__
عنوان بحث
اثبات وجو خدا2
21 آبان 85 - 19:18

از طرف دیگه شهید مطهری در كتاب اثبات وجود خدا به این موضوع اشاره دارند كه

برای شناخت خداوند دو راه وجود دارد

یكی همان راه استدلال و منطق و دیگری راه تجربی

اما منظور از راه تجربی این است كه در زندگی خود را به خدا نزدیك كنیم تا

احساسش كنیم

وقتی طوری زندگی كنیم كه برای خدا باشد

حتما او را و آثارش را در زندگی احساس میكنیم

به قول یه شاعر معاصر

خداوند به بندگان میفرماید

تو راه بندگی طی كن

عزیزا من خدایی خوب میدانم

 

ادامه دارد

دوستدار شما

فیلو

سوفیا

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
32
31 اردیبهشت 1386 ساعت 07:47
من هم در حد اطلاعاتم در خدمتم اما در مورد استدلال من، من فقط دو تا سوال پرسیدم و جواب خودم هم بهشون دادم ولی سوال ها از خودم نبوده از برای برادر سموئیل بوده و از نظر من در مقابل این که نود در صد مردم خدا پرست هستند کاملا منطقی، عینا و  صرفا ضعف استدلال طرف مقابل است که میخواهد با استناد به آمار ارقام بگوید: ما باید عدم وجود خدا را اثبات کنیم! اما کاملا درسته گه برای رد خدا حرف ارزش داری نیست! برای مقصود اول دیگر فضاوت پای خودتان!
31
30 اردیبهشت 1386 ساعت 23:46

برادر گرامی! ما برای به وجود آمدن آسمان، ستاره ها زمین، آب، خاک و... دلایل علمی داریم، میدونیم چگونه پدید آمده و چگونه از بین میرود، مشابهات آن را هم خودمان میتوانیم بسازیم! نیازی هم به خالق ندارد! بعد وجود نداشتن عدم را که اثبات نمی کنند! نود در صد مردم جهان به خدای مشترکی اعتقاد دارند؟ چرا انقدر ازدیاد ادیان هست؟ خب جواب ساده است چون انسان خدا را ساخته است نه خدا انسان را!

راستی به آسمان نگاه کردم چند تا سوراخ در لایه اوزون دیده شد، پس دست خدای شما در کار بوده است!

راستی، من متریالیست هستم، نه اومانیسم، زیاد نمی توانم در این مورد بحث فرهنگی و اجتماعی بکنم اما در حد توان و اطلاعاتم در خدمتم!  دوستان موافقید که در این بحث خدا را حذف کنیم و به مذهب بپردازیم، یعنی این که مسلمان باشیم چه فواید و چه ضرر هایی دارد، و مثلا مذهب مسلمان ها را با مسیحی و یحودی ها و زرتشتی ها و مکاتبی مثل اومانسیم، سوسیالیسم مقایسه کنیم، ببینم آیا مذهب به تنهایی برای یک زندگی در ابعاد شخصی و اجتماعی کافی هست یا خیر؟ اصلا اگر مذهب هست چه نیازی به قانون گذاری است؟

و بحث دیگر دین برای فرد که اگر موافق باشید پایه را بگذاریم  روی جمله معروف مذهب افیون توده هاست. مارکس!

نظر شما در این دو  مورد چیست؟

30
27 اردیبهشت 1386 ساعت 00:16

اولا توحین نه

توهین

دوما هرکسی می تونه نظرات و عقایدی که به اون معتقده رو بیان کنه تا در نهایت منطقی ترین و عقلانی ترین نظر مشخص بشه

اما حالا یه سوال

شما چطوری عدم وجود خدا رو اثبات می کنید جناب مایک مار؟

29
15 اردیبهشت 1386 ساعت 20:25

انسان همیشه ضعیفه و بی ارزش...

و همین باعث میشه همیشه به دنبال یه چیزی باشه که از خودش قوی تره هرچند که اون چیز خیالی باشه!!!

این اثبات نیست...

