| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
43
|
262
|
87/6/11 (01:59)
|
|
||
|
|
14
|
87
|
87/6/1 (19:42)
|
|
||
|
|
38
|
224
|
87/5/20 (21:46)
|
|
||
|
|
123
|
1012
|
87/6/13 (02:55)
|
|
||
|
|
19
|
101
|
87/6/2 (17:29)
|
|
||
|
|
45
|
476
|
87/5/20 (21:51)
|
|
||
|
|
24
|
98
|
87/6/17 (16:26)
|
|
||
|
|
15
|
47
|
87/6/16 (12:08)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
87/6/12 (10:53)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/6/6 (01:54)
|
|
عنوان بحثگیلان دروازه تمدن جدید - دروازه اروپا - حقیقت میرزاكوچك 19 اردیبهشت 87 - 15:11 | |
از زمانی كه پادشاهان قاجار هوس سفر به اروپا نمودند مسیر سفرشان از راه قزوین ( كسپین ) و رشت و انزلی بود تمدن اروپایی در نخستین نقطه وارد گیلان می شد و سپس از گیلان به ایران رواج می یافت مردم گیلان به دلایل تاریخی مردمی روشنفكر و غیر متعصب بودند و آزادیخواهی و تجدد طلبی و پیشرفت را مایل بودن به همبن دلیل گیلان و رشت تبدیل به مركز تجدد طلبی و مشروطه خواهی و ظواهر نوین تمدن شد .. نخستین آثار تمدن جدید اروپایی در گیلان وارد و پذیرفته شد و سپس بتدریج به نقاط مختلف ایران رسید و البته هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران این موج تجدد خواهی و روشن فكری وارد نشده به دلیل فكر بسته و كله خشكی مردمان آن مناطق كه ناشی از كمی ارتباطات و تبدلات فرهنگی است .
روزنامه ؛ تئاتر ، بازارهای نوین به طور گسترده یی در رشت رونق داشتند بازار بزرگ رشت محل ورود كالاهای اروپا بود كه سپس به ایران صادر می شد ... چیزی مثل دوبی امروز بوده .. هر جا كه تجارت رونق بگیرد رشد جمعیت و رشد فرهنگی نیز سرعت می گیرد .. یهودیان و ارامنه كه در تجارت و هنر و علوم سرآمد بودند به طور گسترده ای در گیلان و رشت ساكن شدند به طوریكه یكی از محلات اصلی رشت به نام ارمنی - یهموی محله معروف شد ( پشت بازار روز روبروی كلیسای ارامنه تا محدوده سبزه میدان و استادسرا ) ... ارامنه معروفی در گیلان می زیستند كه خدمات ارزنده ای ارائه نمودند از جمله نخستین آسایشگاه معلولین ایران را یك ارمنی در رشت تاسیس نمود وسعت بازار بزرگ رشت در زمان خود از وسعت بعضی قصبات آن زمان فقط بیشتر بود به مرور زمان مشروطه طلبی در گیلان شعله كشید و روزنامه ای بسیاری منتشر شدند ... بیش از 80 % روزنامه های ایران در زمان مشروطه در گیلان منتشر می شد ... گرجی ها قفقازی و سایر سرنخهای مشروطه خواهی به گیلان وارد شدند و جریان مشروطه طلبی را از رشت كنترل می كردند
تا اینكه در تاریخ 14 تیر 1285 خورشیدی لشكر مشروطه طلب گیلان با حمایت ارمنی ها ، گرجی ها و مردم گیلان به راه افتاد قزوین را تسخیر نمودند و به لشكر مشروطه طلب آذربایجان و كردها و .. پیوسته تهران را اشال نظامی و پادشاه قاجار را مجبور به صدور فرمان مشروطه می كنند ... با این پذیرش نیروهای مشروطه طلب به اشغال نظامی تهران پایان بخشیده و به مناطق خود بر می گردند و حكومت را به صورت مشروطه به شاه قاجار بازمی گردانند .
در جریان این لشكركشی میرزا هم وارد تهران می شود
سپس بعد از مدتی محمد علی شاه قصد می كند كه مشروطه را براندازد كه نمی تواند لذا به مناطق تركم نشین پناه میبرد تا با لشكری از تركمنها تهران را فتح كند كه در این هنگام میرزا در راس گروهی مامور می شود كه به جنگ تركمنها و محمد علی شاه برود .. اگرچه نمی تواند در این رویارویی پیروز شود اما این درگیری باعث می شود كه تركمنها نتوانند به سمت تهران پیش بروند و در نهایت كاری از پیش ببرند .
