userinfo close

  ,

سیستان


reza_sistan

تاسیس: 22 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا میلفندرسکی - معاونان
اعضا محترم کلوب سیستان توجه نمایید که آلبوم تصاویر ، مقالات کلوب و لینکستان کلوب تنها توسط مدیر و ادامه »

اعضا محترم کلوب سیستان توجه نمایید که آلبوم تصاویر ، مقالات کلوب و لینکستان کلوب تنها توسط مدیر و یا معاون کلوب قابل بروز رسانی می باشد .
در صورتی که تصویر ، لینک ویا مقالات مرتبط با موضوع این کلوب دارید به مدیر و یا معاون این کلوب اطلاع دهید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
c T
38
243
91/3/12 (11:28)
47
146
91/2/8 (14:23)
8
226
90/8/27 (14:37)
0
2
90/7/21 (15:21)
11
25
90/7/12 (21:33)
4
66
90/7/12 (21:31)
3
21
90/7/12 (21:29)
4
34
89/2/6 (21:29)
2
35
88/1/1 (10:25)
2
16
88/1/1 (09:57)
0
6
87/12/22 (20:13)
0
3
87/7/22 (21:38)
0
5
87/7/22 (21:35)
c T
55
151
87/7/14 (17:40)
0
1
87/6/25 (04:06)
12
35
87/3/24 (13:43)
5
45
86/7/23 (18:00)
2
50
86/7/23 (17:59)
3
29
86/7/23 (17:56)
6
43
85/7/12 (20:06)

عنوان بحث

حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 23:56 1384/06/26

تاریخ سیستان

شهر سوخته‌باپیشینه پنج هزارساله و شهرت جهانی بهشتی برای باستانشناسان برای كشف نخستین‌های تمدن پیشرفته واعجاب انگیز بشر بوده و مسحوركننده ذهن و چشم جهانگردان است.

این شهر باستانی با‪ ۱۵۰‬هكتار وسعت در ‪ ۵۵‬كیلومتری شهر زابل در سیستان وبلوچستان واقع‌است.

شهرسوخته كه‌ازنخستین تمدن‌های بشری درجهان محسوب شده تاكنون شمار زیادی ازباستانشناسان و محققان بین‌المللی را در‪ ۱۰۰‬سال اخیر به خود جلب كرده و هنوز هم تحقیقات دانشمندان داخلی و خارجی برای كشف زوایای بیشتر آن ادامه دارد.

تحقیقات باستان شناسان نشان می‌دهد كه ساكنان شهرسوخته در پنج هزار سال قبل در اوج تمدن و پیشرفت درعرصه هنر وصنعت به سر می‌برده‌اند.

شهرسوخته وتمدن هوشمند و خلاق آن با بیش از پنج هزار سال قدمت به عنوان بزرگترین استقرار شهرنشینی درنیمه شرقی فلات ایران نمونه‌ای منحصر به فرد و حكایت گر واقعی علم، صنعت و فرهنگ گذشته‌های دور سیستان است.

اندك شهرهای باستانی شامل شوش ، تپه ملیان در ایران و موهنجار و در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهرسوخته زابل برابری دارند.

سیستان و به خصوص شهرسوخته از لحاظ موقعیت خاص اقلیمی، سیاسی و فرهنگی مركز ارتباطات تمدن‌های بزرگ ماوراء‌النهرین، بین النهرین و هند وچین به شمار می‌رفته است.

البته هنوز هیچ كس نام اصلی این شهرباستانی را نمی‌داند اما حدسیات باستان شناسان این محوطه را شهرسوخته نام نهاده است.

می‌توان گفت، "كلنل بیت " (‪Colonel bit)‬انگلیسی نخستین كسی بود كه در دوره قاجار در حین بازدید از سیستان این محوطه باستانی را دیده است.

براساس آثار موجود ومكشوفه باستانی،سرزمین سیستان و به خصوص شهر سوخته از گذشته‌های دور دارای تمدن فرهنگی بسیار شكوفا بوده‌است.

"سراورل اشتین " باستان شناس معروف انگلیسی پس از كلنل بیت توانست اطلاعات مفیدی از محوطه‌های شهرسوخته زابل بدست آورد و آنها را از نظر علمی بررسی و به جهانیان معرفی كرد.

نخستین دوره كاوش‌های باستانی درشهر سوخته ازسال ‪ ۱۳۴۶‬هجری شمسی توسط هیات باستان شناسی از كشور ایتالیا به سرپرستی " مارتیسو توزی " آغاز شد و از سال ‪ ۱۳۵۳‬تاكنون به سرپرستی دكتر "سیدمنصور سید سجادی" ادامه یافته است.

دومین دوره كاوش‌های علمی محوطه باستانی شهرسوخته از سال ‪ ۱۳۷۶‬توسط كارشناسان سازمان میراث فرهنگی كشورمان به سرپرستی دكتر"سیدمنصورسیدسجادی " آغاز شده وهمچنان هم ادامه دارد.

سرپرست گروه باستان شناسی شهرسوخته زابل می‌گوید: شهرسوخته از وسیع‌ترین و غنی‌ترین محوطه‌های باستانی موجود در بخش فلات شرقی ایران به شمار می‌رود كه درطی دوره حیات یكهزار ساله خود از سال ‪ ۳۲۰۰‬تا‪ ۲۱۰۰‬قبل ازمیلاد مركز و پایتخت تمدن‌های حوزه رودخانه هیرمند در سیستان بوده است.

دكتر"سید منصورسیدسجادی"اظهارداشت: ساكنان شهرسوخته با تمدن‌های همزمان خود درآسیای مركزی ،دشت سند و تمدن‌های غرب فلات ایران ارتباطات بازرگانی گسترده‌ای داشته‌اند.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ، طی كاوش‌های سال‌های ‪ ۱۳۷۶‬تا ‪۱۳۷۷‬ ابتدا بخش‌هایی از گورستان وسیع آن مورد بررسی قرار گرفت واز سال ‪۱۳۷۸‬ همراه باادامه بررسی در گورستان شهر كار كاوش در بخش بناها نیز آغاز شد.

شهرسوخته ازبخش‌های مختلفی شامل گورستان، بناهای یادمانی، منطقه مسكونی شرقی، مركزی و بخش صنعتی تشكیل شده است.

تاكنون از میان گورهای حفاری شده درشهرسوخته صدها شی و ماده فرهنگی و ارگانیك بدست آمده كه در زمان حاضر تحت بررسی و مرمت كارشناسان میراث فرهنگی كشورمان قرار دارند.

گورهای كاوش شده در شهرسوخته عمدتا متعلق به دوره‌های دوم وسوم استقرار دراین شهر (‪ (۲۳۰۰ ۲۷۰۰‬پیش از میلاد است.

بررسی‌های انسان شناسی برروی اسكلت‌های یافت شده درشهرسوخته نشان می- دهد كه مسن‌ترین فرد پیدا شده دراین شهر زنی ‪ ۶۰‬ساله بوده است.

همین بررسی‌ها نشان داد كه تراكم سنی مردان در حد فاصل بین ‪ ۲۶‬تا‪ ۵۳‬سال وتراكم سنی زنان بین ‪ ۲۶‬تا‪ ۴۶‬سال بوده است.

بلند قدترین فرد دیده شده در شهرسوخته مردی به بلندای ‪ ۱۹۲/۵‬سانتی متر بوده است و نشان‌دهنده این بود كه مردم این شهر از بیماری آرتروز حاد در رنج بوده‌اند.

در پاییز سال ‪ ۱۳۷۸‬كار كاوش در بخش بناهای یادمانی نیز آغاز شد.

درنخستین سال كاوش دراین بخش بقایای بنای عظیمی ظاهر شد كه در اتاق‌های گوناگون آن بقایای آثار انسانی وجانوری ، مهر ، پارچه ، اشیای چوبی ، سنگی و سفال پیدا شده است.

این بنای عظیم دارای دو رشته پلكان است كه شماره یك آن جنوبی شمالی پلكانی بسیار بزرگ محسوب شده ونظیرآن در هزاره سوم پیش از میلاد دیده نشده است.

كاركاوش دراین بنا تمام نشده وشناسایی كاربرد آن نیاز به ادامه كاوش دارد.

ادامه كار در گورستان و بناهای یادمانی و آغاز كار در بخش‌های صنعتی ومسكونی این شهر همچنان دربرنامه‌های گروه باستان شناس بین‌المللی قرار دارد.

نیمه دوم هرسال با كاوش در شهرسوخته اسرار و زوایای پنهانی از این شهر باستانی برای باستان شناسان و مردم دنیا عیان می‌شود.

تیم ‪ ۲۰‬تا ‪ ۲۵‬نفره از كشورمان را هرساله محققان خارجی از كشورهایی نظیر گرجستان و ایتالیا به عنوان گیاه شناس، باستان شناس و جانورشناس همراهی می‌كنند.

سرپرست تیم باستان شناسی شهرسوخته زابل چندی قبل در گفت وگو با خبرنگار ایرنا گفته بود كه تحقیقات بر روی آثار مكشوفه از مناطق مسكونی و گورستان شهر سوخته نشان می‌دهد مردم این شهر در چهار دوره استقراری بین سال‌های ‪ ۱۸۰۰‬تا ‪ ۳۲۰۰‬قبل ازمیلاد سكونت داشته اند.

دكتر سیدمنصور سید سجادی درابتدا علت نامگذاری شهرسوخته به این نام را سوختن شهر طی دو مرحله در ‪ ۲۷۰۰‬و ‪ ۲۴۰۰‬قبل ازمیلاد ذكركرد.

وی ادامه داد: تا پیش از آغاز كاوش در شهرسوخته ، بسیاری از باستان شناسان و محققان بر این باور بودند كه مراكز فرهنگی و تمدنی تنها در میان رودان، بین النهرین و جنوب غربی ایران قرار دارند.

وی اظهارداشت: اهمیت و وسعت شهر سوخته طی چند سال اخیراین محوطه را از صورت یك محوطه باستانی عادی دوران مفرغ بیرون آورده و بصورت بزرگترین مركز استقرار و در حقیقت مركز اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی در هزاره‌های سوم و دوم قبل از میلاد معرفی كرده‌است.

سرپرست تیم باستان شناسی شهرسوخته زابل بابیان اینكه عمده فعالیت باستان شناسان ومحققان درفصل هشتم، كاوش در گورستان، تهیه نقشه توپوگرافی و تحقیق بر روی گیاهان كشف شده بوده‌است، گفت: دراین فصل كاوش ‪ ۴۵‬گور از گورستان شهرسوخته مورد كاوش و حفاری قرارگرفت.

وی شهرسوخته و به ویژه گورستان این شهر را به دلیل وجود اشیا و ابزار مختلف بسیار غنی تر از دیگر محوطه‌های باستانی دنیا توصیف كرد.

سجادی اظهارداشت: در گورستان شهرسوخته انواع مختلف گیاهان، مواد غذایی سفال، ابزار بازی، انواع پارچه رنگی، نخستین انیمیشن و وسایل آرایشی كشف شده كه‌این خصوصیات شهرسوخته را نسبت به دیگر محوطه‌های باستانی متمایز می‌كند.

