یا زمین داور» در جلد 1 شماره 4 مجله آریانا 1324 خورشیدی صفحات 16 – 23.
14- برای بعضی از مطالب جالب درباره سیستان نگاه كنید به مقاله «جنگ كاری در سیستان» بقلم آقای مهندس محمد حسن جزیره ای در نشریه بنگاه جنگلها شماره 5 و6 سال 4 مرداد وشهریور 1332 صفحه 27 ومقاله «سدهای سیستان» در مجله آب شماره 3 دوره 2 فروردین 1335 ومقاله «سیستان» در مجله آهنگ شماره 1 سال 3 ومقاله «سیستان امروز وسیستان آتیه» در مجله فلاحت وتجارت شماره 2 صفحات 71 –76.
15- در شماره اول مجله باستانشناسی وهنر كه تاریخ چاپ آن زمستان 1347 ذكر شده ولی در سال 1348 توزیع گردیده است در قسمت «فعالیتهای باستانشناسی از فروردین تا آذر 1347» در صفحه 85 چند سطری راجع به حفاری هیئت مشترك باستان شناسی ایران وایتالیا به ریاست پروفسور گیوزپ توچی ذكر شده است.
16- برای بادهای فوق الذكر نگاه كنید به كتاب تاریخ ایران اثر سرپرسی سایكس (ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی) جلد اول چاپ دوم تهران 1335 خورشیدی از صفحه 5 وكتاب جغرافیای مفصل ایران اثر مسعودكیهان جلد دوم چاپ تهران 1311 خورشیدی صفحه 127. هم چنین آقای Tate نقشه بردار وباستانشناس،اطلاعات جالبی درباره سیستان منتشر كرده است:
A-Investigations in Seistan .
B-The Frontier of Baluchistan.
C-Coins and Seals collected in Siestan.
D-Seistan: A memoir on the history of Seistan
17- برای آثار باستانی سیستان نگاه كنید به كتاب فهرست بناهای تاریخی و اماكن باستانی ایران چاپ تهران اسفند 1345 خورشیدی صفحه 56.
18- راجع به حفاری دهانه غلامان نگاه كنید به كتاب East and West شماره1 و 2 جلد 16 چاپ رم. 1966.
19- Ramsharestan
20- Agriaspa
21- Drangiana
22- Taraku
23- Ramrud0 از مقاله آقای محمد اعظم سیستانی فوق الذكر صفحه 16.
24- در سالهای اخیر از طرف دانشمندان ایتالیائی تحقیقات دامنه داری در منطقه سیستان بعمل آمده است كه چند كتاب مهم در این باره منتشر شده است از جمله:
Paolo Daffina, L Immigrazione Del Saka Nella Dran-giana, Vol. IX Roma 1967
Gherardo Gnoli Ricerche Storiche Sul Sistan Antico, Vol. X Roma 1967
كه هر دو از طرف مؤسسه
Istiyuto Italiano Per il Medio ed Estremo
Oriente (Gentro studi E Scavi Archeologic in Asia )
منتشر شده است.
25- درباره این حفاری آقای دكتر عیسی بهنام نیز مقاله ای بنام «سیستان در دوران هخامنشی» در شماره 69 مجله هنر و مردم تیرماه 1347 خورشیدی در صفحات 5-9 نگاشته اند.
26- نگاه كنید به كتاب East and West فوق الذكر صفحات 9-24.
27- در مورد سیستان مقالات و كتابهائی نیز در ایران منتشر شده است كه در بررسی این منطقه نگارنده از آنها هم سود جسته است. مقاله آقای حبیب الله صمدی در گزارشهای باستانشناسی جلد سوم تهران 1334 خورشیدی. مجله ایرانشهر كه از طرف یونسكو در چاپخانه دانشگاه تهران طبع گردیده. 1342 خورشیدی. جلد اول صفحه 88-91 و جلد دوم صفحه 1224. كتاب تاریخ سیستان به تصحیح ملك الشعرای بهار. تهران 1335- و كتاب تاریخ تمدن ایران از انتشارات مؤسسه مطبوعاتی گوتمبرك تهران 1338.
28- مقاله «نقوش زن در هنر هخامنشی» در شماره مسلسل 65 و 66 شماره اول و دوم سال شانزدهم مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آذرماه 1347 خورشیدی صفحات 111-115 بقلم نگارنده.
29- سخنرانی آقای دكتر غلامعلی همایون در برنامه مرزهای دانش رادیو ایران در تاریخ بهمن ماه 1347
1. Rapithwin
2. فرشگرد نك به ص 31 . ( م )
او گفت: با انجام چنین اقدام هایی می توان از مدفون شدن روستاها در زیر شن های روان جلوگیری كرد.
یكی از كشاورزان زابل نیز همكاری مردم را با مسئولا ن برای مبارزه با حركت شن های روان و تثبیت آن ها ضروری دانست.
اسماعیل سرحدی افزود: ایجاد بادشكن مرده نه تنها مكانی برای جمع شدن شن های روان و كانون شن در منطقه می شود، كه از گرد و غبار ناشی از شن های روان نیز در مواقع توفان جلوگیری نخواهد كرد.
وی خواستار توجه جدی مسئولا ن بر ایجاد و توسعه پوشش گیاهی در زابل شد. در عین حال رضا سنچولی یكی دیگر از كشاورزان زابل خواستار تداوم بادشكن مرده در كنار روستاها شد و افزود: ساخت بادشكن مرده در سال جاری، علا وه بر ایجاد شغل برای كشاورزان، موجب شده است هر كشاورز در حدود هزار متر بادشكن مرده در كنار زمین زارعی خود ایجاد كند.
رئیس اداره منابع طبیعی زایل نیز گفت: تداوم خشك سالی در منطقه سیستان برشدت بادها و افزایش گرد و غبار در منطقه افزوده و پوشش گیاهی را از بین برده است.
جواد فرقانی افزود: تنها راه تثبیت شن های روان، احیای پوشش گیاهی در منطقه است و لا زمه ایجاد پوشش گیاهی وجود آب است.
وی گفت: در سال گذشته، منابع طبیعی زابل در حدود هزار هكتار از زمین های منطقه را با مشاركت مردم نهال كاری كرده كه نتیجه خوبی داشته است.
وی افزود: در سال های آینده نیز برای جلوگیری از حركت شن های روان به زمین های منطقه، نهال كاری و پوشش گیاهی انجام می شود.
وی گفت: در سال گذشته ??? كیلومتر بادشكن مرده در دریاچه هامون ساخته شد كه به نحو بسیار مطلوب و چشمگیر، حركت شن های روان را متوقف كرده است و بنا به درخواست های مكرر مردم، در سال آینده این طرح ادامه می یابد.
فرقانی ادامه داد: قبلا كانون های بحران شن های روان در منطقه محدود بود ولی اكنون با توجه به خشك سالی های اخیر، بستر نهرها، كشتزارها و دریاچه خشك هامون با وسعت ??? هكتار، به كانون های بحران شن در زابل افزوده شده است