جنگ جهانی اول شعله می كشد
ایران حكومتی شایسته ندارد ... ارتشی منسجم ندارد ... سربازان هندی انگلیس به قصد تصرف چاههای نفت بادكوبه از هند و بلوچستان و خراسان و گرگان و آمل به سمت گیلان پیش می آیند اما روسها هم خبردار می شوند و لشكریان خود را به گیلان سرازیر می كنند و در گیلان بین روس و انگلیس جنگ در می گیرد
گیلان و رشت كه در این زمان بزرگترین شهر ایران و پرجمعیت ترین شهر ایران پس از تهران و مركز تجارت ایران و تجددطلبی بود تبدیل به یكی از میدانهای جنگ جهانی اول می شود ... جنگ های شهری در رشت بین روس و انگلیس در می گیر ... رشت ویران می شود و مناطق بسیاری از آن در آتش می سوزد .
در این هنگام میرزا كوچك با سابقه مبارزات مشروطه خواهی و اقدامات نظامی وقتی می بیند كه دولت ایران نیرویی برا یمقابله ندارد خودش به پا می خیزد و برای بیرون راندن اجنبی روس و انگلیس گروه جنگل را تشكیل می دهد
جنگلی ها وارد نبرد با روس و انگلیس می شوند و موفق به اخراج انگلیسی ها تا منجیل می شوند ... در همین هنگام انقلاب بلشویكی 1917 روسیه رخ می دهد و روسهای سفید خودشان از گیلان خارج می شوند و روسهای سرخ به عنوان كمك میرز وارد صحنه می شوند و به او كمك می كنند كه در مقابل انگلیسیها بایستد ... به این ترتیب نه تنها از شمار دشمنان جنگل یكی كم می شود ( روس سفید ) بلكه یك كمك هم می یابد ( روس سرخ )
اما روسها فكرهای دیگری در سر داشتند گ افراد نفوذی وارد نهضت جنگل می شوند و جمهوری شوروی سوسیالیستی گیلان یا به طور خلاصه جمهوری گیلان در سال 1918 شكل می گیرد ... میرزا معتقد به وطن خواهی و مبارزه با اجنبی بود و جمهوری گیلان را به این دلیل تشكیل داد تا اجنبی را از كل ایران خارج كند چون دولت قاجار عملاً منحل شده بود و میرزا قصد جدایی نداشت بلكه قصد گسترش جمهوری به سراسر ایران را داشت و جمهوری گیلان مقدمه آن بود .
اما نفوذی های كمونیست از حزب عدالت باكو قصد دیگری داشتند كه با عقائد میرزا همخوانی نداشت لذا پس از مدتی بر علیه كابینه میرزا كودتایی انجام می شود و میرزا مجبور می شود كه یا از جمهوری كناره گیرد یا كشته شود یا به كودتاگران بپیوندد كه میرزا از جمهوری خارج می شود و دوباره به جنگلها بر می گردد تا بار دیگر بر علیه اجنبی بجنگد كه در این راه می میرد
با پایان جنگ جهانی اول و مذاكرات روس و انگلیس قرار می شود كه یكپارچگی ایران برای تامین منافع طرفین حفظ شود لذا جمهوری 5ساله گیلان را روسها منقرض می كنند و سران حكومت را پناه می دهند و رضاشاه فاتحانه وارد می شود
اما ازانجا كه انگلیش به خاطر داشت كه در 15 سال پیش از این گیلانیان با قدرت نظامی توانسته بودن تهران را فتح كنند لذا تصمیم به نابودی این خطر بالقوه گرفتند ... در طی قدامات عمرانی رضا شاه هیچ اقدامی كه به نفع رشد و توسعه این بزرگترین شهر زمان مشروطه باشد صورت نمی گیرد ... راه آهن .. جاده اسفالته .. كارخانه های متعدد .. هیچكدام در گیلان ساخته نمی شود ... شهری كه یكی از میدانهای جنگ جهانی اول بود و به ویرانه ای تبدیل شده بود بازسازی نمی شود ... راه آهنی كه روسها از رشت به پیربازار كشیده بودن ( اولین راهاهن در ایران ) برچیده می شود ... موقعیت تجاری رشت و گیلان از بین می رود ب دلیل سیایت دیوارهای آهنین شوروی ارتباط گیلان با اروپا قطع می شود و جریان روشنفكری كاهش می یابد و دیگر بازار رشد ان اهمیت سابق خود را به دست نمی آورد | |
پاسخ ها14 1 شهریور 1387 ساعت 19:42 | |
|
13 26 تیر 1387 ساعت 15:08 | |