وی گفت: با تحقیقات بر روی پارچه‌های رنگی كشف شده در شهرسوخته به این نتیجه رسیدیم كه بزرگترین مجموعه پارچه و مواداورگانیكی دنیا در این شهر وجود دارد.

او پارچه‌های كشف شده درشهرسوخته زابل را ‪۱۲‬نوع عنوان كرد وگفت: تحقیقات بیشتر برروی این پارچه‌ها همچنان ادامه خواهد داشت.

وی شهر سوخته را ازلحاظ تقسیم بندی در بین دیگر محوطه‌های باستانی دنیا بی‌نظیر دانست و افزود: تقسیم بندی محلات مختلف شامل منطقه سكونت، بناهای یادمانی و محل كارگاهای صنعتی مساله‌ای است كه درهیچ شهر باستانی وجود ندارد.

وی ادامه داد: تحقیقات نشان می‌دهد كه باید نزدیك به ‪ ۴۰‬هزار قبر با بیش از چهارمیلیارد ماده فرهنگی درگورستان ‪ ۲۵‬هكتاری این شهر وجود داشته باشد.

او گفت: دو نمونه ازگورهای كشف شده درگورستان شهرسوخته سردابه‌ای و بقیه ساده بوده است.

وی اضافه كرد: تاكنون ‪ ۹‬نمونه گور و نحوه تدفین مردگان در شهرسوخته زابل كشف شده‌است.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دیوید دادمهر , turnoffsystem
دیوید دادمهر - 13:43 1387/03/24
12

سیستان : s?-st?n [ = سگستان ، په. sag?st?n = سگزتان = سجستان ، معر. از ، سگ = سك = سكه saka ( قوم ) + ستان ، پس.. مكان ]

نام قدیم آن زرنگ (پب. zarana ، zaranka ) بود . پس از مهاجرت سكه ها ( سكا ، اسكوت ، اسكیث ، سیت ) در زمان فرهاد دوم اشكانی ( 136 - 128 ق م. ) و اردوان دوم ( 127 - 124 ق م. ) بطرف جنوب ، گروهی از آنان در زرنگ مستقر شدند . از این زمان زرنگ بنام آنان سكستان خوانده شد .

1 - سیستان سرزمینی پست است كه در دنباله كوههای مركزی و شرقی ایران بین كوههای مكران و نجد هشتادان و كوههای افغانستان قرار گرفته ، و آن از اراضی شن زاری است كه سیلابهای نواحی مجاور در گودالهایش جمع شده و دریاچه ها و باتلاقهای هامون و گودزره را تشكیل داده است . در خاك سیستان رود هیرمند ( هیلمند ) جاری است كه از كوههای افغانستان سرچشمه می گیرد و وارد خاك ایران می شود . وسعت سیستان 4412 كیلومتر مربع است كه از این مقدار حدود 3000 كیلومتر مربع دایر و بقیه باتلاقی است . محصولات سیستان گندم ، جو ، پنبه و تنباكو به مقدار كم كاشته می شود . مركز سیستان شهر زابل است . سیستان یكی از انبارهای گندم ایران بود ولی اخیرا بر اثر سدی كه بر رود هیرمند در خاك افغانستان بسته اند آب آن كم شده و سطح كاشت در سیستان بسیار تقلیل یافته است . 

 

  زابل .

 

رَپیثوین ‌، سروَر گرمای نیمروز

رپیثوین1 سروَر گرمای نیمروز و سروَر ماه های تابستان و قرینه لازم و سودبخشی برای تیشتر است . خورشید پیش از ورود شر ، هنگامی كه بی حركت در بالای جهان ایستاده بود ، در پایگاه رپیثوین قرار داشت . بنابر این رپیثوین سروَر جهان آرمانی است . به عقیده زرتشتیان اهوره مزدا در زمانی از روز كه متعلق به رپیثوین است ، قربانی كرد و از آن آفرینش به وجود آمد . در پایان جهان نیز ، در زمان متعلق به رپیثوین است كه رستاخیز به انجام می رسد . بنا براین ، او فقط سروَر زمان اولیه نیست ، بلكه سروَر زمان  "بازسازی جهان" 2 نیز هست . او در زیر زمین پناه می گیرد و آب های زیر زمینی را گرم نگاه می دارد تا گیاهان و درختان نمیرند . بازگشت سالانة او در بهار بازتابی از پیروزی نهایی خیر است كه وی بر آن سرپرستی خواهد داشت . هنگامی كه سرانجام شر مغلوب شود و فرمانروایی خدا بر زمین آشكار گردد ،

 

" . . . ( آن زمان ) شبیه سال است كه در بهاران درختان به شكوفه می آیند . . . ، همانند برخاستن مردگان ، برگ های تازه از شاخه های گیاهان و در ختان خشك بیرون می آیند و بهاران موسم شكوفه دادن است . " (زادِسْپَرَم ، فصل 34 بند 27 ، بویس ، رپیثوین و نوروز ،)

 

جشن رپیثوین بخشی از جشن نوروز است ، هم روز نو در سال واقعی است و هم روز نو در زمان آرمانی آینده . آمدن رپیثوین به زمین ، زمان شادی و امید به رستاخیز است ، نمادی است از پیروزی نهایی و همیشگی آفرینش نیك . آنجا سیستان سرزمین شگفتی‌هاست1 .

 

سیستان در جنوب شرقی ایران قعلی قرار دارد وبین اراضی خراسان وبلوچستان واقع است. مركز آن شهرستان زابل است واین ایالت در حدود بیش از 185 هزار نفر جمعیت و700 دهكده دارد. قدیمترین نام ای سرزمین زرنگ (معرب آن – زرنج) بوده است كه تا حمله سكاها بهمین نام خوانده میشده است،سپس بواسطه آمدن سكاها به این سرزمین نام این منطقه سگستان (عربی) سجستان،زابلستان (بخاطر نام شهر زابل) ملك نیمروز وبالخره امروز سیستان نامیده میشود2 . سیستان در زمان هخامنشیان یكی از مهمترین ساتراپی‌ها محسوب میشده است كه در نبشته‌های بجامانده از آن عصر از این محل بارها ذكر شده است بنا بگفته مورخین یونانی داریوش كبیر در هنگام جنگ به ساكنین آنجا به ویژه به تیره آریاسپی3 لقب اورگاتا4 داده است. سیستان در افسانه‌های ایران اهمیتی بسزا داشته است واحتمالاً یكی از مراكز دین زرتشت بوده وبر طبق روایات زردشتی سه پسر زردشت از كنار هامون سیستان ظهور خواهند كرد5 سیستان زادگاه رستم است وبنا به روایات شاهنامه فرمانروای سیستان بمعنی وسیع آن یعنی زابل یا زابلستان،بست،غزنهوكابلستان بوده است6 واصولاً سیستان موطن ومقر پهلوانان باستانی ایرانی معرفی شده است7 .

 

تمام خاك سیستان در گذشته بوسیله آب رودخانه هیرمند كه در آن جاری بوده مشروب میگردیده است (شكل 1) واین اراضی در میان رودخانه هیرمند8 ودریاچه هامون وگودزره9 بصورت دلتائی بوده است10 وبه علت حاصلخیزی این ناحیه در قدیم آنرا (مصر ایران) مینامیده اند وجغرافی‌دانهای عرب در قرون وسطی تمام قسمت شرقی ایران را خراسان یعنی كشور خورشید نامیده اند11 . تمام اراضی سیستان سابق فعلاً جزء كشور ما نیست زیرا پس از تشكیل كشور افغانستان فقط قسمت كوچكی از سیستان سابق بنام شهرستان زابل در ایران باقی ماند وقسمت بیشتر آن ضمیمه خاك افغانستان گردید12 . با كشف آثار فراوان مربوط به دوران پیش از تاریخ در سیستان13این موضوع به اثبات رسیده است كه این محل پیش از آمدن هند واروپائیها ویا گروه آریائی محل سكونت اقوام مختلفی بوده است15 از جمله آثار پیش از تاریخ این ناحیه سفالهای سیاه وقرمز رنگ مكشوف از قبرستان ابراهیم خان است كه در 110 كیلومتری مغرب شهر زابل در جنوب جاده زاهدان به زابل واقع است،همچنین آثار مهمی از شهر سوخته در 67 كیلومتری غرب زابل در شمال جاده زاهدان زابل كشف شده است كه تقریباً مربوط به اواخر هزاره پنجم واوایل هزاره چهارم پیش از میلاد است15 در این محل آثار یك آتش سوزی عظیمی را میتوان مشاهده نمود. سیستان در دوران هخامنشیان،اشكانیان وساسانیان نیز بسیار آباد بوده ویكی از مهمترین مراكز عمده آن عصر محسوب میشده است.

 

 در دوران اسلامی زمانی آباد وزمانی ویران شده است در زمان حمله مغول وتاتاربه ایران ساكنان این ناحیه به علت ایستادگی،مقاومت و مبارزه مردانه مورد خشم وغضب مهاجمین قرار گرفته وپس از شكست اهالی سیستان تمام شهرها ودهات آنها ویران گردید.

 

 ولی اینرا هم باید ذكر نمود كه وزش بادهای معروف در سیستان برای آن سامان نعمتی بشمار میرود زیرا پشه ومگس ومیكروبهای حصبه وآبله وسایر ناخوشیها را از بین میبرد وبدون وزش این باد زندگی درماههای تابستان امكان پذیر نیست ظاهراً منشاء این بادها پامیر است كه از آنجا بطرف سرحد ایران وافغانستان منتقل میشود16 .

 

از آثار پیش از اسلام این منطقه میتوان آثار كوه خواجه (غرب زابل) (شكل 2) وتپه كركوی (واقع در بخش میانكنگی مجاور مرز افغانستان) وآتشكده‌ةای آنجا (كنار قریه كمك واقع در بخش شهركی وناروئی) وقلعه شهرستان (نام امروزی آن تپه شهرستان) وقلعه سام یا قلعه سار (نزدیك ناحیه سه كوهه در بخش شیب آب)،خمك وقلعه تپه (نزدیك قاسم آباد واقع در شرق زابل)17 ودهانه غلامان (واقع در 44 كیلومتری جنوب شهر زابل) را نام برد18 .

 

رام شارستان19 واگریاسپ20 ودر انجیانا21 پایتخت‌ةای سیستان در زمان اسكندر مقدونی بوده كه خرابه‌های آنها امروز در دلتای تراكو22 بنام رامرود معروف است23.

