| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
12
|
30
|
87/8/27 (03:40)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
87/8/27 (03:17)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
87/7/28 (02:38)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/7/10 (01:15)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
87/7/8 (01:14)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
87/7/6 (01:15)
|
|
||
|
|
2
|
17
|
87/7/4 (01:40)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/6/9 (12:52)
|
|
||
|
|
3
|
20
|
87/6/7 (16:42)
|
|
||
|
|
0
|
23
|
87/5/30 (12:56)
|
|
عنوان بحثقصه پریان؛(نقدی بر آرای زیگموند فروید در باره ی دین) 24 آبان 86 - 17:46 | |
فروید کتابی به نام توتم و تابو دارد که در آن زندگی مردم ابتدایی را تحلیل میکند(1)،و داستانی را برای پیدایش ادیان مطرح میکند. پریچارد این نظریه را داستان محض و «قصه پریان» مینامد(2) . به نظر فروید، انسان ابتدایی،در رمهی آغازین زندگی میکرد. این رمه تشکیل میشد از نری مسلط که پدر بود و تعدادی از مادهها را در انحصار خود داشت. این پدر نیرومند، پسران خود را از مادهها دور نگه میداشت. روزی این پسران متحد شده پدر مسلط را کشتند و سپس آن را خوردند. دلیل این آدم خواری به نظر فروید این بود که آنها اعتقاد داشتند با خوردن قربانی، نیرو و قدرت او را به دست میآورند. پیدایش ادیان توحیدی از نظر فروید نقد : 2-اگر تحلیل فروید را از دین بپذیریم، باز نتایجی که وی میگیرد، موجّه نمیسازد. اگر علت دینداری انسانها و پیدایش مفهوم خدا، جنایت اصلی و یا غریزههای جنسی و یا ترس میباشد، باز نمیتوان نتیجه گرفت که مفهوم خدا توهم محض است. ممکن است منشاء باور به چیزی امر باطلی باشد، ولی ممکن است خود آن چیز واقعیت داشته باشند. به عنوان مثال، فرض کنید نخستین بار کسی از طریق مشاهده سقوط فلزی بر روی سنگ کهربا به وجود نیروی جاذبه پی برده باشد. ولی نمیداند که در اصل نیروی مغناطیسی موجب سقوط این فلز شده است، نه نیروی جاذبه. حال نمیتوان با پی بردن به توهم این شخص وجود نیروی جاذبه را رد کرد. فرآیند چنین استدلالی، یعنی نتیجه گرفتن عدم وجود چیزی از توهمی بودن باور به آن، مغالطهای است موسوم به مغالطهی تکوینی. 3-تبیین فروید از دین به مبنای الگوی پدر – فرزند، ممکن است در نگاه نخست در زمینهی مسیحی موجّه به نظر برسد؛ زیرا مسیحیان از خدای پدر سخن میگویند، ولی با کمی دقت روشن میشود که این الگو اصلاً قابل تعمیم به دیگر ادیان جهان نیست. به عنوان مثال، در اسلام و یا یهودیت رابطهی انسان با خدا، رابطهی پدر و فرزندی نیست. به قول همیلتون، گوناگونی دین در فرهنگهای متفاوت جهان چندان شدید است که احتمال وجود الگوی یک نواختی که از ویژگیهای جهانی ماهیت بشر سرچشمه گرفته باشد، بسیار ضعیف است. برای مثال «ایزد بانوها» را در نظر آورید. خود فروید میپذیرد که «ایزد بانوها» به دلایل آشکار، با نظریهی او خوب وفق نمیدهد(11). 4-فروید رمهی آغازین را برای بشر ابتدایی در نظر گرفت و توتمیسم را نخستین دین ابتدایی دانست که ادیان دیگر از تکامل آن به وجود آمدهاند، ولی هر دو نظر باطل است. اوّلاً هیچ شواهدی در دست نیست که سازمان اجتماعی انسان اولیه به صورت رمهی آغازین(12) بوده است. حتی در انواع حیوانی که ساختاری رمهوار دارند و یک نر بر نرهای دیگر تسلط دارد، نر مسلط همهی مادهها را در انحصار خود ندارد(13). ثانیاً هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد توتمیسم نخستین صورت دین است و دینهای دیگر از تکامل آن برخاستهاند. حتی در زمان خود فروید ثابت شد که توتمیسم به عنوان یک صورت متمایز دین، در واقع افسانهای بیش نیست. عناصر گوناگون توتمیسم مانند قاعدهی ازدواج با افراد بیرون از کلان، اعتقاد به سرچشمه گرفتن تبار کلان از حیوان توتمی، حرام بودن حیوان توتمی و جشن توتمی، همگی جداگانه در جوامع گوناگون و در انواع صورتهای گوناگون و در انواع صورتهای جابجا شده رخ میدهند، ولی به ندرت همه با هم در یک جا جمع میشوند (14). (این نقد فقط به تقریر اول مربوط میشود) 5-فروید چنین تصور میکرد که غرایز سرکوب شده به روان ناخودآگاه بر میگردد. بر این اساس میگفت که غریزه جنسی سرکوب شده به ناخود آگاه میرود و سپس به صورت شعر و یا هنر و یا دین، تجلّی میکند. روان شناسان بعدی، مکانیزم رجوع غرایز سرکوب شده به ناخودآگاه را نپذیرفتهاند و مکانیزم دیگری برای آن پی ریختهاند. (این نقد به تقریر سوم مربوط میشود) 6-فروید باور به دین و خدای طبیعت را ناشی از محرومیت و محدودیتهایی میدانست که اجتماع و تمدن بشری بر او تحمیل میکند. امّا چرا در مقابل محدودیتهای ناشی از تمدن و اجتماع، خدایی برای طبیعت تصویر میشود. نظریهی فروید از انسجام منطقی برخوردار نیست. علاوه بر این معلوم نیست چرا این موجود تصویر شده باید مسئولیت محرومیتهای جنسی انسان را به عهده گیرد؟ همچنین، این موجود چرا باید نگران عدالت و اخلاق باشد؟ آنچه در ادیان میبینیم این است که انسان را به مطیع نبودن نسبت به غریزهی جنسی دعوت میکند و حتی برخی ادیان، نظری افراطی در این باره دارند و میگویند: این غریزه به هیچ وجه نباید ارضا شود.