28
15 اردیبهشت 1386 ساعت 18:12
نه من اصلا قصد جبهه گیری ندارم...
من نمیفهمم آخه شما با این بحث چیو میخواین ثابت کنین؟!!!
این که توی اون لحظه آدم چیکار میکنه فقط یه حرکت احساسیه... نباید روی این حساب کرد...
آخه از کی تا حالا احساس آدم اونم توی شرایط بحرانه شده معیار حق و حقیقت؟!!!!

در ضمن بت پرستان هم توی اون لحظه به بتهای سنگی و چوبی پناه میبرند. پس خداوند همون بتهای سنگی ساخته دست بشره؟!!!


پیام در تاریخ 86/2/15 ویرایش شده است.
27
15 اردیبهشت 1386 ساعت 00:36

ببخشید اسمتون رو درست نگفتم اقا حمید

راستش من فکر میکنم شما یک خرده غیر منطقی هستین وبه جای این که فکر کنین وجوابمو بدین

باز جبهه گرفتین یهنی میخوای بگی اگه تو اون موقعیتی که گفتم گیر کنی هیچ عکس العملی نشون نمیدی ومیشینی تا نوبتت بشه

26
14 اردیبهشت 1386 ساعت 22:56
نمیدونم منظورتون از سید محمد من بودم؟!!!!!!!
آخه توی بحث قبلی من بودم سید حسین حالا اینجا سید محمد در حالی كه اسم من حمیده !!!!!!!!!
 
حالا كاری نداریم...
اولین انسان چجوری بوجود اومد؟! من همین سوال رو از شما میپرسم منتها اینجوری... شما كه خدا رو قبول دارین بگین ببینم خدا چجوری بوجود اومده؟ میگین خدا از ازل بوده . درسته؟ خوب همین جوابو به سوال خودتون بدین !!
 
تو اون لحظه به كی پناه میبرم؟!! خوب به هیشكی... حالا مگه اونا كه پناه بردن نجات پیدا كردن؟!! یا اونا كه نجات پیدا كردن همشون به خدا پناه بردن؟!
 
كی گفته قدرتشو داره نجاتت بده؟!! لطفا اثبات كنید !
 
25
14 اردیبهشت 1386 ساعت 17:25

به به اقا سموئیل

شما کجا اینجا کجا؟؟

اقای سید محمد شما خودت که منکر وجود خدا هستی فکر میکنی اولین انسان چه جوری بوجود اومد

اصلا از نظر شما منکرین وجود خدا هستی چه جوری بوجود اومده

یه سوال مهمتر : زمانی که توی موقیت سخت گیر میکنی مثلا توی هواپیما نشستی که یک دفعه شروع میکنه به

تکون خوردن های وحشتناک و ناگهان صدای خلبان رو میشنوی که میگه یک بال هواپیما اتش گرفته

توی اون لحظه به کی پناه میبری ؟؟

پیش دل خودت فکر کن ببین از  یه نیرویی که فکر میکنی میتونه نجاتت بده طلب کمک نمیکنی ؟؟؟

یه نیروی غیبی که قدرتشو داره که نجاتت بده؟؟

 

24
15 اردیبهشت 1386 ساعت 20:15

من نگفتم اگه یک بت پرست به بت پناه ببره پس بت خداست من منظورم این بود

که هر انسانی در وجودش فطرت خداجویی داره وهمیشه احساس میکنه به یه منبع بی انتها متصله

همین قدر که شما به نیروهای فطری خودت اعتراف کنی فعلا کافیه                تابعد

23
13 اردیبهشت 1386 ساعت 05:33

 

سلام به همه ی دوستان

جالب توجه است که این موضوع بیش از هر موضوع دیگری مورد بحث و مشاجره قرار گرفته است.  آخرین آمار حاکی از آن است که 90 درصد مردم جهان به خدا و یا قدرتی برتر معتقد هستند.  در این راستا بنظر می رسد که مسئولیت اثبات وجود خدا بر عهده ی آنانی است که وجود او را قبول دارند.  ولی به نظر من آنانی که وجود خدا را رد می کنند موظف هستند که صحت اعتقاد خود را ثابت کنند.