  

توضیح اشكال – نقشه ای كه هیئت باستانشناسی ایتالیائی از ناحیه كاوش فراهم نموده است

 

 از آثار دوران اسلامی سیستان میتوان آثار رام رودی نمرودی (در 100 كیلومتری غرب شهر زابل) وبی بی دوست (در فاصله 17 كیلومتری شمال شرق زابل)،زاهدان كهنه (محلی كه تیمور در آنجا یك پای خود را از دست داد)،مناره یا میل قاسم آباد را ذكر نمد وچون امكان بحث وگفتگو درباره تمام آثار فوق الذكر در این مقاله كوتاه میسر نیست فقط درباره یكی از آثار دوران هخامنشی كه بكار نگارنده نیز نزدیك تر است میپردازیم:

 

دهانه غلامان در 44 كیلومتری شهر زابل و4 كیلومتری قلعه نو واقع است (شكل 3) كه در پائیز سال 1343 خورشیدی هیئت علمی ایتالیا24 با همكاری مأموران اداره كل باستانشناسی تحقیقات وحفاری‌های جالبی در آن بعمل آوردند. در قسمت شمال غرب دامنه دهانه غلامان آثار یك معبد(؟) مربوط بدوران هخامنشی كشف وخاكبرداری گردید كه بابعاد 54*54 متر میباشد. در چهار گوشه این معبد چهار برج دیده بانی وجود داشته است برای ورود باین معبد فقط یك در ضلع جنوبی موجوداست این معبد در دونوبت مورد استفاده قرار گرفته وبنای آن دو طبقه است.

 

عكس هوائی محوطة داخلی آثار كوه خواجه

 

  تمام بناها در دهانه غلامان از گل خام وباصطلاح امروزی چینه است وخاك بقدری نرم وچسبنده است كه وقتی با آب مخلوط شد از آجر هم سخت تر ومحكمتر میگردد25 وبهمین دلیل از زیر شن‌های بیابان تقریباً سالم بیرون آورده شده است. در قسمت شمال دهانه غلامان یك بنای بزرگی پیدا شد كه بشكل مستطیل وبابعاد 43*60/53 متر میباشد كه دارای 45 اطاق اصلی ودو اطاق الحاقی است. ئر قسمت شمال ومشرق این بنا 12 اطاق،جنوب 10 اطاق ومغرب 11 اطاق قرار دارد وتمام اطاق‌ها بشكل مستطیل وبابعاد 40/30*20/5 متر میباشند وزوایای اطاقها نیز اكثراً 90 درجه تمام ویا نزدیك به 90 درجه هستند (شكل 4) این بنا فقط یك در دارد كه در قسمت مشرق واقع است پس از گذشتن از تنها در ورودی این بنا وداخل شدن به حیاط میتوان از سه دری كه در قسمت شمال ویا سه در مشرق ویا دو در جنوب ویا دو در مغرب به اطاقهای اطراف داخل شد. در داخل این بنا عظیم ستونهای قطوری بابعاد 110*110 سانتیمتر وجود داشته كه در قسمت شمال وجنوب 9 ومشرق ومغرب 7 ستون دارد كه در بعضی قسمتها ستونها در دو ردیف میباشد .

ساختمان شماره 3 ازطرف جنوب  4- نقشه ساختمان شماره 3 كه در سال 1963 خاكبرداری وحفاری گردید  3- منظره ای از دشتهای مجاور دهانة غلامان     مصالح ساختمانی در تمام ابنیه دهانه غلامان اكثراً از خشت خام میباشد كه بابعاد 51*51 سانتیمتر وقطر 11 ویا 10 سانتیمتر است بجز آثار ذكر شده تعداد زیادی آثار سفالی وسنگهای آسیاب دستی واشیاء كوچك چوبی واستخوانهای كُراز و چنداثر مْهر برروی گٍل وآثار ساختمانی وغیره نیز پیدا شده است.. در اطراف حیاط مركزی اطاقهای متعدد ودر چهار طرف آن رواق یا ایوان ستون داری وجود داشته است در داخل حیاط سه سكوی گلی قرار دارد كه ارتفاع آنها كمی بیشتر از یك متر بوده وبوسیله چند پله بآن راه می‌یافته اند وآثار سوختگی روی این سكوها كاملاً هویدا است. كشف آثار دهانه غلامان از چند نظر دارای حائز اهمیت است اولاً نقطه توجه ودقت باستانشناسان ومحققان اكثراً معطوف به نواحی شمال ومغرب وجنوب ایران وبخصوص اطراف بین النهرین بوده است27 وجهت شناخت تمدنهای باستانی كمتر توجهی به مناطقی مثل سیستان وبلوچستان وكویر داشته اند ثانیاً پیش از تحقیق وحفاری در این محل اكثر دانشمندان وباستانشناسان در كتب خود «بكار بردن سنگهای بزرگ وحجیم بدون ملاط» را از ویژگیهای معماری هخامنشی دانسته اند در حالی كه در این جا مصالح اصلی از گل خام بوده است (مثل شهر بلخ ویا ساختمانهای دوران پادشاهی داریوش اول كه یكی از نمونه‌های آن بنای معروف خزانه داریوش در تخت جمشید).

 محله ای مخصوص برای برافروختن آتش در ساختمان شماره 3

 معماری تخت جمشید وپاسارگاد وشوش وغیره نموداری از هنر شاهی آن زمان است ونمیتواند مبین واقعی مردم آن دوران كه سازندگان وبرپاكنندگان تخت جمشید وپاسارگاد وغیره میباشند باید مأوا ومحل سكونت و لوازم آنها را كشف وحفاری وتحقیق نمود28 . امیدوار است حفاری‌های اخیر همكاران گرامی ایرانی ما در تخت جمشید بتواند صفحه تازه ای در شناخت فرهنگ وهنر مردم عادی آن زمان بگشاید. موضوع سوم طاق‌های بیضی شكل اطاقهای اینجاست كه برخلاف سقف وپوشش سایر بناهای تخت جمشید افقی وصاف نیست. همچنین چگونه هنرمندان سیستان توانسته بودند بدون استفاده از آجر طاق بیضی شكل بزنند؟در این مورد باید توجه داشت كه هنرمندان محلی ایران قرنها پیش از هخامنشیها توانسته بودند كه با آجر یا بدون آجر طاق بیضی شكل بسازند كه قدیمترین نمونه چنین طاقی توسط استاد گرامی دكتر نگهبان در حفاریهای اخیر هفت تپه اهواز كشف شده است كه مربوط به اواسط هزاره دوم پ.م. میباشد كه به احتمال قوی خیلی ازفرضیات دانشمندان درباره مبداء واصل طاقها تغییر خواهد یافت واین افتخار نیز نصیب هنر ایران خواهد گشت. بدین سبب عملاً آثار مكشوفه دردهانه غلامان فرضیه فوق الذكر را در مورد بسیاری از مسائل هنری ومعماری رد نموده ومعلوم گردید كه هنر هخامنشی در قید وبند ضوابط وچهاچوبهای زائد قرار نداشته است هنرمندان محلی در هر محل بنابه مقتضیات،آب وهوا وسایر عوامل قادر بایجاد وخلق آثار جالب ومتنوعی بوده اند كه از نظر اصول وسبك وفرم از یك سرچشمه ومنبع هنری بسیار قوی كه همان مكتب هنر هخامنشی است الهام گرفته اند وعملاً هنر هخامنشی تلفیق هنرهای همزمان وبوجودآوردن محیطی برای شگفتگی ذوق وسلیقه واستعداد هنرمندان بوده است. براساس این دلایل وكشفیات بخوبی میتوان ارزش واقعی سرزمینهای غنی ایران را شناخت زیرا هر گوشه كشور ما موزه كامل ونمونه ای است برای معرفی تمدنهای باستانی. منظور از كلمه غنی اینست كه در دل خاكهای كشور پهناور ما دو سرمایه مهم نهفته است: نفت وآثار باستانی29 . كه از دیدگاه علم ودانش واز نظر كیفیت ارزش آثار باستانی بمراتب بیشتر از نفت است بدین سبب برماست كه سرمایه‌های جاودانی وباستانی،در واقع افتخارات ونوامیس باستانی خود را بهتر بشناسیم ودر حفظ وحراست آنها بیشتر كوشا باشیم.

 

  “پاورقی‌ها“

1_ از مقاله «جغرافیای طبیعی سیستان» بقلم محمد اعظم سیستانی در مجله آریانا شماره (شماره مسلسل 274)چاپ افغانستان 1346 خورشیدی صفحه 14.

 

2-  درباره زبان ولهجه‌های محلی سیستان نگاه كنید به مقاله ریچارد فرای «سفربیابانك وسیستان وبلوچستان» در مجله دانش سال دوم. 1330 خورشیدی صفحات 527 – 533 ومقاله «ترانه‌های زابلی» بقلم آقای منوچهر پرشاد در مجله پیام نو جلد 4 شماره 9 صفحه 92 ومقاله «صد واژه سیستانی» بقلم آقای ایرج افشار در مجله یغما سال هفتم،1333 خورشیدی صفحات 460 – 464.

 

3-       Ariaspi به معنی راننده اسب توانا.

 

4-       Ewergata به معنی یاری كننده.

 

5-      سوشیانت یا سوشیانس عنوان هر یك از سه موعود زردشتی ومخصوصاً عنوان آخرین موعود زردشتی كه در اوستا استوت ارت (astvat ereta) خوانده شده واز او به عنوان سوشیانت پیروزگر یاد شده است. سوشیانت مزدیسنان بمنزله كرشنای برهمنان،بودای پنجم بودائیان،مسیح یهودیان،فارقلیط عیسویان ومهدی مسلمانان است: دایره المعارف فارسی جلد اول. به سرپرستی غلامحسین مصاحب،چاپ تهران 1345 خورشیدی .

 

6-  دایره المعارف فارسی فوق الذكر صفحه 1406.

 

7- درباره گفتار فردوسی نگاه كنید به شاهنامه فردوسی «داستان منوچهر» ابیات شماره 297،1632،1818 و«داستان نوذر» ابیات شماره 399،1351 و «داستان كیكاوس» 550،1028 و«داستان كیخسرو»356،1107،1130،300 و«داستان كشتاسب» 994،1021،1153،2517،2569،3027،3356،3662،3859،4112،4174،4363 و«داستان بهمن» 33،61.

 

8-گاهی هیلمند ذكر شده است.

 

9-گاهی گودزیره ذكر شده است. برای اجرای مراسم باستانی در سیستان نگاه كنید به كتاب جشنهای باستانی ایران از آقای علی خوروش دیلمانی. بخش پنجم «اجرای مراسم نوروز در سیستان ودر كنار دریاچه هامون» چاپ تهران 1342 خورشیدی صفحات 30 – 37.

 

10- مقاله «كلیات راجع به جغرافیای ایران » بقلم ا. بونیغاسیوا (A. Bonifacio) در كتاب تمدن ایرانی ترجمه دكتر عیسی بهنام چاپ تهران 1337 خورشیدی .

 

11- نگاه كنید به كتاب تاریخ تمدن ایران. تهران 1338 صفحه 32 از نشریات مؤسسه مطبوعاتی گوتمبرك.

12_  تقسیم سیستان بین افغانستان و ایران در سال 1872 سرفردریك گولدسمید از طرف تعیین دولت بریتانیا به ریاست «كمسیون سیستان» انتخاب گردید. ولی كارهای تعیین خط سرحدی را هیئت دیگری به ریاست سرهنگ سرهنری مك مائن (ماكماهون) در سالهای 5- 1903 انجام داد. بموجب این تقسیم از تمام سیستان 7380 كیلومتر مربع به ایران تعلق گرفت: دایره المعارف فارسی فوق الذكر صفحات 1406- 1407.