| |
پاسخ ها3 3 آذر 1386 ساعت 01:14 | |
این خیلی عجیب که بگیم فروید خودش رو به عنوان یک باستانشناس یا تاریخدان میخواسته معرفی کنه! فروید همیشه در نقش یک روانکاو باقی مونده و اگر نگاهی هم به اون دوره داشته از این حیطه خارج نشده، و بیشتر به نظر من میخواسته مفهوم توتم و تابو رو مشخص کنه، و چه همچین تفکری داشته یا نه به نظرم خیلی خوب سمبل ها، تابو و توتم رو توضیح میده و از اونجا که اینجا کلوب مذهبی نیست و کلوب روان شناسی من نمیدونم شما چرا به اعتقاداتتون بر خورده و استفاده ی درست از مطالب علمی اش نکردید. به هر حال به نظرم این داستان خیلی از داستان آدم و حوا بهتره و حداقل احمقانه نیست و فقط سندیت تاریخی نداره. و اتفاقا این مقاله هم با مشکل فروید همراه هست چون اگر نویسنده کمی در تاریخ مصر سرک میکشید متوجه میشد که کلا موسی یک شخصیت تخیلی است، و اگر کتاب موسی شاهزادهی مصری را هم میخواند آن وقت میفهمید که فروید بر چه اساسی حدسهایش را زده. و باز از قضای روزگار اگر نویسنده قسمتی از زندگی فروید را هم میدانست میفهمید یونگ و آدلر سال ها قبل از نوشتن این کتاب با فروید دچار مشکل شده بودند و اختلافهایشان سر چیز دیگری بوده است نه بر سر توتم و تابو پس اگر مشکلی داشتند جاش مطرح کردن تو این مقاله نبوده. فروید نشون داد که چه طوری توهمی به اسم اعتقاد شکل گرفته من هم اگر دوست داشتید به شما ثابت میکنم که اعتقاد شما هم بیشتر از خطای ذهنی شما نیست و فروید در این زمینه خطا نرفته و شما متوهمید. اگر چیزی در مورد ساختار شخصیت فروید نمیدونید و فقط بخش لیبیدوش رو مطالعه کردید که حتما مجبور نیستید در موردش بنویسید. هر وقت مطالعاتتان کامل شد در صورت داشتن فرصت در موردش بحث میکنیم. نشون دادن بخشی از حقیقت و نتیجه گرفتن به نفع خودتان هم به دور از سفسطه و ملغطهای که گفتید نیست. اینجا جوصله نداشتم در مورد این نوشته ها خیلی بنویسم احتمالا در آینده از خجالتتان در می آیم و آن تاپیک که چرندیات دینی را به جای نظریات روان شناسی مطرح کردید و به تفضیل پاسخ میدم کلا چیزهایی که موافقم این ِ که این نظریه ی تاریخی نیست و داستانیِ اما امکان داشته مثلا در قبایلی و بین خانواده هایی هم اتفاق افتاده باشه و کم کم به شکل فرهنگ جا افتاده باشه ولی احتماش خیلی زیاد نیست. توتیسم نخستین دین ابتدایی نیست اساس شکل گیری مذهب و خدا صرفا محرومیت و محدودیت نبوده چرندترین قسمت این مقاله هم مربوط میشه به اون جایی میشه که نظریه ای که فروید میده (در مورد این که کودک تا هفت سالگی همه چیزش رو از پدر میخواد و پدر براش سمبل امنیت ِ و کودک فکر میکنه پدر میتونه تمام خواسته هاش رو بر آورده کنه اما بعد از هفت سالگی با حقایقی رو به رو میشه که پدر نمیتونه تمام خواسته هاش رو بر آورده کنه و قدرت کافی در این زمینه نداره، پس به یک قدرت کامل و مطلق پناه میبره به اسم خدا) حالا این چه ربطی به پدر، پسر و روح القدوس داره من بی خبرم. این در مورد افراد صدق میکنه بدون در نظر گرفتن دین شونه و هیچ ربطی به پسر و پدر مسیحیت نداره چیز دیگه ای هم که نظرم رو جلب کرده این که نویسنده خبر نداره در مورد چه دوره ای داره می نویسه و ما همچین جملاتی را می بینیم: "در اصل شاهزادهی مصری بود و یا فرعون خود خدایی واحد را به جای الله قرار داد". شاید هم نویسنده بی خبر که مصر و عربستان یک کشور نیستن و از نظر جغرافیایی اختلاف دارن و الله که بت اعراب بوده هیچ ربطی به فرعون نداره، و باز هم نمیدونه که محمد هزار چهار صد سال پیش اون بت رو به خدای واحد ارتقا داد و این جریان با آمنهوتپ چهارم حداقل هزار و نه صد سال اختلاف داشته. در کل این مقاله جای بحث نداره و فقط جای ایراد گیری داره |
2 26 آبان 1386 ساعت 02:11 | |
سلام . میتونم از مطلبتون برای کارم استفاده کنم ؟ |
1 24 آبان 1386 ساعت 18:07 | |
ممنون خیلی مفید بود |