از اینکه در حال اطلاع رسانی در مورد این سرزمینی که از مدتها قبل مورد بی لطفی قرار گرفته هستید کمال تشکر را دارم. دستتون درد نکنه |
12 13 خرداد 1387 ساعت 11:22 | |
فینالیست بوستن پگاه گیلانا به همه گیلانیان بخوصوص رشتیان تبریک گم به اومید قهرمانی |
11 7 خرداد 1387 ساعت 18:22 | |
دکتر «کریستیان برومبرژه» رئیس انجمن ایران شناسی فرانسه در ایران، رئیس سابق شورای میراث مردم شناسی فرانسه و عضو ارشد انجمن دانشگاهیان فرانسه که مجر ب ترین و برجسته ترین اساتید فرانسه در این موسسه عضویت دارند، یکی از کسانی است که بیش از سه دهه وقت خود را صرف شناخت فرهنگ ایرانیان کرده و تاکنون به نتایج بسیار ارزنده ای رسیده است. او به خوبی با زبان فارسی آشنا است و از زمانی که رساله دکترای مردمشناسی خودش را درباره گیلان تهیه کرده است، تحقیقات زیادی نیز در این حوزه انجام داده است. در حاشیه همایش هفتاد سال مردم شناسی ایران، که در کرمان برگزار شد روزنامه شرق در گفت وگویی کوتاه از چگونگی علت حضورش در ایران و نتایج 34 سال تحقیقاتش در گیلان جویا شد... |
10 27 اردیبهشت 1387 ساعت 09:17 | |
من خیلی وقت بو کلوب مین نموبوم و بحثان نیده بوم. شیمی دست درد نکنه. اَ بحث عالی بو. واقعا اگه فکری به حال امی گیلک زبان نبه، تا چند نسل بعدی به کل نابودَ به و تنها ایته خاطره و چند تا کتاب از آن منه. به ایتازبان مرده . نبایست والیم که امی زبان بیمیره. الَن خیلیان مثل من ایسد که قواعد و لغتان گیلکی خُب نانید یا کم دَنید و یا اشتباه. میرزا کوچک خانه درون هر هفته شب شعر بو . من چند دفعه ای شرکت بوکودم(پارسال). خُب بو چون بعضی از قدیمیان گیلک بیدم.بعضیان خوشن گیلکی شعر اوردیدی. گاهی نصف شعر نفهمستیم چون از امی اصیل واژگان استفاده گودیدی، و چقدر قشنگ و خُب بو. اما همچین آدمانی امی شهر مین داریم و از اوشان استفاده نوکونیم ایروز بوشوبوم میراث فرهنگی، ایپچه اطلاعات قدیم رشت خواستیم. اینفرَ معرفی بکودید که مشهور به فسیل رشت (بین او کسانی که اوی ایسابید).ایته از می دوستان بشو اونه ورجه. خیلی پیر ایسه اما خیلی پُر. من ننم که چطور بایستی از ا سرمایه ها استفاده گودن. چرا امن نتانیم با از همه پتانسیل و تاریخی که داریم امی صنعت توریست خُب راه تَودیم؟ من هفته پیش بُشم شیراز. اوی گفتیدی که وضعیت توریست خارجی گیلان مین چطوره. گفتیدی اگر از شیمی پتانسیلان استفتده بکونیک کلی اشتغال زایی هم به ولی!!!امان کلی پتانسیل داریمی ولی ... . نخواییدی گیلکان پیشرفت بکنند. سالها برخوره شنبه به نوروز اگه ایتا توریست هم بیه چون متفاوت آنقدر اشن نگاه کنیدی که باستی خوشان جمع و جور کنید(محله های قدیم میان مخصوصا بازار میَن) اگر بخواییم امی پتانسیلان بیگیم چه رشت شین ، چه گیلان شین، تا فردا و فرداها بایستی گپ بزنیم. ولی ننم امی گپ زدن تا کی!!!! کی و چطور خواییم از اشن استفتده بکونیم!!!
|
9 23 اردیبهشت 1387 ساعت 23:09 | |
این هم برگرفته از تارنمای گیلانیان استآموزش گام به گام سرکوب روشنفکرانهی مخالف یا چهگونه دیکتاتور قشنگی باشیم!پیش از هر چیز باید به این باور برسید که با بقیه تفاوت دارید! این خیلی مهم است. پس از همین حالا با خودتان تکرار کنید: من با دیگران تفاوت دارم. این تفاوت خیلی مهم است. دیگران شما را نمیفهمند. بسته به طیف فکری شما، دیگران یا مرفه بیدرد و بیاطلاع از رنج طبقهی شما هستند یا بیسواد و بیفرهنگ و درگیر توهماند. درست حدس زدید، این عین خودشیفتهگی ست. ولی خوب، اگر از این خصلت بیزارید، میتوانید با ریاضت دادن به خود به نوعی خودشیفتهگی منفی برسید.
