| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
52
|
1312
|
87/6/16 (23:56)
|
|
||
|
|
108
|
325
|
87/6/12 (05:58)
|
|
||
|
|
131
|
494
|
87/6/12 (05:58)
|
|
||
|
|
103
|
202
|
87/6/16 (23:51)
|
|
||
|
|
41
|
457
|
87/6/12 (05:59)
|
|
||
|
|
120
|
1228
|
87/6/17 (00:18)
|
|
||
|
|
115
|
1802
|
87/6/16 (22:42)
|
|
||
|
|
134
|
996
|
87/6/15 (15:07)
|
|
||
|
|
155
|
494
|
87/6/3 (02:36)
|
|
||
|
|
2000
|
9060
|
86/11/14 (22:26)
|
|
عنوان بحثیه شعر 3 دی 86 - 01:00 | |
یه شعر کامل از رضا بنویس من خیلی هاش رو نوشته دارم ولی فکر می کنم کامل نیستند یعنی بعضی از شعرهاش رو ندارم اگه ممکنه هر کی یه شعر از رضا بنویسه اگه قدیمی باشه بهتره مرسی
| |
104 5 اردیبهشت 1387 ساعت 21:51 | |
گلم خوبم تمام هر چی دارم بزار سر روی شونه هات بذارم تمام خواسته من از تو اینه خودت میدونی خسته ام نا ندارم چشام لبریز بارون راه ابر ببین خونه بدونت عین قبره نمیدونم چه جور بگم میخوامت سکوتم نه شکایت نه صبره یک لحظه با تو به دنیا نمیدم با تو تا آخر رویا رسیدم همه دنیا پی خودم می گشتم خودی تر از تو عاشقتر ندیدم تو آغوش منی انگار میمیرم چقدر آرزومه اینجا بمیرم بده دستاتو مرهم باش برای دل ساکت سرد سر به زیرم مثل مرجان دریایی عزیزی مثل یک عشق رویایی زلالی به معصومیت یک شاخه رز مثل یک مرغ عشقی بی گناهی |
103 29 فروردین 1387 ساعت 00:46 | |
میدونستم یه روز میری میدونستم كه خود خواهی میدونستم دلت دوره رفیق نیمه ی راهی دلو حرمت شكستی تو اینه رسم وفاداری؟ دلم زخمی دنیا بود خیال كردم دوا داری از همون اول میدیدم كه تو بغض من نبودی تورو با خودم میدیدم ولی تو یه سایه بودی تو چشات عشقی ندیدم كه بشه به خاطرش مرد كبر و خودخواهی محضت مثل زالو دلمو خورد دلو حرمت شكستی تو اینه رسم وفاداری؟ دلم زخمی دنیا بود خیال كردم دوا داری
|
102 22 اسفند 1386 ساعت 20:08 | |
زندگی رو دوس دارم با تمام بد بیاریش عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش من می خوام اشك و بفهمم وقتی از چشام می ریزه تنهایی گر چه كشندست واسه من خیلی عزیزه تو كتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خسته ست جای بارون بهاری روی چترای شكسته ست اما من می گم یه عاشق همه ی دنیا رو داره همه چترا رو باید بست وقتی آسمون می باره نون عشق و می خورم منت نونوا ندارم سینه سوخته عاشقم با كسی دعوا ندارم تو دنیایی كه گرگ و برگی تو ذاتشه من می خوام خودم باشم با هیچكی كاری ندارم زنده بودن نمی خوام زندگی قابوس منه فقط و فقط دو رنگی تنها كابوس منه گر چه خاكم زیره پا اما غرورم آسمون مشكی رنگه عشقمه ترانه ققنوس منه
|
101 22 اسفند 1386 ساعت 19:57 | |
وقتی كه نگاهم به نگاهت خیره می شه دوس دارم زمان بایسته واسه ی همیشه چشمان و ببندیم و بریم تا ته رویا اونجایی كه هیچوقت گلی پژمرده نمی شه هر چی غم داری از دل نازكت بگیرم اگه اشك از چشات جاری بشه برات بمیرم سر رو شونه هام بذاری و برات بخونم یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم ...مهربونم " آرزوم بی تو محاله لحظه هام بی تو سؤاله بی تو مقصد خیلی دوره راه عشقم بی عبوره من نمی خوام تو خیالم بگمت عاشقت هستم دوس دارم كه راستی راستی حس كنم تو رو تو دستم"
|
100 22 اسفند 1386 ساعت 19:30 | |
