| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
8
|
43
|
91/2/25 (22:14)
|
|
||
|
|
693
|
1631
|
91/2/23 (03:49)
|
|
||
|
|
4
|
16
|
91/1/29 (20:00)
|
|
||
|
|
59
|
344
|
91/1/23 (08:33)
|
|
||
|
|
34
|
300
|
90/7/13 (10:46)
|
|
||
|
|
120
|
593
|
90/6/23 (07:44)
|
|
||
|
|
63
|
332
|
90/6/22 (13:03)
|
|
||
|
|
161
|
679
|
90/6/22 (12:33)
|
|
||
|
|
19
|
136
|
90/5/11 (12:15)
|
|
||
|
|
45
|
680
|
90/4/31 (10:49)
|
|
||
|
|
93
|
524
|
90/4/28 (20:59)
|
|
||
|
|
107
|
446
|
90/4/27 (12:26)
|
|
||
|
|
9
|
71
|
90/4/14 (19:52)
|
|
||
|
|
18
|
98
|
90/4/12 (15:50)
|
|
||
|
|
192
|
764
|
90/3/27 (11:06)
|
|
||
|
|
16
|
103
|
90/3/19 (09:30)
|
|
||
|
|
9
|
70
|
90/2/30 (00:29)
|
|
||
|
|
17
|
111
|
90/2/17 (17:33)
|
|
محمدحسین حرفات جالب بود
حرف منم همینه! اینکه هر کی هر جا هست توی موقعیت حودش بهترین باشه 
امروز دلم از یه مسئله ای وحشتناک گرفت! هیچ جایی مناسب تر از اینجا پیدا نکردم تا بیام برای شماهایی که شاید، شاید حوصله تون بشه و بخونید درد و دل کنم
من، دانشجوی ارشد اصفهان، از یکی از بچه های ارشد اصفهانی که تو دانشگاه شهید بهشتیه باید بشنوم که اصفهان مدارک پزشکی به صورت قرارداد بدون آزمون فقط با مصاحبه استخدام می کنه !
اینش بماند
زنگ زدم از مدیر گروه سراغ میگیرم یک کلام نمی گه بد نیست شمام اسم بنویسید
اول میگه دانشجو نباید باشید، رد میشید تو مصاحبه
بعد میگه بیشتر منشی می خوان، کاردان و کارشناس
نهایت کارم میگه به فلانی بگو عجله نکنه، موقعیت های بهترم پیش میاد
حالا که من به اعتبار حرف ایشون اقدامی نکردم و به اون فلانی بیچاره هم گفتم عجله نکن (امیدوارم به حرفم گوش نداده باشه) یکی از بهترین دوستام(!) امروز ساعت 6 بعدازظهر باهام تماس گرفته که چرا اسمت تو لیست نیست! چرا اقدام نکردی! امروز آخرین فرصتش بود
شنیدین؟میگه امروز آخرین فرصتش بود
جالب تر از همه اینکه یکی از مسئولای اسم نویسی همکلاسی دوره ی کارشناسی خودم بوده
و این همه مدت دریغ از یه اس ام اس 14 تومنی که باهاش یه خبری به ما بده!
واقعاً کجا داریم زندگی می کنیم ما
این مثلاً دوست ما باید به من بگه همه اسم نوشتن! مدیر گروه هم گفت تو در جریانی واسه همین من بهت خبر ندادم...
عصبانی ام
خیلی عصبانی ام! شاید پشیمون شم از حرفایی که اینجا نوشتم اما اینا واقعیتاییه که تو دل و ذهن من میگذره. بذار باشه تا شاید درس عبرتی شه واسه آدمای ساده ای مثل خودم که فکر می کنن هنوزم میشه رو مرام و معرفت آدما حساب باز کرد
خواهش میکنم بیاید بنویسید که خدای ما هم بزرگه
بنویسید که هنوزم امیدی هست با تلاش خودم به همه ی چیزایی که می خوام برسم
بیاید بنویسید که میون این همه رابطه و پارتی جایی واسه ما هم هست تا نتیجه ی تلاشامونو ببینیم
راستش باید بگم قضاوت دقیقا همون کاریه که باید بکنیم. این رو داشته باشید.