خوب، خودشیفتهگی کافی نیست. شما باید کمی هم شیفته باشید. به بیان سادهتر: جوگیر. باید چنان باشید که آخرین نویسندهای که کتابش را میخوانید، پیغمبرتان گردد و آخرین روشنفکری که به شما افتخار داده و با شما چای یا قهوه نوشیده تبدیل به یک انسان بهبه و چهچه گردد. خوب، شما تا اینجا حساب خودتان را از دیگران جدا نموده و حتا الگوهایتان را نیز خودتان برمیگزینید. حال زمان آن فرا رسیده که وارد عمل شوید:
اگر از خودتان اثر (هنری، فکری، ادبی و...) ارائه میدهید. بهتر است که شفاهی باشد. چون اثر مکتوب، تعهد میآورد و نخستین خصلت هر دیکتاتور خوبی، گزک ندادن به دست دیگران است.
نقدهای وارده به اثر خود را دستهبندی کنید: تعریف شده؟ خوب، گرچه در دلتان قند آب میشود، اما با فروتنی تمام اعلام کنید که از شنیدن انتقاد بیشتر خوشحال خواهید شد! تأویل عجیب و غریب شده؟ شما بگویید جالب بوده، ولی حتمن منظور و درونمایهی فکری خودتان را هم اعلام کنید. انتقاد روبنایی شده؟ به نقش ایوان ایراد گرفتهاند؟ خوب! انتقاد یعنی همین! بهترین فرصت برای اینکه همه بفهمند شما چهقدر جامعهی باز کارل پوپر هستید! حتمن در پاسخ منتقد بگویید: چه سوال خوبی. حق با شماست. خوب، هیچ اثری کامل نیست. از پایبست نقد کردهاند؟ همه چیز را زیر سوال بردهاند؟ نقد رادیکال؟ اینجا همان بزنگاهی ست که یک دیکتاتور قشنگ مردمسالار از یک دیکتاتور بد متمایز میگردد. شما باید معصومانه حرف بزنید: خواهش میکنم غرضورزی نکنید. اگر نمیخواهید من اثر خودم را ارائه دهم بگویید. فضا را مسموم نکنید. شما با من خوب نیستید، چرا به اثرم توهین میکنید. من ترجیح میدهم در این فضا کار نکنم. (نترسید، این فضا را از دست نخواهید داد، حتمن کسانی هستند که با منت و خواهش شما را برگردانند) کسانی هستند که نمیخواهند من اثری ارائه دهم.
خوب، در مرحلهی بعدی، شما هم باید دیگران را نقد کنید. یادتان باشد بهتر است شفاهی باشد. درگوشی، دم در، توی راهرو، در جلسهای خصوصی. یا اگر مکتوب است، سعی کنید بعدتر آن را جوری حذف کنید. نقد هم تعهد به همراه دارد. شما چه میکنید. معلوم است! شما خیلی راحت هر نوع ادعایی که دلتان خواست عنوان میکنید. اگر کسی دلیل خواست خیلی راحت: من نظرم را گفتم. خواهش میکنم دربارهی نظر من کسی نظر ندهد. بحث سر خود اثر است، نه نظر من! طرف گیر سهپیچ داده که بفهمد شما ادعاتان را از کجایتان در آوردهاید؟ خیلی راحت بگویید: لزومی نمیبینم اثبات کنم!
فراموش نکنید که برای دیکتاتور بودن، آن هم از نوع قشنگ، فروتنی و خضوع خیلی مهم است. به ویژه باید به همه بفهمانید که فروتنی نه یک فضیلت اخلاقی، که یک وظیفه است.
همیشه توپ را به زمین دیگران بیندازید یا به بیانی دیگر، دست پیش را بگیرید که خدای نکرده پس نیفتید! نظر مخالفی را قبول ندارید؟ سریع طرفتان را محکوم کنید که با نظرش دارد شما را سرکوب میکند و مجبورید به خاطر غرضورزیهایاش سکوت کنید.