دلم میخواست بازم تورو یه شب تو خواب می دیدمت مثل گلای نیلوفر از روی آب می چیدمت بازم میشد با همدیگه کنار دریا بشینیم یا بپریم به آسمون آبی عشق و ببینیم دلم میخواست با همدیگه تنهایی رو قال بذاریم دل بکنیم از این قفس برای هم بال بذاریم سر بذاریم رو دوش هم برای هم گریه کنیم با همه مهربون باشیم برای هم گریه کنیم یه پا رو آوار بزنیم دو رنگی رو دار بزنیم به مرکز عاشق شدن نقطه ی پرگار بزنیم بگیم به هم از دل و جون من می مونم تو هم بمون نریم سراغ دیگرون پا نذاریم رو عهدمون اگه یکیمون بمیره اون یکی یاری نگیره عاشق بمونه تا که هست چون که به عهدش اسیره یعنی اینا خیالیه؟ فقط یه قاب خالیه؟ داشتن تو برای من آرزوی محالیه کاشکی میشد که رویاهام رنگ حقیقت بگیرن تموم درد و غصه هام تو چاه نفرت بمیرن کاشکی میشد که تا ابد من و تو مال هم باشیم برای پرواز از قفس پرهای بال هم باشیم دل میخواست بازم تورو یه شب تو خواب می دیدمت مثل گلای نیلوفر از روی آب می چیدمت بازم میشد با همدیگه کنار دریا بشینیم یا بپریم به آسمون آبی عشق و ببینیم بگیم به هم از دل و جون من می مونم تو هم بمون نریم سراغ دیگرون پا نذاریم رو عهدمون اگه یکیمون بمیره اون یکی یاری نگیره عاشق بمونه تا که هست چون که به عهدش اسیره................. ![]() |
99 22 اسفند 1386 ساعت 16:15 | |
این شعرو واسه بحث اگه یه شب رضا .... نوشته بودم شرمنده فینگیلیشی نوشتم Oon halghe ke too dastete tanabe edame mane setareye gharghe be khoon too sofreye shaame mane to oonja gharghe zendegi man inja gharghe mordanam mesle ye divoone manam ashk mirizam joon mikanam
az khone biroon mizanam taghate mondam nadaram bayad biam bebinamet ye hedye ey barat daram
cheghadr shologhe kochatoon bebin che shooro halye ama to sofere aghdetoon jaye ye chizi khaliye mage mishe too in lebas nabinamet royaye man faghat bezar negat konam chizi nago harfi nazan
bi davat omadam bebakhsh mehmoone nakhande manam khastam kenare to basham lahzeye parpar shodanam
chizi baram namoonde ke vaslam kone be in zamin gheyre ye ghalb ke bade to pare mishe faghat hamin cheshmato roye man naband nakhand ! daram tamoom misham to sofreye aghdet mikham golaye ghermez bekehsam in dame akhar to bezar negat konam ye alame azizakam bebakhsh age cheshmroshanim barat kame میگن آلبوم جدیدش اومده !!! این آهنگ تو اون آلبومه !!! فکر کنم آهنگ 10 یا 12 باشه ...
|
98 5 اسفند 1386 ساعت 09:59 | |
بازم من بازم تو با از نو رو یك خط یه جای و با هم تو اونجا من اینجا دو نزدیك و نزدیكیم اما دوریم از هم نه تو حرف من نه من حرف تو می خونی و می خونم نه تو قصد من نه من قصد تو می دونی و می دونم نبودت یه درد بودنت یه درد شدم مثل یه قصه یه اجیر و برده نه تو منو می فهمی نه یه روح و رحمی بگو عاشقی برگرده بازم من بازم تو باز از نو رو یك خط و یك جا و باهم تو اونجا من اینجا دو نزدیك و نزدیكیم اما دوریم از هم........ |
97 5 اسفند 1386 ساعت 00:19 | |
دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره اما بازم به خودش میاد وسوسو میزنه باز حیاط خلوت سینمو جارو میزنه میگمش تا کی میخوای عاشق بشی وبشکنی به روی خودش نمیاره و میپرسه با منی با کی ام با تو یه عاشق پیشه ی سر به هوا با تویه دیونه ی در به در بی سر وپا با تو که هرچی دارم میکشم از دست تو با تو که هر جا میرم مسیر دست تو کی میخوای دست از سر آبروی من برداری کی میخوای عقلی که دزدیدی سرجاش بذاری کی میخوای بزرگ بشی سنگین بشینی سرجات سر به راه بشی و دنیا رو نذاری زیر پات دل من حالش خوشه اصلا بلد نیست بگیره ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره
|
96 24 بهمن 1386 ساعت 19:46 | |