اما درباره این که چطور ارزش رشتمون رو بیاریم بالا. ( اینا که می گم همش نظر شخصیمه، دوست دارم انتقاداتون رو بشنوم. حتی اگه غلط املایی هم گرفتید استقبال می کنم). الان ما توی دوره ای هستیم که هنوز ما رو قبول ندارن ( حق دارن، چون تا به حال هیچی از ما ندیدن)، فرض کنیم قراره وارد یه جمعی بشیم که اونجا غریبه ایم، ولی همشون باهم از قبل دوستند. شما چه رویه ای پیش می گیری؟ میری می شینی یه گوشه ای برای خودت یا سعی می کنی وارد بشی و خودت رو ثابت بکنی؟ راه حل سادست، فقط یکم باید زحمت بکشیم، یادمه یک بار توی یکی از پست ها گفتم که باید همه چی تموم باشیم ( دقیقا همه چی تموم ) باید کامپیوتر، اصطلاحات، زبان انگلیسی، ادب ،نزاکت، برخورد، اخلاق، . . . مون 20 باشه ( 19.999999) اصلا قعبول نیست. یادمه مارو بردن بازدید از بخش رادیولوژی. طرفی که داشت حرف می زد خیلی آدم منطقی بود اول حرفاش می خواست درباره فرایند پذیرش رادیولوژی حرف بزنه، گفت "قسمت پذیرش رو که شما مدارک پزشکی ها ازش اطلاع دارید. . . " . باور کنید با همین یه جمله بچه های ما این بنده خدارو به صلابه کشیدن. که چرا گفته پذیرش کار ماست. یه 2 ساعتی رو درگیر بودیم.
به نظر من اگه کسی رشتش مدارک پزشکیه، و از کلماتی مثل پذیرش، بایگانی و حتی منگنه بدش میاد و عارشه بهتره که خیانت نکنه و با وجودش اسم رشته رو هم خراب نکنه (نمی گم این چیزا خیلی خوبه، ولی فعلا همینه که هست، مدارک پزشکیه و منگنه و پانچ)
اگه همین منگنه و پانچم خوب انجام بدیم ( که نمیدیم ، البته به دلایل حق و ناحق) می تونیم خودمون رو ثابت کنیم
جالبه که وقی رفتیم توی بخش رادیولوژی بچه های گروه ما سوالایی می پرسیدن که همه از اطلاعات گروه ما کفشون بریده بود. ولی استاد می گفت گروه بعدی رو دیگه هیچ جا برای بازدید نمی برم. چون عین گ###ل ها فقط گوش می کردن و حتی یه سوال فنی هم نپرسیده بودن.
آقای حبیبی که خود سوشیانت هم خوب میشناستش ( الان مسول آمار الزهرای اصفهان شدن ) تعریف می کرد، وقتی استخدام شده بود، هیچی از آمار نمی دونسته ( همه دوستای اصفهانی از قابلیت های ایشون توی آمار خبر دارن ) خودش می گفت که بعد از ظهر ها تا دیروقت می نشست و بدون اضافه کاری یاد می گرفت. الان همه توی آمار اسم حبیبی رو می برن.
باید بگم قضاوت کردن دقیقا کار ماست. ما باید حرف اول و آخر رو توی بیمارستان بزنیم ( باید این ذهنیت رو که ما هم ارزش داریم تو خودمون تقویت کنیم ). نه این که وقتی بهمون گفتن بالای چشمت ابروئه آسمون رو به زمین بدوزیم یا سرمون رو بندازیم پایین فقط به فکر آخر برج و حقوق و قسط و . . . باشیم.