در جمعی فرهنگی، در اقلیت هستید؟ سریع اکثریت را به باندبازی متهم کنید. کسی شما را تایید نمیکند و دائم در معرض نقدید؟ این نکتهی مهم دیگری ست که ما آن را «لزوم وجود دشمن» مینامیم. همیشه باید «کسانی» باشند که نخواهند شما پیشرفت کنید. اینها میتوانند موجودات فضایی یا شخص بیچارهای که روحش هم از قضیه بیخبر است، باشد. فرقی ندارد. مهم این است که سنگاندازی دیگران، باید وجود داشته باشد. همین حالا بگردید در میان اطرافیان، به ویژه از میان منتقدانتان، کسانی که با شما خصومت شخصی دارند یا میتوانند داشته باشند را بیابید. اینها گزینههای مناسبیاند.
خوب، حال شما یک دیکتاتور قشنگ هستید. شما روشنفکرید. مطالعات خیلی زیادی دارید. گاهی از پستمدرنیسم هم جلو میزنید. در عین حال، خیلی راحت میتوانید نقدهای وارده را سرکوب کنید. هر مخالفی را با برچسب مغرض، دیکتاتور، بددل، بدخواه و... از مسیر حذف کنید و تازه دل همه هم به حال شما بسوزد! هر آسمان و ریسمانی را میتوانید به هم ببافید و هیچکس هم نتواند از شما بپرسد که چرا. چون شما لزومی بر اثبات آن نمیبینید.
شما یک روشنفکر دموکراتید و حاضرید در شرایطی برابر با بقیه مخالفان کار فکری کنید، البته به شرطی که همه خم شوند و قدشان را به قد شما برسانند تا مسابقه عادلانه صورت گیرد!
--------------------------------------------------- پینوشت و سخنی با خواننده: درست حدس زدید. انگیزهی نگاشتن این نقد هجوگونه، مابهازاهای خارجی بسیاری دارد و برخوردهای پرشمار من با این دیکتاتورهای زیبا در فضاهای فرهنگی گونهگون، از مدتها پیش مرا به نوشتن چیزکی واداشته بود. اما متاسفانه، روش و کنش دیکتاتورهای زیبا، چنان زیرکانه و ریاکارانه است که نمیتوان به راحتی و به سخن جدّ به آن نزدیکی جست و سرآخر خود متهم نشد! چون برعکس دیکتاتورهای زشت که در تاریخ بسیار از آنان سراغ داریم، که روششان سرکوب مستقیم و حذف فیزیکی ست، روش زیبایان آن، با پنبه سر بریدن و انگ خود بر دیگری چسباندن است و در برخورد با این دومی، تا به خودت بیایی، توپ را در زمین خویش خواهی یافت! از سویی، روز به روز بر تعداد اینان که از روی اتفاق کبادهکش آزادی و آزادیخواهی هم هستند افزوده میشود و هماینان دست به دست دیکتاتوری زشت، کمر به مسخ «نقد رادیکال» بستهاند. آن یک با برچسبها و عنوانهای حقوقی و قضایی و این یکی با برچسبهای روشنفکرانه و معصومانه. جالب آنکه بسا از دیکتاتوران زیبا که در بند دیکتاتوران زشت گرفتار آمدهاند اما خود از همان بند به پای منتقدان خویش بستهاند. و در این گیر و دار، نقد رادیکال که همواره چشم به پایبست دارد، جای خویش را به نقدهایی با رعایت حال و مقام و مکان با سرخآب نان ِ قرضی و سفیدآب دموکراتمنشی و روشنفکری میدهد. و این همان نقدی ست که در بند نقش ایوان است. اینگونه است که از روی ناچاری، و از هراس هر دوی این زشت و زیبا، دست به دامان هجو بردهام که هم از تلخی نقد کاسته شود و هم دیوار دفاعی باشد برای توپی که به زمین خودی انداخته خواهد شد. |
8 21 اردیبهشت 1387 ساعت 11:11 | |
سلام . من هم با حرفای شما موافقم و امیدوارم گیلکها خیلی بیشتر از ترکها به زبون و فرهنگشون تعصب نشون بدن و بیشتر به همه ی دنیا عرضه کنند نه تنها به شهر و کشور خودشون . من توی استان گیلان میبینم که حتی آستارایی ها و تالشی ها و بعضا انزلی چی ها ترک زبان هستند ! و این یعنی فاجعه ! چرا اونها باید همه رو منزوی کنند و همه جا پا بگذارند .
|
7 21 اردیبهشت 1387 ساعت 11:00 | |
شیمی امره موافقم اما می نظر انی کی ایبچه توند تر بیبیبم جلسات حضوری بداریم اعلامیه پخشا کونیم اهنگ فدیم بیرون فقط نت امره نیبه باید اول از همه امی گیله مردان غرور فدیم , هه قدری امی رشته زاکان بدانید کیسیدیو چه تاریخی اشنه پوشت ایسا امیره تانه کفایت بوکونه تا وقتی ایته تورک و کورد و فارس سگه لاب بوگوده و شروع به توهین بوگوده همه رشته زاکان اعتماد به نفس امره اشنه جوابه فدنید ! اشنه به خاطر باوریم کیسیدی !