 

13- درباره جغرافیا وجغرافیای تاریخی سیستان نگاه كنید به مقاله «رود هیرمند» بقلم آقای محمد علی مخبر در شماره 5 جلد 2 مجله یادگار صفحات 34 – 40 ومقاله «دیداری از سیستان» بقلم آقای ایرج افشار در شماره 7 مجله یغما 1333 خورشیدی صفحات 460 – 464 و534- 541 ومقاله «داور یا زمین داور» در جلد 1 شماره 4 مجله آریانا 1324 خورشیدی صفحات 16 – 23.

 

14- برای بعضی از مطالب جالب درباره سیستان نگاه كنید به مقاله «جنگ كاری در سیستان» بقلم آقای مهندس محمد حسن جزیره ای در نشریه بنگاه جنگلها شماره 5 و6 سال 4 مرداد وشهریور 1332 صفحه 27 ومقاله «سدهای سیستان» در مجله آب شماره 3 دوره 2 فروردین 1335 ومقاله «سیستان» در مجله آهنگ شماره 1 سال 3 ومقاله «سیستان امروز وسیستان آتیه» در مجله فلاحت وتجارت شماره 2 صفحات 71 –76.

 

15- در شماره اول مجله باستانشناسی وهنر كه تاریخ چاپ آن زمستان 1347 ذكر شده ولی در سال 1348 توزیع گردیده است در قسمت «فعالیت‌های باستانشناسی از فروردین تا آذر 1347» در صفحه 85 چند سطری راجع به حفاری هیئت مشترك باستان شناسی ایران وایتالیا به ریاست پروفسور گیوزپ توچی ذكر شده است.

 

16- برای بادهای فوق الذكر نگاه كنید به كتاب تاریخ ایران اثر سرپرسی سایكس (ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی) جلد اول چاپ دوم تهران 1335 خورشیدی از صفحه 5 وكتاب جغرافیای مفصل ایران اثر مسعودكیهان جلد دوم چاپ تهران 1311 خورشیدی صفحه 127. هم چنین آقای Tate نقشه بردار وباستانشناس،اطلاعات جالبی درباره سیستان منتشر كرده است:

 

           A-Investigations in Seistan                              .           

 

 

B-The Frontier of Baluchistan.                                          

 

           C-Coins and Seals collected in Siestan.            

 

D-Seistan: A memoir on the history of Seistan

 

17- برای آثار باستانی سیستان نگاه كنید به كتاب فهرست بناهای تاریخی و اماكن باستانی ایران چاپ تهران اسفند 1345 خورشیدی صفحه 56.

 

18- راجع به حفاری دهانه غلامان نگاه كنید به كتاب East and West شماره1 و 2 جلد 16 چاپ رم. 1966.

 

19- Ramsharestan

 

20- Agriaspa

 

21- Drangiana

 

22- Taraku

 

23- Ramrud0 از مقاله آقای محمد اعظم سیستانی فوق الذكر صفحه 16.

 

24- در سالهای اخیر از طرف دانشمندان ایتالیائی تحقیقات دامنه داری در منطقه سیستان بعمل آمده است كه چند كتاب مهم در این باره منتشر شده است از جمله:

 

Paolo Daffina, L Immigrazione Del Saka Nella Dran-giana, Vol. IX Roma 1967

 

Gherardo Gnoli Ricerche Storiche Sul Sistan Antico, Vol. X Roma 1967

 

كه هر دو از طرف مؤسسه

 

     Istiyuto Italiano Per il Medio ed Estremo                  

 

Oriente (Gentro studi E Scavi Archeologic in Asia )

 

منتشر شده است.

 

25- درباره این حفاری آقای دكتر عیسی بهنام نیز مقاله ای بنام «سیستان در دوران هخامنشی» در شماره 69 مجله هنر و مردم تیرماه 1347 خورشیدی در صفحات 5-9 نگاشته اند.

 

26- نگاه كنید به كتاب East and West فوق الذكر صفحات 9-24.

 

27- در مورد سیستان مقالات و كتابهائی نیز در ایران منتشر شده است كه در بررسی این منطقه نگارنده از آنها هم سود جسته است. مقاله آقای حبیب الله صمدی در گزارش‌های باستانشناسی جلد سوم تهران 1334 خورشیدی. مجله ایرانشهر كه از طرف یونسكو در چاپخانه دانشگاه تهران طبع گردیده. 1342 خورشیدی. جلد اول صفحه 88-91 و جلد دوم صفحه 1224. كتاب تاریخ سیستان به تصحیح ملك الشعرای بهار. تهران 1335- و كتاب تاریخ تمدن ایران از انتشارات مؤسسه مطبوعاتی گوتمبرك تهران 1338.

 

28- مقاله «نقوش زن در هنر هخامنشی» در شماره مسلسل 65 و 66 شماره اول و دوم سال شانزدهم مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آذرماه 1347 خورشیدی صفحات 111-115 بقلم نگارنده.

 

29- سخنرانی آقای دكتر غلامعلی همایون در برنامه مرزهای دانش رادیو ایران در تاریخ بهمن ماه 1347

 

 

 

1. Rapithwin

2. فرشگرد نك به ص 31 . ( م )

 

او گفت: با انجام چنین اقدام هایی می توان از مدفون شدن روستاها در زیر شن های روان جلوگیری كرد.

یكی از كشاورزان زابل نیز همكاری مردم را با مسئولا ن برای مبارزه با حركت شن های روان و تثبیت آن ها ضروری دانست.

اسماعیل سرحدی افزود: ایجاد بادشكن مرده نه تنها مكانی برای جمع شدن شن های روان و كانون شن در منطقه می شود، كه از گرد و غبار ناشی از شن های روان نیز در مواقع توفان جلوگیری نخواهد كرد.

وی خواستار توجه جدی مسئولا ن بر ایجاد و توسعه پوشش گیاهی در زابل شد. در عین حال رضا سنچولی یكی دیگر از كشاورزان زابل خواستار تداوم بادشكن مرده در كنار روستاها شد و افزود: ساخت بادشكن مرده در سال جاری، علا وه بر ایجاد شغل برای كشاورزان، موجب شده است هر كشاورز در حدود هزار متر بادشكن مرده در كنار زمین زارعی خود ایجاد كند.

رئیس اداره منابع طبیعی زایل نیز گفت: تداوم خشك سالی در منطقه سیستان برشدت بادها و افزایش گرد و غبار در منطقه افزوده و پوشش گیاهی را از بین برده است.

جواد فرقانی افزود: تنها راه تثبیت  شن های روان، احیای پوشش گیاهی در منطقه است و لا زمه ایجاد پوشش گیاهی وجود آب است.

وی گفت: در سال گذشته، منابع طبیعی زابل در حدود هزار هكتار از زمین های منطقه را با مشاركت مردم نهال كاری كرده كه نتیجه خوبی داشته است.

وی افزود: در سال های آینده نیز برای جلوگیری از حركت شن های روان به زمین های منطقه، نهال كاری و پوشش گیاهی انجام می شود.

وی گفت: در سال گذشته ??? كیلومتر بادشكن مرده در دریاچه هامون ساخته شد كه به نحو بسیار مطلوب و چشمگیر، حركت شن های روان را متوقف كرده است و بنا به درخواست های مكرر مردم، در سال آینده این طرح ادامه می یابد.

فرقانی ادامه داد: قبلا  كانون های بحران شن های روان در منطقه محدود بود ولی اكنون با توجه به خشك سالی های اخیر، بستر نهرها، كشتزارها و دریاچه خشك هامون با وسعت ??? هكتار، به كانون های بحران شن در زابل افزوده شده است

حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 23:34 1385/03/15
11
شهر هخامنشی دهانه غلامان،

