| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
8
|
43
|
91/2/25 (22:14)
|
|
||
|
|
693
|
1631
|
91/2/23 (03:49)
|
|
||
|
|
4
|
16
|
91/1/29 (20:00)
|
|
||
|
|
59
|
344
|
91/1/23 (08:33)
|
|
||
|
|
34
|
300
|
90/7/13 (10:46)
|
|
||
|
|
120
|
593
|
90/6/23 (07:44)
|
|
||
|
|
63
|
332
|
90/6/22 (13:03)
|
|
||
|
|
161
|
679
|
90/6/22 (12:33)
|
|
||
|
|
19
|
136
|
90/5/11 (12:15)
|
|
||
|
|
45
|
680
|
90/4/31 (10:49)
|
|
||
|
|
93
|
524
|
90/4/28 (20:59)
|
|
||
|
|
107
|
446
|
90/4/27 (12:26)
|
|
||
|
|
9
|
71
|
90/4/14 (19:52)
|
|
||
|
|
18
|
98
|
90/4/12 (15:50)
|
|
||
|
|
192
|
764
|
90/3/27 (11:06)
|
|
||
|
|
16
|
103
|
90/3/19 (09:30)
|
|
||
|
|
9
|
70
|
90/2/30 (00:29)
|
|
||
|
|
17
|
111
|
90/2/17 (17:33)
|
|
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید
(حضرت حافظ)
گاهی یه حرفایی یه گوشه از دلمون میشینه که یا نگفتنی هستن یا مجالی برای گفتنشون نیست !
اینجا می تونیم سفره ی دلمون رو باز کنیم و بنویسیم از هر آنچه دلمون می خواد
غم و غصّه ها ، دل تنگی ها و کلافگی ها از زمین و زمان و حتی شادی هامون رو
بگنجونیم تو دل واژه ها و جمله ها و اینجا پیاده شون کنیم
و اما قانون این تاپیک :
باید حرف دلمون رو تو قالب جمله ها ی ادبی ، شعر و نثرهای جالب بگیم ، البته می تونیم از شعرها و جملات زیبای دیگران که وصف حالی از خودمونه هم استفاده کنیم .
این دوستت دارم های اجباری
از هیچ چیز بهتر است
اما
نه آن قدر که به عشق دلگرممان کند !
درست مثل این که در غذا
به جای زعفران، زردچوبه ریخته باشی ...
رسم حسادت
بیا به رسم حسادت سری به هم بزنیم!
نفاق و عرض ارادت! كمی قدم بزنیم
بیا برای نبودن ، فدای هم باشیم
به رسم كینه و نفرت ، ز عشق دم بزنیم
بیا نسیم شویم و به خار سبزه دهیم!
برای كُشتن ِ بلبل ، به غنچه سَم بزنیم
بیا به اسم هیاهو سكوت را بکُشیم
به ابروان کشیده ، خطّ خَم بزنیم
بیا به گربهی همسایه دانهای بدهیم
گَپی ز مرگ قناری به لاجرم بزنیم
بیا تگرگ شویم و به نام فصل بهار
لمیده روی چمن ، شبغمی! ز نم بزنیم
بیا شبیه فقیران به رسم داروغه!
سَر ِ رُبودن ِ جانها گمانه کم بزنیم
بیا شویم سراپا شنیدن از لقمان!
حساب بی ادبیمان ، ز او عدم بزنیم
بیا که تیرِ رها در کمانِ خورشید است!
به موی آدم ِ برفی! طلوع ِ غم بزنیم
بیا به مقصد طعنه ، گذر کنیم از نقد!
چو «یار» با دو سه بیتی! همی قلم بزنیم
امیر مهدی راد (یار)
من آنچه گفتنی است ای دوست گفته ام !
چون دوستان خویش در این روزگار تلخ ، من هرچه می کشم همه از دوست می کشم ...
سلام رام عزیز مرسی که نظر دادی
البته قابل شمارو نداشت
اینم تقدیم به تو
حیف چوب هایی که دست محتضر
به بهانه ی اتحاد فرزندان می شکست
وقتی هرکدام از ما ناخلفان
صدای شکستن چوب را
با جرینگ جرینگ سکه ها یکی دانستیم
یک گوشمان در شد
یکی دروازه
و از خاک پدر آتش خاست
و خاکستر حسرت به صورتمان نشست
انوش سلامی مهن
سکوت کن !
گاهی وقت ها سکوت همه ی ناگفته ها رو از تو چشمات به سادگی فریاد می زنه ...
روزی فرا خواهد رسید
که شیطان فریاد برآورد
آدمی پیدا کنید سجده خواهم کرد
در دستانم خطی نیست !
نه خطی که طول عمرم را نشان دهد
نه خطی که آینده ام را بگوید
و نه خطی که مرا به کسی برساند
من
تمام خطوط دنیا را
در چشمانم پنهان کرده ام
تا از نگاه متعجب کف بین ها دلم خنک شود ...
کسی در آغوشم میکشد
کسی با چشمان گرگ نگاهم می کند
کسی کلاه بر میدارد از سرم
تا که بهتر ببینمش