|
6 21 اردیبهشت 1387 ساعت 04:33 | |
کار تانیم زیاد بوکونیم
هنی کی والانیم امی زبان بیمیره ... والانیم دوشمن بگه شومان زبان ناریدی .. والانیم امی زبانا بیگید گویش و ... مشت محکمی ایسه بر دهان او دوشمنان
امی وظیفه ایسه کی امی فرهنگا پاس بداریم
امی قدیمی لغتانا فراموش نکنیم ... گیلکی بینویسیم ... گیلکی گب بزنیم ... گیلکی کتاب چاکونیم ... امی ادبیاتا باوریم امی زندگی درون ... امی قدیمی ترانانا بیایم و حفظ بکونیم و نشر بدیم ....
ایتا وب سایت چاکونیم : فرهنگستان زبان و ادب گیلکی .... هن دوشمنا بیچاره کونه . اون خایه امان زبان نداریم ... امان د فارسی گب نزنیم !!
من قبلاً گوفتیم چره ولکا گیم ولک بیگیم برگ ... چره ذومایا گیمی ذوما بیگیم داماد ... چرا گونبذا گیم گونبذ بائیم بیگیم گنبد ... اما اسا دینم نه ... هرچی امان کوتاه بائیم دوشمن بدتره کونه ... پس امانم بیم زنگیه زنگ ... هچین کاله گیله مرد بیم کی د دشمن نتانه امی زبانا ایتا کلمه بفهمه !!
ایران هر چی داره از گیلکان داره در ا 150 سال اخیر ... تمام اشان فرهنگ و علما امان چاکودیم ... هر جیگا دست بنیم گیلک چاکوده .... تمام مدارس کتابانا دکتر بهزاد زیر نظر چاکودیدی ... رشتی بو ...
گیلکی رادیو تلویزیون واستی بداریم ... اجازه ندائیدی ... اینترنتی راه تاودیم ... ماهواره ای راه تاوادیم
دانی چره تورک و کورد و بلوچ و عربا نتانستیدی خفا کونید ... چونکه مرز پشت هم زبان داشتیدی اوشان هوایا داشتیدی ... امان چی ؟ اوطرف کیا داریم .......... با فرهنگ ترین و روشنترین مردمانا داشتیم ولی دوشمن سرکوب بکوده ....... امان واستی والانیم ... امان واستی امی خاک و فرهنگ و قلمرویا پاس بداریم .........
امارا گیدی داعی ... دعوت کنیم مردمانا به خوشان اصل ... اشان ءِ پاسدار تاریخ و فرهنگ و هویت ایسیم گیلک زبان نداره .. رادیو نداره .. تلویزیون نداره ... روزنامه نداره .. کتاب و وب و ماهواره نداره ... میره ! واستی امی فرهنگا باوریم چشم پیش ... بدانیم که گیلک سره بر همه ... امان بهترینیم ! ... فخر کونیم به ان کی گیلکیم و غیر گیلک نیم
کی بهتر از گیلک
کی برتر از گیلک
هرکی خو تاریخا بدانه دانه کی گیلک مردیو خو زمینا هیچوقت دوشمنا فاندا ...
جنگلیان امی چریکان بیدی ... میرزا هنوز جنگله میان ایسا ... اما برارکشی اون خون میان نیه ... نابرار امرا چی بکونیم ؟ الموت نیرویان ... خارجی دشمنء شینه ... |
5 21 اردیبهشت 1387 ساعت 01:55 | |
فارسا و گیلکان اخه چره قیاس کونی ری، اوشن عربان مانستن ایسید، امی کلاس بجیر آی گیم اما از ا فارسان بهتر ایسیم ![]() ![]()
|
4 21 اردیبهشت 1387 ساعت 01:41 | |
میلاد جان وقتی ا حرفانه اشنوم می سر داغا به می اعصاب بهم ریزه دوست دارم همتانه ا فارسانه بوکوشم می دست کوتاهه جاییه فا انرسه دوست دارم بینیشم زار زار گریه بوکونم واقعا چره اتویه از اشان بد تر امی همشهریانی ایسیدی که خوشانا از اما جودا کونیدی ادم اشنه که دینه ادمی دیل گیره دوست دارم اشنه خرخره بجویم حرفم اشنه حالی نیبه چی با گودن تنهاییمی باید جمع ببیم اتو حسرت خوردن فقط امی اعصابه خوردا کونه ! |
3 21 اردیبهشت 1387 ساعت 01:26 | |
20 سال بو کی رشت میان ایسا بوم خیال کودیم ایرانیم و ایران ءِ همه جیگا امی پیله رشتا مانه می عمو پسر بوشو همدان , خو زنانه امرا ... چند سال بگذشته ایدفعه بیشتاوستیم خو گود ءِ ( فامیل ) نام ا عوضا کوده ... می پئر انا بگوفته د ترا نیدینم ... بگوفته آقامو نانی .. می کوجه کر شء مدرسه انا گیدی تو رشتی ئی و ... فلان و فلان ..