نخستین بار در بررسی های باستان شناسی توسط هیأت ایتالیایی به سرپرستی اومبرتو شراتو عضو مؤسسه سابق ایزمتو و استاد وقت باستان شناسی و دانشگاه شرق شناسی ناپل و دانشگاه رم در سال ۱۹۶۰ میلادی كشف شد و سپس با كاوش همین هیأت در سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۵ ، ۲۷ ساختمان آن با وسعتی نزدیك به ۲ تا ۳ هزار متر مربع شناسایی شد.
به گفته اومبرتو شراتو و همكارش گراردو نیولی كشفیات این محوطه منجر به پرده برداری از ساختمان مذهبی بزرگی شد كه تنها نمونه آثار ساختمانی اجرای مراسم مذهبی در ایران باستان است. حفاری و بررسی دهانه غلامان، مجدداً از سال ۱۳۷۹ و پس از گذشت ۳۵سال، از سوی هیأتی از باستان شناسان ایرانی به سرپرستی دكتر سید منصور سید سجادی آغاز شده است.
دهانه غلامان شهری به جا مانده از سده های ششم و پنجم پیش از میلاد از مهمترین محوطه های باستانی دوره هخامنشی است.
این شهر با آثار و خرابه های بسیار از دوره های مختلف تاریخی واقع در دو كیلومتری روستای قلعه نو از توابع شهرستان زهك زابل در استان سیستان و بلوچستان حكایتگر تمدن و فرهنگ دیرینه هزاره های دور در این منطقه است.
آثار موجود در دهانه غلامان در روی یك سلسله بلندیهای طبیعی به درازای ۵/۱ كیلومتر و پهنای ۳۰۰ تا ۸۰۰ متر در كنار بقایای دلتای قدیمی و خشك سنارود واقع شده است.
ساختار نظام مند این شهر بیانگر آن است كه این شهر براساس پروژه ای مستقل و تنها براساس اصول شهرك سازی با برنامه ریزی پیش بینی شده، نقشه قبلی و اهداف خاص استوار شده است كه می توان آن را نمونه قابل توجهی برای مطالعه روند تاریخ شهرسازی در ایران دوره تاریخی دانست.
دكتر سید منصور سید سجادی سرپرست هیأت باستان شناسی دهانه غلامان، معتقد است در كنار این موضوع، آثار پیدا شده كمك بسیاری به درك مذاهب ایرانی پیش از دین زرتشت و توسعه آن به سوی مناطق غربی ایران كرده است. اهمیت این شهر، در مقایسه با كمبود و در حقیقت نبود آثار باستانی باقیمانده از شهرهای دوران هخامنشی آشكار می شود.
دكتر سجادی در این زمینه می گوید: اگر بخواهیم كاخ شهرهای تخت جمشید، شوش و پاسارگاد را مستثنی كنیم، دهانه غلامان تنها مركز شهری باقیمانده از زمان هخامنشیان است.
به نظر او، هیچ شهری از دوره هخامنشیان وجود ندارد كه از نظر وسعت، تقسیم بندی، كاربری محله ها، خانه ها و ساختمانها با این شهر مقایسه پذیر باشد. به سخنی دیگر، هیچ مركز شهری دیگری با این گستردگی، تقسیم بندی بخشهای ساختمانهای عمومی كه قسمتهایی از آن مذهبی و بخشهای دیگری از آن بناهای خصوصی به شمار می روند، در ایران هخامنشی یافت نشده است.
این شهر با عمر بسیار كوتاه ۱۵۰ تا ۲۰۰ سال كه شكل گیری آن حالت شهرهای كلاسیك قدیم را كه ابتدا دهكده كوچكی بوده و در طول زمان گسترش یافته و به صورت مركز شهری درآمده، نداشته است، بلكه با برنامه ریزی و نقشه قبلی و هدف خاص بنا شده و وضعیت این شهر را در میان شهرهای فلات ایران در طی دوران یاد شده ممتاز و در حقیقت بی نظیر می نماید.
دهانه غلامان، تنها شهر هخامنشی است كه در آن انواع خانه های شخصی و خصوصی مردم دركنار ساختمان های دولتی، اجتماعی و مذهبی قابل مشاهده است.
این محوطه یكی از نوادر محوطه های باستانی فلات ایران است كه اطلاعات مفید در مورد آیین های پرستش غیررسمی و «دولتی» ایران باستان را در خود نهفته دارد.
سرپرست هیأت باستان شناسی دهانه غلامان نبود آثار برج، بارو، دیوارهای دفاعی، قلعه، شواهد باستانی و عدم وجود آثار منقول و غیرمنقول كه بتوان آنها را به سده های پیش از پنجم و ششم میلادی و یا پس از آن نسبت داد را بیانگر عمر كوتاه این شهر برشمرد. وی نبود هرگونه شیء قابل توجه، تمیز بودن و خالی بودن محوطه های حفاری شده از بقایای سكونتی را از عوامل تخلیه سریع اما با آرامش و نظم و ترتیب بیان می كند و وجود دلایلی همچون جنگ، آتش سوزی، تصمیم سیاسی و طوفان های عظیم شنی را در تخلیه و ترك این شهر منتفی می داند و تنها خشك شدن ناگهانی بستر رودخانه ای كه به شهر آب می رسانده را معقول ترین و بهترین فرضیه برای ترك شهر از سوی ساكنین اعلام می كند.
دهانه غلامان پس از تخلیه برای مدت كوتاهی به صورت فصلی مورد استفاده بیابانگردان و شبانان قرار می گیرد و در طول قرنها آرام آرام با تپه های شنی پوشیده می شود و به مدت ۲۰۰۰ سال از نظرها پنهان می ماند.
دكتر سجادی پیش از تشریح اوضاع معماری، وضعیت ساختمانهای شهر و نتیجه دستاوردهای كاوشهای سال جاری در مورد نام اصلی این شهر و موقعیت آن در دوره هخامنشی می گوید: تاكنون هیچ كتیبه یا نوشته ای از این شهر به دست نیامده تا نام باستانی شهر با قاطعیت كامل روشن شود اما پژوهشهای ایران شناسان بیانگر آن است كه این شهر حداقل برای مدت كوتاهی مركز، سیاسی، اداری، اجتماعی و یا پایتخت درانگیانا یا درانجانای هخامنشی بوده و مطابق با زرنكای كتیبه های به جا مانده این سلسله، شهر زرین مورخانی چون كتزیاس و ایزودور خاراكسی یونان بوده است.
وی دهانه غلامان را نام جدید این شهر كه از تنگه ای با همین نام گرفته شده ذكر كرد و گفت: وجه تسمیه این نام به خوبی روشن نیست. ظاهراً چون دهانه یا تنگه مزبور یكی از راههای ورودی به داخل فلات بوده و در دو سده گذشته برده فروشان، غلامان آفریقایی را برای فروش به بلوچان از طریق این تنگه به خاك ایران وارد می كردند به این نام معروف شده است.
سطح زمینهای این شهر عاری از بقایای آثار مادی فرهنگی به ویژه سفال است و تنها در برخی موارد استثنایی نمونه های فرسوده و شكسته سفالی كه به سبب فرسایش زیاد غیرقابل تشخیص می باشند به صورت پراكنده در سطح شهر پیدا می شود.
ابعاد بناها و گستردگی آنها در سطح شهر بیانگر گسترده بودن شهر اصلی و اولیه است. پیمایش سطحی زمین، آزمایش بقایای ساختمانها، بزرگی و استحكام آنها، نشان از وجود شهری بزرگ است كه به سبب فرسایش ناشی از وزش بادهای شدید و طوفانهای شن از بین رفته است.
بقایای موجود این شهر از دو گروه ساختمان اصلی و تعدادی بناهای منفرد تركیب شده اند. یك قسمت شهر در بخش غربی و در درازای آبراهه ای كه شن های متحرك آن را پر كرده اند قرار داشته و بخش شرقی مشتمل بر دو بخش برابر تا جایی كه قبر زردشت خوانده می شود امتداد دارد.
به گفته دكتر سجادی در این دو بخش ۲۷ بنای قابل تشخیص شناسایی شده است. این بناها كه هم از نظر بزرگی اندازه و نیز نقشه و تركیب اتاقها و سایر اجزای معماری قابل توجه اند شامل ساختمانهای شماره ۱ ، ۲ و ۳ در بخش شرقی و شماره های ۱۵ تا ۲۲ در شمال آبراهه قدیمی در بخش غربی شهر دارای كاربرد همگانی- مذهبی و اجتماعی است.
ساختمان شماره ۳ با سكو (محراب) مركزی، غربی و شرقی، اجاقهایی برای روشن كردن آتش با تیغه های گلی به شكل ضربدر، آتشدان های پله دار و... نمونه بناهای مذهبی، ساختمان شماره ۲ با سری اتاق های مستطیل شكل با درهایی در وسط دیوار با عرض ۶ متر و ۲۶ سانتیمتر كه هر كدام نیز با دیوارهایی به واحدهایی كوچكتر تبدیل شده اند نمونه بناهای دولتی و ساختمانهای ۶ و ۷ نمونه ای از خانه های خصوصی این شهر محسوب می شود كه توسط هیأت ایتالیایی كشف شده اند.
در بخش جنوبی و در فاصله ۲ كیلومتری شهر آثار و بقایای بنای بزرگی وجود دارد كه از آن با نام بنای نظامی یا پادگان یاد شده است. دیوارهای بزرگ و حجیم این بنای بزرگ مربع شكل به طور تقریب ۲۰۰ متر طول و ۳ تا ۴ متر عرض دارند.
ساختمانهای دهانه غلامان در ردیفهای نسبتاً منظم با دقت زیاد ساخته شده و درهای ورودی كلیه آنها به دلیل وزش بادهای ۱۲۰ روزه كه همواره از شمال غرب به سوی جنوب شرق می وزند در ضلع جنوبی ساختمانها قرار گرفته است.
دقت در تعیین اندازه ها و بقیه جزئیات همگی نشان دهنده آشنایی سازندگان این بناها با اصول هندسی است.
دهانه غلامان پس از ۳۵سال از آخرین كاوش و بررسی سال ۱۳۴۴ كه از سوی ایتالیایی ها انجام گرفت، در سال ۱۳۷۹ از سوی گروه باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی به سرپرستی دكتر سید منصور سید سجادی و با انتخاب ساختمان شماره ۱۵ كه از سوی ایتالیایی ها كاوش نشده بود مورد بررسی و حفاری قرار گرفت.
این بنا در بخش شمال غربی شهر دهانه غلامان با قرارگیری در روی یك تراس طبیعی با ارتفاع ۴ تا ۵ متر از زمین های اطراف به شكل مربع متشكل از ۳۶ اتاق دراز و باریك است كه همگی با نقشه ای مستطیل و یكسان در چهارضلع بنا و در گرداگرد حیاط مركزی چهارگوشه با اضلاعی به طول ۵۰ متر قرار گرفته اند. این بنا با ۲۵۰۰ متر مربع مساحت بنایی نسبتاًَ سالم با فرورفتگی هایی حاصل از نشست زمین در داخل فضاهای اتاقهای آن است.
خشتهایی بسیار بزرگ، متوسط، كوچك و خشتهای هلالی سقف از جمله مصالح به كار رفته در بنای این ساختمان به شمار می رود. بخشهایی از این بنا دچار حرارت دیدگی بسیار شدید شده است. آثار حرارت در بسیاری قسمتها به ویژه در جاهایی همچون اجاقها، كوره ها كه استفاده از آتش الزامی بوده دیده می شود.
دیوار اصلی كه با خشتهای بزرگ ساخته شده دارای سطحی صاف از داخل بدون هیچ تزئینی با شیبی به سوی خارج بنا است. ارتفاع این شیب از مركز ساختمان به سوی خارج به تدریج كم و كمتر شده كه در نتیجه آن ارتفاع سقفهای اتاقهای باریك آن نیز كم شده و آنها را شبیه دالانهای دراز و باریك درآورده است.
این بنا فاقد پنجره نورگیر است و تنها درگاههای كم عرض اتاقهای این ساختمان را از یك سو به یكدیگر متصل می كند و از سوی دیگر به حیاط مركزی مرتبط می سازد.
تاكنون ۱۸۰۰ متر مربع این بنا كه به لحاظ معماری در دنیا بی نظیر است ،حفاری شده است.
براساس كشفیات اخیر، ساختمان شماره ۱۵ كاربری همچون كارگاه صنعتی مذهبی داشته كه بعضی از مواد و اقلام مورد نیاز نیایشهای مذهبی در آنجا تهیه می شده است.
به گفته دكتر سجادی پیرامون این بنای چهارگوش، ۳۶ اتاق شیبدار با یك حیاط مركزی وجود دارد .در داخل حیاط، چهار انبار به شكل اتاقهای دراز و كم ارتفاع قرار گرفته كه تصور می شود به عنوان سردخانه برای نگهداری مواد غذایی مورد استفاده قرار می گرفته است. اتاق شماره ۲ این مجموعه جالب ترین اتاق یافت شده این بنا محسوب می شود. این اتاق دارای سكویی طویل در میان آن به ارتفاع ۶۰ سانتیمتر، درازای ۶ متر و ۷۰ سانتیمتر و پنهای ۱ متر و ۷۰ سانتیمتر است. در دو جبهه شرقی و شمال سكوی یادشده یك سلسله عناصر منظم ساخته شده از گل و ساروج دیده می شود.
آسیابهای سالم و شكسته، كوره، لوله های سفالی شكسته، انبارهای كوچك نگهداری مواد اولیه، وسایل و ابزار كار مانند سنگ ساب، سنگ آسیاب، ابزار و آلات سایش و... از جمله كشفیات اتاقهای این مجموعه به شمار می رود.
در یكی از اتاقهای ساختمان شماره ۱۵ شهر هخامنشی دهانه غلامان، سكو و یا محرابی با ارتفاع ۷سانتیمتر از كف زمین یافت شده كه به نظر می رسد محل تقدیس مواد تولید شده ای بوده كه در مراسم مذهبی مورد استفاده قرار می گرفته اند.
در این محل همچنین پیكركهای گلین كوچك با ارتفاع ۸ تا ۱۰ سانتیمتر كه همگی بدون سر بوده و ملقب به «پیكره آناهیتا» شده اند كشف شده است.
كشف ۱۰۰ لیوان با علامت یكسان و پنج اثر مهر منطبق با شكل موجود بر روی این لیوانها كه بیانگر نشان سازنده آن است از جمله كشفیات در یكی دیگر از اتاقهای ساختمان شماره ۱۵ محسوب می شود.
دكتر سجادی كشف دو نمونه اثر نقاشی بی نظیر بر روی دیوار اتاق شماره ۲۵ شهر هخامنشی دهانه غلامان كه باستان شناسان را شگفت زده كرده ،مهم خواند و در تشریح این نقاشی ها گفت: در نخستین اثر نقاشی كشف شده، صحنه ای از شكار به تصویر كشیده شده كه طی آن یك نفر كه احتمال می رود حاكم و یا امیری باشد بر كالسكه ای مكعب شكل كه توسط یك اسب قوی هیكل كشیده می شود، ایستاده و تیری را رها كرده تا به یك گراز در حال فرار برخورد كند.
در این نقاشی یك نیزه كه به پشت گراز اصابت كرده و نیز تیری كه در نزدیكی محل نیزه فرود آمده و سوار با تیر و كمان خود در حال رها كردن تیر بعدی به چشم می خورد.
به نظر می آید سوار دارای كلاه و یا نوعی تاج قرمز رنگ است كه به علت فرسودگی نقاشی، كاملاً مشخص نیست.
این نقاشی در ارتفاع حدود ۹۰ سانتیمتری از كف زمین و در ابعاد ۱۲۰*۳۵ سانتیمتر با رنگ سیاه بر دل دیوارهای اتاق شماره ۲۵ نقش بسته و با نقاط سفید رنگ نیز تزئین شده است.
سرپرست هیأت باستانشناسی دهانه غلامان درخصوص اهمیت این نقاشی می گوید: اهمیت این نقاشی در شباهت آن با یك مهر استوانه ای متعلق به داریوش كبیر در شهر تب مصر است كه در كنار رودخانه جیحون و قبل از جنگ جهانی دوم پیدا شده و هم اكنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود.
سجادی شباهت نقاشی كشف شده در دهانه غلامان و آثاری كه در جیحون پیدا شده را بیانگر گسترش حكومت هخامنشی از آسیای مركزی یا ازبكستان امروزی تا دریای عمان و مكران ذكر كرد. دومین نمونه نقاشی مكشوفه اثری است كه به صورت كنده كاری شده بر بالای یك درگاهی و زیر سقف یك اتاق در ابعاد ۵۰*۴۰ سانتیمتر حك شده است.
در این تصویر یك حیوان كه به احتمال زیاد اسب است روبه روی پلكانی ایستاده و به نظر می رسد كه قصد بالارفتن از این پله ها را دارد. این پلكان منتهی به ساختمانی است كه تصویر یك انسان كه احتمال می رود یك شاه نشین باشد در بالای آن نقش بسته است.
دكتر سید منصور سید سجادی، باستان شناس، احتمال می دهد فردی پس از مشاهده بنای تخت جمشید به قصد توصیف آن به ساده ترین شكل ممكن و با استفاده از یك قلم نوك تیز این صحنه را بر روی دیوار حك كرده باشد.در این اتاق نقشهای دیگری نیز یافت شده كه بسیاری از آنها به دلیل گذشت زمان، وجود موریانه و نمك از بین رفته و فرسوه شده است.
این شهر هزاره های دور، شهری با عمر كوتاه، شهری كه بیانگر روند شهرسازی دوره تاریخی ایران است، شهری است كه براساس گفته های شراتو كهن ترین شاهد باستان شناختی پرستش خدایان سه گانه اهورامزدا، میترا، آناهیتا و كهن ترین نمونه از تز و دكترین هند و ایرانی آتش های سه گانه است.
دهانه غلامان شهری با ساختمانهایی از شواهد مهم میراث پرستشی و مراسمی در دوره هخامنشیان، تنها شهر به جا مانده از دوره هخامنشیان مبتنی بر اصول شهرسازی است كه به گفته دكتر سجادی در سالهای آتی و در صورت بیرون كشیدن سایر ساختمانهای آن طرح تشكیل پارك موزه آن در دست بررسی قرار خواهد گرفت.