کارکردن توی مدارک پزشکی هم کتک زدن داره هم کتک خوردن، هم ف# شنیدن. اگه قراره به این زودیا میدون رو ترک بکنیم دیگه چیزی برای دفاع کردن نمی مونه
راستش من سه، چهاتا نظر قبلی رو دیدم. همشون رو هم قعبول دارم.
اما یه موضوعی هست.
یه موضوع چطور میتونه با همیت بشه؟
1. اول این که این موضوع ذاتا چقدر ارزش داره؟ ( مهمترین عامل )
2. چقدر طرفدارای اون بهش اهمیت میدن و براش زحمت می کشن؟ ( این مورد به موارد زیادی بستگی داره، مثلا سودآور بودن هم ازنظر مادی و هم معنوی، سهل الوصول بودن یعنی اگه من طرفدارش بشم چقدر برام زحمت ایجاد می کنه؟ مثلما اگه کمتر برام زحمت داشته باشه من یه قدم بهش نزدیک می شم، مورد بعدی، صداقت هست، که اصلا به موضوع ربط نداره بلکه . . . . و موارد دیگه )
3. چقدراون موضوع برای دیگران شناخته شده هست؟
4. چقدر تفکر جامعه با اون موضوع همجهت هست؟
حالا جواب ها
1. این مورد کاملا مشخصه و هممون به ارزش رشتمون واقفیم
2.این مورد فرق داره همه آدما یکی نیستن. ما همه جا هم آدم صادق داریم وهم آدم منافق. هر بیمارستان و دانشگاهی که به کار و درسش اهمیت بده، جلو افتاده. مثل خیلی از بیمارستان ها.
استاد سقاییان می گفت مسول سرد خانه یکی از بیمارستان های دور افتاده اصفهان ( که صد البته تکنسین مدارک پزشکی بوده )، انقدر به کارش ارزش می گذاشت که حتی ریس بیمارستان هم ازش حساب می برد. و بعد از رفتنش کل بیمارستان ناهماهنگی رو احساس می کردن.
3. این مورد درباره رشته ما روشن تر ازروزه، چون توی بعضی بیمارستان ها حتی مدیر و رییسش هم نمیدونن اونجا ( اون جای تاریک و نمور ) چه خبره، دیگه چه انتظاری ازبیرون هست؟؟؟؟؟؟
4. تفکر جامعه. . .
بیشتر مدیران میگن مدارک پزشکی یه بخش هزینه بر، بی خود، کارمنداش الاف، هیچی از علوم پزشکی نمی دونن. اینم از جامعه.
حالا کجای مدارک پزشکی ایراد داره؟ کجاش رو بگم کجاش رو نگم؟
قضاوت با شما

راستش من سه، چهاتا نظر قبلی رو دیدم. همشون رو هم قعبول دارم.
اما یه موضوعی هست.
یه موضوع چطور میتونه با همیت بشه؟
1. اول این که این موضوع ذاتا چقدر ارزش داره؟ ( مهمترین عامل )
2. چقدر طرفدارای اون بهش اهمیت میدن و براش زحمت می کشن؟ ( این مورد به موارد زیادی بستگی داره، مثلا سودآور بودن هم ازنظر مادی و هم معنوی، سهل الوصول بودن یعنی اگه من طرفدارش بشم چقدر برام زحمت ایجاد می کنه؟ مثلما اگه کمتر برام زحمت داشته باشه من یه قدم بهش نزدیک می شم، مورد بعدی، صداقت هست، که اصلا به موضوع ربط نداره بلکه . . . . و موارد دیگه )
3. چقدراون موضوع برای دیگران شناخته شده هست؟
4. چقدر تفکر جامعه با اون موضوع همجهت هست؟
حالا جواب ها
1. این مورد کاملا مشخصه و هممون به ارزش رشتمون واقفیم
2.این مورد فرق داره همه آدما یکی نیستن. ما همه جا هم آدم صادق داریم وهم آدم منافق. هر بیمارستان و دانشگاهی که به کار و درسش اهمیت بده، جلو افتاده. مثل خیلی از بیمارستان ها.