 

هیچگاه نمی توان (بطور مطلق) وجود خدا را ثابت و یا انکار کرد.  کتاب مقدس تعلیم می دهد که حقیقت وجود خدا را باید با ایمان پذیرفت.  " بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است.  زیرا هر که تقرب به خدا جوید لازم است که ایمان آورد بر اینکه او هست و جویندگان خود را جزا (پاداش) می دهد." (عبرانیان 6:11)  اگر خدا می خواست، می توانست به سادگی خود را ظاهر سازد و هستی خویش را به همه ی دنیا ثابت کند.  ولی در این صورت دیگر نیازی به ایمان نبود.  " عیسی گفت: "ای توما، بعد از دیدنم ایمان آوردی.  خوشابحال آنانی که ندیده ایمان آورند." (یوحنا 29:20)

ولی این بدان معنی نیست که هیچ دلیلی بر اثبات وجود خدا موجود نمی باشد.  کلام خدا می فرماید: "آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عمل دستهایش خبر می دهد.  روز سخن می راند تا روز، و شب معرفت را اعلان می کند تا شب.  سخن نیست و کلامی نی، و آواز آنها شنیده نمی شود.  قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون." (مزمور 1:19-4)

 

 دیدن ستارگان آسمان، تفکر در وُسعت جهان هستی، مشاهده ی عجائب طبیعت، تعمّق در زیبائی طلوع و غروب آفتاب ... همه و همه گویای یک واقعیت هستند: خدای آفریننده ای وجود دارد.  به غیر از این شواهد، وجدان انسان گواه دیگری بر وجود خداست.  جامعه 11:3 خاطرنشان می سازد: " او .. ابدیت را در دلهای ایشان نهاده .." چیزی درونی در عُمق وجود ما هست که تشخیص می دهد چیزی فراتر و والاتر از این دنیا وجود دارد.  حتی اگر به عقل خود این واقعیت را نپذیریم، ولی در عُمق وجود خویش نمی توانیم حضور الهی را مُنکر شویم.  کتاب مقدس می گوید که هر چند وجدان ما گواهی می دهد که خدا وجود دارد، همچنان عده ای حضور و وجود او را انکار می کنند: "احمق در دل خود می گوید خدائی نیست." (مزمور 1:14)  98 درصد تمام مردمی که در طول تاریخ بشریت بر زمین بوده اند، اعم از زمینه های مختلف فرهنگی، تمدنی، و منطقه ای به وجود نوعی خدا معتقد بوده اند.  پس می بایستی شخصی و یا چیزی باعث شکل گیری چنین اعتقاد فراگیری شده باشد.

 

در رابطه با اثبات وجود خدا، علاوه بر بحث های کتاب مقدسی، بحث های منطقی دیگری نیز وجود دارند.  یک نوع  از این بحث های منطقی بحث تلئوژی (علم مربوط به مطالعه ی حکمت غائی یا پایان شناسی) است.  در این بحث گفته می شود که چون جهان هستی بر اساس طرح اعجاز انگیزی ساخته شده است پس بایستی طراح ماهری آن را به وجود آورده باشد.  به عنوان نمونه اگر زمین فقط چندین کیلومتر دورتر و یا نزدیکتر به خورشید می بود، حیات موجودات بر روی زمین غیرممکن می شد.  و اگر عناصر اتمسفر فقط چند صدم درصد متفارت می بودند، این فاجعه منجر به نابودی هر موجود زنده ای بر روی زمین می گردید.  احتمال شکل گیری تصادفی یک مولکول پروتئین به میزان یک  در 10  به توان 243 (یعنی عدد 10 که دارای 243 صفر است) می باشد.  توجه داشته باشید که یک عدد سلول حاوی میلیون ها ملکول پروتئین است.

 

 

 دومین  نوع بحث، بحث اخلاقی است.  فرهنگ های گوناگون، در طول تاریخ، هر یک دارای نوع خاصی از قوانین بوده اند.  آدمیان قادر به تشخیص بدی و نیکوئی هستند.  تقریباً در همه ی ملت ها قتل،دروغ، دزدی، و فساد اخلاقی مردود شناخته شده اند.  این حس تمئیز بد و خوب از کجا آمده است اگر از خدای قدوس نشأت نگرفته باشد؟

 