پیام در تاریخ 85/3/15  ساعت: 16:06 توسط حامد جهان تیغ ویرایش شد.
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:33 1384/11/30
10
قدیمیترین قالی جهان (پازریك) در سال 1948 از سیبری كشف شد .
این قالی كه رنگ آبی سیر دارد و مربوط به قرن سوم قبل از میلاد است از بافته های
سیستانیان است كه ریشه در هنر سكایی دارد
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:32 1384/11/30
9
ماه های سیستانی :
فروردین=كواز
اردیبهشت=رهو
خرداد=اوسال
تیر=تیركیانوا
مرداد=سریروا
شهریور=مریروا
مهر=ترزن
آبان=هرانوا
آذر=اركیاژو
دی=كویشت
بهمن=كدشن
اسفند=ساروا
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:31 1384/11/30
8

تاریخچه باستانی سیستان

سیستان امروزی قسمت شمالی استان را دربرمی‌گیرد. در اوستا، سیستان یازدهمین سرزمینی است كه «اهورامزدا» آفریده است. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه است. مورخین بنای سیستان را به گرشاسب- یكی از نوادگان كیومرث- نسبت داده‌اند. این ناحیه به دلایل موقعیت خاص استراتژیكی و جغرافیایی در تمام دوره‌های تاریخی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. سیستان در زمان هخامنشیان، منطقه‌ای آباد بود. این امر در كتیبه‌های بیستون و تخت جمشید كه سیستان را یكی از ممالك شرقی داریوش ذكر كرده‌اند، منعكس شده است. نام سیستان، از نام اقوام آریایی «سكا» اخذ شده است. سكاها در حدود سال صد و بیست و هشت پیش از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند.نام قدیمی سیستان «زرنگا» یا «زرنگ» بود. پس از مهاجرت «سكاها» به طرف جنوب، در زمان فرهاد دوم اشكانی گروهی از آ‌نان در زرنگ مستقر شدند. از این زمان به بعد زرنگ، به نام آنان سكستان نام گرفت. شهر زرنگ فعلاً جزء‌ افغانستان است و در محل آن روستای كوچكی به نام «نادعلی» قرار دارد. در نزدیكی آن روستا، تل بزرگی است و بر فراز آن تل، هنوز آثار خرابه‌های ارك زرنگ و قلعه و باروی آن دیده می‌شود. لفظ زرنگ، قدیمی‌‌ترین نام سیستان و زاولستان است كه در كتیبه داریوش، زرنگا آمده است.به عقیده محققین «زرنگ» و «زریه» كه در زبان اوستایی به نام دریاست و «دریه» در لغت هخامنشی و «زریا» در پهلوی و «دریا» به زبان امروزی همه یك مفهوم دارند و مراد از آنها دریای «زره» یا «هامون» است. مؤلف كتاب «حدود العالم» نیز «زرنگ» را مركز سیستان دانسته است. نیمروز، نام دیگر سیستان است و به معنی جنوب است. بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سام و رستم نسبت می‌دهند.زمانی كه سیستان به دست اردشیر بابكان فتح شد، جزو متعلقات دولت ساسانی به شمار می‌آمد. در سال بیست و سه هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح كردند، ولی در اثر نافرمانی مردم این ناحیه شورش‌های متعددی بروز كرد. سرانجام در زمان معاویه، مردم این خطه به اطاعت كامل اعراب درآمدند و عبدالرحمان كه فاتح سیستان بود، به حكومت آنجا منصوب شد.اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام «یعقوب لیث صفاری» بود كه از رودخانه سند تا شط‌العرب را تحت فرمان داشت. عمرولیث- برادر وی- نتوانست این موقعیت مهم را حفظ كند و سرانجام به دست اسماعیل سامانی در بغداد به قتل رسید. با وجود این، سیستان تا چندین قرن تحت سلطه امرای صفاری باقی ماند وطاهر از نوادگان عمر و تا دویست و نود و پنج هجری قمری ایالت فارس و كرمان و سیستان را تحت فرمان خود داشت و بعد از وفات او سلسله صفاری روی به ضعف گذاشت بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یك مدتی در این سرزمین فرمان راندند. در زمان مغولان و تیموریان،‌ خرابی‌های زیادی در سیستان به وجود آمد كه به از بین رفتن سدها، كانال‌ها و مناطق آباد سیستان منجر شد. در سال ششصد و ده هجری قمری، جلال‌الدین خوارزمشاه از هندوستان وارد سیستان شد و به منظور مبارزه با مغول‌ها به گرد‌آوری و تجهیز سپاه پرداخت. چنگیز‌خان، جغتای را اعزام كرد تا ضمن تصرف هرات مانع پیوستن لشكریان تازه نفس به لشكریان جلال‌الدین شود. سرانجام سلطان جلال‌الدین از جغتای شكست خورد و سردار مغول با بی‌رحمی هر چه تمام به قتل و غارت و ویرانگری در این سرزمین پرداخت. در سال نهصد و چهارده هجری قمری، شاه اسماعیل صفوی سیستان را تصرف كرد. پس از شاه اسماعیل- در زمان حكومت نادرشاه- اختلاف‌های داخلی سبب خرابی‌های زیادی در این سرزمین شدسرانجام سپاهیان ایران در هزار و هشتصد و شصت و پنج میلادی، سیستان را از دست امرای سركش پس گرفتند و دو سال بعد این سرزمین تحت حكومت امیر منصوب دولت مركزی ایران قرار گرفت. در سال‌های بعد نیز این منطقه دستخوش حوادث و وقایع زیادی شد كشمكش‌های افغانستان با ایران بر سر ادعاهای آن كشور نسبت به سیستان منجر به دخالت بریتانیا به عنوان حكمیت گردید. كمیسیون تشكیل شده توسط بریتانیا، سیستان را در امتداد خطی از بند سیستان بر هیرمند به طرف كوه ملك سیاه در غرب گودزره، بین ایران و افغانستان تقسیم نمود. با این كار، قسمتی كه اروپائیان عنوان «سیستان خاص» به آن داده‌اند (در مقابل «سیستان خارجی» كه به افغانستان واگذار شد) به ایران تعلق گرفت طی دهه‌های اخیر منطقه سیستان با توسعه زیربناها و استقرار برخی از صنایع و رشد مناسب فضای شهری و روستایی، نسبت به گذشته آبادانی فراوانی یافته است



پیام در تاریخ 84/11/30  ساعت: 23:02 توسط حامد جهان تیغ ویرایش شد.
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:35 1384/11/30
7
كوه ‌خواجه بزرگترین معماری خشتی بر جای مانده از دوره پارت‌ها در ایران در منطقه سیستان، قرار دارد و یكی از مهمترین آثار دوره‌های اشكانی، ساسانی و اسلامی است.


این بنا تنها عارضه طبیعی مرتفع در منطقه مسطح سیستان به شمار می‌رود و در آن كاخ، آتشكده، زیارتگاه خواجه مهدی و قبرستانی از دوران مختلف یاد شده به یادگار مانده ‌است.

این گدازه بازالیتی ذوزنقه‌ای شكل به‌ارتفاع ‪ ۶۰۹‬متر از سطح دریاو قطر ‪۲‬ الی ‪ ۲/۵‬كیلومتر كوهی است كه در ‪ ۱۷‬كیلومتری جنوب غربی زابل و میانه دریاچه هامون خواجه قد برافراشته است.

مجموعه كوه خواجه برای اولین بار در سال ‪ ۱۹۱۶‬توسط "اورل اشتین" باستان شناس انگلیسی شناسایی‌ شد.