باموم رشت جا بیرون ... بیدم ایرانیان فرهنگ ناریدی ا شهر او شهر .. ایتا بدتر از اویتا
کله خوشکان .. اشان ذات گند ءِ بو دهه ... اشان درون چه کثافت درءِ ... عقب بمانده ایسیدی .. خوشان ءِ منجلاب ءِ میان امرا گیدی بد ... بو خودا هیچ جیگا گیلان مانستن فرهنگ ناره ... گیلان میان پشت کوهی نتانی بیابی ... او دهات کش ءِ شین هم ارزه به هرچی عراق ء شهر نشینا ...
ایرانیان صد سال گیلانیان ءَ پسء کون قاف ایسیدی ... ایتا مثال زنم ... خانَم ایران ناصری رضا شاه دوره انزلی میان راننده تاکسی بو ... 80 سال پیش ... هنوزم ا عراقیان بعضی جیگان اصلاً قبول ناریدی زنانه بایه بیرون کار بکونه یا ماشین دواره ... ماشین دوارستنا کفر دانیدی ... تلفنی تاکسی چاکودیدی زناکان ءِ مخصوص , اونم چی بعد ءِ 80 سال کی امرا بگوفتیدی شومان بی غیرتیدی .. شومی زن ش ء تاکسی دواره .. بیچاران امی فکر 80 سال شومی جا جلوتر ایسه ... شومان خیلی داریدی امرا فارسید ...
فوفارسستن دانیدی چیسه ؟ فوتورکستنا بیشتاوستیدی فوکوردستنم بیشتاوستیدی فو تورکستن یعنی فو + تورک + ستن : هجوم آوردن ترکان مانستن .. تورکان فوتورکستیدی گیلانا .. هجوم باوردیدی اما نتانستیدی کاری بوکونید .. ایتا فعل امرا چاکودیدی : فو تورکستن ؛ هجوم آوردن تورکان ءِ مانستن ... فوتورکان : تشر
کوردانم باموئیدی فوکوردانئیدی : یعنی کورد ( کرد ) بامو گیلان ءِ میان امی خانه زندگیا فوکوردانه .. ویران بوکود ... فوکوردستن : فرو ریختن .. ویران شدن ,
اما اسا از رضا شاه دوره امرا فوفارسستن داریدی : دانی یعنی چی : یعنی باموئیدی امی هویتا انکار کودان داریدی و ایتا هویت جعلی نهنداریدی اون ءِ جا : فو فارسستن : یعنی با حیله گری چیزی را انکار و نابود کردن و به شکا دیگری جلوه داده : ان کاری ایسه کی یک قرنا گیلان و گیلک ء امرا کودن داریدی .. امی هویتا انکار و نابود کودن داریدی و خائیدی امرا فارس چاکونید
تورک و کورد نتانسته امرا واگردانه ... هجوم باوردیدی ... ویرانا کودیدی .. نتانستیدی فارسانم نتانیدی امی هویتا از بین ببرید ...
هنوز سمنان ءِ دهاتان میان واورسی گیدی امان گیلکیم هنوز آملیان گیدی امی زبان گلکی ایسه هنوز گرگان دهاتان بشی واورسی شومی زبان چیسه گیدی امان گلکی گب زنیم
تا چالوس خوشان رسماً گیلک دانیدی و گیلانی ... فخر کونیدی کی ایتا گیلکیدی رضا شاه هرچی بامو بگه مازندران .. مازندرانی ... مازندران ءِ دریا نبوسته امی دریا هو کاسپی دریای یه .. نه خزر نه مازندران عربان امی دریا یه گیدی بحر قزوین ... اوشان ءِ منظور ایسه کی کاسپین هو قزوینه زبانشناسی قواعد ءِ امرا به کی قزوین و کسپینا ایتا کلمه بدانیم تاریخی یم بیدینیم گیلان قلمرو کوه پشتم ادامه داشتی ... عربان باموئیدی بتانسیدی کوهستانی گیلانا بیگیرید یعنی قزوین و ری و سمنان و قومسا ... ایتا ولایتم چاکودیدی جبال نام ، انا مرکز ری ... ا مناطق همه گیلک نشین بو .... قزوین .. ری .. جبال ولایت کی اون ءِ مرکز ری بو گیلک نشین بو ... تمام رازیان اشان محلی زبان گیلکی بو ... اشان ءِ متنانا بخوانید دینیدی کی هرزگاهی ایتا گیلکی ردپا اشان دری نویسی میانم دء به ...