علی رغم همه ی این مطالب، کتاب مقدس روشن می سازد که مردم معرفت واضح و غیر قابل انکار الهی را رّد کرده دروغ را متابعت خواهند کرد.  در رومیان 25:1 می خوانیم: "ایشان حقّ خدا را به دروغ مبدل کردند.  و عبادت و خدمت نمودند مخلوق را به عوض خالقی که تا ابدالآباد همان است." کتاب مقدس اضافه می کند که انسان برای بی ایمانی به خدا هیچ عذری ندارد. "زیرا که چیزهای نادیده ی او یعنی قوت سرمدی او و الوهیتش از حین آفرینش عالم بوسیله ی کارهای او فهمیده و دیده می شود تا ایشان را عذری نباشد." (رومیان 20:1)

 

مُنکران وجود خدا معمولاً برای توجیه بی ایمانی خود ادعا می کنند "ایمان به خدا علمی نیست" و یا اینکه "دلیلی برای اثبات خدا وجود ندارد."  ولی دلیل واقعی این است که همه می دانند اگر به وجود خدا ایمان داشته باشند، این واقعیت را نیز باید بپذیرند که محتاج نجات و آمرزش گناهان هستند (رومیان 3:23؛ 23:6) و بایستی بابت تمام اعمال خویش پاسخگو باشند.  ولی اگر، بر فرض محال، خدا وجود نداشته باشد، انسان خود را آزاد می بیند تا هر آنچه مایل است انجام دهد بدون آنکه نگران داوری و مجازات باشد. به نظر من علت افزایش طرفداران فرظیه ی تکامل همین است.  خدا وجود دارد و هر یک از ما (بدون استثناء) بر آن واقف هستیم.  اگر عده ای تلاش می کنند وجود خدا را رد کنند، این خود دلیلی است بر وجود او.

 

اجازه بدهید آخرین مورد را نیز مطرح کنم. من چگونه می دانم که خدا وجود دارد؟  من به وجود خدا ایمان دارم چون هر روز با او صحبت می کنم.  مدعی نیستم که صدای او را با گوش جسمی خود می شنوم.  ولی می توانم به جرأت بگویم که حضورش را احساس می کنم، هدایت هایش را درک می کنم، مجبتش را شناخته ام، و مشتاق فیض او هستم. برای این همه واقعه که در زندگی من رُخ داده است تنها یک توجیه وجود دارد: خدا وجود دارد و عمل می کند.  او بطرز معجزه آسائی مرا نجات داد و زندگی مرا به گونه ای عوض کرد که نمی توانم وجودش را انکار کنم و یا اینکه او را تمجید نکنم.  اگر شخص تصمیم گرفته باشد که وجود خدا را نادیده بگیرد، هیچیک از این بحث ها نمی تواند او را قانع کند.  در نهایت، وجود خدا باید با ایمان پذیرفته شود (عبرانیان 6:11).  ایمان به خدا یک جَهش کورکورانه در یک اطاق تاریک نیست، بلکه گام برداشتن در یک فضای نورانی است که 90 درصد مردم دنیا آنجا ایستاده اند.

 

خداوند با شما عزیزان

 

22
6 اردیبهشت 1386 ساعت 20:20

همانطور که آشیل گفت هنوز هیچ استدلال منطقی وجود نداره برای اثبات وجود خدا یا حداقل خدایی که ادیان میگن.   آقای محمود احمدی نژاد جان   ناصر خسرو اگه الآن زنده بود و پیشرفت علمی امروز رو میدید مصمئن باش هیچ وقت طرف این خدای احمق نمیرفت،  و در ضمن یکی از دانشمندان بزرگ یعنی کی؟ اسمش؟  اصلا  تو از کجا میدونی منظور اون دانشمند این خدای انسان نمای ِ شما باشه؟    خدایی که دانشمندان ازش حرف میزنن نه این خدا بلکه منظورشون شگفتی و عظمت جهان ِ که ما هنوز نمیتونیم درکش کنیم .  