به دنبال آن پروفسور "هرتسفلد" ایتالیایی طی سالهای ‪ ۱۹۲۵ - ۱۹۲۹‬میلادی به كاوش در آثار كوه خواجه پرداخت و حاصل كاوش‌های این باستانشناس در كتاب "سكستان، ایران شرق باستان و تاریخ باستانشناسی ایران" آمده‌ است.

‪ ۴۰‬سال قبل هم "گوئلینی" باستانشناس و معمار ایتالیایی كاوشهای محدودی در آثار كوه ‌خواجه انجام داد كه نتایج آن را در كتابی با عنوان "معماری ایران و آثار كوه خواجه " منتشر كرد.

در سال ‪ ۱۳۷۰‬نیز میراث فرهنگی به‌ كار بررسی و نقشه‌برداری از آثار كوه خواجه پرداخت و پس‌ از كاوش‌های مختلف در سالهای متمادی در این محل ‪۱۱‬ اثر از دوران تاریخی مختلف كشف شد.

تزیینات معماری بكار رفته در برخی قلعه‌های این بنا شباهت به ‌شیوه یونانی دارد، سر ستون‌هایی به سبك دوریك با پیچ‌های طوماری، تزیینات دیگری مانند گل كوچك پرپر به صورت نیلوفری (لوتوس)، از هنر هخامنشی اقتباس شده است و بعضی از آن‌ها به هنر بین‌النهرین نیز شباهت دارد.

كوه خواجه در میان ادیان سه گانه كهن شامل: اسلام، مسحیت و زرتشت (ایران باستان) از اهمیت و قداست زیادی برخوردار بوده است.

این كوه نام خود را از آرامگاه خواجه مهدی كه یكی از دوستداران خاندان علوی بود و مزارش بر فراز این كوه است گرفته‌است.

خواجه غلطان، كوه نور، كوه موعود و كوه باطنی از دیگر عناوینی است كه از این كوه یاد شده ‌است.

در ایران باستان و بویژه آیین زرتشت این مكان محل تولد و ظهور مولود زرتشت و منجی این آیین "سوشیانس" است.

این بنا برای مسیحیان نیز از آن منظر مقدس است كه آورده‌اند : در زمان تولد حضرت مسیح در بیت‌الله سه مغ(روحانی) برفراز این كوه ایستاده‌ و نظارگر نوری كه از این پیامبر خدا در هنگام تولد ساطع می‌شد، بودند و آن سه‌ به ‌مسیح ایمان آوردند.

مقبره خواجه مهدی و قبرستانی كه از دوره اسلامی، اتاق پیر گندم دریان و اتاق بی‌باد در كوه خواجه باقی مانده این بنا را برای مسلمانان نیز مقدس كرده به طوری كه در اعیاد مذهبی، ملی و ایام تعطیل زائران برای زیارت به این مكان می‌آیند.

از مهمترین آثار بر جای مانده از دوران تاریخی در كوه خواجه "كهن دژ"، "كك كوهزاد" و قلعه"كافران" كه برخاسته از تمدن عظیم ساسانی و اشكانی است را می‌توان نام برد.

آتشدان، اتاق طواف، رواق‌هایی با نقاشی‌های دیواری زیبا و محلی كه گالری نام ‌گرفت به خاطر وجود تعداد زیادی از نقاشی‌های دیواری از پرتره پادشاهان، بزرگان و داستان‌های مذهبی با كادر و قابی در اطراف كه در تمام نقاط اتاق خودنمایی می‌كند و حتی تا سقف نیز كشیده‌شده از جمله آثار مهم كشف شده در كوه خواجه سیستان است.

نقاشی دیواری سه مغ یا سه پادشاه، نقش خدای "اوروس" خدای پیروزی سوار بر اسب، نقش شاه و ملكه و تصاویری از بزرگان پارتی و برج و باروهای قلعه نیز از نقوش اصلی این بنای به جای مانده از تمدن عظیم ایرانی است.

دو نقش برجسته گلی با تصویر سه سوار بر اسب در حال حركت در پشت هم و دیگری تصویر شیری كه یورش برده به‌سوی فردی كه سوار بر اسب است كه بوسیله میخ‌های چوبی به دیوار نصب شده از دیگر آثار بدست آمده از كوه خواجه است.

در كاوشهای انجام شده در كوه‌خواجه و قلعه‌های موجود در آن، دیوارهایی با ارتفاع ‪ ۴۰‬متر كه با خشت ساخته شده و بیش از یكهزارسال قدمت دارد نیز كشف شده‌اند.
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:34 1384/11/30
6
1- در زمان داریوش ، بطلیموس نام آریاپولیس را برای منطقه سیستان عنوان كرده كه بیانگر یكی از
كانونهای بزرگ جمعیتی قوم آریا در سیستان است .
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:33 1384/11/30
5
اولین «تصویر متحرك» جهان در شهر سوخته پیدا شد



هزار سال پیش،یک هنرمند نقاش روی جام سفالین طرحی از یك «بز» را ترسیم كرد...

میراث خبر، گروه استان‌ها، لی‌لا میركمالی _ پنج هزار سال پیش در «شهر سوخته»، هنرمند نقاش، روی یك جام سفالین طرحی از یك «بز» را ترسیم كرد. او در نظر داشت كه نقش بز را در اطراف دهانه جام تكرار كند، اما وقتی شروع به كار كرد، توانست در 5 حركت، بزی را طراحی كند كه به سمت درختی حركت كرده و از برگ آن تغذیه می‌كند. این اولین باری بود كه در جهان باستان، «تصویر متحرك» پا به عرصه حیات گذاشت.
سفال‌ها در جهان باستان، نقش «بوم» را برای نقاشان و هنرمندان زمان خود ایفا می‌كردند. آنها با نقاشی روی سفال‌های مختلف از اعتقادات و محیط اطراف خود به ویژه طبیعت پیرامون‌شان به عنوان یك سمبل و نماد استفاده می‌كردند.
در سفال‌های «شهر سوخته»، كه از متمدن‌ترین و پیشرفته‌ترین تمدن‌های باستانی در پنج هزار سال پیش است، نقش بز و ماهی بیش از هر نقش دیگری دیده می‌شود. بز و ماهی، دو حیوانی هستند كه در این منطقه بیش از هر حیوان دیگری از آنان استفاده می‌شد و ساكنان شهر سوخته را به ادامه حیات اجتماعی خود امیدوار می‌كرد.
كشف این سفال با نقاشی متحرك ثبت شده روی آن، در میان سفال‌های این منطقه نیز بی‌مانند بوده است. این نقاشی، حركت تصاویر را در كوتاه‌ترین زمان ممكن روی جامی كه دهانه آن 8 سانتی متر قطر دارد، نشان می‌دهد. در دیگر سفال‌های یافته شده در شهر سوخته نقوش متفاوتی دیده می‌شود كه برخی اوقات تكرار شده‌اند، اما حركتی در آنها دیده نمی‌شود. از نگاه باستان‌شناسان این كشف نشان دهنده آن است كه مردمان شهر سوخته بسیار باهوش، هنرمند و در زمان خود پیشرو بوده‌اند.
«منصور سجادی»، باستان‌شناس و سرپرست هیات كاوش در شهر سوخته در این باره به «میراث خبر» گفت: «در كاوش‌های خود روی محوطه باستانی شهر سوخته به نكته بسیار جالبی برخورد كردیم. در جریان كاوش گوری كه ظرف سفالین با نقاشی متحرك از آن به دست آمده بود، به اسكلتی برخورد كردیم كه به احتمال فراوان تصویرگر همین جام بوده است. روی این جام سفالین نخودی رنگ، تصویر یك بز و یك درخت دیده می‌شود. نقاشی این جام بسیار هنرمندانه دور تا دور آن انجام شده است. تصویرگر این جام، بز را به حركت وا داشته و آن را با یك حركت جهشی به درخت نزدیك كرده است. حركت در این تصاویر به خوبی مشاهده می‌شود.»
باستان‌شناسان با نزدیك كردن این تصاویر به یكدیگر موفق شدند نمونه‌ای از یك تصویر متحرك را در قالب یك فیلم 20 ثانیه‌ای به دست آورند.
سرپرست تیم كاوش در شهر سوخته درباره كشف اخیر خود گفت: «حركت بز به سوی درخت و تغذیه او از برگ درختان در 5 حركت مصور شده است. در این تصاویر نه تنها بز به سمت درخت حركت می‌كند، بلكه جهش وی و پریدن بز روی برگ درختان كاملا دیده می‌شود.»
به گفته این باستان‌شناس، بز از جمله حیواناتی است كه در رسیدن به ارتفاعات تبحر داشته و می‌تواند با یك حركت جهشی به سمت بالا حركت كند. هنرمند نقاش شهر سوخته‌ای، با دقت و زبردستی موفق به تصویر كردن جهش این بز شده است.
از این جام برای نوشیدن استفاده می‌شده است. ارتفاع این جام 10 سانتی‌متر است و روی یك پایه استوار شده است.
«سجادی» درباره منحصر به فرد بودن این تصاویر در دنیای باستانی گفت: «تاكنون در دوره‌های پیش از تاریخی چنین تصاویری دیده نشده و ما برای اولین بار به این تصویر در «شهر سوخته» برخورد كرده‌ایم. در بسیاری از ظروف، اشكالی را می‌بینیم كه تنها تكرار شده‌اند، اما حركتی در آنها دیده نمی‌شود. تحقیقات ما نشان داده است كه این نقش، قدیمی‌ترین ایده مردمان باستان برای ارایه «تصویر متحرك» و به تعبیر امروزی «انیمیشن» است.»
محوطه باستانی شهر سوخته در هزاره دوم و سوم قبل از میلاد، توسط مهاجرانی كه از چهار گوشه به ‌آن مهاجرت كرده‌اند، بنا شده است. این شهر اعجاب‌انگیز، یكی از شهرهای بسیار متمدن و پیشرفته در چند هزار سال پیش بوده است كه توجه بسیاری از باستان‌شناسان جهان را به خود جلب كرده است. شهر سوخته در سیستان و بلوچستان امروزی قرار دارد و تاكنون 8 فصل كاوش و حفاری مداوم در آن انجام شده است.
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:42 1384/11/30
4
نقشه DNA مردم شهرسوخته در 5 هزار سال پیش تهیه می شود
با انجام مطالعات پالئوپاتولوژیستی (آسیب شناسی باستانی) نقشه DNA ساكنان شهرسوخته 5 هزار ساله در استان سیستان و بلوچستان تهیه می شود.

دكتر سید منصور سیدسجادی با اعلام این خبر گفت: از سال آینده با دعوت از یك متخصص پالئوپاتولوژیست از كشور ایتالیا، مطالعه و پژوهش بر روی اسكلت های مكشوفه از شهرسوخته به منظور شناسایی بیماریها و عوارض موجود در دوره باستان آغاز می شود.