اگر آغا محمد خان تهرانا پایتخت نوکوده بی ... الان تهران گیلک نشین بو ... کل البرز گیلک نشین ء .... گیلانا شا دو قسمت دانستن تاریخی نگاه امرا : جنگلی گیلان یعنی پیله گیلان از کوه و دریا بین : از لنکران و نفت چالا و بادکوبه جیر تا استراباد و گرگان و گنبذ ... و کوهستانی گیلان : یعنی البرز تا اوطرف دامنان ... قزوین .. ری .. تهران .. سمنان .. قومس ..و ... کی ا مناطق بتدریج فارسان بیشترا بوستیدی بعدم تورکان باموئیدی ... بالاخره وقتی گیلان د جا نداره گیلکان کویا واستی بیشید ... مسلمه کی کویانا گیریدی
200 سال گیلکان الموت قلعه یان میان عباسیانا ذله بوکودیدی ... گیلکانا دست کم نیگیرید گیلکی تمدن ... پیله تمدنه قدیم تر از ایران ءِ تمدن .. همعصر آشوریان ایسه ... قبل از انکه مادان دولت چاکونید امان کشور داشتیم .... مادانا امان کمک بوکودیم هگمتانه یا چاکونید ... هوخشتر کیاسار ... آژی دهاک ... از امان کمک گیفتیدی تا آشور مقابل بئسید
گیلکانا دست کم نیگیرید ... امی تمدن هچین هچین نیه ... اولین دولتی بیم کی عربانا خوشان ءِ جا بینیشانئیم ... عباسیان ءِ خلیفه یا امان تعیین کودیم ...
امرا یادا نشه امرا یادانشه ایران میان با فرهنگ تر و پر افتخار تر از گیلک ننا ... گیلک هیچ وقت تسلیم نبوسته ... هیچ وقت ان ء خاکا کسی نتانسته بیگیره ... همیشه آزاد بیم ... هنه واستیه کی آزادمرد ترین و روشنفکرترین مردمانا داریم .. نه عرب بتانسته .. نه مغول و تورک .. نه کورد ... فارسم نتانه امی فرهنگا بیگیره ... صد ساله امان ایرانیانا فرهنگ دهنداریم ... هرچی تجدده امی جا داریدی .. اما کور ء پیچائیدی ... بی شناقیدی ... قدر نشناسیدی .. نامردیدی ... امی نمکا بخوردید ... امی نمکدانا بشکنئیدی ... صد سال ایسه کی امرا فوفارسستن داریدی ...
|
2 19 اردیبهشت 1387 ساعت 22:06 | |
اما ازانجا كه انگلیش به خاطر داشت كه در 15 سال پیش از این گیلانیان با قدرت نظامی توانسته بودن تهران را فتح كنند لذا تصمیم به نابودی این خطر بالقوه گرفتند ... در طی قدامات عمرانی رضا شاه هیچ اقدامی كه به نفع رشد و توسعه این بزرگترین شهر زمان مشروطه باشد صورت نمی گیرد ... راه آهن .. جاده اسفالته .. كارخانه های متعدد .. هیچكدام در گیلان ساخته نمی شود ... شهری كه یكی از میدانهای جنگ جهانی اول بود و به ویرانه ای تبدیل شده بود بازسازی نمی شود ... راه آهنی كه روسها از رشت به پیربازار كشیده بودن ( اولین راهاهن در ایران ) برچیده می شود ... موقعیت تجاری رشت و گیلان از بین می رود ب دلیل سیایت دیوارهای آهنین شوروی ارتباط گیلان با اروپا قطع می شود و جریان روشنفكری كاهش می یابد و دیگر بازار رشد ان اهمیت سابق خود را به دست نمی آورد ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() مرسی عالی بود ولی یه نکته ای همون اول داشت که درسته ظاهراً قزوین و کاسپین شبیه همند ولی در واقع یکی نیستند ![]() ![]() |


