یه شعر از رضا صادقی من دیگه خسته شدم بسکه چشام بارونیه پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه من دیگه بسه برام تحمل این همه رنج بسه جنگ بیسمر واسه هر زیادو کم این همه چرخیدی و چرخوندی آخرش چی شد اون بلیط شانس دارت بگو قسمت کی شد قربونت برم خدا جون چقدر غریبی رو زمین همه درویش همه عالم جای عاشقا پس کجاس وایسا دنیا من می خوام پیاده شم |
95 10 بهمن 1386 ساعت 16:26 | |
زندگی نقطه سر خط بی وفایی شده عادت تو نوشته بودی دیدار... سه تا نقطه به قیامت زندگی نقطه سر خط تلگرافی شده نامت قلبمو مچاله کردی لای نقطه چین نامت عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامت با سی و دو حرف دلگیر مختصر ، مفید و ساده گفتی که سایه عشقت از سرم خیلی زیاده زیر دردو خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم تا بدونم که به عشقت تا که جون دارم طلسمم عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامت توی یک کاغذ بی خط حرفای خسته به نوبت توی سرزمین نامت حرفته کرده قیامت که مث تو ،مث تردید ،که مث آخر طاقت مث تنهایی ،مث تب ، مث آخر خیانت عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامت |
94 28 دی 1386 ساعت 11:24 | |
93 28 دی 1386 ساعت 03:09 | |
سپیده جون نمی دونم چطور ازت تشکر کنم شعرهای آخری تقریبا برام جدید بودن واقعا ممنونم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
92 27 دی 1386 ساعت 12:25 | |
خب،احتمالاً نصف بیشتر شعرا و آهنگاشو نوشتم! ![]() اگه بعضیاش تكراری بود به بزرگی خودتون عفو كنین ![]() در ضمن عرض تسلیت میگم عاشورا و تاسوای حسینی رو و از همگی التماس دعا دارم (چیزی كه شدیداً بهش احتیاج دارم)![]() یادتون نره دعامون كنین! ![]() ![]() عجرتون با مولا...یا علی مدد
|
91 27 دی 1386 ساعت 12:21 | |
مرتضی علی دخیل زندگیمو از تو میخوام آقا جونم بی تعارف عاشقم عشقمو میخوام خاک پات سرمه چشمام آقا جون حرفامو گوش کن تورو حق اسم زهرا آتیش دلم خاموش کن دست به سینه پیش روتم دل و جون فدای نامت آقا داغونم , کمک کن قربون عشق و مرامت واسه خوندن دیگه پیرم از غمش دارم میمیرم مولا جون برس به دادم به خدا بد جوری گیرم به خدا بد جوری گیرم ...... عمریه من در خونت دست خالی بر نگشتم نذار تاریک شه تموم شه خط سبز سرنوشتم عمریه من در خونت دست خالی بر نگشتم نذار تاریک شه تموم شه خط سبز سرنوشتم نه راه پیش نه برگشت دل موندنم ندارم مولا جون همه امید به کرامت تو دارم دست به سینه پیش روتم دل و جون فدای نامت آقا داغونم , کمک کن قربون عشق و مرامت واسه خوندن دیگه پیرم از غمش دارم میمیرم مولا جون برس به دادم به خدا بد جوری گیرم به خدا بد جوری گیرم ... |
90 27 دی 1386 ساعت 12:20 | |
اتل متل حکایت , هزار و یک روایت حکایت از تو و من , مونده تو کوی و برزن این حکایت دروغ نیست , چراغ بی فروق نیست قصه بار و دوش , عشق یه مشکی پوش عشق یه مشکی پوش ...... حرف دو دو تا چهار تاست , قصه موج و دریاست نقل یه مشکی پوش , که عشقش آبروش بذر جدایی داشتن , غم به دلش گذاشتن شاد بود ازش که عشقش , مشکی پوش رفت و خوندش مشکی پوش رفت و خوندش نیازش از زمونه یه دل بود و یه لونه که توش ترانه باشه , موندن بهانه باشه مثل پرآشتی بود , چون عشقش بهترین بود عشقش پر از خدا بود , صداش بی انتها بود اتل متل یه قصه , بی غم و درد و غصه قصه ای که هنوزم تو گفتنش میسوزم مشکی پوش مثل سنگ , با غصه هاش میجنگ میجنگه تا همیشه , قصه تموم نمیشه قصه تموم نمیشه ... |





















میگم عاشورا و تاسوای حسینی رو و از همگی التماس دعا دارم (چیزی كه شدیداً بهش احتیاج دارم)