به گفته وی این مطالعات سپس با 100 نمونه از افراد ساكن در منطقه شهرسوخته و سیستان امروزی تطبیق داده می شود تا مشخص شود آیا احتمال ارتباط خونی، ژنتیكی و ... بین مردم 5 هزار سال پیش با ساكنان امروزی وجود دارد یا خیر؟

به گــزارش واحــد اطلاع رسانی سـازمان میراث فرهنگی كشور، پیشتر مشابه این آزمایش و مطالعات در ایتالیا انجام شــده است. بــرپایـه تحقیق صورت گرفته، از روی شباهتهای ظاهری بین نقوش بجای مانده از مردم اتروسك كه در حدود 2 هزار سال پیش در این كشور می زیستند با مردمی كه امروزه در منطقه توسكان در ایتالیا زندگی می كنند، پژوهشگران به نتایج جالبی دست یافتند.

همچنین دكتر سیدسجادی از ایجاد یك پایگاه مستقل پژوهشی در 3 كیلومتری شهرسوخته خبر داد.

این پایگاه كه مجهز به آزمایشگاههای انسان شناسی، جانورشناسی، گیاه شناسی، مركز رایانه ای، انبار اشیا مطالعاتی و .. است در تمام طول سال فعال می باشد و اعضای گروه باستان شناسی شهرسوخته مشغول مطالعه و طبقه بندی اشیا، اسناد، مدارك، عكس ها و ... هستند.

گفتنی است در صورت طبقه بندی تمام یافته ها، اطلاعات شهرسوخته به روی CD انتقال می یابد و یك بانك اطلاعاتی برای پژوهشگران، محققان و دانشجویان خواهد بود.

حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:43 1384/11/30
3
سرپرست تیم باستان شناسی بین‌المللی شهر سوخته زابل اعلام كرد : تاكنون ‪ ۲۵۰‬عنوان كتاب و مقاله از شهر سوخته زابل در دنیا منتشر شده است.
دكتر "سید منصور سید سجادی " روز شنبه به خبرنگارایرنا گفت : كتب و مقالات منتشر شده به پنج زبان زنده دنیا شامل انگلیسی ،فرانسوی ، روسی ، آلمانی و فارسی چاپ و منتشر شده است.

وی ادامه داد : سال آینده در دهمین فصل كاوش در شهر سوخته نمایشگاهی از دستاوردهای كاوش‌های انجام گرفته در این محل در معرض دید عموم قرار می گیرد.

وی افزود : البته درصدد هستیم تا موزه باز صحرایی را برای نخستین بار در ایران در شهر سوخته ایجاد كنیم.

سرپرست تیم باستان شناسی بین‌المللی شهرسوخته زابل با بیان اینكه در دنیا در سه محل موزه باز صحرایی وجود دارد ، اظهارداشت :در این موزه كه در بخش مركزی گورستان شهر سوخته ایجاد می‌شود اشیا و اسكلت‌ها در همان محل كشف و در معرض دید قرار خواهند گرفت.

باستان شناسان در فصل نهم كاوش در شهر سوخته موفق شدند ‪ ۱۰۹‬قبر را حفاری و ‪ ۱۴۲‬اسكلت از آنها بیرون بیاورند
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:45 1384/11/30
2
سیستانیان پیش از ظهور اسلام از خط کشی به دقت نیم میلیمتری استفاده میکردند و همچنین اولین جراحی مغز در جهان انجام داده اند .

پیام در تاریخ 84/12/8  ساعت: 1:02 توسط حامد جهان تیغ ویرایش شد.
حامد جهان تیغ , hamed_822
حامد جهان تیغ - 22:49 1384/11/30
1
سرپرست تیم باستان شناسى شهرسوخته زابل در مورد آخرین یافته هاى فصل هشتم كاوش دراین شهرباستانى به خبرنگارایرنا گفت : تحقیقات بر روى آثار مكشوفه از مناطق مسكونى و گورستان شهر سوخته نشان مى دهد مردم این شهر در چهار دوره استقرارى بین سال هاى ۱۸۰۰ تا ۳۲۰۰ قبل ازمیلاد سكونت داشته اند.
سجادى درابتدا علت نامگذارى شهرسوخته به این نام را سوختن شهر طى دو مرحله در ۲۷۰۰ و ۲۴۰۰ قبل ازمیلاد ذكركرد.
وى ادامه داد : تا پیش از آغاز كاوش در شهرسوخته ، بسیارى از باستان شناسان و محققان بر این باور بودند كه مراكز فرهنگى و تمدنى تنها در میان رودان ، بین النهرین و جنوب غربى ایران قرار دارند.
وى اظهارداشت:اهمیت و وسعت شهر سوخته در چند سال اخیراین محوطه را از صورت یك محوطه باستانى عادى دوران مفرغ بیرون آورده وبه صورت بزرگترین مركز استقرار و در حقیقت مركز اجتماعى ، سیاسى و اقتصادى در هزاره هاى سوم و دوم قبل از میلاد معرفى كرده است.
سرپرست تیم باستان شناسى شهرسوخته زابل بابیان اینكه عمده فعالیت باستان شناسان و محققان در فصل هشتم ، كاوش در گورستان ، تهیه نقشه توپوگرافى و تحقیق بر روى گیاهان كشف شده بوده است ، گفت :دراین فصل كاوش ۴۵ گورازگورستان شهرسوخته مورد كاوش وحفارى قرارگرفت.
وى شهرسوخته و بویژه گورستان این شهر را به دلیل وجود اشیا و ابزار مختلف بسیار غنى تر از دیگر محوطه هاى باستانى توصیف كرد.
سجادى اظهارداشت : در گورستان شهرسوخته انواع مختلف گیاهان، مواد غذایى سفال ، ابزار بازى،انواع پارچه رنگى و وسایل آرایشى كشف شده كه این خصوصیات شهرسوخته را نسبت به دیگر محوطه هاى باستانى متمایز مى كند.
وى خاطرنشان كرد:با تحقیقات برروى پارچه هاى رنگى كشف شده درشهرسوخته به این نتیجه رسیدیم كه بزرگترین مجموعه پارچه و مواد ارگانیكى دنیا در این شهر وجود دارد.
او پارچه هاى كشف شده درشهرسوخته زابل را ۱۲ نوع عنوان كرد و گفت: تحقیقات بیشتر برروى این پارچه ها همچنان ادامه خواهد داشت.
وى شهر سوخته را ازلحاظ تقسیم بندى در بین دیگر محوطه هاى باستانى دنیا بى نظیر دانست و افزود : تقسیم بندى محلات مختلف شامل منطقه سكونت ، بناهاى یادمانى و محل كارگاهاى صنعتى مسأله اى است كه درهیچ شهر باستانى وجود ندارد.
وى ادامه داد : تحقیقات نشان مى دهد كه نزدیك به ۴۰ هزار قبر با بیش از چهارمیلیارد ماده فرهنگى درگورستان ۲۵ هكتارى این شهر وجود داشته باشد.
او گفت : دو نمونه ازگورهاى كشف شده درگورستان شهرسوخته سردابه اى و بقیه ساده بوده است. وى اضافه كرد : تاكنون ۹ نمونه گور و نحوه تدفین مردگان در شهرسوخته زابل كشف شده است.
سرپرست تیم باستان شناسى شهرسوخته گفت: ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشیا ، ابزار كار ، موادغذایى وآرایشى در گور مردگانشان به زندگى پس از مرگ اعتقاد داشته اند.
وى كشف مهرهاى استوانه اى ومسطح را نشان از بالابودن اقتصاد ساكنان شهر سوخته دانست.
وى گفت : البته بیشتر مهرها درگورهاى زنان شهرسوخته یافت شده است كه نشان مى دهد اقتصاد این شهر درآن زمان در دست این قشر بوده است .
سجادى ادامه داد : دردنیاى باستان ازمهرها به عنوان ابزار كنترل اقتصاد جوامع یاد مى شود.
او گفت : دربرخى موارد ، مهرهایى كشف شده است كه سوراخى به اندازه رد شدن یك تارموى انسان از آن وجود دارد.
وى بابیان اینكه تاكنون طى هشت فصل كاوش كتیبه و یاآرشیو این شهركشف نشده است از یافتن دو نمونه نوشته خبرداد.
او اضافه كرد : تحقیقات نشان داد كه ساكنان شهرسوخته مى خواستند به نوعى پیامشان را به دیگرنقاط دنیا بفرستند.
سجادى از كشف خط كش بادقت نیم میلیمتراز جنس چوب آبنوس درفصل هشتم كاوش درشهرسوخته خبرداد و افزود : پیداشدن این خط كش باتوجه به وجود علم در این شهر دور از انتظار نبود.
وى كشف زیره ، گشنیز، تخته بازى شبیه شطرنج، دستور پخت پنج نمونه غذا وبه خصوص انیمیشن را از دیگر یافته هاى فصل گذشته و امسال كاوش درشهرسوخته ذكركرد.
وى گفت : تخته بازى كشف شده در شهرسوخته نشان داد كه وجود علم وصنعت از این شهر به دیگر مناطق گسترش پیداكرده است.
وى اظهارداشت : كشف زیره درفصل قبلى كاوش درشهرسوخته نشان داد كه این دانه گیاهى و خوراكى مربوط به كرمان نیست.
سرپرست تیم باستان شناسى شهرسوخته همچنین مردم این شهر را ساكنانى صلح دوست نام برد.
وى تصریح كرد: طى فصول كاوش ابزارجنگى كه بتوان ساكنان شهرسوخته را ساكنانى جنگجو دانست یافت نشده است.
اوادامه داد : درمجموع تاكنون هیچ نمونه آثار خشونت در این شهرباستانى كشف نشده است.
با كشف نمونه هاى مختلفى از مهره هاى لاجوردى و طلایى درفصول قبلى كاوش وجود تكنولوژى پیشرفته در تولید جواهرات در این سرزمین باستانى محرز شده است.
ساكنان شهرسوخته درپنج هزارسال قبل مواد اولیه ساخت جواهرات را از نقاط دوردستى ازجمله بدخشان افغانستان و خراسان به صورت خام به این مكان وارد مى كردند.
آنان اشیاى مختلفى را با استفاده از مواد وارداتى از نقاط یاد شده ساخته و به شبه جزیره عمان ، جزایر و سواحل خلیج فارس و شهرهاى میان رودان صادر مى كردند.
كشف شانه معرق كارى شده در شهرسوخته كه قبل از آن تصور مى شد چینى ها براى نخستین بار به هنر معرق كارى همت گماشته اند و آثارى از نخستین جراحى بر روى جمجمه انسان نمونه اى از تمدن كهن و دیرینه سیستان در بین دیگر تمدن هاست.
درشرایط حاضر كه نزدیك به دو هزار سال از پایان اسقرار انسان در شهرسوخته زابل گذشته است انواع سفالینه ها و ظروف سنگى كه بعضاً شكسته هستند را مى توان درسطح محوطه وسیع این شهر پیدا كرد.
این ظروف و سفالینه هاى شكسته به همراه انواع پارچه ، حصیر و چوب نشان مى دهد كه این سرزمین روزگارى یكى از نقاط غنى جهان در پنج هزارسال قبل بوده است.
دانشجویان كاردانى رشته باستان شناسى دانشگاه زابل نیز به مدت ۲۰ روز كاوشگران شهرسوخته راهمراهى مى كردند.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.