تئوری تکامل ثابت کرده موجودات زنده ای که روی زمین و شاید پلنت های دیگه هستن  اصلا نیازی به خالق ندارن. این موضوع رو ریچارد داکینز و بقیه زیست شناسان امروزی ثابت کردن و لازم نیست من در اینجا ذکر کنم.  (آدم و حوا "")

و اما در مورد خواب که آشیل عزیز توضیح جالبی داد .  و اینو کاملا مطمئنم که خواب  مربوط به مغز انسان میشه و نه هیچ موجود ماوراء طبیعی ِ دیگه ای.  و منظور آقای صمدی نیا فکر کنم همون  پدیده "دژاوو" باشه که انسان فکر میکنه چیزیو که تو واقعیت دیده قبلا توی خواب دیده یا بر عکس.  از این پدیده اطلاعات زیادی ندارم. و از نظر علمی ثابت شده و باز هم ربطی نداره به موجودات فضایی

در ضمن آقای سعیدی ما داریم با ذهن بیمار میلیون ها انسان حرف میزنیم :P  و مسئله ی نادانی انسان هیچ ربطی به اثبات این جور مزخرفات نداره.

خانوم مریم سلطانی  ما آتئیست ها یا طبیعت گراها اصلا با وجودش مخالفیم،  بعد شما یک هو میاین میگین خدا کاملترین موجوده؟   و باید قبول کنیم که انسان پوچ و بیهوده است و با دیگر حیوانات هیچ فرقی نداره .

و در آخر  ما آتئیست باید تا 200 یا 300 ساله دیگه با این موجودات مبارزه کنیم تا کاملا از بین ببریمشون و این تنها با علم میسر میشه .    و اینو مطمئنم که 70% درصد تئیست ها از عقاید ما آتئیست کاملا بی خبرن و اگه آتئیستی باهاشون در بیفته هیچ توجهی به منطقه شون نمیکنن و با احساسات مصخره شون  خودشون رو گول میزنن  و اون 30% درصدی هم که از تئیست ها باقی میمونن  و طاقت مبارزه با فلسفه ی ضد دینی و ضد خدایی مارو ندارن یا میرن تو لاک  خودشون یا  میچسبن به علم  و مضخرفات دیگه ای جور میکنن  البته  از نوع جدیدش .

 

برادران، شما را سوگند می دهم که به زمین وفادار مانید و باور ندارید آنانی را که با شما از امیدهای ِ ابرزمینی سخن می گویند. اینان زهر پالای اند، چه خود دانند یا ندانند.    "چنین گفت زرتشت"       Friedrich  Nietzsche



پیام در تاریخ 86/2/6 ویرایش شده است.
21
2 فروردین 1386 ساعت 14:31

اقای منمنمنننن

من قبلا هم حضور تون عرض کردم وقتی خدا رو کاملترین موجود بدونی این برهان کار امده

نکنه حضرت عالی سیمرغ و دیو و... رو کاملترین موجود میدونی

 اقای اشیل پله من قصد ندارم برای کسی مثل شما که پیرو نظریه ی داروین هستین چیزی رو اثبات کنم

چون کسانی که به نظریات داروین معتقدن وضعشون مشخصه

20
2 فروردین 1386 ساعت 02:28
شما هم خوشحالید ها، کلا به آفرینش اعتقادی ندارم حالا چه پوچشش چه با هدفش! بله بر منکرش لعنت که آدم اتفاقی به وجود نیومده بلکه مثل دیگر موجودات به وجود اومده که تو نظریه داروین قسمتی اش را خواندیم! خب من نمیدانستم نا خود آگاه این گونه عمل می کند! فکر میکردم فقط جای افکار و خاطرات آرزو های پس زده شده توسط انسان است!
19
1 فروردین 1386 ساعت 22:37

بنده مغالطه میکنم و شما که می فرمایید هر آنچه که در تصورات بشر نقش ببندد لاجرم وجود خارجی هم دارد مغالطه نمی فرمایید.

پس بنا به برهان!! شما وجود اژدها و دیو و سیمرغ و دیگر موجودات افسانه ای که در تصورات انسان وجود دارند باید نمود و وجود بیرونی هم داشته باشند.

لطفا سفسته نفرمایید

18
1 فروردین 1386 ساعت 18:21

دوست خوب شما به جای ارائه دادن یک برهان دارین مغالطه میکنین

یعنی از چیزی که به ظاهر شبیه یک برهانه استفاده کردین

این شیوه ی شما خیلی ها رو گمراه میکنه

__