استاد سقاییان می گفت مسول سرد خانه یکی از بیمارستان های دور افتاده اصفهان ( که صد البته تکنسین مدارک پزشکی بوده )، انقدر به کارش ارزش می گذاشت که حتی ریس بیمارستان هم ازش حساب می برد. و بعد از رفتنش کل بیمارستان ناهماهنگی رو احساس می کردن.
3. این مورد درباره رشته ما روشن تر ازروزه، چون توی بعضی بیمارستان ها حتی مدیر و رییسش هم نمیدونن اونجا ( اون جای تاریک و نمور ) چه خبره، دیگه چه انتظاری ازبیرون هست؟؟؟؟؟؟
4. تفکر جامعه. . .
بیشتر مدیران میگن مدارک پزشکی یه بخش هزینه بر، بی خود، کارمنداش الاف، هیچی از علوم پزشکی نمی دونن. اینم از جامعه.
حالا کجای مدارک پزشکی ایراد داره؟ کجاش رو بگم کجاش رو نگم؟
قضاوت با شما
سما جان
به نظرت چجوری مدارک پزشکی می تونه قوی باشه ؟ چجوری واحد مدارک پزشکی تو بیمارستان می تونه خودی نشون بده؟!
چجوری میشه به یه رشته ارزش داد؟!
وقتی خودمون به برای درس و رشته مون ارزش قائل باشیم! درسته؟
تا به امروز چقدر بچه های مدارک چه در طول تحصیل و چه در عرصه ی کار و بیمارستان تلاش کردن تا ارزش رشته حفظ بشه؟
چون مدارک پزشکی اونطور که باید قوی نیست ،برا مطرح بودن باید محکم بود و قوی ولی متاسفانه حتی ما سر مسائل جزئی هم نتونستیم دیگرانو قانع کن چون قوانین محکم نداریم
اگر پرسنل دانش خودشون رو به روز کنن و واقعاً دل به کار بدن باور کن زهرا جون با همین بخش ها هم میشه به نتیجه رسید !

سلام سارا جون
واقعاً وضع نابسامان مدارک پزشکی تو خیلی از بیمارستان ها باعث تأسفه ! اونم بعد از این همه مدت که از عمر رشته ی ما می گذره و در زمان حالی که دیگه HIT تو بورسه و همه دنبال الکترونیکی و کامپیوتری شدن هستن ...
بیمارستانایی که به مدارک پزشکی اهمیت نمی دن در حقیقت دارن یکی از بزرگترین حقوق بیماران و حتی جامعه رو نادیده می گیرن
مستندات مدارک پزشکی نه تنها در روند درمان بیمار تأثیرگذاره، بلکه پایه ای برای داده های بسیاری پژوهش هاست که انجام میشه
من و تمام مدارکی های دیگه که حس می کنیم به اهمیت رشته مون پی بردیم ازت می خوایم کاری کنی که اوضاع مدارک پزشکی رو در بیمارستانی که هستی سامون بدی
یک قدم به جلو پیش برو حتی اگر دست تنهایی سخت باشه اما تلاشت رو بکن و همیشه رسالت رشته ای که براش درس خوندی در نظر داشته باش !
برات آرزوی پیروزی و سربلندی می کنم ...
سلام ممنون رام عزیز 
من اینکارو انجام دادم ولی عددی که بدس میاد خیلی یه جورایی ، یعنی شده 22580 درصد 
به هر حال بازم ممنون 
سلام سارا خانم راجب اون سوال در مورد درصد رشد یه عدد فکر کنم اینجور باشه :
سال اول (گذشته) منهایی سال دوم تقسیم بر سال اول ضرب در 100
مثلا اگه سالا اول 10باشه و سال دوم 15میشه 10-15=5تقسیم بر 10که میشه 5/0ضرب در 100میشه 50درصد رشد داشته
فکر کنم به این صورت باشه 